پرش به محتوا

یزید بن معاویه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب‌ها: برگردانده‌شده پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۷: خط ۲۷:
بنی‌‌امیه مانند یک صفحه سیاه در تاریخ ظاهر شدند، و یزید در آن صفحه سیاه نقطه‌ای شد که سیاهی‌اش تاریک‌تر و مصداق {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}}<ref>«تاریکی‌هایی است پشت بر پشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> گشت. یزید [[جوان]] بدخوئی بود که شب و روزش را در می‌گساری و [[اشتغال]] به تار می‌گذراند و از مجلس [[زن‌ها]] و ندمایش بر نمی‌خاست مگر برای شکار، و هفته‌ها را در شکار بی‌اطلاع از جریان امور [[کشور]] سر می‌کرد.
بنی‌‌امیه مانند یک صفحه سیاه در تاریخ ظاهر شدند، و یزید در آن صفحه سیاه نقطه‌ای شد که سیاهی‌اش تاریک‌تر و مصداق {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}}<ref>«تاریکی‌هایی است پشت بر پشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> گشت. یزید [[جوان]] بدخوئی بود که شب و روزش را در می‌گساری و [[اشتغال]] به تار می‌گذراند و از مجلس [[زن‌ها]] و ندمایش بر نمی‌خاست مگر برای شکار، و هفته‌ها را در شکار بی‌اطلاع از جریان امور [[کشور]] سر می‌کرد.
علاقه شدید یزید به [[شعر]] او را به می‌گساری و [[معاشرت]] با شعراء و ندماء راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور [[ملک]] و [[سیاست]] باز می‌داشت. توجه او به [[تربیت]] یوزها و بوزینگان او را در عداد و همردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داد. یزید بوزینه‌ای داشت که آن را [[ابوقبیس]] می‌خواند، و [[لباس]] حریر به او می‌پوشاند و آن را به طلا و [[نقره]] [[زینت]] می‌نمود و در مجالس شراب حاضر می‌ساخت و در مسابقات اسب‌دوانی بر الاغی سوارش می‌کرد و تحریص می‌نمود تا مسابقه را از اسب‌ها ببرد. یزید حتی در [[مدینه]] پیغمبر نیز از می‌گساری، و [[گناه]] خودداری نمی‌کرد.<ref>[[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت (کتاب)|حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت]] ص ۳۷.</ref>
علاقه شدید یزید به [[شعر]] او را به می‌گساری و [[معاشرت]] با شعراء و ندماء راغب کرده بود و میل مفرط او به شکار او را از رسیدگی به امور [[ملک]] و [[سیاست]] باز می‌داشت. توجه او به [[تربیت]] یوزها و بوزینگان او را در عداد و همردیف صاحبان یوز و بوزینه قرار داد. یزید بوزینه‌ای داشت که آن را [[ابوقبیس]] می‌خواند، و [[لباس]] حریر به او می‌پوشاند و آن را به طلا و [[نقره]] [[زینت]] می‌نمود و در مجالس شراب حاضر می‌ساخت و در مسابقات اسب‌دوانی بر الاغی سوارش می‌کرد و تحریص می‌نمود تا مسابقه را از اسب‌ها ببرد. یزید حتی در [[مدینه]] پیغمبر نیز از می‌گساری، و [[گناه]] خودداری نمی‌کرد.<ref>[[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت (کتاب)|حضرت سیدالشهداء امام حسین مصباح هدایت]] ص ۳۷.</ref>
==[[جنایت]] یزید در [[مدینه]]==
در خبری گزارشی از [[عمل زشت]] یزید در [[قتل عام]] [[مردم مدینه]] نقل شده است. در این خبر [[زمان]] واقعه هنگام رفتن یزید به [[حج]] بیان شده که وی به مدینه آمده است که دقیق به نظر نمی‌رسد. یزید فردی را به سوی مردی از [[قریش]] فرستاد؛ او را آوردند. یزید به او گفت: آیا [[اقرار]] می‌کنی که بندۀ من باشی، اگر خواستم تو را بفروشم و اگر خواستم تو را به [[بردگی]] بگیرم؟ مرد گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] ای یزید، تو از جهت حسب از من گرامی‌تر نیستی و نه پدرت در [[جاهلیت]] و اسلام از پدرم [[برتر]] بود و نه تو از من در [[دین]] برتر و بهتری؛ پس چگونه به آنچه تو خواستی اقرار کنم؟ یزید گفت: اگر اقرار نکنی، به خدا سوگند تو را می‌کشم. مرد گفت: کشتن من بالاتر از کشتن [[حسین بن علی]]{{ع}} توسط تو نیست. او فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} بود. یزید دستور داد او را کشتند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
نقل شده است که سپس فرستاد [[علی بن الحسین]]{{ع}} را آوردند. به او نیز مانند سخنانی گفت که به مرد قرشی گفته بود. علی بن الحسین{{ع}} پاسخ داد:
آیا این‌گونه تصور می‌کنی که اگر [[اقرار]] نکنم، مرا نیز مانند مرد دیروزی می‌کشی؟ یزید [[لعنة الله]] گفت: آری. علی بن الحسین{{ع}} گفت: من به آنچه خواستی اقرار می‌کنم؛ من [[بنده]] مجبور هستم؛ اگر خواستی نگه دارم و اگر خواستی بفروش. یزید گفت: خونت را [[حفظ]] کردی و این از شرافتت چیزی نکاست<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۸، ص‌۲۳۴.</ref>.
'''نقد و بررسی''': بیان چند نکته در اینجا لازم است:
# [[علامه مجلسی]] ذکر می‌کند یزید به [[مدینه]] [[سفر]] نکرده است و گفته شده در ایام خلافتش از [[شام]] بیرون نرفت تا اینکه مُرد و به [[آتش]] رفت. ممکن است منظور از یزید در اینجا عامل و [[کارگزار]] یزید، [[مسلم بن عقبه]] [[ملعون]] باشد که در [[واقعه حرّه]] به مدینه [[حمله]] کرد و جمع زیادی از [[مردم مدینه]] را کشت. او از مردم مدینه [[بیعت]] گرفت که برده یزید باشند و چنین گزارشی بین وی و [[امام سجاد]]{{ع}} نقل شده است؛ در نتیجه موضوع بر [[راویان]] مشتبه شده و به جای مسلم بن عقبه یزید ذکر شده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج‌۲۶، ص‌۱۷۸.</ref> یا ممکن است عبارت متن «عامل یزید» بوده و کلمۀ عامل افتاده باشد.
#اگر ادعای [[مجلسی]] را صحیح بدانیم، به این معناست که گزارشی که از [[حج]] یزید نقل شده، مربوط به قبل از [[خلافت]] وی بوده است. از برخی نقل‌ها استفاده می‌شود که یزید به مسلم بن عقبه دستور داده بود متعرض امام سجاد{{ع}} و [[خاندان]] آنان نشود<ref>ابوجعفرمحمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۵، ص۴۸۴.</ref>؛ به همین جهت او به حضرت [[احترام]] می‌گذاشت و تنها سه تن از بنی‌‌‌‌هاشم کشته شدند<ref>ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسه، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. در هر صورت آنچه ذکر شده، بخشی از جنایات عمال یزید بوده است.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره نظامی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۱۹۱</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۲٬۰۷۰

ویرایش