پرش به محتوا

زن در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸۳: خط ۱۸۳:
{{متن قرآن|قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ}}<ref>«به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساق‌هایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>.
{{متن قرآن|قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ}}<ref>«به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساق‌هایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>.
[[قرآن کریم]] [[زن]] را در چهره [[ملکه سبا]] به ما نشان می‌دهد. الگوی زن [[سیاستمدار]] از نظر [[قرآن]] چنین زنی است: زنی که [[خردمند]] است. تحت‌تأثیر عاطفه‌اش قرار نمی‌گیرد و به‌خوبی [[حکومت]] می‌کند<ref>تأملات الاسلامیه حول المرأة، ص۱۱.</ref>. او مهار [[عقل]] خود را به دست دارد و مسئولیتش موجب [[رشد عقلی]] و [[تکامل]] فکری‌اش شده به‌گونه‌ای پیرو [[عواطف]] خود نمی‌شود و می‌تواند بر مردانی که در او شخصیتی نیرومند، خردمند و [[توانمند]] سراغ داشتند، [[حکم]] براند. شخصیتی که وقتی [[حقانیت]] سلیمان{{ع}} را در می‌یابد، می‌گوید: {{متن قرآن|رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«پروردگارا! من به خویش ستم کرده‌ام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>.<ref>الجامع الاحکام القرآن، ج۱۳، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۵-۲۲.</ref>
[[قرآن کریم]] [[زن]] را در چهره [[ملکه سبا]] به ما نشان می‌دهد. الگوی زن [[سیاستمدار]] از نظر [[قرآن]] چنین زنی است: زنی که [[خردمند]] است. تحت‌تأثیر عاطفه‌اش قرار نمی‌گیرد و به‌خوبی [[حکومت]] می‌کند<ref>تأملات الاسلامیه حول المرأة، ص۱۱.</ref>. او مهار [[عقل]] خود را به دست دارد و مسئولیتش موجب [[رشد عقلی]] و [[تکامل]] فکری‌اش شده به‌گونه‌ای پیرو [[عواطف]] خود نمی‌شود و می‌تواند بر مردانی که در او شخصیتی نیرومند، خردمند و [[توانمند]] سراغ داشتند، [[حکم]] براند. شخصیتی که وقتی [[حقانیت]] سلیمان{{ع}} را در می‌یابد، می‌گوید: {{متن قرآن|رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«پروردگارا! من به خویش ستم کرده‌ام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>.<ref>الجامع الاحکام القرآن، ج۱۳، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۵-۲۲.</ref>
==حضور سیاسی زنان مسلمان در عصر رسول الله{{صل}}==
در عصر رسول الله{{صل}} زنان مسلمان همچون مردان در فعالیت‌های مختلف سیاسی چون [[بیعت]]، [[هجرت]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و نقد [[حاکمان]] [[حکومت]]، [[دفاع]] و [[حمایت]] از [[حاکم]] حکومت ([[رسول الله]]{{صل}}) [[پناهندگی]] به [[مشرکان]]، [[مشورت]] و [[رایزنی]] در امور حکومت و [[تبلیغ]] برای [[پیشرفت]] [[دین]] شرکت فعال داشتند.
از نظر [[اسلام]] همان‌گونه که [[زن]] و مرد در [[وابستگی]] و [[استقلال]] وجودی مساوی‌اند، در بسیاری از امور مثل [[استقلال سیاسی]] و [[اقتصادی]] نیز یکسانند. [[قرآن]] زن را همچون مرد، [[مسئول]] و [[متعهد]] و طبعاً مستقل معرفی کرده و به او [[حق]] داده است در مسائل اصلی خود تصمیم‌گیرنده باشد و در [[انتخاب]] [[روش سیاسی]] و [[حکومتی]] که باید مبتنی بر [[شناخت]] و [[آگاهی]] باشد، شخصاً اقدام کند. حضور زنان مسلمان [[صدر اسلام]] در [[اجتماع]] بر این نظر صحّه می‌گذارد.
