مدینة النبی در تاریخ اسلامی
مقدمه
شهری است مشهور در حجاز موسوم به مدینة النبی(ص). این شهر را که اقلیم شناسان کهن آن را در اقلیم دوم ذکر کردهاند،[۱] شهری است نصف وسعت مکه، در حرهای با زمین شوره زار، دارای آب و نخل بسیار. [۲] نزدیکترین کوه آن، کوه قبا است که در دو فرسخی شمال این شهر قرار دارد.[۳] کوه دیگر آن احد است در حدود یک میلی شمال آن.[۴] شهر مدینه در میان دو حره[۵] «واقم» و «وبره» که به ترتیب شرق و غرب آن را احاطه کردهاند، قرار دارد.[۶] این شهر دارای ۲۹ اسم است که از جمله آن میتوان به نامهای مدینه، طیبه، طابه، محبوبه، عذراء، جابره، قاصمه و... اشاره کرد.[۷] مدینه دومین شهر مهم مذهبی مسلمانان بوده و آثار ارزشمندی چون مسجد و مرقد پیامبر اکرم(ص)، قبرستان بقیع و مدفن دخت نبی فاطمه زهرا(س) و چهار امام شیعه و بسیاری از بزرگان اسلام و نیز اماکن مقدس دیگر را در خود جای داده است. این شهر که تا پیش از هجرت پیامبر اسلام(ص) به این شهر، یثرب نام داشت، پس از هجرت ایشان، به «مدینة النبی» تغییر نام یافت و به عنوان پایتخت حکومت اسلامی تا سال ۳۶ هجری به فعالیت خود ادامه داد. نبرد مسلمانان با مشرکان و نیز پیکار با یهودیان مدینه، قیام مسلمانان علیه خلیفه سوم و کشته شدن او،[۸] واقعه تلخ حره[۹] و قیامهایی نظیر قیام نفس زکیه[۱۰] و قیام شهید فخ[۱۱] از حوادث بسیار مهم در تاریخ این شهر به شمار میروند[۱۲].
با هجرت رسول خدا(ص) به یثرب، این شهر را مدینة النبی لقب دادند. مدینه شهر هجرتگاه و اقامتگاه حضرت محمد مصطفی رسول گرامی اسلام و پایگاه صدور اسلام در صدر اسلام است. مدینه از شهرهای قدیمی عربستان جزو استان حجاز است که راجع به بنای آن اطلاعاتی در دست نیست و تاریخ روشن آن با مهاجرت یهود به این ناحیه شروع میشود که در زمان شروع مهاجرت آنها به این منطقه نیز اختلاف است (و بنا به برخی احتمالات از ویرانی اورشلیم به دست بختالنصر میباشد) دومین گروه ساکنان مدینه را مهاجران عرب یمنی (یعنی قبایل اوس و خزرج) تشکیل میدادند که پس از تسلط حبشیها به یمن و یا بعد از خرابی سد مأرب به مدینه کوچ کردند و از قرن چهارم میلادی به بعد در اینجا سکونت گزیدند. مدینه پایگاه نشر اسلام و صدور فرامین و پایتخت حکومت اسلام شد. از این شهر بود که به فرمان رسول اکرم(ص) مسلمانان به نقاط مختلف عربستان گسیل شدند و طوایف را به اسلام فرا خواندند. از مدینه بود که رسولان آن نبی اعظم به مراکز سیاسی بزرگترین حکومتهای وقت اعزام شدند و نامه دعوت اسلام را به پادشاهان و امپراطوران جهان ابلاغ نمودند. سپاه مسلمین با حرکت از مدینه ستیز سپاهیان ابرقدرتهای زمانه را در هم شکست و پرچم توحید را در سرزمینهای دور و نزدیک به اهتزار درآورد. مدینه جایگاه نشو و نشر علوم اسلامی نیز بود. در این دانشگاه دانش اسلام ریشه زد و به دیگر نقاط عالم شاخ و برگ گسترانید و امامان در این شهر در راه نمود سیاست اسلام و تبیین معارف اسلام تن و جان به زخمه زهر سپردند[۱۳].
تاریخچه یثرب
پیش از هجرت رسول خدا(ص) به مدینة النبی، این شهر یثرب نام داشت. به جز قبایل یهود و اعرابی که در یثرب ساکن بودند، تعدادی از اعراب نیز از «یمن» و جنوب شبه جزیره مهاجرت کرده و در سرزمینهای شمالی از جمله «یثرب» و «غسان» ساکن شدند.
مردم یثرب به کعبه احترام میگذاشتند و همه ساله برای طواف آن و عبادت بتها به مکه میآمدند. به علاوه بازارهای مکه نیز انگیزهای بود تا آنان به مکه بیایند و روابطی با قریش داشته باشند. از زمانی که پیامبر(ص) دعوت خویش را آشکار کرد و آیات قرآنی در میان مردم انتشار یافت، اهل یثرب به دلیل همین رفت و آمدها، کم و بیش با آن آشنا شده بودند، اما حرمتی که برای قریش قائل بودند مانع از آن شده بود که خود را به رسول خدا(ص) نزدیک کنند. نخستین بار دو نفر و در سال یازدهم شش نفر از مردم یثرب اسلام آوردند. آنها این پیام جدید را به دیگران رساندند و در سال دوازدهم بعثت، دوازده نفر از مردم یثرب که مسلمان شده بودند در ایام حج به دیدار رسول خدا(ص) شتافتند. پس از آن بود که پیامبر(ص) یکی از بهترین اصحاب خود یعنی مصعب بن عُمَیر را برای تبلیغ اسلام به یثرب فرستاد و در سال سیزدهم بعثت، نزدیک به هفتاد نفر از مردم یثرب برای بیعت با رسول خدا(ص) به مکه آمدند. آنان ضمن بیعت با رسول خدا(ص) از آن حضرت خواستند تا به یثرب بیاید و تعهد کردند که از آن حضرت دفاع خواهند کرد، همانگونه که از زن و فرزند خویش دفاع میکنند. این دعوت سرآغاز هجرت پیامبر(ص) و اصحاب آن حضرت به مدینه بود[۱۴].
مورخان در مورد نخستین ساکنان یثرب پس از طوفان نوح(ع) با یکدیگر دچار اختلاف شدهاند که آنان را میتوان به پنج گروه تقسیم کرد.
۱. بعضی گفتهاند: هنگامی که مردم، از کشتی نوح(ع) که بر کوه «جودی» نشسته بود خارج شدند، به سوی مدینه رهسپار گشتند، محل فرود این عده بعدها به سبب تعداد آنان «بازار هشتاد» نامیده شد. آنان تنها ماندگان و زندگان پس از طوفان نوح(ع) بودند؛ زیرا طوفان جز این هشتاد نفر روی زمین، هیچ عمارت و یا مخلوقی اعم از نبات، حیوان یا انسانی را باقی نگذاشته بود. در زمانی دراز، نسل ایشان گسترش یافت. پس از چندی «نمرود»، فرزند «کنعان بن سام بن نوح(ع)» در میان آنان به حکومت نشست. زبانی که این قوم به آن سخن میگفتند به «۷۲ زبان» تقسیم میشد که عربی یکی از آنها بود. «عِملیق و طسم» پسران «لود بن سام بن نوح» در میان آنان عرب زبان بودند[۱۵]. فرزندان «عبیل» در یثرب فرود آمدند و این شهر به نام نخستین ساکن آن یعنی «یثرب بن عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح(ع)»[۱۶]، یثرب نامیده شد. وی بزرگترین فرزند عبیل و جانشین او در میان طایفه و خاندان عبیل بود. هنگامی که تعداد خاندان عبیلیه رو به گسترش رفت، عدهای از آنان به سمت «جحفه» رفته[۱۷] و در آنجا ساکن شدند. مسعودی این روایت را از «عبدالله بن عباس» نقل کرده است[۱۸]. به نظر میرسد که از صحیحترین روایات پنجگانه باشد.
