جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==[[رضامندی]]== | == [[رضامندی]] == | ||
رضا به معنای [[خشنودی]] است. رضا بودن به [[مقدرات الهی]] یعنی اینکه اگر [[انسان]] پس از [[انجام وظیفه]] و تلاش در عرصههای گوناگون [[زندگی]]، در برابر حوادث تلخ و مقدرات به ظاهر نامناسب [[الهی]] قرار گرفت، [[مصلحت الهی]] را بر [[مصلحت]] ظاهری خود ترجیح دهد و آنچه را [[خدا]] پسندید، همان را بپسندد. [[خداوند]] در [[قرآن مجید]] میفرماید: | رضا به معنای [[خشنودی]] است. رضا بودن به [[مقدرات الهی]] یعنی اینکه اگر [[انسان]] پس از [[انجام وظیفه]] و تلاش در عرصههای گوناگون [[زندگی]]، در برابر حوادث تلخ و مقدرات به ظاهر نامناسب [[الهی]] قرار گرفت، [[مصلحت الهی]] را بر [[مصلحت]] ظاهری خود ترجیح دهد و آنچه را [[خدا]] پسندید، همان را بپسندد. [[خداوند]] در [[قرآن مجید]] میفرماید: | ||
{{متن قرآن|وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بیگمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است» سوره لقمان، آیه ۲۲.</ref>. | {{متن قرآن|وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى}}<ref>«و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بیگمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است» سوره لقمان، آیه ۲۲.</ref>. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
{{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | ||
این [[آیات]] نشان میدهد که [[آدمی]] باید از سویدای [[دل]] و خشنودی کامل، تسلیم [[فرمان خدا]] و رسولش باشد تا [[رضوان الهی]] را به دست آورد. در [[سیره]] گفتاری [[رسول اکرم]]{{صل}}، [[مقام رضا]] بالاتر از [[مقام]] [[صبر]] در نظر گرفته شده است، ایشان میفرماید: «خدا را با خشنودی از مقدرات، [[عبادت]] کن. اگر [[توانایی]] بر آن نداری، صبر و [[استقامت]] در برابر حوادث تلخ، خیر بسیار دارد».<ref>{{متن حدیث| اعْبُدُوا اللَّهَ فِي الرِّضَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَفِي الصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْرٌ كَثِيرٌ}}؛ محجة البیضاء، ج۵، ص۱۰۴.</ref>. | این [[آیات]] نشان میدهد که [[آدمی]] باید از سویدای [[دل]] و خشنودی کامل، تسلیم [[فرمان خدا]] و رسولش باشد تا [[رضوان الهی]] را به دست آورد. در [[سیره]] گفتاری [[رسول اکرم]] {{صل}}، [[مقام رضا]] بالاتر از [[مقام]] [[صبر]] در نظر گرفته شده است، ایشان میفرماید: «خدا را با خشنودی از مقدرات، [[عبادت]] کن. اگر [[توانایی]] بر آن نداری، صبر و [[استقامت]] در برابر حوادث تلخ، خیر بسیار دارد».<ref>{{متن حدیث| اعْبُدُوا اللَّهَ فِي الرِّضَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَفِي الصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْرٌ كَثِيرٌ}}؛ محجة البیضاء، ج۵، ص۱۰۴.</ref>. | ||
[[جنگ احد]] یکی از صحنههای بزرگ [[رویارویی]] [[حق و باطل]] بود. در این [[جنگ]]، [[پیامبر]] و [[حضرت علی]]{{ع}} هر دو به شدت مجروح شدند. علی{{ع}} با وجود جراحت شدید آن گاه که پیکر شهیدانی چون [[حمزه]]، [[مصعب]]، [[حنظله]] و دیگران را دید، از اینکه به [[شهادت]] نرسیده است، دگرگون شد. [[پیامبر]] که این [[شور]] [[ملکوتی]] را در چهره وی دید، فرمود: {{متن حدیث|أَبْشِرْ فَإِنَ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِكَ}}؛ «به تو [[بشارت]] باد که سرانجام [[شهید]] میشوی». مدتها از این ماجرا گذشت. روزی علی{{ع}} این بشارت را به پیامبر یادآور شد. [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ ذَلِكَ لَكَذَلِكَ فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذاً}}؛ «ولی بگو بدانم در این هنگام [[صبر]] و [[مقاومت]] تو چگونه است؟» علی{{ع}} که به [[مقام رضا]]؛ یعنی به درجه بالاتر از صبر رسیده بود، در پاسخ فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى}}؛ «چنین موردی از موارد صبر نیست، بلکه از موارد بشارت (و [[خشنودی]]) است»<ref>بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان، ص۳۷۲، به نقل از: نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶ با اندکی تغییر.