مقام رضا در عرفان اسلامی
دادهها و ندادهها در مقام رضا
سالک طریقت حقیقت به شریعت اسلام، در مقام رضا به جایی میرسد که دادهها و ندادهها برایش یکسان است؛ زیرا هر یک را به حکمت و مصلحتی میداند که خدای علیم و قدیر و معطی در مقام پروردگاری برایش رقم زده است؛ چرا خدایی دانا و توانا و بخشنده که نسبت به او و احوالش نادان و ناتوان و بخیل نیست، چیزی را خواسته است که به حکمت و مصلحت است. در روایت است: جابر بن عبدالله انصاری یار دیرین رسول خدا(ص)، پیر نورانی و پاک دل، بیمار و بستری شد، امام باقر(ع) برای عیادت به خانه او رفت، در بالینش نشست و با مهر و محبت خاصی فرمود: «ای جابر! حالت چطور است؟!» جابر گفت: در حالی هستم که پیری را نسبت به جوانی دوست دارم، مرگ را نسبت به زندگی دوست دارم، به بیماری نسبت به سلامتی علاقهمندم. (منظور جابر این بود که در برابر هر گونه ناملایمات، مقاوم و صبور هستم). امام باقر(ع) به او فرمود: «اما من آنچه را خدا بخواهد دوست دارم، اگر پیری را بخواهد همان را دوست دارم، اگر جوانی را بخواهد، به همان علاقهمندم، بیماری یا سلامتی، زندگی یا مرگ، هرکدام را او بپسندد همان را میپسندم»[۱].
همچنین روایت است: روایت شده: جمعی به محضر امام باقر(ع) آمدند و دیدند آن حضرت به خاطر بیمار بودن یکی از کودکان، بسیار ناراحت و غمگین است به طوری که آرامش ندارد، با خود گفتند: «اگر خدای نکرده این کودک فوت کند، امام باقر(ع) منقلب میشود و ممکن است به حال خطیری بیفتد». آنها همچنان حیران بودند. ناگاه دیدند امام باقر(ع) از خانه بیرون آمد، ولی بسیار شادمان و خوشحال به نظر میرسید. با اینکه صدای گریهای که از خانه برخاست، نشان میداد که آن کودک بیمار از دنیا رفته است. آنها به آن بزرگوار عرض کردند: «ما نگران حال شما بودیم، با خود گفتیم اگر فرزندتان از دنیا برود بیتاب خواهید شد، ولی اکنون تو را شاد میبینیم». امام باقر(ع) در پاسخ فرمود: «إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِيمَنْ نُحِبُّ، فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِيمَا يُحِبُّ»[۲]؛ «ما دوست داریم که در مورد دوستانمان، در عافیت باشیم، ولی وقتی که قضای الهی فرا رسید، آنچه را خدا دوست دارد، همان را میپسندیم و تسلیم آن هستیم». مقام رضا در فرهنگ قرآنی، مقام بس بزرگ است و تنها کسانی به بهشت رضوان الهی در میآیند که اهل رضا(ع) باشند. مقام رضا که در فارسی مقام خشنودی به خدا در هر حال و احوال است، به معنای رضای بنده از خدا به معنای آن است که قضای خدا را مکروه نداند[۳]؛ و این امر محقق نمیشود، مگر آنکه بنده به قضای الهی و کارهای تکوینی و احکام تشریعی او راضی باشد[۴].
کسی که در مقام رضا نشسته است، نسبت به مصیبتها و هر آنچه به او از خدا میرسد خشنود است و هیچگونه کراهت و ناخشنودی در وی پدید نمیآید؛ از این روست که وقتی به او نقصی در جان و مالش میرسد هیچ واکنش کراهتآمیزی نشان نمیدهد؛ زیرا آن را به حکمت الهی و مصلحتی میداند؛ چنانکه دادههای الهی او را به هیجان نمیآورد و سرمست و فرحناک نمیشود؛ زیرا میداند که هر چه میرسد براساس حکمت خدای علیم و قدیر و معطی است؛ چنانکه خدا میفرماید: ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ﴾[۵]. کسی که براین اعتقاد و باور باشد، نسبت به مصیبتها یی که مایه از دست رفتن و مشکلاتی میشود، ناخشنود نمیشود؛ زیرا آن را حکیمانه از سوی خدای علیم و قدیر و معطی میداند. از این روست که خدا در جایی میفرماید: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[۶].
