عصمت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۱۹
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:


==واژه‌شناسی لغوی==
==واژه‌شناسی لغوی==
*واژه "[[عصمت]]" از ریشه "عصم" در [[عربی]] به معنای منع و امساک است و چون شخص [[معصوم]]، از [[خطا]] و [[گناه]] بازداشته می‌شود، به او [[معصوم]] می‌گویند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در [[عربی]] به معنای منع و امساک است و چون شخص [[معصوم]]، از [[خطا]] و [[گناه]] بازداشته می‌شود، به او [[معصوم]] می‌گویند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*پیرامون معنای اصطلاحی [[عصمت]]، برخی [[حقیقت عصمت]] را [[لطف]] و [[تفضل]] [[الهی]] و عده‌ای، آرا [[قوه عاقله]] و دسته‌ای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه‌ دانسته‌اند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی [[حقیقت عصمت]] را [[لطف]] و [[تفضل]] [[الهی]] و عده‌ای، آرا [[قوه عاقله]] و دسته‌ای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه‌ دانسته‌اند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*[[حق]] مطلب آن است که در تحقق ملکه [[عصمت]]، قابلیت [[قوه عاقله]] [[معصوم]] و [[لطف الهی]]، مؤثری باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*[[حق]] مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت [[قوه عاقله]] [[معصوم]] و [[لطف الهی]]، مؤثری باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*[[پیشوایان معصوم]]، قابلیت دریافت [[عصمت]] اعطایی از [[خداوند متعال]] را در دوره [[عالم ذر]] دریافت کرده‌اند، لذا [[عصمت پیامبران]] و [[امامان]]، قبل از [[بعثت]] و [[امامت]] و حتی قبل از [[جهان]] [[دنیوی]] اثبات می‌گردد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*[[پیشوایان معصوم]]، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از [[خداوند متعال]] را در دوره [[عالم ذر]] دریافت کرده‌اند، لذا [[عصمت پیامبران]] و [[امامان]]، قبل از [[بعثت]] و [[امامت]] و حتی قبل از [[جهان]] [[دنیوی]] اثبات می‌گردد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.</ref>.
*برای [[عصمت]] در بیان لغویان معانی‌ای چون منع از [[گناه]]، حفظ از [[گناه]]، نگه‌داری و امساک بیان شده است.
*برای عصمت در بیان لغویان معانی‌ای چون منع از [[گناه]]، حفظ از [[گناه]]، نگه‌داری و امساک بیان شده است.


==[[عصمت]] در اصطلاح==
==عصمت در اصطلاح==
*[[عصمت]] لطفی است از جانب [[خداوند متعال]] که در پرتو آن، [[بنده]] با [[اختیار]] خود، از کار [[زشت]] دوری می‌جوید. [[عصمت]]، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود [[انسان]] [[معصوم]]، حضور و [[ظهور]] دارد و هیچ نیرویی چون [[غضب]]، [[شهوت]] و... موجب زوال آن نمی‌شود. [[جامع‌ترین]] تعریف، از [[فاضل مقداد]] است زیرا [[عصمت]] را [[لطف الهی]] و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونی‌ای که [[علامه طباطبائی]] گفته‌اند، در [[حقیقت]] [[زمینه‌ساز]] اعطای [[لطف الهی]] است و اشکال عدم [[برتری]]، [[فضیلت]] [[انبیا]] بر سایه [[مردم]] را رفع می‌کند. که در بخش‌های آغازین [[دعای ندبه]] به آن اشاره شده است که می‌فرماید: تو با آنها شرط کردی [[زهد]] را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را [[مقرب]] خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی<ref>ر.ک. [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۴-۲۰۷.</ref>.
