مقام شفاعت: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '↵{{مقام معصوم}}' به '{{مقام معصوم}}') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*پس انسان در هر حاجتی میتواند پیش شفیعی برود، اما آیا او دنبال آن حاجت راه میافید؟ تا رفتم به کسی گفت: آقا! برای فلان حاجت من پیش فلانی بیا، آیا او راه میافتد یا نه، نخست حاجت من و خودم را مطالعه میکند، تا ببیند من لیاقت این را دارم که این آقا راه بیفتد برای من پیش فلانی برود؟ از طرفی، وجاهت خودش را هم نزد او میسنجد؛ ببیند اگر راه افتاد و آن جا رفت، آن قدر وجاهت و آبرو برای چنین کاری دارد؟ تا از این امور مطمئن نشود حرکت نمیکند. از طرف دیگر، کسی قول نداده که آقای فلانی! هر وقت برای هر کسی و هر حاجتی آمدی و وساطت کردی من انجام میدهم و به وساطت تو ترتیب اثر میدهم، چنین قولی نیز وجود ندارد. البته صاحب حاجت تحقّق آن را میخواهد. در ضرب المثل عربی آمده است:صاحب حاجت همانند کوری میماند که هیچ چیز جز برآورده شدن حاجتش را نمیبیند<ref>{{عربی|" صاحب الحاجة أعمی لا یراها إلّا قضاها "}}؛ کشف الخلفاء: ج۲، ص۱۸، شماره ۱۵۸۰.</ref>. او دنبال خواستۀ خود است، بیتوجّه به اینکه خواستۀ او مشروع است یا غیرمشروع، شنیدنی است یا خیر، عقلایی است یا نه. ولی حاجت باید مشروع و عقلایی باشد، تا شفیع برای انجام آن اقدام کند. از طرف دیگر، بسیاری از اوقات انسان حاجتی دارد هم مشروع است و هم عقلایی و هم قابل حصول، اما شخص واسطه میگوید: این کار صلاح تو نیست، من برای این حاجت پیش فلانی نمیروم. این نکته بسیار مهم است، زیرا امکان دارد خود شخص نداند که صلاحش نیست و خیلی مصرّ باشد و التماس کند. شخص میگفت: میخواستم با خانمی ازدواج کنم. واضح است که از ازدواج کار مشروع و خواستگاری آن خانم عقلایی بوده، اما طبق معمول به واسطه نیاز داشتم تا برود و کار را انجام دهد، از این رو سراغ کسی رفتم و گفتم: آقا! برای من از فلان خانم خواستگاری کن! او به طور محرمانه به من گفت: این ازدواج صلاح تو نیست. گفتم: آقا! چرا صلاح من نیست؟! مگر ازدواج اشکالی دارد؟! مگر طوری است که من داماد آن آقا و شوهر این خانم بشوم؟! گفت: نه، طوری نیست، اما این ازدواج صلاح تو نیست و من نمیتوانم دلیل این را به تو بگویم. سپس معلوم شد که آن خانم به مرضی مبتلا بوده که کسی از ابتلای او خبر نداشته و نمیخواستند همه بفهمند. فرد دیگری میگفت: خواهان دختر عمویم بودم و میخواستم با او ازدواج کنم. پدرش موافقت نکرد. خیلی گریه و زاری و توسل کردم و واسطه فرستادم. هر چه انجام دادم موفق نشدم. سرانجام از خدا و [[ائمه اطهار]]{{عم}} گلایه کردم که این هم توسل میکنم، چرا وسیلۀ ازدواج دختر عموی مورد علاقهام را که لیاقت دارم شوهر او باشم، فراهم نمیکنید؟! چیزی نگذشت که معلوم شد این خانم به سرطان مبتلا بود و فوت شد. او میگفت: من از آن توسلات پیشیمان و شرمنده شدم که چرا آن قدر گلایه کردم، چرا دلگیر شدم. بنابراین، در شفاعت مصلحت نیز در کار است. باید در توسلات خود دقت کنیم. ممکن است خواسته، مشروع و عقلایی باشد، ولی مصلحت نباشد و شفیع وساطت نکند. پس شفاعت حساب و کتاب و شرایطی دارد که بخشی از آنها را درک میکنیم و بخش دیگر از ما مخفی است<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | *پس انسان در هر حاجتی میتواند پیش شفیعی برود، اما آیا او دنبال آن حاجت راه میافید؟ تا رفتم به کسی گفت: آقا! برای فلان حاجت من پیش فلانی بیا، آیا او راه میافتد یا نه، نخست حاجت من و خودم را مطالعه میکند، تا ببیند من لیاقت این را دارم که این آقا راه بیفتد برای من پیش فلانی برود؟ از طرفی، وجاهت خودش را هم نزد او میسنجد؛ ببیند اگر راه افتاد و آن جا رفت، آن قدر وجاهت و آبرو برای چنین کاری دارد؟ تا از این امور مطمئن نشود حرکت نمیکند. از طرف دیگر، کسی قول نداده که آقای فلانی! هر وقت برای هر کسی و هر حاجتی آمدی و وساطت کردی من انجام میدهم و به وساطت تو ترتیب اثر میدهم، چنین قولی نیز وجود ندارد. البته صاحب حاجت تحقّق آن را میخواهد. در ضرب المثل عربی آمده است:صاحب حاجت همانند کوری میماند که هیچ چیز جز برآورده شدن حاجتش را نمیبیند<ref>{{عربی|" صاحب الحاجة أعمی لا یراها إلّا قضاها "}}؛ کشف الخلفاء: ج۲، ص۱۸، شماره ۱۵۸۰.</ref>. او دنبال خواستۀ خود است، بیتوجّه به اینکه خواستۀ او مشروع است یا غیرمشروع، شنیدنی است یا خیر، عقلایی است یا نه. ولی حاجت باید مشروع و عقلایی باشد، تا شفیع برای انجام آن اقدام کند. از طرف دیگر، بسیاری از اوقات انسان حاجتی دارد هم مشروع است و هم عقلایی و هم قابل حصول، اما شخص واسطه میگوید: این کار صلاح تو نیست، من برای این حاجت پیش فلانی نمیروم. این نکته بسیار مهم است، زیرا امکان دارد خود شخص نداند که صلاحش نیست و خیلی مصرّ باشد و التماس کند. شخص میگفت: میخواستم با خانمی ازدواج کنم. واضح است که از ازدواج کار مشروع و خواستگاری آن خانم عقلایی بوده، اما طبق معمول به واسطه نیاز داشتم تا برود و کار را انجام دهد، از این رو سراغ کسی رفتم و گفتم: آقا! برای من از فلان خانم خواستگاری کن! او به طور محرمانه به من گفت: این ازدواج صلاح تو نیست. گفتم: آقا! چرا صلاح من نیست؟! مگر ازدواج اشکالی دارد؟! مگر طوری است که من داماد آن آقا و شوهر این خانم بشوم؟! گفت: نه، طوری نیست، اما این ازدواج صلاح تو نیست و من نمیتوانم دلیل این را به تو بگویم. سپس معلوم شد که آن خانم به مرضی مبتلا بوده که کسی از ابتلای او خبر نداشته و نمیخواستند همه بفهمند. فرد دیگری میگفت: خواهان دختر عمویم بودم و میخواستم با او ازدواج کنم. پدرش موافقت نکرد. خیلی گریه و زاری و توسل کردم و واسطه فرستادم. هر چه انجام دادم موفق نشدم. سرانجام از خدا و [[ائمه اطهار]]{{عم}} گلایه کردم که این هم توسل میکنم، چرا وسیلۀ ازدواج دختر عموی مورد علاقهام را که لیاقت دارم شوهر او باشم، فراهم نمیکنید؟! چیزی نگذشت که معلوم شد این خانم به سرطان مبتلا بود و فوت شد. او میگفت: من از آن توسلات پیشیمان و شرمنده شدم که چرا آن قدر گلایه کردم، چرا دلگیر شدم. بنابراین، در شفاعت مصلحت نیز در کار است. باید در توسلات خود دقت کنیم. ممکن است خواسته، مشروع و عقلایی باشد، ولی مصلحت نباشد و شفیع وساطت نکند. پس شفاعت حساب و کتاب و شرایطی دارد که بخشی از آنها را درک میکنیم و بخش دیگر از ما مخفی است<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | ||
*پیشتر گفتیم که شفاعت یک حقیقت قرآنی است و وساطت [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} محدود است و در بعضی از امور نمیتوانند وساطت بکنند. برای مثال، وقتی مقرر شد که انسان مستطیع گردید به حج برود، اما از روی عمد به حج نرفت و مُرد، مرگ او، مرگ یهودی و یا نصرانی خواهد بود. در این مورد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} چگونه شفاعت کنند. ذریح محاربی میگوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "هر کس بمیرد، در حالی که حج واجب خویش را انجام نداده، بدون آنکه نیاز سخت او را از انجام حج باز دارد، یا به سبب بیماری نتواند حج را انجام دهد، یا سلطانی او را از انجام حج بازدارد، اگر خواهد یهودی یا مسیحی بمیرد<ref>{{عربی|" مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ مَعَهُ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً "}}؛ الکافی: ج۴، ص۲۶۸، حدیث ۱، بحارالانوار: ج۹۶، ص۲، حدیث ۸۶.