عبدالله بن اسید کندی
مقدمه
عبدالله بن اسید کندی در سند روایتی در کتاب مختصر البصائر، در شمار اعضای شرطةالخمیس معرفی شده است. در این اثر میخوانیم: حدیث کرد ما را عبدالله بن اُسَید کِنْدی که از شرطةالخمیس بود[۱]. از پدرش نقل مینماید که من با مردم نشسته بودم نزد علی، که ابن معن و ابن نعج آمدند. درحالی که با آنان عبدالله بن وهب راسبی بود و در گردنش جامهای قرار داده و او را میکشیدند. پس گفتند: ای امیرالمؤمنین! این مرد را بُکش و با دروغگویان سازش منما! حضرت فرمود: وی را نزدیک بیاورید. او را آوردند. به آن دو فرمود: چه میگوید؟ گفتند: گمان میکند تو دابةالارض هستی و به زودی کشته میشوی؛ یعنی خون سرت به صورتت میریزد. حضرت روی به ابن وهب کرد و فرمود: اینها چه میگویند؟ گفت: ای امیرالمؤمنین! من حدیثی را برایشان گفتم که عمّار برایم گفته بود. فرمود: او را رها کنید. در روایتِ دیگری حضرت فرمود: ای فرزند مادر سیاه! تو حدیث را میشکافتی؛ شکافتنی. این مرد را رها کنید. پس اگر دروغ گو باشد دروغش بر عهدۀ اوست و اگر راست بگوید، به من میرسد آنچه میگوید[۲].
گرچه به ظاهر عبدالله بن اُسَیْد جزو شرطه معرفی شده است، به نظر میرسد پدرش اسید کندی جزو شرطه در زمان حضرت بوده و منظور از عبارتِ «او از شرطةالخمیس بود»، اسید است، نه عبدالله فرزندش، گزارش وی نیز از واقعۀ تاریخی این نکته را تأیید میکند. از یاران امام صادق(ع) عبدالله بن اسید قرشی اخنسی کوفی است که در سال ۱۸۳ درگذشت[۳]. وی نمیتواند از قبیلۀ کنده باشد بلکه او شخص دیگری است.[۴]
منابع
پانویس
- ↑ حسن بن سلیمان حلّی، مختصر البصائر، ص۴۷۹؛ بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۰۸: «عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أُسَيْدٍ الْكِنْدِيُّ وَ كَانَ مِنْ شُرْطَةِ الْخَمِيسِ عَنْ أَبِيهِ».
- ↑ حسن بن سلیمان حلّی، مختصر البصائر، ص۴۷۹: «يَا ابْنَ أُمِّ السَّوْدَاءِ إِنَّكَ تَبْقُرُ الْحَدِيثَ بَقْراً خَلُّوا سَبِيلَ الرَّجُلِ فَإِنْ يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صَادِقاً يُصِيبُنِي الَّذِي يَقُولُ».
- ↑ رجال الطّوسی، ص۲۳۳؛ مستدرک الوسائل، خاتمه، ج۸، ص۱۴۵.
- ↑ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، ج4، ص 374.