پرش به محتوا

جهاد در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:
جهاد با دشمن ظاهری نیز به سه نوع تقسیم می‌شود<ref>علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۲۱.</ref>: جهاد دفاعی در برابر تجاوز مسلحانه بیگانه؛ [[جهاد آزادی‌بخش]] (ابتدایی) برای [[دعوت به اسلام]]؛ [[جهاد داخلی]] یا [[جهاد با اهل بغی]]<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۱۳-۲۱۴.</ref>.
جهاد با دشمن ظاهری نیز به سه نوع تقسیم می‌شود<ref>علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۲۱.</ref>: جهاد دفاعی در برابر تجاوز مسلحانه بیگانه؛ [[جهاد آزادی‌بخش]] (ابتدایی) برای [[دعوت به اسلام]]؛ [[جهاد داخلی]] یا [[جهاد با اهل بغی]]<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۱۳-۲۱۴.</ref>.


=== تقسیم [[جهاد]] بر اساس [[اهداف]]===
=== تقسیم [[جهاد]] بر اساس [[اهداف]] ===
[[فقها]] معمولاً در تقسیم‌بندی جهاد، [[اهداف جهاد]] را ملاک قرار داده و بر اساس آن اقسام جهاد را مورد بررسی قرار می‌دهند، به طوری که تقسیم‌بندی جهاد [[مبیّن]] اهداف و عوامل [[مشروعیت]] آن نیز هست. [[فقیه]] بزرگ، مرحوم [[کاشف الغطاء]]، [[جهاد]] را به همین لحاظ به پنج نوع تقسیم کرده است<ref>کشف الغطاء، کتاب جهاد، باب اول، مبحث اول، چ سنگی (بدون شماره صفحه).</ref>:
[[فقها]] معمولاً در تقسیم‌بندی جهاد، [[اهداف جهاد]] را ملاک قرار داده و بر اساس آن اقسام جهاد را مورد بررسی قرار می‌دهند، به طوری که تقسیم‌بندی جهاد [[مبیّن]] اهداف و عوامل [[مشروعیت]] آن نیز هست. [[فقیه]] بزرگ، مرحوم [[کاشف الغطاء]]، [[جهاد]] را به همین لحاظ به پنج نوع تقسیم کرده است<ref>کشف الغطاء، کتاب جهاد، باب اول، مبحث اول، چ سنگی (بدون شماره صفحه).</ref>:
# جهاد برای [[حفظ]] موجودیت [[اسلام]]: هرگاه [[کفار]] قصد [[تهاجم]] بر [[بلاد اسلامی]] را داشته به طوری که آماده [[سرکوب]] [[مسلمین]] و [[استیلا]] بر اسلام و [[تحکیم]] [[سلطه]] بر مسلمین باشند و آثار و شعارهای [[کفر]] بر [[شعائر اسلامی]] تفوق یابد، [[واجب]] است هر کس به مقدار [[قدرت]] و امکاناتی که دارد برای جهاد [[هجرت]] نماید و هر کس که [[قادر]] به [[فرماندهی]] است و می‌تواند نیروهای [[رزمنده]] اسلام را جمع‌آوری نماید واجب است فرماندهی[[دفاع]] را بر عهده گیرد و او می‌تواند از [[اموال مسلمین]] به [[میزان]] مورد احتیاج برای جهاد استفاده کند چه در [[حضور امام]] و عدم حاکمیتش و چه در [[غیبت امام]] و حضور [[فقیه جامع الشرایط]] و چه در [[غیبت]] او، بر [[مردم]] واجب است که از او [[اطاعت]] کنند.
# جهاد برای [[حفظ]] موجودیت [[اسلام]]: هرگاه [[کفار]] قصد تهاجم بر [[بلاد اسلامی]] را داشته به طوری که آماده سرکوب [[مسلمین]] و استیلا بر اسلام و [[تحکیم]] [[سلطه]] بر مسلمین باشند و آثار و شعارهای [[کفر]] بر [[شعائر اسلامی]] تفوق یابد، [[واجب]] است هر کس به مقدار [[قدرت]] و امکاناتی که دارد برای جهاد [[هجرت]] نماید و هر کس که قادر به [[فرماندهی]] است و می‌تواند نیروهای [[رزمنده]] اسلام را جمع‌آوری نماید واجب است فرماندهی[[دفاع]] را بر عهده گیرد و او می‌تواند از اموال مسلمین به [[میزان]] مورد احتیاج برای جهاد استفاده کند چه در حضور امام و عدم حاکمیتش و چه در [[غیبت امام]] و حضور فقیه جامع الشرایط و چه در [[غیبت]] او، بر [[مردم]] واجب است که از او [[اطاعت]] کنند.
# جهاد برای حفظ دماء، [[اعراض]] و [[اموال مسلمانان]]: در شرایطی که [[جان]] و [[مال]] و اعراض [[مسلمانان]] در معرض هتک و تعرض است اگر کسی بتواند [[ریاست]] [[جامعه اسلامی]] را به‌عهده بگیرد که مسلمانان از وی اطاعت نمایند واجب است [[وظیفه]] جهاد را برای [[حفظ حقوق]] جامعه اسلامی بر عهده بگیرد و تا آن میزان که برای رسیدن به اهداف این نوع جهاد لازم است از اموال مسلمانان بگیرد اگر از [[مجتهد]] [[عادل]] هم [[اجازه]] بگیرد بهتر است.
# جهاد برای حفظ دماء، [[اعراض]] و اموال مسلمانان: در شرایطی که [[جان]] و [[مال]] و اعراض [[مسلمانان]] در معرض هتک و تعرض است اگر کسی بتواند [[ریاست]] [[جامعه اسلامی]] را به‌عهده بگیرد که مسلمانان از وی اطاعت نمایند واجب است [[وظیفه]] جهاد را برای حفظ حقوق جامعه اسلامی بر عهده بگیرد و تا آن میزان که برای رسیدن به اهداف این نوع جهاد لازم است از اموال مسلمانان بگیرد اگر از [[مجتهد]] [[عادل]] هم [[اجازه]] بگیرد بهتر است.
# [[جهاد]] برای کمک به گروه [[مسلمانان]]: جهاد برای کمک به گروه و ملتی از مسلمانان که با [[کفار]] درگیر شده و احتمال می‌رود [[شکست]] بخورد و کفار بر آنها [[استیلا]] پیدا کنند.
# [[جهاد]] برای کمک به گروه [[مسلمانان]]: جهاد برای کمک به گروه و ملتی از مسلمانان که با [[کفار]] درگیر شده و احتمال می‌رود [[شکست]] بخورد و کفار بر آنها استیلا پیدا کنند.
# جهاد برای بازگرداندن [[حاکمیت اسلام]]: بلاد و سرزمین‌هایی که به دست کفار افتاده و تحت استیلای آنان قرار گرفته و در شرایطی که [[ملت]] یا ملت‌هایی از مسلمانان تحت [[سلطه بیگانگان]] قرار گرفته‌اند و [[اسلام]] موجودیتش بر اثر استیلای [[کفر]] موهون گشته {{عربی|اصلاح بیضة الاسلام بعد کسرها و اصلاحها بعد ثلمها}} بر مسلمانان حاضر و غایب در سراسر [[جهان]] [[واجب]] است که [[خانواده]] و [[اموال]] خود را رها کنند و برای [[جهاد]] [[مهاجرت]] نمایند، آنها که [[نفوذ]] و [[قدرت]] [[اجتماعی]] دارند از نفوذ و قدرتشان و آنها که صاحب ثروت‌اند از اموالشان و آنان که [[سلاح]] دارند از سلاحشان و کسانی که قدرت [[تدبیر]] و [[سیاست]] دارند از [[فکر]] و تدبیرشان استفاده کنند و [[دشمن]] را دفع و [[حاکمیت]] و [[سیادت اسلام]] را بازگردانند. این نوع جهاد با فضیلت‌ترین انواع جهاد است و نزدیک‌ترین وسیله برای [[قرب]] [[حضرت حق]]. کسی که در راه این چهار قسم از جهاد کشته شود [[روز جزا]] با [[شهدا]] است و او بالاترین [[شهید]] است که در زمره [[شهدای کربلا]] محسوب می‌شود، [[بهشت]] برای او آذین‌بندی می‌شود و [[فرشتگان]] به استقبالش می‌شتابند و در واپسین [[روز]] او میهمان [[سید]] الانبیاست: “کسی که بر خود واجب می‌داند سخن مرا بپذیرد و [[وظایف]] خود را از من بیاموزد و عمل کند او باید امروز سلاح خود بگیرد و با صدای بلند [[رزمندگان]] غیور اسلام را [[دعوت]] کند آنان را که طالب آثارند و خواهان کمک به [[شریعت پیامبر خاتم]]{{صل}} می‌باشند، آنها که می‌خواهند جانشان را با [[خدا]] [[معامله]] کنند، آنان که به دنبال رضای [[رب]] هستند، آنان که یک عمر آرزوی [[همکاری]] با [[یاران حسین]]{{ع}} دارند و آنان که [[روایت]] شده که اکثر [[یاران]] [[صاحب الامر]]{{ع}} از [[عجم]] هستند”.
# جهاد برای بازگرداندن حاکمیت اسلام: بلاد و سرزمین‌هایی که به دست کفار افتاده و تحت استیلای آنان قرار گرفته و در شرایطی که [[ملت]] یا ملت‌هایی از مسلمانان تحت سلطه بیگانگان قرار گرفته‌اند و [[اسلام]] موجودیتش بر اثر استیلای [[کفر]] موهون گشته {{عربی|اصلاح بیضة الاسلام بعد کسرها و اصلاحها بعد ثلمها}} بر مسلمانان حاضر و غایب در سراسر [[جهان]] [[واجب]] است که [[خانواده]] و [[اموال]] خود را رها کنند و برای [[جهاد]] [[مهاجرت]] نمایند، آنها که نفوذ و [[قدرت]] [[اجتماعی]] دارند از نفوذ و قدرتشان و آنها که صاحب ثروت‌اند از اموالشان و آنان که [[سلاح]] دارند از سلاحشان و کسانی که قدرت [[تدبیر]] و [[سیاست]] دارند از [[فکر]] و تدبیرشان استفاده کنند و [[دشمن]] را دفع و [[حاکمیت]] و [[سیادت اسلام]] را بازگردانند. این نوع جهاد با فضیلت‌ترین انواع جهاد است و نزدیک‌ترین وسیله برای [[قرب]] [[حضرت حق]]. کسی که در راه این چهار قسم از جهاد کشته شود [[روز جزا]] با [[شهدا]] است و او بالاترین [[شهید]] است که در زمره [[شهدای کربلا]] محسوب می‌شود، [[بهشت]] برای او آذین‌بندی می‌شود و [[فرشتگان]] به استقبالش می‌شتابند و در واپسین [[روز]] او میهمان [[سید]] الانبیاست: “کسی که بر خود واجب می‌داند سخن مرا بپذیرد و [[وظایف]] خود را از من بیاموزد و عمل کند او باید امروز سلاح خود بگیرد و با صدای بلند [[رزمندگان]] غیور اسلام را [[دعوت]] کند آنان را که طالب آثارند و خواهان کمک به [[شریعت پیامبر خاتم]]{{صل}} می‌باشند، آنها که می‌خواهند جانشان را با [[خدا]] معامله کنند، آنان که به دنبال رضای [[رب]] هستند، آنان که یک عمر آرزوی [[همکاری]] با [[یاران حسین]]{{ع}} دارند و آنان که [[روایت]] شده که اکثر [[یاران]] [[صاحب الامر]]{{ع}} از [[عجم]] هستند”.
# [[جهاد]] برای [[دعوت به اسلام]]: این نوع [[جهاد]] از خصایص [[مقام نبوت]] و [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} و [[نایب خاص]] او می‌باشد و [[فقها]] که نواب عامند بهره‌ای از آن ندارند.
# [[جهاد]] برای [[دعوت به اسلام]]: این نوع [[جهاد]] از خصایص [[مقام نبوت]] و [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} و [[نایب خاص]] او می‌باشد و [[فقها]] که نواب عامند بهره‌ای از آن ندارند.


خط ۷۸: خط ۷۸:
# [[غنایم]] [[جهاد]] به معنی یک پنجم فقط بین [[مجاهدان]] تقسیم می‌شود، ولی در اقسام دیگر صرف امور [[دفاعی]] می‌شود.
# [[غنایم]] [[جهاد]] به معنی یک پنجم فقط بین [[مجاهدان]] تقسیم می‌شود، ولی در اقسام دیگر صرف امور [[دفاعی]] می‌شود.
# استفاده از سلاح‌های شیمیایی و [[شبیخون]] زدن و غافلگیری در این نوع جهاد شایسته نیست ولی در انواع دیگر این نوع محدودیت‌ها وجود ندارد.
# استفاده از سلاح‌های شیمیایی و [[شبیخون]] زدن و غافلگیری در این نوع جهاد شایسته نیست ولی در انواع دیگر این نوع محدودیت‌ها وجود ندارد.
# اگر جهاد به معنی پنجم بدون [[اجازه امام]] [[معصوم]]{{عم}} باشد، غنایم آن متعلق به امام{{ع}} است<ref>کشف الغطاء، کتاب جهاد، باب اول، مبحث اول، چ سنگی (بدون شماره صفحه).</ref> و<ref>برای مطالعه بیشتر ر. ک: فقه سیاسی، ج۵، ص۳۴۰-۳۶۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده، ابراهیم]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص۲۳۱؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۶۹.</ref>
# اگر جهاد به معنی پنجم بدون اجازه امام [[معصوم]]{{عم}} باشد، غنایم آن متعلق به امام{{ع}} است<ref>کشف الغطاء، کتاب جهاد، باب اول، مبحث اول، چ سنگی (بدون شماره صفحه).</ref> و<ref>برای مطالعه بیشتر ر. ک: فقه سیاسی، ج۵، ص۳۴۰-۳۶۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده، ابراهیم]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص۲۳۱؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۶۹.</ref>


