←ساکنان عرب
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
====[[بکر بن وائل]] ==== | ====[[بکر بن وائل]] ==== | ||
قبیلة [[بکر بن وائل]] اندکی پیش از [[اسلام]] و مشخصاً پس از "[[جنگ]] قضه" که آخرین جنگ از جنگهای بسوس بوده، در بحرین ساکن شدند. مساکن بکر تا یمامه و مرزهای [[غربی]] [[عراق]] هم کشیده شده بود.<ref> البکری معجم ما استعجم: ۸۶-۸۵ و همدانی گفته است دیار بکر از یمامه ا بحرین، سیف کاظمهتا دریا و روستاهای حاشیه عراق است. صفة جزیرة العرب ۱۶۹ قضه گردنهای در عارض الیمامه است؛ البکری، معجم ما استعجم ۸۵ و در مورد جنگ بسوس بنگرید ابن الأثیر، الکامل، ج ۱: ۵۲۳ و ما بعد </ref> | قبیلة [[بکر بن وائل]] اندکی پیش از [[اسلام]] و مشخصاً پس از "[[جنگ]] قضه" که آخرین جنگ از جنگهای بسوس بوده، در بحرین ساکن شدند. مساکن بکر تا یمامه و مرزهای [[غربی]] [[عراق]] هم کشیده شده بود.<ref> البکری معجم ما استعجم: ۸۶-۸۵ و همدانی گفته است دیار بکر از یمامه ا بحرین، سیف کاظمهتا دریا و روستاهای حاشیه عراق است. صفة جزیرة العرب ۱۶۹ قضه گردنهای در عارض الیمامه است؛ البکری، معجم ما استعجم ۸۵ و در مورد جنگ بسوس بنگرید ابن الأثیر، الکامل، ج ۱: ۵۲۳ و ما بعد </ref> [[بنی قیس بن ثعلبة بن عصابه]] از جمله [[طوایف]] بکری ساکن [[بحرین]] بودند<ref> البلاذری، فتوح البدان ۸۳ الطبری، تاریخ الرسل والملوک، ۱ لی ۴، ۱۹۶۱</ref> که به نقل منابع در مناطقی چون هجر،<ref> دیوان طرفة بن العبد ۱۵(نشر علی الجندی) </ref> سیدان،<ref> ابوعبیده نقائض جریر والفرزدق، ج ۱: ۴۸۲</ref> شیطین،<ref> همان، ج ۲: ۱۰۲۰-۱۰۲۳، صفة جزیرة العرب ۱۲۳؛ البکری، معجم ما استعجم: ۱۱۵۶</ref> ثاج<ref> ابو عبیده النقائض ج ۱ ۱۳۰ و بنگرید یاقوت معجم البلدان، ج ۸۱۱: ۲</ref> و عباعب<ref> البکری، معجم ما استعجم ۱۹۱۶ و، بنگرید یاقوت معجم البلدان، ج ۶۰۱: ۳ </ref>[[منزل]] داشتند. البته اینان تنها ساکنان این اماکن نبودند، بلکه جا به جاییهای زیادی در مسکنهای [[قیس بن ثعبله]] پس از [[اسلام]] رخ داده است چندان که به عنوان نمونه [[قیس بن ثعلبه]] بر ثاج –که در گذشته از منازل بنی صعد بن زید بن [[مناة]] بن [[تمیم]] به شمار میرفت،- مسلط شدند و آن را به [[مساکن]] خود افزودند.<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۲: ۸۱۱</ref> از آنجا که عشیرههای بکری که در بحرین ساکن بودهاند در [[تجارت]] و [[صنعت]] دست نداشتهاند، چنین به نظر میرسد که آنان قومی صحراگرد بودهاند. | ||
