آیه واسأل من ارسلنا در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
←دیدگاه مفسران فریقین
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
==== دیدگاه اول: ==== | ==== دیدگاه اول: ==== | ||
تعدادی از مفسران، سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کردهاند. بر اساس نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از انبیای گذشته [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای [[دقت]] و [[تأمل]] در ادیـان آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتابهای آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست میآید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـمودهاند.<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به الفحص عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن هذا المرض، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج۵، ص۶۸؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة السؤال، لإحالته، بل في الكلام مضاف مقدّر، تقديره: و اسأل أممهم و عـلماء دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء}}، کاشانی، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنى از مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را براى آنان فرستادهايم بپرس كه آيا پيامبران جز پيام توحيد چيز ديگرى بـراى آنـان آوردهاند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من ارسلنا}} كه مضاف حـذف و مـضاف اليه بجاى آن قرار گرفته است. طـبرسی، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی تفسیر القـرآن، ج۲۲، ص۲۳۲؛ {{عربی|واسـأل من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل و لذلك فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل، و على ذلك فـالآية مـدنية، و نص القرآن يحتمل هذا و ذاك و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم التي لم تحرف لترى [[جواب]] هذا السؤال، و أن الأديان كلها متفقة عـلى التـوحيد الخالص البريء و على نفى [[عبادة]] غـير [[اللّه]]}} حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح، ج۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل الاستعارة. لأن مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم غير ممكنة و إنما المراد- و اللّه أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲</ref> | تعدادی از مفسران، سؤال در این [[آیه]] را حمل بر مجاز کردهاند. بر اساس نظر این مفسران، مأمور به سؤال، شخص [[پیامبر]]{{صل}} اسـت امـا مـنظور از سؤال پرسیدن از انبیای گذشته [[حقیقی]] نیست بلکه از باب مجاز و به معنای [[دقت]] و [[تأمل]] در ادیـان آن انبیا و فحص از [[علما]] و [[ملل]] و کتابهای آنهاست. از بررسی تعداد زیادی از تفاسیر این نتیجه به دست میآید کـه اکـثریت مفسران آیه را به این صورت تـفسیر نـمودهاند.<ref>بر این اساس معنای آیه چنین است: {{عربی|وَ سْئَلْ يا رسول اللّه مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا كنـوح و إبراهيم و موسى و عيسى و غيرهم{{عم}} و هذا مجاز يراد به الفحص عن مقالاتهم، كما يقال سـل الأطـباء عن هذا المرض، أي راجع كتبهم}}، حسینی شیرازی، سید محمد، ۱۴۲۴، تقریب القرآن الی الاذهان، ج۵، ص۶۸؛{{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مـِنْ قـَبْلِكَ مـِنْ رُسُلِنا ليس المراد بسؤال الرسل حقيقة السؤال، لإحالته، بل في الكلام مضاف مقدّر، تقديره: و اسأل أممهم و عـلماء دينـهم. فـإذا سألهم فكأنّه سأل الأنبياء}}، کاشانی، ملافتح الله،۱۴۲۳، زبده التفاسیر، ج۶، ص۲۵۶؛ {{عربی|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مـِنْ رُسـُلِنا}} يعنى از مؤمنين اهل كتاب كه پيامبرانى را براى آنان فرستادهايم بپرس كه آيا پيامبران جز پيام توحيد چيز ديگرى بـراى آنـان آوردهاند؟ و تقدير چنين است: {{عربی|سل امما من ارسلنا او اتباع من ارسلنا}} كه مضاف حـذف و مـضاف اليه بجاى آن قرار گرفته است. طـبرسی، فضل بن حسن، ۱۳۶۰، مجمع البیان فی تفسیر القـرآن، ج۲۲، ص۲۳۲؛ {{عربی|واسـأل من أرسلنا من الرسل قبلك، أجعلنا مـن دون الرحـمن آلهة يعبدون فالمسئولون هم الرسل و لذلك فالآية مكية، و قيل: المسئول أمم الرسل، و على ذلك فـالآية مـدنية، و نص القرآن يحتمل هذا و ذاك و ليس المـقصود عـلى الرأيين نفس السـؤال بـل المـراد انظر في أديانهم و ابحث عن مـللهم و ادرس كتبهم التي لم تحرف لترى [[جواب]] هذا السؤال، و أن الأديان كلها متفقة عـلى التـوحيد الخالص البريء و على نفى [[عبادة]] غـير [[اللّه]]}} حجازی، محمد محمود، ۱۴۱۳، التفسیر الواضح، ج۳، ص۳۹۷؛ {{عربی|و هذا الكلام أيضـا داخـل فى قبيل الاستعارة. لأن مـسألة الرسـل الذين درجت قرونهم و خلت أزمانهم غير ممكنة و إنما المراد- و اللّه أعلم- و اسأل أصحاب مـن أرسـلنا من قبلك من رسلنا، أو اسـتعلم مـا فـى كتبهم، و تعرّف حـقائق سـننهم. و ذلك على مثال: وَ سْئَلِ الْقـَرْيَة}}، سـیدرضی، محمد بن حسین، تـلخیص البیان عن مجازات القرآن، ص۳۰۲</ref> | ||
برخی مفسران اهل سنت نیز این دیدگاه را پذیرفتهاند؛ به عنوان نمونه: [[زمخشری]] و به تبع او برخی دیگر از [[مفسران]] همچون [[نسفی]]، به این قول قائلاند. زمخشری پس از تصریح به این قول مینویسد: «[[اندیشه]] و نظر در کتاب معجِز و مصدّق خداوند که در دست پیامبر بود، برای بررسی [[امت]] رسولان پیشین او را کفایت کرد و خداوند در [[قرآن]] خبر داده است که آنان به جای خدا، چیزی را [[عبادت]] میکنند که هیچ حجتی بر آنان نازل نشده است. و این آیه به خودی خود کافی است و به آیهای دیگر نیازی نخواهد بود»<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۳، ص۴۹۰؛ همچنین ر.ک: تفسیر النسفی، ج۴، ص۱۱۵.</ref>. | |||
اما اگر چنین باشد که زمخشری میگوید، آیا امر به پرسش [[لغو]] نیست؟ به عبارت دیگر اگر مراد از آیه، دستور به جستجو و بررسی احوال امم [[پیامبران پیشین]] باشد، در حالی که احوال این [[امتها]] در [[قرآن]] نیز بیان شده است، [[دستور خداوند]] به پیامبرش [[لغو]] خواهد بود. | |||
==== دیدگاه دوم: ==== | ==== دیدگاه دوم: ==== | ||
| خط ۵۸: | خط ۶۲: | ||
بر این اساس میتوان بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی و اسمعی یا جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب]] اسـت کـه با رجوع به [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتابهای آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید فی علوم القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که میخواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از اینرو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها میگوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آوردهاند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر میدهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref> | بر این اساس میتوان بیان داشـت کـه [[آیه]] دارای مجاز از نوع کنایه بـه مـعنای {{عربی|ایاک اعنی و اسمعی یا جاره}} است. بر اساس این [[تفسیر]] [[خطاب]] در آیه هر چند به ظاهر به شخص [[رسول الله]]{{صل}} است اما در [[حقیقت]] از باب کـنایه بـه مشرکان و [[اهل کتاب]] اسـت کـه با رجوع به [[علمای اهل کتاب]] و [[ملل]] و [[کتابهای آسمانی]] گذشته متذکر شوند و [[خدای یگانه]] را بپرستند <ref>معرفت، محمد هادی، ۱۴۱۲، التمهید فی علوم القرآن، ج۱،ص۲۱۴</ref> به عبارت دیگر خطاب در آیه به شنوندگان [[آیات الهی]] است که میخواهند درباره [[ادیان]] تحقیق و تفحص کنند؛ از اینرو [[خداوند]] در این [[آیه]] به آنها میگوید که از [[پیروان]] [[پیامبران پیشین]] درباره دینشان بپرس که آیا پیامبرانشان برای [[تبلیغ]]، [[عبادت]] چیزی غیر از [[خدا]] را آوردهاند؟ در این صورت پیروان پیامبران پیشین به تو خبر میدهند که چنین چیزی رخ نداده است و ممکن نیست [[پیامبری]] چنین چیزی آورده باشد.<ref>ر.ک: اندلسی، ابوحیان، تفسیر البحر المحیط، ج۸، ص۲۰.</ref> | ||
==== دیدگاه چهارم: ==== | ==== دیدگاه چهارم: ==== | ||