افترا به پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'برگزیده' به 'برگزیده') |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[افترا به پیامبر خاتم در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
* منظور [[انکار]] اصالت [[قرآن]] و غیروحیانی بودن | * منظور [[انکار]] اصالت [[قرآن]] و غیروحیانی بودن آنکه از سوی برخی از [[مخالفان پیامبر]] مطرح شده و در [[آیات]] بسیار بازتاب یافته است. به این معنا که این [[مشرکان]] معاند گویا اصل [[خدا]] را قبول دارند، اما این که قرآن کلمات [[خداوند]] و محمد [[پیامبر]] باشد، گویی منکرند. در این آیات نمونهای از این ادعاها بازتاب یافته است. | ||
#{{متن قرآن|وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> | #{{متن قرآن|وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref> | #{{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref> | ||
#{{متن قرآن|مَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ * أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ}}<ref>«و (چنین) نیست که این قرآن را از سوی کسی بربافته باشند و جز از سوی خداوند باشد؛ بلکه هماهنگ با چیزی است که پیش از آن بوده است و بیان روشن کتاب است، در آن هیچ تردیدی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است* یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۷-۳۸.</ref> | #{{متن قرآن|مَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ * أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ}}<ref>«و (چنین) نیست که این قرآن را از سوی کسی بربافته باشند و جز از سوی خداوند باشد؛ بلکه هماهنگ با چیزی است که پیش از آن بوده است و بیان روشن کتاب است، در آن هیچ تردیدی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است* یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۷-۳۸.</ref> | ||
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ}}<ref>«یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۸.</ref> | #{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ}}<ref>«یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید» سوره یونس، آیه ۳۸.</ref> | ||
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ}}<ref>«یا میگویند: او آن را بربافته است؛ بگو اگر آن را بربافته باشم گناه من به گردن خود من است و من از گناهی که شما میکنید بیزارم» سوره | #{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تُجْرِمُونَ}}<ref>«یا میگویند: او آن را بربافته است؛ بگو اگر آن را بربافته باشم [[گناه]] من به گردن خود من است و من از گناهی که شما میکنید بیزارم» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۳۵.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ}}<ref>«و (چنین) نیست که این قرآن را از سوی کسی بربافته باشند و جز از سوی خداوند باشد؛ بلکه هماهنگ با چیزی است که پیش از آن بوده است و بیان روشن کتاب است، در آن هیچ تردیدی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است» سوره یونس، آیه ۳۷.</ref> | #{{متن قرآن|وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ}}<ref>«و (چنین) نیست که این قرآن را از سوی کسی بربافته باشند و جز از سوی خداوند باشد؛ بلکه هماهنگ با چیزی است که پیش از آن بوده است و بیان روشن کتاب است، در آن هیچ تردیدی نیست، از سوی پروردگار جهانیان است» سوره یونس، آیه ۳۷.</ref> | ||
