ام حبیبه همسر پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
ام حبیبه همسر پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۳۹
، ۲ نوامبر ۲۰۲۵←ازدواج با رسول خدا{{صل}}
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
شوهرش عبیدالله بن جحش [[اسدی]] در [[حبشه]] از [[مسلمانی]] برگشت و [[نصرانی]] شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۳، ص۱۶۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳.</ref>. [[امحبیبه]] با وجود اصرار شوهرش به [[مسیحی]] شدن، بر [[آیین اسلام]] باقی ماند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التبیه و الاشراف، ص۲۳۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. سرانجام عبیدالله بن جحش اسدی در [[حبشه]] به همان [[آیین مسیحیت]] در گذشت<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۱۳۶.</ref>. امحبیبه بییار و [[یاور]] و تنها شده بود؛ از اینرو، [[عزلت]] گزیده بود<ref>عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ص۱۹۸.</ref>؛ تا اینکه [[پیامبر]]{{صل}} در سال شش یا هفت هجری، [[عمرو بن امیه]] ضمری را همراه نامهای نزد [[نجاشی]] فرستاد و از او خواست تا امحبیبه را برایش خواستگاری کند و همراه دیگر [[مسلمانان]] به [[مدینه]] بازگرداند<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۲۹۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵-۶۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. | شوهرش عبیدالله بن جحش [[اسدی]] در [[حبشه]] از [[مسلمانی]] برگشت و [[نصرانی]] شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۳، ص۱۶۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳.</ref>. [[امحبیبه]] با وجود اصرار شوهرش به [[مسیحی]] شدن، بر [[آیین اسلام]] باقی ماند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التبیه و الاشراف، ص۲۳۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. سرانجام عبیدالله بن جحش اسدی در [[حبشه]] به همان [[آیین مسیحیت]] در گذشت<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۱۳۶.</ref>. امحبیبه بییار و [[یاور]] و تنها شده بود؛ از اینرو، [[عزلت]] گزیده بود<ref>عایشه بنت الشاطی، نساء النبی، ص۱۹۸.</ref>؛ تا اینکه [[پیامبر]]{{صل}} در سال شش یا هفت هجری، [[عمرو بن امیه]] ضمری را همراه نامهای نزد [[نجاشی]] فرستاد و از او خواست تا امحبیبه را برایش خواستگاری کند و همراه دیگر [[مسلمانان]] به [[مدینه]] بازگرداند<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۲۹۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵-۶۰۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. | ||
امحبیبه، پسر عمویش [[خالد بن سعید بن عاص]] را در این امر، [[وکیل]] خود قرار داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. عمرو بن امیه به [[وکالت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} از امحبیبه خواستگاری کرد. نجاشی در این مجلس، [[خطبه]] خواند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵.</ref>. سپس نجاشی و [[خالد بن سعید]] عهدهدار عقدشان شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۳.</ref> و امحبیبه را با مهریه چهارصد دینار<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۸۹.</ref> و به نقلی صد دینار<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref> به [[عقد]] [[رسول الله]]{{صل}} در آوردند. پس [[نجاشی]] به [[سنت]] [[انبیای الهی]]، ولیمهای به حضار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref>. او پس از مدتی [[همسر]] آن حضرت{{صل}} را همراه دیگر [[مهاجران]] با هدایایی روانه [[مدینه]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷-۷۸.</ref>. آوردهاند که وقتی [[ابوسفیان]] از موضوع [[ازدواج]] دخترش [[امحبیبه]] با محمد با خبر شد گفت: "این مردی است که نمیتوان خواستش را برنیاورد"<ref>احمد بن یحیی | امحبیبه، پسر عمویش [[خالد بن سعید بن عاص]] را در این امر، [[وکیل]] خود قرار داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. عمرو بن امیه به [[وکالت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} از امحبیبه خواستگاری کرد. نجاشی در این مجلس، [[خطبه]] خواند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۵.</ref>. سپس نجاشی و [[خالد بن سعید]] عهدهدار عقدشان شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۳.</ref> و امحبیبه را با مهریه چهارصد دینار<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۲؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۸۹.</ref> و به نقلی صد دینار<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref> به [[عقد]] [[رسول الله]]{{صل}} در آوردند. پس [[نجاشی]] به [[سنت]] [[انبیای الهی]]، ولیمهای به حضار داد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸.</ref>. او پس از مدتی [[همسر]] آن حضرت{{صل}} را همراه دیگر [[مهاجران]] با هدایایی روانه [[مدینه]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷-۷۸.</ref>. آوردهاند که وقتی [[ابوسفیان]] از موضوع [[ازدواج]] دخترش [[امحبیبه]] با محمد با خبر شد گفت: "این مردی است که نمیتوان خواستش را برنیاورد"<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۶۵۴.</ref>. کاروان مهاجران، همزمان با [[فتح خیبر]] به مدینه رسید. روزی که امحبیبه به مدینه آمد سی و چند ساله بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۸؛ خیرالدین زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۳۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام حبیبه ۱ (مقاله)|ام حبیبه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۵۵-۱۵۶؛ [[مجید فارسی|فارسی، مجید]]، [[ام حبیبه (مقاله)|مقاله «ام حبیبه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳]]، ص۴۰۷.</ref> | ||
== [[ام حبیبه]] و پدرش [[ابوسفیان]] == | == [[ام حبیبه]] و پدرش [[ابوسفیان]] == | ||