جز
جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده'
جز (جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده') |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
مورخان از حضور ۲۰ نفر از [[اصحاب]] صفه نیز در صف [[مهاجران]] خبر دادهاند<ref>الطبقات، ج۷، ص۴۰۸.</ref>. مسافت طولانی و گرمای شدید تابستان [[سفر]] را بر [[سپاهیان]] سخت دشوار کرده بود و این در حالی بود که [[مسلمانان]] از کمترین آذوقه و توشه و حتی چارپایی که میتوانستند [[رنج]] سفر را کاهش دهند برخوردار بودند، بدان حدّ که گاه تنها یک دانه خرما غذای دو [[مسلمان]] در یک [[روز]] بود. توشه برخی نیز خرمای خشکیده و جو کرمزده بود و هرچند نفر از یک چارپا استفاده میکردند. شدت [[تشنگی]] گاه به حدی میرسید که همین اندک چارپا نیز [[قربانی]] میشدند تا مسلمانان [[تشنه]]، با رطوبت اَمعا و احشای آنها خود را از [[مرگ]] برهانند<ref>البدایة والنهایه، ج۵، ص۱۳؛ جامعالبیان، ج۱۱، ص۷۵؛ معانیالقرآن، ج۳، ص۲۶۳.</ref>. وجود گزارشهای پرشمار از [[گلایه]] مسلمانان از تشنگی و [[گرسنگی]] به پیامبر {{صل}}، همچنین [[نقل]] [[معجزات]] متعدد پیامبر {{صل}} برای تهیه آب و [[غذا]]، [[گواه]] [[سختی]] و مرارت این سفر است، از این رو بسیاری، از این [[سپاه]] با عنوان "جیش العُسْرة" یاد کرده<ref> انساب الاشراف، ص۹۵؛ الطبقات، ج۳، ص۲۴؛ المحبر، ص۱۱۵.</ref> و مراد از {{متن قرآن|سَاعَةِ الْعُسْرَةِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصاری که از او هنگام دشواری پیروی کردند- پس از آنکه نزدیک بود دل گروهی از ایشان بگردد- بخشایش آورد سپس توبه آنان را پذیرفت که او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۷.</ref> را [[غزوه تبوک]] و صحنههای سخت پیش آمده در مسیر حرکت سپاه دانستهاند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۴۱۱؛ التبیان، ج۵، ص۳۱۴؛ جامعالبیان، ج۱۱، ص۷۵.</ref>. این آیه به خوبی نشان میدهد که فشار آن شرایط سخت، [[طاقت]] گروهی از [[سپاهیان]] را ربوده و [[شک]] و [[پشیمانی]] را بر آنان [[تحمیل]] کرده بود. | مورخان از حضور ۲۰ نفر از [[اصحاب]] صفه نیز در صف [[مهاجران]] خبر دادهاند<ref>الطبقات، ج۷، ص۴۰۸.</ref>. مسافت طولانی و گرمای شدید تابستان [[سفر]] را بر [[سپاهیان]] سخت دشوار کرده بود و این در حالی بود که [[مسلمانان]] از کمترین آذوقه و توشه و حتی چارپایی که میتوانستند [[رنج]] سفر را کاهش دهند برخوردار بودند، بدان حدّ که گاه تنها یک دانه خرما غذای دو [[مسلمان]] در یک [[روز]] بود. توشه برخی نیز خرمای خشکیده و جو کرمزده بود و هرچند نفر از یک چارپا استفاده میکردند. شدت [[تشنگی]] گاه به حدی میرسید که همین اندک چارپا نیز [[قربانی]] میشدند تا مسلمانان [[تشنه]]، با رطوبت اَمعا و احشای آنها خود را از [[مرگ]] برهانند<ref>البدایة والنهایه، ج۵، ص۱۳؛ جامعالبیان، ج۱۱، ص۷۵؛ معانیالقرآن، ج۳، ص۲۶۳.</ref>. وجود گزارشهای پرشمار از [[گلایه]] مسلمانان از تشنگی و [[گرسنگی]] به پیامبر {{صل}}، همچنین [[نقل]] [[معجزات]] متعدد پیامبر {{صل}} برای تهیه آب و [[غذا]]، [[گواه]] [[سختی]] و مرارت این سفر است، از این رو بسیاری، از این [[سپاه]] با عنوان "جیش العُسْرة" یاد کرده<ref> انساب الاشراف، ص۹۵؛ الطبقات، ج۳، ص۲۴؛ المحبر، ص۱۱۵.</ref> و مراد از {{متن قرآن|سَاعَةِ الْعُسْرَةِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصاری که از او هنگام دشواری پیروی کردند- پس از آنکه نزدیک بود دل گروهی از ایشان بگردد- بخشایش آورد سپس توبه آنان را پذیرفت که او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۷.</ref> را [[غزوه تبوک]] و صحنههای سخت پیش آمده در مسیر حرکت سپاه دانستهاند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۴۱۱؛ التبیان، ج۵، ص۳۱۴؛ جامعالبیان، ج۱۱، ص۷۵.</ref>. این آیه به خوبی نشان میدهد که فشار آن شرایط سخت، [[طاقت]] گروهی از [[سپاهیان]] را ربوده و [[شک]] و [[پشیمانی]] را بر آنان [[تحمیل]] کرده بود. | ||