از نظر قرآن، رضایت انسان از خدا و پذیرش قضا و قدر الهی موجب میشود تا رضایت خدا نسبت به او تأمین شود. چنین نفسی در مقام اطمینان است و خدا درباره این بندگان سالک خویش میفرماید: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾[۷].[۸]
آثار مقام رضا در انسان
از نظر قرآن، هرکسی که در مقام رضا قرار دارد، بهرهمند از آثاری در زندگی است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
- تأمین خیر: رضایت از مقدرات الهی، تأمینکننده خیر و مصلحت واقعی انسان است؛ زیرا چنانکه از آیه ۲۱۶ سوره بقره فهمیده میشود،انسان به سبب عدم احاطه علمی به امور و مسائل اموری را دوست میدارد که به زیان اوست و اموری را ناگوار و ناخوشایند میداند در حالی که به ضرر و زیان اوست. از اینرو نمیتوان پذیرفت که مثلاً داشتن مال و فرزند و نعمت به معنای خیر و مصلحت اوست؛ زیرا چنانکه معلوم است،زن و مال و فرزند میتواند به عنوان فتنه و آزمونی سخت باشد و بلای جان وی گردد[۹]. پس کسی که دارای نعمتی است به معنای خیر نیست، بلکه میتواند شرّی برای او باشد و همچنین داشتن نعمت به معنای کرامت نیست؛ زیرا خدا به کافران چنان میدهد تا سرشان را برای درخواست بالا نیاورند و به حکم عدالت الهی پاداش و مزد عمل صالح ایشان را در همین دنیا میدهد[۱۰]. از نظر قرآن کسانی که لجبازی نمیکنند و به اصرار و الحاح از خدا میخواهند تا مقدرات را تغییر دهد، در حقیقت به خود زیان میرسانند؛ چنانکه یهودیان چنین خواستههایی داشتند[۱۱]. پس بهتر است که انسان به مقدرات الهی راضی و خشنود باشد و به کم و زیاد اعتراضی نکند تا اینگونه آنچه خیر و مصحلت اوست به او برسد؛ زیرا خیر هر آن چیزی است که مناسب شخص و مصلحت اوست[۱۲].
- صلوات الهی: از دیگر آثار رضایتمندی به مقدرات الهی و قضا و قدر او این است که شخص از صلوات و درود الهی بهرهمند میشود و خدا با او صله میکند. خدا میفرماید: ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾[۱۳].
- رحمت الهی: از همین آیات به دست نمیآید که از دیگر آثار مقام رضا، بهرهمندی از رحمت الهی است.
- رضایت الهی: کسی که از خدا راضی باشد خدا نیز از او راضی خواهد بود و اینگونه است که در مقام «راضیه مرضیه» قرار میگیرد که جایگاه نفس مطمئنه است[۱۴]. خدا بارها در آیات گوناگون به این تأثیر قرار گرفتن بنده در مقام رضا اشاره کرده است[۱۵].
- رستگاری و فلاح: از دیگر آثار مقام رضا، رسیدن به فلاح و رستگاری ابدی است که آرزوی هر انسانی است[۱۶].
- هدایت خاص: رضایت مصیبتدیدگان صابر از قضا و قدر خداوند، موجب بهرهمند شدن از هدایت خاص الهی است[۱۷].
- مقام بندگی خاص: رضایت نفس مطمئنه از خدا و رضایت خداوند از وی، موجب ورود در زمره بندگان خاص خدا است[۱۸].
- مقام حزب الله: رضای از خداوند، موجب ورود در زمره حزب الله است. شخصی حزب الله باشد به طور طبیعی از همه آثار و برکات این عنوان بهره مند خواهد شد که از جمله آنها غلبه و پیروزی در زندگی بر دشمنان است[۱۹].
- بهشت جاودان: بهشت جاودان با همه مراتب از جنت فعل و صفات تا جنت ذات برای این افرادی است که تن به رضای مقدرات الهی دادهاند و کراهتی ندارند[۲۰].[۲۱]
عوامل و زمینههای ایجادی مقام رضا
اینک که آثار بسیار مهم مقام رضا دانسته شده است، هر کسی تلاش میکند تا به این مقامدست یابد و راهکارهای وصول و نیل آن را میجوید. از نظر قرآن، مقام رضا، موقعیتی رفیع و ارزشمند و وصول به آن، امری دشوار است. بنابراین، به سادگی در دسترس همگان قرار نمیگیرد و تنها سالکانی به این مقام دست مییابد که با صبر و حلم در برابر مشکلات زندگی گام در مرتبه بالاتر یعنی رضا میگذارند[۲۲]. البته آموزههای وحیانی از عابد سالک میخواهد تا برای رسیدن به این مقام از اموری بهره گیرد که عامل و بستر ایجادی آن است. از جمله این امور میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- رضایت به حکم پیامبر(ص): از نظر قرآن رضایت از حکم خدا صادر شده از سوی پیامبر(ص) در حل اختلافات، نشانه ایمان و رسیدن به مقام رضا است[۲۳]. از نظر قرآن، ناخشنودی از قضاوت پیامبر(ص) ناخشنودی از حکم خدا است؛ زیرا خداوند اطاعت پیامبر(ص) و نافذ بودن حکمش را واجب کرده است[۲۴].