===زمینه‌های تحوّل مشارکت سیاسی زنان در عصر رسول الله{{صل}}===
'''بیعت''': یک نوع مشارکت سیاسی است. یک نوع حق [[رأی]] و انتخاب است. بیعت تنها رأی‌دادن نیست، [[احساس مسئولیت]] کردن است. یک نوع [[تعهد]] طرفینی برای هر دو طرف شخص [[بیعت‌کننده]] و کسی که با او بیعت می‌شود.
بیعت، بستن [[پیمان وفاداری]] و [[اطاعت]] با رسول الله{{صل}}، [[امام]]، حاکم یا [[خلیفه]] است. معنای شایع مصطلح بیعت را در قرآن، [[سنت]]، [[تاریخ]]، [[کلام]] و [[فقه سیاسی اسلام]]، باید [[عقد]] و پیمانی دانست که فرد بیعت‌کننده با امام، حاکم یا شخصی دیگر می‌بندد تا در موضوعی خاص یا به‌طور عام [[مطیع]] و [[فرمان‌بردار]] وی بوده به مفاد [[تعهّد]] خود ملتزم و [[وفادار]] بماند<ref>لسان العرب، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ذیل واژه بیع؛ انوار الفقاهه، ج۱، ص۵۱۷؛ مفاهیم القرآن فی معالم الحکومة الاسلامیه، ص۲۶۱؛ الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ج۴، ص۶۳؛ نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۲۷۳؛ البیعة عند مفکری أهل السنة و العقد الاجتماعی فی الفکر السیاسی الحدیث: دراسة مقارنة فی الفلسفة السیاسیه، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ص۲۴.</ref>.
با آغاز [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}}، مردان و [[زنان]] [[مسلمان]] با او [[بیعت]] کردند.
نخستین بیعت در [[سیره نبوی]]، بیعت [[حضرت علی]]{{ع}} و [[خدیجه]]{{س}} با آن حضرت پس از [[قبول اسلام]] است<ref>بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۹۲-۳۹۳؛ وسائل‌الشیعه، ج۱، ص۲۸۱.</ref>. بعد از آن دیگر [[مسلمانان]] از [[زن]] و مرد با آن حضرت بیعت کردند. سپس [[بیعت عشیره]] است که در [[سال سوم بعثت]] در «[[یوم‌الدار]]» صورت گرفت. در این [[روز]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[فرمان الهی]] خواستار [[پذیرش اسلام]] و بیعت از سوی [[بنی‌هاشم]] شد و به‌موجب [[احادیث شیعه]] و [[اهل‌سنت]]، تنها حضرت علی{{ع}}، که کم‌سن‌ترین فرد [[خاندان]] بود، با [[رسول الله]]{{صل}} بیعت کرد<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۳۱۹-۳۲۱؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۲۱، ۲۴.</ref>.
چگونه و با چه شرط‌هایی پیامبر اکرم{{صل}} با زنان بیعت می‌فرمود:
بنا به نقل [[ابن‌سعد]] پیامبر اکرم{{صل}} درحالی‌که روی دست خود پارچه افکنده بود، با [[زن‌ها]] بیعت فرمود. [[امیمه]] دختر [[رقیقه]] خواهرزاده [[حضرت خدیجه]]{{س}} گفت: همراه تنی چند از [[بانوان]] برای بیعت‌کردن به حضور پیامبر اکرم{{صل}} رفتیم و گفتیم با شما با این شرط‌ها بیعت می‌کنیم که هیچ‌چیز را [[شریک]] [[خدا]] قرار ندهیم، [[دزدی]] نکنیم، [[زنا]] ندهیم، [[فرزندان]] خود را نکشیم، هیچ [[دروغ]] و تهمتی بر کسی نبندیم و در مورد هیچ کار پسندیده‌ای از [[فرمان]] تو [[سرکشی]] نکنیم. پیامبر اکرم{{صل}} فرمود: البته در آنچه که توان و یارای آن را داشته باشید، امیمه می‌گوید در این هنگام گفتیم خدا و [[رسول خدا]] بر ما از خود ما مهربان‌ترند، سپس با آن حضرت بیعت کردیم<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۱.</ref>.
یکی از زنان در همان جلسه از پیامبر اکرم{{صل}} پرسید: ای رسول خدا! این کار پسندیده‌ای که ما را نشاید [[نافرمانی]] از تو کنیم، چیست؟ فرمود اینکه مویه‌گری و [[نوحه‌سرایی]] نکنید.