*عصمت لطفی است از جانب [[خداوند متعال]] که در پرتو آن، [[بنده]] با [[اختیار]] خود، از کار [[زشت]] دوری می‌جوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود [[انسان]] [[معصوم]]، حضور و [[ظهور]] دارد و هیچ نیرویی چون [[غضب]]، [[شهوت]] و... موجب زوال آن نمی‌شود. [[جامع‌ترین]] تعریف، از [[فاضل مقداد]] است زیرا عصمت را [[لطف الهی]] و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونی‌ای که [[علامه طباطبائی]] گفته‌اند، در [[حقیقت]] [[زمینه‌ساز]] اعطای [[لطف الهی]] است و اشکال عدم [[برتری]]، [[فضیلت]] [[انبیا]] بر سایه [[مردم]] را رفع می‌کند. که در بخش‌های آغازین [[دعای ندبه]] به آن اشاره شده است که می‌فرماید: تو با آنها شرط کردی [[زهد]] را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را [[مقرب]] خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی<ref>ر.ک. [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۴-۲۰۷.</ref>.
*[[عصمت]] [[قوه]] یا ملکه‌ای از سوی [[خدای متعال]] است که وجود آن در هرکسی [[مانع]] صدور [[خطا]] و [[گناه]] از او می‌شود.[[امام]] نیز باید هم از [[گناه]] [[علمی]] و هم از [[خطا]] در [[امور دینی]] زیرا [[امامت]] استمرار [[نبوت]] است<ref>ر.ک.[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)| انسان‌شناسی]]، ص ۲۰۳.</ref>.
*عصمت [[قوه]] یا ملکه‌ای از سوی [[خدای متعال]] است که وجود آن در هرکسی [[مانع]] صدور [[خطا]] و [[گناه]] از او می‌شود.[[امام]] نیز باید هم از [[گناه]] [[علمی]] و هم از [[خطا]] در [[امور دینی]] زیرا [[امامت]] استمرار [[نبوت]] است<ref>ر.ک.[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)| انسان‌شناسی]]، ص ۲۰۳.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
*از معتقدات [[شیعه]] دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]]، [[عصمت]] است، به این معنی که این [[حجت‌های الهی]] چون هادیان [[بشر]] و [[پیشوایان]] امّت‌اند و [[امام]] کسی است که به گفتار و [[کردار]] او [[اقتدا]] می‌شود و این [[تبعیت]] در همۀ [[شؤون]] است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و [[گناه]] باشد. [[عصمت]]، یک [[نیروی درونی]] [[حفاظت]] از [[گناه]] و [[مصونیت]] از اشتباه است که مایۀ [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[پیروان]] به درستی گفته‌ها و [[اعمال]] [[پیامبر]] و [[امام]] و انطباق آنها با [[حق]] و [[دین]] خداست. برای اثبات آن به آیاتی از [[قرآن]] نیز [[استدلال]] شده است، همچون آیۀ {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۳۳</ref> و {{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى}}<ref>سوره نجم، آیه ۳</ref> [[حدیث ثقلین]] و [[احادیث]] دیگر نیز مستند این [[عقیده]] است، چون [[ائمه]] و [[عترت]]، همتای [[قرآن]] قرار داده شده‌اند و [[قرآن]] هم [[معصوم]] و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر [[خطا]] در [[ائمه]] بود، مثل [[قرآن]] امر به تمسّک به آنان نمی‌شد. معنای تمسّک این است که حرف‌ها و کارهای‌شان [[حجت]] است و اگر [[معصوم]] نباشند، امر به تمسّک موجب [[گمراهی]] [[مردم]] می‌شود.<ref>اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله</ref> [[عقیده]] به [[عصمت]] [[امامان]] و [[حضرت زهرا]]{{عم}} [[مورد اتفاق]] علمای [[شیعه]] است. [[شیخ مفید]] می‌گوید: همۀ [[امامیه]] معتقدند که پیشوای [[دین]] نمی‌تواند کسی جز [[معصوم]] از [[مخالفت]] با [[خدا]] و دانای به همۀ [[علوم]] [[دین]] و کامل در [[فضیلت]] و [[برتر]] از همه باشد.