معجزه در لغت
معنای لغوی
اعجاز مصدر باب افعال از ریشه "ع ـ ج ـ ز" به معنای ناتوان ساختن یا ناتوان یافتن کسی یا چیزی بهکار رفته است[۱]. معجزه به کاری گفته میشود که دیگران از انجام آن عاجزند[۲]. در اصطلاح، امر خارق عادتی است که در مقام اثبات نبوت رخ میدهد و همراه با تحدی و معارضه طلبی است؛ بدون اینکه معارضی داشته باشد[۳].[۴]
منابع
پانویس
- ↑ راغب، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۴۷؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۹، ص۵۸؛ مقائیس اللغة، ج۴، ص۲۳۲؛ جوهری، صحاح تاج اللغة، ۳/۸۸۳–۸۸۴؛ فیومی، مصباح المنیر، ۳۹۳؛ طریحی، مجمع البحرین، ۴/۲۴–۲۵.
- ↑ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۲/۱۵۷۵.
- ↑ خواجهنصیر، تلخیص المحصل، ۳۵۰؛ حلی، کشف المراد، ۳۵۰–۳۵۱؛ جرجانی، شرح المواقف، ۸/۲۲۲–۲۲۷.
- ↑ مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، ص ۱۸۱؛ دشتی، سید محمود و عزیزی، غلام علی، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص۵۵۸ ـ ۵۶۴؛ محسنی، احمد علی، مقاله «معجزه»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص ۴۱۴ ـ ۴۱۹.