آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸۹۹: خط ۸۹۹:


'''نقد و بررسی'''
'''نقد و بررسی'''
بررسی اشکال نخست: این اشکال در [[حقیقت]] به معنای [[تسلیم شدن]] آنان در برابر [[استدلال]] [[شیعیان]] به [[آیه]] بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، اما این سخن وی که با وجود [[افضل]] [[امامت]] برای غیر افضل نیز دست یافتنی است، توجیهی است غیرقابل قبول؛ زیرا این استدلال هرگز در نزد عقلاء پذیرفته نیست و هیچ عاقلی با وجود افضل به [[امامت مفضول]] [[راضی]] نمی‌شود. بنابراین روشن است که این‌گونه سخنان صرفاً جهت توجیه ماوقع مطرح می‌شود و فاقد هر گونه پشتوانه [[عقلی]] و منطقی است. این سخن به اندازه‌ای خلاف [[درک عقلانی]] است که حتّی شخص متعصّبی هم چون [[ابن تیمیه]] نیز [[تقدم افضل بر مفضول]] را قبول دارد<ref>ر.ک: منهاج السنّة، ج۴، ص۳۶۶؛ ج۶، ص۳۳۷.</ref>، اما جای بسی [[تعجب]] است که برخی [[معتزلیان]]- که مدّعی [[عقل‌گرایی]] هستند - گاه در اثر [[لجاجت]] و [[حق‌ستیزی]] مطالبی می‌گویند که هر عاقلی را به [[شگفتی]] وامی‌دارد.
درباره اشکال دوم - که درباره عدم حضور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در مباهله بود - باید گفت که این مطلب نیز دلیل دیگری بر تام بودن استدلال شیعیان است؛ چراکه در غیر این صورت امثال [[قاضی عبدالجبار]] و [[فخر رازی]] به چنین ادعای [[سست]] و بی‌پایه‌ای [[متوسل]] نمی‌شدند.
علی‌رغم آنکه سنیان از قاضی عبدالجبار با [[عظمت]] یاد می‌کنند، اما وی غرض‌ورزی و [[بی‌انصافی]] خود را در اینجا آشکار ساخته و ادعا می‌کند شرکت امیرالمؤمنین{{ع}} در مباهله بر پایه برخی نقل‌ها مشکوک است! درحالی‌که [[احادیث]] مربوط به شرکت اهل بیت{{عم}} در مباهله به فراوانی در کتب معتبر [[اهل سنّت]] (همچون [[مسند]] أحمد، [[صحیح مسلم]] و...) [[روایت]] شده است، تا آنجا که [[حاکم نیشابوری]] به [[تواتر]] این روایت [[اذعان]] و [[اعتراف]] دارد<ref>حاکم نیشابوری در این باره می‌نویسد: {{عربی|وَ قَدْ تَوَاتَرَتِ الْأَخْبَارُ فِي التَّفَاسِيرِ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبَّاسٍ وَ غَيْرِهِ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ{{صل}} أَخَذَ يَوْمَ الْمُبَاهَلَةِ بِيَدِ عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، وَ جَعَلُوا فَاطِمَةَ وَرَاءَهُمْ...}}؛ معرفة علوم الحدیث، ص۵۰.</ref>. آری! گاهی [[مشاهده]] می‌شود که - چنان‌که پیش‌تر بیان شد - برخی از [[عالمان]] [[سنی]] در این [[روایت]] [[تصرف]] کرده و دست به [[تحریف]] آن برده‌اند. به عنوان نمونه ابوحیّان اندلسی روایت را از [[صحیح مسلم]] نقل کرده است، اما [[نام امیرالمؤمنین]]{{ع}} را از آن حذف کرده است، گویا کسی به صحیح مسلم دسترسی ندارد تا به [[خیانت]] [[علمی]] وی واقف نشده و [[آگاه]] نگردد! البته اگر حمل بر [[صحت]] کنیم، باید بگوییم ممکن است این تحریف از سوی دست اندرکاران [[نشر]] [[کتاب تفسیر]] [[بحر]] [[المحیط]] صورت گرفته باشد، اما [[انصاف]] آن است که در میان عالمان سنی [[حق]] ستیزان و نورگریزانی هستند که در راستای [[مبارزه]] با [[حقیقت]] دست به تحریف [[واقعیات]] می‌زنند، هر چند این کار جنایتی بزرگ و [[قبیح]] شمرده می‌شود، اما تمسّک به این [[تحریفات]] جهت توجیه [[غصب خلافت]]، جنایتی عظیم‌تر و عملی قبیح‌تر از آنان است.