اقسام چهارگانه جهاد، دارای [[احکام]] ویژه‌ای است که از آن جمله موارد زیر است:
اقسام چهارگانه جهاد، دارای [[احکام]] ویژه‌ای است که از آن جمله موارد زیر است:
# [[هزینه]] کردن [[صدقات]] واجب مانند [[زکوة]] مال و زکوة فطرة و [[مظالم العباد]] و [[مجهول المالک]] و مالی که [[نذر]] شده برای [[خدا]] (جهاد [[قربی]]) و صدقات [[مستحب]] برای موارد انواع چهارگانه جهاد جایز است بلکه نسبت به دیگر مصارف زکوة [[اولویت]] دارد.
# [[هزینه]] کردن [[صدقات]] واجب مانند [[زکوة]] مال و زکوة فطرة و مظالم العباد و مجهول المالک و مالی که [[نذر]] شده برای [[خدا]] (جهاد [[قربی]]) و صدقات [[مستحب]] برای موارد انواع چهارگانه جهاد جایز است بلکه نسبت به دیگر مصارف زکوة اولویت دارد.
# فرمانده و [[رئیس]] [[مطاع]] مسلمین می‌تواند از [[اراضی]] و باغات و مزارع [[خراج]] بگیرد و [[هزینه جهاد]] نماید.
# فرمانده و [[رئیس]] مطاع مسلمین می‌تواند از [[اراضی]] و باغات و مزارع [[خراج]] بگیرد و هزینه جهاد نماید.
# فرمانده و رئیس مطاع مسلمین می‌تواند از محل [[درآمدهای دولت]] [[اسلامی]] حتی [[مظالم]] به [[کفار]] جهت [[تألیف قلوب]] بپردازد و همچنین به بعضی از [[مسلمین]]، تا از آنها بر علیه [[دشمن]] [[متجاوز]] [[یاری]] بجوید.
# فرمانده و رئیس مطاع مسلمین می‌تواند از محل درآمدهای دولت [[اسلامی]] حتی مظالم به [[کفار]] جهت [[تألیف قلوب]] بپردازد و همچنین به بعضی از [[مسلمین]]، تا از آنها بر علیه [[دشمن]] [[متجاوز]] [[یاری]] بجوید.
# فرمانده و [[رئیس]] [[مطاع]] مسلمین می‌تواند [[مردم]] را بر [[جهاد]] مجبور نماید و بر [[یاری دادن]] به مسؤولین [[دفاع]] وادارشان سازد و از بازگشتشان از [[جبهه]] به [[خانه]] و کار ممانعت نماید.
# فرمانده و [[رئیس]] مطاع مسلمین می‌تواند [[مردم]] را بر [[جهاد]] مجبور نماید و بر [[یاری دادن]] به مسؤولین [[دفاع]] وادارشان سازد و از بازگشتشان از جبهه به [[خانه]] و کار ممانعت نماید.
# استفاده از آلات [[لهو و لعب]] و اموری که در بسیج نیروها مؤثر است و در [[نظم]] بخشیدن به [[سپاه]] لازم است جایز می‌باشد.
# استفاده از آلات [[لهو و لعب]] و اموری که در بسیج نیروها مؤثر است و در [[نظم]] بخشیدن به [[سپاه]] لازم است جایز می‌باشد.
# نمازهای تمام را می‌توان در صورت [[ضرورت]] در حال راه رفتن بخواند.
# نمازهای تمام را می‌توان در صورت [[ضرورت]] در حال راه رفتن بخواند.
# اگر نتوانست [[لباس]] و بدن خود را از [[نجاست]] [[پاک]] کند با همان لباس و بدن [[نجس]] می‌تواند [[نماز]] بخواند.
# اگر نتوانست [[لباس]] و بدن خود را از [[نجاست]] [[پاک]] کند با همان لباس و بدن نجس می‌تواند [[نماز]] بخواند.
# می‌تواند با چیزهایی که در حال عادی نماز را [[باطل]] می‌کند نماز بخواند.
# می‌تواند با چیزهایی که در حال عادی نماز را [[باطل]] می‌کند نماز بخواند.
# از همه راه‌های ممکن برای دفع دشمن می‌توان استفاده کرد مانند آب باز کردن به روی دشمن، نامه‌های [[فریبنده]]، تله و دام گذاردن، [[آتش]] زدن، استفاده از سلاح‌های شیمیایی، ولی [[جنگ]] با شیوه‌های معمولی بهتر است.
# از همه راه‌های ممکن برای دفع دشمن می‌توان استفاده کرد مانند آب باز کردن به روی دشمن، نامه‌های [[فریبنده]]، تله و دام گذاردن، [[آتش]] زدن، استفاده از سلاح‌های شیمیایی، ولی [[جنگ]] با شیوه‌های معمولی بهتر است.
خط ۹۶: خط ۹۶:
# فرمانده و رئیس مطاع مسلمین را باید با نقد و ارشاد یاری دهند.
# فرمانده و رئیس مطاع مسلمین را باید با نقد و ارشاد یاری دهند.
# برای وی مشاورانی تهیه ببیند.
# برای وی مشاورانی تهیه ببیند.
# [[یاران]] [[فرمانده]] و [[رئیس]] [[مطاع]] [[مسلمین]] و [[رزمندگان]] با روی گشاده استقبال شود و با متخلفین برخورد شود.
# [[یاران]] فرمانده و [[رئیس]] مطاع [[مسلمین]] و [[رزمندگان]] با روی گشاده استقبال شود و با متخلفین برخورد شود.
# وعاظی تعیین شوند که در امر [[جهاد]] و [[احکام دین]] رزمندگان را [[تعلیم]] دهند و به جهاد [[تشویق]] کنند.
# وعاظی تعیین شوند که در امر [[جهاد]] و [[احکام دین]] رزمندگان را [[تعلیم]] دهند و به جهاد [[تشویق]] کنند.
# دیدبانی برای [[حراست]] از قرارگاه‌ها و اردوگاه‌های [[سپاه]] بگمارند تا از [[تهاجم]] [[دشمن]] و غافلگیر شدن جلوگیری نمایند.
# دیدبانی برای حراست از قرارگاه‌ها و اردوگاه‌های [[سپاه]] بگمارند تا از تهاجم [[دشمن]] و غافلگیر شدن جلوگیری نمایند.
# دشمن را با هر وسیله‌ای که ممکن است زمین‌گیر نمایند و امکانات را از او بگیرند و [[تضعیف]] کنند، چه با [[تبلیغات]] و چه از راه‌های تخریب و نابود کردن منابع [[اقتصادی]] و مراکز [[قدرت]].
# دشمن را با هر وسیله‌ای که ممکن است زمین‌گیر نمایند و امکانات را از او بگیرند و تضعیف کنند، چه با [[تبلیغات]] و چه از راه‌های تخریب و نابود کردن منابع [[اقتصادی]] و مراکز [[قدرت]].
# [[بیعت گرفتن]] از سپاه و رزمندگان که تا پایان [[جنگ]] و حصول [[پیروزی]] بر عهده و پیمانشان باقی بمانند.
# [[بیعت گرفتن]] از سپاه و رزمندگان که تا پایان [[جنگ]] و حصول [[پیروزی]] بر عهده و پیمانشان باقی بمانند.
# تا امکان به دست آوردن پیروزی وجود دارد باید جهاد کنند و محدودیت از نظر تعداد و [[زمان]] وجود ندارد.
# تا امکان به دست آوردن پیروزی وجود دارد باید جهاد کنند و محدودیت از نظر تعداد و [[زمان]] وجود ندارد.
# در صورت [[لزوم]] کشتن [[زنان]]، [[کودکان]]، دیوانه‌ها، پیر زنان و پیرمردان اگر مورد استفاده کنار باشند؛ جایز است.
# در صورت [[لزوم]] کشتن [[زنان]]، کودکان، دیوانه‌ها، پیر زنان و پیرمردان اگر مورد استفاده کنار باشند؛ جایز است.
# اگر از وجود [[مسلمانان]] به عنوان سپر [[دفاعی]] استفاده کنند، کشتن آنها هم - در صورت لزوم - جایز است و [[دیه]] هر کس که در جنگ شرکت کرده و کشته شود اگر بی‌گناه باشد از [[بیت‌المال]] پرداخت می‌شود.
# اگر از وجود [[مسلمانان]] به عنوان سپر [[دفاعی]] استفاده کنند، کشتن آنها هم - در صورت لزوم - جایز است و دیه هر کس که در جنگ شرکت کرده و کشته شود اگر بی‌گناه باشد از [[بیت‌المال]] پرداخت می‌شود.
# [[دفن]] کردن مسلمانان مقتول [[واجب]] است.
# [[دفن]] کردن مسلمانان مقتول [[واجب]] است.
# [[مرزداری]] و دیدبانی واجب است. کمترین آن سه [[روز]] و بیشترین آن چهل روز می‌باشد و [[اجازه]] گرفتن از [[امام]]{{ع}} یا [[فقیه]] لازم نیست.
# [[مرزداری]] و دیدبانی واجب است. کمترین آن سه [[روز]] و بیشترین آن چهل روز می‌باشد و [[اجازه]] گرفتن از [[امام]]{{ع}} یا [[فقیه]] لازم نیست.
# فرماندهان و مسؤولین جهاد باید [[اوامر و نواهی]] خود را طبق [[موازین اسلامی]] صادر نمایند و حسن [[رفتار]] آنها نمایشگر [[نمایندگی]] آنها از طرف [[صاحب امر]]{{ع}} باشد.
# فرماندهان و مسؤولین جهاد باید [[اوامر و نواهی]] خود را طبق [[موازین اسلامی]] صادر نمایند و حسن [[رفتار]] آنها نمایشگر نمایندگی آنها از طرف [[صاحب امر]]{{ع}} باشد.
# کسی که به خاطر صلاحیتش [[اطمینان]] دارد که [[مأذون]] می‌باشد می‌تواند افراد [[ناصالح]] را از حوزه مسئولیت‌های جهاد خارج کند؛ زیرا دخالت نا اهلان موجب [[ظلم]] نسبت به کسانی می‌شود که در جهاد [[جان]] خود را از دست می‌دهند و چه بسا موجب، اختلال در [[نظام]] جهاد شده و ضربه‌ای به حیثیت [[اسلام]] وارد آورد.
# کسی که به خاطر صلاحیتش [[اطمینان]] دارد که [[مأذون]] می‌باشد می‌تواند افراد ناصالح را از حوزه مسئولیت‌های جهاد خارج کند؛ زیرا دخالت نا اهلان موجب [[ظلم]] نسبت به کسانی می‌شود که در جهاد [[جان]] خود را از دست می‌دهند و چه بسا موجب، اختلال در [[نظام]] جهاد شده و ضربه‌ای به حیثیت [[اسلام]] وارد آورد.
# [[مجاهدان]] باید با [[توکل به خدا]] و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[رحمت الهی]] و [[نصرت]] [[وعده]] داده شده [[الهی]]، آمادگی خود را بیشتر کنند و بدانند که در [[جهاد]] و [[پیروزی]] نمی‌توان به [[سلاح]] و نیرو تکیه کرد.
# [[مجاهدان]] باید با [[توکل به خدا]] و اعتماد و [[اطمینان]] به [[رحمت الهی]] و [[نصرت]] [[وعده]] داده شده [[الهی]]، آمادگی خود را بیشتر کنند و بدانند که در [[جهاد]] و [[پیروزی]] نمی‌توان به [[سلاح]] و نیرو تکیه کرد.
# مسؤولان و فرماندهان [[جهاد]] باید [[عدالت]] و [[انصاف]] و [[برابری]] را [[نصب]] العین قرار داده و از [[استخدام]] افراد ناصالح خودداری کنند و بدانند که [[اداره امور]] کشوری و لشکری بر عهده [[انبیاء]] و [[معصومین]]{{عم}} است و فرماندهان کار آنها را انجام می‌دهند و همه [[اعمال]] آنها مورد [[محاسبه]] الهی قرار خواهد گرفت و به اندازه‌ای حتی کم، [[اجازه]] [[خیانت]] در [[اموال]] به کسی ندهند.
# مسؤولان و فرماندهان [[جهاد]] باید [[عدالت]] و [[انصاف]] و [[برابری]] را [[نصب]] العین قرار داده و از [[استخدام]] افراد ناصالح خودداری کنند و بدانند که [[اداره امور]] کشوری و لشکری بر عهده [[انبیاء]] و [[معصومین]]{{عم}} است و فرماندهان کار آنها را انجام می‌دهند و همه [[اعمال]] آنها مورد [[محاسبه]] الهی قرار خواهد گرفت و به اندازه‌ای حتی کم، [[اجازه]] [[خیانت]] در [[اموال]] به کسی ندهند.
# فرماندهان و مسؤولان جهاد همواره باید در [[تهذیب]] نیروها و ایجاد [[خلوص نیت]] در آنها بکوشند و آنها را به سلاح[[دعا]] مجهز گردانند.
# فرماندهان و مسؤولان جهاد همواره باید در [[تهذیب]] نیروها و ایجاد [[خلوص نیت]] در آنها بکوشند و آنها را به سلاح[[دعا]] مجهز گردانند.
# باید [[کینه‌ها]] و [[نفاق]] از میان نیروهای [[اسلام]] ریشه‌کن شود و همگی یکدل و یک [[جان]] به [[آینده]] [[فکر]] کنند، گویی هم اکنون به [[دنیا]] آمده و سابقه‌ای با یکدیگر نداشته‌اند.
# باید [[کینه‌ها]] و [[نفاق]] از میان نیروهای [[اسلام]] ریشه‌کن شود و همگی یکدل و یک [[جان]] به [[آینده]] [[فکر]] کنند، گویی هم اکنون به [[دنیا]] آمده و سابقه‌ای با یکدیگر نداشته‌اند.
# دعای به موقع و [[برخورد با دشمن]] را فراموش نکنند.
# دعای به موقع و برخورد با دشمن را فراموش نکنند.
# فرار از جبهه بعد از تلاقی، [[حرام]] است حتی اگر [[شک]] در پیروزی داشته باشند.
# فرار از جبهه بعد از تلاقی، [[حرام]] است حتی اگر [[شک]] در پیروزی داشته باشند.


منظور از اصول و قواعد الزامی جنگ در اسلام، دستورالعمل‌هایی است که فرماندهان و نیروهای [[رزمنده]] از آغاز [[جنگ]] تا پایان آن موظف به اجرای صحیح آنها بوده و موارد اقدامات مجاز را مشخص می‌سازند.
منظور از اصول و قواعد الزامی جنگ در اسلام، دستورالعمل‌هایی است که فرماندهان و نیروهای [[رزمنده]] از آغاز [[جنگ]] تا پایان آن موظف به اجرای صحیح آنها بوده و موارد اقدامات مجاز را مشخص می‌سازند.


برخی از این [[دستورات]] دارای منبع [[عرفی]] بوده و از نظر اسلام جنبه امضایی دارد، مانند مصونیت [[سیاسی]] [[سفرا]] و پیام‌آوران و [[مصونیت جانی]] [[اسیران]] و برخی دیگر جنبه تأسیسی داشته و [[شریعت اسلام]] بر اساس انسان‌دوستی [[پایبندی]] [[رزمندگان]] به آن اصول را مورد تأکید قرار داده است، مانند اصل الزامی [[دعوت]]، قبل از هر نوع عملیات [[جنگی]] و احراز مصونیت با [[قبول اسلام]].
برخی از این [[دستورات]] دارای منبع [[عرفی]] بوده و از نظر اسلام جنبه امضایی دارد، مانند مصونیت [[سیاسی]] [[سفرا]] و پیام‌آوران و مصونیت جانی [[اسیران]] و برخی دیگر جنبه تأسیسی داشته و [[شریعت اسلام]] بر اساس انسان‌دوستی پایبندی [[رزمندگان]] به آن اصول را مورد تأکید قرار داده است، مانند اصل الزامی [[دعوت]]، قبل از هر نوع عملیات [[جنگی]] و احراز مصونیت با قبول اسلام.


این اصول تا آنجا که [[توفیق]] استخراج و [[استنباط]] آنها را از متون و [[منابع اسلامی]] یافته‌ایم به قرار ذیل است:
این اصول تا آنجا که [[توفیق]] استخراج و [[استنباط]] آنها را از متون و منابع اسلامی یافته‌ایم به قرار ذیل است:
# تصمیم‌گیری و اتخاذ موضع رسمی: در عملیات رزمی جمعی تصمیم‌گیری نهایی با [[امام]] و [[ولی امر]] است، جز در موارد [[دفاع شخصی]] و یا مواردی که تأخیر عملیات [[دفاعی]] موجب فوت فرصت و زیان‌های جبران‌ناپذیر می‌گردد که اقدام به عملیات نظامی بدون اطلاع و کسب [[اجازه]] از ولی امر از باب [[دفاع مشروع]] و یا [[نهی از منکر]] در مقام [[ضرورت]] جائز می‌باشد. [[لزوم مشورت]] در مسائل [[جنگ]] برای امام و ولی امر، منافات با [[مسؤولیت]] ولی امر و [[مرجع]] [[قانونی بودن]] در اتخاذ تصمیم نهایی ندارد.
# تصمیم‌گیری و اتخاذ موضع رسمی: در عملیات رزمی جمعی تصمیم‌گیری نهایی با [[امام]] و [[ولی امر]] است، جز در موارد [[دفاع شخصی]] و یا مواردی که تأخیر عملیات [[دفاعی]] موجب فوت فرصت و زیان‌های جبران‌ناپذیر می‌گردد که اقدام به عملیات نظامی بدون اطلاع و کسب [[اجازه]] از ولی امر از باب [[دفاع مشروع]] و یا [[نهی از منکر]] در مقام [[ضرورت]] جائز می‌باشد. [[لزوم مشورت]] در مسائل [[جنگ]] برای امام و ولی امر، منافات با [[مسؤولیت]] ولی امر و [[مرجع]] [[قانونی بودن]] در اتخاذ تصمیم نهایی ندارد.
# [[فرماندهی]] کل قوا: تعیین فرماندهان نظامی و [[تأیید]] طرح و برنامه عملیات رزمی با امام و [[ولیّ امر]] می‌باشد.
# [[فرماندهی]] کل قوا: تعیین فرماندهان نظامی و [[تأیید]] طرح و برنامه عملیات رزمی با امام و [[ولیّ امر]] می‌باشد.
# بسیج نیروها و فرمان جهاد: آغاز [[جهاد]] تنها با [[فرمان امام]] و ولی امر انجام می‌گیرد و جز در موارد دفاع شخصی و یا شرایط ضروری بدون [[فرمان]] رسمی ولی امر بسیج نیروها انجام نمی‌پذیرد.
# بسیج نیروها و فرمان جهاد: آغاز [[جهاد]] تنها با فرمان امام و ولی امر انجام می‌گیرد و جز در موارد دفاع شخصی و یا شرایط ضروری بدون [[فرمان]] رسمی ولی امر بسیج نیروها انجام نمی‌پذیرد.
# توجیه نیروهای [[رزمنده]]: قبل از هر اقدامی کلیه فرماندهان و نیروهای رزمنده و دست‌اندرکاران امر جهاد باید توسط امام و [[ولی امر مسلمین]] توجیه گردند و این امر نه در شکل یک تشریفات صوری بلکه به صورت کاملاً جدی و منطقی با استفاده از کلیه امکانات [[معنوی]] و [[تبلیغی]] توسط امام و ولی امر انجام می‌پذیرد و [[هدف]] این [[مراسم]]، توجیه [[اهداف جهاد]] و تبیین اصول و [[قواعد]] کلی است که کلیه دست‌اندرکاران عملیات رزمی باید از آنها مطلع گردند و در عمل به کار گیرند. این اصل را می‌توان از [[سیره عملی پیامبر]]{{صل}} به هنگام اعزام نیرو به دست آورد که [[رسول خدا]]{{صل}} پیوسته در مواقع اعزام نیرو، فرماندهان و [[آحاد]] [[رزمندگان]] را به حضور می‌طلبید و آنها را در پیش روی خود و فرماندهانشان را در کنار خویش می‌نشانید و سپس آنها را با مسائل جهاد آشنا می‌نمود و نسبت به وظایفی که بر عهده خواهند گرفت توجیهشان می‌فرمود<ref>ر. ک: جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۱۱۶؛ الاسیر، ص۲۷.</ref>. به ویژه فرماندهان را مخاطب قرار داده و آنها را به رعایت [[تقوا]] [[امر]] می‌نمود<ref>جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۱۱۶.</ref>.
# توجیه نیروهای [[رزمنده]]: قبل از هر اقدامی کلیه فرماندهان و نیروهای رزمنده و دست‌اندرکاران امر جهاد باید توسط امام و [[ولی امر مسلمین]] توجیه گردند و این امر نه در شکل یک تشریفات صوری بلکه به صورت کاملاً جدی و منطقی با استفاده از کلیه امکانات [[معنوی]] و [[تبلیغی]] توسط امام و ولی امر انجام می‌پذیرد و [[هدف]] این مراسم، توجیه [[اهداف جهاد]] و تبیین اصول و قواعد کلی است که کلیه دست‌اندرکاران عملیات رزمی باید از آنها مطلع گردند و در عمل به کار گیرند. این اصل را می‌توان از سیره عملی پیامبر{{صل}} به هنگام اعزام نیرو به دست آورد که [[رسول خدا]]{{صل}} پیوسته در مواقع اعزام نیرو، فرماندهان و آحاد [[رزمندگان]] را به حضور می‌طلبید و آنها را در پیش روی خود و فرماندهانشان را در کنار خویش می‌نشانید و سپس آنها را با مسائل جهاد آشنا می‌نمود و نسبت به وظایفی که بر عهده خواهند گرفت توجیهشان می‌فرمود<ref>ر. ک: جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۱۱۶؛ الاسیر، ص۲۷.</ref>. به ویژه فرماندهان را مخاطب قرار داده و آنها را به رعایت [[تقوا]] [[امر]] می‌نمود<ref>جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۱۱۶.</ref>.
# انجام مراسم [[دعا]]: در عصر نبوی این مراسم همواره توسط خود [[پیامبر]]{{صل}} انجام می‌گرفت و [[سیره]] آن حضرت به هنگام اعزام نیرو چنین بود که: {{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا بَعَثَ‏ سَرِيَّةً}}، هنگامی که نیرویی برای انجام عملیات رزمی اعزام می‌نمود بر آنها [[دعا]] می‌کرد. مشابه این عمل در مورد [[امام علی]]{{ع}} نیز نقل شده است. این [[دعاها]] نشانگر [[هدف]] مشخص این مراسم به ظاهر صوری است که از طریق دعا، نیروهای [[رزمنده]] به نیروی لایزال [[الهی]] می‌پیوندند و توجه به خدا آنان را در برابر [[مشکلات]] [[پایدار]] و در پیروزی‌ها مانع از [[تجاوز]] از حدود و [[مقررات الهی]] می‌گردد و گاه این مراسم [[توسعه]] می‌یافت و به [[رزمندگان]] [[تعلیم]] داده می‌شد که خود دعاهای خاصی را بر زبان آورده و در تمامی حالات رزم آن را از خدای قادر مسألت نمایند. از آن جمله دعایی است که امیرالمؤمنین علی{{ع}} به فرماندهان و رزمندگان خود آموخت که همواره بگویند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ‏ ذَاتَ‏ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ‏ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِىَ عَنْ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶.</ref>.
# انجام مراسم [[دعا]]: در عصر نبوی این مراسم همواره توسط خود [[پیامبر]]{{صل}} انجام می‌گرفت و [[سیره]] آن حضرت به هنگام اعزام نیرو چنین بود که: {{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا بَعَثَ‏ سَرِيَّةً}}، هنگامی که نیرویی برای انجام عملیات رزمی اعزام می‌نمود بر آنها [[دعا]] می‌کرد. مشابه این عمل در مورد [[امام علی]]{{ع}} نیز نقل شده است. این [[دعاها]] نشانگر [[هدف]] مشخص این مراسم به ظاهر صوری است که از طریق دعا، نیروهای [[رزمنده]] به نیروی لایزال [[الهی]] می‌پیوندند و توجه به خدا آنان را در برابر [[مشکلات]] [[پایدار]] و در پیروزی‌ها مانع از [[تجاوز]] از حدود و [[مقررات الهی]] می‌گردد و گاه این مراسم [[توسعه]] می‌یافت و به [[رزمندگان]] [[تعلیم]] داده می‌شد که خود دعاهای خاصی را بر زبان آورده و در تمامی حالات رزم آن را از خدای قادر مسألت نمایند. از آن جمله دعایی است که امیرالمؤمنین علی{{ع}} به فرماندهان و رزمندگان خود آموخت که همواره بگویند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ‏ ذَاتَ‏ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ‏ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مِنْهُمْ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِىَ عَنْ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۶.</ref>.


خط ۱۳۱: خط ۱۳۱:
در جهاد دفاعی شرایط سنگین [[جهاد ابتدایی]] وجود ندارد بلکه اگر [[خوف]] گسترش نفوذ و [[تسلط]] [[کفّار]] بر کشورها و شهرهای [[مسلمانان]] برود، جهاد دفاعی بر تمام مکلّفان و [[مسلمین]] اعم از [[زن]] و مرد و پیر و [[جوان]] و کوچک و بزرگ [[واجب]] می‌شود تا به هر وسیله‌ای که بتوانند، [[دفاع]] نمایند.
در جهاد دفاعی شرایط سنگین [[جهاد ابتدایی]] وجود ندارد بلکه اگر [[خوف]] گسترش نفوذ و [[تسلط]] [[کفّار]] بر کشورها و شهرهای [[مسلمانان]] برود، جهاد دفاعی بر تمام مکلّفان و [[مسلمین]] اعم از [[زن]] و مرد و پیر و [[جوان]] و کوچک و بزرگ [[واجب]] می‌شود تا به هر وسیله‌ای که بتوانند، [[دفاع]] نمایند.


برای جهاد دفاعی فقهای شیعه حتی جایز دانسته‌اند که مسلمانان پشت‌سر پیشوای [[جائر]] بجنگند تا [[کیان اسلام]] و [[جامعه اسلامی]] را از [[شر]] کفّار اشغالگر و [[متجاوز]] [[نجات]] دهند. مانند آنچه که در [[زمان]] صلاح‌الدین ایوبی و [[جنگ‌های صلیبی]] صورت گرفت. صلاح‌الدین ایوبی فاقد [[شرایط رهبری]] بود. لکن برای [[آزادی]] [[بلاد اسلام]] [[جنگیدن]] به همراه او ایرادی ندارد. البته [[فقها]] شرط کرده‌اند که [[انسان]] در این [[جهاد]] قصد کمک و معونه [[حاکم ظالم]] را ننماید، بلکه قصد استخلاص [[سرزمین اسلامی]] را بنماید<ref>تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ص۷۹.</ref>.
برای جهاد دفاعی فقهای شیعه حتی جایز دانسته‌اند که مسلمانان پشت‌سر پیشوای [[جائر]] بجنگند تا [[کیان اسلام]] و [[جامعه اسلامی]] را از [[شر]] کفّار اشغالگر و [[متجاوز]] [[نجات]] دهند. مانند آنچه که در [[زمان]] صلاح‌الدین ایوبی و جنگ‌های صلیبی صورت گرفت. صلاح‌الدین ایوبی فاقد شرایط رهبری بود. لکن برای [[آزادی]] [[بلاد اسلام]] [[جنگیدن]] به همراه او ایرادی ندارد. البته [[فقها]] شرط کرده‌اند که [[انسان]] در این [[جهاد]] قصد کمک و معونه [[حاکم ظالم]] را ننماید، بلکه قصد استخلاص [[سرزمین اسلامی]] را بنماید<ref>تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ص۷۹.</ref>.


