←مفهومشناسی
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
[[امام خمینی]] «[[خشوع]]» را [[خضوع]] تام به همراه [[حب]] یا [[خوف]] میداند. امام خمینی خضوع را به دو نوع خضوع [[تکوینی]] و [[تشریعی]] و به اعتبار دیگری به خضوع در برابر [[خداوند]] و در برابر [[مردم]] تقسیم کرده و [[معتقد]] است، خشوع دو قسم حبّی و خوفی دارد که در خشوع حبیّ، [[حقتعالی]] با اسمای جمالی و در خشوع خوفی حقتعالی با اسمای جلالی تجلی میکند. امام خمینی خضوع و خشوع را دارای مراتب و بالاترین مرتبه آن را در [[عبادت]] میداند و خشوع را از جمله اموری دانسته که در همه [[عبادات]]، لازم است. ایشان منشأ خضوع در برابر حقتعالی را [[معرفت]] [[منعم]] و منشأ خشوع را [[علم]] و [[ایمانی]] دانسته که به [[قلب]] برسد و [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] را از موانع و [[قرب]] به [[حق]] و قطع تصرفات [[شیطان]] را از آثار خضوع میداند. امام خمینی در دعاهای خود با بیان [[قدرت]] و [[سلطنت]] خداوند و [[فقر]] و [[بندگی]] خود، خضوع و خشوع خود را در برابر خداوند اظهار و با خشوع و خضوع نمازشان را برگزار میکرد.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | [[امام خمینی]] «[[خشوع]]» را [[خضوع]] تام به همراه [[حب]] یا [[خوف]] میداند. امام خمینی خضوع را به دو نوع خضوع [[تکوینی]] و [[تشریعی]] و به اعتبار دیگری به خضوع در برابر [[خداوند]] و در برابر [[مردم]] تقسیم کرده و [[معتقد]] است، خشوع دو قسم حبّی و خوفی دارد که در خشوع حبیّ، [[حقتعالی]] با اسمای جمالی و در خشوع خوفی حقتعالی با اسمای جلالی تجلی میکند. امام خمینی خضوع و خشوع را دارای مراتب و بالاترین مرتبه آن را در [[عبادت]] میداند و خشوع را از جمله اموری دانسته که در همه [[عبادات]]، لازم است. ایشان منشأ خضوع در برابر حقتعالی را [[معرفت]] [[منعم]] و منشأ خشوع را [[علم]] و [[ایمانی]] دانسته که به [[قلب]] برسد و [[خودبینی]] و [[خودخواهی]] را از موانع و [[قرب]] به [[حق]] و قطع تصرفات [[شیطان]] را از آثار خضوع میداند. امام خمینی در دعاهای خود با بیان [[قدرت]] و [[سلطنت]] خداوند و [[فقر]] و [[بندگی]] خود، خضوع و خشوع خود را در برابر خداوند اظهار و با خشوع و خضوع نمازشان را برگزار میکرد.<ref>[[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[خضوع و خشوع (مقاله)| مقاله «خضوع و خشوع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۵، ص۱۵۹-۱۶۵.</ref> | ||
== | == معناشناسی == | ||
«خضوع» به معنای [[فروتنی]]،<ref>ابنمنظور، لسانالعرب، ۸/۷۲–۷۳.</ref> [[نرمش]]، [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]]<ref>ابناثیر، النهایه، ۲/۴۳.</ref> و مقابل آن، تطاول، به معنای [[فخر]] و بزرگی کردن است.<ref>ابنمنظور، لسانالعرب، ۱۱/۴۱۰.</ref> خشوع، به معنای انداختن چشم<ref>ابنمنظور، لسانالعرب، ۸/۷۱؛ فراهیدی، کتاب العین، ۱/۱۱۲.</ref> یا سر<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۲/۱۸۲.</ref> به سمت [[زمین]] یا صدا را پایین آوردن<ref> ابنمنظور، لسانالعرب، ۸/۷۱.</ref> آمده است. در اصطلاح [[علم اخلاق]] و [[عرفان]]، خضوع به معنای [[ذلّت]] و [[انقیاد]] در برابر حق یا خوف همیشگی در قلب<ref>جرجانی، کتاب التعریفات، ۴۴؛ مدنی، ریاض السالکین، ۴/۴۰۲.</ref> و خشوع به معنای شکستن، [[تواضع]] و فروتنی قلب<ref>مکی، قوت القلوب، ۲/۱۶۶.</ref> است. البته خشوع به معنای خضوعی که همراه با خوف یا [[محبت]] است نیز به کار میرود<ref>تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۱۳۱.</ref> که در واقع حالت ویژهای از [[خضوع]] به حساب میآید. [[امام خمینی]] [[خشوع]] را خضوع تام به همراه [[حب]] یا [[خوف]] میداند که در مورد [[خداوند]] از [[ادراک]] [[عظمت]] و [[هیبت]] [[جمال]] و جلال او به دست میآید.<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳.</ref> | |||
برخی [[اندیشمندان]] میان خضوع و خشوع فرقهایی برشمردهاند. آنان خضوع را به اعضای [[بدن]] و خشوع را به [[قلب]] اختصاص دادهاند.<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۲۸۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱/۱۵۲.</ref> برخی، قلمرو خضوع را تنها بدن و جایگاه خشوع را افزون بر بدن، در صدا و نگاه دانستهاند.<ref>ابناثیر، النهایه، ۲/۳۴.</ref> همچنین به واسطه آنکه خشوع با خوف از عظمتِ شخص مقابل همراه است، در آن [[تکلف]] راه ندارد، اما در خضوع به سبب اینکه گاهی [[انسان]] در برابر شخصی که عقیدهای به [[برتری]] او ندارد، خضوع میکند، ممکن است همراه با تکلف باشد.<ref>عسکری، الفروق فی اللغه، ۲۴۳–۲۴۴.</ref> | برخی [[اندیشمندان]] میان خضوع و خشوع فرقهایی برشمردهاند. آنان خضوع را به اعضای [[بدن]] و خشوع را به [[قلب]] اختصاص دادهاند.<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۲۸۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱/۱۵۲.</ref> برخی، قلمرو خضوع را تنها بدن و جایگاه خشوع را افزون بر بدن، در صدا و نگاه دانستهاند.<ref>ابناثیر، النهایه، ۲/۳۴.</ref> همچنین به واسطه آنکه خشوع با خوف از عظمتِ شخص مقابل همراه است، در آن [[تکلف]] راه ندارد، اما در خضوع به سبب اینکه گاهی [[انسان]] در برابر شخصی که عقیدهای به [[برتری]] او ندارد، خضوع میکند، ممکن است همراه با تکلف باشد.<ref>عسکری، الفروق فی اللغه، ۲۴۳–۲۴۴.</ref> | ||