بداء از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳۳: خط ۱۳۳:
این گروه جهت اثبات ادعای خود، به واکنش علامه مجلسی به سخن خواجه استناد کرده و می‌گوید: [[مجلسی]] نیز این پاسخ از شیخ طوسی را عجیب دانسته و آن را به عدم احاطه او بر اخبار نسبت داده است.<ref>مجلسي: بحار الأنوار: ١٢٣٫۴.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.
این گروه جهت اثبات ادعای خود، به واکنش علامه مجلسی به سخن خواجه استناد کرده و می‌گوید: [[مجلسی]] نیز این پاسخ از شیخ طوسی را عجیب دانسته و آن را به عدم احاطه او بر اخبار نسبت داده است.<ref>مجلسي: بحار الأنوار: ١٢٣٫۴.</ref>.<ref>أحمد قوشتي عبد الرحيم، مقالة «البداء»، موسوعة العقيدة الإسلامية، ص 205.</ref>.


'''نقد و بررسی شبهه اول'''  
====[[شبهه]] دوم: [[عقیده]] به [[بدا]] جهت برون رفت از وعده‌های محقق نشده یا [[ائمه]]====
 
برخی در راستای شبهه قبل چنین گفته‌اند که [[اعتقاد]] به [[بداء]] راه خروجی برای [[شیعیان]] بوده تا هر وعده‌ای را که ائمه داده‌اند و محقق نشده، یا حوادثی برخلاف آنها رخ داده است را توجیه یا تبیین کنند. بدین منظور جهت [[اثبات]] ادعای خود عمدتا به روایاتی استناد کرده‌اند که از ظاهر آنها بدا و [[تغییر]] در برخی [[مصادیق امامت]] برداشت شده است. [[روایات]] ذیل نمونه‌هایی است که در [[تأیید]] این شبهه مطرح شده است.
 