- رضایت به تفاوتها و تفضلات: رضایت هر یک از زنان و مردان، به تفضلات و امتیازات مقرر شده از جانب خداوند برای آنان یکی از دیگر از عوامل و بسترهای ایجادی دستیابی به مقام رضا است[۲۵]. باید توجه داشت که مقصود از فضل در آیه، امتیازی است که خداوند با تشریع احکام خاص مربوط به دو طایفهزن و مرد به هر یک از آنان داده است[۲۶]. پس نباید هیچیک نسبت به وضعیت خویش احساس کراهت و ناخشنودی داشته باشد و باید به آنچه از جنسیت و نیز احکام متفاوت آن در تشریع بیان شده خشنود و راضی باشد.
- رضایت به احکام الهی: احکام الهی تکالیف است که انسان باید آن را بپذیرد و انجام دهد و نسبت به احکام جهاد و نماز و روزه و خمس و زکات و مانند آنها کراهتی نداشته و احساس ناخوشایندی در شخص نسبت به آنان و وجود نداشته باشد. در چنین حالتی است که شخص به مقام رضا میرسد. خدا میفرماید شخص برای اینکه به مقام رضا برسد باید به حکم الهی از جمله حکم جهاد، تن در دهد و هرچند که برایش خوشایند نیست و این ناخوشایندی و کراهت با تن در دادن کمکم از میان برود تا به مقام رضا برسد[۲۷].
- عبرتگیری: عبرتگیری و سیر و سیاحت در زمین و مشاهده فرجام کافران، زمینهساز رضایت از احکام الهی و مقدرات اوست. پس کسی که میخواهد به مقام رضا برسد باید از این امور عبرت گیرد و با تأمل و درنگ حقایق مقدرات را دریابد و نسبت به آن آگاهی یابد[۲۸].
- پرهیز از طمع و حرص: رضا به عطای خدا و طمع نداشتن به بیش از حق خود از دیگر عوامل ایجادی مقام رضا در انسان است[۲۹]. کسی که طمع به داشتههای دیگر ندارد؛ زیرا خود را مستحق نمیداند؛ زیرا اگر مستحق بود خدا به او میداد، و یا نسبت به چیزی که دارد حرص نمیزند و بیشتر از آن نمیخواهد؛ زیرا میداند که بیشتر آن را مستحق نیست؛ و خدای معطی اگر مستحق بود به او بیشتر را نیز میداد، به مقام رضا میرسد. اینگونه است که حرص و طمع و حسد از میان میرود و شخص به دور از این صفات زشت خواهد بود. پس هرگز چشم به زینتها و داشتههای دیگر نمیدوزد و قانع به مال و حال خویش است[۳۰]. البته دعا کردن و درخواست عطایا از فضل الهی، هیچ منافاتی با مقام رضا ندارد[۳۱] از همین روست که امام باقر(ع) برای عافیت فرزند خویش دعا میکند و پیامبر(ص) برای هدایت بیشترین مردمانحرص دارد و از خدا میخواهد تا به مشیت خویش گروه بیشتری نجات و هدایت یابند[۳۲].
- تحمیل رضایتمندی به نفس: از دیگر بسترهایی که میتواند انسان را به مقام رضا برساند، تحمیل رضایتمندی به نفس در همان حال کراهت است. از همین روست که رضایت انسان به مقدرات الهی، به رغم میل نفسانی خود باید در دستور کار و به عنوان یک روش تربیتی و پرورشی باشد[۳۳].
- تسلیم به امر الله: از دیگر عوامل ایجادی مقام رضا در نفس انسانی،تسلیم بودن در برابر امر الهی است؛ چنانکه حضرت ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) انجام دادند[۳۴].
- پیشگامی در کار خیر: از جمله دیگر عوامل ایجادی مقام رضا، پیشگامی و سبقت در کارهای خیر و نیک است[۳۵]. اصولاً کارهای نیک و عمل صالح خود مهمترین عامل ایجادی مقام رضا است[۳۶].
- تقوای الهی: از دیگر عوامل مؤثر در ایجاد مقام رضا تقوای الهی در هر حال است تا شخص به مقام متقیندست یابد و به سمتوسوی رضای الهی به مقدرات برود[۳۷].
- صداقت: صداقت در مرتبه صدیقین میتواند در ایجاد مقام رضا به مقدرات مؤثر باشد[۳۸].
- اجتناب از دنیاطلبی: اجتناب از چشم دوختن به داشتههای دیگران و دلبستگی به دنیا، زمینه رضایت از پروردگار است[۳۹].
- اجتناب از نفاق: اجتناب از نفاق و محور قرار دادن منافع شخصی، زمینه رضایت از خداوند است[۴۰].
- اخلاص: اخلاص در انفاق زمینهساز رسیدن رضایتمندی تقواپیشگان است[۴۱].
- اطمینان به خدا: رسیدن نفس به مقام اطمینان موجب رسیدن به مقام رضا بلکه رضای دو سویه یعنی راضیه مرضیه میشود[۴۲].