#{{متن قرآن|بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ}}<ref>«(آنان نه تنها ایمان نیاوردند) بلکه گفتند: خوابهایی پریشان است یا آن را بربافته یا شاعر است پس باید برای ما نشانهای بیاورد همچنان که پیشینیان (با نشانه) فرستاده شدند» سوره انبیاء، آیه ۵.</ref> | #{{متن قرآن|بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ}}<ref>«(آنان نه تنها ایمان نیاوردند) بلکه گفتند: خوابهایی پریشان است یا آن را بربافته یا شاعر است پس باید برای ما نشانهای بیاورد همچنان که پیشینیان (با نشانه) فرستاده شدند» سوره انبیاء، آیه ۵.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا * وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رساندهاند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند* و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود» سوره فرقان، آیه ۴-۵.</ref> | #{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا * وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رساندهاند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند* و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود» سوره فرقان، آیه ۴-۵.</ref> | ||
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«بلکه میگویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیمدهندهای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref> | #{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«بلکه میگویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیمدهندهای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون آیات روشن ما را برای آنان بخوانند میگویند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره حقّ- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره | #{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون [[آیات]] روشن ما را برای آنان بخوانند میگویند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند باز دارد و گفتند: این جز دروغی برساخته نیست؛ کافران درباره [[حقّ]]- هنگامی که نزد ایشان آمد- گفتند: این جز جادویی آشکار نیست» [[سوره سبأ]]، [[آیه]] ۴۳.</ref> | ||
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا}}<ref>«بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref> | #{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا}}<ref>«بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است» سوره احقاف، آیه ۸.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref> | #{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref> | #{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در مییابد و اگر نیکییی به ایشان رسد میگویند این از سوی خداوند است و اگر بدییی به آنان رسد میگویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref> | #{{متن قرآن|وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا}}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در مییابد و اگر نیکییی به ایشان رسد میگویند این از سوی خداوند است و اگر بدییی به آنان رسد میگویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref> | ||
#{{متن قرآن|بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ}}<ref>«(آنان نه تنها ایمان نیاوردند) بلکه گفتند: خوابهایی پریشان است یا آن را بربافته یا شاعر است پس باید برای ما نشانهای بیاورد همچنان که پیشینیان (با نشانه) فرستاده شدند» سوره | #{{متن قرآن|بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ}}<ref>«(آنان نه تنها [[ایمان]] نیاوردند) بلکه گفتند: خوابهایی پریشان است یا آن را بربافته یا [[شاعر]] است پس باید برای ما نشانهای بیاورد همچنان که پیشینیان (با نشانه) فرستاده شدند» [[سوره انبیاء]]، [[آیه]] ۵.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ}}<ref>«و میگفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.</ref> | #{{متن قرآن|وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ}}<ref>«و میگفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.</ref> | ||
#{{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref> | #{{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref> | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
