پرش به محتوا

زمینه‌سازی غیبت در معارف و سیره امام حسن عسکری: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = زمینه‌سازی غیبت | عنوان مدخل = زمینه‌سازی غیبت | مداخل مرتبط = زمینه‌سازی غیبت در سیره معصوم - زمینه‌سازی غیبت در معارف و سیره امام حسن عسکری | پرسش مرتبط = }} ==امام عسکری{{ع}} و نیازهای گروه شیعه‌== گروه شیعه...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۱: خط ۱۰۱:


'''گام هفتم''': آماده کردن شیعیان برای روبرو شدن با اوضاع جدیدی که در هنگام [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} با آنان روبرو خواهند شد: در بررسی این دسته اقدامات به روایاتی برمی‌خوریم که شیعیان و [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} را برای روبرو شدن با اوضاع جدیدی که در هنگام غیبت امام مهدی{{ع}} با آنان روبرو خواهند شد آماده می‌کرد، تا ناگهان در برابر اموری قرار نگیرند که کیفیت برخورد و تعامل با آن را ندانند. مثل [[حیرت]] و اختلافی که بعد از [[غیبت]] در میان [[شیعه]] روی داد، همچنین بیان کارهایی که شایسته است در [[هنگام غیبت]] به انجام برسانند. مانند [[صبر]]، [[انتظار فرج]]، [[پایداری]] بر [[ایمان]]، [[دعا]] برای [[امام غایب]] و [[تعجیل فرج]] آن حضرت. همین هفت گام برای [[آماده‌سازی]] لازم در میان [[جامعه]] [[شیعه]] کافی بود تا علی‌رغم شرایط [[سختی]] که [[امام مهدی]]{{ع}} را احاطه کرده بود، قضیه امام مهدی{{ع}} به مسأله [[روز]] و زنده گروه [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} تبدیل شده، آنان با این [[تفکر]] [[زندگی]] کنند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۳، ص ۲۰۷-۲۲۱.</ref>
'''گام هفتم''': آماده کردن شیعیان برای روبرو شدن با اوضاع جدیدی که در هنگام [[غیبت امام مهدی]]{{ع}} با آنان روبرو خواهند شد: در بررسی این دسته اقدامات به روایاتی برمی‌خوریم که شیعیان و [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} را برای روبرو شدن با اوضاع جدیدی که در هنگام غیبت امام مهدی{{ع}} با آنان روبرو خواهند شد آماده می‌کرد، تا ناگهان در برابر اموری قرار نگیرند که کیفیت برخورد و تعامل با آن را ندانند. مثل [[حیرت]] و اختلافی که بعد از [[غیبت]] در میان [[شیعه]] روی داد، همچنین بیان کارهایی که شایسته است در [[هنگام غیبت]] به انجام برسانند. مانند [[صبر]]، [[انتظار فرج]]، [[پایداری]] بر [[ایمان]]، [[دعا]] برای [[امام غایب]] و [[تعجیل فرج]] آن حضرت. همین هفت گام برای [[آماده‌سازی]] لازم در میان [[جامعه]] [[شیعه]] کافی بود تا علی‌رغم شرایط [[سختی]] که [[امام مهدی]]{{ع}} را احاطه کرده بود، قضیه امام مهدی{{ع}} به مسأله [[روز]] و زنده گروه [[پیروان اهل بیت]]{{عم}} تبدیل شده، آنان با این [[تفکر]] [[زندگی]] کنند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۳، ص ۲۰۷-۲۲۱.</ref>
==آماده‌سازی برای عصر غیبت‌==
در بحث سابق شناختیم که [[امام عسکری]]{{ع}} در سخت‌ترین اوضاع و شرایطی که برهه ولادت حضرت [[امام زمان]]{{ع}} را دربرگرفته بود چگونه قضیه ولادت و [[امامت حضرت مهدی]]{{ع}} را در میان [[دوستان]] و [[شیعیان]] مطرح کرده و این نکته را به آنان گوشزد فرمودند که: وی همان [[خلف]] صالحی است که [[خداوند متعال]] [[امت‌ها]] را به آمدنش [[وعده]] داده است تا وی در میان آنان [[وحدت کلمه]] ایجاد نماید، همچنین ملاحظه کردیم که اقدامات و برنامه‌های [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} در این رابطه چه اندازه با [[شرایط حاکم]] بر آن فضا مطابقت داشته است.