۲. بعضی اولین ساکن مدینه پس از طوفان را «یثرب بن قانیة بن مهلابیل بن ارم بن عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح(ع)» دانستهاند[۱۹].
۳. کسان دیگری اظهار داشتهاند: اولین ساکنان مدینه پس از طوفان، اقوام «صعل و فالح» بودهاند که در زمین به فسق و فجور میپرداختند. خداوند «داود نبی(ع)» را بر آنان فرستاد و آن حضرت با ایشان جنگیده و اسیران زیادی گرفت؛ سپس به قدرت الهی کرمهایی بر گردن آنان سوار شد که تمامی ایشان را هلاک کرد. در این میان جز زنی بزرگوار به نام «زهره» زنده نماند. این زن از منسوبان آنان بود که در آن مکان میزیست و لذا این منطقه تاکنون به نام وی یعنی «زهره» معروف است. گویند زن یاد شده نیز پس از گفتن این کلام به وسیله کرمی کشته شد رب جسد مصون و مال مدفون بين زهرة و رأنون (چه بسا جسدهایی که محفوظ مانده و مالهایی که بین منطقه زهره و رانون دفن شدهاند)[۲۰].
این منطقه، احتمالا میان «مسجد جمعه» در غرب و «مشربه ام ابراهیم» در شرق بوده است[۲۱].
گویند شهرت این عبارت از آن جایی است که «عمالقه» اموات خود را حنوط بسته و کسانی را که میمردهاند به همراه اموال و زیورهای آنان دفن میکردند، مثل آن چه که فراعنه انجام میدادند.
۴. بعضی گفتهاند: نخستین ساکنان یثرب پس از طوفان، قوم «بنوهیف»، «بنومطر» و «بنوالازرق» بودهاند که بین «مخیض»[۲۲] و «غراب الضائله»[۲۳] به طرف «قصاصین» تا کوه احد در شمال مدینه ساکن بوده و آثاری نیز در آنجا داشتهاند[۲۴].
۵. آخرین گروه میگویند: هنگامی که عمالقه در سرزمینها پراکنده شدند، بعضی در «یمامه»، عدهای در «شام» یا «مکه مکرمه»، «یمن» و بقیه نیز در «یثرب» فرود آمده و ساکن شدند. این قوم ستم و تجاوز پیشه خود ساختند؛ در حالی که خداوند به آنان وسعت رزق و طول عمرعطا کرده بود، به طوری که عمر هر یک از ایشان به چهارصد سال میرسید و شنیده نشده که کسی از آنان در طول این مدت مرده باشد. خداوند بزرگ راست گفته است که: ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى﴾[۲۵].
حضرت موسی(ع) لشکری فرستاد و آنانی که در مدینه و مکه ساکن بودند را به قتل رساند. با توجه به گفتههای فوق که نمیتوان به صراحت نسبت به هیچ یک از آنها اظهارنظر قطعی کرد، به نظر میرسد براساس منابع تاریخی موجود، باید در سکونت این شهر «یهود» را بر «عمالقه» مقدم داشت[۲۶].
نامهای مدینه
- اَرضُ الله: یکی از نامهای مدینه منوره است، که در قرآن نیز آمده است[۲۷].
- اَرض الهجرة: یکی از نامهای مدینه منوره است، که در قرآن نیز آمده است[۲۸].[۲۹]
- اکالة البلدان: یکی از نامهای مدینه منوره است، وجه تسمیه آن بدین جهت است که:
- اکالة القری: یکی از نامهای مدینه منوره است، به جهت آن که:
- ایمان: یکی از نامهای مدینه منوره است، که در قرآن نیز آمده است[۳۳].[۳۴] زیرا مردم مدینه الگو و مظهر ایمان بودند[۳۵].
- بارّة: یکی از نامهای مدینه منوره است[۳۶].[۳۷]
- بحر: از نامهای مدینه منوره است. بحر، اطلاقی است به سرزمین وسیع و نیز روستا[۳۸].
- بَحَرة: یکی از نامهای مدینه منوره است[۳۹]. بحره، زمینی است که نسبت به اطرافش پست و یا دارای بوستان و نخلستان است.
- بُحیَرة: یکی از نامهای مدینه منوره است[۴۰].[۴۱]
- بَرّة: از نامهای مدینه منوره است[۴۲] و نیز از نامهای زمزم[۴۳] و یکی از نامهای مکه است[۴۴].
- تندد: یکی از نامهای مدینه منوره است[۴۵].
- تندر: یکی از نامهای مدینه منوره است[۴۶].
- جابرة: یکی از نامهای مدینه منوره است که در تورات آمده[۴۷].
- جایزه: از اسامی مدینه است[۴۸].
- جَبّار: یکی از نامهای مدینه منوره است[۴۹].
- جَبّاره: از اسامی مدینه است؛ زیرا در این شهر فقیر و ورشکسته بینیاز میشد و این که دیگر شهرها را مجبور به قبول دین اسلام میکرد[۵۰].[۵۱]
- جَزیره: از نامهای مدینه است. عباس میگوید: با رسول خدا(ص) از مدینه خارج شدیم، آن حضرت رو به سوی مدینه کرد و فرمود: «لَقَدْ طَهَّرَ اللَّهُ هَذِهِ الْجَزِيرَةَ مِنَ الشِّرْكِ»[۵۲].[۵۳]
- جَنّة الحِصینه: از اسامی مدینه است. به معنای سپر محکم (برای مسلمین). رسول خدا(ص) در غزوه احد فرمود: «انا في جنة حصينة» من در قلعه و حصار محافظتشده هستم[۵۴].[۵۵]
- حَیبَة: یکی از نامهای مدینه منوره است[۵۶].
- بَلاط: یکی از نامهای مدینه منوره است[۵۷]. در لغت به معنی سرزمین سنگفرش شده است. برخی گویند موضع خاصی است در مدینه مابین مسجد نبوی و بازار که در آن سنگها گستردهاند[۵۸].[۵۹]
- بَلَد المساجد: مدینه منوره را به این نام میشناسند[۶۰].
- بَلَد رسول الله: یکی از نامهای مدینه است[۶۱].
- بیت الرسول: یکی از نامهای مدینه منوره، که برگرفته از آیه پنجم سوره مبارکه انفال است[۶۲].
- حَبیبه: از اسامی مدینه است به خاطر علاقه پیامبر اکرم(ص) به آن[۶۳].
- حَرَمُ الرَّسول: نام مدینه است[۶۴].
- حَسَنة: از اسامی مدینه است[۶۵].
- دار: یکی از نامهای مدینه منوره است[۶۶].
