رافع بن مکیث بن عمرو بن جراد جهنی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از رافع بن مکیث)

آشنایی اجمالی

وی مکنی به ابوزرعه[۱] و چنان که از نسبتش پیداست از قبیله جهینه، از قضاعه است[۲]. رافع در مدینه خانه داشت[۳]، اما ابن ابی‌حاتم[۴] شامی را هم ذیل اسم او افزوده است. تاریخ دقیق مسلمان شدن او را نمی‌دانیم، اما در حدیبیه همراه رسول خدا(ص) بود و از بیعت‌کنندگان بیعت شجره و رضوان است[۵]. در سریه زید بن حارثه (جمادی الآخره سال ششم) در حسمی حضور داشت و زید بعد از پیروزی بر جذامیان که سفیر رسول خدا(ص) را غارت کرده بودند، رافع را به عنوان مژده رسان بر یکی از شتران ماده که از آن قوم غنیمت گرفته بود، به محضر رسول خدا(ص) فرستاد، اما قبل از رسیدن رافع به مدینه در راه به علی بن ابی‌طالب برخورد. آن حضرت شتر را از رافع گرفت که به آن قوم برگرداند؛ زیرا زید بن رفاعة جذامی با تنی چند از قوم خود به حضور پیامبر(ص) آمده و مسلمان شده و از آن حضرت خواسته بود تا اسیران قومش را آزاد کند. رسول خدا(ص) علی بن ابی‌طالب(ع) را برای همین کار گسیل داشته بود تا آنچه را از ایشان گرفته شده بود به آنان برگرداند[۶]. به نظر می‌رسد کار رافع در جنگ‌ها نامه‌رسانی بوده است، او افزون بر سریه زید در سریه دومة‌الجندل (شعبان سال ششم) نامه عبدالرحمن بن عوف و در ذات‌السلاسل (سال هشتم) نامه عمرو بن عاص[۷] را برای رسول خدا(ص) آورد[۸].

رافع در سریه کرز بن جابر فهری به ذوالجدر حضور داشت[۹] و در فتح مکه حامل یکی از چهار پرچمی بود که رسول خدا(ص) برای جهینه بسته بود[۱۰]. رسول خدا(ص) در سال‌های آخر عمر خود (سال نهم) رافع را برای جمع کردن زکات جهینه فرستاد و او زکات ایشان را گرفت و بازگشت[۱۱]. روایت «حسنُ الخُلق نِماء و سُوء الخُلق شؤم و البر زیادة فی العمر» از طریق رافع از رسول خدا(ص) نقل شده است[۱۲].[۱۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۲۲.
  2. سمعانی، الانساب، ج۲، ص۱۳۴.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۷.
  4. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۸.
  5. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۳۶۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۵.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۸ و ج۴، ص۲۵۷.
  7. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۹؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۲، ص۲۰۲.
  8. شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۶، ص۹۴؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۱، ص۲۶۹.
  9. مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۳۷.
  10. واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۱۹.
  11. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۰؛ ابن سیدالناس، عیون الأثر، ج۹، ص۲۵۲.
  12. احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۱۵۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۵۳؛ و با کمی اختلاف در تعبیر؛ صنعانی، المصنف، ج۱۱، ص۱۳۱؛ ابوداود، سنن ابی‌داود، ج۲، ص۵۱۱.
  13. محمدی، رمضان، مقاله «رافع بن مکیث بن عمرو بن جراد جهنی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۰۳-۳۰۴.