</ref>. | [[جنگ احد]] یکی از صحنههای بزرگ [[رویارویی]] [[حق و باطل]] بود. در این [[جنگ]]، [[پیامبر]] و [[حضرت علی]] {{ع}} هر دو به شدت مجروح شدند. علی {{ع}} با وجود جراحت شدید آن گاه که پیکر شهیدانی چون [[حمزه]]، [[مصعب]]، [[حنظله]] و دیگران را دید، از اینکه به [[شهادت]] نرسیده است، دگرگون شد. [[پیامبر]] که این [[شور]] [[ملکوتی]] را در چهره وی دید، فرمود: {{متن حدیث|أَبْشِرْ فَإِنَ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِكَ}}؛ «به تو [[بشارت]] باد که سرانجام [[شهید]] میشوی». مدتها از این ماجرا گذشت. روزی علی {{ع}} این بشارت را به پیامبر یادآور شد. [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ ذَلِكَ لَكَذَلِكَ فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذاً}}؛ «ولی بگو بدانم در این هنگام [[صبر]] و [[مقاومت]] تو چگونه است؟» علی {{ع}} که به [[مقام رضا]]؛ یعنی به درجه بالاتر از صبر رسیده بود، در پاسخ فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى}}؛ «چنین موردی از موارد صبر نیست، بلکه از موارد بشارت (و [[خشنودی]]) است»<ref>بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان، ص۳۷۲، به نقل از: نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶ با اندکی تغییر.</ref>. | ||
شخصی از [[پیامبر اعظم]]{{صل}} پرسید: معنی رضا چیست؟ آن را برای من شرح بده. پیامبر در پاسخ فرمود: [[جبرئیل]] از سوی [[خدا]]، مقام رضا را چنین بیان کرد: «[[راضی]] به [[رضای خدا]] کسی است که از مولایش (خدا) ناخشنود نشود، خواه دنیای خوبی داشته باشد و خواه دنیای خوبی نداشته باشد و برای خودش به [[کار نیک]] اندک [[خشنود]] نیست».<ref>{{متن حدیث|الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَوْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ}}؛ بحارالانوار، ج۶، ص۳۷۳.</ref>. | شخصی از [[پیامبر اعظم]] {{صل}} پرسید: معنی رضا چیست؟ آن را برای من شرح بده. پیامبر در پاسخ فرمود: [[جبرئیل]] از سوی [[خدا]]، مقام رضا را چنین بیان کرد: «[[راضی]] به [[رضای خدا]] کسی است که از مولایش (خدا) ناخشنود نشود، خواه دنیای خوبی داشته باشد و خواه دنیای خوبی نداشته باشد و برای خودش به [[کار نیک]] اندک [[خشنود]] نیست».<ref>{{متن حدیث|الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَوْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ}}؛ بحارالانوار، ج۶، ص۳۷۳.</ref>. | ||
یکی از موارد [[تسلیم]] و صبر در [[نامه]] تسلیتآمیز [[رسول الله]]{{صل}} به [[معاذ]] در [[مرگ]] فرزندش آمده است که فرمود: | یکی از موارد [[تسلیم]] و صبر در [[نامه]] تسلیتآمیز [[رسول الله]] {{صل}} به [[معاذ]] در [[مرگ]] فرزندش آمده است که فرمود: | ||
به من خبر رسید که تو درباره فرزندت [[بیتابی]] میکنی. [[خداوند]]، تو را بدو بهره مند ساخت تا هنگام مرگ و در موعد مقرر، [[جان]] او را گرفت. به [[درستی]] که همه ما از خداوندیم و به سوی او باز میگردیم. مبادا بیتابی ات، [[ثواب]] تو را ببرد. اگر به ثواب [[مصیبت]] خود برسی، میدانی مصیبت در برابر آن ثواب بزرگی که خدا برای آن آماده کرده، نسبت به [[اهل]] تسلیم و صبر بسیار کم و کوتاه است. بدان که [[بیتابی]]، مرده را برنمیگرداند و از مقدر جلوگیری نمیکند. خوشدل باش و [[وعده]] مقرر را بپذیر و مبادا [[افسوس]] بخوری بر امری که به خودت و همه [[مردم]] ملازم و چسبیده است و در [[زمان]] خود نازل میشود. [[سلام]]، [[رحمت]] و [[برکات]] [[خداوند]] بر تو باد<ref>بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۴ و ۱۶۵.