بحث:تولی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۸۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==نویسنده: آقای پورانزاب== '''تولی''' امام علی{{ع}} و امامان دیگر، نیز عترت پ...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای پورانزاب==
'''تولی''' [[امام علی]]{{ع}} و [[امامان]] دیگر، نیز [[عترت پاک پیامبر]]، اولیای خدایند. [[ولایت]]، [[ دوستی]] و [[همبستگی]] با آنان نیز [[وظیفۀ امّت]] [[مؤمن]] است.[[دوستی با خاندان عصمت]] و [[دوستی]] با دوستانشان "[[تولّی]]" است و [[بیزاری]] و [[دشمنی]] با دشمنانشان [[تبرّی]]<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۴.</ref>.
'''تولی''' [[امام علی]]{{ع}} و [[امامان]] دیگر، نیز [[عترت پاک پیامبر]]، اولیای خدایند. [[ولایت]]،[[ دوستی]] و [[همبستگی]] با آنان نیز [[وظیفۀ امّت]] [[مؤمن]] است.[[دوستی با خاندان عصمت]] و [[دوستی]] با دوستانشان "[[تولّی]]" است و [[بیزاری]] و [[دشمنی]] با دشمنانشان [[تبرّی]]<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۴.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[تولّی و تبرّی]] از [[واجبات الهی]] و از [[فروع دین]] است. پیوند درونی [[جامعۀ دینی]] و از میان بردن فاصله‌های [[نادرست]] در میان معتقدان به یک [[مکتب]]، نیز [[تشکّل]] و [[تحزّب]] آنان با [[دوستان]] همفکر و هم‌جهت و [[مقابله با دشمنان]]، [[تولّی و تبرّی]] نام دارد و [[مؤمنان]] نسبت به هم، هم [[ولایت]] دارند، هم [[تولّی]] و هم خطّی و [[همراهی]]. نماد برجستۀ این [[فرهنگ]]، نسبت به [[اهل بیت]] است. [[دوستی]] با آنان [[فرض الهی]] است و رویگردانی از دشمنانشان، عامل [[تقرّب به خداوند]] است. به فرمودۀ [[امام رضا]]{{ع}}: {{متن حدیث|کمال الدّین ولایتنا و البراءة من عدوّنا}}<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنّة، ص ۳۷۸</ref>، [[کمال دین]]، [[ولایت]] ما و [[بیزاری از دشمنان]] ماست. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|"من أحبّ أن یحیی حیاتی و یموت مماتی و یدخل الجنّة الّتی وعدنی ربّی فلیتولّ علیّ بن أبی طالب و ذرّیته الطّاهرین أئمّة الهدی..."}}<ref>«هرکس دوست دارد به حیات و مرگ من زنده بماند و بمیرد و به بهشتی که پروردگارم وعده داده وارد شود، با علی بن ابی طالب{{ع}} و نسل پاک او امامان هدایت، تولّی کند». مناقب، ج ۱ ص ۲۹۱</ref> در [[حدیث]] دیگری بر هر دو محور [[تولّی و تبرّی]] تأکید شده و چنین آمده است: {{متن حدیث|من أراد أن یحیی حیاتی و یموت میتتی و یدخل جنّة عدن الّتی غرسها اللّه ربّی بیده، فلیتولّ علیّ بن أبی طالب و لیتولّ ولیّه و لیعاد عدوّه...