توبه در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱</ref>' به '<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱</ref>') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[توبه]] (بهمعنای بازگشت)، پشیمانی [[انسان]] گناهکار از گناهی است که انجام داده است، با این قصد که دیگر بار مرتکب آن [[گناه]] نشود. [[توبه]] در دو گونه انابت بهمفهوم [[توبه]] از روی [[ترس]] از [[خداوند]] و استجابت بهمفهوم [[توبه]] از روی شرم از [[خداوند]]، در [[فرهنگ]] [[دین]] مطرح شده است. [[انسانها]] در طول زندگی بهدلایل گوناگون از جمله [[غفلت]]، [[دنیاطلبی]]، اغواگری [[ابلیس]]، آرزوهای دستنیافتنی و... [[مرتکب گناه]] میشوند. [[خداوند]] برای [[بخشش]] [[انسانها]] و [[عبرتپذیری]] [[بندگان]] از [[گناه]] و عدم تکرار آن، باب [[توبه]] را باز کرده است. اولین تجربه [[توبه]] [[انسان]] هنگامی رخ داد که [[حضرت آدم]] {{ع}} [[نافرمانی]] امر [[خداوند]] کرد و از [[بهشت]] بیرون رانده شد. او از این اتفاق بسیار اندوهگین شد و [[خداوند]] در [[توبه]] را بهروی او گشود و کلمه [[رحمت]] خود را به [[آموزش]] داد و او را به بازگشت به [[بهشت]] وعده داد<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]]</ref>. [[امام علی]] {{ع}} [[انسانها]] را به [[توبه]] امر میکند. گناهکاران در خانههای خود آرام گیرند و با یکدیگر آشتی و از [[گناهان]] خود [[توبه]] کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶</ref>. یعنی [[گناه]] و مخاصمه را ترک گویند و سپس [[توبه]] کنند. در فرازی دیگر [[انسانها]] را ضمن رعایت [[تقوای الهی]] و حفظ حریمهای الهی سفارش میکند که [[توبه]] خویش را به تأخیر نیندازند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۳</ref> و در نامهای به [[فرزند]] خویش میفرماید: ([[خداوند]]) به [[جرم]] زشتکاری راه توبهات را نبسته و در کیفرت شتاب نکرده است؛ [[توبه]] تو را بیهیچ سرزنشی میپذیرد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. | *[[توبه]] (بهمعنای بازگشت)، پشیمانی [[انسان]] گناهکار از گناهی است که انجام داده است، با این قصد که دیگر بار مرتکب آن [[گناه]] نشود. [[توبه]] در دو گونه انابت بهمفهوم [[توبه]] از روی [[ترس]] از [[خداوند]] و استجابت بهمفهوم [[توبه]] از روی شرم از [[خداوند]]، در [[فرهنگ]] [[دین]] مطرح شده است. [[انسانها]] در طول زندگی بهدلایل گوناگون از جمله [[غفلت]]، [[دنیاطلبی]]، اغواگری [[ابلیس]]، آرزوهای دستنیافتنی و... [[مرتکب گناه]] میشوند. [[خداوند]] برای [[بخشش]] [[انسانها]] و [[عبرتپذیری]] [[بندگان]] از [[گناه]] و عدم تکرار آن، باب [[توبه]] را باز کرده است. اولین تجربه [[توبه]] [[انسان]] هنگامی رخ داد که [[حضرت آدم]] {{ع}} [[نافرمانی]] امر [[خداوند]] کرد و از [[بهشت]] بیرون رانده شد. او از این اتفاق بسیار اندوهگین شد و [[خداوند]] در [[توبه]] را بهروی او گشود و کلمه [[رحمت]] خود را به [[آموزش]] داد و او را به بازگشت به [[بهشت]] وعده داد<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]]</ref>. [[امام علی]] {{ع}} [[انسانها]] را به [[توبه]] امر میکند. گناهکاران در خانههای خود آرام گیرند و با یکدیگر آشتی و از [[گناهان]] خود [[توبه]] کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶</ref>. یعنی [[گناه]] و مخاصمه را ترک گویند و سپس [[توبه]] کنند. در فرازی دیگر [[انسانها]] را ضمن رعایت [[تقوای الهی]] و حفظ حریمهای الهی سفارش میکند که [[توبه]] خویش را به تأخیر نیندازند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۳</ref> و در نامهای به [[فرزند]] خویش میفرماید: ([[خداوند]]) به [[جرم]] زشتکاری راه توبهات را نبسته و در کیفرت شتاب نکرده است؛ [[توبه]] تو را بیهیچ سرزنشی میپذیرد<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 215- 216.</ref>. | ||