</ref>. | به من خبر رسید که تو درباره فرزندت [[بیتابی]] میکنی. [[خداوند]]، تو را بدو بهره مند ساخت تا هنگام مرگ و در موعد مقرر، [[جان]] او را گرفت. به [[درستی]] که همه ما از خداوندیم و به سوی او باز میگردیم. مبادا بیتابی ات، [[ثواب]] تو را ببرد. اگر به ثواب [[مصیبت]] خود برسی، میدانی مصیبت در برابر آن ثواب بزرگی که خدا برای آن آماده کرده، نسبت به [[اهل]] تسلیم و صبر بسیار کم و کوتاه است. بدان که [[بیتابی]]، مرده را برنمیگرداند و از مقدر جلوگیری نمیکند. خوشدل باش و [[وعده]] مقرر را بپذیر و مبادا [[افسوس]] بخوری بر امری که به خودت و همه [[مردم]] ملازم و چسبیده است و در [[زمان]] خود نازل میشود. [[سلام]]، [[رحمت]] و [[برکات]] [[خداوند]] بر تو باد<ref>بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۴ و ۱۶۵.</ref>. | ||
همچنین آمده است که [[پیامبر اسلام]]، [[مسلمانان]] را به [[مسجد]] فرا خواند و در آستانه [[ماه مبارک رمضان]]، پس از خواندن [[خطبه]]، به [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: «گویی تو را در این ماه مینگرم که برای پروردگارت [[نماز]] میخوانی. ناگاه تیرهبختترین شخص، ضربتی بر فرق سرت میزند، به گونهای که محاسنت از [[خون]] سرت رنگین میشود». | همچنین آمده است که [[پیامبر اسلام]]، [[مسلمانان]] را به [[مسجد]] فرا خواند و در آستانه [[ماه مبارک رمضان]]، پس از خواندن [[خطبه]]، به [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: «گویی تو را در این ماه مینگرم که برای پروردگارت [[نماز]] میخوانی. ناگاه تیرهبختترین شخص، ضربتی بر فرق سرت میزند، به گونهای که محاسنت از [[خون]] سرت رنگین میشود». | ||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} چنان شیفته [[رضای الهی]] بود که یک [[پرسش]] بیشتر نکرد و آن، این بود: {{متن حدیث|وَ ذَلِكَ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِي؟}}؛ «آیا در آن هنگام، دینم سالم است؟» [[پیامبر]] در پاسخ فرمود: {{متن حدیث|فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِكَ}}؛ «آری، دینت سالم است»<ref>بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۸.</ref>. علی{{ع}} دیگر چیزی نگفت. | [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} چنان شیفته [[رضای الهی]] بود که یک [[پرسش]] بیشتر نکرد و آن، این بود: {{متن حدیث|وَ ذَلِكَ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِي؟}}؛ «آیا در آن هنگام، دینم سالم است؟» [[پیامبر]] در پاسخ فرمود: {{متن حدیث|فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِكَ}}؛ «آری، دینت سالم است»<ref>بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۸.</ref>. علی {{ع}} دیگر چیزی نگفت. | ||
سخن حضرت علی{{ع}} پس از فرود آمدن ضربت [[شمشیر]] در [[سحرگاه]] نوزدهم ماه مبارک رمضان، بیانگر نهایت [[خشنودی]] وی از رضای الهی است، آنگاه که فرمود: {{متن حدیث|فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ}}؛ «به خدای [[کعبه]] [[سوگند]]! [[رستگار]] شدم»<ref>بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[رسول مهربانی (کتاب)|رسول مهربانی]] ص ۴۸.</ref>. | سخن حضرت علی {{ع}} پس از فرود آمدن ضربت [[شمشیر]] در [[سحرگاه]] نوزدهم ماه مبارک رمضان، بیانگر نهایت [[خشنودی]] وی از رضای الهی است، آنگاه که فرمود: {{متن حدیث|فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ}}؛ «به خدای [[کعبه]] [[سوگند]]! [[رستگار]] شدم»<ref>بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[رسول مهربانی (کتاب)|رسول مهربانی]] ص ۴۸.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||