پرش به محتوا

اراده الهی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'احداث' به 'احداث'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
جز (جایگزینی متن - 'احداث' به 'احداث')
خط ۵۴: خط ۵۴:
درباره [[صفت ذات]] یا [[صفت فعل]] بودن و نیز قدیم یا حادیث بودن اراده الهی نیز دیدگاه‌های متفاوتی ارائه شده است: همه [[فیلسوفان]] و متکلمانی که اراده را به [[علم ذاتی]] خداوند تفسیر کرده‌اند آن را صفت ذاتی می‌‌دانند. [[اشاعره]] نیز با این که اراده را غیر از علم و قدرت دانسته‌اند از [[صفات ذات]] و قدیم می‌‌دانند؛ زیرا حادث بودن اراده اراده دیگری را می‌‌طلبد و به دور یا [[تسلسل]] می‌‌انجامد <ref>الابانة عن اصول الدیانه، ص۱۲۲</ref> برخی از [[معتزله]] [[اراده]] را امری حادث و [[قائم]] به ذات خود می‌‌دانند، نه قائم به [[ذات خداوند]] <ref>شرح الاصول الخمسة، ص۴۴۰؛ المغنی، ج۶،ص۳؛ شرح المقاصد، ج۴، ص۱۳۲</ref> و برخی دیگر از معتزله آن را [[صفت ذات]] دانسته و معتقدند اراده متعلق به حادثات، حادث است <ref>اوائل المقالات، ص۵۸؛ قواعد العقائد، ص۵۶</ref>. کرّامیه آن را حادث و با این حال قائم به ذات خداوند دانسته‌اند <ref>شرح المواقف، ج۸، ص۸۱ـ ۸۶؛ الارشاد إلی قواطع الأدلة فی أُصول الاعتقاد، ص۹۴</ref>.
درباره [[صفت ذات]] یا [[صفت فعل]] بودن و نیز قدیم یا حادیث بودن اراده الهی نیز دیدگاه‌های متفاوتی ارائه شده است: همه [[فیلسوفان]] و متکلمانی که اراده را به [[علم ذاتی]] خداوند تفسیر کرده‌اند آن را صفت ذاتی می‌‌دانند. [[اشاعره]] نیز با این که اراده را غیر از علم و قدرت دانسته‌اند از [[صفات ذات]] و قدیم می‌‌دانند؛ زیرا حادث بودن اراده اراده دیگری را می‌‌طلبد و به دور یا [[تسلسل]] می‌‌انجامد <ref>الابانة عن اصول الدیانه، ص۱۲۲</ref> برخی از [[معتزله]] [[اراده]] را امری حادث و [[قائم]] به ذات خود می‌‌دانند، نه قائم به [[ذات خداوند]] <ref>شرح الاصول الخمسة، ص۴۴۰؛ المغنی، ج۶،ص۳؛ شرح المقاصد، ج۴، ص۱۳۲</ref> و برخی دیگر از معتزله آن را [[صفت ذات]] دانسته و معتقدند اراده متعلق به حادثات، حادث است <ref>اوائل المقالات، ص۵۸؛ قواعد العقائد، ص۵۶</ref>. کرّامیه آن را حادث و با این حال قائم به ذات خداوند دانسته‌اند <ref>شرح المواقف، ج۸، ص۸۱ـ ۸۶؛ الارشاد إلی قواطع الأدلة فی أُصول الاعتقاد، ص۹۴</ref>.