با ورود سپاه به [[سرزمین]] [[حِجْر]] و در ۴ منزلی [[تبوک]]<ref>معجمالبلدان، ج۲، ص۱۴.</ref> در نزدیکی [[وادی القری]] که سکونتگاه [[قوم]] [[عذاب]] شده "[[ثمود]]" بود<ref> المختصر، ج۱، ص۳ ـ ۴.</ref>، پیامبر {{صل}} که پیراهن بر صورت کشیده بود<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۴۹؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۶؛ الکامل، ج۴، ص۳۴۵.</ref>، [[مسلمانان]] را از هرگونه بهرهگیری از آب و [[غذا]] و علوفه این سرزمین [[نفرین]] شده منع کرد<ref> اسدالغایه، ج۵، ص۱۷۶؛ السیرةالنبویه، ابنکثیر، ج۴، ص۲۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۷.</ref>، حتی آنان را از [[وضو]] گرفتن برحذر داشت<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۴۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۹؛ المصنف، ج۱، ص۴۱۵.</ref> و با تأکید فرمود تا سپاهیان به سرعت از این سرزمین بگذرند. با عبور از [[حجر]]، [[ذخیره]] آب و غذای مسلمانان تمام شد و دچار [[تشنگی]] و فشاری شدید شدند، از اینرو به [[پیامبر]] [[گلایه]] کردند<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۴۹؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۶.</ref>، حضرت نیز دو رکعت [[نماز]] گزارد<ref> لباب النقول، ۱۸۷.</ref> و از [[خداوند]] [[باران]] خواست که در پی آن با [[نزول]] باران [[مسلمانان]] از [[تشنگی]] [[رهایی]] یافتند<ref>عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۰.</ref>. طبق [[نقل]] سیوطی از [[ابن ابی حاتم]]، [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و شما در آن هنگام مینگرید،» سوره واقعه، آیه ۸۴.</ref> درباره این حادثه بود<ref> الدرالمنثور، ج۶، ص۱۶۳.</ref>، آنگاه که منافقی ـ که در جمع [[سپاهیان]] [[شاهد]] [[معجزه]] پیامبر {{صل}} بود ـ [[بارش باران]] را امری تصادفی و از ابری رهگذر دانست که یکی از [[انصار]] او را [[مذمت]] کرد و از [[کردار]] منافقانهاش برحذر داشت<ref>لباب النقول، ص۱۸۷؛ بحارالانوار، ج۵۵، ص۳۲۸؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۸ ـ ۱۰۰۹.</ref>. خداوند در این [[آیه]] خطاب به اینگونه افراد که به جای [[شکر]] روزیهایی که بدانها ارزانی میشود به [[انکار]] میپردازند، میفرماید: {{متن قرآن|وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و (سپاسگزاری برای) روزی و بهره خود را (از این قرآن) همین قرار دادهاید که (نعمتهای خداوند را) دروغ میشمارید؟» سوره واقعه، آیه ۸۲.</ref> البته با توجه به مکّی بودن [[سوره واقعه]] باید نقل یاد شده درباره پیوند این آیه با حادثه مزبور را از باب [[تطبیق]] بدانیم، هرچند برخی از [[مفسران]] به نقل از [[ابنعباس]] و [[قتاده]] این آیه از سوره واقعه را [[مدنی]] میدانند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۵۳؛ زادالمسیر، ج۷، ص۲۷۵.</ref>. بر اساس [[نقلی]] دیگر پیامبر {{صل}} قبل از رسیدن به چشمه [[تبوک]]، مسلمانان را از خوردن آب این چشمه تا قبل از حضور خود منع کرد؛ ولی دو تن از سپاهیان پیش از رسیدن پیامبر {{صل}} از آب چشمه خوردند و چون آن حضرت به کنار چشمه رسید، چشمه دیگر جوشش نداشت و آب قطره قطره میآمد. پس حضرت با جمع کردن همان مقدار آب، | با ورود سپاه به [[سرزمین]] [[حِجْر]] و در ۴ منزلی [[تبوک]]<ref>معجمالبلدان، ج۲، ص۱۴.