</ref>. وقتی انسان نماز را بازیچه قرار بدهد و به آن بیاعتنا باشد؛ نمیشود از چنین آدمی شفاعت کرد<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | *پیشتر گفتیم که شفاعت یک حقیقت قرآنی است و وساطت [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{عم}} محدود است و در بعضی از امور نمیتوانند وساطت بکنند. برای مثال، وقتی مقرر شد که انسان مستطیع گردید به حج برود، اما از روی عمد به حج نرفت و مُرد، مرگ او، مرگ یهودی و یا نصرانی خواهد بود. در این مورد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} چگونه شفاعت کنند. ذریح محاربی میگوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "هر کس بمیرد، در حالی که حج واجب خویش را انجام نداده، بدون آنکه نیاز سخت او را از انجام حج باز دارد، یا به سبب بیماری نتواند حج را انجام دهد، یا سلطانی او را از انجام حج بازدارد، اگر خواهد یهودی یا مسیحی بمیرد<ref>{{عربی|" مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ مَعَهُ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً "}}؛ الکافی: ج۴، ص۲۶۸، حدیث ۱، بحارالانوار: ج۹۶، ص۲، حدیث ۸۶.</ref>. وقتی انسان نماز را بازیچه قرار بدهد و به آن بیاعتنا باشد؛ نمیشود از چنین آدمی شفاعت کرد<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | ||
*[[ابو بصیر]] میگوید: خدمت [[ام حمیده]] رفتم که به او برای فقدان [[امام صادق]]{{ع}} تسلیت گویم. او گریست، من نیز از گریه او گریستم، آنگاه گفت: ای ابامحمد! اگر [[امام صادق]]{{ع}} را به هنگام مرگ دیدی، در شگفت میشدی. او دیدگانش را گشود و فرمود: خویشانم را جمع کنید! ما همه خویشان آن حضرت را جمع کردیم. حضرت نگاهی به آنها کرد و فرمود: به راستی که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک شمارد، نمیرسد<ref>{{عربی|"عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ {{ع}} فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا إِلَيَّ كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ"}}؛ الامالی شیخ صدوق: ۵۷۲، حدیث ۷۷۹.</ref><ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | * [[ابو بصیر]] میگوید: خدمت [[ام حمیده]] رفتم که به او برای فقدان [[امام صادق]]{{ع}} تسلیت گویم. او گریست، من نیز از گریه او گریستم، آنگاه گفت: ای ابامحمد! اگر [[امام صادق]]{{ع}} را به هنگام مرگ دیدی، در شگفت میشدی. او دیدگانش را گشود و فرمود: خویشانم را جمع کنید! ما همه خویشان آن حضرت را جمع کردیم. حضرت نگاهی به آنها کرد و فرمود: به راستی که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک شمارد، نمیرسد<ref>{{عربی|"عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِ حَمِيدَةَ أُعَزِّيهَا بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ {{ع}} فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا إِلَيَّ كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ"}}؛ الامالی شیخ صدوق: ۵۷۲، حدیث ۷۷۹.</ref><ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | ||
*آری، شفاعت محدود است. پس هر شافع و هم مشفوع محدود هستند. چیزی که غیر محدود است مورد شفاعت است، امّا با محدودیتهای یاد شده هرگز نمیشود برای شفاعت اعتماد کرد انسان به حج نرود و نماز را سبک شمارد؛ مورد شفاعت قرار میگیرد. این طور نیست<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | *آری، شفاعت محدود است. پس هر شافع و هم مشفوع محدود هستند. چیزی که غیر محدود است مورد شفاعت است، امّا با محدودیتهای یاد شده هرگز نمیشود برای شفاعت اعتماد کرد انسان به حج نرود و نماز را سبک شمارد؛ مورد شفاعت قرار میگیرد. این طور نیست<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | ||
*بنابراین، شفاعت، موجب تجرّی بنده بر گناه نمیشود. چون ضابطه، ملاک و میزان دارد<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | *بنابراین، شفاعت، موجب تجرّی بنده بر گناه نمیشود. چون ضابطه، ملاک و میزان دارد<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۹۹ - ۱۰۴.</ref>. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