رسول خدا{{صل}} در بیعت با زن‌ها از آنان [[تعهد]] می‌گرفت که گریبان ندرند، چهره نخراشند و سخن [[ناپسند]] نگویند<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۵.</ref>.
[[بیعت زنان]] با پیامبر اکرم{{صل}} به‌گونه‌ای دیگر نیز بوده است؛ در برخی [[احادیث]] آمده است هنگامی که [[رسول الله]]{{صل}} به [[مدینه]] [[هجرت]] کرد، گروهی از زن‌ها که [[اسلام]] آورده بودند، به حضور ایشان رفتند و گفتند: ای رسول خدا! مردان ما با شما بیعت کرده‌اند، ما هم [[دوست]] داریم با شما بیعت کنیم. آن حضرت [[قدح]] آبی خواست و دست خویش را در آن فروبرد، سپس آن قدح را به هر یک از زن‌ها دادند که دست خود را در آن فروبرد و همین کار بیعت آنان بود<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۳، ص۶۲؛ بحارالانوار، ج۲۱، ص۹۹، ۱۱۳، ۱۱۷، ۱۳۴؛ ج۶۴، ص۱۸۴، ۱۸۷-۱۸۸.</ref>.
در روایاتی دیگر آمده است که بیعت زنان با [[دست دادن]] از روی [[لباس]] انجام می‌شده است<ref>مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل؛ ذیل آیه ۱۲ سوره ممتحنه.</ref>. همچنین بنا بر برخی احادیث، گاه بیعت زنان با آن حضرت صرفاً به‌صورت [[کلامی]] و لفظی بوده است<ref>مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ ذیل آیه ۱۲ سوره ممتحنه؛ صحیح بخاری ج۸، ص۱۲۵، باب بیعة النساء.</ref>. علاوه بر اینها، اشکال دیگری نیز برای بیعت زنان در برخی احادیث ذکر شده است.
[[بیعت عقبه]]<ref>عقبه به معنای گریوه یا گردنه، راهی است که از آن به بالای کوه می‌روند. محل وقوع دو بیعت، گریوه‌ای است میان منی و مکه، نزدیک منی و پس از واقصه که در آنجا آبی از آن بنی‌عکرمه وجود داشته است. فاصله آن با مکه حدود پنج کیلومتر است. ر.ک: المعجم البلدان، ذیل واژه.</ref> نام دو [[بیعت]] [[مردم یثرب]] با رسول الله{{صل}} است. در [[سال یازدهم بعثت]]، آن حضرت با شش تن از مردم یثرب (مدینه) از [[قبیله خزرج]] روبرو شد، اسلام را بر آنان عرضه داشت و برایشان [[قرآن]] خواند. آنان به مدینه برگشتند و آنچه [[رسول]] الله{{صل}} فرموده بود، به آنها گفتند<ref>ر.ک: السیرة النبویه ابن هشام، ج۱، ص۲۸۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۱۸؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۵۳.</ref>.
در [[سال دوازدهم بعثت]]، در [[موسم حج]]، [[دوازده تن]] از هفت [[خانواده]] از دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] در [[عقبه]] با [[رسول الله]]{{صل}} دیدار کردند، [[اسلام]] آوردند و [[بیعت]] نمودند. مضمون بیعت این بود که در [[پرستش خدا]] شریکی برای او نگیرند، [[دزدی]] و [[زنا]] نکنند، [[فرزندان]] خود را نکشند، [[بهتان]] نزنند و رسول الله{{صل}} را در آنچه به خیر و صلاح است، [[نافرمانی]] نکنند. اگر بدین بیعت [[وفا]] کردند، [[بهشت]] از آن آنان خواهد بود و اگر خلاف نمودند، با خداست که آنان را ببخشد یا [[عذاب]] کند<ref>ر.ک: السیرة النبویه ابن هشام، ج۱، ص۲۸۹-۲۹۳؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۰؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۵-۲۷۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۵۳-۳۵۷.</ref>. چون مضمون بیعت آنان این بود که رسول الله{{صل}} را مانند یکی از افراد خانواده خود بدانند و همچنین قرار بود بین [[مسلمانان]] و [[کفار]] [[جنگی]] صورت نگیرد و [[جنگ]] از [[شئون]] مردان است، آن را «[[بیعة النساء]]» نامیدند<ref>الروض الانف، ج۴، ص۷۰.</ref>. پس از این بیعت بود که رسول الله{{صل}}، [[مصعب بن عمیر]] را همراه آنان فرستاد تا قرآن را به آنان [[تعلیم]] دهد<ref>ر.ک: السیرة النبویه ابن هشام، ج۱، ص۲۹۳؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۰؛ صحیح بخاری، ج۸، ص۱۲۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۶؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۶۱-۶۲؛ بحارالانوار، ج۲۱، ص۹۷-۹۹، ۱۱۳، ۱۳۴؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۴، ص۱۵۲-۱۵۳؛ نیز درباره بیعة النساء ر.ک: به مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ تفسیر المیزان؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل؛ ذیل آیه ۱۲ سوره ممتحنه؛ الجامع الاحکام القرآن، ج۹، جزء ۱۸، ذیل آیه.</ref>.
