عصمت امام علی در حدیث: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = عصمت (پرسش) | | پرسش مرتبط = عصمت (پرسش) | ||
}} | }} | ||
'''عصمت'''، به معنای "مصونیت از [[گناه]]، [[خطا]]، [[جهل]] و ناهنجاریهای [[رفتاری]]" است. براساس برخی از [[روایات]] '''[[امیرالمؤمنین]]{{ع}}''' دارای [[مقام عصمت]] بودهاند مانند [[حدیث ثقلین]]؛ [[حدیث علی مع الحق]]؛ روایات [[عصمت]] و ... . | '''عصمت'''، به معنای "مصونیت از [[گناه]]، [[خطا]]، [[جهل]] و ناهنجاریهای [[رفتاری]]" است. براساس برخی از [[روایات]] '''[[امیرالمؤمنین]] {{ع}}''' دارای [[مقام عصمت]] بودهاند مانند [[حدیث ثقلین]]؛ [[حدیث علی مع الحق]]؛ روایات [[عصمت]] و ... . | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[عصمت]]، به معنای "[[مصونیت از گناه]]، [[خطا]]، [[جهل]] و ناهنجاریهای [[رفتاری]]"، از ویژگیهای قطعی [[پیامبران الهی]] است. متون متعددی در دست است که همگی یک [[پیام]] دارند و آن اینکه [[علی]]{{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر خدا]] هیچ گاه نمیلغزد، نمیشکند، کژ نمیرود، [[استوار]] است، در نهایت [[سلامت]] است، مستقیم است، حقنگر و حقمدار است و.... [[علی]]{{ع}}، عنوان افتخارآمیز "[[عصمت]]" را بر پیشانی دارد و بدینسان، [[مردمان]]، در [[الگوگیری]]، [[پیروی]] و [[هدایتجویی]] از او، در اماناند و [[آیین]] و دینشان به [[سلامت]] است و...<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۷.</ref>. | [[عصمت]]، به معنای "[[مصونیت از گناه]]، [[خطا]]، [[جهل]] و ناهنجاریهای [[رفتاری]]"، از ویژگیهای قطعی [[پیامبران الهی]] است. متون متعددی در دست است که همگی یک [[پیام]] دارند و آن اینکه [[علی]] {{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر خدا]] هیچ گاه نمیلغزد، نمیشکند، کژ نمیرود، [[استوار]] است، در نهایت [[سلامت]] است، مستقیم است، حقنگر و حقمدار است و.... [[علی]] {{ع}}، عنوان افتخارآمیز "[[عصمت]]" را بر پیشانی دارد و بدینسان، [[مردمان]]، در [[الگوگیری]]، [[پیروی]] و [[هدایتجویی]] از او، در اماناند و [[آیین]] و دینشان به [[سلامت]] است و...<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۷.</ref>. | ||
==[[عصمت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از نگاه [[روایات]]== | == [[عصمت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از نگاه [[روایات]] == | ||
===[[حدیث ثقلین]]=== | === [[حدیث ثقلین]] === | ||
حدیث ثقلین از [[احادیث متواتر]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این [[حدیث]]، خطاب به [[مسلمانان]] فرموده است: "من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی میگذارم که عبارتاند از [[قرآن]] و عترتم و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد، و اگر شما به آن دو [[تمسک]] کنید، [[گمراه]] نخواهید شد". | حدیث ثقلین از [[احادیث متواتر]] است. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در این [[حدیث]]، خطاب به [[مسلمانان]] فرموده است: "من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی میگذارم که عبارتاند از [[قرآن]] و عترتم و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد، و اگر شما به آن دو [[تمسک]] کنید، [[گمراه]] نخواهید شد". | ||