بکریها در [[زمان]] [[حیات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} به اسلام نپیوستند و هیأتی را نیز [[خدمت]] ایشان ارسال نکردند. شریج بن [[ضبیعه]] ملقب به "حطم" سعی کرد بر این [[قبایل]] [[سیطره]] [[سیاسی]] بیابد و به همین دلیل مجبور شد با عشیرههایی که به اسلام گرویده بودند بجنگد و به همین علت، علیه اسلام موضع گرفت و در سلک [[مرتدان]] به شمار آمد.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۳ الطبری، تاریخ الرسل والملوک، ۱ ق ۴ ۱۹۶۱ وی به دلیل اینکه گفته است «قد لفه اللیل بسواق حطم» فتوح ۸۳ </ref> | بکریها در [[زمان]] [[حیات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} به اسلام نپیوستند و هیأتی را نیز [[خدمت]] ایشان ارسال نکردند. شریج بن [[ضبیعه]] ملقب به "حطم" سعی کرد بر این [[قبایل]] [[سیطره]] [[سیاسی]] بیابد و به همین دلیل مجبور شد با عشیرههایی که به اسلام گرویده بودند بجنگد و به همین علت، علیه اسلام موضع گرفت و در سلک [[مرتدان]] به شمار آمد.<ref> البلاذری، فتوح البلدان ۸۳ الطبری، تاریخ الرسل والملوک، ۱ ق ۴ ۱۹۶۱ وی به دلیل اینکه گفته است «قد لفه اللیل بسواق حطم» فتوح ۸۳ </ref> | ||
====[[تمیم]] ==== | ====[[تمیم]] ==== | ||
تمیم از بزرگترین [[قبایل عرب]] بود که از ناهمواریهای نجد تا [[حجاز]] و مرزهای شرقی [[جزیرة العرب]] انتشار داشتهاند. از جمله مساکنی را که برای تمیم برشمردهاند، [[بحرین]] بود.<ref> ثعلب، مجالس ثعلب، ج ۱: ۳۵۲؛ الإصطخری مسالک الممالک: ۲۳-۲۲ الأقالیم: ۱۳-۱۲؛ البکری، معجم ما استعجم، ۸۸-۸۷</ref> | تمیم از بزرگترین [[قبایل عرب]] بود که از ناهمواریهای نجد تا [[حجاز]] و مرزهای شرقی [[جزیرة العرب]] انتشار داشتهاند. از جمله مساکنی را که برای تمیم برشمردهاند، [[بحرین]] بود.<ref> ثعلب، مجالس ثعلب، ج ۱: ۳۵۲؛ الإصطخری مسالک الممالک: ۲۳-۲۲ الأقالیم: ۱۳-۱۲؛ البکری، معجم ما استعجم، ۸۸-۸۷</ref> [[بنی سعد بن زیاد بن مناة بن تمیم]] یکی از [[طوایف]] تمیم بود که منازلشان در جنوب تا یبرین و در شمال تا [[سفوان]]<ref> لغدة بلاد العرب: ۳۵۱</ref> انتشار یافته بود. در یبرین هم، [[بنی عوف بن سعد]]، تعدادی از [[عوف بن کعب]] و برخی تمیمیهای اختلاط یافته با [[بنی سعد]] نیز ساکن بودهاند.<ref> همان. ۳۴۳ دیوان الحطیئة: ۱۲۹-۱۲۸</ref> همین عشیرههای اختلاط یافته با بنی سعد در [[احساء]] نیز سکونت گزیده بودند<ref> لغدة بلاد العرب ۳۴۳؛ الهمدانی صفة جزیرة العرب ۱۳۷، المسعودی التنبیه و الإشراف: ۳۹۲</ref> و به همین سبب آن را «إحساء بنی سعد» نیز نامیدهاند.<ref> الأزهری تهذیب اللغة، ج ۵: ۱۶۸ و بنگرید ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۴، ۱۷۷ الفیروزآبادی، القاموس المحیط، ج ۴: ۳۱۷ ابن عبد الحق مراصد الإطلاع، ج ۳۰: ۱</ref> در اجواف،<ref> لغدة، بلاد العرب ۳۴۴ و بنگرید یاقوت معجم البلدان، ج ۲، ۱۵۷</ref> بطن غر و آبهای آن، [[ثبات]]، کنهل<ref> لغدة بلاد العرب: ۳۴۵ - ۳۴۴ و بنگرید، یاقوت معجم البلدان ج: ۴ ۳۱۳؛ و البکری در معجم ما استعجم: ۱۱۳۶؛ کنهل را آبی از آن بنی عوف بن عاصم بن ثعلبة بن یربوع دانسته است</ref> و [[وادی]] الستار و نیز در قاعه قبایلی