</ref> در نزدیکی [[وادی القری]] که سکونتگاه [[قوم]] [[عذاب]] شده "[[ثمود]]" بود<ref> المختصر، ج۱، ص۳ ـ ۴.</ref>، پیامبر {{صل}} که پیراهن بر صورت کشیده بود<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۴۹؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۶؛ الکامل، ج۴، ص۳۴۵.</ref>، [[مسلمانان]] را از هرگونه بهرهگیری از آب و [[غذا]] و علوفه این سرزمین [[نفرین]] شده منع کرد<ref> اسدالغایه، ج۵، ص۱۷۶؛ السیرةالنبویه، ابنکثیر، ج۴، ص۲۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۷.</ref>، حتی آنان را از [[وضو]] گرفتن برحذر داشت<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۴۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۹؛ المصنف، ج۱، ص۴۱۵.</ref> و با تأکید فرمود تا سپاهیان به سرعت از این سرزمین بگذرند. با عبور از [[حجر]]، [[ذخیره]] آب و غذای مسلمانان تمام شد و دچار [[تشنگی]] و فشاری شدید شدند، از اینرو به [[پیامبر]] [[گلایه]] کردند<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۴۹؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۶.</ref>، حضرت نیز دو رکعت [[نماز]] گزارد<ref> لباب النقول، ۱۸۷.</ref> و از [[خداوند]] [[باران]] خواست که در پی آن با [[نزول]] باران [[مسلمانان]] از [[تشنگی]] [[رهایی]] یافتند<ref>عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۰.</ref>. طبق [[نقل]] سیوطی از [[ابن ابی حاتم]]، [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و شما در آن هنگام مینگرید،» سوره واقعه، آیه ۸۴.</ref> درباره این حادثه بود<ref> الدرالمنثور، ج۶، ص۱۶۳.</ref>، آنگاه که منافقی ـ که در جمع [[سپاهیان]] [[شاهد]] [[معجزه]] پیامبر {{صل}} بود ـ [[بارش باران]] را امری تصادفی و از ابری رهگذر دانست که یکی از [[انصار]] او را [[مذمت]] کرد و از [[کردار]] منافقانهاش برحذر داشت<ref>لباب النقول، ص۱۸۷؛ بحارالانوار، ج۵۵، ص۳۲۸؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۸ ـ ۱۰۰۹.</ref>. خداوند در این [[آیه]] خطاب به اینگونه افراد که به جای [[شکر]] روزیهایی که بدانها ارزانی میشود به [[انکار]] میپردازند، میفرماید: {{متن قرآن|وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ}}<ref>«و (سپاسگزاری برای) روزی و بهره خود را (از این قرآن) همین قرار دادهاید که (نعمتهای خداوند را) دروغ میشمارید؟» سوره واقعه، آیه ۸۲.</ref> البته با توجه به مکّی بودن [[سوره واقعه]] باید نقل یاد شده درباره پیوند این آیه با حادثه مزبور را از باب [[تطبیق]] بدانیم، هرچند برخی از [[مفسران]] به نقل از [[ابنعباس]] و [[قتاده]] این آیه از سوره واقعه را [[مدنی]] میدانند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۳۵۳؛ زادالمسیر، ج۷، ص۲۷۵.</ref>. بر اساس [[نقلی]] دیگر پیامبر {{صل}} قبل از رسیدن به چشمه [[تبوک]]، مسلمانان را از خوردن آب این چشمه تا قبل از حضور خود منع کرد؛ ولی دو تن از سپاهیان پیش از رسیدن پیامبر {{صل}} از آب چشمه خوردند و چون آن حضرت به کنار چشمه رسید، چشمه دیگر جوشش نداشت و آب قطره قطره میآمد. پس حضرت با جمع کردن همان مقدار آب، دست و روی خود را شست، آنگاه آب دست و صورت خود را به چشمه ریخت و به [[قدرت خداوند]] چشمه پرآب شد<ref>المصنف، ج۲، ص۵۴۶؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۱۳؛ فتحالباری، ج۸، ص۸۴.