در موسم حج [[سال سیزدهم بعثت]] و در [[بیعت عقبه دوم]] که به «[[بیعة الحرب]]» معروف است، هفتاد و سه مرد و دو [[زن]] ([[ام‌عماره]] و [[ام‌منیع]]) از مدینه در [[مکه]] با آن حضرت [[بیعت]] کردند.
بنا به نقل [[ابن‌سعد]] در شب دوازدهم [[ذی‌الحجه]] مسلمانان [[مدینه]] که برای [[اعمال]] [[حج]] به مکه آمده بودند در [[منی]] به نزد [[رسول الله]]{{صل}} آمدند. [[عباس بن عبدالمطلب]]، [[عموی رسول الله]]{{صل}} نیز همراه آن حضرت بود<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۷.</ref>.
آنان در [[عقبه]] گرد هم آمدند. عباس بن عبدالمطلب به حاضران گفت: محمد از ماست و تا آنجا که توانسته‌ایم از او [[حمایت]] کرده‌ایم. اکنون او می‌خواهد نزد شما بیاید، اگر توان حمایت او را دارید، چه بهتر وگرنه او را نزد ما رها کنید. گفتند: با او بیعت می‌کنیم که با هر که [[جنگ]] کند، بجنگیم و با که [[آشتی]] کند، در آشتی باشیم. این بیعت را در حدّ [[بذل مال]] و از میان رفتن [[ثروت]] و کشتن و کشته‌شدن می‌پذیریم؛ از این‌رو این بیعت «[[بیعة الحرب]]» نام گرفت<ref>السیرة النبویه ابن هشام، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۷-۲۷۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۲-۳۶۳.</ref>.
آنان هیاهو کردند. عباس درحالی‌که دست [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را گرفته بود، گفت: آرام باشید و هیاهو نکنید که بر ما جاسوسانی گماشته‌اند و [[بزرگ‌ترها]] و سالخوردگان خود را بفرستید تا آنان پیام‌ها را ردوبدل کنند که ما از [[قوم]] خود بر شما می‌ترسیم و پس از اینکه بیعت کردید به‌جای خود پراکنده شوید. آنان گفتند: ای [[رسول خدا]]! دست پیش آور تا با تو بیعت کنیم. همگی دست در دست آن حضرت نهادند و بیعت کردند<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۸؛ موضوع بیعت انصار و بیعت عقبه اول و دوم در منابع معاصر با ابن‌سعد و در منابع بعد با شرح و تفصیل و ضبط اسامی تمام شرکت‌کنندگان آمده است، ر.ک: السیرة النبویه ابن‌هشام، ج۲، ص۷۳-۷۴؛ نهایة الأرب فی فنون الادب، ج۱۶، ص۲۰-۳۱۰.</ref>.
پس از این بیعت بود که رسول الله{{صل}} [[دوازده تن]] از آنان را [[انتخاب]] و [[نقیب]] مردمشان کرد<ref>السیرة النبویه، ابن‌هشام، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۷-۲۷۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۲-۳۶۳.</ref>. این بیعت، مقدمه [[هجرت]] آن حضرت به یثرب شد.
