زیاد بن سبره یعمری
آشنایی اجمالی
وی را با توجه به نسبتش میتوان به «یَعْمَر» تیرهای از کنانه منسوب دانست[۱]. برخی منابع تنها براساس خبری که از وی نقل شده او را در شمار صحابه آوردهاند. زیاد میگوید: من همراه رسول خدا(ص) آمدم تا آنکه نزد گروهی از قبیله اشجع و جهینه ایستاد و با آنان شوخی کرد و خندید. من در باطن خود خشمگین شدم و چون سبب آن را پرسیدم، رسول خد(ص) خشمگین شد و دست خود را بالا برد و به شانه من زد و فرمود: آنان از بنیفزاره[۲] و بنیشرید و از قبیله تو بهترند، «اولاء استغفروا الله؛ آنان از خداوند طلب مغفرت کردهاند»[۳]. زیاد میگوید: پس از رحلت رسول خدا(ص) هنگامی که ارتداد رخ داد هیچیک از افراد قبایل یادشده، که پیامبر(ص) آنان را بهتر دانست، نماندند مگر آنکه مرتد شدند و من در انتظار ارتداد قبیله خود بودم از این رو نزد عمر آمدم و این خبر را به او گفتم. عمر گفت: نگران نباش مگر نشنیدی رسول خدا(ص) فرمود: آنان استغفار کردهاند؟[۴]. منابع یادشده جمله پایانی رسول خدا(ص) را به اختلاف «اولاء استغفروا الله» و «اولا استغفر الله»، یعنی به شکل جمع و مفرد، آوردهاند که به ویژه شکل مفرد را اگر فعل امر بدانیم معنا و مفهوم سخن پیامبر(ص) که بسیار متفاوت خواهد شد. اگر شکل جمع را در نظر بگیریم سخن پیامبر(ص) نشاندهنده استغفار آن قبایل است و رسول خدا(ص) کسانی را که اهل استغفار باشند ترجیح داده است، اما اگر شکل مفرد و حالت امری آن را در نظر بگیریم به احتمال رسول خدا(ص) از «زیاد» میخواهد که از پرسش و اعتراضی که کرده است، استغفار کند.[۵]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۵، ص۶۹۹.
- ↑ و بنیبدر، ر.ک: ابن ابیعاصم، الاحاد والمثانی، ج۵، ص۱۸۱؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۷، ص۱۱۳.
- ↑ ابن ابیعاصم، الاحاد والمثانی، ج۵، ص۱۸۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۳۳۴ و ص۴۸۲.
- ↑ ابن ابیعاصم، الاحاد والمثانی، ج۵، ص۱۸۱؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۳، ص۱۲۱۵.
- ↑ خانجانی، قاسم، مقاله «زياد بن سبره یعمری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۴۱۱.