</ref>. اینگونه گزارشها درباره [[قحطی]] آب و به دنبال آن معجزه پیامبر {{صل}} در [[غزوه تبوک]]، در [[منابع تاریخی]]، فراوان آمده است<ref>المغازی، ۳، ص۱۰۳۹ - ۱۰۴۲؛ اعلام الوری، ج۱، ص۸۱؛ الخرائح والجرائح، ج۱، ص۱۶۸.</ref>. از [[ابن عباس]] [[نقل]] شده که مواجهه پیاپی [[سپاه]] با مشکل بیآبی، همان عذابی است که [[خداوند]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۹.</ref> و در پی [[سستی]] [[مسلمانان]] در [[تجهیز]] و حرکت به سوی [[تبوک]]، مسلمانان را بدان [[تهدید]] کرده بود<ref>جامع البیان، ج۱۰، ص۱۷۳ - ۱۷۴؛ منتخب مسند عبدبن حمید، ص۲۲۸؛ الدرالمنثور، ج۳، ص۲۳۹.</ref>. گزارشهایی که از [[معجزات پیامبر]] {{صل}} برای تأمین غذای سپاه رسیده نیز از مشکل تمام شدن آذوقه سپاه و [[گرسنگی]] [[تحمیل]] شده بر آنان حکایت دارد. | ||
در خبری آمده است وقتی از کمبود [[غذا]] به [[پیامبر]] {{صل}} [[گلایه]] شد، آن حضرت [[دستور]] داد تا مانده آذوقه سپاه را که بیش از چند خرما نبود بیاورند. سپس دست خود را بر آنها کشید و فرمود: با [[نام خداوند]] بخورید، پس همه خوردند و [[سیر]] شدند<ref> الخرائج والجرائح، ج۱، ص۲۸؛ اعلامالوری، ج۱، ص۸۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۳۶.</ref>. در موردی دیگر نیز وقتی مسلمانان برای رفع گرسنگی خود از پیامبر {{صل}} برای نحر شتران اجازه خواستند، با دعای آن حضرت، اندک غذای مانده در همه سپاه چنان [[برکت]] و فزونی یافت که همه با آن سیر شدند<ref> السیرةالنبویه، ابنکثیر، ج۴، ص۱۷؛ دلائلالنبوه، ص۱۷۵؛ مناقب ابنشهرآشوب، ج۱، ص۸۹.</ref>. در کنار این سختیها و قحطیهای پرفشار، به رغم [[معجزات]] و کارگشاییهای پیامبر {{صل}} که میتوانست بر [[ایمان]] بسیاری بیفزاید، منافقانی که با [[هدف]] [[سست]] کردن ایمان و [[انگیزه]] [[سپاهیان]] آمده بودند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به پیامبر {{صل}} و [[تضعیف]] [[روحیه]] مسلمانان بهره میجستند. برخی از آنان با به سخره گرفتن پیامبر {{صل}} در میان مسلمانان، [[امیدوار]] بودند که به اهداف خود برسند، چنانکه آمده است گروهی از [[منافقان]]، مانند [[ودیعة بن ثابت]]، [[جُلاس بن سوید]]، [[ثعلبة بن حاطب]] و [[مَخشی بن حُمیَّر]]<ref>المحبر، ص۴۶۸؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۳.</ref> که [[شکست]] [[مسلمانان]] را [[قطعی]] میدانستند، به [[استهزا]] میگفتند: [[پیامبر]] {{صل}} [[امید]] دارد که قصرهای [[روم]] را بگشاید؛ یا میگفتند: پیامبر[[جنگ]] با [[رومیان]] را همانند [[جنگ]] با [[اعراب]]، | در خبری آمده است وقتی از کمبود [[غذا]] به [[پیامبر]] {{صل}} [[گلایه]] شد، آن حضرت [[دستور]] داد تا مانده آذوقه سپاه را که بیش از چند خرما نبود بیاورند. سپس دست خود را بر آنها کشید و فرمود: با [[نام خداوند]] بخورید، پس همه خوردند و [[سیر]] شدند<ref> الخرائج والجرائح، ج۱، ص۲۸؛ اعلامالوری، ج۱، ص۸۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۳۶.</ref>. در موردی دیگر نیز وقتی مسلمانان برای رفع گرسنگی خود از پیامبر {{صل}} برای نحر شتران اجازه خواستند، با دعای آن حضرت، اندک غذای مانده در همه سپاه چنان [[برکت]] و فزونی یافت که همه با آن سیر شدند<ref> السیرةالنبویه، ابنکثیر، ج۴، ص۱۷؛ دلائلالنبوه، ص۱۷۵؛ مناقب ابنشهرآشوب، ج۱، ص۸۹.</ref>. در کنار این سختیها و قحطیهای پرفشار، به رغم [[معجزات]] و کارگشاییهای پیامبر {{صل}} که میتوانست بر [[ایمان]] بسیاری بیفزاید، منافقانی که با [[هدف]] [[سست]] کردن ایمان و [[انگیزه]] [[سپاهیان]] آمده بودند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به پیامبر {{صل}} و [[تضعیف]] [[روحیه]] مسلمانان بهره میجستند. برخی از آنان با به سخره گرفتن پیامبر {{صل}} در میان مسلمانان، [[امیدوار]] بودند که به اهداف خود برسند، چنانکه آمده است گروهی از [[منافقان]]، مانند [[ودیعة بن ثابت]]، [[جُلاس بن سوید]]، [[ثعلبة بن حاطب]] و [[مَخشی بن حُمیَّر]]<ref>المحبر، ص۴۶۸؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۳.