[[ابن حجر مکی]] درباره این حدیث گفته است: "حدیث مربوط به [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] را بیش از بیست [[صحابه]]، [[روایت]] کردهاند. در برخی از این نقلها آمده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} آن را در [[حجه الوداع]] و در [[عرفه]] بیان کرد و در برخی دیگر آمده است که پیامبر اکرم{{صل}} آن را در [[غدیر خم]] بیان کرد و در برخی دیگر گفته شده است، [[پیامبر خدا]]{{صل}} آن را در [[مدینه]] و هنگامی که در بستر [[بیماری]] بود، بیان نمود و در برخی دیگر آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} وقتی که از [[طائف]] برگشت آن را ایراد کرد. این نقلها با یکدیگر منافات ندارند، زیرا هیچ مانعی وجود ندارد که [[خاتم انبیا]] به علت اهمیت [[مقام]] کتاب [[عزیز]] و [[عترت طاهره]]، آن را در جاهای گوناگون و به صور مکرر بیان کرده باشد"<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸؛ برای آگاهی بیشتر از متن و سند حدیث ثقلین به کتاب “نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار” جلد اول رجوع شود.</ref>. | [[ابن حجر مکی]] درباره این حدیث گفته است: "حدیث مربوط به [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] را بیش از بیست [[صحابه]]، [[روایت]] کردهاند. در برخی از این نقلها آمده است که [[رسول اکرم]] {{صل}} آن را در [[حجه الوداع]] و در [[عرفه]] بیان کرد و در برخی دیگر آمده است که پیامبر اکرم {{صل}} آن را در [[غدیر خم]] بیان کرد و در برخی دیگر گفته شده است، [[پیامبر خدا]] {{صل}} آن را در [[مدینه]] و هنگامی که در بستر [[بیماری]] بود، بیان نمود و در برخی دیگر آمده است که [[رسول خدا]] {{صل}} وقتی که از [[طائف]] برگشت آن را ایراد کرد. این نقلها با یکدیگر منافات ندارند، زیرا هیچ مانعی وجود ندارد که [[خاتم انبیا]] به علت اهمیت [[مقام]] کتاب [[عزیز]] و [[عترت طاهره]]، آن را در جاهای گوناگون و به صور مکرر بیان کرده باشد"<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸؛ برای آگاهی بیشتر از متن و سند حدیث ثقلین به کتاب “نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار” جلد اول رجوع شود.</ref>. | ||
ابنحجر در ادامه گفته است: “تأکید [[پیامبر]]{{صل}} بر [[تمسک به اهلبیت]] آن حضرت، بیانگر این است که تا [[روز قیامت]]، همواره از [[اهلبیت پیامبر]] کسانی هستند که صلاحیت این را دارند که [[امت اسلامی]] به آنان [[تمسک]] کند. به همین علت است که در [[حدیث]] دیگری، آنان مایه [[امنیت]] ساکنان [[زمین]] به شمار آمدهاند. در حدیث دیگری پیامبر بر این مطلب تصریح کرده و فرموده است: “در هر نسلی از [[امت]] من عادلانی از [[اهلبیت]] من وجود دارند که [[دین]] را از [[تحریف]] [[گمراهان]] و [[تأویل]] [[جاهلان]] مصون میدارند”. وی آنگاه افزوده است: “شایستهترین [[فرد]] از اهلبیت پیامبر برای اینکه به او تمسک شود [[علی بن ابیطالب]] است که در [[شناخت دین]] سرآمد دیگران بود، بدین علت است که [[ابوبکر]] گفته است: [[علی]] [[عترت پیامبر]] است”. مقصود او از [[عترت]]، کسانی است که بر تمسک به آنان تأکید شده است، و علت اینکه تنها علی را ذکر کرده است به [[دلیل]] [[برتری]] او بر دیگران است”<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۹.</ref>. | ابنحجر در ادامه گفته است: “تأکید [[پیامبر]] {{صل}} بر [[تمسک به اهلبیت]] آن حضرت، بیانگر این است که تا [[روز قیامت]]، همواره از [[اهلبیت پیامبر]] کسانی هستند که صلاحیت این را دارند که [[امت اسلامی]] به آنان [[تمسک]] کند. به همین علت است که در [[حدیث]] دیگری، آنان مایه [[امنیت]] ساکنان [[زمین]] به شمار آمدهاند. در حدیث دیگری پیامبر بر این مطلب تصریح کرده و فرموده است: “در هر نسلی از [[امت]] من عادلانی از [[اهلبیت]] من وجود دارند که [[دین]] را از [[تحریف]] [[گمراهان]] و [[تأویل]] [[جاهلان]] مصون میدارند”. وی آنگاه افزوده است: “شایستهترین [[فرد]] از اهلبیت پیامبر برای اینکه به او تمسک شود [[علی بن ابیطالب]] است که در [[شناخت دین]] سرآمد دیگران بود، بدین علت است که [[ابوبکر]] گفته است: [[علی]] [[عترت پیامبر]] است”. مقصود او از [[عترت]]، کسانی است که بر تمسک به آنان تأکید شده است، و علت اینکه تنها علی را ذکر کرده است به [[دلیل]] [[برتری]] او بر دیگران است”<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۹.</ref>. | ||