[[دفاع]] نیز دو گونه است: یکی دفاع از اساس و حوزه [[اسلام]] و دیگری [[دفاع از جان]] و [[مال]] و ناموس در صورتی که مورد تعرّض و [[تجاوز]] قرار گیرند و هر دو بدون نیاز به کسب [[اجازه]] از [[امام]] واجب است<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۶۹.</ref>.
[[دفاع]] نیز دو گونه است: یکی دفاع از اساس و حوزه [[اسلام]] و دیگری [[دفاع از جان]] و [[مال]] و ناموس در صورتی که مورد تعرّض و [[تجاوز]] قرار گیرند و هر دو بدون نیاز به کسب [[اجازه]] از [[امام]] واجب است<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۶۹.</ref>.
خط ۱۴۴: خط ۱۴۴:
جهاد دفاعی نیز با دو گروه و دسته، واجب است:
جهاد دفاعی نیز با دو گروه و دسته، واجب است:
#“کفّار مهاجم”؛ [[مشرکان]] و کفّاری که به مرزهای اسلامی [[یورش]] بیاورند و یا با برنامه‌های [[منظم]]، علیه [[مسلمانان]] [[توطئه]] کنند تا بتوانند بر ایشان [[تسلط]] [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] پیدا نمایند [[جهاد]] علیه اینها [[واجب]] است و به محض تشخیص موضوع، نیاز به امام و یا [[نایب]] او نمی‌باشد. در اینجا فرقی بین [[اهل کتاب]] ([[یهود]]، [[نصارا]]) و [[ملحدان]] و بی‌خدایان؛ مانند؛ [[دهریون]] و ماتریالیست‌ها و مارکسیست‌ها، وجود ندارد.
#“کفّار مهاجم”؛ [[مشرکان]] و کفّاری که به مرزهای اسلامی [[یورش]] بیاورند و یا با برنامه‌های [[منظم]]، علیه [[مسلمانان]] [[توطئه]] کنند تا بتوانند بر ایشان [[تسلط]] [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] پیدا نمایند [[جهاد]] علیه اینها [[واجب]] است و به محض تشخیص موضوع، نیاز به امام و یا [[نایب]] او نمی‌باشد. در اینجا فرقی بین [[اهل کتاب]] ([[یهود]]، [[نصارا]]) و [[ملحدان]] و بی‌خدایان؛ مانند؛ [[دهریون]] و ماتریالیست‌ها و مارکسیست‌ها، وجود ندارد.
#“اهل بغی”؛ یعنی افرادی از مسلمانان که علیه امام عادل [[جامعه اسلامی]] به صورت مسلحانه [[قیام]] کرده باشند و یا دست به [[راهزنی]] مسلحانه و قطع راه در گردنه‌ها و بیابان‌ها بزنند و یا موجب ناامنی و ارعاب و [[وحشت]] در جامعه اسلامی شوند. برخی از [[فقها]] در اطلاق [[باغی]] و [[اهل بغی]]، وجود و حضور امام معصوم را شرط دانسته‌اند، اما اکثر فقها فقط وجود “امام عادل” را شرط دانسته و گفته‌اند: هر کس بر [[رهبر]] و امام عادل [[مسلمین]] ([[فقیه جامع شرایط]]) خروج مسلحانه کند “باغی” محسوب می‌شود، و برخی دیگر از فقها [[تجاوز مسلحانه]] بر مسلمین را شرط تحقق باغی دانسته‌اند، اعم از این که امام عادل باشد یا نباشد.
#“اهل بغی”؛ یعنی افرادی از مسلمانان که علیه امام عادل [[جامعه اسلامی]] به صورت مسلحانه [[قیام]] کرده باشند و یا دست به راهزنی مسلحانه و قطع راه در گردنه‌ها و بیابان‌ها بزنند و یا موجب ناامنی و ارعاب و [[وحشت]] در جامعه اسلامی شوند. برخی از [[فقها]] در اطلاق [[باغی]] و [[اهل بغی]]، وجود و حضور امام معصوم را شرط دانسته‌اند، اما اکثر فقها فقط وجود “امام عادل” را شرط دانسته و گفته‌اند: هر کس بر [[رهبر]] و امام عادل [[مسلمین]] ([[فقیه جامع شرایط]]) خروج مسلحانه کند “باغی” محسوب می‌شود، و برخی دیگر از فقها تجاوز مسلحانه بر مسلمین را شرط تحقق باغی دانسته‌اند، اعم از این که امام عادل باشد یا نباشد.


چنان‌که در کتاب “الفقه علی آراء [[فقهاء]] الاسلام” تعبیر {{عربی|... والبغة علی المسلمین}} ذکر شده است<ref>الفقه علی آراء فقهاء الاسلام، ص۸۷، باب الجهاد.</ref>.
چنان‌که در کتاب “الفقه علی آراء فقهاءالاسلام” تعبیر {{عربی|... والبغة علی المسلمین}} ذکر شده است<ref>الفقه علی آراء فقهاء الاسلام، ص۸۷، باب الجهاد.</ref>.


به هر حال، قدر مسلم این است که اگر کسی در حکومت امام [[عادل]] مسلمین، قیام مسلحانه کند، باغی محسوب می‌شود و جهاد با او بر مسلمانان، واجب است. اینها گروه‌هایی هستند که جهاد علیه آنان واجب است، اما برای هرچه بیشتر روشن‌شدن مطلب، متن سخنان یکی از فقهای برجسته و بزرگ [[اسلام]]، یعنی شیخ [[بهاء]] الدین عاملی معروف به “شیخ بها” را در اینجا عیناً نقل می‌کنیم: “... بدان که سه طایفه‌اند که [[قتال]] با آنان واجب است: طایفه اول؛ “حربی” و ایشان دو گروهند: گروه اول مردان جوانند که غیر خدای را [[پرستش]] می‌کنند. چون آفتاب‌پرستان و ستاره‌پرستان و [[بت‌پرستان]] و غیر اینها.
به هر حال، قدر مسلم این است که اگر کسی در حکومت امام [[عادل]] مسلمین، قیام مسلحانه کند، باغی محسوب می‌شود و جهاد با او بر مسلمانان، واجب است. اینها گروه‌هایی هستند که جهاد علیه آنان واجب است، اما برای هرچه بیشتر روشن‌شدن مطلب، متن سخنان یکی از فقهای برجسته و بزرگ [[اسلام]]، یعنی شیخ بهاء الدین عاملی معروف به “شیخ بها” را در اینجا عیناً نقل می‌کنیم: “... بدان که سه طایفه‌اند که [[قتال]] با آنان واجب است: طایفه اول؛ “حربی” و ایشان دو گروهند: گروه اول مردان جوانند که غیر خدای را [[پرستش]] می‌کنند. چون آفتاب‌پرستان و ستاره‌پرستان و [[بت‌پرستان]] و غیر اینها.


گروه دوم؛ جماعتی‌اند که هیچ‌چیز را [[پرستش]] نمی‌کنند؛ مانند: [[ملحدان]] و [[دهریان]] (مادیون) و با این دو [[جماعت]]، [[جهاد]] کردن در [[حضور امام]]، [[واجب]] است تا آنکه [[مسلمان]] شوند و از این دو طایفه [[جزیه]] نمی‌توان قبول کرد.
گروه دوم؛ جماعتی‌اند که هیچ‌چیز را [[پرستش]] نمی‌کنند؛ مانند: [[ملحدان]] و [[دهریان]] (مادیون) و با این دو جماعت، [[جهاد]] کردن در حضور امام، [[واجب]] است تا آنکه [[مسلمان]] شوند و از این دو طایفه [[جزیه]] نمی‌توان قبول کرد.


طایفه دوم؛ [[اهل]] کتابند و ایشان نیز دو قومند: [[قوم]] اول جماعتی‌اند که کتابی در دست دارند و [[پیامبر]] داشته‌اند، مانند جهودان ([[یهودیان]]) که [[تورات]]، کتاب ایشان است و [[موسی کلیم]] ـ علیه التحیّة والتسلیم ـ پیامبر ایشان و همچنین [[نصارا]].
طایفه دوم؛ [[اهل]] کتابند و ایشان نیز دو قومند: [[قوم]] اول جماعتی‌اند که کتابی در دست دارند و [[پیامبر]] داشته‌اند، مانند جهودان ([[یهودیان]]) که [[تورات]]، کتاب ایشان است و [[موسی کلیم]] ـ علیه التحیّة والتسلیم ـ پیامبر ایشان و همچنین [[نصارا]].


قوم دوم آنکه کتابی ندارند و [[پیامبری]] نداشته‌اند، اما به شبه کتاب و پیامبری قایلند؛ مانند مجوسان که می‌گویند کتابی موسوم به ژند و پاژند (منظور [[اوستا]] می‌باشد) دارند و پیامبری [[زرتشت]] نام داشته‌اند و در [[احادیث]] وارد شده که ایشان کتابی داشته‌اند و آن را سوزانده‌اند و پیامبری داشته‌اند که او را کشته‌اند و پیامبر ایشان، کتابی بدیشان آورده بود که بر پوست دوازده‌هزار گاو نوشته بودند. و [[جهاد]] با این دو [[فرقه]] واجب است تا آنکه مسلمان شوند و یا جزیه قبول کنند با شرایط و...<ref>جامع عباسی، ص۱۵۳ و ۱۵۵ و نیز ر. ک: تبصرة المتعلمین، ص۸۰.</ref>.
قوم دوم آنکه کتابی ندارند و [[پیامبری]] نداشته‌اند، اما به شبه کتاب و پیامبری قایلند؛ مانند مجوسان که می‌گویند کتابی موسوم به ژند و پاژند (منظور اوستا می‌باشد) دارند و پیامبری [[زرتشت]] نام داشته‌اند و در [[احادیث]] وارد شده که ایشان کتابی داشته‌اند و آن را سوزانده‌اند و پیامبری داشته‌اند که او را کشته‌اند و پیامبر ایشان، کتابی بدیشان آورده بود که بر پوست دوازده‌هزار گاو نوشته بودند. و [[جهاد]] با این دو [[فرقه]] واجب است تا آنکه مسلمان شوند و یا جزیه قبول کنند با شرایط و...<ref>جامع عباسی، ص۱۵۳ و ۱۵۵ و نیز ر. ک: تبصرة المتعلمین، ص۸۰.</ref>.


طایفه سوم؛ که [[قتال]] کردن با ایشان واجب است؛ مانند [[یاغیان]] و [[خوارج]] که از [[امام زمان]] روی‌گردان و [[یاغی]] شده باشند و...”<ref>جامع عباسی، ص۱۵۳.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۷۴.</ref>
طایفه سوم؛ که [[قتال]] کردن با ایشان واجب است؛ مانند [[یاغیان]] و [[خوارج]] که از [[امام زمان]] روی‌گردان و [[یاغی]] شده باشند و...”<ref>جامع عباسی، ص۱۵۳.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۷۴.</ref>
خط ۱۶۳: خط ۱۶۳:


== جهاد در [[روابط سیاسی]] [[اسلام]] ==
== جهاد در [[روابط سیاسی]] [[اسلام]] ==
یکی از موضوعاتی که گویای حضور [[اسلام]] در عرصه [[سیاست]] و [[حکومت]] است، مسئله [[جهاد]] با [[دشمنان]] و [[دفاع]] از [[سرزمین‌های اسلامی]] است. [[جنگ]] و جهاد، [[دفاع از جان]] و [[مال]] [[مردم]] و [[حریم]] [[کشور]]، [[صلح]] و [[آتش‌بس]] از [[شئون]] حکومت‌هاست، حجم قابل توجهی از [[کتب فقهی]] به این موضوع و [[احکام]] آن اختصاص دارد. معنا و مفهوم جهاد در اسلام و تفاوت آن با [[جنگ]] در فرهنگ‌های دیگر، اقسام جهاد، شرایط [[وجوب جهاد]] و دفاع، آنان که از جنگ و جهاد معافند، ضوابطی که باید در جنگ رعایت شود، آنان که جنگ با ایشان مجاز و آنان که جنگ با ایشان ممنوع است، [[مقررات]] جنگ و صلح، [[احکام]] برخورد با اسیران [[جنگی]]، [[حقوق]] مجروحان و [[اسیران]]، حقوق زنان و کودکان و سالخوردگان، احکام [[غنائم جنگی]] و ده‌ها مسئله دیگر که تصمیم‌گیری درباره بسیاری از آنها از شئون حکومت و رهبر جامعه اسلامی است، همگی نشانۀ حضور [[فقه]] در عرصه‌های گوناگون [[زندگی]] است.
یکی از موضوعاتی که گویای حضور [[اسلام]] در عرصه [[سیاست]] و [[حکومت]] است، مسئله [[جهاد]] با [[دشمنان]] و [[دفاع]] از [[سرزمین‌های اسلامی]] است. [[جنگ]] و جهاد، [[دفاع از جان]] و [[مال]] [[مردم]] و حریم [[کشور]]، [[صلح]] و [[آتش‌بس]] از [[شئون]] حکومت‌هاست، حجم قابل توجهی از کتب فقهی به این موضوع و [[احکام]] آن اختصاص دارد. معنا و مفهوم جهاد در اسلام و تفاوت آن با [[جنگ]] در فرهنگ‌های دیگر، اقسام جهاد، شرایط [[وجوب جهاد]] و دفاع، آنان که از جنگ و جهاد معافند، ضوابطی که باید در جنگ رعایت شود، آنان که جنگ با ایشان مجاز و آنان که جنگ با ایشان ممنوع است، مقررات جنگ و صلح، [[احکام]] برخورد با اسیران [[جنگی]]، [[حقوق]] مجروحان و [[اسیران]]، حقوق زنان و کودکان و سالخوردگان، احکام [[غنائم جنگی]] و ده‌ها مسئله دیگر که تصمیم‌گیری درباره بسیاری از آنها از شئون حکومت و رهبر جامعه اسلامی است، همگی نشانۀ حضور [[فقه]] در عرصه‌های گوناگون [[زندگی]] است.


مراجعه به [[آیات قرآن]] نشان می‌دهد [[جهاد ابتدایی]] به معنای آغاز جنگ برای وادار کردن [[مشرکان]] به اسلام و [[تحمیل]] آن مطرح نیست، بلکه غالب [[جنگ‌ها]] در صدر اسلام [[جهاد دفاعی]]، به‌منظور دفاع از [[ایمان]] و [[عقیده]]، [[کیان اسلام]] و سرزمین‌های اسلامی بوده است. [[جهاد]] با مشرکانی است که با [[پیامبر]] [[دشمنی]] ورزیده، به [[آزار]] و [[اذیت]] [[مسلمانان]] پرداخته، از همه ابزارها برای ضربه زدن به مسلمانان بهره برده، آنان را از [[شهر]] و [[دیار]] خویش [[اخراج]] کرده و اموالشان را [[مصادره]] کردند، [[پیمان]] خویش را با مسلمانان زیر پا نهاده و به حقوق آنان [[تعدی]] می‌کردند.
مراجعه به [[آیات قرآن]] نشان می‌دهد [[جهاد ابتدایی]] به معنای آغاز جنگ برای وادار کردن [[مشرکان]] به اسلام و [[تحمیل]] آن مطرح نیست، بلکه غالب [[جنگ‌ها]] در صدر اسلام [[جهاد دفاعی]]، به‌منظور دفاع از [[ایمان]] و [[عقیده]]، [[کیان اسلام]] و سرزمین‌های اسلامی بوده است. [[جهاد]] با مشرکانی است که با [[پیامبر]] [[دشمنی]] ورزیده، به [[آزار]] و [[اذیت]] [[مسلمانان]] پرداخته، از همه ابزارها برای ضربه زدن به مسلمانان بهره برده، آنان را از [[شهر]] و [[دیار]] خویش [[اخراج]] کرده و اموالشان را [[مصادره]] کردند، [[پیمان]] خویش را با مسلمانان زیر پا نهاده و به حقوق آنان [[تعدی]] می‌کردند.
خط ۱۸۶: خط ۱۸۶:
[[جامه]] [[عمل]] پوشیدن اصول فوق، [[هدف]] [[تاریخی]] اسلام در جامعه جهانی است و برای رسیدن به آن، استراتژی ویژه‌ای دارد که خود ناشی از اصول تفکر و عقیده اسلامی است و این همان چیزی است که ما آن را “استراتژی ارشادی اسلام” می‌نامیم. این استراتژی، طی تاکتیک‌هایی می‌خواهد اولاً بُعد [[الهی]] وجود [[انسان]] را علیه بُعد خاکی و [[فاسد]] او بشوراند و [[عقل]] را بر نفس، [[ایمان]] را بر [[شهوت]] [[غلبه]] دهد و به اصطلاح قرآن، [[انسان]] را بیدار ساخته و در درونش با [[شیطان]] گلاویز نماید و به [[مبارزه]] مستمر و دایمی و [[پیروز]] وادارد.
[[جامه]] [[عمل]] پوشیدن اصول فوق، [[هدف]] [[تاریخی]] اسلام در جامعه جهانی است و برای رسیدن به آن، استراتژی ویژه‌ای دارد که خود ناشی از اصول تفکر و عقیده اسلامی است و این همان چیزی است که ما آن را “استراتژی ارشادی اسلام” می‌نامیم. این استراتژی، طی تاکتیک‌هایی می‌خواهد اولاً بُعد [[الهی]] وجود [[انسان]] را علیه بُعد خاکی و [[فاسد]] او بشوراند و [[عقل]] را بر نفس، [[ایمان]] را بر [[شهوت]] [[غلبه]] دهد و به اصطلاح قرآن، [[انسان]] را بیدار ساخته و در درونش با [[شیطان]] گلاویز نماید و به [[مبارزه]] مستمر و دایمی و [[پیروز]] وادارد.


آری، اسلام با [[انسان‌شناسی]] خاصی که [[انسان]] را از لحاظ ترکیب [[تمایلات]] وجودی، به “نفس لوامه” و “نفس اماره” تقسیم می‌کند. ابتدا از خود انسان [[کافر]] و [[مشرک]] و [[ظالم]]، علیه خود او مدد می‌گیرد و در صورت عدم انتاج این تاکتیک [[تبلیغی]]، به سراغ دیگر اصول تبلیغی و ارشادی می‌رود، به عنوان مثال می‌بینیم [[خداوند]] در مورد [[شخصیت]] ساقط و [[فاسد]] شده شخصی چون [[فرعون]] نیز از این شیوه استفاده می‌کند؛ به [[موسی]] و [[هارون]] دستور می‌دهد که به سوی فرعون [[طاغی]] و ظالم رفته و ابتدا او را [[موعظه]] و [[دعوت]] نمایند و تنها زمانی که دستگاه فرعون با [[خشونت]] و [[قهر]] و [[غضب]] وارد معرکه می‌شود، موسی{{ع}} نیز شیوه موعظه را [[تغییر]] می‌دهد.
آری، اسلام با [[انسان‌شناسی]] خاصی که [[انسان]] را از لحاظ ترکیب [[تمایلات]] وجودی، به “نفس لوامه” و “نفس اماره” تقسیم می‌کند. ابتدا از خود انسان [[کافر]] و [[مشرک]] و [[ظالم]]، علیه خود او مدد می‌گیرد و در صورت عدم انتاج این تاکتیک [[تبلیغی]]، به سراغ دیگر اصول تبلیغی و ارشادی می‌رود، به عنوان مثال می‌بینیم [[خداوند]] در مورد [[شخصیت]] ساقط و [[فاسد]] شده شخصی چون [[فرعون]] نیز از این شیوه استفاده می‌کند؛ به [[موسی]] و [[هارون]] دستور می‌دهد که به سوی فرعون [[طاغی]] و ظالم رفته و ابتدا او را [[موعظه]] و [[دعوت]] نمایند و تنها زمانی که دستگاه فرعون با [[خشونت]] و قهر و [[غضب]] وارد معرکه می‌شود، موسی{{ع}} نیز شیوه موعظه را [[تغییر]] می‌دهد.
همین‌طور نامه‌های دعوت [[توحیدی]] که [[حضرت محمد]]{{صل}} به سران و [[پادشاهان]] آن [[زمان]]، فرستاده ناشی از این است که اساس شیوه ارشادی [[اسلام]]، بر موعظه و دعوت [[مسالمت‌آمیز]] است.
همین‌طور نامه‌های دعوت [[توحیدی]] که [[حضرت محمد]]{{صل}} به سران و [[پادشاهان]] آن [[زمان]]، فرستاده ناشی از این است که اساس شیوه ارشادی [[اسلام]]، بر موعظه و دعوت مسالمت‌آمیز است.