<ref>اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷</ref> یکی از تفاوت‌های [[امام]] با [[مردم]] عادی، برخورداری او از [[عصمت]] است. در توقیعی که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در پاسخ‌نامۀ [[احمد بن اسحاق اشعری]] نوشت، ضمن برشمردن [[صفات ]][[ائمه]] و اوصیای [[پیامبر]] تأکید فرمود که فرق میان [[امام]] و [[مأموم]]، همین [[عصمت]] از [[گناهان]] و [[پاکی]] از [[عیب‌ها]] و آلودگی‌ها و منزّه بودن از اشتباه است و [[امامان]] خزانه‌داران [[علم]] [[الهی]] و [[امین]] [[حکمت]] و [[راز]] خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با [[مردم]] فرقی نداشتند و [[حق]] و [[باطل]] شناخته نمی‌شد و هرکس به [[دروغ]] ادعای [[امامت]] می‌کرد: {{متن حدیث|"ِ بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ نَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِالدَّلَائِلِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَانَ النَّاسُ عَلَى سَوَاءٍ "}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} [[امامان]]از [[نسل]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} را [[امین]] و [[معصوم]] دانسته است: {{متن حدیث|"الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ "}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱</ref> و اینگونه [[روایات]]، بسیار است.<ref> ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ [[حر عاملی]]، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶</ref> در [[زیارت جامعه]] کبیره نیز می‌خوانیم: {{عربی|عصمکم اللّه من الزّلل و آمنکم من الفتن و طهّرکم من الدّنس و أذهب عنکم الرّجس و طهّرکم تطهیرا نیز با عنوان المهدیّون المعصومون}} در همین [[دعا]] از [[امامان]] یاد شده است. برای رهروی در مسیر [[حق]]، [[اقتدا]] به [[پیشوایان]] [[صالح]] که از هرلغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]] مایۀ فخر [[شیعه]] است که کسانی را به [[امامت]] پذیرفته‌اند که نه‌تنها [[معصیت]] نمی‌کنند، حتی [[فکر]] [[گناه]] هم در ذهن آنان خطور نمی‌کند. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"الإمام منّا لا یکون الاّ معصوما"}}.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[امام]] از ما [[اهل بیت]]، جز [[معصوم]] نمی‌باشد و [[عصمت]] امری نیست که در ظاهر [[خلقت]] باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی [[نصّ]] و [[دلیل]] خاصّ باشد و [[معصوم]]، یعنی آنکه به ریسمان [[الهی]] یعنی [[قرآن]] چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و [[امام]] و [[قرآن]] از یکدیگر جدا نمی‌شوند، [[امام]] به سوی [[قرآن]] [[هدایت]] می‌کند و [[قرآن]] به سوی [[امام]]. ز [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: معنای [[عصمت]] در [[امام]] چیست؟ فرمود: [[معصوم]] کسی است که با [[توفیق]] [[الهی]] از همۀ محرّمات [[خدا]] پرهیز می‌کند.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[لزوم]] [[اطاعت]] از [[معصوم]] نیز به [[اطاعت از خدا]] منتهی می‌شود، چون [[امام]] [[معصوم]]، [[هدایتگر]] [[انسان]] به سوی [[خداوند]] است و به فرمودۀ [[امام علی]]{{ع}}، [[خداوند]] از آن رو به [[اطاعت]] [[اولی الأمر]] در کنار [[خدا]] و [[رسول]] [[فرمان]] داد، چون‌که آنان [[معصوم]] و پاکند و به [[نافرمانی]] [[خدا]] امر نمی‌کنند: {{عربی|...