←نقد پلورالیسم در فهم دین
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]]==== | ====نقد [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]]==== | ||
*دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] باید دانست، [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود میآید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از آن [[مسیحیت]] را میفهمند و عده ای دیگر [[یهودیت]] را<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>. | *دربارۀ [[پلورالیسم]] در [[فهم]] [[دین]] باید دانست، [[تولد]] این نوع از [[پلورالیسم]] از جایی شروع شد که قائلین آن معتقدند، [[نزول وحی]] به معنای ثبوت یک [[دین الهی]] است. اما اختلافاتی که از این [[وحی]] به وجود میآید به خاطر [[فهم]] از [[دین]] است که عده ای از آن [[مسیحیت]] را میفهمند و عده ای دیگر [[یهودیت]] را<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>. | ||
*حال این سوال پیش میآید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]][[ دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] میفرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون میآید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن| | *حال این سوال پیش میآید، چرا پیغمبرانی که این [[ادیان]] را آوردند، نسبت به [[پیروان]][[ دین]] دیگر تعرّض کردند؟ چنانکه [[قرآن]] دربارۀ [[مسیحیت]] میفرماید: {{متن قرآن|كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ}}<ref>«بزرگ سخنی از دهانشان بیرون میآید» سوره کهف، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ}}<ref>«نزدیک است که از آن، آسمانها پارهپاره گردد» سوره مریم، آیه 90.</ref>؛ ادعای اینکه [[خداوند]] [[فرزند]] دارد ادعای بزرگی است تا جایی که نزدیک است آسماها از هم بپاشد و یا در آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا}}<ref>«و مگوييد كه سه است. از اين انديشه ها بازايستيد» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref> قائل به [[تثلیث]] نباشید، [[خدا]] یکی است. با این تماثیل چگونه میتوان قائل شد [[مذاهب]] گوناگونی که براساس [[فهم]] از [[نزول وحی]] حاصل میشود صحیح و بدون ایراد است؟ | ||
*مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] میگویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونهاش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و میتواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این میشود که دیگران هم میتوانند به واسطۀ [[وحی]] برداشتهای متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند. | *مدعیان [[پلورالیسم]] به این سوال چنین جواب دادند: [[وحی]] یک حقیت زنده و واقعی است که اصل و ریشۀ آن تنها در انحصار [[خداوند]] است و اگر [[پیامبران]] سخنی از جانب [[وحی]] میگویند صرف [[تفسیر]] و برداشت خود از [[وحی]] است. نمونهاش آیاتی است که ذکر شد. تمام این [[آیات]] جلوۀ یک [[حقیقت]] ثابت نیست، بلکه برداشت [[پیامبر]] از [[وحی]] است که به ایشان نازل شده و میتواند [[اشتباه]] هم باشد. به عبارتی تمام [[قرآنی]] که به واسطۀ [[وحی]] بر [[پیامبر]] نازل شده است برداشت ایشان از [[وحی الهی]] است و اگر این [[کلام]] ثابت شود، نتیجه این میشود که دیگران هم میتوانند به واسطۀ [[وحی]] برداشتهای متفاوت و حتی بهتر از برداشت [[پیامبر]] نسبت به [[وحی الهی]] بکنند. | ||
*[[دلیل]] این ادعا نزد این عده چنین [[بیان]] شده است: [[پیامبران الهی]] مانند [[مردم]]، ذاتی بشری دارند و فهمشان هم [[فهم]] بشری و تابع شرایط [[ذهنی]] خاص خودشان است و آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از [[علوم]] دیگر گرفته شده است و مجموع اینها تشکیل دهندۀ [[فهم]] [[انسانی]] است. بنابراین، این نوع [[پلورالیسم]] [[معتقد]] است یک [[حقیقت]] واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ [[انسانی]] قرار نگرفته؛ حتّی [[پیغمبران]] هم به آن [[حقیقت]] دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن [[حقیقت]] اطلاع دارد. | *[[دلیل]] این ادعا نزد این عده چنین [[بیان]] شده است: [[پیامبران الهی]] مانند [[مردم]]، ذاتی بشری دارند و فهمشان هم [[فهم]] بشری و تابع شرایط [[ذهنی]] خاص خودشان است و آن شرایط هم برخاسته از معلوماتی است که از [[علوم]] دیگر گرفته شده است و مجموع اینها تشکیل دهندۀ [[فهم]] [[انسانی]] است. بنابراین، این نوع [[پلورالیسم]] [[معتقد]] است یک [[حقیقت]] واحدِ و ثابت وجود دارد؛ امّا حقیقتی که در دسترس هیچ [[انسانی]] قرار نگرفته؛ حتّی [[پیغمبران]] هم به آن [[حقیقت]] دسترسی ندارند و تنها خداست که از آن [[حقیقت]] اطلاع دارد. | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