تحریف [[داستان مباهله]] و [[حدیث غدیر]] عملی بس ناجوانمردانه است، اما [[تمسک]] امثال فخررازی به این تحریفات و [[انکار]] حضور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حجّة الوداع]] و [[روز غدیر]] بی‌شرمانه‌تر و زشت‌تر است<ref>فخر رازی در مناقشه بر دلالت حدیث غدیر، حضور امیرالمؤمنین{{ع}} را در حجة‌الوداع انکار می‌کند! که در جایگاه خود به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت.</ref>.
بنابراین، این اشکالات [[قاضی عبدالجبار]] خود [[تأیید]] مدّعای [[شیعیان]] مبنی بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و در مقابل این [[استدلال]] مطلبی وجود نداشت جز ادعاهای مخالف با [[درک]] روشن [[عقل]] و به دور از انصاف.
اما اشکال سوم وی نیز صرفاً ادعایی واهی است. وی می‌گوید فراخواندن [[اهل بیت]]{{عم}} برای [[مباهله]] به جهت بیان فضل ایشان نبوده است، بلکه به جهت [[خویشاوندی]] نزدیک آنان با [[پیامبر]]{{صل}} بوده است.
این مناقشه‌ای است که [[اشاعره]] نیز بدان تکیه می‌کنند که خود حاکی از آن است که اشاعره این مطلب را از معتزلیان اخذ کرده‌اند.
در پاسخ به این ادعا باید گفت که اگر قصد پیامبر صرفاً [[دعوت]] از [[خویشاوندان]] نزدیک خود بوده است نه بیان فضل اهل بیت{{عم}}، به [[یقین]] می‌بایست خویشاوندان نزدیک دیگر خود را نیز فرا می‌خواند. اگر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[پسر عم رسول خدا]]{{صل}} است، عباس عموی آن حضرت به ایشان نزدیک‌تر است. این همان سخنی است که [[ابن تیمیه]]، ضمن [[تذکر]] به عدم شرکت عباس در [[مباهله]] و علی‌رغم [[خویشاوندی]] با [[رسول خدا]]{{صل}}، به توجیه آن پرداخته و در بیان علت آن می‌گوید:
{{عربی|إِنَّ الْعَبَّاسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّابِقِينَ الْأَوَّلِينَ}}<ref>منهاج السنّة، ج۷، ص۹۰.</ref>؛
همانا عباس از [[سبقت]] گیرندگان نخستین در [[اسلام]] نیست.
وی در اینجا از سر [[آگاهی]] و یا [[عدم آگاهی]] به [[حقیقت]] [[اعتراف]] می‌کند. بنابراین روشن است که [[گزینش]] [[اهل بیت]]{{عم}} برای مباهله انگیزه‌ای فراتر از خویشاوندی داشته است و ادعای امثال [[قاضی عبدالجبار]] بی‌اساس و واهی است.
در ادامه به سخن ابن تیمیه به صورت کامل خواهیم پرداخت تا اولاً روشن شود که دیگران حرف جدیدی و شبهه‌ای دیگر در این باره ندارند و تابع او هستند، و ثانیاً این [[توهّم]] پدید نیاید که سخنی از [[کلام]] وی حذف شده است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۳، ص ۳۳۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۵٬۳۹۲

ویرایش