#{{متن قرآن|مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}<ref>«تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی» سوره قلم، آیه ۲.</ref> | #{{متن قرآن|مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}<ref>«تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی» سوره قلم، آیه ۲.</ref> | ||
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«یا میگویند: (پیامبر) بر خداوند دروغی بسته است، اگر خداوند بخواهد بر دل تو مهر مینهد: و خداوند باطل را از میان برمیدارد و حقّ را با کلمات خویش استوار میدارد که او به اندیشهها داناست» سوره شوری، آیه ۲۴.</ref>. | #{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«یا میگویند: (پیامبر) بر خداوند دروغی بسته است، اگر خداوند بخواهد بر دل تو مهر مینهد: و خداوند باطل را از میان برمیدارد و حقّ را با کلمات خویش استوار میدارد که او به اندیشهها داناست» سوره شوری، آیه ۲۴.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ * أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ}}<ref>«و کافران گفتند: آیا شما را به مردی رهنمون شویم که به شما خبر میدهد که: چون یکسره پراکنده شدید (و از بین رفتید) دوباره آفرینشی نو خواهید یافت؟ * پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره | #{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ * أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ}}<ref>«و [[کافران]] گفتند: آیا شما را به مردی رهنمون شویم که به شما خبر میدهد که: چون یکسره پراکنده شدید (و از بین رفتید) دوباره آفرینشی نو خواهید یافت؟ * پس آیا بر [[خداوند]] دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به [[جهان واپسین]] [[ایمان]] ندارند در [[عذاب]] و [[گمراهی]] ژرفند» [[سوره سبأ]]، [[آیه]] ۷-۸.</ref> | ||
* '''نکته''': در [[آیات]] فوق این محورها مطرح گردیده است: | * '''نکته''': در [[آیات]] فوق این محورها مطرح گردیده است: | ||
# ساختگی، دانستن [[قرآن]] از افتراهای [[مشرکین]] به [[پیامبر]] است، که | # ساختگی، دانستن [[قرآن]] از افتراهای [[مشرکین]] به [[پیامبر]] است، که خداوند آن را مردود شمرده و بر [[وحیانی]] بودن آن تأکید نموده است: {{متن قرآن|إِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«بلکه میگویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیمدهندهای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref> | ||
# [[خیانت]] در [[غنائم جنگی]] از افتراهای برخی [[مسلمانان]] به | # [[خیانت]] در [[غنائم جنگی]] از افتراهای برخی [[مسلمانان]] به پیامبر که خداوند ساحت وجودی پیامبر را از [[خیانت]] ([[غل]]) مبرا دانسته است. {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>. و [[دروغ پردازی]] و [[افترا]] شیوه [[تبلیغاتی]] [[دشمنان پیامبر]] ذکر شده است. | ||
# نسبت دادن [[بدیها]] و حوادث ناراحت کننده، به [[پیامبر اسلام]] را سخنی افترا آمیز و جاهلانه [[منافقان]] اعلام میکند: {{متن قرآن|وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِک قُلْ کل مِنْ عِنْدِ اللٰهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً}}<ref> سوره نسا، آیه ۷۸.</ref>. | # نسبت دادن [[بدیها]] و حوادث ناراحت کننده، به [[پیامبر اسلام]] را سخنی افترا آمیز و [[جاهلانه]] [[منافقان]] اعلام میکند: {{متن قرآن|وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِک قُلْ کل مِنْ عِنْدِ اللٰهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً}}<ref> سوره نسا، آیه ۷۸.</ref>. | ||
# [[آموختن | # [[آموختن]] قرآن از بشری دیگر از افتراهای [[مشرکان]] به [[پیامبر اسلام]] است؛ که [[قرآن]] با توجه به [[غیر عرب]] بودن آن شخص و ناآشنا بودن او به [[زبان عربی]] این مسئله را مردود میشمارد. {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او [[آموزش]] میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) [[زبان]] آن کس که ([[قرآن]] را) به او میبندند غیر [[عربی]] است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۱۰۳.