==ریشهیابی بهتأخیر انداختن [[توبه]]== | ==ریشهیابی بهتأخیر انداختن [[توبه]]== | ||
*با این همه [[انسانها]] در آرزوی [[عمر]] دراز، [[توبه]] را به تأخیر میاندازند. [[گناه]] در کامشان شیرین میآید و میلی به ترک آن ندارند. [[امام]] {{ع}} [[دلیل]] به تأخیر انداختن [[توبه]] را چنین بیان میکند: [[شیطان]] [[گناه]] را برای [[انسان]] زینت میبخشد و [[توبه]] او را به [[امید]] آینده به تأخیر میاندازد تا فرصت از دست برود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۳</ref>؛ [[انسانها]] در اثر فراوانی [[نعمتهای الهی]] غافل و گستاخ میشوند<ref>همان</ref>؛ داشتن آرزوهای دراز و باور نداشتن [[مرگ]] سبب ترک [[توبه]] میشود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷</ref>؛ تا اینکه فرارسیدن [[مرگ]]، درحالی که هر روز [[توبه]] را به تأخیر میاندازد، فرصت را برای همیشه از [[انسان]] میگیرد<ref>همان</ref>. [[امام]] {{ع}} ضمن آگاهسازی [[انسانها]]، در مواردی چند آنها را به فرارسیدن [[مرگ]] هشدار میدهد و به بازگشت به آستان الهی توجه میدهد: مبادا [[مرگ]]، تو را هنگام [[گناه]] دریابد، درحالی که با خود از [[توبه]] سخن میگویی و [[مرگ]]، حائلی میان تو و [[توبه]] باشد که در اینصورت خود را به [[هلاکت]] انداختهای<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. [[امام]] {{ع}} به [[قدرت]] [[انتخاب]] [[انسانها]] در [[دنیا]] اشاره میکند و به آنها هشدار میدهد که اکنون که فرصت دارید و شرایط [[توبه]] فراهم است و شما [[قدرت]] [[انتخاب]] دارید و با این که گناهکارید، اما در فشار و تنگنا نیستید، [[توبه]] کنید و بهسوی [[خدا]] بازگردید<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]]</ref>؛ درفرازی دیگر بیان میکند که اکنون در جریان زندگی این جهانی، [[توبه]] سود میبخشد، [[دعا]] شنیده میشود و شما از [[آرامش]] برخوردارید... بکوشید و با کوشش و [[تلاش]] بر دگرگونیهایی که پیش میآید (مانند بیماریها، مصیبتها و...) و پیش از [[مرگ]] که همه فرصتها را میسوزاند، [[توبه]] کنید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱ و نیز خطبه ۲۳۰</ref>. | *با این همه [[انسانها]] در آرزوی [[عمر]] دراز، [[توبه]] را به تأخیر میاندازند. [[گناه]] در کامشان شیرین میآید و میلی به ترک آن ندارند. [[امام]] {{ع}} [[دلیل]] به تأخیر انداختن [[توبه]] را چنین بیان میکند: [[شیطان]] [[گناه]] را برای [[انسان]] زینت میبخشد و [[توبه]] او را به [[امید]] آینده به تأخیر میاندازد تا فرصت از دست برود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۳</ref>؛ [[انسانها]] در اثر فراوانی [[نعمتهای الهی]] غافل و گستاخ میشوند<ref>همان</ref>؛ داشتن آرزوهای دراز و باور نداشتن [[مرگ]] سبب ترک [[توبه]] میشود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷</ref>؛ تا اینکه فرارسیدن [[مرگ]]، درحالی که هر روز [[توبه]] را به تأخیر میاندازد، فرصت را برای همیشه از [[انسان]] میگیرد<ref>همان</ref>. [[امام]] {{ع}} ضمن آگاهسازی [[انسانها]]، در مواردی چند آنها را به فرارسیدن [[مرگ]] هشدار میدهد و به بازگشت به آستان الهی توجه میدهد: مبادا [[مرگ]]، تو را هنگام [[گناه]] دریابد، درحالی که با خود از [[توبه]] سخن میگویی و [[مرگ]]، حائلی میان تو و [[توبه]] باشد که در اینصورت خود را به [[هلاکت]] انداختهای<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref>. [[امام]] {{ع}} به [[قدرت]] [[انتخاب]] [[انسانها]] در [[دنیا]] اشاره میکند و به آنها هشدار میدهد که اکنون که فرصت دارید و شرایط [[توبه]] فراهم است و شما [[قدرت]] [[انتخاب]] دارید و با این که گناهکارید، اما در فشار و تنگنا نیستید، [[توبه]] کنید و بهسوی [[خدا]] بازگردید<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]]</ref>؛ درفرازی دیگر بیان میکند که اکنون در جریان زندگی این جهانی، [[توبه]] سود میبخشد، [[دعا]] شنیده میشود و شما از [[آرامش]] برخوردارید... بکوشید و با کوشش و [[تلاش]] بر دگرگونیهایی که پیش میآید (مانند بیماریها، مصیبتها و...) و پیش از [[مرگ]] که همه فرصتها را میسوزاند، [[توبه]] کنید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱ و نیز خطبه ۲۳۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 216.</ref>. | ||
==[[پرهیزکاران]] و [[توبه]]== | ==[[پرهیزکاران]] و [[توبه]]== | ||
*[[امام]] {{ع}} در بیان خصوصیات [[پرهیزکاران]]، به شتاب آنها در [[توبه]] اشاره دارد. مجموعهای از خصلتها در آنان وجود دارد که آنها را نسبت به [[توبه]] مشتاق و آماده کرده است. برخی از این ویژگیها عبارتاند از: [[تقوا]]، [[خوف]] از [[خدا]]، قوت در [[دین]]، [[ایمان]] [[استوار]]، [[ترس]] از [[عذاب الهی]]، میل به [[اطاعت خداوند]]، [[یقین]] به [[وعدههای الهی]]، پندپذیری، [[نیکوکاری]]، میل به [[دعوت الهی]]، میل به بازگشت بهسوی [[خداوند]]، [[الگو]] قراردهی [[دوستان]] [[خدا]] در مسیر زندگی<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]] و نیز خطبه ۱۸۲</ref>. | *[[امام]] {{ع}} در بیان خصوصیات [[پرهیزکاران]]، به شتاب آنها در [[توبه]] اشاره دارد. مجموعهای از خصلتها در آنان وجود دارد که آنها را نسبت به [[توبه]] مشتاق و آماده کرده است. برخی از این ویژگیها عبارتاند از: [[تقوا]]، [[خوف]] از [[خدا]]، قوت در [[دین]]، [[ایمان]] [[استوار]]، [[ترس]] از [[عذاب الهی]]، میل به [[اطاعت خداوند]]، [[یقین]] به [[وعدههای الهی]]، پندپذیری، [[نیکوکاری]]، میل به [[دعوت الهی]]، میل به بازگشت بهسوی [[خداوند]]، [[الگو]] قراردهی [[دوستان]] [[خدا]] در مسیر زندگی<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]] و نیز خطبه ۱۸۲</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 217.</ref>. | ||
==تأثیر [[گناه]] و [[توبه]] در [[نعمتهای الهی]]== | ==تأثیر [[گناه]] و [[توبه]] در [[نعمتهای الهی]]== | ||
*[[انسانها]] در اثر [[گناه]] موجب محرومیت خود از [[نعمتهای الهی]] میشوند. در این شرایط تنها عاملی که سبب بازگشت نعمتها به زندگی آنها میشود، [[توبه]] است. [[امام]] {{ع}} سه شرط [[توبه]] از روی [[راستی]]، [[خلوص]] [[نیت]] و توجه به [[خداوند]] را [[دلیل]] پذیرش [[توبه]] و بازگردانی نعمتها برمیشمرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۷</ref> و در فرازی دیگر میفرماید: [[خداوند متعال]] بندگانش را که مرتکب اعمال ناشایست شوند، به کاسته شدن میوههاشان و نگه داشتن [[برکات]] از ایشان و فروبستن خزاین خیرات به روی آنان میآزماید تا توبهکنندگان [[توبه]] کنند و گناهکاران از [[گناه]] کردن بازایستند و پندگیرندگان [[پند]] گیرند و آنکه [[اراده]] [[گناه]] کرده منزجر شود. [[خداوند]]، [[آمرزش]] خواستن را سبب فراوانی [[روزی]] و [[رحمت]] بر آفریدگان قرار داده، که فرماید: "از پروردگارتان [[آمرزش]] بخواهید که او [[آمرزنده]] است، تا از [[آسمان]] برایتان پی در پی [[باران]] فرستد و شما را به [[اموال]] و [[فرزندان]] مدد کند." پس، [[خداوند]] [[رحمت]] کند کسی را که به [[توبه]] روی آورد، از خطاهای خود [[بخشش]] طلبد، بر [[مرگ]] خود پیشی گیرد و تدارک امر [[آخرت]] کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳</ref>. | *[[انسانها]] در اثر [[گناه]] موجب محرومیت خود از [[نعمتهای الهی]] میشوند. در این شرایط تنها عاملی که سبب بازگشت نعمتها به زندگی آنها میشود، [[توبه]] است. [[امام]] {{ع}} سه شرط [[توبه]] از روی [[راستی]]، [[خلوص]] [[نیت]] و توجه به [[خداوند]] را [[دلیل]] پذیرش [[توبه]] و بازگردانی نعمتها برمیشمرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۷</ref> و در فرازی دیگر میفرماید: [[خداوند متعال]] بندگانش را که مرتکب اعمال ناشایست شوند، به کاسته شدن میوههاشان و نگه داشتن [[برکات]] از ایشان و فروبستن خزاین خیرات به روی آنان میآزماید تا توبهکنندگان [[توبه]] کنند و گناهکاران از [[گناه]] کردن بازایستند و پندگیرندگان [[پند]] گیرند و آنکه [[اراده]] [[گناه]] کرده منزجر شود. [[خداوند]]، [[آمرزش]] خواستن را سبب فراوانی [[روزی]] و [[رحمت]] بر آفریدگان قرار داده، که فرماید: "از پروردگارتان [[آمرزش]] بخواهید که او [[آمرزنده]] است، تا از [[آسمان]] برایتان پی در پی [[باران]] فرستد و شما را به [[اموال]] و [[فرزندان]] مدد کند." پس، [[خداوند]] [[رحمت]] کند کسی را که به [[توبه]] روی آورد، از خطاهای خود [[بخشش]] طلبد، بر [[مرگ]] خود پیشی گیرد و تدارک امر [[آخرت]] کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 217.</ref>. | ||
*[[سنت الهی]] بر این [[استوار]] است که [[توبه]] [[بندگان]] را بپذیرد، چنانکه فرمود: "بخوانید مرا تا [[اجابت]] کنم شما را"<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}؛ سوره غافر؛ آیه ۶۰</ref>. [[اولیای الهی]] همواره سعی دارند [[امید]] پذیرش [[توبه]] را در [[دل]] [[انسانها]] زنده نگه دارند و آنها را به بازگشت بهسوی [[پروردگار]] فراخوانند. [[امام علی]] {{ع}} در عباراتی به این امر پرداخته و با اشاره با [[آیه]] [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء؛ آیه ۱۱۰</ref> میفرماید: "و کسی را که [[توفیق]] [[توبه]] دهند از پذیرفته شدن [[توبه]] محروم نماند"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۰</ref>. و در فرازی دیگر میفرماید: سزاوار نیست [[خداوند]]... در [[دعا]] را بگشاید و در [[اجابت]] را ببندد یا در [[توبه]] را بگشاید و در [[مغفرت]] را ببندد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۷</ref>. [[امام]] {{ع}} در کلامی پذیرش [[توبه]] [[راستین]] را ضمانت کرده و از [[توبه]] بهعنوان پیروزمندترین شفیع یاد میکند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۹۱</ref>. اما در عینحال [[گناه]] به معنای شکستن [[حدود الهی]] و رعایت نکردن [[حریم]] [[خداوند]] است. از اینرو در منظر [[امام]] [[گناه]] نکردن آسانتر از [[توبه]] کردن است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱</ref>. | *[[سنت الهی]] بر این [[استوار]] است که [[توبه]] [[بندگان]] را بپذیرد، چنانکه فرمود: "بخوانید مرا تا [[اجابت]] کنم شما را"<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}؛ سوره غافر؛ آیه ۶۰</ref>. [[اولیای الهی]] همواره سعی دارند [[امید]] پذیرش [[توبه]] را در [[دل]] [[انسانها]] زنده نگه دارند و آنها را به بازگشت بهسوی [[پروردگار]] فراخوانند. [[امام علی]] {{ع}} در عباراتی به این امر پرداخته و با اشاره با [[آیه]] [[قرآن کریم]]<ref>{{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء؛ آیه ۱۱۰</ref> میفرماید: "و کسی را که [[توفیق]] [[توبه]] دهند از پذیرفته شدن [[توبه]] محروم نماند"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۰</ref>. و در فرازی دیگر میفرماید: سزاوار نیست [[خداوند]]... در [[دعا]] را بگشاید و در [[اجابت]] را ببندد یا در [[توبه]] را بگشاید و در [[مغفرت]] را ببندد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۷</ref>. [[امام]] {{ع}} در کلامی پذیرش [[توبه]] [[راستین]] را ضمانت کرده و از [[توبه]] بهعنوان پیروزمندترین شفیع یاد میکند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۹۱</ref>. اما در عینحال [[گناه]] به معنای شکستن [[حدود الهی]] و رعایت نکردن [[حریم]] [[خداوند]] است. از اینرو در منظر [[امام]] [[گناه]] نکردن آسانتر از [[توبه]] کردن است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 217- 218.</ref>. | ||
==[[توبه کامل]]== | ==[[توبه کامل]]== | ||
*[[امام]] {{ع}} [[توبه کامل]] را در شش مرحله میداند: نخست، پشیمانی بر گذشته؛ دوم، [[عزم]] بر [[ترک گناه]] برای همیشه؛ سوم، ادای [[حقوق]] از دستشده [[مردم]]، تا [[خداوند]] را بدون [[گناه]] [[دیدار]] کند؛ چهارم، هر واجبی را که بر عهدهاش بوده و انجام نگرفته است، بهجای آورد؛ پنجم، گوشتی را که از [[گناه]] بر پیکرش روییده، با [[غم]] و [[اندوه]] [[آب]] کند، بهگونهای که پوست به استخوان بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید؛ ششم، جسم را [[رنج]] [[طاعت]] بچشاند، چنانکه شیرینی [[گناه]] را بر او چشانده بود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰۹</ref>. | *[[امام]] {{ع}} [[توبه کامل]] را در شش مرحله میداند: نخست، پشیمانی بر گذشته؛ دوم، [[عزم]] بر [[ترک گناه]] برای همیشه؛ سوم، ادای [[حقوق]] از دستشده [[مردم]]، تا [[خداوند]] را بدون [[گناه]] [[دیدار]] کند؛ چهارم، هر واجبی را که بر عهدهاش بوده و انجام نگرفته است، بهجای آورد؛ پنجم، گوشتی را که از [[گناه]] بر پیکرش روییده، با [[غم]] و [[اندوه]] [[آب]] کند، بهگونهای که پوست به استخوان بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید؛ ششم، جسم را [[رنج]] [[طاعت]] بچشاند، چنانکه شیرینی [[گناه]] را بر او چشانده بود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 218.</ref>. | ||
==توبههای پذیرفتهنشدنی== | ==توبههای پذیرفتهنشدنی== | ||
*اگر چه [[وعده خداوند]] بر این است که [[گناهان]] [[انسانها]] را ببخشاید، اما برخی [[گناهان]] هرگز بخشیده نخواهد شد: [[شرک]] داشتن در [[دل]] نسبت به عباداتی که [[واجب]] است، کشتن انسانی دیگر، کاری که دیگری انجام داده به خود نسبت دادن، نیاز خود را برطرف کردن با [[بدعت]] در [[دین خدا]]، دورویی و [[نفاق]]. [[امام]] {{ع}} در [[خطبه]] ۱۵۲ ضمن اشاره به این [[گناهان]]، مردمان را به اندیشیدن در آنها فرامیخواند. میتوان اینگونه نتیجه گرفت که [[حق]] الناس، [[شرک]] در [[دل]] نسبت به [[خدا]]، جذب منفعت با [[بدعت]] در [[دین]]، در محدوده گناهانی است که هرگز بخشوده نخواهد شد»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص | *اگر چه [[وعده خداوند]] بر این است که [[گناهان]] [[انسانها]] را ببخشاید، اما برخی [[گناهان]] هرگز بخشیده نخواهد شد: [[شرک]] داشتن در [[دل]] نسبت به عباداتی که [[واجب]] است، کشتن انسانی دیگر، کاری که دیگری انجام داده به خود نسبت دادن، نیاز خود را برطرف کردن با [[بدعت]] در [[دین خدا]]، دورویی و [[نفاق]]. [[امام]] {{ع}} در [[خطبه]] ۱۵۲ ضمن اشاره به این [[گناهان]]، مردمان را به اندیشیدن در آنها فرامیخواند. میتوان اینگونه نتیجه گرفت که [[حق]] الناس، [[شرک]] در [[دل]] نسبت به [[خدا]]، جذب منفعت با [[بدعت]] در [[دین]]، در محدوده گناهانی است که هرگز بخشوده نخواهد شد»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 218.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||