- انفاق:انفاق همراه با تقوا و اخلاص، زمینه رسیدن به رضایت از خداوند است[۴۳].
- امداد به پیامبر:ایمان و یاری پیامبر(ص)، زمینهساز خشنودی از خدا در انسان میشود و انسان به مقام رضا دست مییابد[۴۴].
- هجرت در راه خدا: هجرت و بهویژه پیشگامی در هجرت در راه خدا، زمینهساز خشنودی از خدا و دستیابی انسان به مقام رضا است[۴۵].
- ایمان: ایمان به خدا و قیامت و دیگر امور غیبی موجب میشود تا شخص به مقام رضا دست یابد[۴۶].
- تسبیح خدا: تسبیح خدا، زمینهساز رضا به قضا و قدر الهی است[۴۷].
- صبر و حلم: مقام رضا پس از مقام صبر و بردباری است. از این رو است که در همه آیات وقتی سخن از مقام رضا است، پیش از آن سخن از مقام صبر و حلم میرود. بر همین اساس است که صبر و حلم یعنی شکیبایی و بردباری به عنوان مهمترین امور در دستیابی انسان به مقام رضاسخن به میان آمده است[۴۸].
- حمد و ستایش خدا:حمد خداوند در اوقات مختلف زمینهساز دستیابی به مقام رضای خداوندی است[۴۹].
- خشیت: ترس عالمانه و خشیت از پروردگار، زمینهساز رضایت از خداوند و کسب مقام رضایت به مقدرات الهی است[۵۰].
- رغبت به خدا: رغبت واقعی انسان به خدا، موجب راضی بودن به عطایای الهی است[۵۱].[۵۲]
مقام رضا در عرفان
سالک پس از واگذار کردن امور به دست حاکم عادل، از تصمیمات و احکام صادره از ناحیه وکیل خود ناراضی و ناخشنود نمیگردد و زبان حالش همان دعای پیامبر اکرم(ص) است که: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِيناً صَادِقاً حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِي وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتَ لِي»[۵۳]؛ «خدایا از تو ایمانی را میخواهم که مباشر قلبم باشد و هرگز از آن بیرون نرود و یقینی که صادق و راست است تا بدانم چیزی به من نمیرسد مگر آنکه برایم نوشته و مقدر کردهای و رضایت داشته باشم به آنچه برای من قسمت کردهای». مقام رضا نهایت مقام سالک است و سالکی که در این گام مینهد بهشت و رضوان خداوند نصیبش خواهد شد. از اینرو بزرگان عرفان گفتهاند: رضا مقام واصلان است نه مقام سالکان؛ زیرا سالک پس از طی منازل و مقامات به درجهای از یقین میرسد و متصف به صفت طمأنینه میگردد. در حقیقت واصل کوی دوست و صاحب مقام رضا، کسی است که دلش به نور یقین روشن میگردد و چشم بصیرتش با مشاهده و معاینه حسن تدبیر الهی نورانی میشود سپس به مقام رضا گام مینهد. راضی بودن از قضای الهی یعنی اعتراض نکردن و خشمگین نشدن از آنچه پیش میآید. خداوند متعال در مقام مدح کسانی که به قضای الهی راضی و خشنودند، میفرماید: ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ﴾[۵۴]. امام علی(ع) در مورد رضا میفرمایند: مَنْ جَلَسَ عَلَى بِساطِ الرِّضا لَمْ يَنَلْهُ مَكْرُوهٌ[۵۵]؛ «صاحب چنین جایگاهی، اگر از هفت گردون بر او مصیبت بارد او همچنان دلخوش است و جز لطف و محبت دوست چیزی نمیبیند».
بشر حافی در جواب سؤال فضیل عیاض که میپرسد آیا مقامزهد بالاتر است یا مقام رضا، میگوید: رضا برتر است؛ زیرا زاهد در راه است و «راضی»، «واصل». یحیی بن معاذ در این باره میگوید: همه امور به دو اصل بازگشت دارند؛ فعل و عملی که از طرف خداوند بر تو نازل میشود (تقدیرات الهی است که بر تو رقم خورده است) و فعل و عملی که از جانب تو به سوی خداوند روانه میشود. پس صاحب مقام رضا کسی است که در آنچه خدا بر او رقم زده است راضی و خشنود است و در عملی که خود انجام میدهد اخلاص میورزد[۵۶]. با این تعبیر شاید بتوان گفت که شخص «راضی» به مقام قرب نوافل راه مییابد؛ زیرا روایت فرموده است: «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ»[۵۷]؛ «گوش او خواهم بود که با آن میشنود و چشم آن خواهم بود که با آن میبیند». قسمتی از حدیث قرب نوافل است که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. این به تعبیر امام خمینی (ره) مقام بَقَاء بَعْدَ الْفَناءِ است[۵۸].