مرحله ارشادی بعد از “موعظه”، مرحله [[مناظره]]، مباحثه و [[مجادله]] است؛ خداوند در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ...}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>.
مرحله ارشادی بعد از “موعظه”، مرحله [[مناظره]]، مباحثه و [[مجادله]] است؛ خداوند در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ...}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>.
خط ۱۹۵: خط ۱۹۵:
اما “موعظه” حالت فردی دارد. باتوجه به برخی از حساسیت‌ها و نکات روانی، ابتدا باید به صورت فردی و دور از چشم همگان، به شخص ظالم و کافر، [[پند]] و موعظه داد، در صورت [[لجاجت]] او، [[مبارزه سیاسی]] آغاز می‌شود. آغاز مبارزه سیاسی، با اتخاذ روش “مجادله” صورت می‌گیرد. مجادله برای این است که چهره دوم فرد [[ظالم]] معلوم و [[دروغ]] او آشکار گردد و [[باطل]] بودنش برای عموم ثابت شود.
اما “موعظه” حالت فردی دارد. باتوجه به برخی از حساسیت‌ها و نکات روانی، ابتدا باید به صورت فردی و دور از چشم همگان، به شخص ظالم و کافر، [[پند]] و موعظه داد، در صورت [[لجاجت]] او، [[مبارزه سیاسی]] آغاز می‌شود. آغاز مبارزه سیاسی، با اتخاذ روش “مجادله” صورت می‌گیرد. مجادله برای این است که چهره دوم فرد [[ظالم]] معلوم و [[دروغ]] او آشکار گردد و [[باطل]] بودنش برای عموم ثابت شود.


[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[دعوت اسلامی]] و [[مبارزه]] خود با دستگاه [[منحرف]] و [[مشرک]] [[نمرود]]، از چنین شیوه‌ای استفاده کرده است.
[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[دعوت اسلامی]] و [[مبارزه]] خود با دستگاه [[منحرف]] و [[مشرک]] نمرود، از چنین شیوه‌ای استفاده کرده است.


حضرت ابتدا نمرود و [[نمرودیان]] را با [[پند]] و [[موعظه]] [[دعوت]] به [[توبه]] کرد و سپس [[بت‌ها]] را در هم [[شکست]] و عجز آنها را ثابت نمود، اما نمرود و نمرودیان [[مسخ]] شده از او نپذیرفتند. پس از [[نجات]] از [[اعدام]] و [[آتش]]؛ روش “مجادله” را در پیش گرفت. [[مجادله]] با شخص نمرود که خود را به عنوان [[خالق]] و [[خدا]]، بر گُرده [[مردمان]] [[جاهل]] سوار کرده بود.
حضرت ابتدا نمرود و نمرودیان را با [[پند]] و [[موعظه]] [[دعوت]] به [[توبه]] کرد و سپس [[بت‌ها]] را در هم [[شکست]] و عجز آنها را ثابت نمود، اما نمرود و نمرودیان [[مسخ]] شده از او نپذیرفتند. پس از [[نجات]] از اعدام و [[آتش]]؛ روش “مجادله” را در پیش گرفت. [[مجادله]] با شخص نمرود که خود را به عنوان [[خالق]] و [[خدا]]، بر گُرده [[مردمان]] [[جاهل]] سوار کرده بود.


نمرود گفت: ابراهیم! آن خدا چه خدایی است که [[مردم]] را به آن دعوت می‌کنی؟ مگر جز من خدایی وجود دارد؟ مگر نمی‌بینی من مسلّط و [[قادر]] به همه چیز هستم و [[حکم]] و فرمانم در همه جا نافذ است؟ چرا مجسمه‌ها و بت‌ها را درهم می‌شکنی و [[توده]] مردم را علیه من دعوت می‌کنی؟
نمرود گفت: ابراهیم! آن خدا چه خدایی است که [[مردم]] را به آن دعوت می‌کنی؟ مگر جز من خدایی وجود دارد؟ مگر نمی‌بینی من مسلّط و قادر به همه چیز هستم و [[حکم]] و فرمانم در همه جا نافذ است؟ چرا مجسمه‌ها و بت‌ها را درهم می‌شکنی و توده مردم را علیه من دعوت می‌کنی؟


ابراهیم پاسخ داد: نمرود! تو خدا نیستی و نمی‌توانی باشی، خدای من و همه مردم، آن کسی است که می‌تواند بمیراند و زنده کند و می‌تواند همه چیز را بیافریند. نمرود: من هم می‌توانم این کار را انجام بدهم؛ من نیز می‌توانم هرکس را خواستم بکشم و یا پس از آنکه دورنمای [[مرگ]] را به او نمودم، در پرتو [[عفو]] و [[بخشش]] خود، زنده نگاه دارم.
ابراهیم پاسخ داد: نمرود! تو خدا نیستی و نمی‌توانی باشی، خدای من و همه مردم، آن کسی است که می‌تواند بمیراند و زنده کند و می‌تواند همه چیز را بیافریند. نمرود: من هم می‌توانم این کار را انجام بدهم؛ من نیز می‌توانم هرکس را خواستم بکشم و یا پس از آنکه دورنمای [[مرگ]] را به او نمودم، در پرتو [[عفو]] و [[بخشش]] خود، زنده نگاه دارم.


ابراهیم: خدایی که من به سوی او دعوت می‌کنم، همه چیز را در ید [[قدرت]] خود دارد و هر [[روز]] [[خورشید]] را از [[مشرق]] طلوع می‌دهد، تو نیز اگر ادعایت درست است، این [[نظام]] ثابت را [[تغییر]] بده و خورشید را از [[مغرب]] برآور<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود با ابراهیم درباره پروردگارش چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداوند آفتاب را از خاور فرا می‌آورد، تو آن را از باختر برآور؛ و آن کافر درماند؛ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمی‌گردد» سوره بقره، آیه ۲۵۸.</ref>. با مجادله‌ای که ابراهیم با [[نمرود]] انجام داد، [[بطالت]] و ناحقی نمرود، چون [[آفتاب]] بر همگان روشن می‌گردید.
ابراهیم: خدایی که من به سوی او دعوت می‌کنم، همه چیز را در ید [[قدرت]] خود دارد و هر [[روز]] [[خورشید]] را از [[مشرق]] طلوع می‌دهد، تو نیز اگر ادعایت درست است، این [[نظام]] ثابت را [[تغییر]] بده و خورشید را از [[مغرب]] برآور<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «آیا در (کار) آن کس ننگریسته‌ای که از (غرور) اینکه خداوند به او پادشاهی داده بود با ابراهیم درباره پروردگارش چون و چرا کرد آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من (نیز) زنده می‌دارم و می‌میرانم، ابراهیم گفت: خداوند آفتاب را از خاور فرا می‌آورد، تو آن را از باختر برآور؛ و آن کافر درماند؛ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمی‌گردد» سوره بقره، آیه ۲۵۸.</ref>. با مجادله‌ای که ابراهیم با نمرود انجام داد، بطالت و ناحقی نمرود، چون [[آفتاب]] بر همگان روشن می‌گردید.


[[موسی]] [[پیامبر]] نیز در [[دعوت]] [[فرعون]] این مراحل را طی کرد و در آخرین مرحله که فرعون قصد [[جان]] او را کرده بود، [[دست]] به [[جهاد نظامی]] و [[دفاع از خود]] زد. پس، [[جهاد]] در چارچوب [[استراتژی]] ارشادی [[اسلام]]، آخرین حلقه و مرحله است.
[[موسی]] [[پیامبر]] نیز در [[دعوت]] [[فرعون]] این مراحل را طی کرد و در آخرین مرحله که فرعون قصد [[جان]] او را کرده بود، [[دست]] به [[جهاد نظامی]] و [[دفاع از خود]] زد. پس، [[جهاد]] در چارچوب [[استراتژی]] ارشادی [[اسلام]]، آخرین حلقه و مرحله است.
خط ۲۰۹: خط ۲۰۹:
چنان که [[سیره]] و [[سنت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز آن را [[تأیید]] می‌کند، جهاد در این مرحله به این دلیل [[واجب]] می‌شود که شخص “داعی” باید از خود [[دفاع]] کند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۶۱-۳۶۷.</ref>.
چنان که [[سیره]] و [[سنت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز آن را [[تأیید]] می‌کند، جهاد در این مرحله به این دلیل [[واجب]] می‌شود که شخص “داعی” باید از خود [[دفاع]] کند<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۳۶۱-۳۶۷.</ref>.


==[[جهاد]] و خصوصیات عامل آن==
== [[جهاد]] و خصوصیات عامل آن ==
بی‌شک جهاد یک [[فریضه]] عمومی و کفایی است که با سازماندهی و [[بسیج]] [[دولت]] توسط نیروهای [[رزمنده]] انجام می‌شود.
بی‌شک جهاد یک [[فریضه]] عمومی و کفایی است که با سازماندهی و [[بسیج]] [[دولت]] توسط نیروهای [[رزمنده]] انجام می‌شود.
بسیاری از فقهای شیعه مانند [[کاشف الغطاء]] معتقدند که [[اذن امام]] [[معصوم]]{{ع}} در [[زمان]] حضور و [[اجازه]] فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت برای اقدام به [[جهاد دفاعی]] لازم نیست و جهاد با وجود فرد با کفایتی که [[فرماندهی]] جهاد را عهده‌دار شود و یا توسط [[رزمندگان]] [[انتخاب]] شود، واجب می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج۲، ص۳.</ref>.
بسیاری از فقهای شیعه مانند [[کاشف الغطاء]] معتقدند که [[اذن امام]] [[معصوم]]{{ع}} در [[زمان]] حضور و [[اجازه]] فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت برای اقدام به [[جهاد دفاعی]] لازم نیست و جهاد با وجود فرد با کفایتی که [[فرماندهی]] جهاد را عهده‌دار شود و یا توسط [[رزمندگان]] [[انتخاب]] شود، واجب می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج۲، ص۳.</ref>.
خط ۲۲۵: خط ۲۲۵:
گرچه از [[روایات]] می‌توان موضوعیت نداشتن حضور و اذن امام{{ع}} را در جهاد به دست آورد، ولی بی‌شک مفاد تعلیل در این روایات [[مبین]] آن است که جهاد باید توسط کسانی [[مدیریت]] و [[فرماندهی]] شود که آشنای با [[احکام]] و ضوابط [[شرعی]] آن بوده و بتوانند جهاد را چون [[دوران رسول خدا]]{{صل}} به انجام برسانند و چنین شرایطی در [[امامت]] نیابی [[عصر غیبت]] و دوران [[رهبری]] [[فقهای عادل]] و حداقل [[نظارت]] [[فقیه جامع الشرایط]] بر امر جهاد امکان‌پذیر است و در هر حال جهاد یک [[امر حکومتی]] و مربوط به [[دولت]] [[اسلام]] است، هرچند که این دولت با رهبری مستقیم و با [[نظارت فقیه]] [[عادل]] سامان گرفته باشد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۰۴-۲۰۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۱۹.</ref>
گرچه از [[روایات]] می‌توان موضوعیت نداشتن حضور و اذن امام{{ع}} را در جهاد به دست آورد، ولی بی‌شک مفاد تعلیل در این روایات [[مبین]] آن است که جهاد باید توسط کسانی [[مدیریت]] و [[فرماندهی]] شود که آشنای با [[احکام]] و ضوابط [[شرعی]] آن بوده و بتوانند جهاد را چون [[دوران رسول خدا]]{{صل}} به انجام برسانند و چنین شرایطی در [[امامت]] نیابی [[عصر غیبت]] و دوران [[رهبری]] [[فقهای عادل]] و حداقل [[نظارت]] [[فقیه جامع الشرایط]] بر امر جهاد امکان‌پذیر است و در هر حال جهاد یک [[امر حکومتی]] و مربوط به [[دولت]] [[اسلام]] است، هرچند که این دولت با رهبری مستقیم و با [[نظارت فقیه]] [[عادل]] سامان گرفته باشد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۰۴-۲۰۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۱۹.</ref>


==جهاد و احکام عمومی آن==
== جهاد و احکام عمومی آن ==
جهاد دارای احکام ویژه‌ای است که از آن جمله موارد زیر است:
جهاد دارای احکام ویژه‌ای است که از آن جمله موارد زیر است:
# هزینه کردن [[صدقات]] [[واجب]] مانند [[زکات مال]] و [[زکات فطره]] و نظام‌العباد و مجهول‌المالک و [[مالی]] که [[نذر]] شده برای [[خدا]] (جهاد [[قربی]]) و صدقات [[مستحب]]، برای موارد انواع چهارگانه جهاد جایز است، بلکه نسبت به دیگر مصارف [[زکات]] [[اولویت]] دارد؛
# هزینه کردن [[صدقات]] [[واجب]] مانند [[زکات مال]] و [[زکات فطره]] و نظام‌العباد و مجهول‌المالک و [[مالی]] که [[نذر]] شده برای [[خدا]] (جهاد [[قربی]]) و صدقات [[مستحب]]، برای موارد انواع چهارگانه جهاد جایز است، بلکه نسبت به دیگر مصارف [[زکات]] [[اولویت]] دارد؛
خط ۲۶۱: خط ۲۶۱:
# فرار از جبهه بعد از تلاقی، [[حرام]] است حتی اگر [[شک]] در [[پیروزی]] داشته باشند<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۵-۳۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۰.</ref>
# فرار از جبهه بعد از تلاقی، [[حرام]] است حتی اگر [[شک]] در [[پیروزی]] داشته باشند<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۵-۳۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۰.</ref>


==[[جهاد]] و اقسام آن==
== [[جهاد]] و اقسام آن ==
شایع‌ترین تقسیم‌بندی [[جهاد در فقه]] تقسیم آن به دو نوع «ابتدایی» (تهاجمی) و «[[دفاعی]]» است. برخی از [[فقها]] همه موارد جهاد را دفاعی دانسته و گفته‌اند که حتی در مواردی که [[جهاد ابتدایی]] شمرده شده، اسلام به دلیل [[دفاع از حق]]، [[آزادی]] [[دعوت]] و مقابله با [[تجاوز]] [[معنوی]] به حریم [[کرامت انسانی]] جهاد را تجویز کرده است.
شایع‌ترین تقسیم‌بندی [[جهاد در فقه]] تقسیم آن به دو نوع «ابتدایی» (تهاجمی) و «[[دفاعی]]» است. برخی از [[فقها]] همه موارد جهاد را دفاعی دانسته و گفته‌اند که حتی در مواردی که [[جهاد ابتدایی]] شمرده شده، اسلام به دلیل [[دفاع از حق]]، [[آزادی]] [[دعوت]] و مقابله با [[تجاوز]] [[معنوی]] به حریم [[کرامت انسانی]] جهاد را تجویز کرده است.
برخی نیز اصولاً جهاد را به مفهوم تهاجمی و به معنای آن دانسته‌اند که اسلام هرگونه راه رفتار مسالمت‌آمیز را با کسانی که به اسلام گرویده و تن به پرداخت [[جزیه]] نداده‌اند بسته و در برابر آنان دستور جهاد داده است.
برخی نیز اصولاً جهاد را به مفهوم تهاجمی و به معنای آن دانسته‌اند که اسلام هرگونه راه رفتار مسالمت‌آمیز را با کسانی که به اسلام گرویده و تن به پرداخت [[جزیه]] نداده‌اند بسته و در برابر آنان دستور جهاد داده است.
خط ۳۰۵: خط ۳۰۵:
در میان این سه دسته از منابع فقهی اصول و قواعد [[جنگ]] در [[اسلام]]، بیشترین بخش مربوط به دسته سوم است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۸-۳۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۳.</ref>
در میان این سه دسته از منابع فقهی اصول و قواعد [[جنگ]] در [[اسلام]]، بیشترین بخش مربوط به دسته سوم است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۸-۳۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۳.</ref>


==[[جهاد]] و قلمروی آن==
== [[جهاد]] و قلمروی آن ==
در مباحث [[فقهی]]، احکامی درباره قلمروی سرزمین‌های [[جنگی]] و جبهه جنگ وجود دارد. معمولاً بین منطقه جنگی و جبهه جنگ فراق وجود دارد و جبهه جنگ در قسمتی از منطقه جنگی که محل درگیری است، قرار می‌گیرد.
در مباحث [[فقهی]]، احکامی درباره قلمروی سرزمین‌های [[جنگی]] و جبهه جنگ وجود دارد. معمولاً بین منطقه جنگی و جبهه جنگ فراق وجود دارد و جبهه جنگ در قسمتی از منطقه جنگی که محل درگیری است، قرار می‌گیرد.
به هنگام آغاز جهاد تمامی سرزمین‌های [[دارالحرب]] منطقه جنگی محسوب می‌شود. هرچند که ممکن است به دلائلی [[جنگ]] تنها در منطقه خاص و محدودی مؤثر باشد و اما درگیری نظامی هرگز به سرزمین‌هایی که به نحوی با [[مسلمانان]] [[قرارداد]] مؤثر در مسائل [[امنیتی]] و [[دفاعی]] دارند کشانده نمی‌شود.
به هنگام آغاز جهاد تمامی سرزمین‌های [[دارالحرب]] منطقه جنگی محسوب می‌شود. هرچند که ممکن است به دلائلی [[جنگ]] تنها در منطقه خاص و محدودی مؤثر باشد و اما درگیری نظامی هرگز به سرزمین‌هایی که به نحوی با [[مسلمانان]] [[قرارداد]] مؤثر در مسائل [[امنیتی]] و [[دفاعی]] دارند کشانده نمی‌شود.
[[توسعه]] جنگ از منطقه مؤثر (جبهه جنگ) به سایر نقاط منطقه جنگی، بستگی به شیوه [[عمل]] [[دشمن]] و مسائل امنیتی و دفاعی دارد، اما از آنجا که [[روح]] جهاد در اسلام بیانگر امری موقت و کنترل شده است و [[هدف]] نهایی اسلام سرعت بخشیدن به خاتمه جنگ و راهیابی به شیوه‌های محدودکننده و حتی پایان‌بخش و حذف جنگ است؛ از این رو می‌توان گفت که توسعه جبهه جنگ به سایر مناطق جنگی احتیاج به عاملی مؤثر و مصلحتی قابل توجه دارد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۳.</ref>
[[توسعه]] جنگ از منطقه مؤثر (جبهه جنگ) به سایر نقاط منطقه جنگی، بستگی به شیوه [[عمل]] [[دشمن]] و مسائل امنیتی و دفاعی دارد، اما از آنجا که [[روح]] جهاد در اسلام بیانگر امری موقت و کنترل شده است و [[هدف]] نهایی اسلام سرعت بخشیدن به خاتمه جنگ و راهیابی به شیوه‌های محدودکننده و حتی پایان‌بخش و حذف جنگ است؛ از این رو می‌توان گفت که توسعه جبهه جنگ به سایر مناطق جنگی احتیاج به عاملی مؤثر و مصلحتی قابل توجه دارد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۳.</ref>