*در روایتی [[امام صادق]]{{عم}} میفرماید: "آیا میبینی چگونه شرط شده؟ توبه، ایمان و عمل صالح برای او سودی ندارد مگر وقتی که هدایت یابد. به خدا سوگند، اگر بکوشد که عمل کند از او نمیپذیرند مگر آنگاه که به سوی ما... هدایت یابد"<ref>{{عربی|" قَالَ أَ لَا تَرَى كَيْفَ اشْتَرَطَ وَ لَمْ تَنْفَعْهُ التَّوْبَةُ أَوِ الْإِيمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَتَّى اهْتَدَى وَ اللَّهِ لَوْ جَهَدَ أَنْ يَعْمَلَ مَا قُبِلَ مِنْهُ حَتَّى يَهْتَدِيَ قَالَ قُلْتُ إِلَى مَنْ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ إِلَيْنَا"}}؛ بحار الانوار: ج۲۷، ص۱۶۹.</ref><ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | *در روایتی [[امام صادق]]{{عم}} میفرماید: "آیا میبینی چگونه شرط شده؟ توبه، ایمان و عمل صالح برای او سودی ندارد مگر وقتی که هدایت یابد. به خدا سوگند، اگر بکوشد که عمل کند از او نمیپذیرند مگر آنگاه که به سوی ما... هدایت یابد"<ref>{{عربی|" قَالَ أَ لَا تَرَى كَيْفَ اشْتَرَطَ وَ لَمْ تَنْفَعْهُ التَّوْبَةُ أَوِ الْإِيمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَتَّى اهْتَدَى وَ اللَّهِ لَوْ جَهَدَ أَنْ يَعْمَلَ مَا قُبِلَ مِنْهُ حَتَّى يَهْتَدِيَ قَالَ قُلْتُ إِلَى مَنْ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ إِلَيْنَا"}}؛ بحار الانوار: ج۲۷، ص۱۶۹.</ref><ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | ||
*و در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: "اگر به ولایت ما خاندان اعتراف کند و بر آن عقیده بمیرند نماز، روزه، زکات و حج او پذیرفته است و اگر در پیشگاه خدا به ولایت ما اعتراف نکند، خدا چیزی از اعمال او را نمیپذیرد<ref>{{عربی|" فَإِنْ أَقَرَّ بِوَلَايَتِنَا ثُمَّ مَاتَ عَلَيْهَا قُبِلَتْ مِنْهُ صَلَاتُهُ وَ صَوْمُهُ وَ زَكَاتُهُ وَ حَجُّهُ وَ إِنْ لَمْ يُقِرَّ بِوَلَايَتِنَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ أَعْمَالِه"}}؛ الامالی، شیخ صدوق:۲۵۶، بحار الانوار: ج۲۴، ص۲۴۸.</ref><ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | *و در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: "اگر به ولایت ما خاندان اعتراف کند و بر آن عقیده بمیرند نماز، روزه، زکات و حج او پذیرفته است و اگر در پیشگاه خدا به ولایت ما اعتراف نکند، خدا چیزی از اعمال او را نمیپذیرد<ref>{{عربی|" فَإِنْ أَقَرَّ بِوَلَايَتِنَا ثُمَّ مَاتَ عَلَيْهَا قُبِلَتْ مِنْهُ صَلَاتُهُ وَ صَوْمُهُ وَ زَكَاتُهُ وَ حَجُّهُ وَ إِنْ لَمْ يُقِرَّ بِوَلَايَتِنَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ أَعْمَالِه"}}؛ الامالی، شیخ صدوق:۲۵۶، بحار الانوار: ج۲۴، ص۲۴۸.</ref><ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | ||
*[[شیخ مفید]] به سند خود از [[ابن عباس]] روایتی را نقل کرده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود:ای مردم! پیوسته با دوستی ما [[اهل بیت]] همراه باشید، که هر کس همراه دوستی ما خدا را دیدار کند به شفاعت ما بهشت وارد گردد. سوگند به آن کس که جان محمّد به دست قدرت اوست، عمل هیچ بندهای به او سودی نرساند مگر با شناخت ما و اعتقاد به ولایت ما<ref>{{عربی|" أَيُّهَا النَّاسُ الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنَّهُ مَنْ لَقِيَ اللَّهَ بِوُدِّنَا دَخَلَ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِنَا فَوَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يَنْفَعُ عَبْداً عَمَلُهُ إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا وَ وَلَايَتِنَا"}}؛ الامالی، شیخ مفید: ۱۴۰، بحار الانوار: ج۲۷، ص۱۹۳.