انّما أمر بطاعة اولی الأمر، لأنّهم معصومون مطهّرون لا یأمرون بمعصیته}}<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱</ref> [[شیخ صدوق|مرحوم صدوق]] تصریح می‌کند: [[اعتقاد]] ما دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]] این است که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] از هرآلودگی‌اند و هرگز [[گناه]] نمی‌کنند، نه صغیره نه کبیره، در امر [[خدا]] [[نافرمانی]] نمی‌کنند و آنچه را [[فرمان]] یافته‌اند [[اطاعت]] می‌کنند، هرکس [[عصمت]] را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علم‌اند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ [[نقص]] و [[عصیان]] و [[جهل]] متّصف نمی‌شوند.<ref> اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱</ref> این از بزرگترین عنایت‌ها و [[موهبت‌های الهی]] به انسانهاست که [[رهبران]] آنان را دارای [[عصمت]] قرار دهد و از درخشان‌ترین ابعاد [[اعتقادی]] [[شیعه]] است که در [[پیامبران]] و [[امامان]]، [[عصمت]] را شرط می‌دانند و این [[عقیده]]، حدّ اعلای قابلیت [[اعتماد]] به [[رهبران الهی]] را تضمین و فراهم می‌کند. به تعبیر [[شهید مطهری]]: [[پیامبران]] از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسان‌هایی که از نظر آگاهی‌ها در متن جریان واقعیت قرار می‌گیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریان‌ها متّصل و یکجا می‌شوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و [[معصوم]] خواهند بود.<ref> وحی و نبوّت، ص ۱۳</ref> [[اعتقاد]] به [[عصمت]]، درواقع [[ارزش]] نهادن به [[انسان]] است و [[انسان]] را تا حدّی بالا می‌برد که تنها و تنها از [[خدا]] و یا کسی که [[خداوند]] به او [[عصمت]] داده [[اطاعت]] می‌کند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای [[مقام]] [[انسان]]؟(...)<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۹۲.</ref>.
*از معتقدات [[شیعه]] دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]]، عصمت است، به این معنی که این [[حجت‌های الهی]] چون هادیان [[بشر]] و [[پیشوایان]] امّت‌اند و [[امام]] کسی است که به گفتار و [[کردار]] او [[اقتدا]] می‌شود و این [[تبعیت]] در همۀ [[شؤون]] است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و [[گناه]] باشد. عصمت، یک [[نیروی درونی]] [[حفاظت]] از [[گناه]] و [[مصونیت]] از اشتباه است که مایۀ [[اعتماد]] و [[اطمینان]] [[پیروان]] به درستی گفته‌ها و [[اعمال]] [[پیامبر]] و [[امام]] و انطباق آنها با [[حق]] و [[دین]] خداست. برای اثبات آن به آیاتی از [[قرآن]] نیز [[استدلال]] شده است، همچون آیۀ {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۳۳</ref> و {{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى}}<ref>سوره نجم، آیه ۳</ref> [[حدیث ثقلین]] و [[احادیث]] دیگر نیز مستند این [[عقیده]] است، چون [[ائمه]] و [[عترت]]، همتای [[قرآن]] قرار داده شده‌اند و [[قرآن]] هم [[معصوم]] و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر [[خطا]] در [[ائمه]] بود، مثل [[قرآن]] امر به تمسّک به آنان نمی‌شد. معنای تمسّک این است که حرف‌ها و کارهای‌شان [[حجت]] است و اگر [[معصوم]] نباشند، امر به تمسّک موجب [[گمراهی]] [[مردم]] می‌شود.<ref>اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله</ref> [[عقیده]] به عصمت [[امامان]] و [[حضرت زهرا]]{{عم}} [[مورد اتفاق]] علمای [[شیعه]] است. [[شیخ مفید]] می‌گوید: همۀ [[امامیه]] معتقدند که پیشوای [[دین]] نمی‌تواند کسی جز [[معصوم]] از [[مخالفت]] با [[خدا]] و دانای به همۀ [[علوم]] [[دین]] و کامل در [[فضیلت]] و [[برتر]] از همه باشد.