از بنی سعد و امری القیس بن زید<ref> لغدة بلاد العرب ۲۲۶-۳۴۵ الهمذانی صفة جزیرة العرب ۱۳۶ یاقوت معجم البلدان، ج ۳ ۳۸ الأزهری تهذیب اللغة، ج ۱۲: ۳۸۲</ref>[[سکونت]] داشتهاند که با توجه به همین مسئله به قاعه بنی سعد نامیده شده است. <ref> لغدة بلاد العرب: ۳۴۷ و بنگرید البکری معجم ما استعجم ۱۰۴۴، یاقوت معجم البلدان، ج ۴ ص۱۷</ref> سپس [[بنی مالک بن سعد]]، [[طریف]] را از دست [[بنی عوف بن کعب]] گرفتند. <ref> لغدة بلاد العرب: ۳۴۷</ref> روستاهای ثیتل و [[نباج]]، سکونتگاه [[بنی مالک بن سعد]]،<ref> أبو عبیدة، النقائض، ج ۱ ۲۰۵ لغدة بلاد العرب: ۳۴۸، الهمدانی صفه جزیرة العرب: ۱۳۷؛ البکری، معجم ما استعجم: ۱۲۹۱-۱۲۹۲</ref> سیدان<ref> أبو عبیدة، النقائض، ج ۱: ۴۸۲ البکری، معجم ما استعجم ۷۷۱، یاقوت، معجم البلدان، ج۳ ص۲۱۱</ref> و آبهای حماض، سکونتگاه [[بنی جمان]]<ref> لغدة بلاد العرب ۳۵۰؛ و حمان مقصود حمان بن عبد العزی بن کعب بن سعد بن زید مناة بن تمیم ابن الکلبی جمهرة النسب: ۷۵</ref> و [[ربیعه]]، سکونتگاه [[ربیع بن حارث]]<ref> لغدة، بلاد العرب: ۳۵۰ ربیع مقصود ربیع بن حارث بن عمرو بن کعب بن سعد بن زید مناة بن تمیم است؛ ابن الکلبی، جمهرة النسب: ۷۶</ref> بوده که با [[بنی الحرماز بن مالک]] در آبهای بسیاری از جمله مسلحه، فراء و [[کاظمه]]<ref> لغدة بلاد العرب (۳۵۱-۳۵۰ و بنگرید البکری معجم ما استعجم، ۱۲۲۸ الأزهری تهذیب اللغة، ج ۱۰: ۱۶۱</ref> شراکت داشتهاند. گذشته از این، منابع سکونتگاههای دیگری را نیز برای [[بنی سعد بن زید مناة]] ذکر کردهاند که از آن جمله میتوان به مقر،<ref> أبو عبیدة، النقائض، ج ۲: ۱۰۱۷. ۱۲</ref> فروق،<ref> الأزهری تهذیب اللغة، ج ۱۰۹۹-۱۰۸</ref> قلیعة،<ref> الحربی، المناسک: ۶۲۱</ref> شفیة،<ref> الأزهری، تهذیب اللغة، ج ۱۱: ۴۲۴</ref> رمانتان،<ref> یاقوت، معجم البلدان، ج ۲: ۸۱۴</ref> دارا،<ref> یاقوت المشترک: ۱۱۴</ref> حمض،<ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۳۳۹</ref> رهبی <ref> البکری، معجم ما استعجم ۶۷۹ یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۸۷۸</ref> اشاره کرد؛ ضمن این که از سلیت هم به عنوان [[مسکن]] بنی عطارد یاد شده است. <ref> یاقوت معجم البلدان ج: ۱۲۷ و مقصود از عطارد عطارد بن عوف بن کعب بن سعد بن زید مناة بن تمیم است؛ ابن الکلبی، جمهرة النسب: ۷۷</ref> | ||
از دیگر [[طوایف]] [[تمیم]] در [[بحرین]] میتوان به بنی دارم بن مالک بن | |||