==جهاد و محدودیت [[انسانی]]==
== جهاد و محدودیت [[انسانی]] ==
بر اساس دستورات اسلامی برخی اشخاص، در جنگ از مصونیت انسانی برخوردار هستند، پس کشتن یا به [[اسیر]] گرفتن آنان همراه با محدودیت‌هایی بوده و جایز است. این بحث را در دو مرحله بررسی می‌کنیم:
بر اساس دستورات اسلامی برخی اشخاص، در جنگ از مصونیت انسانی برخوردار هستند، پس کشتن یا به [[اسیر]] گرفتن آنان همراه با محدودیت‌هایی بوده و جایز است. این بحث را در دو مرحله بررسی می‌کنیم:
مرحله اول: مصونیت در مورد اشخاص دشمن در دارالحرب. بر اساس [[روایات]] قابل قبول فقهای شیعه و [[اهل سنت]] در موارد بسیاری اقدام [[جنگی]] برای کشتن اشخاص هر چند [[دشمن]] باشند و در [[جبهه]] هم حضور داشته باشند، ممنوع است و این موارد از این قرار خواهد بود:
مرحله اول: مصونیت در مورد اشخاص دشمن در دارالحرب. بر اساس [[روایات]] قابل قبول فقهای شیعه و [[اهل سنت]] در موارد بسیاری اقدام [[جنگی]] برای کشتن اشخاص هر چند [[دشمن]] باشند و در [[جبهه]] هم حضور داشته باشند، ممنوع است و این موارد از این قرار خواهد بود:
خط ۳۴۱: خط ۳۴۱:
۱۰. مصونیت [[نظامیان]] [[دشمن]] پس از خاتمه جنگ: نظامیان دشمن پس از پایان جنگ اگر [[اسیر]] شوند [[حکم]] اسراء را دارند و اگر اسلام بیاورند بر اساس قاعده {{عربی|الْإِسْلَامُ يَجُبُّ مَا قَبْلَهُ}} از تمامی مسئولیت‌های [[کیفری]] گذشته معافیت می‌یابند و هرگاه معاهدهای بین طرفین منعقد شد، همه افراد و نیروهای [[دشمن]] [[معاهد]] محسوب شده و از مصونیت [[معاهده]] برخوردار خواهند بود؛ مرحله دوم: مصونیت افراد دشمن در [[دارالاسلام]]، بر اساس ماده ۴۲ [[کنوانسیون]] ۱۹۴۹ ژنو در رابطه با حمایت از [[شهروندان]] غیرنظامی در اثنای [[جنگ]]، هیچ دولتی که در حال جنگ با [[دولت]] دیگر است نمی‌تواند آن دسته از [[تبعه]] دشمن را که در [[کشور]] وی به سر می‌برند، به عنوان [[اسیر جنگی]] گرفته و یا آن‎ها را به اقامت اجباری در کشور وادار کند، مگر در شرایط [[اضطراری]] که [[امنیت]] کشور و بقای دولت ایجاب می‌کند. ولی با شروع جنگ، دولت می‌تواند [[اتباع]] دولت متخاصم را از کشور خود [[اخراج]] کند و [[اموال]] و امکانات آنها را تا پایان جنگ تحت کنترل درآورد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۸۰-۱۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۴.</ref>
۱۰. مصونیت [[نظامیان]] [[دشمن]] پس از خاتمه جنگ: نظامیان دشمن پس از پایان جنگ اگر [[اسیر]] شوند [[حکم]] اسراء را دارند و اگر اسلام بیاورند بر اساس قاعده {{عربی|الْإِسْلَامُ يَجُبُّ مَا قَبْلَهُ}} از تمامی مسئولیت‌های [[کیفری]] گذشته معافیت می‌یابند و هرگاه معاهدهای بین طرفین منعقد شد، همه افراد و نیروهای [[دشمن]] [[معاهد]] محسوب شده و از مصونیت [[معاهده]] برخوردار خواهند بود؛ مرحله دوم: مصونیت افراد دشمن در [[دارالاسلام]]، بر اساس ماده ۴۲ [[کنوانسیون]] ۱۹۴۹ ژنو در رابطه با حمایت از [[شهروندان]] غیرنظامی در اثنای [[جنگ]]، هیچ دولتی که در حال جنگ با [[دولت]] دیگر است نمی‌تواند آن دسته از [[تبعه]] دشمن را که در [[کشور]] وی به سر می‌برند، به عنوان [[اسیر جنگی]] گرفته و یا آن‎ها را به اقامت اجباری در کشور وادار کند، مگر در شرایط [[اضطراری]] که [[امنیت]] کشور و بقای دولت ایجاب می‌کند. ولی با شروع جنگ، دولت می‌تواند [[اتباع]] دولت متخاصم را از کشور خود [[اخراج]] کند و [[اموال]] و امکانات آنها را تا پایان جنگ تحت کنترل درآورد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۸۰-۱۷۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۴.</ref>


==[[جهاد]] و محدودیت تسلیحاتی==
== [[جهاد]] و محدودیت تسلیحاتی ==
در مباحث [[فقهی]] کاربرد و به‌کارگیری هر نوع تسلیحاتی مجاز شمرده نشده است. در بخشی از قواعد رزمی [[اسلام]] بر حذف گونه‌هایی از سلاح‌ها تأکید شده و این قواعد به نحوی تبیین شده که موارد ممنوع و حذف شده شامل بسیاری از سلاح‌های نابودکننده و راهبردی معاصر هم می‌شود.
در مباحث [[فقهی]] کاربرد و به‌کارگیری هر نوع تسلیحاتی مجاز شمرده نشده است. در بخشی از قواعد رزمی [[اسلام]] بر حذف گونه‌هایی از سلاح‌ها تأکید شده و این قواعد به نحوی تبیین شده که موارد ممنوع و حذف شده شامل بسیاری از سلاح‌های نابودکننده و راهبردی معاصر هم می‌شود.


خط ۳۶۹: خط ۳۶۹:
اما در مورد دوم و حالت [[مقابله به مثل]]، باید گفت در صورتی که جنبه بازدارندگی داشته باشد، بی‌شک [[حکم]] دو صورت اخیر را خواهد داشت و اما اگر مقابله به مثل بازدارنده نباشد، یعنی بتوان از شیوه‌های دیگر برای خنثی کردن حملات دشمن به [[شهرها]] جلوگیری کرد و یا اصولاً راهی برای متوقف کردن جملات دشمن به شهرهای [[دارالاسلام]] وجود نداشته باشد، در این صورت می‌توان به استناد اطلاق [[آیه]] مقابله به مثل {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ}}<ref>«پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> عملیات تلافی‌جویانه متقابل را تا حدی که منجر به تجاوز جدید نشود و [[موازین]] [[عدالت]] رعایت شود، مجاز شمرد. تنها مشکل‌ترین حالت، مورد اول از موارد چهارگانه است که [[روایات]] و نظرات [[فقهی]] در این مورد مختلف است و عمل به روایت حفص بن غیاث با توجه به روایات متعددی که از کشتن اطفال، [[زنان]]، [[پیران]] [[نهی]] کرده و به کار گرفتن سلاح‌های آتش‌زا و سمی را ممنوع شمرده و عملیاتی چون آب را به روی [[مردم]] [[شهر]] بستن و بریدن درختان و [[آتش]] زدن آن‎ها منع کرده است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۹-۱۷۵.</ref>، بسیار مشکل و به تعبیر [[فقهاء]] {{عربی|دونه خرط القتات}} است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۷۵-۱۶۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۸.</ref>
اما در مورد دوم و حالت [[مقابله به مثل]]، باید گفت در صورتی که جنبه بازدارندگی داشته باشد، بی‌شک [[حکم]] دو صورت اخیر را خواهد داشت و اما اگر مقابله به مثل بازدارنده نباشد، یعنی بتوان از شیوه‌های دیگر برای خنثی کردن حملات دشمن به [[شهرها]] جلوگیری کرد و یا اصولاً راهی برای متوقف کردن جملات دشمن به شهرهای [[دارالاسلام]] وجود نداشته باشد، در این صورت می‌توان به استناد اطلاق [[آیه]] مقابله به مثل {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ}}<ref>«پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> عملیات تلافی‌جویانه متقابل را تا حدی که منجر به تجاوز جدید نشود و [[موازین]] [[عدالت]] رعایت شود، مجاز شمرد. تنها مشکل‌ترین حالت، مورد اول از موارد چهارگانه است که [[روایات]] و نظرات [[فقهی]] در این مورد مختلف است و عمل به روایت حفص بن غیاث با توجه به روایات متعددی که از کشتن اطفال، [[زنان]]، [[پیران]] [[نهی]] کرده و به کار گرفتن سلاح‌های آتش‌زا و سمی را ممنوع شمرده و عملیاتی چون آب را به روی [[مردم]] [[شهر]] بستن و بریدن درختان و [[آتش]] زدن آن‎ها منع کرده است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۹-۱۷۵.</ref>، بسیار مشکل و به تعبیر [[فقهاء]] {{عربی|دونه خرط القتات}} است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۷۵-۱۶۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۲۸.</ref>


==[[جهاد]] و محدودیت زمانی==
== [[جهاد]] و محدودیت زمانی ==
بر اساس [[احکام اسلامی]] [[جهاد]] در برخی ماه‌ها، روزها و زمان‌ها ممنوع شمرده شده است که [[اسلام]] در زمینه محدودیت‌های زمانی [[جنگ]] به منظور کاهش و حذف آن تمهیداتی دارد:
بر اساس [[احکام اسلامی]] [[جهاد]] در برخی ماه‌ها، روزها و زمان‌ها ممنوع شمرده شده است که [[اسلام]] در زمینه محدودیت‌های زمانی [[جنگ]] به منظور کاهش و حذف آن تمهیداتی دارد:
#نخستین گام، [[تحریم]] جنگ در ماه‌های حرام یعنی ماه‌های [[رجب]]، [[ذیقعده]]، [[ذیحجه]] و [[محرم]] است که در [[آیه]] ۲۱۷ بقره با تأکید فراوان بر آن تصریح شده و از جنگ در این ماه‌ها به عنوان جرمی بزرگ یاد شده است؛
#نخستین گام، [[تحریم]] جنگ در ماه‌های حرام یعنی ماه‌های [[رجب]]، [[ذیقعده]]، [[ذیحجه]] و [[محرم]] است که در [[آیه]] ۲۱۷ بقره با تأکید فراوان بر آن تصریح شده و از جنگ در این ماه‌ها به عنوان جرمی بزرگ یاد شده است؛
خط ۳۸۰: خط ۳۸۰:
# [[کناره‌گیری]] از [[جنگ]] در اوقات [[عبادت]] و [[نماز]] هر چند که جنگ در بحرانی‌ترین حالتش باشد: در [[سیره]] [[جنگی]] [[امام علی]]{{ع}} آمده: {{متن حدیث|كَانَ إِذَا حَضَرَ الْحَرْبَ يُوصِي لِلْمُسْلِمِينَ بِكَلِمَاتٍ، فَيَقُولُ‌: تَعَاهَدُوا الصَّلَاةَ، وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا، وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا}}<ref>فروع کافی، ج۱، ص۳۳۹.</ref> هنگامی که جنگ شدت می‌یافت، به یارانش توصیه می‌کرد که اوقات نماز را به یاد بیاورید و مراقب آن باشید و تا می‌توانید نماز بگذارید و با آن [[تقرب]] [[خدا]] را بجویید<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۵۶-۱۵۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۳۰.</ref>
# [[کناره‌گیری]] از [[جنگ]] در اوقات [[عبادت]] و [[نماز]] هر چند که جنگ در بحرانی‌ترین حالتش باشد: در [[سیره]] [[جنگی]] [[امام علی]]{{ع}} آمده: {{متن حدیث|كَانَ إِذَا حَضَرَ الْحَرْبَ يُوصِي لِلْمُسْلِمِينَ بِكَلِمَاتٍ، فَيَقُولُ‌: تَعَاهَدُوا الصَّلَاةَ، وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا، وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا}}<ref>فروع کافی، ج۱، ص۳۳۹.</ref> هنگامی که جنگ شدت می‌یافت، به یارانش توصیه می‌کرد که اوقات نماز را به یاد بیاورید و مراقب آن باشید و تا می‌توانید نماز بگذارید و با آن [[تقرب]] [[خدا]] را بجویید<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۵۶-۱۵۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۳۰.</ref>


==[[جهاد]] به معنی عام==
== [[جهاد]] به معنی عام ==
به هر نوع [[ایثار]] و تلاش جانی و [[مالی]] در [[راه خدا]] و صیانت از [[دین اسلام]] در [[فقه سیاسی]]، [[جهاد به معنای عام]] گفته می‌شود. [[مخاصمات]] مسلحانه با [[دشمن]] مهاجم و [[متجاوز]] و یا برای رفع موانع [[پیشرفت]] [[اسلام]] و [[اقامه شعائر]] [[دین]]، هر چند جنگ را به همراه نداشته باشد، می‌تواند مصداق جهاد به معنای عام آن، یعنی تلاش با بذل جان و [[مال]] در راه خدا محسوب شود.
به هر نوع [[ایثار]] و تلاش جانی و [[مالی]] در [[راه خدا]] و صیانت از [[دین اسلام]] در [[فقه سیاسی]]، [[جهاد به معنای عام]] گفته می‌شود. [[مخاصمات]] مسلحانه با [[دشمن]] مهاجم و [[متجاوز]] و یا برای رفع موانع [[پیشرفت]] [[اسلام]] و [[اقامه شعائر]] [[دین]]، هر چند جنگ را به همراه نداشته باشد، می‌تواند مصداق جهاد به معنای عام آن، یعنی تلاش با بذل جان و [[مال]] در راه خدا محسوب شود.


خط ۳۹۹: خط ۳۹۹:
در برخی از [[روایات]] که در منابع اهل سنت نقل شده [[مشروعیت]] [[استعانت]] از بیگانگان (کفار) به طور مطلق دیده می‌شود که با معیارهای [[قرآنی]] قابل تطبیق نیست و از نظر نحوه دلالت نیز قابل مناقشه است<ref>سنن بیهقی، ج۹، ص۳۷.</ref>و<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۲۷-۲۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۳.</ref>
در برخی از [[روایات]] که در منابع اهل سنت نقل شده [[مشروعیت]] [[استعانت]] از بیگانگان (کفار) به طور مطلق دیده می‌شود که با معیارهای [[قرآنی]] قابل تطبیق نیست و از نظر نحوه دلالت نیز قابل مناقشه است<ref>سنن بیهقی، ج۹، ص۳۷.</ref>و<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۲۷-۲۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۳.</ref>


==[[جهاد]] و احیای ارزش‌های اسلامی==
== [[جهاد]] و احیای ارزش‌های اسلامی ==
یکی از رسالت‌های اصلی جهاد، احیای ارزش‌های فراموش شده [[اسلامی]] در [[جوامع انسانی]] است. در نامه‌ای [[امام باقر]]{{ع}} به یکی از سران [[بنی‌امیه]]، از تضییع امر جهاد توسط خلفای بنی‌امیه[[سخن]] می‌گوید و آنگاه به [[برتری]] جهاد نسبت به [[اعمال]] دیگر اشاره می‌کند و سپس به فواید و نتایج [[ارزشمند]] [[جهاد]] می‌پردازد و می‌نویسد: {{متن حدیث|وَ بِهِ يُدْفَعُ عَنِ الدِّينِ وَ بِهِ اشْتَرَى اللَّهُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِالْجَنَّةِ بَيْعاً مُفْلِحاً مُنْجِحاً اشْتَرَطَ عَلَيْهِمْ فِيهِ حِفْظَ الْحُدُودِ وَ أَوَّلُ ذَلِكَ الدُّعَاءُ إِلَى طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ طَاعَةِ الْعِبَادِ وَ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ}}<ref>فروع کافی، ج۱، ص۳۲۷؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷.</ref>. «[[خداوند]] با [[جهاد]]، [[دفاع]] از [[حریم]] [[دین]] را میسر می‌سازد و با آن [[جان‌ها]] و [[اموال]] را در مقابل [[جنت]] [[نعیم الهی]] می‌خرد، معامله‌ای [[سعادتمند]] و پیروزمند مشروط بر آنکه حدود و ضوابط را از [[فرمانبرداری]] نسبت به مخلوق به فرمانبرداری در برابر [[خدا]] بخوانند و به جای [[پرستش]] کسانی که خود [[بنده]] خدایند، به [[پرستش خدا]] [[دعوت]] کنند و آنها از [[گردن نهادن]] به [[ولایت]] انسان‌هایی که خود در ولایت دیگری هستند به [[ولایت خدا]] فراخوانند».
یکی از رسالت‌های اصلی جهاد، احیای ارزش‌های فراموش شده [[اسلامی]] در [[جوامع انسانی]] است. در نامه‌ای [[امام باقر]]{{ع}} به یکی از سران [[بنی‌امیه]]، از تضییع امر جهاد توسط خلفای بنی‌امیه [[سخن]] می‌گوید و آنگاه به [[برتری]] جهاد نسبت به [[اعمال]] دیگر اشاره می‌کند و سپس به فواید و نتایج ارزشمند [[جهاد]] می‌پردازد و می‌نویسد: {{متن حدیث|وَ بِهِ يُدْفَعُ عَنِ الدِّينِ وَ بِهِ اشْتَرَى اللَّهُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِالْجَنَّةِ بَيْعاً مُفْلِحاً مُنْجِحاً اشْتَرَطَ عَلَيْهِمْ فِيهِ حِفْظَ الْحُدُودِ وَ أَوَّلُ ذَلِكَ الدُّعَاءُ إِلَى طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ طَاعَةِ الْعِبَادِ وَ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ}}<ref>فروع کافی، ج۱، ص۳۲۷؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷.</ref>. «[[خداوند]] با [[جهاد]]، [[دفاع]] از [[حریم]] [[دین]] را میسر می‌سازد و با آن [[جان‌ها]] و [[اموال]] را در مقابل [[جنت]] [[نعیم الهی]] می‌خرد، معامله‌ای [[سعادتمند]] و پیروزمند مشروط بر آنکه حدود و ضوابط را از [[فرمانبرداری]] نسبت به مخلوق به فرمانبرداری در برابر [[خدا]] بخوانند و به جای [[پرستش]] کسانی که خود [[بنده]] خدایند، به [[پرستش خدا]] [[دعوت]] کنند و آنها از [[گردن نهادن]] به [[ولایت]] انسان‌هایی که خود در ولایت دیگری هستند به [[ولایت خدا]] فراخوانند».


در این [[نامه امام]]{{ع}} به یکی از بارزترین [[ارزش‌های اسلامی]] که توسط جهاد [[احیا]] می‌شود اشاره شده که سرلوحه همه [[ارزش‌ها]] و احیاکننده همه [[فضیلت‌ها]] است و آن، [[نفی]] [[اطاعت]] و پرستش و قبول ولایت [[انسانی]] دیگر به جای اطاعت و پرستش و قبول ولایت خداست که مفاد کلمه [[توحید]] و اساسی [[شریعت]] و عصاره [[مکتب]] و رکن اصلی [[اسلام]] است.
در این نامه امام{{ع}} به یکی از بارزترین ارزش‌های اسلامی که توسط جهاد احیا می‌شود اشاره شده که سرلوحه همه [[ارزش‌ها]] و احیاکننده همه [[فضیلت‌ها]] است و آن، [[نفی]] [[اطاعت]] و پرستش و قبول ولایت [[انسانی]] دیگر به جای اطاعت و پرستش و قبول ولایت خداست که مفاد کلمه [[توحید]] و اساسی [[شریعت]] و عصاره [[مکتب]] و رکن اصلی [[اسلام]] است.


مفاد این [[حدیث]]، مبنای سخن [[تاریخی]] [[فرمانده سپاه اسلام]] در [[جنگ قادسیه]] در پاسخ به حامیان تاج و تخت شاهنشاهی [[ایران]] است که چون از انگیزه و [[هدف]] [[سپاه اسلام]] جویا شدند، [[سعد وقاص]] [[پیام]] داد، آمده ایم تا شما را از اطاعت و پرستش و ولایت کسی که خود یک بنده است، برهانیم و به اطاعت و پرستش و ولایت خدایتان فرابخوانیم.
مفاد این [[حدیث]]، مبنای سخن [[تاریخی]] فرمانده سپاه اسلام در [[جنگ قادسیه]] در پاسخ به حامیان تاج و تخت شاهنشاهی [[ایران]] است که چون از انگیزه و [[هدف]] [[سپاه اسلام]] جویا شدند، [[سعد وقاص]] [[پیام]] داد، آمده ایم تا شما را از اطاعت و پرستش و ولایت کسی که خود یک بنده است، برهانیم و به اطاعت و پرستش و ولایت خدایتان فرابخوانیم.
رهاسازی از یوغ [[اسارت]] و [[بردگی]] انسان‌هایی که در دام [[بندگی]] انسانی چون خود گرفتار شده‌اند و [[گسستن]] قید و بندهایی که از این اسارت دامنگیر [[جوامع بشری]] شده است، همانطور که اصیل‌ترین [[هدف بعثت انبیا]] و اصولی‌ترین عنصر دعوت [[پیامبران الهی]] محسوب می‌شود، در جهاد نیز مهم‌ترین ارزشی تلقی می‌شود که [[رزمندگان]] [[مجاهد]] در صدد تحقق بخشیدن به آن هستند.
رهاسازی از یوغ [[اسارت]] و [[بردگی]] انسان‌هایی که در دام [[بندگی]] انسانی چون خود گرفتار شده‌اند و [[گسستن]] قید و بندهایی که از این اسارت دامنگیر [[جوامع بشری]] شده است، همانطور که اصیل‌ترین [[هدف بعثت انبیا]] و اصولی‌ترین عنصر دعوت [[پیامبران الهی]] محسوب می‌شود، در جهاد نیز مهم‌ترین ارزشی تلقی می‌شود که [[رزمندگان]] [[مجاهد]] در صدد تحقق بخشیدن به آن هستند.


