بحرین در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴۰: خط ۱۴۰:


===گروه دوم===
===گروه دوم===
پس از این گروه، دسته دومی از عبدالقیس در سال ۹ هجری به [[ریاست]] [[جارود عبدی]]<ref> سیرة ابن هشام، ۴: ۲۲۲-۲۲۱، ۲۴۲؛ القسطلانی، فتح الباری، ج ۹ ۱۴۷؛ الزرقانی، شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة، ج ۴ ۱۷؛ و در روایتی دیگر آمده که گروه در سال ۱۰ هجری خدمت رسیده است؛ الطبری ۱لق ۱۷۳۶/۴؛ همچنین بنگرید، الذهبی، تاریخ الإسلام، ج: ۲ ۴۴ ابن خلدون العبر، ۱: ۲۶۲؛ ابن تغری بردی النجوم الزاهرة: ۷۲؛ و در روایت سومی آمده که جارود با اشج در سال ۸ هجری در گروه اعزامی نخست خدمت رسیده است؛ ابن سعد ۱ ق ۵۴/۳۲ ۴۰۶/۵، النویری، نهایة العرب، ج ۲۸: ۶۵</ref> از طایفة بنی أنمار بن [[عمرو]] بن ودیعة بن لکیز بن أقصی بن [[عبد القیس]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتند و [[اسلام]] پذیرفتند. <ref> الحلبی، السیرة الحلبیة، ج ۳: ۲۴۹</ref>[[حلبی]]، تعداد افراد این گروه را شانزده مرد می‌داند<ref> ابن سعد ۴۰۸/۵؛ ۷ ق ۶۱/۱</ref> که البته این [[روایت]] [[ضعیف]] بوده و تنها از از او روایت شده است. [[جارود]] در [[جاهلیت]] از اشراف،<ref> ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱: ۲۶۲؛ الذهبی، تاریخ الإسلام ۲ ۴۴ ابن تغری، بردی النجوم الزاهرة، ۱: ۷۲</ref> بزرگ و [[رئیس]] [[قوم]] خود<ref> سیرة ابن هشام ۴ ۲۴۳-۲۴۲؛ ابن سید الناس عیون الأثر، ج ۲: ۲۳۴؛ ابن سعد ۴۰۸/۵ ۷ ق ۶۱/۱؛ دحلان، السیرة النبویة ج ۱: ۲۳۱</ref> و از [[مسیحیان]] [[بحرین]] بوده که خود و یارانش همه [[مسلمان]] شده‌اند. وی مدتی در [[مدینه]] ماند تا در [[دین]] به [[فقاهت]] و [[درک]] عمیقی رسید. پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} افراد قبیلة [[عبدالقیس]] نیز با تعدادی دیگر از افراد تازه [[مسلمانان]] بحرین، [[مرتد]] شدند؛ اما با تلاشهای، جارود، عبدالقیس موضع خود را پس گرفتند و به اسلام [[تمسک]] جستند<ref> الطبری ۱ق ۱۹۶۷/۴ و ما بعد؛ ابن الأثیر، الکامل، ج ۲: ۳۷۰؛ الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۴: ۴۵</ref> جارود همچنین به [[فرماندهی]] لشکری به [[یاری]] [[علاء]] [[حضرمی]] به [[جنگ]] با مرتدین در هجر شتافت و پس از حوادث رده، در [[بصره]] ساکن شد.<ref> ابن سعد ۷ق ۶۱/۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱: ۲۶۳؛ ابن الأثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۱: ۲۶۱</ref> -<ref> العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۱۲۳-۱۳۴.</ref>
پس از این گروه، دسته دومی از عبدالقیس در سال ۹ هجری به [[ریاست]] [[جارود عبدی]]<ref> سیرة ابن هشام، ۴: ۲۲۲-۲۲۱، ۲۴۲؛ القسطلانی، فتح الباری، ج ۹ ۱۴۷؛ الزرقانی، شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة، ج ۴ ۱۷؛ و در روایتی دیگر آمده که گروه در سال ۱۰ هجری خدمت رسیده است؛ الطبری ۱لق ۱۷۳۶/۴؛ همچنین بنگرید، الذهبی، تاریخ الإسلام، ج: ۲ ۴۴ ابن خلدون العبر، ۱: ۲۶۲؛ ابن تغری بردی النجوم الزاهرة: ۷۲؛ و در روایت سومی آمده که جارود با اشج در سال ۸ هجری در گروه اعزامی نخست خدمت رسیده است؛ ابن سعد ۱ ق ۵۴/۳۲ ۴۰۶/۵، النویری، نهایة العرب، ج ۲۸: ۶۵</ref> از طایفة [[بنی انمار بن عمرو بن ودیعة بن لکیز بن اقصی بن عبد القیس]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتند و [[اسلام]] پذیرفتند. <ref> الحلبی، السیرة الحلبیة، ج ۳: ۲۴۹</ref>[[حلبی]]، تعداد افراد این گروه را شانزده مرد می‌داند<ref> ابن سعد ۴۰۸/۵؛ ۷ ق ۶۱/۱</ref> که البته این [[روایت]] [[ضعیف]] بوده و تنها از از او روایت شده است. [[جارود]] در [[جاهلیت]] از اشراف،<ref> ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱: ۲۶۲؛ الذهبی، تاریخ الإسلام ۲ ۴۴ ابن تغری، بردی النجوم الزاهرة، ۱: ۷۲</ref> بزرگ و [[رئیس]] [[قوم]] خود<ref> سیرة ابن هشام ۴ ۲۴۳-۲۴۲؛ ابن سید الناس عیون الأثر، ج ۲: ۲۳۴؛ ابن سعد ۴۰۸/۵ ۷ ق ۶۱/۱؛ دحلان، السیرة النبویة ج ۱: ۲۳۱</ref> و از [[مسیحیان]] [[بحرین]] بوده که خود و یارانش همه [[مسلمان]] شده‌اند. وی مدتی در [[مدینه]] ماند تا در [[دین]] به [[فقاهت]] و [[درک]] عمیقی رسید. پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} افراد قبیلة [[عبدالقیس]] نیز با تعدادی دیگر از افراد تازه [[مسلمانان]] بحرین، [[مرتد]] شدند؛ اما با تلاش‌های، جارود، عبدالقیس موضع خود را پس گرفتند و به اسلام [[تمسک]] جستند<ref> الطبری ۱ق ۱۹۶۷/۴ و ما بعد؛ ابن الأثیر، الکامل، ج ۲: ۳۷۰؛ الاصفهانی، الاغانی، ج ۱۴: ۴۵</ref> جارود همچنین به [[فرماندهی]] لشکری به [[یاری]] [[علاء حضرمی]] به [[جنگ]] با مرتدین در هجر شتافت و پس از حوادث رده، در [[بصره]] ساکن شد.<ref> ابن سعد ۷ق ۶۱/۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱: ۲۶۳؛ ابن الأثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۱: ۲۶۱</ref> -<ref> العانی، بحرین در صدر اسلام، ص۱۲۳-۱۳۴.</ref>
 
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش