مقدمه

او از جملۀ کسانی بود که پس از داستان حکمیت از سپاه امام جدا شد و به حروراء رفت و از جملۀ سران خوارج بود. روزی او همراه با حرقوص بن زهیر نزد امیر المؤمنین(ع) آمد و به آن حضرت گفت: که از گناه خود توبه کن! به خدا قسم اگر از گناه تحکیم توبه نکنی تو را خواهیم کشت و در این کار رضایت خدا را طلب می‌کنیم. امام فرمود: وای بر تو! چقدر شقی هستی. گویا تو را می‌بینم که کشته شده‌ای و باد بر جنازه‌ات می‌وزد. زرعه گفت: دوست دارم که چنین باشد[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. بحار الانوار، ج ۳۳، ص۳۴۵
  2. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۲۰۶.