پرش به محتوا

احساء: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ دسامبر ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بحرین | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== از شهرهای بحرین در یک منزلی ساحل<ref> المقدسی احسن التقاسیم ۹۴-۹۳ و ناصر خسرو می‌گوید از آنجا تا دریا هفت فرسخ فاصله است. سفرنامه ۹۴</ref> و دو مایلی هجر است...» ایجاد کرد)
 
خط ۷: خط ۷:


==مقدمه==
==مقدمه==
از شهرهای [[بحرین]] در یک منزلی [[ساحل]]<ref> المقدسی احسن التقاسیم ۹۴-۹۳ و ناصر خسرو می‌گوید از آنجا تا دریا هفت فرسخ فاصله است. سفرنامه ۹۴</ref> و دو مایلی هجر است. <ref> لغدة. بلاد العرب ۳۴۳ و بنگرید، الأزهری تهذیب اللغة، ج ۵: ۱۶۸؛ الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۴ ۹۴</ref> إحساء در جنوب غرب [[قطیف]] و به فاصله دو منزلی آن، قرار گرفته<ref> ابوالفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> و بازاری خاص برای خود دارد.<ref> درباره بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> إحساء دارای آب فراوان و چشمه‌های بسیار و به آبهای گرم و داغ معروف است. <ref> ابو الفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> [[ناصر خسرو]] که در سال ۴۴۳ هجری در إحساء بوده می‌گوید: شهری است که با صحرای گسترده‌ای احاطه شده و در همان حال که شهر است، دهات نیز هست و در آن قلعه‌ای با چهار [[دیوار]] مستحکم پیاپی که اطراف قلعه را فرا گرفته وجود دارد که همه با آجر و مستحکم ساخته شده است میان هر دو دیوار آن، حدود یک فرسخ فاصله است در شهر چشمه‌های بزرگی هست که هر کدام برای گرداندن پنج جویبار کافی است. در وسط [[دژ]]، شهری [[زیبا]] قرار گرفته که تمامی ملزومات [[زندگی]] که در شهرهای بزرگ یافت می‌شود در این شهر هم یافت می‌شود. این شهر [[مسجد جامع]] ندارد و [[نماز جمعه]] یا [[خطابه]] در آن برگزار نمی‌شود. در این شهر آن قدر خرما فراوان هست که آن را به عنوان علوفه به حیوانات می‌دهند.<ref> ناصر خسرو، سفرنامه: ۹۴-۹۲</ref> إحساء در عصر [[قرمطیان]] و ویرانی پایتخت پیشین یعنی هجر، تبدیل به پایتخت و مهمترین شهر بحرین شد و سردمدار قرمطی‌ها، -ابوطاهر حسن بن [[ابوسعید جنابی]]- در سال ۳۱۴ هجری آن را بازسازی و نام شهر جدید را "مؤمنیه" نهاد؛ اما شهر قدیمی و سرزمینهای آن همچنان به همان نام قبلی (إحساء) باقی ماند. <ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۱۴۸؛ ابو سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی نهایة الإرب فی معرفة انساب العرب ۱۸؛ و بنگرید دائرة المعارف الإسلامیة ج ۱ ۴۴۷) ترجمه ی عربی دائرة معارف البستانی، ج ۷ ۱۸۷ء المسلم، ساحل الذهب الأسود: ۱۲۲؛ ابراهیم رفعت مرآة الحرمین، ج ۱: ۱۴۷.. </ref> امروزه نام [[احساء]] بر منطقه‌ای اطلاق می‌شود که بر [[ساحل]] [[غربی]] خلیج فارس در مرزهای جنوبی [[کویت]] تا مرزهای، قطر عمان و صحرای جافوره قرار گرفته است. این منطقه از غرب به [[صمان]] می‌رسد که منطقه‌ای حاصلخیز است و به آبهای فراوان گرم و داغ معروف است و محصولات [[کشاورزی]] متنوعی در آن [[تولید]] می‌شود.