از دیگر [[طوایف]] [[تمیم]] در [[بحرین]] میتوان به [[بنی دارم بن مالک بن حنظلة بن مالک بن زید مناه]] اشاره کرد که از جمله سکونتگاههای آنان "[[صمان]]" [[مسکن]] عبدالله و "[[نهشل]]" مسکن بنی دارم بود که همراه با [[ضبه]] و کعب بن عنبر در آن ساکن بودهاند.<ref> لغدة بلاد العرب: ۲۹۶</ref> همچنین بنی عبدالله بن دارم، چشمه خمه<ref> همان یاقوت معجم البلدان، ج ۲: ۴۷۲</ref> و [[قرعاء]]<ref> لغدة بلاد العرب: ۳۵۱</ref> را در [[اختیار]] داشتهاند و بنی مناف بن دارم نیز با مشارکت [[بنی فقیم بن جریر بن دارم]]<ref> أبو عبیدة النقائض، ج ۱: ۲۱۴، ج ۲: ۷۸۰؛ لغدة، بلاد العرب: ۲۵۱؛ و بنگرید یاقوت، معجم البلدان، ج ۲: ۸۱۳</ref> در چشمه قنوز،<ref> لغدة بلاد العرب: ۳۵۴</ref> ثبره<ref> همان؛ و بنگرید البکری معجم ما استعجم: ۳۳۵ - ۳۳۴؛ یاقوت، معجم البلدان، ج ۱: ۹۱۷</ref>و مردابی در طویلع [[منزل]] داشتهاند. <ref> لغدة بلاد العرب: ۲۹۷</ref> بنی فقیم بن جریر بن دارم، نیمی از آب طویلع<ref>أبو عبیدة، النقائض، ج ۱ ۲۱۴؛ لغدة بلاد العرب ۲۹۶؛ و البکری در معجم ما استعجم: ۳۲۶، ۷۹۹-۷۷۵، طویل را از آن بنی اسید بن عمرو بن تمیم دانسته اما یاقوت، معجم البلدان، ج ۳۳ ۵۶۳ طولیع را از آن بنی یربوع از قبیله بنی تمیم دانسته است</ref> و [[جرباء]]<ref> لغدة، بلاد العرب ۱۳۵۴ و در یاقوت معجم البلدان ج ۲ ۴۶ الجرباء را از آن بنی سعد بن زید مناه دانستهاند</ref> را هم در اختیار داشتهاند. [[بنی ربیعة بن مالک بن دارم]]، دو [[چاه]] در طویلع<ref> لغدة، بلاد العرب: ۳۹۷</ref> و لهابة،<ref>أبو عبیدة، النقائض، ج ۱: ۲۱۴؛ و در لغدة بلاد العرب: ۲۵۲؛ گفته شده از آن کعب بن عنبر است و در البکری البکری، معجم ما استعجم: ۱۱۶۳؛ از آن عبد شمس بن تمیم دانسته شده که بنی کعب بن عنبر آنان را از آنجا بیرون راندهاند</ref> نهشل بن دارم، لصاف،<ref> أبو عبیدة، النقائض، ج ۱: ۲۱۴؛ لغدة بلاد العرب: ۳۵۵؛ دیوان الفرزدق ج ۱ ۹۶ ۷۲ چاپ دمشق؛ و البکری در در معجم ما استعجم ۱۱۶۳ و نیز یاقوت در معجم البلدان، ج ۴ ۳۵۶ را از آن بنی یربوع دانستهاند.</ref> [[بنی العنبر بن عمرو بن تمیم]]، [[وادی]] خداده را در [[صمان]]<ref> دیوان الفرزدق، ج ۱: ۱۲۸ چاپ دمشق</ref> و [[بنی الحرماز بن مالک]]، ثمد [[فارسی]] را در [[مالکیت]] خود داشتهاند. <ref> الحرماز: حارث بن مالک بن عمرو بن تمیم است، النویری، نهایة الإرب، ج ۲: ۳۴۵</ref> همچنین منابع [[بیضه]] را مختص به بنی دارم <ref> لغدة بلاد العرب ۳۱۹</ref>و [[أخاشب]] صمان را مختص به [[بنی تمیم]]<ref> أبو عبیدة، النقائض، ج ۱: ۱۶۸</ref> دانستهاند. | |||
سکونتگاههای عشایر بنی تمیم پس از [[اسلام]] با تغییراتی مواجه شد؛ از جمله این تغییرات، آبهای شاجنه یعنی لهابة [[قرعاء]]، لصاف، [[رماده]] و طویلع بود که پیش از اسلام از آن [[بنی مالک بن حنظله]] بود اما بواسطه [[نزاع]] بزرگی که میان آنها و [[بنی فقیم بن جریر بن دارم بن مالک بن حنظله]] و [[کعب بن عنبر]] در گرفت در نهایت به [[داوری]] نزد [[مروان حکم]] [[کارگزار مدینه]] رفتند و [[مروان]] نیز از آنها خواست که یکی از دودسته آنجا را ترک کند. در نهایت بنی فقیم بن جریر بن دارم به [[سود]] [[بنی کعب]]، آنجا را ترک کردند.<ref> البکری، معجم ما استعجم ۱۲۴</ref> | |||