</ref>. آری، از طرفی خداوند متعال میفرماید: {{متن قرآن| إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ }}<ref> خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ سوره مائده، آیه:۲۷.</ref>. و از طرف دیگر، ولایت محمد و آل محمد{{عم}} همان تقوای الهی است<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | * [[شیخ مفید]] به سند خود از [[ابن عباس]] روایتی را نقل کرده که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود:ای مردم! پیوسته با دوستی ما [[اهل بیت]] همراه باشید، که هر کس همراه دوستی ما خدا را دیدار کند به شفاعت ما بهشت وارد گردد. سوگند به آن کس که جان محمّد به دست قدرت اوست، عمل هیچ بندهای به او سودی نرساند مگر با شناخت ما و اعتقاد به ولایت ما<ref>{{عربی|" أَيُّهَا النَّاسُ الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنَّهُ مَنْ لَقِيَ اللَّهَ بِوُدِّنَا دَخَلَ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِنَا فَوَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يَنْفَعُ عَبْداً عَمَلُهُ إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا وَ وَلَايَتِنَا"}}؛ الامالی، شیخ مفید: ۱۴۰، بحار الانوار: ج۲۷، ص۱۹۳.</ref>. آری، از طرفی خداوند متعال میفرماید: {{متن قرآن| إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ }}<ref> خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ سوره مائده، آیه:۲۷.</ref>. و از طرف دیگر، ولایت محمد و آل محمد{{عم}} همان تقوای الهی است<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | ||
*فراتر این که ما در جای خود در مباحثمان ثابت کردیم که [[ولایت]] و [[امامت]] [[اهل بیت]]{{عم}} جزء اصول دین است، نه فروع دین. وقتی خداوند متعال اعمال ما را مشروط کرده که اصول دین ما درست باشد و طبق قاعدۀ {{عربی|" فإذا انتفى الشرط انتفى المشروط"}}؛ اگر اصلی از اصول دین متزلزل باشد آن اعمالی که به جا آورده شده دیگر فایده ندارد<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | *فراتر این که ما در جای خود در مباحثمان ثابت کردیم که [[ولایت]] و [[امامت]] [[اهل بیت]]{{عم}} جزء اصول دین است، نه فروع دین. وقتی خداوند متعال اعمال ما را مشروط کرده که اصول دین ما درست باشد و طبق قاعدۀ {{عربی|" فإذا انتفى الشرط انتفى المشروط"}}؛ اگر اصلی از اصول دین متزلزل باشد آن اعمالی که به جا آورده شده دیگر فایده ندارد<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | ||
*بنابراین، هر یک از اصول دین در تمامیت اعمال و عبادات و قبول شدن آنها شرط است و این از ما نیست، بلکه یک دستور الهی است. اگر کسی هزاران نماز با لباس پاک، در مکان پاک و خیلی با حضور قلب بخواند، اما این نمازها بدون وضو باشد؛ ارزش ندارد. چرا که شارع مقدس؛ یعنی خداوند متعال که انسان برای او نماز میخواند طهارت را در نماز شرط قرار داده است و این اعتبار شرعی از ناحیۀ خود اوست<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | *بنابراین، هر یک از اصول دین در تمامیت اعمال و عبادات و قبول شدن آنها شرط است و این از ما نیست، بلکه یک دستور الهی است. اگر کسی هزاران نماز با لباس پاک، در مکان پاک و خیلی با حضور قلب بخواند، اما این نمازها بدون وضو باشد؛ ارزش ندارد. چرا که شارع مقدس؛ یعنی خداوند متعال که انسان برای او نماز میخواند طهارت را در نماز شرط قرار داده است و این اعتبار شرعی از ناحیۀ خود اوست<ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۴ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۴، ص۳۱۶ - ۳۲۲.</ref>. | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||