اما نکته دیگری که از نظر اهمیت در حد و اندازه‌های این نکته می‌باشد [[مسئولیت]] آماده کردن [[امت]] [[مؤمن]] به وجود [[حضرت امام مهدی]]{{ع}}، برای پذیرش [[قلبی]] این [[غیبت]] است؛ غیبتی که به حسب ظاهر دربردارنده جدایی امت از [[امام]] و عدم امکان ارتباط آنها با آن [[وجود مقدس]] خواهد بود؛ زیرا امت، بدون امام [[احساس]] کمبود و بی‌بهره شدن از یکی از مهمترین عناصری را خواهد داشت که همواره بر او تکیه کرده و همواره مسائل و [[مشکلات]] فردی و [[اجتماعی]] خود را به نزد او برده است؛ امام همواره همچون [[دژ]] [[استواری]] بوده است که از [[اصحاب]] و شیعیان خود [[حمایت]] کرده و در بسیاری از مواقع‌ پاسخگوی نیازهای [[فکری]]، [[روحی]] و مادی آنان بوده است.
در این صورت اگرچه [[ایمان به غیب]] خود یکی از عناصر [[ایمان]] اصطلاحی می‌باشد اما [[غیبت امام]] از میان [[جامعه]] می‌توانست صدمات روحی و [[ایمانی]] بسیاری به [[مؤمنان]] وارد نماید؛ چراکه مؤمنان همواره به [[ارتباط مستقیم]] با امام [[عادت]] کرده بودند، حتّی اگر امام در [[زندان]] بوده و یا در پس پرده‌های [[مراقبت]] و کنترل شدید [[حکومت]]، از امت دور بوده، آنان همواره او را در میان خود حاضر دیده و تعامل با او را احساس می‌نمودند. اما اکنون از آنان خواسته می‌شد، [[ایمان به امام]] زنده، [[قوی]]، فعّال و حاضر در میان [[امت]] را در خود [[حفظ]] نمایند؛ در حالی‌که [[امام]] را در دسترس و نزدیک خود نمی‌دیدند که هرگاه بخواهند با وی ارتباط داشته باشند.
کم کردن آثار و پیامدهای این ضربه احتیاج به تلاشی مضاعف داشت که [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} به [[پیروی]] از پدر بزرگوارش [[حضرت امام هادی]]{{ع}} برای دست‌یابی به این [[هدف]]، آن هم در مدتی کوتاه با تلاشی مضاعف به دو فعالیت برای [[آماده‌سازی]] [[مردم]] دست زدند:
# آماده‌سازی [[فکری]] و [[ذهنی]].
# آماده‌سازی [[نفسانی]] و [[روحی]].
در رابطه با آماده‌سازی فکری، حضرت [[امام حسن عسکری]]{{ع}} همچون [[پدران]] بزرگوارش{{عم}} به مطرح کردن نظریه [[غیبت]] در طول [[تاریخ]] و تطبیق آن با پسر بزرگوارش [[حضرت امام مهدی]]{{ع}} دست زده و از مردم می‌خواست بر این [[ایمان]] [[استوار]] بمانند؛ چراکه یکی از عناصر تشکیل‌دهنده ایمان، [[اعتقاد به غیب]] می‌باشد. آن حضرت [[شیعیان]] خود را بر [[پایداری]]، [[صبر]] و [[انتظار فرج]] [[تشویق]] و [[ترغیب]] می‌نموده است. [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} خصوصیات و نیازهای این مرحله و [[امتحانات]] [[سختی]] که در آن به وقوع خواهد پیوست را برای شیعیان و [[پیروان]] خود تشریح می‌نمودند تا از این راه ایمان و صبر و [[تقوی]] را که باعث قوام [[انسان]] [[مؤمن]] به [[خدا]]، [[دین]] و [[امام]] می‌باشد متبلور ساخته، چنین انسان‌هایی را آماده کنند تا [[سلاح]] برداشته، در رکاب [[امام غایب]] به [[جهاد]] بپردازند.
[[ابوعلی بن همّام]] [[روایت]] کرده است که: از [[محمد بن عثمان عمری]] شنیدم که می‌گفت: از پدرم شنیدم که گفت: در مجلس حضرت امام [[ابو محمد حسن بن علی]]{{عم}} حاضر بودم که از آن حضرت در رابطه با [[صحت]] روایتی که از پدرانش{{عم}} آن را روایت کرده است پرسیدند: آن روایت این است:
{{متن حدیث|أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}؛
[[زمین]] هیچگاه از [[حجت خداوند]] بر [[خلق]] تا [[روز قیامت]] خالی نخواهد ماند و هرکس بمیرد و [[امام زمان]] خود را نشناسد به [[مرگ جاهلیت]] مرده است.