در دست نبودن خبری که نشان از دست داشتن عشیرههای تمیمی ساکن [[بحرین]] در [[تجارت]] یا [[صنعت]] و یا در [[کارها]] و [[اعمال]] [[شهرنشینی]] باشد، این احتمال را که آنها [[بدوی]] بودهاند، قوت میبخشد. مضاف بر آن، از گفتههای منابع هم پیداست که آنان شهری از آن خود نداشته و غالباً در [[بادیه]] ساکن بودهاند. بنی تمیم برای گذران [[زندگی]] در فصلهای به خصوصی برای گردآوری [[توشه]] و دانههای مختلف در هجر میگشتهاند<ref> الطبری، ۱ ق: ۲ ۹۸۵ و، بنگرید ابن الأثیر الکامل، ج ۱ ۴۶۸-۴۶۹؛ الاصفهانی، الأغانی، ۷۶-۷۷: ۱۶؛ القزوینی، آثار البلاد ۱۱۱-۱۱۰</ref> و تابع سلطۀ [[ایرانیان]] در [[بحرین]] نبودهاند و حتی گاه قافلههای [[پادشاهان ایران]] را که از [[سرزمین]] آنها میگذشته، [[غارت]] میکردهاند که همین سبب شد تا ایرانیان از آنان [[انتقام]] گرفته و در [[جنگ]] معروف "مشقر" آنان را [[سرکوب]] کنند.<ref> در مورد جنگ مشقر بنگرید به فصل سوم از کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> | در دست نبودن خبری که نشان از دست داشتن عشیرههای تمیمی ساکن [[بحرین]] در [[تجارت]] یا [[صنعت]] و یا در [[کارها]] و [[اعمال]] [[شهرنشینی]] باشد، این احتمال را که آنها [[بدوی]] بودهاند، قوت میبخشد. مضاف بر آن، از گفتههای منابع هم پیداست که آنان شهری از آن خود نداشته و غالباً در [[بادیه]] ساکن بودهاند. بنی تمیم برای گذران [[زندگی]] در فصلهای به خصوصی برای گردآوری [[توشه]] و دانههای مختلف در هجر میگشتهاند<ref> الطبری، ۱ ق: ۲ ۹۸۵ و، بنگرید ابن الأثیر الکامل، ج ۱ ۴۶۸-۴۶۹؛ الاصفهانی، الأغانی، ۷۶-۷۷: ۱۶؛ القزوینی، آثار البلاد ۱۱۱-۱۱۰</ref> و تابع سلطۀ [[ایرانیان]] در [[بحرین]] نبودهاند و حتی گاه قافلههای [[پادشاهان ایران]] را که از [[سرزمین]] آنها میگذشته، [[غارت]] میکردهاند که همین سبب شد تا ایرانیان از آنان [[انتقام]] گرفته و در [[جنگ]] معروف "مشقر" آنان را [[سرکوب]] کنند.<ref> در مورد جنگ مشقر بنگرید به فصل سوم از کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> | ||
====[[ازد]] ==== | ====[[ازد]] ==== | ||
ازد هم دیگر [[قبیله عرب]] ساکن بحرین است که [[پیش از ظهور اسلام]] و از زمانی نامشخص در بحرین ساکن بودهاند. به [[اعتقاد]] [[یعقوبی]]، [[قبیله ازد]] پس از خراب شدن [[مأرب]]، از [[یمن]] خارج شدند و به [[سراة]] رسیدند. آنگاه برخی از طوایفشان از جمله [[ربیعه]]، [[عمران]] و [[بنی عمرو | ازد هم دیگر [[قبیله عرب]] ساکن بحرین است که [[پیش از ظهور اسلام]] و از زمانی نامشخص در بحرین ساکن بودهاند. به [[اعتقاد]] [[یعقوبی]]، [[قبیله ازد]] پس از خراب شدن [[مأرب]]، از [[یمن]] خارج شدند و به [[سراة]] رسیدند. آنگاه برخی از طوایفشان از جمله [[ربیعه]]، [[عمران]] و [[بنی عمرو بن حارثة بن عمرو بن عامر]] - یعنی [[بارق]]، غالب و [[یشکر بن قیس بن صعب بن دهمان]] - و گروهی از [[طایفه بنی عامر]] و حواله به سوی عمان رفتند و پس از فتح آنجا، در بحرین و هجر ساکن شدند.