غانمه بنت غانم
مقدمه
ابراهیم بن محمد بیهقی از علمای قرن سوم هجری در کتاب محاسن و مساوی مینویسد: به غانمه دختر غانم خبر رسید که معاویه و عمرو بن عاص به بنیهاشم دشنام میدهند. او در مکه به پا خاست و در خطبهای بسیار محکم و طولانی محاسن و مکارم بنیهاشم و مذمت بنیامیه را برشمرد. در قسمتی از سخنانش گفت: بنیهاشم سرآمد بزرگان و پاکیزهترین پاکان در حلم و بردباری هستند و در عطا و جود و سخا کسی بر آنها پیشی نگرفته و عبدمناف، هاشم، عبدالمطلب، ابوطالب، عباس، حمزه، جعفر طیار از ما هستند و امیرالمؤمنین علی(ع) که همانند او هرگز دیده نشده و فارس میدان لافتی و کریمترین مردم بعد از رسول الله(ص) است از ماست و دو فرزندش حسن و حسین که سادات جوانان بهشت هستند از ما میباشند. آنگاه در ادامه افزود به خدا قسم هرگز معاویه امیرالمؤمنین نباشد و گمان نکند که این منصب از برای اوست. هرآینه به سوی معاویه سفر میکنم و چندان از معایب او برمیشمارم که عرق خجلت در پیشانی او متراکم شود. در آن زمان معاویه در مدینه به سر میبرد. غانمه به مدینه رفت و با معاویه دیداری داشت و در آن ملاقات که عمرو بن عاص نیز حضور داشت غانمه آنچنان محکم و استوار به بدگویی معاویه و عمرو بن عاص پرداخت که معاویه را مجبور ساخت تا در حضور جمع حاضر بگوید که دیگر هرگز نسبت به بنیهاشم جسارت نکند[۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ برای تفصیل بیشتر ر.ک: ریاحین الشریعه، ج۴، ص٣٨٩-٣٩٣؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۵۶۳-۵۶۵.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۰۶.