<ref>اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷</ref> یکی از تفاوت‌های [[امام]] با [[مردم]] عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در پاسخ‌نامۀ [[احمد بن اسحاق اشعری]] نوشت، ضمن برشمردن [[صفات ]][[ائمه]] و اوصیای [[پیامبر]] تأکید فرمود که فرق میان [[امام]] و [[مأموم]]، همین عصمت از [[گناهان]] و [[پاکی]] از [[عیب‌ها]] و آلودگی‌ها و منزّه بودن از اشتباه است و [[امامان]] خزانه‌داران [[علم]] [[الهی]] و [[امین]] [[حکمت]] و [[راز]] خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با [[مردم]] فرقی نداشتند و [[حق]] و [[باطل]] شناخته نمی‌شد و هرکس به [[دروغ]] ادعای [[امامت]] می‌کرد: {{متن حدیث|"ِ بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ نَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِالدَّلَائِلِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَانَ النَّاسُ عَلَى سَوَاءٍ "}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} [[امامان]]از [[نسل]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} را [[امین]] و [[معصوم]] دانسته است: {{متن حدیث|"الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ "}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱</ref> و اینگونه [[روایات]]، بسیار است.<ref> ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ [[حر عاملی]]، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶</ref> در [[زیارت جامعه]] کبیره نیز می‌خوانیم: {{عربی|عصمکم اللّه من الزّلل و آمنکم من الفتن و طهّرکم من الدّنس و أذهب عنکم الرّجس و طهّرکم تطهیرا نیز با عنوان المهدیّون المعصومون}} در همین [[دعا]] از [[امامان]] یاد شده است. برای رهروی در مسیر [[حق]]، [[اقتدا]] به [[پیشوایان]] [[صالح]] که از هرلغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]] مایۀ فخر [[شیعه]] است که کسانی را به [[امامت]] پذیرفته‌اند که نه‌تنها [[معصیت]] نمی‌کنند، حتی [[فکر]] [[گناه]] هم در ذهن آنان خطور نمی‌کند. [[امام سجاد]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"الإمام منّا لا یکون الاّ معصوما"}}.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[امام]] از ما [[اهل بیت]]، جز [[معصوم]] نمی‌باشد و عصمت امری نیست که در ظاهر [[خلقت]] باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی [[نصّ]] و [[دلیل]] خاصّ باشد و [[معصوم]]، یعنی آنکه به ریسمان [[الهی]] یعنی [[قرآن]] چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و [[امام]] و [[قرآن]] از یکدیگر جدا نمی‌شوند، [[امام]] به سوی [[قرآن]] [[هدایت]] می‌کند و [[قرآن]] به سوی [[امام]]. ز [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: معنای عصمت در [[امام]] چیست؟ فرمود: [[معصوم]] کسی است که با [[توفیق]] [[الهی]] از همۀ محرّمات [[خدا]] پرهیز می‌کند.<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴</ref> [[لزوم]] [[اطاعت]] از [[معصوم]] نیز به [[اطاعت از خدا]] منتهی می‌شود، چون [[امام]] [[معصوم]]، [[هدایتگر]] [[انسان]] به سوی [[خداوند]] است و به فرمودۀ [[امام علی]]{{ع}}، [[خداوند]] از آن رو به [[اطاعت]] [[اولی الأمر]] در کنار [[خدا]] و [[رسول]] [[فرمان]] داد، چون‌که آنان [[معصوم]] و پاکند و به [[نافرمانی]] [[خدا]] امر نمی‌کنند: {{عربی|...