برخی اهل سلوک مقام رضا را مقام أَنْ لَا أُرِيدَ دانستهاند. گویند از سالکی پرسیدند: مَا تُرِيدُ؟ قال: أُرِيدُ أَنْ لَا أُرِيدَ. پیر هرات منزل رضا را با آیه شریفه ﴿ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً﴾[۵۹]، آغاز میکند و نتیجه میگیرد هرکس از خداوند ناخشنود باشد راهی به سوی خداوند ندارد و حضرت حق شرط رجوع کامل بنده به خود را در مقام رضا قرار داده است؛ زیرا فرمود: ای نفس به اطمینان رسیده در حال رضا و خشنودی به سوی پروردگار خویش بازگرد. وی در تعریف رضا میگوید: وَ الرِّضاءُ اسْمٌ لِلْوُقُوفِ الصَّادِقِ، حَيْثُ ما وَقَفَ الْعَبْدُ، لا يَلْتَمِسُ مُتَقَدِّمًا وَ لَا مُتَأَخِّرًا، وَ لَا يَسْتَزِيدُ مَزِيدًا، وَ لَا يَسْتَبْدِلُ حَالًا وَ هُوَ مِنْ أَوائِلِ مَسَالِكِ أَهْلِ الْخُصُوصِ وَ أَشَقِّها عَلَى الْعامَّةِ[۶۰]. در روایتی، امام صادق(ع) میفرماید: اصل طاعت خدا، صبر و رضایت به خوشایند و ناخوشایند (روزگار) است و هر بندهای در مکروه و محبوب و خوشایند و ناخوشایند از خدا راضی باشد، همه آنها برای او خیر خواهد بود[۶۱]. کسی که به مقام رضا رسیده برای او دیگر تفاوتی بین فقر و ثروت، راحتی و سختی، مریضی و سلامتی، موت و حیات و مانند آنها نیست. او همیشه در حالت سرور است و همه چیز را از ناحیه محبوب میداند. او هر آنچه از دوست رسد را نیکو میشمارد و نه در ظاهر بلکه در باطن و حقیقت هم مسرور است. هیچگاه سخنی که بویی از اعتراض بر حضرت حق در آن باشد از او شنیده نمیشود. او غرق در جمال محبوب است.
رضا به قضا و قدر اساس اطاعت الهی است[۶۲]. همچنین کسی به مقام رضا میرسد که اهل یقین به خدا باشد[۶۳]. از نظر امیر مؤمنان امام علی(ع) حقیقت رضا همان پذیرش مقدرات و تن دادن به آن است. ایشان میفرماید: «تَحَرَّ رِضَا اللَّهِ بِرِضَاكَ بِقَدَرِهِ»[۶۴]؛ «رضایت خداوند را با رضایت به قضا و قدر او بجوی». همچنین میفرماید: «عَلَامَةُ رِضَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنَ الْعَبْدِ رِضاً بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَيْهِ»[۶۵]؛ «نشانه و علامت رضایت خداوند سبحان از بنده این است که بنده به آنچه که خدا برای او و بر او مقدر کرده راضی باشد». همچنین آن امام همام(ع) فرموده است: «إِنَّكُمْ إِنْ صَبَرْتُمْ عَلَى الْبَلَاءِ وَ شَكَرْتُمْ فِي الرَّخَاءِ وَ رَضِيتُمْ بِالْقَضَاءِ كَانَ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ الرِّضَا»[۶۶]؛ «به درستی که اگر شما بر بلا صبر کنید و در سختیها شکرگزار باشید و به قضای الهی راضی باشید، رضایت خداوند نیز نصیب شما میشود».
اهمیت صفت رضا به حدّی است که پیامبر اکرم(ص) میفرماید: در روز قیامت خداوند بالهایی به طائفهای از امت من میدهد، که با آنها از قبرهایشان به سوی بهشت پرواز میکنند و به نحو دلخواه از نعمتهای بهشتی استفاده مینمایند، ملائکه سؤال میکنند، آیا موقف حساب را دیدید؟ گویند از ما حسابی نخواستند، آیا از صراط گذشتید؟ گویند ما صراطی ندیدیم، آیا جهنم را دیدید؟ گویند ما چیزی ندیدیم و ملائکه سؤال کنند از امت چه کسی هستید؟ گویند از امت محمد(ص). ملائکه قسم میدهند آنها را که شما در دنیا چه اعمالی داشتید؟! میگویند دو خصلت در ما بود که خدا به فضل و رحمت خود ما را به این مرتبه رسانید. یکی آنکه چون در خلوت بودیم از خدا شرم داشتیم که معصیت او کنیم، دوم آنکه راضی بودیم به کم، از آنچه قسمت کرد خداوند برای ما، سپس ملائکه میگویند سزاوار این مرتبه هستید. اگر علامتهایی که در ابتدای پاسخ آمده را در خود میبینید و اگر آنقدر عاشق محبوب گشتهاید که همه چیز حتی ناراحتی و خوشی برایتان یکسان است شما به این درجه رسیدهاید اما اگر اینطور نیست نباید ناامید شد زیرا این مقامات دارای رتبه هستند و ممکن است انسانی به مرتبهای از رضا رسیده اما هنوز به مرتبه کامل مقام رضا نائل نشده باشد. بالاخره کسانی هم که به این مقام رسیدهاند با تمرین و تکرار و قدم به قدم طی مسیر کردهاند. راه تحصیل و رسیدن به مقام رضا، این است که انسان بداند هر چه را خدای سبحان برای بندهاش مقدر کند برای او خیر است، اگرچه بنده از حکمت آن آگاه نباشد و بداند که غم و غصه هیچ تأثیری در قضای الهی نداشته و آن را تغییر نمیدهد. از اینرو در روایات عامل رسیدن به رضا یقین به خدا معرفی شده است. امام علی درود خدا بر او و خاندان پاکش فرمود: داناترین مردم به خدا، راضیترین آنها به قضای او است.