*در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهرهگیری از روشهای [[استنباط]] و ادلۀ اربعه میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحهگیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیلهای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]][[ انسان]] [[بیان]] میکند<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. | *در تعریف [[اجتهاد]] باید گفت [[اجتهاد]] [[وسیله]] ای است که با بهرهگیری از روشهای [[استنباط]] و ادلۀ اربعه میکوشد تا برای نیازهای نوپیدای [[انسان]]، جوابی پیدا کند. البته [[اجتهاد]] حتما باید با شرایطی مستند باشد و هیچگونه اباحهگیری در آن دخیل نباشد<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. درواقع [[اجتهاد]] وسیلهای است که [[احکام]] کلی [[شریعت]] را درباره همۀ موضوعات از جمله موضوعات نوپیدای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]][[ انسان]] [[بیان]] میکند<ref>عقائد الشیعة الامامیه، ۵۶۶ و ۵۶۷. </ref>. | ||
*در نتیجه [[پلورالیسم]] به معنای برداشتهای متفاوت از [[معارف دینی]] به طور مطلق، صحیح نیست چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمیتوان به آن ملتزم شد. به عبارتی وقتی قائل شدیم حقیقتی دور از دستان [[بشریت]] وجود دارد و ما نمیتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم چراکه این [[حقیقت]] فقط در دستان خداست، یعنی نمیتوانیم قائل شویم [[توحید]][[ حق]] است یا [[شرک]] زیرا هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که [[فهم]] [[انسانی]] توان [[مبارزه]] با قطعیات [[اسلام]] و قطعیات [[قرآن]] ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح میشود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و [[دلایل]] ما در آن بستر فقط [[دلایل]] ظنّی است، [[پلورالیسم]] به این معنا پذیرفته شده است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی. </ref>. | *در نتیجه [[پلورالیسم]] به معنای برداشتهای متفاوت از [[معارف دینی]] به طور مطلق، صحیح نیست چراکه محذوراتی به دنبال دارد که نمیتوان به آن ملتزم شد. به عبارتی وقتی قائل شدیم حقیقتی دور از دستان [[بشریت]] وجود دارد و ما نمیتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم چراکه این [[حقیقت]] فقط در دستان خداست، یعنی نمیتوانیم قائل شویم [[توحید]][[ حق]] است یا [[شرک]] زیرا هیچ کدام بر دیگری ترجیحی ندارد، در حالی که [[فهم]] [[انسانی]] توان [[مبارزه]] با قطعیات [[اسلام]] و قطعیات [[قرآن]] ندارد؛ امّا در محدودۀ خاصی که مسایل ظنّی مطرح میشود و در آنجا راهی به قطعیات نداریم و [[دلایل]] ما در آن بستر فقط [[دلایل]] ظنّی است، [[پلورالیسم]] به این معنا پذیرفته شده است<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی. </ref>. | ||
*اما این نظر که وجود [[حقیقت]] ثابت را به طور کامل نفی میکند و [[معتقد]] است تمام برداشتهای [[آدمی]] از [[دین]] برداشتی درست و صحیحی است هرچند این برداشتها در تناقض کامل همدیگر باشند، غلط بودن این نظریه کاملا مشخص است زیرا با یک نگاه ساده میتوان فهمید هیچ عاقلی نمیپذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط میتواند درست و صحیح باشد. بنابراین این نظریه به محض بیانش از [[حجیت]] ساقط میشود چراکه صرف ادعای این [[اعتقاد]] نفی آن را به همراه دارد<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>. | *اما این نظر که وجود [[حقیقت]] ثابت را به طور کامل نفی میکند و [[معتقد]] است تمام برداشتهای [[آدمی]] از [[دین]] برداشتی درست و صحیحی است هرچند این برداشتها در تناقض کامل همدیگر باشند، غلط بودن این نظریه کاملا مشخص است زیرا با یک نگاه ساده میتوان فهمید هیچ عاقلی نمیپذیرد دو چیز متناقض در تمام شرایط میتواند درست و صحیح باشد. بنابراین این نظریه به محض بیانش از [[حجیت]] ساقط میشود چراکه صرف ادعای این [[اعتقاد]] نفی آن را به همراه دارد<ref>ر.ک: مصاحبه کیهان هوایی با آیت الله مصباح یزدی.</ref>. | ||
====نقد [[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]==== | ====نقد [[پلورالیسم]] در همسنگ دانستن [[ادیان]]==== | ||
*اما نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]] و اینکه هر [[دینی]] میتواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم مورد نقد قرا گرفته است، چراکه [[دین]] کثرت نمیپذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]][[ دین]]، یکی است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است. | *اما نوع دیگر [[پلورالیسم دینی]] یعنی همسنگ شمردن تمام [[ادیان]] و اینکه هر [[دینی]] میتواند ما را به [[حقیقت]] برساند؛ این نظریه هم مورد نقد قرا گرفته است، چراکه [[دین]] کثرت نمیپذیرد و یکی بیش نیست. [[حقیقت]][[ دین]]، یکی است که همان [[تسلیم]] شدن در برابر [[خداوند]] است؛ اما هر امتی بسته به [[توانایی]] خودش به این [[دین]] یگانه فراخوانده شده است. | ||