<ref> الیعقوبی، التاریخ، ج ۱: ۲۳۳-۲۳۲</ref> [[همدانی]] میگوید: «ازد ساکن تهامه شدند، سپس بینشان [[اختلاف]] به وجود آمد و هر گروه از آنها به سرزمینی رفتند برخی از آنان به سوی، عمان یمامه و بحرین رهسپار شدند»؛<ref> الهمدانی صفة جزیرة العرب: ۲۰۹</ref> [[ابن شبه]] میگوید: «طایفههای [[عبدالقیس]] و [[شن بن أقصی]] کوچ کردند. آنان تعدادی را پیشاپیش فرستادند و وقتی بازگشتند بحرین و هجر را برگزیدند. ایشان [[طوایف]] أباد و ازد را که در آنجا ساکن بودند، [[شکست]] دادند و و مجبور به کوچ از آنجا کردند».<ref> البکری، معجم ما استعجم ۸۱-۱۸۰ و بنگرید، المیدانی مجمه، الأمثال، ج ۱: ۴۸۲</ref> | ||
به نظر میرسد قبیله ازد پیش از آمدن عبدالقیس در بحرین ساکن بودهاند و برخی از افراد ازد پس از [[اسلام]] و کوچ عبدالقیس به [[بصره]]، به بحرین بازگشتند.<ref> در مورد مهاجرت عبد القیس به بصره پس از اسلام بنگرید، العلی التنظیمات الاجتماعیة والاقتصادیة فی البصرة البصرة فی القرن الأول الهجری، ۴۲، ۱۴۱ (چاپ دوم).</ref> منابع از جمله محلهای سکونت اولیه [[أزد]] را که بعدها [[عبدالقیس]] در آنها ساکن گردیدند، | به نظر میرسد قبیله ازد پیش از آمدن عبدالقیس در بحرین ساکن بودهاند و برخی از افراد ازد پس از [[اسلام]] و کوچ عبدالقیس به [[بصره]]، به بحرین بازگشتند.<ref> در مورد مهاجرت عبد القیس به بصره پس از اسلام بنگرید، العلی التنظیمات الاجتماعیة والاقتصادیة فی البصرة البصرة فی القرن الأول الهجری، ۴۲، ۱۴۱ (چاپ دوم).</ref> منابع از جمله محلهای سکونت اولیه [[أزد]] را که بعدها [[عبدالقیس]] در آنها ساکن گردیدند، [[بنی معن]]<ref> المسعودی، مروج الذهب، ج ۱: ۱۱۰؛ البکری المسالک و الممالک صفحه ۱۰۵ و بنی معن: از قبیله ی آزد و طایفهای از دوس بن عدنان ابن حزم جمهرة أمثال العرب: ۴۷۳</ref> و [[قطیف]]<ref> دیوان الفرزدق، ج ۱ ۵۴ (چاپ دمشق به سال ۱۹۶۵)</ref> برشمردند. در سال ۶۷ هجری، [[نجدة بن عامر حنفی]] با گروهی از [[خوارج]] برای فتح [[بحرین]] رهسپار شدند و افراد [[قبیله ازد]] که تصمیم به [[سازش]] با آنان گرفته بودند، در قطیف از وی استقبال کردند؛<ref> تاریخ از مؤلف، ناشناخته ج ۱۱ ۱۳۱ به جزئیات در فصل هفتم مراجعه کنید</ref> هنگامی که [[ابوسعید جنابی قرمطی]] زاره را در سال ۲۸۶ هجری فتح کرد، [[حسن بن عوام]] -از قبیله ازد- [[حاکم]] زاره بود<ref> المسعودی التنبیه و الإشراف: ۳۹۲</ref> که این موارد بر نقش مهم این [[قبیله]] در آن دوره بحرین دلالت میکند. <ref> العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۴۹-۵۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||