خط ۴۱۷: خط ۴۱۷:
#احیای روحیه ارزشمند [[مقاومت]] و [[صبر]] و [[شکیبایی]] در مقابل شکنندگی و تحمل‌ناپذیری و از پا درآمدن در مقابله با [[سختی‌ها]] و موانع که در بعد [[اجتماعی]] یکی از کارسازترین عناصر حیات اجتماعی و مؤثر‌ترین عامل بقای [[جامعه]] در عرصه [[تنازع]] بقا محسوب می‌شود<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۸۸-۳۸۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۵.</ref>
#احیای روحیه ارزشمند [[مقاومت]] و [[صبر]] و [[شکیبایی]] در مقابل شکنندگی و تحمل‌ناپذیری و از پا درآمدن در مقابله با [[سختی‌ها]] و موانع که در بعد [[اجتماعی]] یکی از کارسازترین عناصر حیات اجتماعی و مؤثر‌ترین عامل بقای [[جامعه]] در عرصه [[تنازع]] بقا محسوب می‌شود<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۸۸-۳۸۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۵.</ref>


==جهاد و [[ارتقای فرهنگی]] و معنوی==
== جهاد و [[ارتقای فرهنگی]] و معنوی ==
بر اساس مباحث [[فقهی]]، در برخی موارد جهاد موجب ارتقای فرهنگی و معنوی در جامعه [[مسلمانان]] می‌شود. تصویر و ترسیم ارتقای فرهنگی و معنوی به عنوان یک اثر برخاسته از [[جنگ]] در حوزه [[جهاد]] [[مقدس]] [[اسلامی]] نه تنها امری ممکن، بلکه پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر است. در جنگ‌های متداول نیز نموداری از این [[ارتقای فرهنگی]] و [[معنوی]] هر چند سطحی و [[ضعیف]] می‌توان دید که از ذخیره‌سازی توان‌ها برای مقابله با دشمن ناشی می‌شود.
بر اساس مباحث [[فقهی]]، در برخی موارد جهاد موجب ارتقای فرهنگی و معنوی در جامعه [[مسلمانان]] می‌شود. تصویر و ترسیم ارتقای فرهنگی و معنوی به عنوان یک اثر برخاسته از [[جنگ]] در حوزه [[جهاد]] [[مقدس]] [[اسلامی]] نه تنها امری ممکن، بلکه پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر است. در جنگ‌های متداول نیز نموداری از این [[ارتقای فرهنگی]] و [[معنوی]] هر چند سطحی و [[ضعیف]] می‌توان دید که از ذخیره‌سازی توان‌ها برای مقابله با دشمن ناشی می‌شود.


خط ۴۲۸: خط ۴۲۸:
در یکی از [[غزوات]] هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} مطلع شد یکی از [[رزمندگان]] به هنگام [[بسیج نیروها]] از [[مدینه]] از برادرش خواسته است که همراه [[مجاهدان]] در [[جبهه]] شرکت کند. (شاید از این رهگذر به غنیمتی برسد) فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ غَزَا ابْتِغَاءَ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ غَزَا يُرِيدُ عَرَضَ الدُّنْيَا أَوْ نَوَى عِقَالًا لَمْ يَكُنْ لَهُ إِلَّا مَا نَوَى}}<ref>بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۱۲.</ref>. «بدانید عمل هر کس بستگی به نیتش دارد و هر چه [[نیت]] کرده است، به همان می‌رسد و اگر مشارکت در جبهه برای [[خدا]] باشد که [[پاداش عمل]] او با خدا است و اگر برای هدف‌های مادی هر چند جزیی باشد فقط به همان خواسته‌اش خواهد رسید»<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۸۱-۳۸۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۷.</ref>
در یکی از [[غزوات]] هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} مطلع شد یکی از [[رزمندگان]] به هنگام [[بسیج نیروها]] از [[مدینه]] از برادرش خواسته است که همراه [[مجاهدان]] در [[جبهه]] شرکت کند. (شاید از این رهگذر به غنیمتی برسد) فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ غَزَا ابْتِغَاءَ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ غَزَا يُرِيدُ عَرَضَ الدُّنْيَا أَوْ نَوَى عِقَالًا لَمْ يَكُنْ لَهُ إِلَّا مَا نَوَى}}<ref>بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۱۲.</ref>. «بدانید عمل هر کس بستگی به نیتش دارد و هر چه [[نیت]] کرده است، به همان می‌رسد و اگر مشارکت در جبهه برای [[خدا]] باشد که [[پاداش عمل]] او با خدا است و اگر برای هدف‌های مادی هر چند جزیی باشد فقط به همان خواسته‌اش خواهد رسید»<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۸۱-۳۸۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۷.</ref>


==جهاد و استفاده از نیروهای [[بیگانه]]==
== جهاد و استفاده از نیروهای [[بیگانه]] ==
بهره‌گیری از توان رزمی نیروهای بیگانه در جهاد چه به صورت [[رزمنده]] داوطلب و یا کارشناس و [[مستشار]] نظامی مزدور، فی حد ذاته ممنوعیتی ندارد و اطلاق [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> شامل چنین مواردی نیز می‌شود. اما مواردی از این [[حکم کلی]] مستثنا شده که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
بهره‌گیری از توان رزمی نیروهای بیگانه در جهاد چه به صورت [[رزمنده]] داوطلب و یا کارشناس و [[مستشار]] نظامی مزدور، فی حد ذاته ممنوعیتی ندارد و اطلاق [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> شامل چنین مواردی نیز می‌شود. اما مواردی از این [[حکم کلی]] مستثنا شده که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
#استفاده از نیروهای بیگانه ([[کافران]]) به صورت [[رکون]] و متکی شده به [[دشمنی]] به هنگام [[جهاد با دشمن]] دیگر که در [[آیات]] متعدد از آن [[نهی]] شده است: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا}}<ref>«و به ستمگران مگرایید» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>.
#استفاده از نیروهای بیگانه ([[کافران]]) به صورت [[رکون]] و متکی شده به [[دشمنی]] به هنگام [[جهاد با دشمن]] دیگر که در [[آیات]] متعدد از آن [[نهی]] شده است: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا}}<ref>«و به ستمگران مگرایید» سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>.
خط ۴۳۷: خط ۴۳۷:
# [[نفوذ]] نیروهای بیگانه موجب [[آزار]] مسلمانان شود، اصولاً وجود [[رژیم]] [[حقوقی]] {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} در [[نظام مالی]] [[زکات]]، خود نشانگر [[آزادی]] [[عمل]]دولت اسلامی در استفاده از نیروهای بیگانه در مسائل [[دفاعی]]، [[امنیتی]] و اطلاعاتی است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۸.</ref>
# [[نفوذ]] نیروهای بیگانه موجب [[آزار]] مسلمانان شود، اصولاً وجود [[رژیم]] [[حقوقی]] {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} در [[نظام مالی]] [[زکات]]، خود نشانگر [[آزادی]] [[عمل]]دولت اسلامی در استفاده از نیروهای بیگانه در مسائل [[دفاعی]]، [[امنیتی]] و اطلاعاتی است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۸.</ref>


==جهاد و [[حفظ]] [[حاکمیت]] و سیادت==
== جهاد و [[حفظ]] [[حاکمیت]] و سیادت ==
یکی از دستاوردهای جهاد حفظ حاکمیت و تضمین سیادت و آسیب‌ناپذیر کردن [[کرامت]] ملی و [[استقلال سیاسی]] است، گرچه در [[نصوص]] [[اسلامی]]، این ویژگی از اهداف و انگیزه‌های جهاد به شمار رفته است و همان طور که در علل و [[اهداف جهاد]] آمده، جهاد به عنوان سنام (نیزه برافراشته) [[دین]] معرفی شده است، اما به لحاظ تحلیل عینی جهاد، می‌توان گفت که این خود از نتایج جهاد است که حاکمیت و [[سیادت اسلام]] در [[سایه]] جهاد می‌تواند از هر تعرضی در [[امان]] باشد.
یکی از دستاوردهای جهاد حفظ حاکمیت و تضمین سیادت و آسیب‌ناپذیر کردن [[کرامت]] ملی و [[استقلال سیاسی]] است، گرچه در [[نصوص]] [[اسلامی]]، این ویژگی از اهداف و انگیزه‌های جهاد به شمار رفته است و همان طور که در علل و [[اهداف جهاد]] آمده، جهاد به عنوان سنام (نیزه برافراشته) [[دین]] معرفی شده است، اما به لحاظ تحلیل عینی جهاد، می‌توان گفت که این خود از نتایج جهاد است که حاکمیت و [[سیادت اسلام]] در [[سایه]] جهاد می‌تواند از هر تعرضی در [[امان]] باشد.


خط ۴۵۹: خط ۴۵۹:
سخن [[تاریخی]] [[سالار شهیدان]]، [[امام]] [[آزادگان]] [[حضرت حسین بن علی]]{{ع}} رساترین [[کلام]] در بیان بارزترین اثر و نتیجه حیات‎بخش جهاد است، که فرمود: {{متن حدیث|فَإِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ لَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً}}<ref>اللهوف، ص۳۳؛ تحف العقول، ص۱۷۶؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۲۲۹.</ref>. «در نگاه من مرگ با جهاد، چیزی جز [[سعادت]] و نیکروزی نیست و [[زندگی]] و [[سازش]] با [[ظالمان]] نیز جز [[ننگ]] چیزی دیگری به [[حساب]] نمی‌آید»<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۷۳-۳۷۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۹.</ref>
سخن [[تاریخی]] [[سالار شهیدان]]، [[امام]] [[آزادگان]] [[حضرت حسین بن علی]]{{ع}} رساترین [[کلام]] در بیان بارزترین اثر و نتیجه حیات‎بخش جهاد است، که فرمود: {{متن حدیث|فَإِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ لَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً}}<ref>اللهوف، ص۳۳؛ تحف العقول، ص۱۷۶؛ تاریخ طبری، ج۶، ص۲۲۹.</ref>. «در نگاه من مرگ با جهاد، چیزی جز [[سعادت]] و نیکروزی نیست و [[زندگی]] و [[سازش]] با [[ظالمان]] نیز جز [[ننگ]] چیزی دیگری به [[حساب]] نمی‌آید»<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۳۷۳-۳۷۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۵۹.</ref>


==جهاد و قطع روابط دیپلماتیک==
== جهاد و قطع روابط دیپلماتیک ==
در منطق [[سیاسی]] [[اسلام]] قطع روابط دیپلماتیک دلیلی بر آغاز جهاد تلقی نمی‌شود و قطع روابط می‌تواند دلایلی به جز [[مخاصمات]] مسلحانه در بر داشته باشد. چنان که روابط دیپلماتیک نیز خود دلیل روابط صلح‌آمیز نیست و ممکن است در اثنای جهاد روابط دیپلماتیک با دشمن در حال [[جنگ]] به صورت [[مذاکره]] با با روش‌های دیگر دیپلماتیک آغاز شود و یا با وجود آغاز مخاصمات مسلحانه، روابط دیپلماتیک قبلی همچنان ادامه یابد.
در منطق [[سیاسی]] [[اسلام]] قطع روابط دیپلماتیک دلیلی بر آغاز جهاد تلقی نمی‌شود و قطع روابط می‌تواند دلایلی به جز [[مخاصمات]] مسلحانه در بر داشته باشد. چنان که روابط دیپلماتیک نیز خود دلیل روابط صلح‌آمیز نیست و ممکن است در اثنای جهاد روابط دیپلماتیک با دشمن در حال [[جنگ]] به صورت [[مذاکره]] با با روش‌های دیگر دیپلماتیک آغاز شود و یا با وجود آغاز مخاصمات مسلحانه، روابط دیپلماتیک قبلی همچنان ادامه یابد.


خط ۴۶۶: خط ۴۶۶:
برای مثال [[آیه]]: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ...}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>. در نظر میگیریم که [[مبین]] حالت [[صلح]] و مسالمت بین [[دولت اسلامی]] ([[دارالاسلام]]) و دولت‌های غیراسلامی، مصداق آیه (دار الاعتزال) است که روابط مسالمت‌آمیز تلقی می‌شود، ولی ممکن است در این میان روابط دیپلماتیک به مفهومی که در [[حقوق]] موضوعه آمده برقرار نگردد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۲۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۶۰.</ref>
برای مثال [[آیه]]: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ...}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>. در نظر میگیریم که [[مبین]] حالت [[صلح]] و مسالمت بین [[دولت اسلامی]] ([[دارالاسلام]]) و دولت‌های غیراسلامی، مصداق آیه (دار الاعتزال) است که روابط مسالمت‌آمیز تلقی می‌شود، ولی ممکن است در این میان روابط دیپلماتیک به مفهومی که در [[حقوق]] موضوعه آمده برقرار نگردد<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۲۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص۶۶۰.</ref>


==شعار در جهاد==
== شعار در جهاد ==
در هنگام [[جهاد]]، شایسته است [[رزمندگان]] [[اسلام]] از [[شعار]] و علایمی که نوعی [[تبلیغات]] [[جنگی]] محسوب می‌شود، استفاده کنند. شعار در واقع، نشانۀ جبهۀ [[حق]] و [[مبیّن]] [[اهداف جهاد]] است. در [[جنگ بدر]] شعار [[مسلمانان]] {{متن حدیث|يَا نَصْرَ اللَّهِ اقْتَرِبْ}}، در [[جنگ احد]] هم همین شعار بوده، در [[جنگ]] با [[یهودیان بنی‌نضیر]] {{متن حدیث|يَا رُوحَ الْقُدُسِ}}، در [[جنگ حنین]]: {{متن حدیث|يَا بَنِي عَبْدِ اللَّهِ}}، در [[جنگ احزاب]] {{متن حدیث|هُمْ لا يُبْصِرُونَ}}، در جریان [[حدیبیه]] {{متن حدیث|أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}} {{متن حدیث|نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ حَقّاً حَقّاً}}، در [[تبوک]] {{متن حدیث|يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ}}، در [[جنگ صفین]] {{متن حدیث|يَا نَصْرَ اللَّهِ}} شعار بوده و شعار [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] {{متن حدیث|يَا مُحَمَّدُ}} بوده است.
در هنگام [[جهاد]]، شایسته است [[رزمندگان]] [[اسلام]] از [[شعار]] و علایمی که نوعی [[تبلیغات]] [[جنگی]] محسوب می‌شود، استفاده کنند. شعار در واقع، نشانۀ جبهۀ [[حق]] و [[مبیّن]] [[اهداف جهاد]] است. در [[جنگ بدر]] شعار [[مسلمانان]] {{متن حدیث|يَا نَصْرَ اللَّهِ اقْتَرِبْ}}، در [[جنگ احد]] هم همین شعار بوده، در [[جنگ]] با [[یهودیان بنی‌نضیر]] {{متن حدیث|يَا رُوحَ الْقُدُسِ}}، در [[جنگ حنین]]: {{متن حدیث|يَا بَنِي عَبْدِ اللَّهِ}}، در [[جنگ احزاب]] {{متن حدیث|هُمْ لا يُبْصِرُونَ}}، در جریان [[حدیبیه]] {{متن حدیث|أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}} {{متن حدیث|نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ حَقّاً حَقّاً}}، در [[تبوک]] {{متن حدیث|يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ}}، در [[جنگ صفین]] {{متن حدیث|يَا نَصْرَ اللَّهِ}} شعار بوده و شعار [[امام حسین]]{{ع}} در [[کربلا]] {{متن حدیث|يَا مُحَمَّدُ}} بوده است.


خط ۴۷۶: خط ۴۷۶:
این [[ضرورت]]، در مورد [[اسلام]] که دارای اهداف به طور کامل ناهمگون با جلوه‌های [[خشونت‌آمیز]] جنگ دارد و در سخت‌ترین صحنه‌های جنگی، اصول [[انسانی]] و ارزش‌های والای فرهنگی را دنبال می‌کند، بیشتر [[صدق]] می‌کند و اسلام برای رساندن ندای انسانی خود از میان چکاچک سلاح‌ها، به [[توسل]] به تبلیغات و سلاح فرهنگی و سیاسی نیاز بیشتری دارد<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۰-۳۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۱۶۰.</ref>
این [[ضرورت]]، در مورد [[اسلام]] که دارای اهداف به طور کامل ناهمگون با جلوه‌های [[خشونت‌آمیز]] جنگ دارد و در سخت‌ترین صحنه‌های جنگی، اصول [[انسانی]] و ارزش‌های والای فرهنگی را دنبال می‌کند، بیشتر [[صدق]] می‌کند و اسلام برای رساندن ندای انسانی خود از میان چکاچک سلاح‌ها، به [[توسل]] به تبلیغات و سلاح فرهنگی و سیاسی نیاز بیشتری دارد<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۰-۳۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۱۶۰.</ref>


==[[غلظت]]==
== [[غلظت]]==
یکی از مباحث و عناصر مهم در [[جهاد]] [[اسلامی]] غلظت، [[خشونت]] و سختگیری نسبت به دشمن [[متجاوز]] است. از جمله تعبیراتی که در [[قرآن]] برای بیان اصل [[پایداری]] و [[سخت‌کوشی]] در جهاد به کار برده شده عبارت غلظت است که در دو آیۀ: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره توبه، آیه ۷۳.</ref> و {{متن قرآن|وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً}}<ref>«و باید در شما صلابت بیابند» سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref> به آن تأکید شده است و آن [[مبیّن]] نوعی تأکید بر شدت عمل، [[استقامت]]، [[پایمردی]]، [[جدیت]] در [[جهاد با کفار]] و به طور کلی در برخورد با دشمنان دین است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۲۷۳.</ref>
یکی از مباحث و عناصر مهم در [[جهاد]] [[اسلامی]] غلظت، [[خشونت]] و سختگیری نسبت به دشمن [[متجاوز]] است. از جمله تعبیراتی که در [[قرآن]] برای بیان اصل [[پایداری]] و [[سخت‌کوشی]] در جهاد به کار برده شده عبارت غلظت است که در دو آیۀ: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره توبه، آیه ۷۳.</ref> و {{متن قرآن|وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً}}<ref>«و باید در شما صلابت بیابند» سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref> به آن تأکید شده است و آن [[مبیّن]] نوعی تأکید بر شدت عمل، [[استقامت]]، [[پایمردی]]، [[جدیت]] در [[جهاد با کفار]] و به طور کلی در برخورد با دشمنان دین است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۲۷۳.</ref>


==مکلفان به جهاد==
== مکلفان به جهاد ==
در [[جهاد]] [[اسلامی]] هر [[مسلمانی]] نمی‌تواند شرکت داشته باشد. [[رزمنده]] [[اسلام]] یا [[مجاهد]]، عنوانی است که اشخاصی با داشتن شرایط و خصوصیات لزام واجد آن می‌شوند. برخی از [[فقها]] گفته‌اند: بر افراد [[ضعیف]]، [[بیماران]] و کسانی که فاقد توانایی‌های [[مالی]] لازم جهت شرکت در [[جبهه‌ها]] باشند، [[جهاد]] [[واجب]] نیست.
در [[جهاد]] [[اسلامی]] هر [[مسلمانی]] نمی‌تواند شرکت داشته باشد. [[رزمنده]] [[اسلام]] یا [[مجاهد]]، عنوانی است که اشخاصی با داشتن شرایط و خصوصیات لزام واجد آن می‌شوند. برخی از [[فقها]] گفته‌اند: بر افراد [[ضعیف]]، [[بیماران]] و کسانی که فاقد توانایی‌های [[مالی]] لازم جهت شرکت در [[جبهه‌ها]] باشند، [[جهاد]] [[واجب]] نیست.