انّما أمر بطاعة اولی الأمر، لأنّهم معصومون مطهّرون لا یأمرون بمعصیته}}<ref>بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱</ref> [[شیخ صدوق|مرحوم صدوق]] تصریح می‌کند: [[اعتقاد]] ما دربارۀ [[پیامبران]] و [[امامان]] این است که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] از هرآلودگی‌اند و هرگز [[گناه]] نمی‌کنند، نه صغیره نه کبیره، در امر [[خدا]] [[نافرمانی]] نمی‌کنند و آنچه را [[فرمان]] یافته‌اند [[اطاعت]] می‌کنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علم‌اند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ [[نقص]] و [[عصیان]] و [[جهل]] متّصف نمی‌شوند.<ref> اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱</ref> این از بزرگترین عنایت‌ها و [[موهبت‌های الهی]] به انسانهاست که [[رهبران]] آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشان‌ترین ابعاد [[اعتقادی]] [[شیعه]] است که در [[پیامبران]] و [[امامان]]، عصمت را شرط می‌دانند و این [[عقیده]]، حدّ اعلای قابلیت [[اعتماد]] به [[رهبران الهی]] را تضمین و فراهم می‌کند. به تعبیر [[شهید مطهری]]: [[پیامبران]] از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسان‌هایی که از نظر آگاهی‌ها در متن جریان واقعیت قرار می‌گیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریان‌ها متّصل و یکجا می‌شوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و [[معصوم]] خواهند بود.<ref> وحی و نبوّت، ص ۱۳</ref> [[اعتقاد]] به عصمت، درواقع [[ارزش]] نهادن به [[انسان]] است و [[انسان]] را تا حدّی بالا می‌برد که تنها و تنها از [[خدا]] و یا کسی که [[خداوند]] به او عصمت داده [[اطاعت]] می‌کند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای [[مقام]] [[انسان]]؟(...)<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۹۲.</ref>.


==[[عصمت]] و [[عدالت]]==
==عصمت و [[عدالت]]==
{{اصلی|عدالت}}
{{اصلی|عدالت}}
*[[عصمت]] و [[عدالت]]، هر دو، ملکه است و با وجود هر دو، [[قدرت]] بر [[گناه]] هست، اما صدور [[گناه]] از [[معصوم]]، ممتنع است به خاطر نبود [[داعی]] بر [[گناه]]، ولی [[صدور گناه]] از [[عادل]]، ممتنع نیست، به خاطر وجود [[داعی]]<ref>ر.ک. [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۶.</ref>.
*عصمت و [[عدالت]]، هر دو، ملکه است و با وجود هر دو، [[قدرت]] بر [[گناه]] هست، اما صدور [[گناه]] از [[معصوم]]، ممتنع است به خاطر نبود [[داعی]] بر [[گناه]]، ولی [[صدور گناه]] از [[عادل]]، ممتنع نیست، به خاطر وجود [[داعی]]<ref>ر.ک. [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۵۶.</ref>.


==[[عصمت]] و [[اختیار]]==
==عصمت و [[اختیار]]==
{{اصلی|جبر و اختیار}}
{{اصلی|جبر و اختیار}}
*[[عصمت]]، ناشی از کثرت [[علم]] است و هر چه [[علم]]، قویتر و شدیدتر باشد، عمل نیز به مقتضای [[علم]]، قوی‌تر خواهد بود. [[معصوم]] به [[زشتی]] و [[قبح]] [[گناه]]، [[علم]] دارد و با توجه به این [[علم]]، ارتکاب [[معصیت]]، محال است و باید توجه داشت که این [[علم]]، موجب سلب [[اختیار]] نخواهد شد<ref>ر.ک. [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۲.</ref>.
*عصمت، ناشی از کثرت [[علم]] است و هر چه [[علم]]، قویتر و شدیدتر باشد، عمل نیز به مقتضای [[علم]]، قوی‌تر خواهد بود. [[معصوم]] به [[زشتی]] و [[قبح]] [[گناه]]، [[علم]] دارد و با توجه به این [[علم]]، ارتکاب [[معصیت]]، محال است و باید توجه داشت که این [[علم]]، موجب سلب [[اختیار]] نخواهد شد<ref>ر.ک. [[علی قربانی| قربانی، علی]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۲.</ref>.