- دار الابرار: یکی از نامهای مدینه منوره است[۶۷]. که جایگاه انسانهای شایستهای همچون مهاجرین و انصار است.
- دار الاخیام: از نامهای مدینه است[۶۸].
- دار الایمان: یکی از نامهای مدینه منوره است که در قرآن نیز آمده است[۶۹]، در حدیث آمده است: «المدینه قبة الاسلام و دار الایمان».
- دار السَّلامه: از نامهای مدینه است. خداوند رسول گرامیاش را در مدینه حفظ کرد[۷۰].
- دار السنة: از اسامی مدینه است. محلی که شریعت و قانون خدا در آنجا تدوین شده و لباس عمل پوشیده است[۷۱].
- دار الفتح: از نامهای مدینه است[۷۲].
- دار المختار: از اسامی مدینه است. رسول خدا(ص) مدینه را منزلگاه دوم خود اختیار کرد[۷۳].
- دار الهِجرة: از اسامی مدینه است. همچنین مسجد ابوبکر در قرن دهم هجری به دارالهجره معروف بوده است.
- سَلِقه: از نامهای مدینه است که در تورات آمده، به جهت دوری شهر از کوههای اطراف[۷۴].
- سَیدة البلدان: یکی از نامهای مدینه منوره است[۷۵].
- شافعیة: از نامهای مدینه منوره و یکی از نامهای زمزم است[۷۶].
- ضبایا: از نامهای مدینه است[۷۷].
- طائب: از نامهای مدینه است در تورات[۷۸].
- طابِة: یکی از نامهای مدینه منوره است، که در تورات هم آمده[۷۹].
- طِبابا: از نامهای مدینه است که بر سرزمین مستطیل شکل اطلاق میشود[۸۰].
- طیّبه: یکی از نامهای مکه و همچنین مدینه منوره است، که در تورات هم آمده[۸۱].
- ظبایا: از نامهای مدینه است به معنای سرزمین گرم و داغ. خداوند به برکت دعای رسول خدا(ص) گرمای شدید آن را به جحفه منتقل کرد[۸۲].
- عاصَمة: یکی از نامهای مدینه منوره است[۸۳]. از آن جهت که مهاجرین و انصار را حفظ کرد.
- عَراء: از نامهای مدینه است از آن جهت که ساختمانهای شهر مدینه کوتاه بود و سعی میشد تا از خانه رسول خدا(ص) مرتفع و بلندتر نگردد[۸۴].
- عُری: از نامهای مدینه است (به معنای مردان بزرگی که ضعفا به آنها پناه میبردند) از آن جهت که پس از رسول خدا(ص) مردم مستضعف بسیاری رو به مدینه آوردند تا در پناه آن حضرت زندگی سعادتمندی داشته باشند[۸۵].
- غَرّا: از نامهای مدینه است که بر سایر شهرها شرافت و در مقابل آنها برجستگی و درخشندگی دارد[۸۶].
- غلبة: یکی از نامهای مدینه منوره است[۸۷].
- فاضحه: از نامهای مدینه منوره است[۸۸].
- قاصمه: یکی از نامهای مدینه منوره است که در تورات هم آمده[۸۹].
- قبه الاسلام: یکی از نامهای مدینه منوره است[۹۰]. در حدیث آمده است: «المدينة قبة الاسلام»
- قریه الانصار: از نامهای مدینه منوره است[۹۱].
- قریه رسول الله: از اسامی مدینه منوره است[۹۲].
- قلَبُ الایمان: از نامهای مدینه است[۹۳].
- لُبّ الایمان: از نامهای مدینه منوره است[۹۴].
- مَأرز الایمان: از نامهای مدینه است به معنای پناهگاه و ملجأ ایمان[۹۵].
- مَبوَء الحلال و الحرام: از اسامی مدینه که محل احکام حلال و حرام خداست[۹۶].
- مُبین الحلال و الحرام: از نامهای مدینه است[۹۷].
- مُحَرَّمه: از اسامی مدینه است که از مصونیت و تقدس خاصی برخوردار است[۹۸].
- مَحفوظه: از اسامی مدینه است خداوند متعال مدینه را مصون و محفوظ داشته است[۹۹].
- مَحفوفَه: از اسامی مدینه است از آن جهت که مدینه را برکات الهی و ملائکه رحمتش احاطه کردهاند[۱۰۰].
- مُحَبِّبه: از اسامی مدینه است[۱۰۱].
- محبوبه: یکی از نامهای مدینه منوره است[۱۰۲].
- مَحبوره: از نامهای مدینه است. به معنای شاد با نعمتهای فراوان روشن و آشکار[۱۰۳].
- محُبة: یکی از نامهای مدینه در تورات است[۱۰۴].
- مَحروسه: از نامهای مدینه است. مدینه حفظ و پاسداری میشود به واسطه فرشتگانی که بر سر هر یک از راههای منتهی به آن نگهبانی میدهند[۱۰۵].
- محیه: یکی از نامهای مدینه در تورات است[۱۰۶].
- مُختاره: از نامهای مدینه است. رسول خدا(ص) مدینه را منزلگاه دوم خود اختیار کرد[۱۰۷].
- مدینة الرَّسول: از نامهای شهر مدینه است[۱۰۸].
- مدینة السماء: از نامهای مدینة الرسول است[۱۰۹].
- مَدخَل: از نامهای مدینه است[۱۱۰].
- مُدخل صدق: یکی از نامهای مدینه منوره است که در قرآن نیز آمده است[۱۱۱].
- مرحومه: یکی از نامهای مدینه در تورات است[۱۱۲]. زیرا جایگاه مبعوث و فرستاده خداوند، همراه رحمت است.
- مَرزوقه: از نامهای مدینه است چون در آنجا خداوند به برکت رسول خدا(ص) بهره و حظ اهل آن را زیاد کرده و بهترین روزی را نصیب آنان کرده است[۱۱۳].
- مدینه مُشرَّفه: لقب مدینة الرسول است.
- مدینة طَیبه: نام دیگر مدینة الرسول است[۱۱۴].
- مدینه مکرّمه: لقب مدینة الرسول است.
- مدینه مُنَوَّره: نام دیگر مدینة الرسول است[۱۱۵].
- مدینة العَذراء: لقب مدینة الرسول است[۱۱۶].
- مسکینه: یکی از نامهای مدینه در تورات[۱۱۷] و از نامهایی است که رسول خدا(ص) بر مدینه گذاشت.
- مُسلمِه: از نامهای مدینه است. زیرا مردم مدینه در مقابل خدا و رسولش مطیع بودند و آنها در یاری رسول خدا کوتاهی نکردند[۱۱۸].
- مَضجَع رسول الله: از نامهای مدینه است[۱۱۹].
- مؤمنه: یکی از نامهای مدینه منوره است[۱۲۰].
- مهاجر رسول الله: از نامهای مدینه است[۱۲۱].
- مُوَفّیه: از نامهای مدینه است، زیرا حقوق میهمانان را ادا میکند و با نعمتهای فراوان و معنویت از زائران پذیرایی میکند[۱۲۲].
- مکینه: از نامهای مدینه است[۱۲۳].
- مَقَرّ: از نامهای مدینه است. روایت شده هرگاه رسول خدا(ص) از سفری به مدینه بازمیگشت میفرمود: «اللهم اجعل لنا بها قرارا و رزقا حسنا»[۱۲۴].
- مَعصومه: از نامهای مدینه است[۱۲۵].
- مُطَیبه: از نامهای مدینه منوره است[۱۲۶].
- ناجیه: از نامهای مدینه است[۱۲۷].
- نامهای مدینه: نامها و القاب بسیاری برای مدینه آوردهاند که از جمله آنهاست: اثرب، ارض الله، ارض الهجره، اکالة البلدان، اکالة القری، ایمان، باره، بحر، بحره، بحیره، بره، بلاط، بلد، بلد رسول الله، بلد المساجد، بیت الرسول، تندد، تندر، تین، جابره، جباره، جایزه، جنة الحصینه، حبیبه، حرم، حرم رسول، حرم رسول الله، حسنه، خیر البلاد، دار، دار الابرار، دارالاخیار، دارالایمان دارالسلامه، دارالسنه، دارالفتح، دارالمختار، دارالهجره، ذاء، ذات الاحرین، ذات الاحرار، ذات الحجر، ذات النخل، سلقه، سیدة البلدان، شافیه، طابه، طبابا، طیبه، ظبایا، عاصمه، عذرا، عرا، عروض، عری، غرا، غلبه، فاضحه، قاصمه، قبه الاسلام، قریه، قربة الانصار، قریة الرسول، قلب الایمان، لب الایمان، مأزر الایمان، مبارکه، حبوء الحلال و الحرام، مبین الحلال و الحرام، مجبوره، محببه، محبوره، محبه، محفوظه، محفوفه، محرومه، محروسه، مختاره، مدخل، مدخل الصدق، مدینة الرسول، مدینة السماء، مدینه طیبه، مدینة العذرا، مدینة مشرفه، مدینه مکرمه، مدینه منوره، مدینة النبی، مرحومه، مرزوقه، مسکینه، مسلمه، مضجع رسول الله، مطیبه، معصومه، مقدسه، مقر، مکینه، موفیه، مؤمنه، مهاجر رسول الله، ناجیه، نجر، هذراء، یثرب[۱۲۸].
- نُبَلاء: از نامهای مدینه است[۱۲۹].
- هَذراء: از نامهای مدینه است، به جهت بسیاری شدت گرمایش یا به جهت کثرت آبهایش.
- یندَد: از نامهای مدینه است[۱۳۰].
حَرَم
از نامهای مدینه و مکه است که دو بار در قرآن کریم آمده: ﴿أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا﴾[۱۳۱] و ﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا﴾[۱۳۲].
«المنجد» میآورد: حرم آن چیزی است که مرد از آن حمایت کند و هتک حرمت آن سزاوار نیست. هر گاه الحَرَمان گفته شود، مراد مکه و مدینه است.
امام ششم(ع) فرمود: مسجد اطراف خانه که محترم شده به خاطر کعبه است و این که حرم، حرم گفته شده و محترم گشته است به این جهت است که مسجد الحرام را در میان گرفته است و این واجب شده با احرام وارد آن شوند برای این است که این جا حرم است.
کسانی که برای نخستین بار وارد مکه میشوند، برای وارد شدن به محدوده حرم باید احرام ببندند، در هر جهت از حدود حرم، دوستون در دو طرف جاده برپاست و عبارت بداية حد الحرم بر آن نقش بسته است.
برای حرم، علامتهایی است که از شش جهت، حدود حرم را نشان میدهد:
- دوستون در راه جده که به مکه میرود، در حدیبیه است و تا مسجد الحرام ۲۰ کیلومتر فاصله دارد.
- دو ستون در راه مدینه که به مکه میرود، در تنعیم است و تا مسجدالحرام ۶ کیلومتر فاصله است.
- دو ستون در راه جعرانه که به مکه میرود در بطن نمره است و تا مسجد الحرام ۱۵ کیلومتر فاصله است.
- دو ستون در راه عراق که از ذات عراق به مکه میرود در وادی نخله است و تا مسجد الحرام ۱۹ کیلومتر است.
- دوستون در راه عرفات بر سر راه طائف که به مکه میرود در مزدلفه است و تا مسجد الحرام ۲۱ کیلومتر است.
- دو ستون در راه یمن که به مکه میرود در اضاءة است و تا مسجدالحرام ۱۲ کیلومتر است[۱۳۳].
بعضی روایات فرمودهاند: از هر طرف، چهار فرسنگ محدوده حرم است. برخی روایات، تاریخ آن را از زمان حضرت آدم(ع) و فلسفه تفاوت حدود را چنین میگوید: امام هشتم(ع) فرمودند: چون آدم(ع) بر کوه ابوقبیس فرود آمد، از تنهایی به خداوند شکایت کرد. خدای تعالی یاقوتی سرخ برای او در جای کعبه گذاشت. آدم بر آن طواف میکرد که روشنی آن تا جای نشانهها (اَعلام حرم) میرسید. سپس نشانهها بر اثر روشنایی آن نشانهگذاری شده و خدا آن را بست و حرم قرار داد[۱۳۴].
امام پنجم(ع) از رسول خدا(ص) میفرماید: از هر سو از آنجا که روشنی عمود تابیده برای احترام آن خدای تعالی آن را حرم قرار داد و چون آن عمود و خیمه از بهشت بوده از این رو خدا ثواب و گناه را در حرم چند برابر قرار داده است[۱۳۵].[۱۳۶]
دروازههای مدینه
در گذشته برای حفاظت از هجوم دشمنان و تأمین امنیت، دیوارهایی پیرامون شهرها برپا ساخته و دروازههایی برای عبور و مرور ساکنان آن قرار میدادند. اغلب در پشت این دیوارها خندقی حفر کرده و در آن آب جاری میساختند تا دشمن نتواند به راحتی وارد شهر گردد. پیرامون مدینه یا یثرب نیز دیواری مرتفع ساخته شده و در طول تاریخ از سوی حکمرانان و امرای شهر بازسازی و مرمت شده است. «سلطان محمود عثمانی» در سال ۱۶۲ ق. این دیوار را تعمیر و ارتفاع آن را به ۲۵ متر رسانید؛ برای آن چهل برج ساخت که بر شهر مشرف بود. در سال ۱۳۰۵ ق. «سلطان عبدالحمید عثمانی» از ناحیه (باب العنبریه» بر این دیوار افزود و پس از آنکه دروازه یادشده را تجدید بنا کرد، آن را «باب الحمیدی» نامید.
حصار شهر از دو قسمت داخلی و خارجی تشکیل شده بود که دیوار داخلی از چهار سمت مدینه را در محاصره داشت و شش دروازه برای آن تعبیه شده بود آنها عبارت بودند از:
- باب الشامی (در شرق قلعه شامی).
- باب المجیدی (کنار حرم مطهر).
- باب الجمعه یا باب البقیع (پشت بقیع).
- باب المصری.
- باب الحمام.
- باب صبری پاشا.
دیوار و حصار خارجی شهر از «باب العوالی» تا «باب قباء» امتداد یافته و از «باب العنبریه» نیز به سوی «السیح» تا «باب الکومه» و از شرق به «باب الصدقات» متصل میشد.
دروازههای این حصار عبارت بودند از:
- باب العوالی (متصل به دیوار جنوبی بقیع).
- باب قباء (نزدیک مسجد عمر بن خطاب).
- باب العنبریه (مدخل غربی شهر).
- باب الکومه یا باب الجبل (غرب قلعه شامی).
- باب الصدقات (در شرق شهر).
پس از توسعه مدینه، این حصار و نیز دروازهها برداشته شد و امروزه از آنها تنها یک دروازه به نام «باب العنبریه» بر جا مانده است[۱۳۷].[۱۳۸]
کوههای مدینه
- کوه ذِباب: این کوه در مشرق کوه سلع (مساجد سبعه) در مدینه است و بر فراز آن «مسجد الرایه» یا «مسجد ذباب» قرار دارد. «ذباب» نام پرنده و یا قسمت برنده شمشیر است و در بعضی از جاها به معنی زنبور عسل نیز آمده است. بعضی میگویند نام کسی است که در دوران اموی بر این کوه گردن زده شد. این کوه را ذباب نیز خواندهاند.
- کوه سَلع: یکی از کوههای مهم و استراتژیک شمال مدینه است که شاهد یکی از جنگهای پیروزی آفرین سپاه اسلام بوده و نبرد بزرگ «احزاب» یا «خندق» در دامنه این کوه رخ داده است. کوه سلع به عنوان یک استحکام طبیعی پشت سر سپاه اسلام قرار گرفته و خندق نیز در مقابل دشمن حفر گردید. در صخرههای غربی آن «غار و مسجد بنی حرام» بود که آثار مسجد آن از بین رفته است، ولی غار یا «کهف بنی حرام» امروزه همچنان موجود است. مساجد احزاب، علی، سلمان، ابوبکر، عمر بر این کوه واقعند. در بالای این کوه و در جهت غربی آن غاری است که روزگاری محل عبادت و اعتکاف رسول خدا(ص) بوده است. کوه سلع به کوه ثواب هم موسوم است.
- کوه سُلَیع: کوه کوچکی در جنوب کوه سلع در مدینه است که به آن «عثعث» نیز گفتهاند. «سُلَیع» تصغیر «سلع» است. بر دامنه این کوه، خانههای «بنی اسلم بن افصی» از مهاجران و در دوران عثمانی نیز قلعه فرمانروای مدینه بر آن ساخته شده است[۱۳۹]. بر فراز یکی از برجهای قلعه باب شامی مدینه بوده که هم اکنون نیز آثار این قلعه و برج دیده میشود و ظاهراً باید همان قلعه حاکم مدینه در سال ۶۷۰ ق باشد. موقعیت این کوه در نزدیکی کتابخانه «ملک عبدالعزیز» (سمت باب السلام) است و منازل اطراف آن همه در توسعههای سعودی تخریب شدهاند.
- کوه عائر: از کوههای مدینه است که در سمت جنوب غربی کشیده شده و حد و مرز حرم مدینه است. به آن «جماء الکبری» نیز میگویند[۱۴۰].
- کوه عَیر: کوه بزرگی به نام «عَیر» در جنوب مدینه شرق «وادی عقیق» و نزدیک «مسجد شجره» است. از پیامبر(ص) نقل شده است که «کوه عیر» یکی از درهای جهنم است؛ این کوه بر ما خشمگین است و ما نیز بر او[۱۴۱]. «عَیر» در لغت به معنی «خَرَ چموش و وحشی» است[۱۴۲]. این خر متعلق به «مویلع» کافر بوده که خداوند بر قنات یا ملک او آتشی زده و آن را سوزانیده است. در حقیقت وی مورد غضب خداوند قرار گرفته است. مردم حجاز دو کوه به این نام میشناسند:
- عیر الصادر
- عیر الوارد که نزدیک به یکدیگر بودهاند[۱۴۳]. برخی گفتهاند «عیر» تلفظ مشهور «عائر» است.
- کوه عَینَین: از کوههای مدینه است. کوه کوچکی در جنوب آرامگاه حضرت حمزه سیدالشهداء(س) و مقابر شهدای احد، به صورت مستقل و در فاصله تقریباً دو کیلومتری کوه احد قرار دارد. در نبرد مهم احد این تپه نقش مهم و مؤثری به عنوان یک گذرگاه استراتژیک ایفا کرده است. پیامبر(ص) با توجه به اهمیت آن موضع، برای این که نیروهای دشمن از پشت سر به سپاه اسلام هجوم نبرند، تعداد پنجاه نفر از تیراندازان را به فرماندهی «عبدالله بن جبیر» بر این کوه گماشت تا از تنگه محافظت کنند لذا به سبب استقرار این نیروها، تپه یادشده به «جبل الرماة» معروف شد. نام عینین بیشتر به خاطر دو چاهی است که در کنار این کوه قرار داشت و «رماة» به خاطر آن است که در غزوه احد، رسول خدا(ص) عدهای تیرانداز (رماة) بر این گماشت تا از تنگه محافظت کنند[۱۴۴]. سمت شرقی این تپه به یاد محل قتل «حمزه سید الشهداء» مسجدی ساختند و آن را «مسجد المَصرَع» نامیدند[۱۴۵]. سمت بالای این تپه یعنی در آخرین نقطه آن، آثار و بقایای مسجدی به طول و عرض دوازده متر دیده میشود که تنها دیوارهای خشتی یک متری آن باقی مانده است. این جا محل تیراندازان و «مسجد جبل الرماة» بوده است. در طول قرون متمادی بر روی این تپه خانههایی ساخته شده و به مرور زمان خراب شدهاند که هنوز آثار و بقایای بعضی از پایههای خشتی آن دیده میشود بر اساس تصاویر موجود، طول و ارتفاع این تپه از اندازه کنونی آن بسیار بزرگتر و بیشتر بوده است. ساخت و سازها و رفت و آمدهای مکرر در طی قرون متمادی باعث فرسایش آن شده و اکنون به نظر میرسد ارتفاع آن بیش از پنجاه متر نباشد[۱۴۶].
- کوه مُستَندَر: کوه بسیار کوچکی است در مدینه. این کوه در خارج باب شامی و کمی بالاتر از کوه «سُلیع» که اکنون رو به روی آن، اداره گمرک سعودی قرار دارد واقع است. بر این کوه کوچک ایوان «داوود پاشای عثمانی» ساخته شده بود[۱۴۷].
- کوه وعیر: از کوههای مدینه و از حد و مرزهای حرم مدینه است[۱۴۸].[۱۴۹]
مشربه امّابراهیم
مکانی است در جهت شرقی مدینه در منطقه عوالی و در نزدیکی مسجد قبا. مشربه به زمین نرمی گفته میشود که همیشه سرسبز است. همچنین به معنای غرفه و محل مرتفع و به صفّه و سکو نیز گفته میشود.
احمد عباسی مدینهشناس معروف مینویسد: مشربه به معنای غرفه است و به مناسبت وجود غرفه امّابراهیم در داخل نخلستان به مجموع این باغ «مشربه» گفتهاند[۱۵۰].
«مشربه امّابراهیم» در میان مردم به باغ خرمایی اطلاق شده که در خارج از شهر مدینه بوده و به رسول الله(ص) تعلق داشته است و در نقطه مرتفعی از این باغ، غرفهای بوده که پیامبر(ص) آن را برای زندگی همسر خود «ماریه قبطیه» اختصاص داد و او را به این محل منتقل کرد و ابراهیم، فرزند آن حضرت در همین محل از ماریه متولد شد و از دنیا رفت. ماریه پس از رسول خدا(ص) نیز تا پایان عمر در مشربه به زندگی ادامه داد و در همان مکان از دنیا رفت[۱۵۱].