[[عبدالرؤوف مناوی]] در شرح [[حدیث ثقلین]] گفته است: “عبارت {{متن حدیث|عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي}}”، تفصیل پس از [[اجمال]] است و کلمه {{متن حدیث|أَهْلُ بَيْتِي}} بدل از کلمه {{متن حدیث|عِتْرَتِي}} یا عطف بیان آن است و آنان، [[اصحاب کساء]] هستند که [[خداوند]]، [[پلیدی]] را از آنها زدوده و پاکشان ساخته است<ref>فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ص۱۸.</ref>. | [[عبدالرؤوف مناوی]] در شرح [[حدیث ثقلین]] گفته است: “عبارت {{متن حدیث|عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي}}”، تفصیل پس از [[اجمال]] است و کلمه {{متن حدیث|أَهْلُ بَيْتِي}} بدل از کلمه {{متن حدیث|عِتْرَتِي}} یا عطف بیان آن است و آنان، [[اصحاب کساء]] هستند که [[خداوند]]، [[پلیدی]] را از آنها زدوده و پاکشان ساخته است<ref>فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ص۱۸.</ref>. | ||
بنابراین، مقصود از اهلبیت پیامبر در حدیث ثقلین، معنای اخص آن است که به [[اهل کساء]] اختصاص دارد و شامل عموم [[خویشاوندان]] نسبی پیامبر (معنای خاص اهلبیت) و [[همسران پیامبر]] (معنای عام اهلبیت) نخواهد شد. این مطلب که [[اهلبیت پیامبر]]، کاربردهای متفاوتی دارد از دقت در [[روایات]] به دست میآید، چنانکه برخی از محققان [[اهلسنت]] نیز به آن تصریح کردهاند که [[حافظ سخاوی مصری]] از آن جمله است<ref>ر.ک: الصواعق المحرقة، ص۲۸۱.</ref>. | بنابراین، مقصود از اهلبیت پیامبر در حدیث ثقلین، معنای اخص آن است که به [[اهل کساء]] اختصاص دارد و شامل عموم [[خویشاوندان]] نسبی پیامبر (معنای خاص اهلبیت) و [[همسران پیامبر]] (معنای عام اهلبیت) نخواهد شد. این مطلب که [[اهلبیت پیامبر]]، کاربردهای متفاوتی دارد از دقت در [[روایات]] به دست میآید، چنانکه برخی از محققان [[اهلسنت]] نیز به آن تصریح کردهاند که [[حافظ سخاوی مصری]] از آن جمله است<ref>ر. ک: الصواعق المحرقة، ص۲۸۱.</ref>. | ||
از اینکه [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهلبیت]] و [[عترت]] خود را در کنار [[قرآن]] قرار داده و [[تمسک]] به آنان را همانند [[تمسک به قرآن]] [[واجب]] دانسته است، و از اینکه فرموده است، تمسک به آنان همچون تمسک به قرآن، [[انسان]] را از [[گمراهی]] [[نجات]] میدهد به روشنی به دست میآید که اهلبیت [[رسول اکرم]]{{صل}} از [[خطا]] و [[گناه]] معصوماند و – همانگونه که ابنحجر گفته است - چون [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} در رأس آنان قرار دارد بنابراین، [[معصوم]] بوده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۱.</ref>. | از اینکه [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهلبیت]] و [[عترت]] خود را در کنار [[قرآن]] قرار داده و [[تمسک]] به آنان را همانند [[تمسک به قرآن]] [[واجب]] دانسته است، و از اینکه فرموده است، تمسک به آنان همچون تمسک به قرآن، [[انسان]] را از [[گمراهی]] [[نجات]] میدهد به روشنی به دست میآید که اهلبیت [[رسول اکرم]] {{صل}} از [[خطا]] و [[گناه]] معصوماند و – همانگونه که ابنحجر گفته است - چون [[علی بن ابیطالب]] {{ع}} در رأس آنان قرار دارد بنابراین، [[معصوم]] بوده است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۱.</ref>. | ||
===[[حدیث علی مع الحق]]=== | === [[حدیث علی مع الحق]] === | ||