* بسیاری از ما [[انسان‌ها]] در قبال برخی [[گناهان]] خاص، با تأمل در وضعیت خویش در موارد پیش آمد [[گناه]]، درمی‌یابیم که از روی [[اختیار]] و [[اراده]]، ترک عمل را بر انجام آن ترجیح می‌دهیم. انسان‌های [[معصوم]] هم، به [[دلیل]] مشاهده حضوری [[باطن]] [[گناهان]] و آثار و عواقب شوم آن، هیچ‌گاه [[اراده]] انجام [[معصیت]] نمی‌کنند مثل [[انسان]] تشنه‌ای که ظرف [[آب]] خنکی را که به زهر کشنده آمیخته شده است، پیش روی خود دارد، ولی به هیچ بها و بهانه‌ای حاضر به نوشیدن [[آب]] نیست. [[انسان]] [[معصوم]] نیز چنان مستغرق اوصاف [[پروردگار]] است که هیچ‌گاه به خود اجازه [[معصیت]] نمی‌دهد.
* بسیاری از ما [[انسان‌ها]] در قبال برخی [[گناهان]] خاص، با تأمل در وضعیت خویش در موارد پیش آمد [[گناه]]، درمی‌یابیم که از روی [[اختیار]] و [[اراده]]، ترک عمل را بر انجام آن ترجیح می‌دهیم. انسان‌های [[معصوم]] هم، به [[دلیل]] مشاهده حضوری [[باطن]] [[گناهان]] و آثار و عواقب شوم آن، هیچ‌گاه [[اراده]] انجام [[معصیت]] نمی‌کنند مثل [[انسان]] تشنه‌ای که ظرف [[آب]] خنکی را که به زهر کشنده آمیخته شده است، پیش روی خود دارد، ولی به هیچ بها و بهانه‌ای حاضر به نوشیدن [[آب]] نیست. [[انسان]] [[معصوم]] نیز چنان مستغرق اوصاف [[پروردگار]] است که هیچ‌گاه به خود اجازه [[معصیت]] نمی‌دهد.
* ممکن است گفته شود، شخص [[معصوم]] برای رسیدن به [[مقام عصمت]] تلاشی نکرده پس [[برتر]] از دیگران نیست، زیرا [[عصمت]] نیز مانند [[زیبایی]]، حُسنی خدادادی است. پاسخ: هرچند [[عصمت]] موهبتی [[الهی]] است اما اعطای آن مشروط به وجود [[شایستگی]] لازم در فرد است<ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۷۳ و ۷۴.</ref>.
* ممکن است گفته شود، شخص [[معصوم]] برای رسیدن به [[مقام عصمت]] تلاشی نکرده پس [[برتر]] از دیگران نیست، زیرا عصمت نیز مانند [[زیبایی]]، حُسنی خدادادی است. پاسخ: هرچند عصمت موهبتی [[الهی]] است اما اعطای آن مشروط به وجود [[شایستگی]] لازم در فرد است<ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۷۳ و ۷۴.</ref>.


==گستره [[عصمت]]==
==گستره عصمت==
*[[عصمت]] در [[کلام اسلامی]]، دارای مراتبی است که عبارتند از:
*عصمت در [[کلام اسلامی]]، دارای مراتبی است که عبارتند از:
*#[[عصمت]] بینشی در [[اعتقادات]]؛
*#عصمت بینشی در [[اعتقادات]]؛
*#[[عصمت]] منشی در ملکات؛
*#عصمت منشی در ملکات؛
*#[[عصمت]] کنشی فردی و [[اجتماعی]]<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۹ - ۳۶۳.</ref>.
*#عصمت کنشی فردی و [[اجتماعی]]<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۱۹ - ۳۶۳.</ref>.


== مصادیق عصمت==
== مصادیق عصمت==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش