|
|
| خط ۵۱: |
خط ۵۱: |
|
| |
|
| ==== دیدگاه سوم: ==== | | ==== دیدگاه سوم: ==== |
| جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کردهاند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانستهاند. بر این اساس سوال در آیه حقیق خواهد بود و نه مجازی. | | جماعتى از مفسرين با [[تمسک]] به [[ظاهر آیه]] و استناد به [[روایات]]، [[مأمور]] به را خود پیـامبر{{صل}} و [[مسئول]] را [[انبیای گذشته]] معرفی کردهاند و [[نزول آیه]] را در [[شب معراج]] دانستهاند. بر این اساس سوال در آیه حقیق خواهد بود و نه مجازی و لازم نمىآيد چيزى در آیه در تقدير گرفت و آيه به ظاهر خود باقى است.<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی، محمد، ۱۳۶۵، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۶،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref> |
| | |
| به عنوان نمونه: علی بن ابراهيم قمى چنين روايت ميكند که [[راوی]] گويد: با ابى جعفر مـحمّد بـاقر{{ع}}[[ حج]] را به جا آوردیم و نافع بن ازرق با من بود. نافع چون جماعتى را ديد که دور شخصى را گرفتهاند سؤال كرد كه اين كیست؟ هشام گفت: اين مـحمد بن على بن الحسين بن على بن ابیطالب{{ع}} اسـت. نـافع گفت: من نزد وى رفته و از او سؤالاتى میپرسم كه [[جواب]] آنها را مگر شخص نبى يا وصى او نمیدانند. وقتى [[خدمت]] حضرت رسید، گـفت سـؤالاتى دارم، حضرت فرمود: بپرس. گفت: بين حضرت عيسى{{ع}} با محمد چقدر فاصله بـود؟ حضرت فـرمود: بـه عقيده تو بگويم يا به رأى خودم؟ گفت: هر دو. [[امام]] فرمود: به رأى من پانصد سال و به رأى تو شـشصد سال. گفت: پس این قول خدای تعالى به چه معناست؟ که میفرماید: {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ}} ابى جـعفر{{ع}} اين آيه را [[تلاوت]] نـمود: {{متن قرآن|سـُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ...}} و فرمود: از جمله آيات الهى كه در آن شب بر حضرتش نمودار گرديد اين بود كه وقتى به بيت المقدس رسيد تمام انبيا و مرسلين{{عم}} در آنجا [[اجتماع]] نمودند و جبرئيل [[اذان]] گفت و تـمام پيمبران به نبى خاتم{{صل}} [[اقتدا]] کردند؛ آن [[وقت]] [[خطاب]] رسيد اى محمد، از اين پيغمبران بپرس {{متن قرآن|أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً}} تا آخر حديث كه مفصل است.
| |
| | |
| بـنا بر اين حديث لازم نمىآيد چيزى در تقدير گرفت و آيه به ظاهر خود باقى است.<ref>بانو [[امین]]، [[سیده]] [[نصرت]]، ۱۳۶۱، مـخزن العـرفان، ج۱۳،ص۳۳؛ [[سبزواری]] نجفی،[[ محمد]]، ۱۴۰۶، الجـدید فـی [[تفسیر القرآن]]، ج۶،ص۳۵۸؛ صادقی تهرانی، محمد، ۱۳۶۵، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۶،ص۳۲۹؛ عـروسی حـویزی، عبدعلی، ۱۴۱۵، [[نور الثقلین]]، ج۴، ص۶۰۶</ref>.<ref>شریفی، عباس، بازخوانی آراء تفسیری مفسران قرآن از آیه ۴۵ سوره زخرف با تکیه بر سیاق، فصلنامه قرآنی کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۶۵، صفحه ۶۵ به بعد</ref>
| |
|
| |
|
| ==== دیدگاه چهارم: ==== | | ==== دیدگاه چهارم: ==== |