در روایات متعدد و معتبر [[نقل]] شده که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُمَا دَارَ}}؛ [[علی]] با [[حق]] است و [[حق با علی است]] و هر جا که علی باشد حق با اوست”. در برخی از روایات، علی{{ع}} و قرآن دایر مدار یکدیگر معرفی شدهاند: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُ}} و در روایات دیگری هر دو مطلب بیان شده است<ref>ر.ک: الغدیر، ج۳، ص۲۵۱-۲۵۲.</ref>. | در روایات متعدد و معتبر [[نقل]] شده که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُمَا دَارَ}}؛ [[علی]] با [[حق]] است و [[حق با علی است]] و هر جا که علی باشد حق با اوست”. در برخی از روایات، علی {{ع}} و قرآن دایر مدار یکدیگر معرفی شدهاند: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُ}} و در روایات دیگری هر دو مطلب بیان شده است<ref>ر. ک: الغدیر، ج۳، ص۲۵۱-۲۵۲.</ref>. | ||
در [[خطبه غدیر]]، آنگاه که پیامبر اکرم{{صل}} [[ولایت]] امیرالمؤمنین{{ع}} را [[اعلان]] کرد، در حق او [[دعا]] کرد و از [[خداوند]] خواست که حق را دایر مدار او قرار دهد: {{متن حدیث|وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ}}. در [[صحت حدیث غدیر]] جای کمترین تردیدی وجود ندارد. ابنحجر مکی در این باره گفته است: “این [[حدیث]]، صحیح است و جای تردید در آن نیست. عدهای مانند [[ترمذی]]، [[نسائی]] و [[احمد]] آن را نقل کردهاند. طرق نقل آن بسیار است، از آن جمله شانزده [[صحابی]] آن را [[روایت]] کردهاند. در روایت احمد آمده است که سی نفر از [[صحابه]] که آن را شنیده بودند در دوران [[خلافت علی]]{{ع}} بر آن [[شهادت]] دادند و بسیاری از سندهای آن صحیح و [[حسن]] است و [[ذهبی]]، بسیاری از طرق آن را صحیح دانسته است”<ref>الصواعق المحرقه، ص۵۴.</ref>. | در [[خطبه غدیر]]، آنگاه که پیامبر اکرم {{صل}} [[ولایت]] امیرالمؤمنین {{ع}} را [[اعلان]] کرد، در حق او [[دعا]] کرد و از [[خداوند]] خواست که حق را دایر مدار او قرار دهد: {{متن حدیث|وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ}}. در [[صحت حدیث غدیر]] جای کمترین تردیدی وجود ندارد. ابنحجر مکی در این باره گفته است: “این [[حدیث]]، صحیح است و جای تردید در آن نیست. عدهای مانند [[ترمذی]]، [[نسائی]] و [[احمد]] آن را نقل کردهاند. طرق نقل آن بسیار است، از آن جمله شانزده [[صحابی]] آن را [[روایت]] کردهاند. در روایت احمد آمده است که سی نفر از [[صحابه]] که آن را شنیده بودند در دوران [[خلافت علی]] {{ع}} بر آن [[شهادت]] دادند و بسیاری از سندهای آن صحیح و [[حسن]] است و [[ذهبی]]، بسیاری از طرق آن را صحیح دانسته است”<ref>الصواعق المحرقه، ص۵۴.</ref>. | ||
ابنابیالحدید در شرح این سخن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} که فرموده است: “امامان از [[قریش]] و بنیهاشماند، و دیگران، صلاحیت آن را ندارند”<ref>{{عربی|الائمة من قریش، غرسوا فی هذا البطن من هاشم لا تصلح علی سواهم، ولا تصلح الولاة من غیرهم}}.</ref>، گفته است: هرگاه صدور این سخن از امیرالمؤمنین{{ع}} [[ثابت]] و [[قطعی]] باشد، قبول آن [[واجب]] است، زیرا در نظر من، این [[سخن پیامبر]]{{صل}} ثابت است که درباره [[علی]]{{ع}} فرمود: “او با [[حق]] است و حق با اوست، و حق دایر مدار اوست” و از آنجا که این مطلب با دیدگاه [[معتزله]] در [[امامت]] [[سازگاری]] ندارد، آن را [[تأویل]] کرده و گفته است که مراد، [[کمال امامت]] است نه صحت امامت، چنانکه مقصود از [[حدیث]] {{متن حدیث|لَا صَلَاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلَّا فِي الْمَسْجِدِ}}، برای [[همسایه]] [[مسجد]] روا نیست که نمازش را مگر در مسجد بخواند، این است که کمال [[نماز]] او این است که در مسجد انجام شود، ولی صحت نماز او مشروط به این نیست که در مسجد باشد<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج۹، ص۷۱.</ref>. | ابنابیالحدید در شرح این سخن [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} که فرموده است: “امامان از [[قریش]] و بنیهاشماند، و دیگران، صلاحیت آن را ندارند”<ref>{{عربی|الائمة من قریش، غرسوا فی هذا البطن من هاشم لا تصلح علی سواهم، ولا تصلح الولاة من غیرهم}}.</ref>، گفته است: هرگاه صدور این سخن از امیرالمؤمنین {{ع}} [[ثابت]] و [[قطعی]] باشد، قبول آن [[واجب]] است، زیرا در نظر من، این [[سخن پیامبر]] {{صل}} ثابت است که درباره [[علی]] {{ع}} فرمود: “او با [[حق]] است و حق با اوست، و حق دایر مدار اوست” و از آنجا که این مطلب با دیدگاه [[معتزله]] در [[امامت]] [[سازگاری]] ندارد، آن را [[تأویل]] کرده و گفته است که مراد، [[کمال امامت]] است نه صحت امامت، چنانکه مقصود از [[حدیث]] {{متن حدیث|لَا صَلَاةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلَّا فِي الْمَسْجِدِ}}، برای [[همسایه]] [[مسجد]] روا نیست که نمازش را مگر در مسجد بخواند، این است که کمال [[نماز]] او این است که در مسجد انجام شود، ولی صحت نماز او مشروط به این نیست که در مسجد باشد<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج۹، ص۷۱.</ref>. | ||
فخرالدین رازی درباره اینکه آشکار گفتن {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> در آغاز نماز درست است و نه آهسته گفتن آن، به [[عمل]] امیرالمؤمنین{{ع}} استناد کرده و گفته است: اینکه او {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}} را در نماز آشکار میگفت به [[تواتر]] ثابت شده است، و هر کس در [[دین]] خود به علی [[اقتدا]] کند، [[هدایت یافته]] است، و [[دلیل]] آن، سخن پیامبر است که گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُ دَارَ}}<ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۵.</ref>. | فخرالدین رازی درباره اینکه آشکار گفتن {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> در آغاز نماز درست است و نه آهسته گفتن آن، به [[عمل]] امیرالمؤمنین {{ع}} استناد کرده و گفته است: اینکه او {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}} را در نماز آشکار میگفت به [[تواتر]] ثابت شده است، و هر کس در [[دین]] خود به علی [[اقتدا]] کند، [[هدایت یافته]] است، و [[دلیل]] آن، سخن پیامبر است که گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُ دَارَ}}<ref>مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۵.</ref>. | ||
بنابراین در اینکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[دستور]] [[خداوند متعال]]، حق را دایر مدار علی قرار داده است، تردیدی وجود ندارد، و مفاد روشن این مطلب آن است که علی، معیار و [[میزان]] [[شناخت حق]] از [[باطل]] است. این ویژگی جز با [[عصمت]] به دست نمیآید، زیرا همه آرا، اقوال و [[اعمال]] غیر [[معصوم]]، [[حق]] نخواهد بود، چرا که ممکن است از روی عمد یا [[سهو]] دچار [[خطا]] شود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۳.</ref>. | بنابراین در اینکه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[دستور]] [[خداوند متعال]]، حق را دایر مدار علی قرار داده است، تردیدی وجود ندارد، و مفاد روشن این مطلب آن است که علی، معیار و [[میزان]] [[شناخت حق]] از [[باطل]] است. این ویژگی جز با [[عصمت]] به دست نمیآید، زیرا همه آرا، اقوال و [[اعمال]] غیر [[معصوم]]، [[حق]] نخواهد بود، چرا که ممکن است از روی عمد یا [[سهو]] دچار [[خطا]] شود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۳.</ref>. | ||
===[[روایات]] عصمت=== | === [[روایات]] عصمت === | ||
در روایات بسیاری که در منابع [[شیعی]] و برخی از آنها در منابع [[سنّی]] [[نقل]] شده است، به عصمت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و دیگر [[امامان شیعه]] از [[نسل]] او تصریح شده است، چنان که [[ابنعباس]] گفته است: شنیدم که [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود: “من و [[علی]] و [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} و نه نفر از [[فرزندان حسین]]{{ع}} [[مطهر]] و معصومیم”<ref>{{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ}}. فرائد السمطین، ج۲، ص۱۳۲، باب ۳۱، حدیث ۴۳۰، ص۳۱۳، باب ۱۶، حدیث ۵۶۳؛ کمالالدین، ج۱، ص۲۸۱.