خط ۵۰۳: خط ۵۰۳:


در کتاب مستدرک<ref>وسائل الشیعه، کتاب جهاد، ج۹، ص۴۸.</ref> آمده است که این امر (شرکت همه [[مؤمنان]] در جهاد)، اختصاص به [[زمان]] [[رسول اکرم]]{{صل}} دارد؛ زیرا اگر تعدادی در جهاد شرکت نمی‌کردند، با توجه به کمبود نفرات [[مسلمان]] و ازدیاد نیروهای [[کفر]]، مشکلاتی به وجود می‌آمد، از این‌رو بر همه مؤمنان واجب بود در صحنه‌های نبرد حاضر شوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴ – ۲۴۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۶۱۴.</ref>
در کتاب مستدرک<ref>وسائل الشیعه، کتاب جهاد، ج۹، ص۴۸.</ref> آمده است که این امر (شرکت همه [[مؤمنان]] در جهاد)، اختصاص به [[زمان]] [[رسول اکرم]]{{صل}} دارد؛ زیرا اگر تعدادی در جهاد شرکت نمی‌کردند، با توجه به کمبود نفرات [[مسلمان]] و ازدیاد نیروهای [[کفر]]، مشکلاتی به وجود می‌آمد، از این‌رو بر همه مؤمنان واجب بود در صحنه‌های نبرد حاضر شوند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴ – ۲۴۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۶۱۴.</ref>
==ماهیت و فلسفه جهاد در اسلام==
[[جنگ]] معمولاً آمیخته با [[خشونت]]، بی‌رحمی، [[قساوت]]، [[انتقام‌جویی]]، ویرانی، [[خونریزی]]، [[وحشت]]، نابودی و [[نفی]] [[کرامت]] انسان‌هاست و بیشتر در راستای اهداف توسعه‌طلبانه و اغراض مادی و کسب یا [[حفظ قدرت]] و اشباع [[حس]] [[برتری‌جویی]] و [[جاه‌طلبی]] انجام می‌گیرد؛ درحالی‌که [[جهاد]] در مفهوم [[اسلامی]] اش، از همه این آلودگی‌ها مبراست. جهاد در اسلام به معنای یک سلسله [[عملیات نظامی]] و [[خشونت‌آمیز]] توأم با [[کشتار]] و تخریب نیست و هیچ‌گونه انگیزه مادی تهی از [[ارزش‌های معنوی]] و [[الهی]] نمی‌تواند مجوزی برای جهاد باشد و چنین [[جنگی]] در اسلام [[مشروع]] شمرده نمی‌شود.
جهاد در [[اندیشه]] اسلامی به معنای تلاش [[مقدس]] برای [[پاک‌سازی]] و [[اصلاح خود]] و [[جامعه]]، و نیز [[مقاومت]] و [[مبارزه]] در برابر [[دشمنان]] [[تهدید]] کننده [[سلامت]] فرد و [[اجتماع]] است و نخستین مرحله، آنکه مربوط به پاک‌سازی درون شخص می‌شود، مقاومت و [[ستیز]] در برابر عواملی است که [[فساد]] و [[تباهی]] را به درون و [[روان آدمی]] می‌کشاند و مرحله دوم آن، جهاد به مفهوم [[فقهی]] آن است که ماهیت اصلی آن [[دفاع]] است و شامل [[قتال]] در برابر دشمنان [[متجاوز]] و مبارزه با عوامل تهدید کننده [[استقلال]]، [[آزادی]] و [[حاکمیت]] می‌شود. گسترش مفهوم جهاد به [[خودسازی]]، الهی و [[انسانی]] کردن خود، و [[مبارزه با فساد]] و تباهی و عوامل [[شیطانی]] در اسلام، نشان‌دهنده تصویری مقدس از جهاد در این [[مکتب]] است<ref>عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۵، ص۵۹.</ref>.
جهاد در اسلام [[دعوت به خیر]] و صلاح است و مقصود از آن [[امربه معروف و نهی از منکر]] است. جنگ در اسلام به معنای مبارزه با فساد و [[پلیدی]]، و ریشه‌کن کردن [[ستم]] و [[سرکوبی ستمگران]] و [[احیای حق]] و [[عدالت]] و آزادی است. جهاد در اسلام آخرین چاره برای درهم کوبیدن [[شرک]] و فساد و آثار آن است. جهاد برای [[تنبیه]] افرادی است که بر [[فاسد]] کردن خود و جامعه [[اصرار]] دارند و مانع جامعه در پیمودن [[مسیر کمال]] هستند. سخن [[رسول خدا]]{{صل}} درباره [[جهاد]] به همین نکته اشاره دارد که می‌فرماید: (برخی) [[مردم]] جز با [[شمشیر]] [[اصلاح]] نمی‌شوند<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص۸۵ مجلس ۸۵؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۹.</ref>. اگر سرانجام [[جنگ]] را آخرین علاج برای اصلاح [[اجتماع]] ندانیم باید خون‌خوارترین [[مجرمان]] را هم درخور [[مجازات]] ندانست؛ اگرچه از راه دیگر نتوان آنان را از ارتکاب [[جرائم]] بازداشت. روشن است که در این صورت [[وضع جامعه]] به کجا خواهد کشید.
[[اسلام]] [[رعایت]] دقیق اصول [[انسانی]] را در همه [[شئون]] مادی و [[معنوی]] لازم می‌داند؛ اسلام حتی برای [[میدان نبرد]]، که همه آن را عرصه زدن و بستن و [[انتقام]] و [[غلبه]] بر رقیب می‌دانند، [[قوانین]] ظریف و دقیقی را وضع کرده و با این کار آن [[نقاب]] هولناک را از چهره جنگ برداشته و میدان جنگ را به صحنه [[فضیلت]] تبدیل کرده است. این نکته را در مطالعه [[احکام جهاد]] و روش [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[جنگ‌ها]] به روشنی می‌بینیم.
[[جهاد]] در اسلام [[معامله]] با خداست؛ چون [[خدا]] [[جان]] و [[مال]] [[مسلمانان]] را به بهای [[بهشت]] می‌خرد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} «همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. جهاد [[جامه]] [[تقوا]] و [[زره]] پولادین خدا و دری از درهای بهشت است که [[پروردگار]] آن را به روی [[دوستان]] مخصوص خود گشوده است<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷، ص۹۴.</ref>. این دیدگاه بیش از آن‌که [[جهادگر]] را آماده زدوخورد کند، او را از اغراض [[پست]] مادی و [[دنیوی]] بازمی‌دارد و به [[یاد خدا]] و وصول به نعمت‌های [[جاودانی]] و همیشگی او می‌اندازد. [[انتخاب]] واژه [[جهاد]] در [[فرهنگ اسلامی]] نشانگر [[بعد معنوی]] و [[عبادی]] [[عملیات نظامی]] در جهاد در راه خداست. البته در [[قرآن]] به جز واژه جهاد کلماتی چون [[قتال]] و [[حرب]] را نیز که به معنای [[درگیری نظامی]] است می‌بینیم ولی این واژه‌ها بیشتر برای توصیف عملیات نظامی و تهاجمی [[کفار]] و کسانی است که فاقد انگیزه [[معنوی]] و [[انسانی]] و [[الهی]] بوده‌اند. گاهی هم که این دو واژه به معنای جهاد آمده‌اند همواره با قید «[[فی سبیل الله]]» همراه‌اند. این قید، که [[هدف]] و ماهیت جهاد را مشخص می‌کند، یکی از اصطلاحات ویژه [[اسلام]] است و برای تخصیص جهاد به [[کوشش]] خالصانه و با [[حسن نیت]] و [[مبارزه]] [[پاک]] خدایی وضع شده است. وصف «فی سبیل الله» ضمن اینکه به جهاد هدف می‌دهد و آن را از بی‌جهتی و [[بی‌نظمی]] و [[بیهودگی]] درمی‌آورد، آن را از اغراض فردی، سودجویانه، سلطه‌طلبانه، حیوانی و وحشیانه مبرا می‌کند<ref>سید حسین سلیمی، روان‌شناسی نظامی، ص۲۲.</ref>.
با این وصف، جهاد مبارزه همگانی و مشترک و کلی و همیشگی در راه خداست و یکی از [[فرایض]] عبادی اسلام محسوب می‌شود که بیش از آنکه یک عمل [[سیاسی]] تلقی شود، یک [[عبادت]] است. ازاین‌رو [[فقیهان]] [[مسلمان]]، مباحث مربوط به [[جنگ]] [[مشروع]] را نه در حوزه [[معاملات]] و [[قواعد]]، که در شمار [[عبادات]] آورده‌اند.
ارتباط جهاد با مباحث [[حقوقی]]، ناشی از آثار مادی این [[آیین]] سیاسی - عبادی است که چنین آثاری در دیگر عبادات [[اسلامی]] کمتر دیده می‌شود. محدودیت‌های عملیات [[جنگی]] و [[احکام]] مربوط به [[اسیران]]، [[غنایم]]، [[سرزمین‌ها]] و امثال آن، که همه از [[آثار جهاد]] است، موجب شده است که جهاد به صورت جزئی از [[حقوق سیاسی]] و مباحث عمومی در [[حقوق اسلامی]] مطرح شود حتی در [[جهاد دفاعی]] در برابر [[تجاوز]] به [[منافع مادی]] اسلام و [[دولت اسلامی]] و نیز جهاد به مفهوم فردی آن یعنی [[دفاع از مال]] و [[جان]] و [[عِرض]] که انگیزه و هدف مادی آن کاملاً آشکار است و برای [[حفظ حقوق]] مادی اسلام و [[جامعه اسلامی]] انجام می‌گیرد، باز اصل [[جهاد]] به عنوان یک [[فریضه الهی]] مطرح است.
مفهوم [[عبادی]] بودن جهاد از لحاظ [[فقهی]] آن نیست که اگر این عمل بدون [[قصد قربت]] انجام شود، مانند دیگر [[عبادات]] [[اسلامی]] بی‌اعتبار و فاقد اثر و در یک [[کلام]] [[باطل]] خواهد بود. [[فقها]] [[جهاد]] را از عناوین قصدیه به شمار آورده‌اند؛ به این معنا که اگر فرد یا [[جامعه مسلمان]]، [[فریضه]] جهاد را با انگیزه‌ای مادی و بدون قصد قربت انجام دهد، به [[وظیفه]] خود عمل کرده و از مسؤلیت مبراست؛ ولی از دیدگاه [[اسلام]] جهاد وظیفه‌ای کاملا [[الهی]] و مبتنی بر [[احساس مسئولیت]] فرد و [[جامعه]] در برابر [[خدا]] تلقی می‌شود<ref>عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۵، ص۵۸-۵۹.</ref>.
با این اوصاف [[عبادی]] بودن [[جهاد ابتدایی]] روشن‌تر است؛ زیرا در [[جهاد دفاعی]] بدون قصد [[عبادت]] و قربت، باز هم دستیابی به آثار دیگر مانند [[حفظ حقوق]] مادی ممکن است؛ ولی در جهاد ابتدایی اگر جنبه عبادی آن منتفی شود، دیگر نتیجه‌ای برای فرد و جامعه به بار نخواهد آورد؛ مگر آنکه آثار ناشی از جهاد را لحاظ کنیم.
در هر صورت عبادی بودن جهاد، حتی جهاد ابتدایی، متفاوت از عبادت‌های دیگر چون [[نماز]] و [[روزه]] است؛ زیرا این‌گونه [[فرایض]] [[دینی]] بدون قصد قربت باطل‌اند و [[مکلف]] باید بار دیگر آن عبادات را با قصد قربت انجام دهد؛ ولی درباره جهاد هرگاه فرد [[مسلمان]] یا [[دولت اسلامی]] به [[مسئولیت]] خود در انجام فریضه جهاد عمل کند، حتی اگر بدون قصد قربت هم باشد آن عمل باطل محسوب نمی‌شود و نیازی به انجام دوباره آن نیست. به همین دلیل است که [[فقیهان]] مسلمان در عین اینکه جهاد را از عبادات شمرده‌اند، از نظر آثار فقهی، آن را در شمار توصلیات آورده‌اند<ref>عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۵، ص۵۸-۵۹.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۹.</ref>.
==ویژگی‌های جهاد در اسلام==
[[جنگ]] و جهاد در اسلام با مفهوم جنگ از نظر [[سلاطین]] و کشورگشایان، در ابعاد مختلفی چون [[فرماندهی]]، [[شیوه]] [[جنگیدن]] و هدفی که برای رسیدن به آن می‌جنگند، تفاوت‌های اساسی دارد.
[[قرآن]]، [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} را با وجود اینکه فرماندهی چندین جنگ خونین را به عهده داشته است، چهره [[رحمت]] جهانی معرفی می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref>.
[[تأمل]] در این نکته این نتیجه را به دست می‌دهد که رحمت [[انبیا]] و [[اولیای الهی]]، مقدم و غالب بر غضبشان است. به عبارت دیگر رحمت و [[هدایت]] آنان، [[امام]] و [[رهبر]] [[غضب]] آنهاست. آنچه در [[سیره نظامی]] و [[جنگاوری]] آنان می‌بینیم، [[قساوت]] مقدسی است که [[مأموم]] هدایت و رحمت فراگیر ایشان است و این غضب [[صبغه]] رحمت دارد. نشانه این [[فرهنگ]] در [[بینش]] نظامی [[معصومان]] این است که آنان تا جای ممکن دست به [[اسلحه]] نمی‌بردند و اگر دست به اسلحه می‌بردند در حد امکان سعی می‌کردند کسی را نکشند و اگر مجبور به کشتن برخی می‌شدند، تا آنجا که ممکن بود بقیه را [[عفو]] می‌کردند. ولی بیشتر [[فرماندهان نظامی]] عالم برخلاف این شیوه عمله می‌کنند. در آنان [[زعامت]] از آن غضب است و رحمت در جنگ جزو استثنائات است. ازاین‌رو در اولین [[فرصت]] دست به اسلحه می‌برند تا می‌توانند می‌کشند و تا مقدور است بعد از [[پیروزی]] [[اسیر]] می‌گیرند<ref>عبدالله جوادی آملی، حماسه و عرفان، ص۱۲۸.</ref>؛ لذا قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ}}<ref>«گفت: پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدین‌گونه رفتار می‌کنند» سوره نمل، آیه ۳۴.</ref>.
[[رسول اکرم]]{{صل}} وقتی بر [[قریش]] [[پیروز]] شد و با [[فتح مکه]] [[جزیرة العرب]] را مسخر [[قدرت الهی]] خود کرد، [[خطاب]] به شکست‌خوردگان فرمود: «بروید؛ همه شما آزادید»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۵۱۳، ح۲.</ref>. در جریان [[جنگ احد]] نیز گرچه زحمات و آسیب‌های فراوانی را متحمل شد و برخی از بهترین [[یاران]] خود را از دست داد وقتی به او پیشنهاد کردند که [[دشمنان]] را [[نفرین]] کند، درحالی‌که [[خون]] از چهره مبارکش [[پاک]] می‌کرد، دست به [[دعا]] برداشت و فرمود: «خدایا؛ [[قوم]] مرا [[هدایت]] کن»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۱۹۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۰، ص۹۶.</ref>؛ چراکه می‌دانست بیشتر آنها [[جاهل]] و نادان‌اند و [[هدف]] آن حضرت هدایت آنها به راه [[حق]] بود نه [[پیروزی]] ظاهری بر آنان. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نقل می‌کند که [[رسول اکرم]]{{صل}} در مقابل فشارها و [[اذیت‌ها]] می‌فرمود: «من برای [[رحمت]] برانگیخته شده‌ام. پروردگارا؛ [[امت]] مرا هدایت کن. آنها جاهل و نادان‌اند»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۲۱۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۰.</ref>.
با توجه به این تفاوت میان عملکرد [[فرماندهان]] [[جبهه]] [[اسلام]] و عملکرد کشورگشایان و [[پادشاهان]]، درمی‌یابیم که نبردهای [[جبهه حق]] نیز متفاوت از [[اقدامات نظامی]] دیگران است. گرچه در اموری مانند بهره‌گیری از [[فنون]] نظامی، [[حفظ اسرار]] و دیگر مسائل صرفاً نظامی، تفاوتی بین [[نبردها]] وجود ندارد، [[رزمندگان]] جبهه اسلام علاوه بر [[رعایت]] اصول کلی [[جنگ]]، باید ملتزم به مجموعه‌ای از [[آداب]] ویژه باشند که رعایت آنها، هم در پیروزی آنان مؤثر است و هم در [[اثبات حقانیت]] جبهه اسلام اهمیت بسزایی دارد. در ادامه به بیان برخی از این آداب می‌پردازیم.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۴۵.</ref>.
===اخلاص در عمل===
از دیدگاه اسلام رزمندگان جبهه [[توحید]]، جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه نزد [[پروردگار]] دارند؛ با این شرط که با انگیزه‌ای [[الهی]] پا به میدان [[جهاد]] گذاشته باشند؛ اما آنان که با انگیزه‌ای جز این در جبهه اسلام حضور یابند، پاداششان همان است که در [[دنیا]] به کف می‌آورند. در یکی از [[جنگ‌ها]] یکی از [[مسلمانان]] به برادرش گفت: بیا به جبهه برویم تا غنیمتی هم نصیب ما شود. [[رسول خدا]]{{صل}} با شنیدن این سخن فرمود:
همانا [[ارزش اعمال]] به نیت‌هاست و به هر کس به اندازه نیتش [[پاداش]] می‌دهند؛ پس آن کس که فقط برای رضای [[خداوند]] بجنگد، اجرش بر [[حضرت حق]] است و آن‌که برای دنیا و متاع آن بجنگد و یا در پی به دست آوردن عقالی (بند کم‌ارزشی که جلوی پای [[حیوان]] می‌بندند تا [[حرکت]] نکند) [[نبرد]] کند، اجرش همان است که خودش [[نیت]] کرده است و [[اجر]] دیگری ندارد<ref>محمد بن حسن طوسی، ج۲، ص۶۱۸، مجلس ۲۹، ح۱۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۱۲.</ref>.
در [[مکتب اسلام]]، [[ارزش]] [[جهاد]] به نیت و [[انگیزه الهی]] برای [[احیای ارزش‌های دینی]] است و [[رزمنده]] باید تمام نیروی خود را برای نیل به این [[هدف]] به کار گیرد. گرچه اصطلاح جهاد از واژه‌های تأسیسی [[دین اسلام]] است و بدون هیچ قیدی گویای امر مقدسی است، [[قرآن]] در ده مورد جهاد و در ده جا نیز [[قتال]] را با قید «[[فی سبیل الله]]» ذکر کرده است و منظور این است که نبردی را می‌توان جهاد [[اسلامی]] خواند که فقط با هدف خدایی انجام بگیرد و تنها برای [[خدا]] باشد. این ویژگی به‌طور ناگسستنی با جهاد اسلامی گره خورده است. [[قرآن کریم]] بر همین اساس جنگاوران را در دو صف متمایز که فقط بر پایه نیت و هدف از هم متمایز می‌شوند قرار می‌دهد و می‌گوید: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ}}<ref>«مؤمنان در راه خداوند جنگ می‌کنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نساء، آیه ۷۶.</ref>.
در [[روایات]] نیز آمده است که جهاد و قتال در صورتی ارزش و اعتبار دارد که در [[راه خدا]] باشد. به [[رسول خدا]]{{صل}} گفتند: مردی برای ابراز [[شجاعت]] و [[آشکار کردن]] سیمای انقلابی‌اش می‌جنگد؛ شخص دیگری از روی [[تعصبات]] خود به [[جنگ]] و جهاد می‌رود، و سومین نفر برای [[ریا]] [[مبارزه]] می‌کند؛
کدامیک در راه خدا می‌جنگد و کارش [[جهاد فی سبیل الله]] است؟ حضرت در پاسخ فرمود: «کسی که [[پیکار]] می‌کند تا [[کلمه الله]] به [[برتری]] برسد و [[عظمت]] [[اسلام]] افزون شود اوست که قتال فی سبیل الله کرده است»<ref>محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج۴، باب ۱۵، کتاب جهاد، ص۲۴؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۴، کتاب اماره، باب ۱۴۹ ص۳۹۲.</ref>.
در [[روایت]] دیگری آمده است مردی [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} رسید و از ایشان پرسید: کسی که [[جنگ]] می‌کند به [[امید]] آنکه هم اجری ببرد و هم به شهرتی برسد، چه پاداشی خواهد داشت؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هیچ پاداشی به او نمی‌دهند. آن [[مرد]] سؤال خود را سه بار [[تکرار]] کرد و هر سه بار حضرت همان پاسخ را تکرار کرد و سپس فرمود: «[[خداوند]] در میان [[اعمال]]، فقط عمل [[خالص]] را می‌پذیرد و عمل غیر خالص ارزشی در پیشگاه [[خدا]] ندارد. پس هر کاری باید به خاطر او انجام شود و هدفش [[گرایش]] به سوی او باشد»<ref>محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج۴، باب ۱۵، کتاب جهاد، ص۲۴.</ref>.