</ref>. | ||
# متهم ساختن [[پیامبر اسلام]] به افترا بستن به | # متهم ساختن [[پیامبر اسلام]] به [[افترا بستن به خدا]] مخصوصا در باره زنده شدن [[انسانها]] دو باره در [[قیامت]] از جانب [[مشرکان]]. {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ * أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و کافران گفتند: آیا شما را به مردی رهنمون شویم که به شما خبر میدهد که: چون یکسره پراکنده شدید (و از بین رفتید) دوباره آفرینشی نو خواهید یافت؟ * پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۷-۸.</ref> | ||
# افسون شدن | # افسون شدن پیامبر اسلام از افتراهای [[کافران]] به آن حضرت است که قرآن آن را رد میکند. | ||
# افترای به [[پیامبر]] که شاعراست و تخیلات شاعرانه دارد، برای [[اثبات وحی]] نبودن | # افترای به [[پیامبر]] که شاعراست و تخیلات شاعرانه دارد، برای [[اثبات وحی]] نبودن قرآن. {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ}}<ref>«و میگفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.</ref> | ||
# آثار و [[کیفر]] افترای به | # آثار و [[کیفر]] افترای به محمد: اول: بد فرجامی، [[قرار گرفتن در زمره ستمگران]]. {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا}}<ref>«و کافران گفتند: این (قرآن) جز دروغی نیست که (پیامبر) خود بر ساخته است و گروهی دیگر او را در آن یاری رساندهاند پس به راستی ستم و دروغی (بزرگ) را (پیش) آوردند» سوره فرقان، آیه ۴.</ref>. دوم: دچار شدن به [[عذاب]] [[خدا]] در [[آخرت]]. {{متن قرآن|أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ}}<ref>«پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۸.</ref> | ||
# افترای [[جنون]] و دیوانگی به [[پیامبر]] برای | # افترای [[جنون]] و دیوانگی به [[پیامبر]] برای [[سقوط]] [[منزلت اجتماعی]] و کاهش تاثیر [[پیام الهی]] از سوی ایشان برمردم {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ}}<ref>«و میگفتند: آیا ما برای یک شاعر دیوانه دست از خدایان خویش بکشیم؟» سوره صافات، آیه ۳۶.</ref> و تأکید [[خداوند]] برفرزانگی و [[عقل]] و [[کاهن]] و [[مجنون]] نبودن فرستادهاش: {{متن قرآن|مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ}}<ref>«تو، به (برکت) نعمت پروردگارت، دیوانه نیستی» سوره قلم، آیه ۲.</ref> {{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص۱۴۸-۱۵۳.</ref>. | ||
== افترای به [[سحر]] == | == افترای به [[سحر]] == | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
#{{متن قرآن|وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ}}<ref>«و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است» سوره قمر، آیه ۲.</ref> | #{{متن قرآن|وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ}}<ref>«و چون معجزهای ببینند روی میگردانند و میگویند: جادویی همیشگی است» سوره قمر، آیه ۲.</ref> | ||
#{{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref> | #{{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref> | ||
#{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ}}<ref>«یا میگویند (پیامبر) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز خداوند را میتوانید فرا خوانید* بلکه آنچه را که به دانش آن چیرگی نداشتند و هنوز تأویل آن به آنان نرسیده است دروغ شمردند؛ پیشینیان اینان نیز همینگونه (کتاب آسمانی را) دروغ شمردند و بنگر که سرانجام ستمگران چگونه بود» سوره | #{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ}}<ref>«یا میگویند ([[پیامبر]]) آن را بربافته است، بگو: اگر راست میگویید سورهای همگون آن بیاورید و هر کس جز [[خداوند]] را میتوانید فرا خوانید* بلکه آنچه را که به [[دانش]] آن [[چیرگی]] نداشتند و هنوز [[تأویل]] آن به آنان نرسیده است [[دروغ]] شمردند؛ پیشینیان اینان نیز همینگونه ([[کتاب آسمانی]] را) [[دروغ]] شمردند و بنگر که سرانجام [[ستمگران]] چگونه بود» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۳۸-۳۹.</ref> | ||