[[ام عماره]] گفت: در شب [[بیعت عقبه]] درحالی‌که عباس بن عبدالمطلب دست پیامبر اکرم{{صل}} را گرفته بود، مردان دست بر دست آن حضرت می‌زدند. چون [[بیعت]] مردان تمام شد و فقط من و [[ام‌منیع]] باقی مانده بودیم، همسرم [[عرفة]] بن عمرو گفت: ای رسول خدا! این دو بانو هم همراه ما آمده‌اند که با شما بیعت کنند، حضرت فرمود: من با آنان نیز با همان شروط بیعت می‌کنم که با شما بیعت کردم<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۷.</ref>.
پس از آن‌که [[رسول الله]]{{صل}} در [[مدینه]] به ایجاد [[دولت اسلامی]] پرداخت، مردان و [[زنان]] [[مسلمان]] با آن حضرت بیعت کردند<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸، ۱۹۸.</ref>.
و اما از جمله بیعت‌هایی که در مدینه صورت گرفت، بیعت [[مسلمانان]] با رسول الله{{صل}} هنگام [[حرکت]] به‌سوی پدر در ابتدای هجرت بود<ref>بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۹۵.</ref>.
در سال ششم هجرت نیز مسلمانان با رسول الله{{صل}} بیعت کردند. این [[پیمان]] به «[[بیعت رضوان]]» و بیعت «[[تحت الشجره]]» معروف است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با گروهی از [[صحابه]]، که تنها شمشیری در غلاف به همراه داشتند و شمار آنان را هزار و چهارصد تا هزار و ششصد تن نوشته‌اند، به قصد [[زیارت]] [[خانه خدا]] و ادای [[مناسک]] [[عمره]] از مدینه خارج شدند<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۶۲۰-۶۲۱.</ref>، چون به [[حدیبیه]]<ref>دهی در فاصله یک منزلی مکه و نه منزلی مدینه. ر.ک: المعجم البلدان، ج۲، ص۲۲۲.</ref> رسیدند، [[مردم]] [[مکه]] راه را بر آنان بستند و مانع رفتنشان به مکه شدند. رسول الله{{صل}} نخست کسی به نام خراش و سپس [[عثمان بن عفان]] را نزد آنان فرستاد. چون بازگشت عثمان دیر شد، رسول الله{{صل}} [[یاران]] خویش را گرد آورد و آنان بر سر [[جان]] خود با او بیعت کردند. این بیعت زیر درختی ([[درخت]] [[سمره]]) بسته شد. از سوی دیگر، فرستادگان مکه در حدیبیه با [[رسول خدا]]{{صل}} [[صلح]] کردند و قرار بر این شد که وی آن سال بازگردد و سال دیگر برای زیارت به مکه بیاید<ref>السیرة النبویه ابن‌هشام، ج۲، ص۷۸۱-۷۸۲؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۵-۹۷؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۶۳۱-۶۳۲.</ref>.
این واقعه در [[قرآن]]، ذکر شده که نام بیعت رضوان و [[بیعت شجره]] نیز از همین [[آیه]] گرفته شده است: {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>.
بعدها [[بیعت‌کنندگان]] به «[[اصحاب شجره]]» [[شهرت]] یافتند. مسجدی نیز در محل بسته‌شدن این [[بیعت]] وجود داشته است. [[خداوند]] در [[بیعت رضوان]] با اعلام [[رضایت الهی]] از آن بیعت، به [[مؤمنان]] [[بیعت‌کننده]] [[وعده]] [[پیروزی]] نزدیک داده است که مراد از آن را بیشتر [[مفسران]]، [[فتح خیبر]] و برخی [[فتح مکه]] دانسته‌اند<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۹-۱۰۱.</ref>.
در این بیعت نیز چهار [[زن]] ([[ام‌سلمه]]، [[ام‌عماره]]، [[ام‌منیع]] و ام‌عامر أشهلی) شرکت داشتند. بیعت این [[زنان]] با [[حضرت علی]]{{ع}} به [[نیابت از پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} صورت گرفت<ref>مغازی واقدی، ج۲، ص۴۳۵.</ref>.
