آیه واسأل من ارسلنا در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
←دیدگاه سوم:
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
==== دیدگاه سوم: ==== | ==== دیدگاه سوم: ==== | ||
تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشتهاند کـه هرچند [[ظاهر آیه]] دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم [[ذات]] انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] [[انبیای گذشته]] هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام{{صل}} است، ولى منظور تمام [[امت]] و حـتى مـخالفان او هـستند و كسانى كه مورد سؤال واقع مىشوند، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست مىآيد كه بيانگر مكتب توحيدى انبيا است. <ref>مکارم شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۷۵</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على الرسول من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول{{صل}}- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء المشركين أن يشاركوا فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة، التي جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من أدواء، كما جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بیتا، ج۱۳، ص۱۳۹</ref> بر این اساس میتوان بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی و اسمعی یا جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب]] اسـت کـه با رجوع به [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتابهای آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید فی علوم القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که میخواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از اینرو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها میگوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آوردهاند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر میدهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref> | تـعداد دیـگری از مـفسران بیان داشتهاند کـه هرچند [[ظاهر آیه]] دلالت بر سؤال پرسیدن شخص [[پیامبر]]{{صل}} دارد اما منظور خود پیامبر نیست بلکه هـمه امـت [[اسلام]] و حتی مخالفان از [[مشرکان]] منظور هـستند و مـسئول هـم [[ذات]] انـبیاء نیست بلکه هـمچون دیدگاه اول، [[پیروان]] [[انبیای گذشته]] هستند. سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام{{صل}} است، ولى منظور تمام [[امت]] و حـتى مـخالفان او هـستند و كسانى كه مورد سؤال واقع مىشوند، پيروان انبياى پيشـينند، پيروان راسـتين و مـورد اطـمينان آنـها و حـتى افراد عادى آنها، چرا كه از مجموعه سخنان آنها "[[خبر متواتر]]" به دست مىآيد كه بيانگر مكتب توحيدى انبيا است. <ref>مکارم شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴، تفسیر نمونه، ج۲۱، ص۷۵</ref>.<ref>{{عربی|و السؤال من النبىّ لرسل اللّه هنا، ليس سـؤالا مباشرا، بحيث يسأل الرسل و يتلقى الجواب منهم.. و إنما هو سؤال بالنظر فيما قصّ اللّه سبحانه و تعالى على الرسول من قصص الرسل، و محامل رسالاتهم إلى أقوامهم...و ليس الرسول{{صل}}- فى حاجة إلى أن يسـأل عـن أمر هو عالم به، و لكن هذا السؤال منه، هو دعوة إلى هؤلاء المشركين أن يشاركوا فى هذا السؤال، و أن يتلقوا الجواب عليه، حتى يكون لهم من ذلك علم يصححون به معتقداتهم الفاسدة، التي جاء رسـول اللّه{{صل}}لعلاج ما بها من أدواء، كما جاء رسل اللّه جميعا بدواء تلك الأدواء}}، خطیب، عبدالکریم، تفسیر القرآنی للقرآن، بیتا، ج۱۳، ص۱۳۹</ref> | ||
بر این اساس میتوان بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی و اسمعی یا جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب]] اسـت کـه با رجوع به [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتابهای آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید فی علوم القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که میخواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از اینرو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها میگوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آوردهاند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر میدهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref> | |||
برخی مفسران اهل سنت نیز این دیدگاه را پذیرفتهاند؛ به عنوان نمونه: [[زمخشری]] و به تبع او برخی دیگر از [[مفسران]] همچون [[نسفی]]، به این قول قائلاند. زمخشری پس از تصریح به این قول مینویسد: «[[اندیشه]] و نظر در کتاب معجِز و مصدّق خداوند که در دست پیامبر بود، برای بررسی [[امت]] رسولان پیشین او را کفایت کرد و خداوند در [[قرآن]] خبر داده است که آنان به جای خدا، چیزی را [[عبادت]] میکنند که هیچ حجتی بر آنان نازل نشده است. و این آیه به خودی خود کافی است و به آیهای دیگر نیازی نخواهد بود»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۳، ص۴۹۰؛ همچنین ر.ک: تفسیر النسفی، ج۴، ص۱۱۵.</ref>. | برخی مفسران اهل سنت نیز این دیدگاه را پذیرفتهاند؛ به عنوان نمونه: [[زمخشری]] و به تبع او برخی دیگر از [[مفسران]] همچون [[نسفی]]، به این قول قائلاند. زمخشری پس از تصریح به این قول مینویسد: «[[اندیشه]] و نظر در کتاب معجِز و مصدّق خداوند که در دست پیامبر بود، برای بررسی [[امت]] رسولان پیشین او را کفایت کرد و خداوند در [[قرآن]] خبر داده است که آنان به جای خدا، چیزی را [[عبادت]] میکنند که هیچ حجتی بر آنان نازل نشده است. و این آیه به خودی خود کافی است و به آیهای دیگر نیازی نخواهد بود»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۳، ص۴۹۰؛ همچنین ر.ک: تفسیر النسفی، ج۴، ص۱۱۵.</ref>. | ||