#{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و چون به آنان گفته شود که پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ میگویند: (آنها) افسانههای پیشینیان است» سوره نحل، آیه ۲۴.</ref> | #{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«و چون به آنان گفته شود که پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ میگویند: (آنها) افسانههای پیشینیان است» سوره نحل، آیه ۲۴.</ref> | ||
#{{متن قرآن|ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«سپس روز رستخیز آنان را خوار میگرداند و میفرماید: آن شریکهای من که برای آنان (با پیامبران) مخالفت میکردید کجایند؟ و اهل دانش میگویند: بیگمان امروز خواری و عذاب برای کافران است» سوره نحل، آیه ۲۷.</ref> | #{{متن قرآن|ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«سپس روز رستخیز آنان را خوار میگرداند و میفرماید: آن شریکهای من که برای آنان (با پیامبران) مخالفت میکردید کجایند؟ و اهل دانش میگویند: بیگمان امروز خواری و عذاب برای کافران است» سوره نحل، آیه ۲۷.</ref> | ||
* '''نکته''': در [[آیات]] فوق این محورها مطرح گردیده است. | * '''نکته''': در [[آیات]] فوق این محورها مطرح گردیده است. | ||
# نسبت دادن ساحر و جادوگر بودن و [[کهانت]]، به | # نسبت دادن ساحر و [[جادوگر]] بودن و [[کهانت]]، به پیامبر از افتراهای ستمگران است: {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«هنگامی که به (سخن) تو گوش میسپارند ما به آنچه آنان بدان گوش میدهند داناتریم و (نیز) هنگامی که با هم رازگویی میکنند، آنگاه که ستمگران میگویند: شما جز از مردی جادو شده پیروی نمیکنید» سوره اسراء، آیه ۴۷.</ref> {{متن قرآن|وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ}}<ref>«در حالی که دلبستگان سرگرمیاند و ستمکاران (مشرک) در نهان رازگویی کردند که: آیا این (پیامبر) جز بشری مانند شماست؟ آیا با آنکه (به چشم خود) میبینید به جادو روی میآورید؟» سوره انبیاء، آیه ۳.</ref>. | ||
# | # [[بشربودن پیامبر]] و در کنار [[مردم]] بودن غذاخوردن و [[راه رفتن]] در [[بازار]] برای خرید که باعث تاثیر [[پیام]] [[وحیانی]] [[عدالت]] [[طلب]] [[پیامبر]] برمردم شده است [[ستمگران]] را به [[خشم]] آورده و او را فردی تحت [[نفوذ]] [[ساحران]] معرفی کرده و افترای سحرزدگی و افسون شدن به او زدهاند {{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ * وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا به سوی او فرشتهای فرو نفرستادهاند تا بیمدهندهای همراه او باشد؟ * یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمیافکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟» سوره فرقان، آیه ۷-۸.</ref> | ||
# [[کافران]] با تعجب از این که [[پیامبری]] از میان خودشان [[مبعوث]] شده است، افترای [[سحر]] و دروغگوئی به او میزنند: {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و از اینکه بیمدهندهای از خودشان به سراغشان آمد شگفتی کردند و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست» سوره ص، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، | # [[کافران]] با [[تعجب]] از این که [[پیامبری]] از میان خودشان [[مبعوث]] شده است، افترای [[سحر]] و [[دروغگوئی]] به او میزنند: {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و از اینکه بیمدهندهای از خودشان به سراغشان آمد شگفتی کردند و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست» سوره ص، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص۱۴۸-۱۵۳.</ref>. | ||
== [[مظلومیت پیامبر]] {{صل}} در ساحر خواندنش == | == [[مظلومیت پیامبر]]{{صل}} در ساحر خواندنش == | ||