</ref>. | در روایات بسیاری که در منابع [[شیعی]] و برخی از آنها در منابع [[سنّی]] [[نقل]] شده است، به عصمت [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و دیگر [[امامان شیعه]] از [[نسل]] او تصریح شده است، چنان که [[ابنعباس]] گفته است: شنیدم که [[پیامبر]] {{صل}} میفرمود: “من و [[علی]] و [[حسن]] و [[حسین]] {{عم}} و نه نفر از [[فرزندان حسین]] {{ع}} [[مطهر]] و معصومیم”<ref>{{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ}}. فرائد السمطین، ج۲، ص۱۳۲، باب ۳۱، حدیث ۴۳۰، ص۳۱۳، باب ۱۶، حدیث ۵۶۳؛ کمالالدین، ج۱، ص۲۸۱.</ref>. | ||
[[ابوالطفیل]] از علی{{ع}} [[روایت]] کرده که گفته است: پیامبر فرمود: “ای علی! تو [[امام]] و پدر یازده امامی که همگی مطهر و معصوماند”<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْإِمَامُ، وَ أَبُو الْأَئِمَّةِ الْإِحْدَى [الْأَحَدَ] عَشَرَ الَّذِينَ هُمُ الْمُطَهَّرُونَ الْمَعْصُومُونَ}}. ینابیع المودة، ج۱، ص۸۵ باب ۱۶؛ منتخب الاثر، ج۱، ص۱۰۳، حدیث ۱۴۹.</ref>. | [[ابوالطفیل]] از علی {{ع}} [[روایت]] کرده که گفته است: پیامبر فرمود: “ای علی! تو [[امام]] و پدر یازده امامی که همگی مطهر و معصوماند”<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ الْإِمَامُ، وَ أَبُو الْأَئِمَّةِ الْإِحْدَى [الْأَحَدَ] عَشَرَ الَّذِينَ هُمُ الْمُطَهَّرُونَ الْمَعْصُومُونَ}}. ینابیع المودة، ج۱، ص۸۵ باب ۱۶؛ منتخب الاثر، ج۱، ص۱۰۳، حدیث ۱۴۹.</ref>. | ||
[[سلیم بن قیس هلالی]] از امیرالمؤمنین{{ع}} روایت کرده است که فرمود: “[[خداوند متعال]] ما را [[پاک]] و معصوم ساخت و [[گواهان]] بر [[خلق]] و [[حجت]] خود در [[زمین]] قرار داد، ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما همراه ساخت، نه ما از قرآن جدا میشویم و نه قرآن از ما جدا میشود”<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۴۷، {{عربی|باب في أنّ الأئمّة شهداء اللَّه عزَّ و جلَ على خلقه}}، حدیث ۵.</ref>. | [[سلیم بن قیس هلالی]] از امیرالمؤمنین {{ع}} روایت کرده است که فرمود: “[[خداوند متعال]] ما را [[پاک]] و معصوم ساخت و [[گواهان]] بر [[خلق]] و [[حجت]] خود در [[زمین]] قرار داد، ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما همراه ساخت، نه ما از قرآن جدا میشویم و نه قرآن از ما جدا میشود”<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۴۷، {{عربی|باب في أنّ الأئمّة شهداء اللَّه عزَّ و جلَ على خلقه}}، حدیث ۵.</ref>. | ||
روایاتی که از طریق [[شیعه]] در این باره نقل شده [[متواتر]] است<ref>ر.ک: کفایه الأثر، صفحات: ۱۶، ۴۴، ۶۹، ۹۸، ۱۰۰، ۱۰۵، ۱۲۴، ۱۳۴، ۱۷۰، ۱۸۵، ۲۹۹؛ بحار الانوار، ج۲۵، صفحات: ۱۲۴، ۱۴۰، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۶۴، ۱۹۳، ۱۹۴، ۱۲۰۰، ۲۱۳، ۲۱۴؛ ج۳۶، صفحات: ۲۳۱، ۲۸۵، ۳۰۱، ۳۰۴، ۳۴۸، ۳۱۹، ۳۲۸، ۳۴۱، ۳۶۰، ۳۶۶؛ نیز ر.ک: منتخب الأثر، جلد اول.</ref>. | روایاتی که از طریق [[شیعه]] در این باره نقل شده [[متواتر]] است<ref>ر. ک: کفایه الأثر، صفحات: ۱۶، ۴۴، ۶۹، ۹۸، ۱۰۰، ۱۰۵، ۱۲۴، ۱۳۴، ۱۷۰، ۱۸۵، ۲۹۹؛ بحار الانوار، ج۲۵، صفحات: ۱۲۴، ۱۴۰، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۶۴، ۱۹۳، ۱۹۴، ۱۲۰۰، ۲۱۳، ۲۱۴؛ ج۳۶، صفحات: ۲۳۱، ۲۸۵، ۳۰۱، ۳۰۴، ۳۴۸، ۳۱۹، ۳۲۸، ۳۴۱، ۳۶۰، ۳۶۶؛ نیز ر. ک: منتخب الأثر، جلد اول.</ref>. | ||
