زن در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲۲۸: خط ۲۲۸:
بنا به نقل [[ابن‌سعد]] در شب دوازدهم [[ذی‌الحجه]] مسلمانان [[مدینه]] که برای [[اعمال]] [[حج]] به مکه آمده بودند در [[منی]] به نزد [[رسول الله]]{{صل}} آمدند. [[عباس بن عبدالمطلب]]، عموی رسول الله{{صل}} نیز همراه آن حضرت بود<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۷.</ref>.
بنا به نقل [[ابن‌سعد]] در شب دوازدهم [[ذی‌الحجه]] مسلمانان [[مدینه]] که برای [[اعمال]] [[حج]] به مکه آمده بودند در [[منی]] به نزد [[رسول الله]]{{صل}} آمدند. [[عباس بن عبدالمطلب]]، عموی رسول الله{{صل}} نیز همراه آن حضرت بود<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۷.</ref>.


آنان در [[عقبه]] گرد هم آمدند. عباس بن عبدالمطلب به حاضران گفت: محمد از ماست و تا آنجا که توانسته‌ایم از او حمایت کرده‌ایم. اکنون او می‌خواهد نزد شما بیاید، اگر توان حمایت او را دارید، چه بهتر وگرنه او را نزد ما رها کنید. گفتند: با او بیعت می‌کنیم که با هر که [[جنگ]] کند، بجنگیم و با که [[آشتی]] کند، در آشتی باشیم. این بیعت را در حدّ بذل مال و از میان رفتن [[ثروت]] و کشتن و کشته‌شدن می‌پذیریم؛ از این‌رو این بیعت «[[بیعة الحرب]]» نام گرفت<ref>السیرة النبویه ابن هشام، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۷-۲۷۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۲-۳۶۳.</ref>.
آنان در [[عقبه]] گرد هم آمدند. عباس بن عبدالمطلب به حاضران گفت: محمد از ماست و تا آنجا که توانسته‌ایم از او حمایت کرده‌ایم. اکنون او می‌خواهد نزد شما بیاید، اگر توان حمایت او را دارید، چه بهتر وگرنه او را نزد ما رها کنید. گفتند: با او بیعت می‌کنیم که با هر که [[جنگ]] کند، بجنگیم و با که [[آشتی]] کند، در آشتی باشیم. این بیعت را در حدّ بذل مال و از میان رفتن [[ثروت]] و کشتن و کشته‌شدن می‌پذیریم؛ از این‌رو این بیعت «بیعة الحرب» نام گرفت<ref>السیرة النبویه ابن هشام، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۷-۲۷۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۲-۳۶۳.</ref>.


آنان هیاهو کردند. عباس درحالی‌که دست [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را گرفته بود، گفت: آرام باشید و هیاهو نکنید که بر ما جاسوسانی گماشته‌اند و بزرگ‌ترها و سالخوردگان خود را بفرستید تا آنان پیام‌ها را ردوبدل کنند که ما از [[قوم]] خود بر شما می‌ترسیم و پس از اینکه بیعت کردید به‌جای خود پراکنده شوید. آنان گفتند: ای [[رسول خدا]]! دست پیش آور تا با تو بیعت کنیم. همگی دست در دست آن حضرت نهادند و بیعت کردند<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۸؛ موضوع بیعت انصار و بیعت عقبه اول و دوم در منابع معاصر با ابن‌سعد و در منابع بعد با شرح و تفصیل و ضبط اسامی تمام شرکت‌کنندگان آمده است، ر.ک: السیرة النبویه ابن‌هشام، ج۲، ص۷۳-۷۴؛ نهایة الأرب فی فنون الادب، ج۱۶، ص۲۰-۳۱۰.</ref>.
آنان هیاهو کردند. عباس درحالی‌که دست [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را گرفته بود، گفت: آرام باشید و هیاهو نکنید که بر ما جاسوسانی گماشته‌اند و بزرگ‌ترها و سالخوردگان خود را بفرستید تا آنان پیام‌ها را ردوبدل کنند که ما از [[قوم]] خود بر شما می‌ترسیم و پس از اینکه بیعت کردید به‌جای خود پراکنده شوید. آنان گفتند: ای [[رسول خدا]]! دست پیش آور تا با تو بیعت کنیم. همگی دست در دست آن حضرت نهادند و بیعت کردند<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۸؛ موضوع بیعت انصار و بیعت عقبه اول و دوم در منابع معاصر با ابن‌سعد و در منابع بعد با شرح و تفصیل و ضبط اسامی تمام شرکت‌کنندگان آمده است، ر.ک: السیرة النبویه ابن‌هشام، ج۲، ص۷۳-۷۴؛ نهایة الأرب فی فنون الادب، ج۱۶، ص۲۰-۳۱۰.</ref>.
۱۳۲٬۰۱۵

ویرایش