[[ولید بن مغیره]] از ادبای معروف [[قریش]] و مردی [[اندیشمند]] به شمار میرفت. او داور [[شعر]] بود و هر شعری را که او میپسندید، شعر برگزیده بود. به علاوه ولید بن مغیره از ریش سفیدان و بزرگان قریش محسوب میشد که در کارهای مهم و [[دشواری]] که برای آنها پیش میآمد، [[قریشیان]] نزد او میآمدند و از او برای رفع مشکل و [[گرفتاریها]] [[استمداد]] میطلبیدند و غالباً نیز [[رأی]] او مشکل گشا بود، چنانچه در داستان تجدید [[بنای کعبه]] آمده که در آغاز، قریش جرأت ویران کردن [[کعبه]] را نداشتند تا او | [[ولید بن مغیره]] از ادبای معروف [[قریش]] و مردی [[اندیشمند]] به شمار میرفت. او [[داور]] [[شعر]] بود و هر شعری را که او میپسندید، شعر برگزیده بود. به علاوه ولید بن مغیره از ریش سفیدان و [[بزرگان قریش]] محسوب میشد که در کارهای مهم و [[دشواری]] که برای آنها پیش میآمد، [[قریشیان]] نزد او میآمدند [[و]] از او برای رفع مشکل و [[گرفتاریها]] [[استمداد]] میطلبیدند و غالباً نیز [[رأی]] او مشکل گشا بود، چنانچه در [[داستان]] تجدید [[بنای کعبه]] آمده که در آغاز، [[قریش]] [[جرأت]] ویران کردن [[کعبه]] را نداشتند تا او اقدام به این کارکرد و هنگامی هم که میان آنها درباره [[نصب حجرالاسود]] [[اختلاف]] پدید آمد نظریه او مورد تصویب قرار گرفت و به [[رأی]] او عمل کردند و [[اختلاف]] برطرف گردید و به هر صورت [[ابن هشام]] مینویسد: [[قریشیان]] که از دیدار با [[ابوطالب]] نتیجهای نگرفتند و از سوی دیگر ایام [[حج]] نزدیک میشد و [[قریش]] نگران کار [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} بودند که با آمدن [[حاجیان]] به [[مکه]] ممکن است [[تبلیغات]] آن حضرت در ایشان اثر بخشد، از این رو نزد [[ولید بن مغیره]] رفتند، ولید گفت: شما میدانید که آوازه محمد در اطراف پیچیده و اکنون نیز [[موسم حج]] نزدیک شده و کاروانهایی از [[اعراب]] در این ایام به [[شهر]] شما میآیند، درباره او سخن خود را یک جهت کنید و همه به یک ترتیب دربارهاش سخن بگویید و چنان نباشد که هر دسته به طوری سخن گوید! گفتند: هر چه تو بگویی ما همگی همان را درباره محمد خواهیم گفت. | ||
ولید گفت: شما سخنی را [[انتخاب]] کنید تا من هم با شما [[همراهی]] کنم! قریش گفتند: ما میگوییم محمد [[کاهن]] است! ولید گفت: نه به [[خدا]] او کاهن نیست ما [[کاهنان]] را دیدهایم ولی سخنان محمد به زمزمه کاهنان و [[اوراد]] آنان شباهت ندارد. قریش گفت: پس میگوییم دیوانه است! ولید گفت: نه به | ولید گفت: شما سخنی را [[انتخاب]] کنید تا من هم با شما [[همراهی]] کنم! [[قریش]] گفتند: ما میگوییم محمد [[کاهن]] است! ولید گفت: نه به [[خدا]] او کاهن نیست ما [[کاهنان]] را دیدهایم ولی سخنان محمد به زمزمه کاهنان و [[اوراد]] آنان شباهت ندارد. قریش گفت: پس میگوییم دیوانه است! ولید گفت: نه به خدا دیوانه هم نیست؛ زیرا دیوانگان را دیدهایم حرکات و سخنان محمد به دیوانگان نمیماند! قریش گفتند: ما میگوییم [[شاعر]] است. ولید گفت: شاعر هم نیست؛ زیرا ما انواع [[شعر]] را از [[رجز]] و [[هرج]] و مبسوط و غیره دیده و شنیدهایم ولی سخنان او شعر نیست. | ||
قریش گفتند: پس میگوییم ساحر است! ولید گفت: [[ساحران]] و [[سحر]] آنها را نیز ما دیدهایم و محمد ساحر هم نیست؛ زیرا سخنان او به کار ساحران که ریسمانی را گره میزنند و سپس در آن میدمند شباهت ندارد! گفتند: پس چه بگوییم؟ ولید گفت: بگذارید بروم از نزدیک سخن او را بشنوم، سپس اظهارنظر کنم. او برخاست و نزد [[پیامبر]] {{صل}} آمد و گفت: ای محمد قسمتی از شعرت را برای من بازگو کن. [[پیغمبر]] فرمود: شعر نیست بلکه [[کلام]] خداوندی است. ولید گفت: پارهای از آن را بر من بخوان. [[حضرت رسول]] در این هنگام {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} را برای او قرائت کرد ولید موقعی که کلمه «[[رحمان]]» را شنید، | قریش گفتند: پس میگوییم ساحر است! ولید گفت: [[ساحران]] و [[سحر]] آنها را نیز ما دیدهایم و محمد ساحر هم نیست؛ زیرا سخنان او به کار ساحران که ریسمانی را گره میزنند و سپس در آن میدمند شباهت ندارد! گفتند: پس چه بگوییم؟ ولید گفت: بگذارید بروم از نزدیک سخن او را بشنوم، سپس اظهارنظر کنم. او برخاست و نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و گفت: ای محمد قسمتی از شعرت را برای من بازگو کن. [[پیغمبر]] فرمود: [[شعر]] نیست بلکه [[کلام]] خداوندی است. ولید گفت: پارهای از آن را بر من بخوان. [[حضرت رسول]] در این هنگام {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} را برای او قرائت کرد ولید موقعی که کلمه «[[رحمان]]» را شنید، حضرت را [[استهزاء]] نمود و گفت تو [[مردم]] را به طرف شخصی که اکنون در یمامه است و [[رحمان]] نام دارد [[دعوت]] میکنی؟! [[پیغمبر]] فرمود: چنین نیست، بلکه من مردم را به سوی [[خداوند]] که رحمان و [[رحیم]] است میخوانم. حضرت بعد از این مذاکرات [[حم سجده]] را قرائت نمود، هنگامی که به این [[آیه شریفه]] رسید: {{متن قرآن|فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ}}<ref>«پس اگر روی بگردانند بگو: شما را به آذرخشی از گونه آذرخش عاد و ثمود بیم میدهم» سوره فصلت، آیه ۱۳.</ref>. | ||
همین که ولید این جملات را شنید به [[سختی]] لرزید و موی بر بدنش راست شد، سپس برخاست و به خانهاش رفت و به سوی قریش بازنگشت. | همین که ولید این جملات را شنید به [[سختی]] لرزید و موی بر بدنش راست شد، سپس برخاست و به خانهاش رفت و به سوی [[قریش]] بازنگشت. | ||
قریش به [[ابوجهل]] گفتند: عمویت ولید [[دین]] محمد را پذیرفته است، دیدی که به طرف ما نیامد، [[سخن]] محمد را شنید و به خانهاش رفت. قریش از این واقعه سخت [[غمگین]] شدند. [[روز]] بعد | قریش به [[ابوجهل]] گفتند: عمویت ولید[[دین]] محمد را پذیرفته است، دیدی که به طرف ما نیامد، [[سخن]] محمد را شنید و به خانهاش رفت. [[قریش]] از این واقعه سخت [[غمگین]] شدند. [[روز]] بعد ابوجهل به نزد ولید رفت و گفت: عمو ما را سرشکسته و [[رسوا]] ساختی. ولید گفت: چطور پسر [[برادر]]؟ ابوجهل گفت: برای اینکه به [[دین]] محمد گرویدهای. ولید پاسخ داد: نه من به دین محمد نگرویدهام و همچنان بر آئین [[قوم]] خود و پدرانم باقی هستم؛ ولی من سخن کوبندهای از وی شنیدم که بدنها را به لرزه در میآورد. ابوجهل گفت: آیا آن سخن [[شعر]] بود؟ ولید گفت: نه آنچه من شنیدم شعر نبود. ابوجهل گفت: [[خطابه]] بود؟ ولید گفت: نه خطابه هم نیست. | ||
ولید گفت: مرا اندکی مهلت بده تا در این باره بیندیشم، چون روز دیگر شد گفتند: جواب ما را بگویید! ولید گفت: بگویید [[کلام]] او [[سحر]] است و [[دل]] | ولید گفت: مرا اندکی مهلت بده تا در این باره بیندیشم، چون روز دیگر شد گفتند: [[جواب]] ما را بگویید! ولید گفت: بگویید [[کلام]] او [[سحر]] است و [[دل]] مردم را مسحور میکند، [[عکرمه]] گوید: [[ولید بن مغیره]] گفت: {{عربی|و الله إن له لحلاوة و إن علیه لطلاوة و إن أعلاه لمثمر و إن أسفله لمعذق و ما یقول هذا بشر... یفرق بین المرء و ابیه و بین المرء و اخیه و بین المرء و زوجته و بین المرء و عشیرته}}<ref>إعلام الوری بأعلام الهدی، ص۴۱.</ref>. | ||
به [[خدا]] گفتارش با حلاوت است و اصل و ریشهاش محکم و پا برجاست و میوه آن [[پاکیزه]] و نیکوست. هر چه بگوئید مردم میدانند که سخن شما [[بیهوده]] و [[باطل]] است ولی باز هم از همه بهتر همان است که بگوئید ساحر است؛ زیرا سخنانش سحر و [[جادو]] است که بهوسیله آنها میان | به [[خدا]] گفتارش با حلاوت است و اصل و ریشهاش محکم و پا برجاست و میوه آن [[پاکیزه]] و نیکوست. هر چه بگوئید [[مردم]] میدانند که سخن شما [[بیهوده]] و [[باطل]] است ولی باز هم از همه بهتر همان است که بگوئید ساحر است؛ زیرا سخنانش [[سحر]] و [[جادو]] است که بهوسیله آنها میان پدر و پسر و [[برادر]] و [[زن]] و شوهر، [[فامیل]] و [[عشیره]] جدائی میاندازد. [[قریش]] خوشحال شدند و با [[تعجب]] از او جدا گردیدند. | ||