بیعت دیگر، بیعت مردان و زنان با [[رسول الله]]{{صل}} در فتح مکه در [[سال هشتم هجرت]] بود. با [[سقوط]] پایگاه [[شرک]] در [[مکه]]، [[مردم]] گروه‌گروه نزد آن حضرت آمدند و با ایشان بیعت کردند. حضور زنان در این بیعت بسیار گسترده بود.
آخرین بیعت [[زمان]] رسول الله{{صل}}، بنا بر برخی منابع، بیعت [[مسلمانان]] با حضرت علی{{ع}} در [[روز]] هجدهم [[سال دهم هجرت]] در محلی به نام [[غدیر خم]] بود. موضوع این بیعت، [[ولایت امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} بود<ref>ر.ک: بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۳۳، ۱۳۸، ۱۴۲، ۲۰۲-۲۰۳، ۲۱۷.</ref>.
[[ابن سعد]] در جلد هشتم الطبقات‌الکبری، چهارصد و هشتاد و نه نفر از زنان بیعت‌کننده با رسول الله{{صل}} را نام برده است. [[ابن اثیر]] در اسد‌الغابه و [[ابن حجر عسقلانی]] در الاصابة فی تمییز الصحابه به نام تعداد بیشتری از این زنان اشاره کرده‌اند.
'''[[هجرت]]''': در [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}}، هجرت یکی از عوامل [[بقای اسلام]] و در نوع خود، عامل بسیار مهمی بود. هجرت نوعی نه گفتن به وضع موجود است. هجرت ترک [[خانه]] و کاشانه به‌منظور [[حفظ دین]] و [[رهایی]] از [[آزار و اذیت مشرکین]] است. رسول الله{{صل}} به [[فرمان خداوند]] از مسلمانان خواست تا از مکه به [[حبشه]] و [[مدینه]] هجرت کنند. در دو [[هجرت به حبشه]] و [[هجرت به مدینه]] [[زنان]] نیز همپای مردان شرکت داشتند. آنان گاه به‌صورت دسته‌جمعی و گاه به‌تنهایی به‌سوی حبشه و مدینه هجرت کردند.
هجرت زنان اقدامی [[سیاسی]] است که ابعاد گوناگونی دارد، از یک سو به معنای طرد و [[نفی]] [[نظام حاکم]] بر [[جامعه]] و از سوی دیگر به مفهوم [[ابلاغ پیام]] [[آیین جدید]] به مراکز مستقر در [[جهان]] است. علاوه بر این، هجرت اساسی‌ترین اقدام برای [[تأسیس حکومت اسلامی]] و تقویت این [[حکومت]] نوپا است.
گویند [[ام‌سلمه]] [[همسر]] رسول الله{{صل}} از آن حضرت سؤال کرد که چرا در [[قرآن]] از هجرت زنان یادی نشده است؟ این [[آیه]] نازل شد که {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref>«آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>.
در این آیه پاداش هجرت، [[جهاد]] و کشته‌شدن در [[راه خدا]]، [[بهشت]] قرار داده شده است و خداوند صراحتاً اعلام می‌کند که جنسیت در [[میزان]] پاداش مؤثر نیست.
[[امر به معروف و نهی از منکر]] و نقد [[حاکمان]] حکومت: قرآن حضور [[اجتماعی]] و [[نظارت]] بر [[اعمال]] و [[رفتار]] اعضای [[جامعه اسلامی]] را به‌عنوان یک [[حق]] به مردان و زنان داده است: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.</ref>.
[[آیه]] با صراحت اعلام می‌کند در [[جامعه]] پویای [[اسلامی]]، زن و مرد در مسائل [[سیاسی]]، اجتماعی و... از یکدیگر جدا نیستند و در [[قیام]] به امر به معروف و نهی از منکر یکسان شمرده شده‌اند.
همه [[مردم]] در برابر آنچه در جامعه می‌گذرد، [[مسئول]] هستند. آنان برای [[اصلاح امور]] موظف هستند که از حاکمان و [[زمامداران]] جامعه [[انتقاد]] کنند. در [[فرهنگ اسلامی]] نقد [[رفتار حاکمان]] [[حکومت]] از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر است.