برخی از [[عالمان]] غیر شیعی نیز بر عصمت امیرالمؤمنین{{ع}} تصریح کردهاند، چنان که [[ابن ابیالحدید]] از ابومحمدبن متّویه [[نقل]] کرده که وی در کتاب الکفایة گفته است: “امیرالمؤمنین{{ع}} [[معصوم]] بود، اگر چه [[عصمت]]، [[شرط امامت]] نیست، ولی [[نصوص]] بر عصمت او دلالت میکنند، و این از ویژگیهای او در میان [[صحابه پیامبر]] است”<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج۶، ص۲۹۸.</ref>. | برخی از [[عالمان]] غیر شیعی نیز بر عصمت امیرالمؤمنین {{ع}} تصریح کردهاند، چنان که [[ابن ابیالحدید]] از ابومحمدبن متّویه [[نقل]] کرده که وی در کتاب الکفایة گفته است: “امیرالمؤمنین {{ع}} [[معصوم]] بود، اگر چه [[عصمت]]، [[شرط امامت]] نیست، ولی [[نصوص]] بر عصمت او دلالت میکنند، و این از ویژگیهای او در میان [[صحابه پیامبر]] است”<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، ج۶، ص۲۹۸.</ref>. | ||
"مولوی برخوردار"، [[عصمت عملی]] و [[اخلاقی]] [[امیرالمؤمنین]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]] و دیگر [[امامان]] [[اهلبیت]]{{عم}} را مسئلهای مسلّم دانسته که جز افراد سفیه در آن تردید نمیکنند<ref>النبراس، ص۵۳۲، حاشیه مولوی برخوردار.</ref>. | "مولوی برخوردار"، [[عصمت عملی]] و [[اخلاقی]] [[امیرالمؤمنین]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]] و دیگر [[امامان]] [[اهلبیت]] {{عم}} را مسئلهای مسلّم دانسته که جز افراد سفیه در آن تردید نمیکنند<ref>النبراس، ص۵۳۲، حاشیه مولوی برخوردار.</ref>. | ||
یادآور میشویم، نصوص [[آیات]] و [[روایات]]، همانگونه که بر عصمت عملی و اخلاقی امیرالمؤمنین{{ع}} و دیگر امامان اهلبیت دلالت دارند، بر [[عصمت علمی]] آنان نیز دلالت دارند. بنابراین، تفکیک میان عصمت علمی و عملی وجهی نخواهد داشت و همچنین هیچ [[دلیل عقلی]] یا [[نقلی]] معتبری نیز بر اینکه عصمت ـ اعم از [[علمی]] و عملی ـ از مختصات [[پیامبران]] است، وجود ندارد، بلکه [[دلایل]] معتبر خلاف آن را [[اثبات]] میکند<ref>ر.ک: امامت در بینش اسلامی، فصلهای دهم و یازدهم.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۵۷-۶۷؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۴۱.</ref> | یادآور میشویم، نصوص [[آیات]] و [[روایات]]، همانگونه که بر عصمت عملی و اخلاقی امیرالمؤمنین {{ع}} و دیگر امامان اهلبیت دلالت دارند، بر [[عصمت علمی]] آنان نیز دلالت دارند. بنابراین، تفکیک میان عصمت علمی و عملی وجهی نخواهد داشت و همچنین هیچ [[دلیل عقلی]] یا [[نقلی]] معتبری نیز بر اینکه عصمت ـ اعم از [[علمی]] و عملی ـ از مختصات [[پیامبران]] است، وجود ندارد، بلکه [[دلایل]] معتبر خلاف آن را [[اثبات]] میکند<ref>ر. ک: امامت در بینش اسلامی، فصلهای دهم و یازدهم.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۵۷-۶۷؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۴۱.</ref> | ||
== [[حدیث اطاعت]] و [[عصمت امام علی]] {{ع}} == | == [[حدیث اطاعت]] و [[عصمت امام علی]] {{ع}} == | ||
[[رسول الله]]{{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|من أطاعني فقد أطاع الله، و من عصاني فقد عصى الله، و من أطاع علياً فقد أطاعني، و من عصا علياً فقد عصاني}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۱.</ref>؛ "کسی که مرا [[اطاعت]] کند [[خدا]] را اطاعت کرده و کسی که مرا [[عصیان]] کند خدا را عصیان کرده است، و کسی که [[علی]]{{ع}} را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و کسی که علی را عصیان کند، مرا عصیان کرده است". | [[رسول الله]] {{صل}} میفرمایند: {{متن حدیث|من أطاعني فقد أطاع الله، و من عصاني فقد عصى الله، و من أطاع علياً فقد أطاعني، و من عصا علياً فقد عصاني}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۲۱.</ref>؛ "کسی که مرا [[اطاعت]] کند [[خدا]] را اطاعت کرده و کسی که مرا [[عصیان]] کند خدا را عصیان کرده است، و کسی که [[علی]] {{ع}} را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و کسی که علی را عصیان کند، مرا عصیان کرده است". | ||
نکات مهم این [[حدیث]]، به شرح ذیل است: | نکات مهم این [[حدیث]]، به شرح ذیل است: | ||