قریش از نزد ولید بیرون رفته و سر راه کاروانیان نشسته و به هر که برخورد میکردند او را از تماس گرفتن با [[رسول خدا]] {{صل}} بر [[حذر]] داشته و از سحر و جادوی آن | [[قریش]] از نزد ولید بیرون رفته و سر راه کاروانیان نشسته و به هر که برخورد میکردند او را از تماس گرفتن با [[رسول خدا]]{{صل}} بر [[حذر]] داشته و از [[سحر]] و جادوی آن حضرت بیمناکشان میساختند. پس [[خدای تعالی]] [[آیات]] زیر را درباره [[ولید بن مغیره]] و سخن او نازل فرمود: {{متن قرآن|ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا * سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا * إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ * فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ}}<ref>«مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار* و برای او [[دارایی]] پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه ([[پیشرفت]]) او را [[نیک]] هموار کردم * باز [[آز]] دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است * زودا که به او [[سختی]] رسانم * که او اندیشید و سنجید * و [[مرگ]] بر او باد! چگونه سنجید؟ * دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ * سپس نگریست * آنگاه روی در هم کشید و [[ترشرویی]] کرد * سپس پشت کرد و [[گردنکشی]] ورزید * و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست * این جز گفتار [[آدمی]] نیست» [[سوره مدثر]]، [[آیه]] ۱۱-۲۵.</ref><ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۲۷۰؛ تاریخ انبیا، ج۳، ص۱۶۹.</ref>. | ||
در نقل دیگری آمده: [[روایت]] شده که ولید از کنار [[پیامبر]] {{صل}} رد میشد و آن | در نقل دیگری آمده: [[روایت]] شده که ولید از کنار [[پیامبر]]{{صل}} رد میشد و آن حضرت مشغول خواندن[[سوره]] [[حم سجده]] بود، پیش [[یاران]] خود آمد و گفت: هم اکنون از محمد{{صل}} سخنی شنیدم که شباهت به سخنان [[بشر]] و [[جنیان]] نداشت، بسیار دلپذیر و [[زیبا]] بود، پر فایده و با [[برکت]] و فناناپذیر و غیر قابل رد است. {{عربی|ان له لحلاوه و أن علیه لطلاوه و ان اعلاه لمثمر و ان اسفله لمغدق و ان لیعلو و لا یعلی}} [[قریش]] گفتند: ولید از [[دین]] برگشته. پس [[برادر]] زادهاش [[ابوجهل]] گفت: من او را بر میگردانم! پیش ولید رفت و با [[اندوه]] نشست و با او سخنانی گفت که او را تحت تأثیر قرار داد. | ||
ولید از جای حرکت کرده گفت: [[گمان]] میکنید محمد دیوانه است؟ هیچ آثار دیوانگی در او [[مشاهده]] کردهاید؟ یا میگویید [[کاهن]] است هیچ دیدهاید [[کهانت]] کند؟ یا [[خیال]] میکنید شاعر است، تاکنون دیدهاید شعری بگوید؟ همه گفتند: نه! گفت: او ساحر است! نمیبینید سخنانش بین [[زن]] و شوهر و فرزند و غلامش جدایی میاندازد. [[قریش]] خوشحال شدند و با [[تعجب]] از او جدا گردیدند<ref>بحارالانوار، ج۹، ص۱۶۷.</ref>. | ولید از جای [[حرکت]] کرده گفت: [[گمان]] میکنید محمد دیوانه است؟ هیچ آثار دیوانگی در او [[مشاهده]] کردهاید؟ یا میگویید [[کاهن]] است هیچ دیدهاید [[کهانت]] کند؟ یا [[خیال]] میکنید [[شاعر]] است، تاکنون دیدهاید شعری بگوید؟ همه گفتند: نه! گفت: او ساحر است! نمیبینید سخنانش بین [[زن]] و شوهر و فرزند و غلامش جدایی میاندازد. [[قریش]] خوشحال شدند و با [[تعجب]] از او جدا گردیدند<ref>بحارالانوار، ج۹، ص۱۶۷.</ref>. | ||
اشعث پدر [[جعده]] در [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} از هیچگونه [[آزار]] و [[شکنجه]] [[روحی]] نسبت به حضرت کوتاهی نمیکرد، او در مقابل [[مسجد کوفه]] بر بالای [[منزل]] خود بر [[مناره]] میرفت و هنگامی که موذن [[اذان]] میگفت او فریاد برمیآورد: {{عربی|یا رجل انک لکذاب ساحر}} او در [[سال دهم هجرت]] به ناچار [[اسلام]] آورد و تا [[زمان]] [[رحلت پیامبر]]{{صل}} با [[نفاق]] زیست؛ اما بعد از [[وفات پیامبر]]{{صل}} از اسلام خارج شد و پس از مدتی دوباره [[مسلمان]] شد<ref>اسد الغابه ج۱، ص۹۸؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۵۳۱.</ref><ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص۷۸.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده: پیامبر خاتم]] | ||