[[علامه طباطبایی]] بر آن است که [[تفسیر]] [[اراده خداوند]] به [[علم ذاتی]] او نادرست است؛ زیرا مفهوم [[علم]] با مفهوم اراده مغایر است و از طرفی هرگاه اراده به معنای بشری آن را از صفات [[نقص]] پیراسته نماییم، چیزی که بتوان آن را صفت ذات دانست باقی نمی‌ماند. طبق این دیدگاه اراده، پس از پیرایش از نواقص، صفت [[فعل خداوند]] می‌‌شود، درست همانند [[خلق]] و ایجاد که از [[مقام]] فعل انتزاع می‌‌شوند. <ref>نهایة الحکمة، ص۲۹۹؛ الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۱۱۵ـ ۱۱۷پاورقی</ref>. این نظریه با ظاهر روایاتی که از [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} در این باره نقل شده هماهنگ است. در این [[روایات]] تصریح شده که اراده، [[صفت فعل]] [[الهی]] است ومرید بودن [[ازلی]] [[خداوند]] [[انکار]] شده است <ref>توحید صدوق، ص۳۲۹</ref> چنان که عینیت اراده با [[علم خداوند]] نیز مردود دانسته شده است <ref>اصول کافی، ج۱، ص۸۵</ref> و نیز [[مشیت خداوند]] حادث به شمار آمده است <ref>اصول کافی، ج۱، ص۸۶</ref> به [[باور]] برخی همچون [[فیض کاشانی]] اراده هم از صفات ذات خداوند است و هم از [[صفات فعل]]، آن چه از [[صفات ذات]] الهی می‌‌باشد [[اختیار]] ذاتی اوست و آن چه از صفات فعل الهی است ایجاد و [[احداث]] به شمار می‌‌آید. وی [[معتقد]] است روایات یاد شده ناظر به معنای اخیر است و با این حال معنای ذاتی آن <ref>اختیار ذاتی</ref> را [[نفی]] نمی‌کند. <ref>الوافی، ج۱، ص۴۴۷ـ ۴۴۸</ref>.
[[علامه طباطبایی]] بر آن است که [[تفسیر]] [[اراده خداوند]] به [[علم ذاتی]] او نادرست است؛ زیرا مفهوم [[علم]] با مفهوم اراده مغایر است و از طرفی هرگاه اراده به معنای بشری آن را از صفات [[نقص]] پیراسته نماییم، چیزی که بتوان آن را صفت ذات دانست باقی نمی‌ماند. طبق این دیدگاه اراده، پس از پیرایش از نواقص، صفت [[فعل خداوند]] می‌‌شود، درست همانند [[خلق]] و ایجاد که از [[مقام]] فعل انتزاع می‌‌شوند. <ref>نهایة الحکمة، ص۲۹۹؛ الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۱۱۵ـ ۱۱۷پاورقی</ref>. این نظریه با ظاهر روایاتی که از [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} در این باره نقل شده هماهنگ است. در این [[روایات]] تصریح شده که اراده، [[صفت فعل]] [[الهی]] است ومرید بودن [[ازلی]] [[خداوند]] [[انکار]] شده است <ref>توحید صدوق، ص۳۲۹</ref> چنان که عینیت اراده با [[علم خداوند]] نیز مردود دانسته شده است <ref>اصول کافی، ج۱، ص۸۵</ref> و نیز [[مشیت خداوند]] حادث به شمار آمده است <ref>اصول کافی، ج۱، ص۸۶</ref> به [[باور]] برخی همچون [[فیض کاشانی]] اراده هم از صفات ذات خداوند است و هم از [[صفات فعل]]، آن چه از [[صفات ذات]] الهی می‌‌باشد [[اختیار]] ذاتی اوست و آن چه از صفات فعل الهی است ایجاد و احداث به شمار می‌‌آید. وی [[معتقد]] است روایات یاد شده ناظر به معنای اخیر است و با این حال معنای ذاتی آن <ref>اختیار ذاتی</ref> را [[نفی]] نمی‌کند. <ref>الوافی، ج۱، ص۴۴۷ـ ۴۴۸</ref>.