</ref> که [[شکست]] [[مسلمانان]] را [[قطعی]] میدانستند، به [[استهزا]] میگفتند: [[پیامبر]] {{صل}} [[امید]] دارد که قصرهای [[روم]] را بگشاید؛ یا میگفتند: پیامبر[[جنگ]] با [[رومیان]] را همانند [[جنگ]] با [[اعراب]]، ساده و راحت میداند. | ||
مخشی بن حُمیَّر که نگران [[نزول آیات]] [[خداوند]] درباره این سخنان و آشکار شدن نفاقشان بود گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] راضیام که به هریک از ما ۱۰۰ تازیانه بزنند؛ اما آیهای از [[قرآن]] برای این گفتهها نازل نشود. وقتی گفتارشان به [[گوش]] پیامبر {{صل}} رسید، گفتند که ما فقط [[شوخی]] میکردیم<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۲؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۲.</ref>. [[قتادة]] آیات {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و اگر از آنان (از ریشخند کردنشان) بپرسی، به یقین میگویند: ما تنها (در گفتوگو) فرو میرفتیم و بازی میکردیم بگو: آیا خداوند و آیات وی و پیامبرش را ریشخند میکردید؟» سوره توبه، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ}}<ref>«عذر نیاورید، که پس از ایمان کافر شدهاید؛ اگر از گروهی از شما در گذریم گروهی (دیگر) را عذاب میکنیم زیرا که گناهکار بودهاند» سوره توبه، آیه ۶۶.</ref> را در [[شأن]] این گروه از استهزاکنندگان دانسته است<ref> جامعالبیان، ج۱۰، ص۲۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۱۹۷؛ تفسیرابن کثیر، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. خداوند در این آیات گفتار [[منافقان]] را به معنای [[تمسخر]] خدا و پیامبر و دلیلی بر کفرشان شمرده که [[عذاب الهی]] را در پی دارد. | مخشی بن حُمیَّر که نگران [[نزول آیات]] [[خداوند]] درباره این سخنان و آشکار شدن نفاقشان بود گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] راضیام که به هریک از ما ۱۰۰ تازیانه بزنند؛ اما آیهای از [[قرآن]] برای این گفتهها نازل نشود. وقتی گفتارشان به [[گوش]] پیامبر {{صل}} رسید، گفتند که ما فقط [[شوخی]] میکردیم<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۲؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۲.</ref>. [[قتادة]] آیات {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و اگر از آنان (از ریشخند کردنشان) بپرسی، به یقین میگویند: ما تنها (در گفتوگو) فرو میرفتیم و بازی میکردیم بگو: آیا خداوند و آیات وی و پیامبرش را ریشخند میکردید؟» سوره توبه، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ}}<ref>«عذر نیاورید، که پس از ایمان کافر شدهاید؛ اگر از گروهی از شما در گذریم گروهی (دیگر) را عذاب میکنیم زیرا که گناهکار بودهاند» سوره توبه، آیه ۶۶.</ref> را در [[شأن]] این گروه از استهزاکنندگان دانسته است<ref> جامعالبیان، ج۱۰، ص۲۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۱۹۷؛ تفسیرابن کثیر، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. خداوند در این آیات گفتار [[منافقان]] را به معنای [[تمسخر]] خدا و پیامبر و دلیلی بر کفرشان شمرده که [[عذاب الهی]] را در پی دارد. | ||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۳۹: | ||
{{غزوهها}} | {{غزوهها}} | ||
[[رده: | [[رده:جنگ تبوک]] | ||