آن حضرت پاسخ دادند: همان‌گونه که الآن [[روز]] است و این مطلب بر [[حق]] و صادق است این [[حدیث]] نیز به حق و راست است.
به آن حضرت عرض شد: ای [[پسر رسول خدا]]، بعد از شما چه کسی [[امام]] و [[حجّت]] خواهد بود؟
آن حضرت پاسخ دادند: پسرم محمد، اوست که امام و حجّت بعد از من است.
هرکس بمیرد و او را نشناسد به [[مرگ جاهلیت]] مرده است، [[آگاه]] باشید که همانا برای او غیبتی خواهد بود که [[جاهلان]] و نادآنان در آن [[غیبت]] [[سرگردان]] شده و [[باطل]] پویان، در آن غیبت هلاک شده، آنان که برای پایان آن [[وقت]] تعیین می‌کنند دروغشان آشکار خواهد گردید، سپس وی ظهور خواهد کرد و گویا من هم‌اکنون پرچم‌های سفیدی را می‌بینم که بر بالای سر او در [[نجف]] و [[کوفه]] برافراشته شده است<ref>کمال الدّین، ج۲، ص۴۰۹.</ref>.
همچنین [[موسی بن جعفر بن وهب بغدادی]] [[روایت]] کند که: از [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود:
{{متن حدیث|كَأَنِّي بِكُمْ وَ قَدِ اخْتَلَفْتُمْ بَعْدِي فِي الْخَلَفِ مِنِّي، أَمَا إِنَّ الْمُقِرَّ بِالْأَئِمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} الْمُنْكِرَ لِوَلَدِي كَمَنْ أَقَرَّ بِجَمِيعِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ ثُمَّ أَنْكَرَ نُبُوَّةَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، وَ الْمُنْكِرُ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كَمَنْ أَنْكَرَ جَمِيعَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ، لِأَنَّ طَاعَةَ آخِرِنَا كَطَاعَةِ أَوَّلِنَا وَ الْمُنْكِرَ لِآخِرِنَا كَالْمُنْكِرِ لِأَوَّلِنَا، أَمَا إِنَّ لِوَلَدِي غَيْبَةً يَرْتَابُ فِيهَا النَّاسُ إِلَّا مَنْ عَصَمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛
گویا شما را می‌بینم که پس از من درباره [[جانشین]] من [[اختلاف]] کرده‌اید. آگاه باشید که هرکس به [[ائمّه]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} [[اقرار]] داشته اما پسر مرا [[انکار]] کند همانند کسی است که همه [[انبیا]] و [[رسولان]] [[خداوند متعال]] را اقرار کند اما [[نبوّت]] [[حضرت رسول]] [[خدا]]{{صل}} را انکار نماید، و هرکس نبوّت حضرت رسول{{صل}} را انکار کند مانند کسی است که همه انبیا را انکار نموده است؛ چراکه [[پیروی]] کردن از آخرین ما مانند [[اطاعت]] کردن از اوّلین ماست و هرکس آخرین ما را انکار کند مانند آن کسی است که اوّلین ما را انکار کرده است. آگاه باشید که برای پسر من غیبتی است که [[مردم]] در آن به [[شک]] می‌افتند مگر کسی که خداوند متعال او را نگاه دارد<ref>کمال الدّین، ج۲، ص۴۰۹.</ref>.
[[حسن بن محمد بن صالح]] بزّاز گوید: از حضرت [[حسن بن علی عسکری]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: همانا پسرم بعد از من به امر [[امامت]] [[قیام]] خواهد کرد و او همان است که [[سنّت]] [[انبیا]] که [[عمر طولانی]] و [[غیبت]] است درباره او [[اجرا]] می‌شود تا جایی که از طولانی شدن آن غیبت، قلب‌ها به [[قساوت]] افتاده، جز کسانی که [[خداوند عزّ و جلّ]] در [[قلب]] آنها [[ایمان]] را نگاشته و با [[روح ایمان]] تأییدشان کرده است کسی بر [[اعتقاد]] به او باقی و [[استوار]] نمی‌ماند<ref>کمال الدّین، ج۲، ص۵۲۴.</ref>.