در کتاب قبل از حج بخوانید آمده است: مسجدی است که به نام مسجد «امّابراهیم» خوانده میشود و در میان نخلستان واقع شده، و ابراهیم فرزند رسول خدا در این محل متولد شده و رسول خدا(ص) در این محل نماز خوانده است[۱۵۲].
در کتاب «وفاء الوفاء»[۱۵۳] نیز در این زمینه روایتی نقل شده است که: ان النبي(ص) صلى في مشربة ام ابراهيم پیامبر(ص) در مشربه ام ابراهیم نماز خوانده است.
«مشربه امّابراهیم» از مکانهای مقدس است که امام صادق(ع) نماز خواندن در آنجا را به عقبة بن خالد توصیه نموده، و فرموده: «هِيَ مَسْكَنُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ مُصَلَّاهُ»[۱۵۴]؛ «این مکان، محل زندگی پیامبر(ص) و محل نماز آن حضرت است».
گویا در اطراف بنای مشربه و در قبرستان سه صورت قبر است که یکی متعلق به نجمه مادر امام رضا(ع) و دیگری متعلق به حمیده بربریه مادر امام کاظم(ع) میباشد[۱۵۵]. البته در حال حاضر از مشربه امّابراهیم جز یک چهار دیوار چیزی باقی نمانده، و اثری از مسجد و مشربه دیده نمیشود.
در روایتی عقبة بن خالد میگوید: از امام صادق(ع) سوال کردم: ما مساجدی را پیرامون مدینه داریم که زیارت میکنیم، از کدامین مسجد آغاز کنیم بهتر است؟ فرمود: «ابْدَأْ بِقُبَا فَصَلِ فِيهِ وَ أَكْثِرْ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَسْجِدٍ صَلَّى فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي هَذِهِ الْعَرْصَةِ ثُمَّ ائْتِ مَشْرَبَةَ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَصَلِّ فِيهَا وَ هِيَ مَسْكَنُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ مُصَلَّاهُ...»[۱۵۶].
از مسجد قبا آغاز کن و در آن زیاد نماز بخوان؛ زیرا نخستین مسجد در این منطقه است که رسول خدا(ص) در آنجا نماز خوانده، پس از آن به مشربه ام ابراهیم برو و در آنجا نماز بگزار؛ زیرا آنجا مسکن رسول خدا(ص) و محل نماز اوست[۱۵۷].
معماری مدینه
معماری عصر رسول خدا(ص) همانند سایر اعصار، با دوران گذشته خود مرتبط و از آن الهام یافته است. این معماری بیش از هر چیز متأثر از شرایط اقلیمی و جغرافیایی بود و آب و هوای عربستان در آن تأثیر زیادی داشته است. استفاده از چوب در سقفها به سبب خشکی آب و هوا و گرمی آن و استفاده از شاخههای نخل خرما و یا بازگذاشتن جهتی از بنا بدون دیوار برای به جریان درآوردن باد و ایجاد فضایی خنک و مطبوع در روزهای گرم و نیز استفاده از سقفهای کوتاه برای گرم ساختن مکان سکونت در شبهای سرد زمستانی و خشک، استفاده از خشتهای خام لِبن (آجر نسوز) و استفاده از سنگ در دیوارها همگی متأثر از شرایط جغرافیایی خاص شبه جزیره است.
ورود پیامبر(ص) به یثرب و پایهگذاری شهری مدنی به عنوان مدینة النبی بر اساس معماری جدید و نوین که دستمایههای مذهبی در آن بیشتر نماد داشت در مرکزیتی مذهبی و مقدس مثل مسجد النبی تبلور یافت. این مسجد در مرکز شهر به عنوان مکان عبادت و نیز تالار اجتماعات که البته چندمنظوره ساخته شده بود، چون نگینی در وسط شهر قرار گرفت و در کنار آن یعنی پیرامون محیط خارجی آن، صحابه مهاجر خانههای متعددی بنا و در حقیقت شهری اسلامی را پایهگذاری کردند که تا عصر حاضر شهرهای اسلامی الگویی روشن از آن عصر را در خود دارد؛ زیرا مسجد در مرکز اصلی شهر واقع و در پیرامون آن خانهها و نیز بازار به عنوان دو رکن معنوی و مادی شهر اسلامی را شکل میدهند. تحول در معماری این خانهها در مدینه پس از ورود رسول خدا(ص) توسط مهاجران است؛ زیرا مهاجران و مردم مکه معماری متفاوتی از مردم مدینه داشتند، آنان خانههای خود را از سنگهای تراشیده شده و محکم میساختند، چون مکه سرزمینی کوهستانی بود و سنگ به وفور در آنجا وجود داشت؛ برعکس مدینه که شهری مسطح و با نخلستانهای انبوه و آب و هوای مطبوع و خنک بود؛ لذا وقتی مهاجران مکه به مدینه آمدند، در بنای خانههایشان از تنههای نخل و شاخههای خرما برای سقف استفاده کردند.
کاری که در مکه رایج نبود. رسول خدا(ص) به عنوان معمار و طراح مسجدالنبی و خانههای صحابه، علاوه بر آنکه در ساختن مسجد شخصاً سهیم بود و نوع معماری و طراحی آن را مشخص میکردند، به تقسیم زمینها و توزیع فضا برای احداث بنا و خانهها با کشیدن خطهایی میپرداختند و حتی به توسعه آنها در عرض و طول و نیز ارتفاع فرمان میدادند. نمونههایی از احداث خانههای دو طبقه در مدینه نیز حکایت از توسعه در ارتفاع دارد. با این که وجود سادگی معماری و دوری از پیچیدگیهای خاص و تزیین و زیباییسازی از ویژگیهایی منحصر به فرد معماری در عصر رسول خدا(ص) است[۱۵۸].[۱۵۹]
فضایل مدینه
مأمن رسول الله از شر کفار است. مدفن برترین موجود عالم خلقت است. مهبط وحی و جایگاه نزول امین وحی الهی است. نشاندار قدمها و سنتهای اشرف مخلوقات هستی است. حرم امن شده و وامدار کلام تحسین سرور کاینات است. زادگاه و منزلگاه و آرامگاه جانشینان و پارههای تن نبی اعظم اسلام است[۱۶۰].
حرم مدینه
مدینه منوره حرمی دارد که در حدود آن اختلاف است. به نقلی کوه ثور (در شمال) و کوه عیر (در جنوب) مدینه، حد حرم است. و نیز گفتهاند حدود آن از سمت مغرب و مشرق یک طرف «عائر» است و از طرف دیگر «عیر» (یا وعیر) و این دو کلمه اسم است از برای دو کوه که از مشرق تا مغرب محیط به مدینه است و در حقیقت بین این دو کوه حرم است و چهار فرسخ در چهار فرسخ هم گفتهاند. و اگر چه احرام در حرم مدینه واجب نمیباشد و لکن درخت آن را (خصوصاً اگر سبز باشد) نباید قطع کرد (مگر در مواردی که در حدود مکه استثنا شده است) و صید در حرم مدینه کراهت شدید دارد[۱۶۱].
مستحبات ورود به مدینه
غسل نمودن، صدقه دادن، جامه بهترین را پوشیدن، صلوات را مکرر فرستادن، دعای «بِسْمِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)...»... را خواندن.
مستحبات حضور در مدینه؛ سه روز روزه گرفتن، زیارت معصومین نمودن، غسل زیارت معصومین کردن، زیارت مزار بزرگان بقیع کردن، مشاهد مقدسه را زیارت کردن، آداب مسجدالنبی را مراعات نمودن[۱۶۲].
مناطق و محلات مدینه
ابوا، احد، بدر، بقیع، ربذه، سقیفه بنیساعده، عالیه، عوالی، قبا، محله بنیهاشم، محله نخاوله، مشربه ام ابراهیم، مصلی استسقاء، حوائط نبی، فدک، وادی جن، ینبوع، خیبر، ثنیة الوداع، سویقه، لابه، وادی ابی جیده (وادی بطحان)، وادی حصون النیق، وادی رانونا، وادی عقیق (وادی مبارک).
شهر مدینه در «شمال غربی جزیرةالعرب» و «شمال مکه مکرمه» واقع شده و فاصله آن با احداث بزرگراه هجرت تا جده ۳۹۵ کیلومتر و تا مکه ۴۲۵ کیلومتر است.
از سطح دریا حدود ۵۹۷ تا ۶۳۹ متر ارتفاع دارد. این شهر از دو جهت یعنی غرب و شرق به وسیله «حَرهها» [۱۶۳] محاصره شده است. این حرهها از مسجد «ذوقبلتین» به سوی جنوب و سپس به سوی شرق و شمال امتداد مییابد و مردم مدینه معمولاً این «حرّار» را «حرّه شرقی و حره غربی» میخوانند؛ با این که آن دو حره یکی هستند.
در غزواتی که در دوران پیامبر رخ داد؛ مانند «احد و خندق» داخل شدن به مدینه برای دشمن به خاطر وجود این حرهها از دو سمت امکان نداشت و تنها راه ورود، سمت شمال بود.
مدینه به وسیله چند کوه محاصره شده است. کوه «احد» از شمال، کوه «عیر» از جنوب و کوه «جماوات» در غرب. در مدینه سه وادی یا دره وجود دارد «عقیق»؛ «بطحان» و «قناة».
آب و هوای مدینه در تابستان گرم و خشک و در زمستان سرد و بارانی است و درجه حرارت آن در زمستان نسبت به مکه و جده پایینتر است.
اراضی زراعی آن در جنوب شهر واقع شده که صرفاً خرما و بعضی میوهجات محصول آن است و در شمال آن نیز خرما، حبوب، میوهجات و سایر نباتات گیاهی نیز به عمل میآید. زمینهای زراعی در مدینه از آب چاهها مشروب میشود.
مدینه منوره در قبل و پس از اسلام نامهای فراوانی داشته است که کسانی چون «مجدالدین شیرازی»، «ابن زباله»، «سمهودی» و دیگران نامهای این شهر را ثبت کردهاند.
شیرازی حدود شصت نام و ابن شبه و ابن زباله که از قدیمیترین مورخان مدینه هستند، حدود چهل نام و علامه سمهودی نیز ۹۴ نام برای این شهر ذکر کردهاند. از جمله نامهایی که برای آن آوردهاند به ترتیب الفبا عبارتاند از: ارض الله، ارض الهجرة، اكالة البلدان، اكالة القرى، الايمان، البارة، البرة، البحرة، البحيرة، البلاط، البلد، بيت الرسول، تندد، تندر، الجابرة، جبار، الجيبة، الحرم، الخيرة، الدار، دارالابرار، ذات النخل، ذات الحرار، سيدة البلدان، الشافية، طابة، طيبة، العاصمة، العذراء، العروض، الداء، غلبة الفاضحة، القاصمة، قبة الاسلام، لب الايمان، المؤمنة، المجبورة، المحبوبة، مُدخل صدق، يثرب و...[۱۶۴].
نامهایی نیز برای مدینه در قرآن آمده است از جمله: المدينة، مدخل صدق، دارالايمان، ارض الله[۱۶۵]. از جمله نامهایی که از مدینه در تورات ثبت شده است: المدينة الطابة، طيبة، المسكينة، جابرة، المجبورة، المرحومة، العذراء، المحيية، المحبة، والقاصمة[۱۶۶].
پس از رحلت پیامبر، شهر مدینه به صورت مرکز خلافت درآمد. این مرکزیت تا سال نخست خلافت امام علی(ع) سال ۳۶ هجری ادامه داشت. پس از آنکه امام از مدینه عازم کوفه شد، مدینه، از مرکزیت خارج گردید و اداره آن در عهده امیرانی درآمد که از سوی عراق و سپس شام و نقاط دیگر بر دنیای اسلام حکومت میکردند. این زمان، افزون بر انصار، شمار زیادی از مهاجران مسلمان و دیگر مسلمانان مکه به ویژه تعداد زیادی از طایفه قریش در مدینه سکونت داشتند و این شهر توسعه بسیار یافت.
نخستین امیران مدینه در دوره خلافت امام علی(ع)، ابوالحسن مازنی انصاری، سهل بن حنیف و تمام بن عباس بن عبدالمطلب و ابوایوب انصاری و قُثَم بن عباس بودند. پس از آن در روزگار معاویه، مدتی مروان بن حکم و سپس سعید بن عاص، عمرو بن سعید بن عاص و ولید بن عتبة بن ابی سفیان، امارت بر این شهر را عهدهدار شدند. این زمان مردم مدینه، نه جانبدار علویان و نه امویان، بلکه در اندیشه حمایت از خط میانی قریش؛ یعنی تفکر بوبکری و عمری بودند و به کسانی مانند عبدالله بن زبیر تمایل داشتند.
در رجب سال شصت هجری آن گاه که معاویه درگذشت و امام حسین(ع) از مدینه خارج شد، مردم چندان حساسیتی از خود نشان ندادند. اندکی بعد، همانان بر یزید شوریدند و یزید هم در سال ۶۲ سپاهی را برای سرکوبی مردم مدینه به این شهر فرستاد که از خندق عبور کردند و بسیاری از فرزندان صحابه را کشتند. در این واقعه که به واقعه حره شهرت یافت، تمامی نوادگان حنظله غسیل الملائکه که در احد به شهادت رسیده بود کشته شدند. محل دفن شماری از شهدای حره، تا به امروز در قبرستان بقیع مشخص است. در دوران قطع سلطه امویان بر حجاز و آغاز سلطه خاندان زبیر که پس از مرگ یزید در سال ۶۴ بود، ابتدا عبیدالله بن زبیر و سپس جعفر بن زبیر و آنگاه عبیدة بن زبیر و سرانجام مصعب بن زبیر حکومت این شهر را عهدهدار بودند. به جز اینها، کسان دیگری نیز مدتهای کوتاهی از طرف عبدالله بن زبیر بر این شهر حکومت کردند آخرین آنها طلحة بن عبدالله بن عوف بود که تا سال ۷۲، که در آن سال حجاز به تصرف بنیامیه در آمد، بر این شهر حکومت کرد.