و در روایت دیگری میفرماید: «الرِّضَا ثَمَرَةُ الْيَقِينِ»؛ «رضایت از خدا نتیجه یقین به خداست». در جای دیگر آن حضرت میفرماید: ریشه رضا اعتماد به خداست. نکته دیگر آن است که از روایات بر میآید که بین رضا و ایمان رابطه مستقیمی است. هر اندازه ایمان انسان بیشتر باشد رضایت به قضای نیز افزونتر خواهد بود. امام علی(ع) میفرماید: «نِعْمَ قَرِينُ الْإِيمَانِ الرِّضَا»؛ «رضایت دوست خوبی برای ایمان است». بر این اساس اولیای الهی به این مرتبه از ایمان رسیده بودند. امام صادق(ع) میفرماید: هرگز رسول خدا(ص) در مورد چیزی که اتفاق افتاده بود نمیگفت ای کاش غیر از این اتفاق افتاده بود. راه دیگر رسیدن به مقام رضا توجه به نتایج رضایت و سرانجام نارضایتی است. مهمترین ثمره رضایت آرامش جسمی و روانی است. امام علی(ع) فرمود: «راضی باش تا راحت باشی». در جای دیگر میفرماید: رضایتحزن و اندوه را نفی میکند[۶۷]. عبدالرحمان سلمی میگوید: ثُمَّ الرِّضا وَ هُوَ سُرُورُ الْقَلْبِ بِمُرِّ الْقَضاءِ وَ السُّكُونُ تَحْتَ مَجارِي الْأَقْدارِ وَ الرّاضِي لا تُغَيِّرُهُ الْوارِدُ الْأَحْوالِ وَ الرِّضا سُكُونُ السِّرِّ فِيما يُقْلِقُ الْأَغْيارَ وَ مَنْ وُفِّقَ فِي حالِ الرِّضا، اسْتَوَتْ عِنْدَهُ النِّعَمُ وَ الْمِحَنُ، لِأَنَّ الْكُلَّ مِنْ عَيْنٍ واحِدَةٍ وَ الرِّضا قَبُولُ الْمُقْتَضَى بِقَلْبٍ رَحِيبٍ وَ الرّاضِي يَكُونُ مُسْتَقِيمَ الظَّاهِرِ وَ الْباطِنِ[۶۸]؛ «رضا شادی قلب است بر تلخی قضا و آرامش در جریان تقدیر الهی و تغییر، احوال شخصی راضی را دگرگون نمیسازد و رضا تسکین و آرامش ضمیر است در اموری که سایرین را دچار اضطراب میکند. کسی که حال رضا بر او محقق شود در هنگام نعمت و در هنگام نقمت حال یکسان دارد؛ چراکه همه را از یک سر منشأ میداند و رضا قبول مقدرات با سینهای گشاده و فراخ است و شخصی راضی احوال درونی و برونی او بر صراط مستقیم منطبق است».