و [[احادیث]] و دعاهای دیگری که همه، متضمّن تبیین نظریه غیبت و [[ضرورت]] تحقّق آن و ضرورت ایمان به آن و [[صبر]] در [[زمان]] آن و [[پایداری]] در راه [[حق]] در همه شرایط سخت و دشوار می‌باشد.
و اما [[آماده‌سازی]] نفسی و [[روحی]] را نیز [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} از زمان پدر بزرگوارش [[حضرت امام هادی]]{{ع}} آغاز نمود. حضرت امام هادی{{ع}} [[سیاست]] دوری گزیدن از [[مردم]] و کم کردن [[ارتباط مستقیم]] با [[شیعه]] را آغاز نمود، تا مردم را برای وضعیتی که در [[آینده]] با آن روبرو خواهند شد آماده نماید. آن حضرت در این راه به کار دیگری نیز دست زده، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} را از دید [[شیعیان]] پنهان نمودند. بسیاری از مردم و حتّی شیعیان، جز بعد از [[وفات]] [[برادر]] [[حضرت امام عسکری]] محمد آن حضرت را نمی‌شناختند و تنها پس از [[رحلت]] برادر آن حضرت بود که حضرت امام هادی{{ع}} نسبت به [[امامت]] حضرت امام عسکری بر شیعیان [[اتمام حجّت]] نمودند. [[امام عسکری]]{{ع}} نیز در همین سیاست دوری گزیدن از مردم و کم کردن [[ارتباط با شیعیان]]، همان راه پدر [[بزرگوار]] خود را ادامه دادند تا شیعیان را به عدم ارتباط مستقیم با [[امام]] [[عادت]] داده، آنان را با وضع جدیدی که در پیش داشتند مأنوس نمایند تا در نتیجه صدمه روحی زیادی از غیبت به آنان وارد نشود. البته این مطلب جدای از شرایط خاصی بود که بر [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[تحمیل]] شده آن حضرت را وادار می‌نمود که برای [[حفظ]] خود و شیعیانش از خطر [[کشف]] شدن توسط جاسوسانی که [[حکومت]]، همه جا برای کنترل فعالیت‌های [[امام]] و ارتباطش با [[شیعیان]] قرار داده بود کمتر با آنان ارتباط برقرار نماید.
[[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} ضررهایی که از کمی [[ارتباط مستقیم]] با شیعیان حاصل می‌گردید را با دو امر مهم خنثی کرده، این دو مسأله را جایگزین [[ارتباط مستقیم]] کرده بود:
یک: صدور [[نامه‌ها]] و پیام‌هایی که به شکل مکتوب به [[شیعیان]] می‌نوشتند و نیازها و مراجعاتی که آنان با [[امام]]{{ع}} داشتند را به صورت مکتوب برآورده می‌نمودند. اکثر روایاتی که از [[حضرت امام عسکری]]{{ع}} نقل گردیده به صورت [[مکاتبات]] آن حضرت با [[راویان]] و شیعیانی است که تنها به وسیله همین نامه‌ها با آن حضرت ارتباط داشتند.
دو: آن حضرت به شیعیان دستور می‌دادند تا از طریق وکیلانی که آن حضرت در مناطق مختلفی که [[شیعه]] در آن وجود داشت تعیین کرده بودند با آن حضرت ارتباط برقرار کنند. آنان پل ارتباطی قوی‌ای بودند که به شیعیان [[روحیه]] داده و با وجود آنان شیعه [[احساس]] می‌نمود همواره با امام ارتباط داشته و می‌تواند سؤال‌های خود را در محضر او مطرح نموده و از امام خود [[جواب]] دریافت نماید.
همین ارتباط غیر مستقیم برای کم کردن اثرات منفی ضربه‌ای که از [[غیبت]] به شیعه وارد می‌شد کافی بود.
امام{{ع}} توانستند بدین وسیله شیعیان خود را برای [[زمان غیبت]] آماده کنند تا آنان با سینه‌ای گشاده و [[آمادگی]] کامل به استقبال [[عصر غیبت]] بروند. آنان دارای چنان استعدادی شدند که لازمه [[ایمان به خدا]]، [[پیغمبر]]، [[ائمّه]] و [[حضرت‌ مهدی]]{{ع}} بود؛ مسأله‌ای جهانی که تنها راه [[نجات]] [[جامعه انسانی]] از گرداب [[جاهلیت]] به [[حساب]] می‌آمد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۳، ص ۲۲۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۱۵

ویرایش