<ref> وهبة، جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۶۹-۶۸</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از شهرهای [[بحرین]] در یک منزلی [[ساحل]]<ref> المقدسی احسن التقاسیم ۹۴-۹۳ و ناصر خسرو می‌گوید از آنجا تا دریا هفت فرسخ فاصله است. سفرنامه ۹۴</ref> و دو مایلی هجر است. <ref> لغدة. بلاد العرب ۳۴۳ و بنگرید، الأزهری تهذیب اللغة، ج ۵: ۱۶۸؛ الفیروز آبادی، القاموس المحیط، ج ۴ ۹۴</ref> إحساء در جنوب غرب [[قطیف]] و به فاصله دو منزلی آن، قرار گرفته<ref> ابوالفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> و بازاری خاص برای خود دارد.<ref> درباره بازار هجر بنگرید به فصل چهارم کتاب «بحرین در صدر اسلام».</ref> إحساء دارای آب فراوان و چشمه‌های بسیار و به آبهای گرم و داغ معروف است. <ref> ابو الفداء تقویم البلدان: ۹۹</ref> [[ناصر خسرو]] که در سال ۴۴۳ هجری در إحساء بوده می‌گوید: شهری است که با صحرای گسترده‌ای احاطه شده و در همان حال که شهر است، دهات نیز هست و در آن قلعه‌ای با چهار [[دیوار]] مستحکم پیاپی که اطراف قلعه را فرا گرفته وجود دارد که همه با آجر و مستحکم ساخته شده است میان هر دو دیوار آن، حدود یک فرسخ فاصله است در شهر چشمه‌های بزرگی هست که هر کدام برای گرداندن پنج جویبار کافی است. در وسط [[دژ]]، شهری [[زیبا]] قرار گرفته که تمامی ملزومات [[زندگی]] که در شهرهای بزرگ یافت می‌شود در این شهر هم یافت می‌شود. این شهر [[مسجد جامع]] ندارد و [[نماز جمعه]] یا [[خطابه]] در آن برگزار نمی‌شود. در این شهر آن قدر خرما فراوان هست که آن را به عنوان علوفه به حیوانات می‌دهند.<ref> ناصر خسرو، سفرنامه: ۹۴-۹۲</ref> إحساء در عصر [[قرمطیان]] و ویرانی پایتخت پیشین یعنی هجر، تبدیل به پایتخت و مهمترین شهر بحرین شد و سردمدار قرمطی‌ها، -ابوطاهر حسن بن [[ابوسعید جنابی]]- در سال ۳۱۴ هجری آن را بازسازی و نام شهر جدید را «مؤمنیه» نهاد؛ اما شهر قدیمی و سرزمینهای آن همچنان به همان نام قبلی (إحساء) باقی ماند. <ref> یاقوت معجم البلدان، ج ۱: ۱۴۸؛ ابو سعید المغربی بسط الأرض: ۵۲؛ القلقشندی نهایة الإرب فی معرفة انساب العرب ۱۸؛ و بنگرید دائرة المعارف الإسلامیة ج ۱ ۴۴۷) ترجمه ی عربی دائرة معارف البستانی، ج ۷ ۱۸۷ء المسلم، ساحل الذهب الأسود: ۱۲۲؛ ابراهیم رفعت مرآة الحرمین، ج ۱: ۱۴۷.. </ref> امروزه نام [[احساء]] بر منطقه‌ای اطلاق می‌شود که بر [[ساحل]] [[غربی]] خلیج فارس در مرزهای جنوبی [[کویت]] تا مرزهای، قطر عمان و صحرای جافوره قرار گرفته است. این منطقه از غرب به [[صمان]] می‌رسد که منطقه‌ای حاصلخیز است و به آبهای فراوان گرم و داغ معروف است و محصولات [[کشاورزی]] متنوعی در آن [[تولید]] می‌شود.<ref> وهبة، جزیرة العرب فی القرن العشرین: ۶۹-۶۸</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۲۳

ویرایش