در کتاب کشف المحجوب درباره مقام رضا آمده است: «و رضا دو گونه است: یکی رضای خداوند از بنده و دیگر رضای بنده از خداوند که حقیقت رضایت خداوند ارادت و ثواب و نعمت و کرامت باشد و حقیقت رضای بنده اقامت بر فرمان وی و گردن نهادناحکام وی را که تا توفیق وی جل جلاله نباشد، بنده مر حکم را گردن ننهد و بر مراد وی تعالی و تقدس اقامت نکند؛ از آنکه رضای بنده مقرون به رضای خداوند عزّ و جلّ و قیامش بدان است. و در جمله رضای بنده استوای دل وی باشد بر دو طرف قضا: اما منع، و اما عطا و استقامت سرش بر نظاره احوال: اما جلال و اما جمال؛ چنانکه اگر به منع واقف شود و یا به عطا سابق شود به نزدیک رضای وی متساوی باشد و اگر به آتش هیبت و جلالحق بسوزد و یا به نور لطف و جمال وی بفروزد، سوختن و فروختن به نزدیک دلش یکسان شود؛ از آنچه وی را شاهد، حق است و آنچه از وی بود وی را همه نیکو بود، اگر به قضای وی رضا دارد»[۶۹]. در کتاب فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی آمده است: «رضا عبارت است از رفع کراهت و تحمل مرارت احکام قضا و قدر»[۷۰] «استاد ابوعلی گفتی: رضا نه آن است که بلا نبیند و نداند، رضا آن بود که بر حکم و قضا اعتراض نکند». و رابعه را پرسیدند که بنده راضی کی باشد؟ گفت: آنگاه که از محنت شاد شود همچنانکه از نعمت»[۷۱].[۷۲]
منابع
پانویس
- ↑ برگی از زندگی امام باقر(ع)، محمد محمدی اشتهاردی؛ مقامات معنوی، محسن بینا، ج۲، ص۴۱.
- ↑ برگی از زندگی امام باقر(ع)، محمد محمدی اشتهاردی؛ مقامات معنوی، محسن بینا، ج۲، ص۴۱.
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۳۵۶، «رضی».
- ↑ المیزان، ج۹، ص۳۷۵.
- ↑ «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.
- ↑ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۹۷.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ﴾ «ای مؤمنان! برخی از همسران و فرزندانتان دشمن شمایند پس، از آنان دوری گزینید و اگر درگذرید و ببخشایید و چشم بپوشید بیگمان خداوند (نیز) آمرزندهای بخشاینده است * جز این نیست که داراییها و فرزندانتان مایه آزمونند و خداوند است که پاداش سترگ نزد اوست» سوره تغابن، آیه ۱۴-۱۵.
- ↑ ﴿فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ﴾ «اما انسان، چون پروردگارش او را بیازماید و گرامی دارد و نعمت دهد، میگوید: پروردگارم مرا گرامی داشت * و چون پروردگارش او را بیازماید و روزیاش را بر او تنگ گیرد میگوید پروردگارم مرا خوار داشت» سوره فجر، آیه ۱۵-۱۶؛ ﴿وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ * وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ﴾ «و اگر نه این بود که مردم (در تمایل به کفر) امّتی واحد میشدند بیگمان برای خانههای کسانی که به (خداوند) بخشنده کفر میورزند بامهایی سیمین و نردبانهایی که از آنها فرا روند قرار میدادیم * و برای خانههایشان درهایی میساختیم و تختهایی مینهادیم که بر آن پشت دهند * و زیورهایی و همه اینها چیزی جز برخورداری زندگانی این جهان نیست و جهان واپسین نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است» سوره زخرف، آیه ۳۳-۳۵.
- ↑ ﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ﴾ «و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمیتابیم به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه زمین میرویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز، بر آورد. او گفت: آیا چیز پستتر را به جای چیز بهتر میخواهید؟ به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست؛ و مهر خواری و تهیدستی بر آنان زده شد و سزاوار خشم خداوند شدند زیرا نشانههای خداوند را انکار میکردند و پیامبران را ناحقّ میکشتند؛ این بدان روی بود که سرکشی ورزیدند و از اندازه، میگذشتند» سوره بقره، آیه ۶۱.
- ↑ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ﴾ «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما بهسوی خداوند دست به دعا برمیداریم» (پسندیدهتر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
- ↑ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.
- ↑ ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
- ↑ ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ * يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ﴾ «آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند * پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستانهایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید میدهد» سوره توبه، آیه ۲۰-۲۱؛ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ ﴿جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ﴾ «پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشتهایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.
- ↑ ﴿قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹؛ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
- ↑ ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.
- ↑ ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
- ↑ ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ «گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
- ↑ ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰؛ ﴿قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹؛ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰؛ و آیات دیگر.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۰۰.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰؛ ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۳۸.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾ «آنان را که به آیات ما کفر ورزیدند به زودی در آتشی (دردناک) میافکنیم؛ هرگاه که پوست تنشان بریان گردد بر آنان پوستهایی تازه جایگزین میگردانیم تا عذاب را بچشند؛ بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۵۶.
- ↑ المیزان، ج۴، ص۴۰۵.
- ↑ ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾ «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.
- ↑ المیزان، ج۴، ص۳۵۸.
- ↑ ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
- ↑ ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا﴾ «این از آن روست که آنان آنچه را خداوند فرو فرستاد نپسندیدند بنابراین (خداوند) کردارهایشان را از میان برد * پس آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند که سرانجام پیشینیان آنان چگونه بوده است؟ خداوند آنان را از میان برداشت و کافران را (نیز سرانجامی) همانند آنان است» سوره محمد، آیه ۹-۱۰.
- ↑ ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾ «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲؛ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ﴾ «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما بهسوی خداوند دست به دعا برمیداریم» (پسندیدهتر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
- ↑ ﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾ «به چیزی که دستههایی از کافران را بدان بهرهمند کردهایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى * وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی * و به آنچه با آن دستههایی از آنان را بهرهمند گرداندهایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان دادهایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ ﴿وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا﴾ «و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.
- ↑ ﴿إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ﴾ «اگر (هم) تو بر راهنماییشان آزمند باشی خداوند آن کس را که گمراه وا میگذارد، راهنمایی نمیکند و آنان را یاوری نیست» سوره نحل، آیه ۳۷.
- ↑ ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶؛ ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾ «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾ «ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نساء، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ﴾ «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم * و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت * و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۱-۱۰۳.
- ↑ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ﴾ «بیگمان آنانکه ایمان آوردهاند و کردارهایی شایسته کردهاند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشتهایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸؛ ﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ﴾ «و او در زندگانی پسندیدهای به سر خواهد برد * در بهشتی فرازین * که میوههایش در دسترس است * بخورید و بیاشامید! گواراتان باد برای آنچه در روزهای گذشته انجام دادهاید» سوره حاقه، آیه ۲۱-۲۴؛ و آیات دیگر.
- ↑ ﴿وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى﴾ «و پرهیزگارتر، از آن برکنار داشته خواهد شد * همان کس که داراییش را میبخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۷-۲۱.
- ↑ ﴿قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستانهایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى * وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی * و به آنچه با آن دستههایی از آنان را بهرهمند گرداندهایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان دادهایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ ﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ﴾ «و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند میشوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم میآیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما بهسوی خداوند دست به دعا برمیداریم» (پسندیدهتر بود)» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.
- ↑ ﴿الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى﴾ «همان کس که داراییش را میبخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۸-۲۱.
- ↑ ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷-۳۰.
- ↑ ﴿وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى * الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى * وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى * إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى * وَلَسَوْفَ يَرْضَى﴾ «و پرهیزگارتر، از آن برکنار داشته خواهد شد * همان کس که داراییش را میبخشد تا خود پاک و پیراسته شود * و از هیچ کس نزد او نعمتی نیست که باید پاداش داده شود * (و کاری) جز جستن (خشنودی) ذات بلند مرتبه پروردگار خویش (ندارد) * و زودا که خشنودی یابد» سوره لیل، آیه ۱۷-۲۱.
- ↑ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
- ↑ ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ «و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ﴾ «بیگمان آنانکه ایمان آوردهاند و کردارهایی شایسته کردهاند، بهترین آفریدگانند * پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشتهایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸؛ ﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ * إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ * كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ﴾ «امّا آنکه کارنامهاش به دست راست وی داده شود میگوید: بگیرید کارنامه مرا بخوانید! * بیگمان میدانستم که با حساب خویش روبهرو خواهم شد * و او در زندگانی پسندیدهای به سر خواهد برد * در بهشتی فرازین * که میوههایش در دسترس است * بخورید و بیاشامید! گواراتان باد برای آنچه در روزهای گذشته انجام دادهاید» سوره حاقه، آیه ۱۹-۲۴.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
- ↑ ﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ﴾ «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم * و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۱-۱۰۲؛ ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ﴾ «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷؛ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
- ↑ ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾ «باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.
- ↑ ﴿جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ﴾ «پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشتهایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.
- ↑ ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ﴾ «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما بهسوی خداوند دست به دعا برمیداریم» (پسندیدهتر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۰۲.
- ↑ عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۳۹۹.
- ↑ «خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند» سوره مائده، آیه ۱۱۹.
- ↑ عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۴۰۲.
- ↑ عزالدین محمود بن علی کاشانی، مصباح الهدیة و مفتاح الکفایة، ص۴۰۳.
- ↑ کلینی، کافی، ج۲، ص۲۶۲ و ۲۶۳.
- ↑ شرح حدیث جنود عقل و جهل، موسوی خمینی، ص۱۷۰.
- ↑ «به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.
- ↑ کلینی، کافی، ج۲، باب الرضا، ص۲۰۴.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۳۹.
- ↑ شرح غرر الحکم، ج۴، ص۵۳.
- ↑ شرح غرر الحکم، ج۱، ص۱۶۰.
- ↑ شرح غرر الحکم، ج۲، ص۲۸۷.
- ↑ شرح غرر الحکم، ج۴، ص۱۲۱.
- ↑ شرح غرر الحکم، ج۳، ص۶۶.
- ↑ غررالحکم.
- ↑ مجموعه آثار سلمی، ص۴۸۴، گردآوری نصرالله پورجوادی.
- ↑ کشف المحجوب، هجویری، ص۲۱۹.
- ↑ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۷۶.
- ↑ رساله قشیریه، قشیری، ص۲۹۴-۳۰۱.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۰۶.