بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
====پیدایش [[اعتقاد]] به [[بدا]] از مختار ثقفی و کیسانیه==== | ====پیدایش [[اعتقاد]] به [[بدا]] از مختار ثقفی و کیسانیه==== | ||
برخی دیگر از [[اهل سنت]] قول به [[بداء]] به [[کیسانیه]] و رهبرشان مختار ثقفی نسبت داده شده که از [[معتقدان]] به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. دلیل مهمی که آنها را به این اعتقاد [[سوق]] داد این بود که [[مصعب ابن زبیر]] لشکری [[قوی]] به سوی آنها فرستاد و مختار، احمد بن شمیط را با سه هزار [[جنگجو]] برای مقابله با آنها اعزام کرد و به آنها گفت: به من [[وحی]] شده که [[پیروزی]] از آن شماست. اما ابن شمیط و همراهانش [[شکست]] خوردند و وقتی بازگشت به مختار گفت: پس آن پیروزی که به ما [[وعده]] داده بودی کجاست؟ مختار به او گفت: این چیزی بود که به من وعده داده شده بود اما سپس بداء رخ داد؛ زیرا [[خداوند سبحان]] و [[متعال]] فرموده است: “خداوند هر چه را بخواهد محو میکند یا ثابت نگه میدارد و اصل کتاب نزد اوست”. سپس مختار برای [[جنگ]] با [[مصعب]] بیرون رفت و شکست خورده به [[کوفه]] بازگشت و در آنجا او را کشتند. <ref>الإسفراييني: التبصير في الدين ص٣۴.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>. | برخی دیگر از [[اهل سنت]] قول به [[بداء]] به [[کیسانیه]] و رهبرشان مختار ثقفی نسبت داده شده که از [[معتقدان]] به [[امامت]] [[محمد بن حنفیه]] بودند. دلیل مهمی که آنها را به این اعتقاد [[سوق]] داد این بود که [[مصعب ابن زبیر]] لشکری [[قوی]] به سوی آنها فرستاد و مختار، احمد بن شمیط را با سه هزار [[جنگجو]] برای مقابله با آنها اعزام کرد و به آنها گفت: به من [[وحی]] شده که [[پیروزی]] از آن شماست. اما ابن شمیط و همراهانش [[شکست]] خوردند و وقتی بازگشت به مختار گفت: پس آن پیروزی که به ما [[وعده]] داده بودی کجاست؟ مختار به او گفت: این چیزی بود که به من وعده داده شده بود اما سپس بداء رخ داد؛ زیرا [[خداوند سبحان]] و [[متعال]] فرموده است: “خداوند هر چه را بخواهد محو میکند یا ثابت نگه میدارد و اصل کتاب نزد اوست”. سپس مختار برای [[جنگ]] با [[مصعب]] بیرون رفت و شکست خورده به [[کوفه]] بازگشت و در آنجا او را کشتند. <ref>الإسفراييني: التبصير في الدين ص٣۴.</ref>.<ref>أحمد قوشي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص205.</ref>. | ||
===دیدگاه [[اهل سنت]] پیرامون موضع [[امامیه]] درباره [[بداء]]=== | |||
از دیدگاه اهل سنت، [[شیعیان]] امامیه برجستهترین گروهی هستند که قول به بداء به آنها نسبت داده شده است، به طوری که این مفهوم جایگاه برجستهای در [[مذهب]] آنها دارد. [[کتابهای حدیث]]، منابع و [[روایات]] قدیمی آنها مملو از دهها [[روایت]] است که بر اهمیت بداء تأکید میکند و آن را از [[عقاید]] اساسی این گروه قرار میدهد. | |||
به عنوان نمونه مرحوم [[کلینی]] در «[[الکافی]]» بابی با عنوان «باب البداء» <ref>الكليني: الكافي ١۴۶٫١.</ref>. گشوده و در آن روایات بسیاری آورده است، از جمله: از [[ابو عبدالله]] نقل شده که گفت: «[[خداوند]] با چیزی مانند بداء [[عبادت]] نشده است» و در روایتی دیگر: «خداوند با چیزی مانند بداء بزرگ داشته نشده است». <ref>الكليني: الكافي ١۴۶٫١، و المجلسي: بحار الأنوار ۱۰٧٫۴، و الشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.)، و در روایت دیگری ابو عبدالله گفت: «اگر مردم میدانستند در قول به بداء چه پاداشی است، هرگز از سخن گفتن درباره آن باز نمیایستادند». (الكليني: الكافى ١۴٨٫١، والمجلسي: بحار الأنوار ۱۰۸٫۴، والشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.</ref>. و در روایت دیگری گفت: «خداوند هیچ [[پیامبری]] را [[مبعوث]] نکرد مگر اینکه سه [[خصلت]] را از او گرفت: [[اقرار به بندگی]] او، کنار گذاشتن همتایان، و اینکه خداوند هر چه را بخواهد مقدم میدارد و هر چه را بخواهد به تأخیر میاندازد». <ref>الكليني: الكافى ١۴٧٫١، والشاهرودي مستدرك سفينة البحار ٢٩٠٫١.</ref>. | |||
از روایات آنها همچنین آنچه به [[حضرت لوط]] نسبت دادهاند که او [[فرشتگان]] را برای [[نزول عذاب]] بر قومش [[تشویق]] میکرد از [[ترس]] اینکه برای خداوند بداء حاصل شود، و میگفت: «اکنون آنها را بگیرید؛ زیرا میترسم برای پروردگارم درباره آنها بداء حاصل شود». پس فرشتگان گفتند: «ای [[لوط]] {{متن قرآن|إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ}} <ref>سورة هود، الآية ۸۱</ref>. <ref>الكليني: الكافي ۵۴۶٫۵.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||