[[ملاصدرا]] در توجیه این [[روایات]] به نقل از استادش [[میرداماد]] می‌‌گوید: [[اراده الهی]] همانند [[علم]] وی مراتبی دارد و به همین مناسبت دو کاربرد دارد: گاهی [[اراده]] به معنای مصدری و در مفهوم [[احداث]] و ایجاد به کار می‌‌رود، که در [[حقیقت]] معنای [[مرید]] بودن را افاده می‌‌کند. در این کاربرد اراده، [[صفت ذات]] است و گاهی به معنای اسم مصدری و مفهوم فعل حادث متجدد استعمال می‌‌شود، که در این کاربرد اراده حادث است و از [[مقام]] [[فعل خداوند]] که به ممکنات تعلق می‌‌گیرد، انتزاع می‌‌شود. <ref>الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۴۵۳ـ ۴۵۴</ref>.
[[ملاصدرا]] در توجیه این [[روایات]] به نقل از استادش [[میرداماد]] می‌‌گوید: [[اراده الهی]] همانند [[علم]] وی مراتبی دارد و به همین مناسبت دو کاربرد دارد: گاهی [[اراده]] به معنای مصدری و در مفهوم احداث و ایجاد به کار می‌‌رود، که در [[حقیقت]] معنای [[مرید]] بودن را افاده می‌‌کند. در این کاربرد اراده، [[صفت ذات]] است و گاهی به معنای اسم مصدری و مفهوم فعل حادث متجدد استعمال می‌‌شود، که در این کاربرد اراده حادث است و از [[مقام]] [[فعل خداوند]] که به ممکنات تعلق می‌‌گیرد، انتزاع می‌‌شود. <ref>الحکمة المتعالیه، ج۶، ص۴۵۳ـ ۴۵۴</ref>.


به [[اعتقاد]] برخی محققان اراده دست کم به دو معنا به کار می‌‌رود: یکی خواستن، و دیگری [[تصمیم]] گرفتن. اراده به معنای خواستن در [[نفوس]] [[حیوانی]] و [[انسانی]] از سنخ کیف [[نفسانی]] است، ولی معنای تجرید شده آن، قابلیت انتساب به [[خدای متعال]] را دارد، بنابراین اراده به این معنا از [[صفات ذات]] [[الهی]] و حقیقت آن همان حُب الهی و عین ذات اوست. اما اراده به معنای تصمیم گرفتن در [[انسان]] از کیفیات نفسانی یا [[افعال]] نفس و امری حادث در نفس و مسبوق به [[تصور]]، [[تصدیق]] و [[شوق]] است و ساحت الهی از آن [[منزه]] و مبراست. با این حال می‌‌توان آن را در قالب صفت فعلی و اضافی مانند [[خلق]]، [[رزق]] و [[تدبیر]] برای خدای متعال در نظر گرفت که از مقایسه میان افعال و [[مخلوقات]] با [[ذات الهی]] از آن حیث که [[حبّ]] به خیر و کمال دارد انتزاع می‌‌شود و چون یکی از دو سوی اضافه، قیود زمانی و مکانی دارد، می‌‌توان چنین قیودی را برای اراده الهی به لحاظ متعلقش در نظر گرفت. <ref>آموزش فلسفه، ج۲، ص۴۲۲</ref>.
به [[اعتقاد]] برخی محققان اراده دست کم به دو معنا به کار می‌‌رود: یکی خواستن، و دیگری [[تصمیم]] گرفتن. اراده به معنای خواستن در [[نفوس]] [[حیوانی]] و [[انسانی]] از سنخ کیف [[نفسانی]] است، ولی معنای تجرید شده آن، قابلیت انتساب به [[خدای متعال]] را دارد، بنابراین اراده به این معنا از [[صفات ذات]] [[الهی]] و حقیقت آن همان حُب الهی و عین ذات اوست. اما اراده به معنای تصمیم گرفتن در [[انسان]] از کیفیات نفسانی یا [[افعال]] نفس و امری حادث در نفس و مسبوق به [[تصور]]، [[تصدیق]] و [[شوق]] است و ساحت الهی از آن [[منزه]] و مبراست. با این حال می‌‌توان آن را در قالب صفت فعلی و اضافی مانند [[خلق]]، [[رزق]] و [[تدبیر]] برای خدای متعال در نظر گرفت که از مقایسه میان افعال و [[مخلوقات]] با [[ذات الهی]] از آن حیث که [[حبّ]] به خیر و کمال دارد انتزاع می‌‌شود و چون یکی از دو سوی اضافه، قیود زمانی و مکانی دارد، می‌‌توان چنین قیودی را برای اراده الهی به لحاظ متعلقش در نظر گرفت. <ref>آموزش فلسفه، ج۲، ص۴۲۲</ref>.
۲۱۸٬۹۴۴

ویرایش