# از [[ابو حمزه ثمالی]] [[روایت]] شده که گفت: [[ابو جعفر]] به من گفت: ای ابا [[حمزه]]، اگر به تو خبر دادیم که امری از این سو می‌آید، اما از آن سو آمد، بدان که [[خداوند]] هر چه بخواهد انجام می‌دهد، و اگر امروز [[حدیثی]] به تو گفتیم و فردا خلاف آن را گفتیم، خداوند هر چه را بخواهد محو می‌کند و ثابت نگه می‌دارد. <ref>مجلسي، بحار الأنوار: ١١٩٫٤.</ref>.
# آنچه در قضیه توالی [[امامت]] پس از حضرت [[جعفر صادق]] رخ داد نیز از این جمله است. معروف بود که [[امام]] پس از او، پسر بزرگترش اسماعیل است، اما اسماعیل ناگهان در [[زمان]] [[حیات]] پدرش فوت کرد و از اینجا انشقاق بزرگی در میان [[فرقه‌های شیعه]] رخ داد. [[اسماعیلیه]] گفتند: [[اسماعیل بن جعفر]] امام پس از پدرش است، اما شیعیان [[امامیه]] گفتند: امام پس از جعفر صادق، پسرش [[موسی کاظم]] است، و [[انتقال امامت]] از اسماعیل به برادرش [[موسی]] را با بدا توجیه کردند و به او نسبت دادند که گفته است: “خداوند در هیچ چیز به اندازه پسرم اسماعیل بداء نکرده است” <ref>صدوق، توحيد ص٣٣٦؛ همو، الاعتقادات في دين الإمامية ص٤١؛ همو، كمال الدين و تمام النعمة ص٦٩؛ مازندراني، شرح أصول الكافي ٨٩٫٦؛ مجلسى: بحار الأنوار ۱۳٫۲۷؛ اشاهرودي، مستدرك سفينة البحار ۲۹۱٫۱؛ خمینی، کشف الأسرار ص۱۰۲.</ref>.
# مشابه این جریان نسبت به [[امام دهم]]، [[ابوالحسن علی]] بن محمد، تکرار شده است. او پسری به نام ابوجعفر داشت که معروف بود پس از پدرش [[امام]] خواهد شد، اما او در [[زمان]] [[حیات]] پدرش درگذشت و در نتیجه [[امامت]] به [[امام یازدهم]]، ابومحمد [[حسن بن علی]]، منتقل شد.
# از [[ابوهاشم جعفری]] نقل شده که گفت: نزد [[ابوالحسن]] بودم، پس از آنکه پسرش ابوجعفر از [[دنیا]] رفته بود، و با خود [[فکر]] می‌کردم و می‌خواستم بگویم: گویی این دو یعنی ابوجعفر و ابومحمد در این [[زمان]] مانند [[ابوالحسن موسی]] و اسماعیل[[ پسران]] [[جعفر بن محمد]] {{عم}} هستند، و داستان این دو مانند داستان آن دو است،؛ چراکه ابومحمد پس از ابوجعفر مورد [[امید]] بود. [[ابوالحسن]] قبل از آنکه سخن بگویم رو به من کرد و گفت: بله ای [[ابوهاشم]]، برای [[خداوند]] درباره ابومحمد پس از ابوجعفر بدائی حاصل شد که قبلاً برای او معلوم نبود، همانطور که درباره [[موسی]] پس از درگذشت اسماعیل بدائی حاصل شد که وضعیت او را آشکار کرد، و این همان چیزی است که با خود فکر می‌کردی هرچند باطل‌گرایان آن را نپسندند، و ابومحمد پسر من [[جانشین]] پس از من است، نزد او [[علم]] آنچه مورد نیاز است وجود دارد و ابزار [[امامت]] با اوست. <ref>كليني، كافى ۳۲۷٫۱؛ مفيد، الإرشاد ۲۱۹٫۲؛ طوسى، الغيبة ص۸۲؛ مجلسي، بحار الأنوار ٢٤١٫٥٠.</ref>.
# از جمله نمونه‌های استفاده از [[بدا]] به عنوان راه خروج از عدم تحقق وعده‌های [[ائمه]]، روایتی است که [[کلینی]] از [[ابوحمزه ثمالی]] نقل کرده که گفت: به ابوجعفر گفتم: علی می‌گفت تا هفتاد سال [[بلا]] خواهد بود، و می‌گفت پس از بلا [[گشایش]] است، اما هفتاد سال گذشت و ما گشایشی ندیدیم. ابوجعفر گفت: ای ثابت، [[خداوند متعال]] زمان این امر [منظور [[ظهور مهدی]] و [[تمکین]] [[شیعیان]] است] را در هفتاد سال مقرر کرده بود، اما وقتی حسین{{ع}} کشته شد، [[خشم خداوند]] بر [[اهل]] [[زمین]] شدت گرفت و آن را تا صد و چهل سال به تأخیر انداخت. ما این را به شما گفتیم و شما [[حدیث]] را پخش کردید و پرده [[راز]] را برداشتید، پس خداوند پس از آن دیگر زمانی برای آن نزد ما قرار نداد {{نص قرآني |يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}} <ref>سوره رعد، آيه 39.</ref>. [[ابوحمزه]] گفت: این را به [[ابوعبدالله]] گفتم و او گفت: چنین بوده است. <ref>كليني؛ كافي ٣٦٨٫١؛ عياشي، تفسیر، ۲۱۸٫۲؛ مجلسي، بحار الأنوار ١١٤٫٤.</ref>.
# در [[روایت]] دیگری [[کلینی]] از علی [[ابن یقطین]] نقل کرده که گفت: «[[ابوالحسن]] به من گفت: [[شیعیان]] دویست سال است که با [[آرزوها]] پرورش داده می‌شوند». او گفت: «یقطین به پسرش علی ابن یقطین گفت: چرا به ما گفته شد و واقع شد، اما به شما گفته شد و واقع نشد؟» علی به او گفت: «آنچه به ما و شما گفته شده از یک منبع بوده است، اما امر شما فرا رسید و به شما به صورت [[خالص]] داده شد، پس همانطور که به شما گفته شده بود، واقع شد، اما امر ما هنوز فرا نرسیده و ما با [[آرزوها]] سرگرم شده‌ایم. اگر به ما گفته می‌شد که این امر تا دویست یا سیصد سال دیگر واقع نمی‌شود، [[دل‌ها]] سخت می‌شد و عموم [[مردم]] از [[اسلام]] برمی‌گشتند، اما گفتند: چه زود و چه نزدیک است، تا دل‌های مردم را جذب کنند و [[گشایش]] را نزدیک جلوه دهند».<ref>كليني، كافى ٣٦٩٫١؛ طوسى، الغيبة ص٣٤١؛ مجلسي، بحار الأنوار ١٣٢٫٤؛ خوئي، معجم رجال الحديث، ٢١٥٫١٣.</ref>.
'''نقد و بررسی شبهات اول و دوم'''  


'''الف: تمرکز نامتناسب بر مصادیق مورد مناقشه (امامت) به جای مصادیق مورد اتفاق'''
'''الف: تمرکز نامتناسب بر مصادیق مورد مناقشه (امامت) به جای مصادیق مورد اتفاق'''
۱۵٬۳۶۰

ویرایش