[[ام‌سلمه]] [[همسر]] [[رسول الله]]{{صل}} به [[مصلحت]] [[مسلمانان]] بسیار می‌اندیشید. او باشهامت تمام رفتار حاکمان و بزرگان را نقد می‌کرد و آنان را به معروف می‌خواند و از ادای [[نصیحت]] و [[ارشاد]] آنان به راه صواب کوتاهی نمی‌کرد. او در مقابل عثمان بدون قصد [[آشوب]]، موضع‌گیری نمود و او را از رفتن بر غیر روش رسول الله{{صل}} [[نهی]] کرد<ref>ر.ک: بلاغات النساء، ص۷.</ref>.
[[دفاع]] و [[حمایت]] از رسول الله{{صل}}: دفاع از رسول الله{{صل}} بر هر زن و [[مرد]] [[مسلمان]] [[واجب]] است. اصولاً دفاع از [[حق]] و [[مبارزه با باطل]] بر هر [[مسلمانی]] واجب است. در [[غزوه اُحُد]]، هنگامی که معرکه [[جنگ]] به نفع [[مشرکان]] چرخید و تنها ده نفر از مسلمانان باقی ماندند تا از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دفاع کنند، [[ام‌عماره]] چون آن حضرت را در تنگنا دید، [[سلاح]] به دست گرفت و به دفاع از ایشان پرداخت و [[جان‌فشانی]] بسیار از خود نشان داد، چندان که زخم‌ها برداشت<ref>مغازی واقدی، ج۱، ص۲۶۸؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۱.</ref>.
'''پناه‌دادن به مشرکان''': مسلمانان می‌توانستند به مشرکان پناه دهند و آنان را تحت حمایت خویش قرار دهند. در این صورت هیچ‌کس حق نداشت آنان را [[اسیر]] کرده و یا به [[قتل]] برساند. در [[فتح مکه]] سه تن از [[زنان صحابی]] به برخی از مشرکان که [[اعمال]] ایذایی بر ضد پیامبر اکرم{{صل}} انجام داده بودند، پناه دادند و این کار موجب شد تا رسول الله{{صل}} آنان را [[عفو]] کند:
یکی از این سه [[زن]]، [[ام‌سلمه]] [[همسر]] رسول الله{{صل}} بود که [[ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب]] و [[عبدالله بن أمیة بن مغیره]]<ref>الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۸۰.</ref> را پناه داد و دیگری [[ام‌هانی دختر ابوطالب]]{{ع}} و [[خواهر امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود که دو تن از مشرکان<ref>السیرة النبویه ابن‌هشام، ج۴، ص۵۹-۶۰؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۱۵.</ref> را پناه داد و سومی [[ام‌حکیم]] دختر [[حارث بن هشام]] بود که [[عکرمة بن ابی جهل]]<ref>الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۹.</ref> را پناه داد.
[[مشورت]] و [[رایزنی]] در امور [[حکومت]]: اصولاً پیامبر اکرم{{صل}} در مسائل [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و آنچه مربوط به جریان‌های [[زندگی]] بود، با [[مسلمانان]] مشورت می‌کرد. البته ایشان نظر مشورتی افرادی را می‌پذیرفت که از سر [[علم]]، اطلاع، [[دقت]] و [[زیرکی]] اظهار می‌شد. بدین‌سان آن‌که طرف مشورت قرار می‌گرفت، فردی هوشمند و [[آگاه]] از مسائل [[روز]] بود. پس از [[صلح حدیبیه]] رسول الله{{صل}} با همسر فهیمش ام‌سلمه مشورت کرد و [[رأی]] او را پذیرفت و به کار برد<ref>ر.ک: الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۴۹؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۵۲.</ref>.
[[تبلیغ]] برای [[پیشرفت]] [[دین]]: گروهی از [[زنان]] [[مسلمان]] در [[فضای خفقان]] [[کفر]] و [[شرک]] به [[تبلیغ دین]] [[همت]] گماشتند و گروهی نیز [[جنگجویان]] را در [[جنگ]] بر ضد [[کفار]] می‌شوراندند. خنساء از [[طایفه]] [[بنی‌سلیم]] در تبلیغ دین کوشا بود و موجب شد تمام قبیله‌اش به [[اسلام]] بگروند<ref>الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۲۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۴۰۰

ویرایش