رضایت در معارف و سیره نبوی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

رضامندی

رضا به معنای خشنودی است. رضا بودن به مقدرات الهی یعنی اینکه اگر انسان پس از انجام وظیفه و تلاش در عرصه‌های گوناگون زندگی، در برابر حوادث تلخ و مقدرات به ظاهر نامناسب الهی قرار گرفت، مصلحت الهی را بر مصلحت ظاهری خود ترجیح دهد و آنچه را خدا پسندید، همان را بپسندد. خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: ﴿وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى[۱].

کسی که روی خود را تسلیم خدا کند، در حالی که نیکوکار باشد، به دست‌گیره محکمی چنگ زده و به تکیه‌گاه مطمئنی تکیه کرده است. در سوره مجادله نیز انسان‌های رستگار و حزب الله چنین توصیف شده‌اند: ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۲].

این آیات نشان می‌دهد که آدمی باید از سویدای دل و خشنودی کامل، تسلیم فرمان خدا و رسولش باشد تا رضوان الهی را به دست آورد. در سیره گفتاری رسول اکرم (ص)، مقام رضا بالاتر از مقام صبر در نظر گرفته شده است، ایشان می‌فرماید: «خدا را با خشنودی از مقدرات، عبادت کن. اگر توانایی بر آن نداری، صبر و استقامت در برابر حوادث تلخ، خیر بسیار دارد».[۳].

جنگ احد یکی از صحنه‌های بزرگ رویارویی حق و باطل بود. در این جنگ، پیامبر و حضرت علی (ع) هر دو به شدت مجروح شدند. علی (ع) با وجود جراحت شدید آن گاه که پیکر شهیدانی چون حمزه، مصعب، حنظله و دیگران را دید، از اینکه به شهادت نرسیده است، دگرگون شد. پیامبر که این شور ملکوتی را در چهره وی دید، فرمود: «أَبْشِرْ فَإِنَ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِكَ‌»؛ «به تو بشارت باد که سرانجام شهید می‌شوی». مدت‌ها از این ماجرا گذشت. روزی علی (ع) این بشارت را به پیامبر یادآور شد. حضرت فرمود: «إِنَّ ذَلِكَ لَكَذَلِكَ فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذاً»؛ «ولی بگو بدانم در این هنگام صبر و مقاومت تو چگونه است؟» علی (ع) که به مقام رضا؛ یعنی به درجه بالاتر از صبر رسیده بود، در پاسخ فرمود: «لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى»؛ «چنین موردی از موارد صبر نیست، بلکه از موارد بشارت (و خشنودی) است»[۴].

شخصی از پیامبر اعظم (ص) پرسید: معنی رضا چیست؟ آن را برای من شرح بده. پیامبر در پاسخ فرمود: جبرئیل از سوی خدا، مقام رضا را چنین بیان کرد: «راضی به رضای خدا کسی است که از مولایش (خدا) ناخشنود نشود، خواه دنیای خوبی داشته باشد و خواه دنیای خوبی نداشته باشد و برای خودش به کار نیک اندک خشنود نیست».[۵].

یکی از موارد تسلیم و صبر در نامه تسلیت‌آمیز رسول الله (ص) به معاذ در مرگ فرزندش آمده است که فرمود: به من خبر رسید که تو درباره فرزندت بی‌تابی می‌کنی. خداوند، تو را بدو بهره مند ساخت تا هنگام مرگ و در موعد مقرر، جان او را گرفت. به درستی که همه ما از خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم. مبادا بی‌تابی ات، ثواب تو را ببرد. اگر به ثواب مصیبت خود برسی، می‌دانی مصیبت در برابر آن ثواب بزرگی که خدا برای آن آماده کرده، نسبت به اهل تسلیم و صبر بسیار کم و کوتاه است. بدان که بی‌تابی، مرده را برنمی‌گرداند و از مقدر جلوگیری نمی‌کند. خوش‌دل باش و وعده مقرر را بپذیر و مبادا افسوس بخوری بر امری که به خودت و همه مردم ملازم و چسبیده است و در زمان خود نازل می‌شود. سلام، رحمت و برکات خداوند بر تو باد[۶].

همچنین آمده است که پیامبر اسلام، مسلمانان را به مسجد فرا خواند و در آستانه ماه مبارک رمضان، پس از خواندن خطبه، به حضرت علی (ع) فرمود: «گویی تو را در این ماه می‌نگرم که برای پروردگارت نماز می‌خوانی. ناگاه تیره‌بخت‌ترین شخص، ضربتی بر فرق سرت می‌زند، به گونه‌ای که محاسنت از خون سرت رنگین می‌شود».

امیرمؤمنان علی (ع) چنان شیفته رضای الهی بود که یک پرسش بیشتر نکرد و آن، این بود: «وَ ذَلِكَ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِي؟»؛ «آیا در آن هنگام، دینم سالم است؟» پیامبر در پاسخ فرمود: «فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِكَ‌»؛ «آری، دینت سالم است»[۷]. علی (ع) دیگر چیزی نگفت. سخن حضرت علی (ع) پس از فرود آمدن ضربت شمشیر در سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان، بیانگر نهایت خشنودی وی از رضای الهی است، آنگاه که فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ»؛ «به خدای کعبه سوگند! رستگار شدم»[۸].[۹].

منابع

پانویس

  1. «و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بی‌گمان به دستاویز استوراتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است» سوره لقمان، آیه ۲۲.
  2. «خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
  3. « اعْبُدُوا اللَّهَ فِي الرِّضَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَفِي الصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُ خَيْرٌ كَثِيرٌ»؛ محجة البیضاء، ج۵، ص۱۰۴.
  4. بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان، ص۳۷۲، به نقل از: نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶ با اندکی تغییر.
  5. «الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَوْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ»؛ بحارالانوار، ج۶، ص۳۷۳.
  6. بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۴ و ۱۶۵.
  7. بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۵۸.
  8. بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۳۹.
  9. اسحاقی، سید حسین، رسول مهربانی ص ۴۸.