در دوره مروانیان، ابتدا شخصی با نام طارق بن عمرو از موالی عثمان و سپس حجاج بر مدینه و مکه حکومت کرد. با رفتن وی به عراق، مدینه در اختیار افرادی از خاندان اموی از جمله ایشان عثمان عفان، هشام بن اسماعیل بن ولید بن مغیره و عمر ابن عبدالعزیز درآمد که این آخری از سال ۸۷ تا ۹۳ بر این شهر حکومت کرد. در همین دوره بود که مسجدالنی(ص) و بسیاری از مساجد کوچک دیگر این شهر به دستور ولید بازسازی شد.
شهر مدینه تا سال ۱۳۰ در اختیار امویان بود. در این سال که خوارج قدرت یافتند، شهر مدینه در اختیار چند تن از خوارج مانند ابوحمزه خارجی اباضی و مفضل اباضی خارجی قرار گرفت. امویان در سال ۱۳۱ بر مدینه چیره شدند، اما سلسله آنان در سال ۱۳۲ هجری ساقط شد[۱۶۷].[۱۶۸]
منابع
پانویس
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۰۹.
- ↑ سنگهای سیاهی که به صورتی خشن سطح زمین را پوشانده و پستی و بلندی تپهای دارند ولی به صورت کوه نیستند.
- ↑ مجهول، آثار البلاد و اخبار العباد، ص۱۵۷.
- ↑ بکری، معجم ما استعجم، ج۴، ص۱۲۰۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۳.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۳۰-۳۷۰؛ دینوری، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۵۲-۶۳.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۳۱۹-۳۳۲؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۱۱۱-۱۲۱.
- ↑ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۶۶-۲۶۷؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۲۹۴-۲۹۶.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۹۲-۲۰۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۳۶.
- ↑ بلادی، عاتق بن غيث، معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة، ص۲۸۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۵۷.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۱۸۱.
- ↑ وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، سمهودی، ج۱، ص۱۵۶.
- ↑ مسعودی در مروج الذهب یثرب را فرزند «قانیة بن مهلیل بن ارم بن عبیل» ذکر کرده است که در مدینه فرود آمده و این شهر به نام وی مشهور شده است. ج۲، ص۱۵۵.
- ↑ «جحفه» که در بخش مکه از آن سخن گفتیم محل سکونت «عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح(ع)» بوده و به خاطر سیلی که در این مکان آمد، این قوم هلاک شدند و چون سیل بر آنان اجحاف کرد، آنجا را «جحفه» نامیدند. (مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۵۵).
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۵۵.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۵۵.
- ↑ وفاء الوفاء باخبّار دار المصطفی، سمهودی، ج۱، ص۱۵۸.
- ↑ «مشربه ام ابراهیم» که محل تولد فرزند رسول خدا(ص) بوده اکنون تخریب شده و جز یک چهار دیواری اثری از آن نیست.
- ↑ «مخیص» کوه بزرگی است در جنوب منطقه العیون و در شمال غربی منطقه جُرف (یک مایلی جنوب شرقی مدینه).
- ↑ «غراب الضائله» به کوه حبه یا طائران که اکنون قصر پادشاهی بر آن قرار دارد گفته شده و در شمال غربی منطقه جرف واقع شده است.
- ↑ وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، سمهودی، ج۱، ص۱۵۸ (به نقل از ابن زباله، تاریخ مدینه).
- ↑ «انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۱۰۱؛ بلادی، عاتق بن غيث، معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة، ص۳۳۷.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۹۸.
- ↑ میقات حج، ج۷، ص۱۰۶.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۲۰.
- ↑ ﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۵۹.
- ↑ تاریخ المدینه ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۷۴.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۰.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۸۱.
- ↑ تاریخ المدینه ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۷.
- ↑ شفاء الغرام، ج۱، ص۷۶.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۴.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۹۴-۲۹۶.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۴۸.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۰۳.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۳۴۰.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۱.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۹۹.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۳۳.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۱.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۳.
- ↑ مکتب اسلام، ش۳۱۹، ص۲۳.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۴.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۷.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۵.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۵.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۷.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۱۶، ص۱۶۵.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۶.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ حرمین شریفین، ص۱۱۷.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۷.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۷.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۷.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۷.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۷.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۸.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ اخبار المدینه، ابن بخار، ص۱۱.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲؛ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۸.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۸.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۹.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۹.
- ↑ تاریخ المدینه ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۵۰.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۵.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۸.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۳.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۰.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۳.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۰.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۱؛ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۴.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۷۰.
- ↑ اخبار المدینه ابن نجار، ص۱۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۶۵.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۸.
- ↑ مکتب اسلام، ش۳۱۹، ص۲۳.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۸.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۲.
- ↑ مکتب اسلام، ش۳۱۹، ص۲۳.
- ↑ مکتب اسلام، ش۳۱۹، ص۲۳.
- ↑ لغتنامه دهخدا.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۱؛ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۲.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر حسین قره چانلو، ص۱۱۹.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۳.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر حسین قره چانلو، ص۱۱۹.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۳.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۶۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۴۷.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۹.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۵۷.
- ↑ حرمین شریفین، دکتر قره چانلو، ص۱۱۹.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۷۴.
- ↑ «و گفتند: اگر این رهنمود را با تو پی بگیریم ما را از سرزمینمان میربایند؛ آیا ما به آنان در حرمی امن جایگاه ندادیم که فرآوردههای هر چیز را که رزقی از نزد ماست به سوی آن میآورند؟ اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره قصص، آیه ۵۷.
- ↑ «آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.
- ↑ راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۳۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۴.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۶.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۱۰.
- ↑ تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، مشعر، ص۴۰۵.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۴۸۵.
- ↑ المغانم المطابة، فیروزآبادی، ص۱۸۵.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۴۵.
- ↑ تاریخ المدینة المنوره، ابن شبه، ج۱، ص۸۳.
- ↑ معجم البلدان، یاقوت حموی، ج۴، ص۱۷۳.
- ↑ المغانم المطابة، فیروزآبادی، ص۲۸۸.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۷، ص۱۳۶.
- ↑ تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، ص۳۹۷.
- ↑ تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، اصغر قائدان، ص۳۹۷.
- ↑ تاریخ المعالم المدینة المنوره، یاسین الخیاری، ص۲۳۹.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۴۶.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۰۳.
- ↑ فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۹۹.
- ↑ فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۹۹.
- ↑ قبل از حج بخوانید، ص۲۲۸؛ وفاء الوفاء، ج۳، ص۸۲۵.
- ↑ وفاء الوفاء، ص۸۳۵.
- ↑ کافی، ج۴، ص۵۶۰.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۲۶۴.
- ↑ کافی، ج۴، ص۵۶۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۹۵۱.
- ↑ فصلنامه میقات حج، ش۵۹، ص۱۲۸.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۹۶۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۵۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۵۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۵۷.
- ↑ «حره» به معنای سنگلاخ، است که این زمینها به علت وجود سنگها و صخرههای بزرگ غیرقابل نفوذ بوده و همچون دژی طبیعی مدینه را در محاصره خود گرفته است. (لسان العرب، ابنمنظور، ماده حره).
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ اخبار المدینه ابن نجار، ص۱۱.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۱۸۹.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۸۵۷.