داشتن [[تفکر]] صحیح و [[همسویی]] [[اعتقادی]] با [[مؤمنان]] مسئله مهم‌تری است که حتی بر [[اخلاص]] هم مقدم است؛ زیرا تا [[اعتقاد صحیح]] و کامل به [[تعالیم اسلام]] وجود نداشته باشد، [[قصد قربت]] ممکن نیست و در نتیجه عمل هم ارزشی ندارد. سخت‌ترین کارها چون به خطر انداختن [[جان]] و افتخارآمیزترین عمل مانند [[جنگیدن]] در رکاب رسول خدا{{صل}}، اگر بدون اعتقاد صحیح [[اسلامی]] و اخلاص در عمل و تنها با انگیزه [[خویشاوندی]] یا وطن‌دوستی باشد، پذیرفته نیست.
[[واقدی]] نقل می‌کند [[پیامبر]]{{صل}} در [[جنگ بدر]] [[خبیب بن یساف]] را، که جنگجویی [[دلاور]] و [[رشید]] بود، در صف [[مجاهدان]] همراه با [[قیس بن محرث]] آماده [[جنگ]] با [[قریش]] دید. حضرت از [[سعد بن معاذ]] پرسید: مگر این شخص خبیب بن یساف نیست؟ [[سعد]] پاسخ داد: بله. آن دو نفر وقتی دیدند که پیامبر با سعد درباره ایشان سخن می‌گوید، نزد او آمدند تا بدانند جریان چیست.
حضرت فرمود: «چه عاملی شما را برانگیخته تا خود را برای این [[نبرد]] آماده کنید؟» در پاسخ گفتند: «یکی اینکه تو زاده آمنه‌ای و او با ما هم‌خون است، و دیگر اینکه تو در خاک ما [[زندگی]] می‌کنی؛ با توجه به این پیوندها به [[یاری]] [[قوم]] خویش آمدیم تا در [[غنیمت]] نیز سهمی داشته باشیم»<ref>محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۷.</ref>.
رسول خدا{{صل}} در آن [[روز]] سخت که نیاز مبرمی به نیروی [[رزمنده]] داشت، بی‌هیچ ملاحظه‌ای با صراحت و [[صداقت]] فرمود: «کسی که بر [[آیین]] ما نیست، نمی‌تواند با ما (برای [[جهاد]]) بیرون آید این [[سخن پیامبر]] روشن کننده یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های میان جهاد [[پیامبران]] با جنگ‌های کشورگشایان است. گرچه [[همسایگی]] و هم‌خونی [[ارزش]] است و می‌تواند باعث پیوند شود، در [[سیره پیامبر]]{{صل}} این [[انگیزه‌ها]] برای حضور در میدان [[جهاد]] کافی نیست. [[مجاهدان]] باید با آرمانی ریشه‌دار در [[بینش توحیدی]] پا به [[میدان نبرد]] بگذارند.
[[خبیب]] که از شنیدن این سخن ناراحت شده بود، با [[شگفتی]] گفت: «[[مردم یثرب]] می‌دانند که من در [[جنگ]] فردی توانایم و حضور من می‌تواند به [[پیروزی]] شما کمک کند. من آماده‌ام که در کنار شما بجنگم و از [[غنیمت]] نیز بهره‌ای داشته باشم. ولی حضرت با [[قاطعیت]] فرمود: «هرگز! شرط حضور در این [[پیکار]] [[اسلام]] است». ناگهان تحولی در خبیب ایجاد شد و گفت: «من اینک در برابر [[الله]] که [[پروردگار]] جهانیان است اسلام را پذیرفتم و [[گواهی]] می‌دهم که تو [[پیامبر]] خدایی». با [[اسلام آوردن]] او پیامبر خوشحال شد و [[فرمان]] [[حرکت]] را صادر کرد. ولی قیس بن محرث [[ایمان]] نیاورد و راهش را از خبیب جدا کرد تا اینکه پس از بازگشت [[مسلمانان]] از [[بدر]]، او نیز [[مسلمان]] شد و در پیکار [[احد]] حضور یافت و به [[شهادت]] رسید<ref>محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۷.</ref>.
در جریان [[جنگ احد]]، قزمان که از [[منافقان]] [[مدینه]] بود، از شرکت در جنگ خودداری کرد. زن‌های بنی‌ظفر او را [[سرزنش]] کردند و گفتند: «ای قزمان؛ مردان همه به جنگ رفتند و تو ماندی! آیا از این [[کردار]] خود [[خجالت]] نمی‌کشی؟ همه [[قوم]] تو بیرون رفتند و تو مانند [[زنان]] در [[شهر]] ماندی». قزمان که به [[شجاعت]] هم معروف بود، [[تجهیزات نظامی]] خود را برداشت و به میدان احد شتافت هنگامی به پیامبر{{صل}} رسید که آن حضرت مشغول مرتب کردن صف‌های مسلمانان بود او از پشت صف‌ها آمد و خود را به صف اول رساند و در آن جای گرفت. او نخستین فرد از مسلمانان بود که تیر انداخت. تیرهای او همچون نیزه بود و خود نیز در [[حمله]] به [[سپاه]] مقابل مانند شتر نر نعره می‌کشید. سپس [[شمشیر]] کشید و دلاورانه جنگید. با این حال هرگاه پیامبر{{صل}} از او صحبتی می‌کرد، می‌فرمود: او [[اهل دوزخ]] است.
هنگامی که مسلمانان پراکنده شدند و هر یک به سویی گریختند، قزمان غلاف شمشیرش را [[شکست]] و [[شعار]] داد: «[[مرگ]] بهتر از [[گریز]] است. ای [[اوسیان]]؛ برای [[حفظ حیثیت]] و نژاد خود [[جنگ]] کنید و چنان کنید که من می‌کنم». سپس با [[شمشیر]] خود را میان [[مشرکان]] افکند؛ به طوری که گفتند کشته شده است؛ ولی دوباره ظاهر شد درحالی‌که می‌گفت: «من [[جوانمرد]] [[قبیله]] [[ظفر]] هستم». هفت نفر از [[کافران]] را کشت و خود زخم‌های بسیاری برداشت و به خاک افتاد. در این هنگام، [[قتادة بن نعمان]] که از کنار او می‌گذشت، گفت: [[شهادت]] بر تو گوارا باد. قزمان گفت: «ای [[ابوعمرو]]؛ به [[خدا]] من برای [[دین]] نجنگیدم؛ من به قصد [[حفظ]] خود [[جنگ]] کردم تا [[قریش]] بر ما [[پیروز]] نشود و زمین‌های ما را لگدمال نکند». چون [[پیامبر]] را از زخمی شدن او [[آگاه]] کردند، باز فرمود: «او [[اهل دوزخ]] است». پس از اینکه قزمان با همان زخم‌ها از پا درآمد، پیامبر{{صل}} فرمود: «[[خداوند]] دین خود را به دست مردی [[فاجر]] [[تأیید]] کرد»<ref>محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۳.</ref>.
[[نیت خالص]] و [[هدف الهی]] در [[جهاد]] در درجه‌ای از اهمیت است که اگر در [[مقام عمل]] اشتباهی هم رخ دهد، نه‌تنها عقابی در پی نخواهد داشت بلکه از [[اجر]] و مزد آن نیز کاسته نخواهد شد. [[رافع بن خدیج]] نقل می‌کند: «در [[جنگ احد]] ما به دلیل [[سرپیچی از فرمان پیامبر]]{{صل}} و ترک محل [[نگهبانی]] گرفتار شدیم. [[مسلمانان]] به هم ریختند و بدون اینکه بفهمند چه می‌کنند از روی [[ترس]] و [[شتاب]] به یکدیگر ضربه می‌زدند؛ چنان‌که [[اسید بن حضیر]] در آن [[روز]] دو زخم برداشت که یکی از آن دو را [[ابوبرده]]، که خود از مسلمانان بود، اشتباهی به او زد و [[ابوزعنه]] هم که از مسلمانان بود، اشتباهی دو ضربه به ابوبرده زد؛ اما بعد او را [[شناخت]]. از آن پس هرگاه ابوبرده، ابوزعنه را می‌دید می‌گفت: ببین با من چه کردی. و ابوزعنه می‌گفت: تو خودت هم بدون توجه، اسید بن حضیر را مجروح کردی؛ به هر حال این زخم در راه خداست. این موضوع را به اطلاع پیامبر{{صل}} رساندند. آن حضرت فرمود: «ای ابوبرده؛ این زخم در راه خداست و اجر تو با خدا خواهد بود. مثل آن است که کسی از [[مشرکان]] به تو زخم زده باشد و هر کس چنین کشته شده باشد، [[شهید]] است»<ref>محمد بن عمر بن واقد واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۳۲.</ref>.
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} نیز جهاد را با قید «[[فی سبیل الله]]» همراه می‌کند و از این طریق، روش و مقصد [[رزمنده]] [[دینی]] را از رزمنده غیردینی متمایز می‌کند و در [[وصیت‌نامه]] خود می‌فرماید: {{متن حدیث|اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، نامه ۴۷، حکمت ۳۶۶.</ref>.
بنابراین یکی از ویژگی‌های مهم و اساسی در [[جهاد]] [[اسلامی]] که آن را از نبردهای دیگر متمایز می‌کند، [[مجاهدت]] برای گسترش [[دین]] و [[دفاع]] از [[نظام اسلامی]] با [[نیت خالص]] [[الهی]] و قصد [[تقرب]] به [[پروردگار]] است.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۴۷.</ref>.
===دوری از تعصبات قومی و ملی===
اصل دیگری که جهاد را از جنگ‌های دیگر متمایز می‌کند این است که در میدان جهاد باید همه [[تعصبات جاهلی]]، قومی، نسبی و ملی را کنار گذاشت و تنها بر محور [[حق]] و دین با [[دشمنان]] جنگید. برای [[انسان]] [[متعهد]]، عامل تعیین کننده موضع و [[رفتار]]، [[تعهدات]] و مسئولیت‌های مکتبی اوست. در این [[مکتب]]، [[عاطفه]] و [[خویشاوندی]] و روابط دیگر، کوچک‌ترین نقشی ندارند. وقتی [[وظیفه]] اسلامی، به [[صلح]] با گروهی [[حکم]] می‌کند، این صلح حتی مبغوض‌ترین فرد آن گروه را هم شامل می‌شود. از سوی دیگر هنگامی که [[خط مشی]] مکتبی در برابر فرد یا گروهی [[مبارزه]] است، نباید کوتاهی کرد؛ اگر [[اقوام]] و [[نزدیکان]] انسان در [[جبهه حق]] حضور داشته باشند باید در کنار آنان به جهاد پرداخت؛ اما اگر نزدیک‌ترین افراد انسان مانند پدر و فرزند زیر [[پرچم باطل]] گرد آمدند، باید با آنها [[پیکار]] کرد.
در این مرحله است که [[رزمنده]] [[متدین]] باید دین خود را بر همه [[تعصبات]] مقدم بدارد و در صورت [[لزوم]] بر هم‌وطن و حتی بر [[خانواده]] خویش [[شمشیر]] بکشد و بجنگد. برای [[مؤمن]] [[مجاهد]]، اوج [[موفقیت]] و دلگرمی بیشتر و [[پیشرفت]] در مراحل [[ایمان]] و [[احساس]] [[تسلیم]] بیشتر در برابر [[خدا]] وقتی حاصل می‌شود که وظیفه سنگین‌تر و تلخ‌تری چون سلاح کشیدن به روی پدر یا فرزند [[کافر]] را انجام دهد. در [[سیره نظامی]] [[معصومان]]{{عم}} این اصل اساسی به وضوح دیده می‌شود.
بعد از [[شهادت]] [[محمد بن ابی‌بکر]]، معاویه یکی از سرسپردگان خود را به نام عبدالله خضرمی به [[بصره]] فرستاد تا تحت لوای [[خونخواهی عثمان]]، [[مردم بصره]] را بر ضد [[فرماندار]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} بشوراند. فرستاده معاویه در پناه جمعی از [[اوباش]] [[قبیله بنی‌تمیم]] بصره، به تحریک [[مردم]] پرداخت. [[فرماندار بصره]] مجبور شد خود را در پناه [[قبیله]] دیگری به نام «[[ازد]]» قرار دهد و جریان را به اطلاع [[امام]]{{ع}} برساند. وقتی امام از [[مردم عراق]] و [[کوفه]] برای سرکوبی [[توطئه]] معاویه در بصره [[یاری]] خواست، [[بنی‌تمیم]] کوفه به سبب [[خویشاوندی]] با بنی‌تمیم بصره که فرستاده معاویه را پناه داده بودند، از [[اجابت دعوت امام]]{{ع}} [[سرباز]] زدند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در تخطئه این عمل آنها فرمود:
ما در کنار [[رسول خدا]] چنان بودیم که (برای یاری [[اسلام]]) با پدرانمان، فرزندانمان، برادرانمان و عموهایمان می‌جنگیدیم و این [[جنگ]] در ما اثری جز فزونی [[ایمان]] و [[تسلیم]] در برابر [[خدا]] و [[پیروی]] از جاده [[شرع]]، [[پایداری]] [[تحمل]] سوزش دردها و [[کوشش]] در [[مبارزه]] با [[دشمن]] نداشت. هنگامی که یکی از مردان ما در برابر یکی از [[دشمنان]] قرار می‌گرفت و همچون دو شیر نر به یکدیگر [[حمله]] می‌بردند تا [[جان]] یکدیگر را بستانند، هرکدام می‌کوشید جام [[مرگ]] را زودتر به دیگری بنوشاند و همین موفقیت‌ها بود که [[خواری]] را برای دشمنان و [[پیروزی]] را برای ما به ارمغان می‌آورد؛ تا اینکه اسلام [[پایدار]] شد و چون شتری [[رام]] و آرام در جایگاه خود در [[جامعه]] فرود آمد و در [[وطن]] خود که همانا دل‌های [[مشتاق]] بود، جای گرفت. به جانم [[سوگند]] اگر ما شیوه‌ای چون شما داشتیم، هرگز ستونی برای [[دین]] به پا نمی‌شد و هیچ شاخه‌ای از اسلام سبز نمی‌گشت. به خدا سوگند، شما از این شیوه ناپسندی که در پیش گرفته‌اید، [[خون]] خواهید دوشید و سپس به دنبالش [[پشیمانی]] خواهید دید<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۵۵.</ref>.
با توجه به آنچه ذکر شد باید دانست مبارزه و [[جهاد]] در راه [[حق]] همواره حوادث تلخ و شیرینی به همراه دارد. نمودار [[پیروزی‌ها]] گاه به نفع [[جبهه حق]] و گاه به [[سود]] [[جبهه باطل]]، نوسان پیدا می‌کند. مهم این است که [[انسان]] [[مؤمن]] در لغزشگاه‌هایی چون [[تعصبات قومی]] و [[خویشاوندی]] محکم بایستد و جز به [[تکلیف الهی]] خود نیندیشد. در سخنی دیگر [[حضرت علی]] [[لشکریان]] خود را [[موعظه]] می‌کند که مبادا با شنیدن دشنام‌های [[زنان]] دشمنان، که متوجه [[آبرو]] و [[شرافت]] یا فرماندهانشان می‌شود، به [[آزار]] آنان بپردازند: «زنان را با آزار رساندن تحریک نکنید؛ هرچند به شرافت و [[بزرگواری]] شما [[دشنام]] دهند و به [[سرداران]] و بزرگانتان [[ناسزا]] گویند؛ زیرا نیرو و [[جان]] و خردشان [[ضعیف]] و [[سست]] است»<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، نامه ۱۴.</ref>.
در پرتو همین [[فرهنگ دینی]] [[جهاد]] بود که [[محمد بن ابی بکر]] با وجود روابط تیره میان پدرش [[ابوبکر]] و [[امام علی]]{{ع}} همیشه در کنار [[امام]] بود و در [[جنگ جمل]] که میان [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و خواهرش [[عایشه]] واقع شد، باز در [[لشکر]] امام{{ع}} حضوری فعال داشت.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۵۳.</ref>.
===ممنوعیت آغاز به جنگ===
[[مکتب اسلام]]، [[مکتب]] [[صلح]] و [[محبت]] و [[هدایت]] است و در پی آن است که تا جای ممکن، جلوی جنگ و [[خونریزی]] را بگیرد. اما اگر از بروز جنگ گریزی نباشد، باید در میدان [[کارزار]] [[منتظر]] آغاز جنگ از سوی [[دشمن]] بود. این یکی از اصول برجسته در [[سیره نظامی]] [[معصومان]]{{عم}} است. [[رسول اکرم]]{{صل}} در همه [[غزوات]]، به این اصل مهم عمل می‌کرد و در [[سریه‌ها]] نیز که خود حضور نداشت، [[فرماندهان]] و [[سربازان]] [[اسلام]] را به آن توصیه می‌کرد.
امیرمؤمنان علی{{ع}} نیز در نامه‌ای به یکی از فرماندهان خود به نام [[معقل بن قیس ریاحی]]، وی را از شروع جنگ از روی [[تعصب]] بازمی‌دارد و می‌فرماید:
جز با کسی که با تو بجنگد جنگ مکن.... هرگاه با دشمن روبه‌رو شدی، میانه لشکر خود بایست و مانند کسی که می‌خواهد شروع کننده جنگ باشد به دشمن نزدیک مشو و آنقدرهم فاصله نگیر تا مانند کسی باشی که از جنگ می‌ترسد، تا [[فرمان]] من به تو برسد. مبادا پیش از [[اتمام حجت]] و [[دعوت]] آنها، [[کینه]] و [[دشمنی]]، شما را به جنگ با ایشان وادار کند<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، نامه ۱۲.</ref>.
امام{{ع}} در [[نامه]] دیگری به [[مالک اشتر]]، که از فرماندهان او در [[جنگ صفین]] بود، او را نیز به همین اصل توصیه می‌کند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۱۵۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۲، ص۳۷۴، ۴۱۴.</ref>. هنگامی هم که خود به جنگ می‌رود، به لشکرش می‌فرماید: جنگ با آنان را شروع نکنید تا آنها شروع کننده باشند. شما بحمدالله دارای [[حجت]] و دلیل هستید و پیش‌دستی نکردن شما در جنگ خود دلیل و حجت دیگری است»<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، نامه ۱۴.</ref>.
نکته درخور توجه اینکه امام{{ع}} گاهی از [[لشکریان]] خود می‌خواهد که در جنگ، پیش از آنکه دشمن با آنان بجنگد، آنان با دشمن بجنگند<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷.</ref>. این [[حکم]] با اصل پیشین مبنی بر آغاز نکردن جنگ منافاتی ندارد؛ زیرا مقصود از این اصل، خودداری از آغاز درگیری و [[حمله]] در [[میدان نبرد]] است؛ میدانی که دو [[جبهه]] رودرروی هم قرار می‌گیرند؛ اما مراد از پرداختن به جنگ و پیش‌دستی بر دشمن، [[آمادگی]] و [[تجهیز]] [[لشکر]] برای رودررو شدن با دشمن است تا [[لشکر اسلام]] با تجهیزات و آمادگی کامل در میدان جنگ حاضر شده، [[منتظر]] [[فرمان جهاد]] باشد. اما پس از آمادگی و تجهیز لازم و مواجهه با دشمن، نخستین اقدام برای آغاز جنگ [[واقعی]]، باید به دست دشمن صورت گیرد<ref>پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، دانشنامه امام علی، ج۶، ص۴۳۷.</ref>.
[[امام حسین]]{{ع}} نیز در [[روز عاشورا]]، راه هرگونه عذر و توجیهی را که بتواند مجوز کشتن او باشد، بر دشمنانش بست. او حتی وقتی در محاصره دشمن قرار گرفت و [[اهل‌بیت]] و یارانش را دچار کم‌آبی و [[تشنگی]] دید، هرگز آغازگر جنگ نبود. پیش از آن در نخستین برخوردش با حربن یزید ریاحی، هنگامی که [[حر]] اعلام کرد: «شما [[حق]] برگشت ندارید و من مأمورم شما را نزد [[عبیدالله بن زیاد]] ببرم». [[زهیر بن قین]] به امام پیشنهاد کرد: «اکنون [[جنگیدن]] با این گروه کم تا پیش از رسیدن نیروی کمکی دشمن آسان‌تر است؛ [[اجازه]] بده با اینها بجنگیم»؛ اما امام حسین{{ع}} فرمود: «من روشم این نیست که آغازگر جنگ باشم»<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۸۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۰.</ref>.
در جای دیگر نیز امام{{ع}} این جمله را [[تکرار]] کرد؛ هنگامی که [[شمر]] خندق‌های پر از [[آتش]] را در اطراف خیمه‌های امام دید با صدای بلند گفت: «ای حسین؛ پیش از [[روز قیامت]] به آتش [[شتاب]] کردی». امام حسین{{ع}} فرمود: «این کیست؟ گویا [[شمر بن ذی الجوشن]] است». گفتند: بلی اوست. فرمود: «... تو به آتش سزاوارتری». در این هنگام [[مسلم بن عوسجه]] تصمیم گرفت که با تیر او را بزند. [[امام]]{{ع}} وی را از این کار منع کرد. او گفت: «اجازه بده تا تیری به او بزنم. وی [[فاسق]] است و از [[دشمنان خدا]] و از بزرگان [[ستمگران]] است». امام حسین{{ع}} فرمود: «[[تیراندازی]] نکن؛ من [[دوست]] ندارم آغازگر [[جنگ]] باشم»<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۵.</ref>.
با توجه به آنچه از [[سیره معصومان]]{{عم}} ذکر شد، می‌توان نتیجه گرفت که خودداری از آغاز جنگ، از ویژگی‌های [[نبرد]] [[اسلامی]] و [[سیره رهبران]] [[دین]] است و باید با دادن [[فرصت]]، زمینه [[هدایت]] و بازگشت ب ه [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] را برای مخالفان فراهم کرد؛ چراکه [[هدف]] از [[جهاد در راه خدا]] جز هدایت [[گمراهان]] نیست.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۵۵.</ref>.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۱۳۴٬۳۶۳

ویرایش