# در این [[حدیث شریف]]، [[اطاعت از علی]]{{ع}} [[اطاعت پیامبر]]{{صل}} و اطاعت از خداوندا شمرده شده و عصیان آن [[حضرت]] عصیان [[پیامبر]]{{صل}} و [[خداوند]] به شمار آمده است. | # در این [[حدیث شریف]]، [[اطاعت از علی]] {{ع}} [[اطاعت پیامبر]] {{صل}} و اطاعت از خداوندا شمرده شده و عصیان آن [[حضرت]] عصیان [[پیامبر]] {{صل}} و [[خداوند]] به شمار آمده است. | ||
# اگر به [[تفاسیر اهل سنت]] مراجعه کنیم اکثر آنها خصوصا جناب [[فخر رازی]] اطلاق اطاعت در [[آیه اولی الامر]] را دال بر [[عصمت]] گرفتهاند<ref>تفسیر کبیر، ج۱۰، ص۱۴۴؛ منهاج السنه، ج۳، ص۱۷۰ - ۱۷۳.</ref>. اگرچه در مصداق حمل بر حل و [[عقد]] کردهاند، لکن [[روایات]] [[شأن نزول]]، مراد از [[اولیالامر]] را [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} میدانند. با این مقدمه، اطلاق اطاعت از علی{{ع}} که ملازم [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}} و [[خداوند تعالی]] قرار گرفته است، بر عصمت [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت میکند. | # اگر به [[تفاسیر اهل سنت]] مراجعه کنیم اکثر آنها خصوصا جناب [[فخر رازی]] اطلاق اطاعت در [[آیه اولی الامر]] را دال بر [[عصمت]] گرفتهاند<ref>تفسیر کبیر، ج۱۰، ص۱۴۴؛ منهاج السنه، ج۳، ص۱۷۰ - ۱۷۳.</ref>. اگرچه در مصداق حمل بر حل و [[عقد]] کردهاند، لکن [[روایات]] [[شأن نزول]]، مراد از [[اولیالامر]] را [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} میدانند. با این مقدمه، اطلاق اطاعت از علی {{ع}} که ملازم [[اطاعت از پیامبر]] {{صل}} و [[خداوند تعالی]] قرار گرفته است، بر عصمت [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} دلالت میکند. | ||
# اگر [[حضرت علی]]{{ع}} [[معصوم]] نباشد و دچار [[اشتباه]] و [[خطا]] گردد، به [[حکم عقل]]، اطاعت از او لازم نیست و [[عدم اطاعت]] در بعضی موارد با اطاعت مطلق سازگار نیست. | # اگر [[حضرت علی]] {{ع}} [[معصوم]] نباشد و دچار [[اشتباه]] و [[خطا]] گردد، به [[حکم عقل]]، اطاعت از او لازم نیست و [[عدم اطاعت]] در بعضی موارد با اطاعت مطلق سازگار نیست. | ||
# این حدیث، با توجه به قرار دادن [[اطاعت از امام علی]]{{ع}} در ردیف اطاعت از پیامبر{{صل}} و [[اطاعت از خدا]]، به ما میفهماند که تنها [[ملجأ]] و [[مرجع]] [[علمی]] و عملی برای [[هدایت مردم]] حضرت علی{{ع}} است و آن به معنای [[اعلمیت]] و عصمت ایشان در [[علم]] و عمل است، لذا عصمت مطلق آن جناب را نتیجه میدهد. | # این حدیث، با توجه به قرار دادن [[اطاعت از امام علی]] {{ع}} در ردیف اطاعت از پیامبر {{صل}} و [[اطاعت از خدا]]، به ما میفهماند که تنها [[ملجأ]] و [[مرجع]] [[علمی]] و عملی برای [[هدایت مردم]] حضرت علی {{ع}} است و آن به معنای [[اعلمیت]] و عصمت ایشان در [[علم]] و عمل است، لذا عصمت مطلق آن جناب را نتیجه میدهد. | ||
# با توجه به اینکه این حدیث در [[زمان]] [[حیات]] و [[رسالت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} صادر شده و اطاعت از امام علی{{ع}} را [[مقید]] به زمان بعد از خود نکرده، لذا [[عصمت]] آن جناب را حتی قبل از [[خلافت]] و [[حکومت]] [[امضا]] میکند و با این فرض، [[حدیث اطاعت]]، عصمت [[حضرت علی]]{{ع}} را از حین [[تولد]] تا لحظه [[مرگ]] نتیجه میدهد<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۴۱.</ref>. | # با توجه به اینکه این حدیث در [[زمان]] [[حیات]] و [[رسالت]] [[نبی اکرم]] {{صل}} صادر شده و اطاعت از امام علی {{ع}} را [[مقید]] به زمان بعد از خود نکرده، لذا [[عصمت]] آن جناب را حتی قبل از [[خلافت]] و [[حکومت]] [[امضا]] میکند و با این فرض، [[حدیث اطاعت]]، عصمت [[حضرت علی]] {{ع}} را از حین [[تولد]] تا لحظه [[مرگ]] نتیجه میدهد<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۴۱.</ref>. | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||