پرش به محتوا

عبدالله بن زبیر بن عوام در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۴: خط ۲۴:
عبدالله به همراه پدرش در جنگ یرموک شرکت داشت<ref>تاریخ خلیفه، خلیفة بن خیاط، ص۷۱-۷۰؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۵۷۰-۵۷۱؛ المنتظم، ابن جوزی، ج۶، ص۱۳۸.</ref> اما پدرش به او [[اجازه]] [[جنگ]] نداد و او را از میدان [[نبرد]] بیرون نگه داشت و پس از پایان [[جنگ]]، عبدالله با گروهی دیگر به [[یاری]] مجروحان شتافت. چندی بعد عمر به [[زبیر]] دستور آماده‌سازی سپاه [[عمرو عاص]] برای حمله به [[مصر]] را داد و عبدالله در این [[سفر]] نیز همراه پدر بود<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۴، ص۸۲.</ref>.
عبدالله به همراه پدرش در جنگ یرموک شرکت داشت<ref>تاریخ خلیفه، خلیفة بن خیاط، ص۷۱-۷۰؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۵۷۰-۵۷۱؛ المنتظم، ابن جوزی، ج۶، ص۱۳۸.</ref> اما پدرش به او [[اجازه]] [[جنگ]] نداد و او را از میدان [[نبرد]] بیرون نگه داشت و پس از پایان [[جنگ]]، عبدالله با گروهی دیگر به [[یاری]] مجروحان شتافت. چندی بعد عمر به [[زبیر]] دستور آماده‌سازی سپاه [[عمرو عاص]] برای حمله به [[مصر]] را داد و عبدالله در این [[سفر]] نیز همراه پدر بود<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۴، ص۸۲.</ref>.


طبق نقل مورخان، عبدالله در سال ۲۷ه‍.ق نزدیک تونس رسید و دید که [[مسلمانان]] و [[رومیان]] در طول [[روز]] باهم می‌جنگند و شب به لشکرگاه خویش بر می‌گردند و فردا جنگ را دوباره آغاز می‌کنند. او پیشنهاد کرد این روش، [[تغییر]] کند و مسلمانان دو دسته شوند؛ گروهی به میدان جنگ بروند و دسته دوم استراحت کنند و پس از خسته شدن دسته اول نیروهای تازه نفس وارد میدان شوند. پیشنهاد او قبول شد و نیروهای [[رومی]] که غافل‌گیر شده بودند، فراری شدند و عبدالله [[فرمانده]] آنها جرجیر را کشت<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۸، ص۳۵۷.</ref> و آنجا را به دست خود فتح و دختر جرجیر را از آن خود ساخت؛ زیرا مسلمانان این گونه قرار نهاده بودند که هر که جرجیر را بکشد، دخترش از آن او باشد<ref>تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۵۷۴.</ref>. در این جنگ [[غنائم]] بسیاری به دست آورد که قیمت آنها حدود بیست هزار دینار بود<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[مریم قدمی|قدمی، مریم]]، [[عبدالله بن زبیر (مقاله)|مقاله «عبدالله بن زبیر»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶]]، ص۹۳-۹۴.</ref>
طبق نقل مورخان، عبدالله در سال ۲۷ه‍.ق نزدیک تونس رسید و دید که [[مسلمانان]] و [[رومیان]] در طول [[روز]] باهم می‌جنگند و شب به لشکرگاه خویش بر می‌گردند و فردا جنگ را دوباره آغاز می‌کنند. او پیشنهاد کرد این روش، [[تغییر]] کند و مسلمانان دو دسته شوند؛ گروهی به میدان جنگ بروند و دسته دوم استراحت کنند و پس از خسته شدن دسته اول نیروهای تازه نفس وارد میدان شوند. پیشنهاد او قبول شد و نیروهای [[رومی]] که غافل‌گیر شده بودند، فراری شدند و عبدالله فرمانده آنها جرجیر را کشت<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۸، ص۳۵۷.</ref> و آنجا را به دست خود فتح و دختر جرجیر را از آن خود ساخت؛ زیرا مسلمانان این گونه قرار نهاده بودند که هر که جرجیر را بکشد، دخترش از آن او باشد<ref>تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۵۷۴.</ref>. در این جنگ [[غنائم]] بسیاری به دست آورد که قیمت آنها حدود بیست هزار دینار بود<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[مریم قدمی|قدمی، مریم]]، [[عبدالله بن زبیر (مقاله)|مقاله «عبدالله بن زبیر»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶]]، ص۹۳-۹۴.</ref>


== [[عبدالله بن زبیر]] و [[دشمنی]] با [[بنی هاشم]] ==
== [[عبدالله بن زبیر]] و [[دشمنی]] با [[بنی هاشم]] ==
۱۳۳٬۶۸۳

ویرایش