}}<ref>کافی، ج ۱ ص ۲۰۹</ref> از آموزه‌های مهمّ [[مکتب]] [[شیعه]]، تأکید بر این [[موالات]] و [[معادات]] و [[تولی و تبرّی]] است که نشان [[شیعۀ واقعی]] همین است، گاهی هم با تعبیر "[[سلم]]" و "[[حرب]]" [[بیان]] شده است و محور [[دوستی]] و [[دشمنی]] و [[جنگ]] و [[صلح]] با دیگران، [[صلح]] و [[حرب]] آنان با [[عترت]] است. در [[متون زیارتی]] که نوعی "اعلام مواضع" و "[[تبیین]] [[شعارها]]" ست، به تعبیر {{متن حدیث|سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولیّ لمن والاکم و عدوّ لمن عاداکم}} زیاد برمی‌خوریم (مثل [[زیارت عاشورا]])، در [[زیارت جامعۀ کبیره]] نیز آمده است: {{متن حدیث|موال لکم و لأولیاءکم مبغض لأعداءکم و معاد لهم}}، {{متن حدیث|برئت إلی اللّه عزّ و جلّ من أعداءکم و من الجبت و الطّاغوت و الشّیاطین و حزبهم، الظّالمین لکم، الجاحدین لحقّکم و المارقین من ولایتکم}}. این خطّ و آموزه، یادگار [[غدیر خم]] و [[خطبۀ غدیریّۀ]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} است. آن [[حضرت]] پس از تعیین [[امام علی|علی]]{{ع}} به [[خلافت]] و [[امامت]] [[مسلمین]]، [[دوستداران]] و [[موالیان]] او را [[دعا]] کرد و بر [[دشمنان]] و [[مخالفان]] و واگذارندگان او [[نفرین]] و [[لعنت]] فرستاد: {{متن حدیث|أللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله}}. پس [[تولّی و تبری]] نسبت به [[دوستان]] و [[مخالفان اهل بیت]]، خطّی [[نبوی]] و سرمشقی غدیری برای [[شیعیان]] در طول [[تاریخ]] است.<ref>دربارۀ احادیث مربوط به محبت و ولایت أئمه و بغض و دشمنی با مخالفانشان، ر. ک: بحار الأنوار، ج ۲۷ ص ۵۱</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۴.</ref>
*[[تولّی و تبرّی]] از [[واجبات الهی]] و از [[فروع دین]] است. پیوند درونی [[جامعۀ دینی]] و از میان بردن فاصله‌های نادرست در میان معتقدان به یک [[مکتب]]، نیز [[تشکّل]] و [[تحزّب]] آنان با [[دوستان]] همفکر و هم‌جهت و [[مقابله با دشمنان]]، [[تولّی و تبرّی]] نام دارد و [[مؤمنان]] نسبت به هم، هم [[ولایت]] دارند، هم [[تولّی]] و هم خطّی و [[همراهی]]. نماد برجستۀ این [[فرهنگ]]، نسبت به [[اهل بیت]] است. [[دوستی]] با آنان [[فرض الهی]] است و رویگردانی از دشمنانشان، عامل [[تقرّب به خداوند]] است. به فرمودۀ [[امام رضا]]{{ع}}: {{متن حدیث|کمال الدّین ولایتنا و البراءة من عدوّنا}}<ref>اهل البیت فی الکتاب و السنّة، ص ۳۷۸</ref>، [[کمال دین]]، [[ولایت]] ما و [[بیزاری از دشمنان]] ماست. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|"من أحبّ أن یحیی حیاتی و یموت مماتی و یدخل الجنّة الّتی وعدنی ربّی فلیتولّ علیّ بن أبی طالب و ذرّیته الطّاهرین أئمّة الهدی..."}}<ref>«هرکس دوست دارد به حیات و مرگ من زنده بماند و بمیرد و به بهشتی که پروردگارم وعده داده وارد شود، با علی بن ابی طالب{{ع}} و نسل پاک او امامان هدایت، تولّی کند». مناقب، ج ۱ ص ۲۹۱</ref> در [[حدیث]] دیگری بر هر دو محور [[تولّی و تبرّی]] تأکید شده و چنین آمده است: {{متن حدیث|من أراد أن یحیی حیاتی و یموت میتتی و یدخل جنّة عدن الّتی غرسها اللّه ربّی بیده، فلیتولّ علیّ بن أبی طالب و لیتولّ ولیّه و لیعاد عدوّه...}}<ref>کافی، ج ۱ ص ۲۰۹</ref> از آموزه‌های مهمّ [[مکتب]] [[شیعه]]، تأکید بر این [[موالات]] و [[معادات]] و [[تولی و تبرّی]] است که نشان [[شیعۀ واقعی]] همین است، گاهی هم با تعبیر "[[سلم]]" و "[[حرب]]" [[بیان]] شده است و محور [[دوستی]] و [[دشمنی]] و [[جنگ]] و [[صلح]] با دیگران، [[صلح]] و [[حرب]] آنان با [[عترت]] است. در [[متون زیارتی]] که نوعی "اعلام مواضع" و "[[تبیین]] [[شعارها]]" ست، به تعبیر {{متن حدیث|سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولیّ لمن والاکم و عدوّ لمن عاداکم}} زیاد برمی‌خوریم (مثل [[زیارت عاشورا]])، در [[زیارت جامعۀ کبیره]] نیز آمده است: {{متن حدیث|موال لکم و لأولیاءکم مبغض لأعداءکم و معاد لهم}}، {{متن حدیث|برئت إلی اللّه عزّ و جلّ من أعداءکم و من الجبت و الطّاغوت و الشّیاطین و حزبهم، الظّالمین لکم، الجاحدین لحقّکم و المارقین من ولایتکم}}. این خطّ و آموزه، یادگار [[غدیر خم]] و [[خطبۀ غدیریّۀ]] [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} است. آن [[حضرت]] پس از تعیین [[امام علی|علی]]{{ع}} به [[خلافت]] و [[امامت]] [[مسلمین]]، [[دوستداران]] و [[موالیان]] او را [[دعا]] کرد و بر [[دشمنان]] و [[مخالفان]] و واگذارندگان او [[نفرین]] و [[لعنت]] فرستاد: {{متن حدیث|أللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله}}. پس [[تولّی و تبری]] نسبت به [[دوستان]] و [[مخالفان اهل بیت]]، خطّی [[نبوی]] و سرمشقی غدیری برای [[شیعیان]] در طول [[تاریخ]] است.<ref>دربارۀ احادیث مربوط به محبت و ولایت أئمه و بغض و دشمنی با مخالفانشان، ر. ک: بحار الأنوار، ج ۲۷ ص ۵۱</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۴.</ref>


==[[ولایت]] و تولی==
==[[ولایت]] و تولی==
خط ۹: خط ۸:


==تولی در [[زیارتنامه‌ها]]==
==تولی در [[زیارتنامه‌ها]]==
*موضوعی که در [[زیارتنامه‌ها]]، به طور گسترده و مکرّر به چشم می‌‌خورد، [[تولّی و تبرّی]] است. [[ولایت]] داشتن و [[برائت]] جستن. اعلام [[همبستگی]] نمودن و اظهار [[برائت]] و [[بیزاری]] کردن.[[ سخن]] ما، از گروه [[حق‌پرست]] و موحّدی است که می‌‌خواهد معیارهای [[مکتب]] را بر همه اصول [[زندگی]] خویش [[حاکم]] سازد. از این رو، در [[ولایت]] و [[برائت]] نیز، باید نگاهش به [[کلام خدا]] و رهنمود [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}}، و [[رفتار]] عملی و [[سلوک]] [[اجتماعی]] آنان باشد. [[ولایت]] و [[برائت]]، نوعی [[جاذبه و دافعه]] و [[پیوستن]] و [[گسستن]] را دربر دارد. [[ولایت]]، به طور کلی و عام، جهت خدایی داشتن همه [[کارها]] و برنامه‌ها، و نوعی [[تشکّل]] و [[تحزّب]] و هم جبهه‌گی در [[عقیده]] و عمل، با [[اولیای دین]] و پرچمداران [[توحید]] است. حفظ و [[پاسداری]] و [[پایبندی]] به [[جبهه]] حقی است که [[انسان]] به آن پیوسته و وابسته است. بعد عملی و خارجی این [[پیوستگی]] درونی، چنان روشن است که نیازی به بحث و [[استدلال]] ندارد. [[امام باقر]]{{ع}} در [[حدیث]] مفصّلی به [[جابر بن عبدالله]]، می‌فرماید: {{متن حدیث|«مَن کانَ لِلّهِ مطیعاً فهو لنا ولی ومن کانَ للّه عاصیاً فهو لنا عدوٌّ ولا تُنال ولایتُنا الّا بالعمل والوَرَع»}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۹۶.</ref>  آن که [[مطیع]] خداست "[[ولیّ]]" ماست و آن که [[نافرمانی خدا]] کند، [[دشمن]] ماست، به [[ولایت]] ما، جز با عمل و [[پرهیزکاری]]، نمی‌توان رسید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۹۳، ۲۹۴.</ref>.
*موضوعی که در [[زیارتنامه‌ها]]، به طور گسترده و مکرّر به چشم می‌‌خورد، [[تولّی و تبرّی]] است. [[ولایت]] داشتن و [[برائت]] جستن. اعلام [[همبستگی]] نمودن و اظهار [[برائت]] و [[بیزاری]] کردن.[[ سخن]] ما، از گروه [[حق‌پرست]] و موحّدی است که می‌‌خواهد معیارهای [[مکتب]] را بر همه اصول [[زندگی]] خویش [[حاکم]] سازد. از این رو، در [[ولایت]] و [[برائت]] نیز، باید نگاهش به [[کلام خدا]] و رهنمود [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}}، و [[رفتار]] عملی و [[سلوک]] [[اجتماعی]] آنان باشد. [[ولایت]] و [[برائت]]، نوعی [[جاذبه و دافعه]] و پیوستن و [[گسستن]] را دربر دارد. [[ولایت]]، به طور کلی و عام، جهت خدایی داشتن همه [[کارها]] و برنامه‌ها، و نوعی [[تشکّل]] و [[تحزّب]] و هم جبهه‌گی در [[عقیده]] و عمل، با [[اولیای دین]] و پرچمداران [[توحید]] است. حفظ و [[پاسداری]] و [[پایبندی]] به [[جبهه]] حقی است که [[انسان]] به آن پیوسته و وابسته است. بعد عملی و خارجی این [[پیوستگی]] درونی، چنان روشن است که نیازی به بحث و [[استدلال]] ندارد. [[امام باقر]]{{ع}} در [[حدیث]] مفصّلی به [[جابر بن عبدالله]]، می‌فرماید: {{متن حدیث|«مَن کانَ لِلّهِ مطیعاً فهو لنا ولی ومن کانَ للّه عاصیاً فهو لنا عدوٌّ ولا تُنال ولایتُنا الّا بالعمل والوَرَع»}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۹۶.</ref>  آن که [[مطیع]] خداست "[[ولیّ]]" ماست و آن که [[نافرمانی خدا]] کند، [[دشمن]] ماست، به [[ولایت]] ما، جز با عمل و [[پرهیزکاری]]، نمی‌توان رسید<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۹۳، ۲۹۴.</ref>.
==تولی در [[چشم به راه]]==
==تولی در [[چشم به راه]]==
"تولی" بر وزن ترقی مصدر باب تفعل از ماده "ولی" و در لغت به معنای [[پذیرش ولایت]] و کسی را ولی خود قرار دادن است. "ولی" در زبان [[عرب]] به معنای [[دوست]]، [[یاور]] و [[سرپرست]] آمده است. چنان که مصدر آن "[[ولایت]]" نیز به معنای [[دوستی]]، [[یاوری]] و [[سرپرستی]] به کار می‌رود. بنابراین، تولی هم به معنای پذیرش [[دوستی]] و کسی را [[دوست]] خود قرار دادن است و هم به معنای پذیرش [[سرپرستی]] و کسی را [[سرپرست]] خود قرار دادن. با توجه به موارد کاربرد این کلمه در [[آیات]] و [[روایات]] می‌توان گفت که [[دوستی]] و [[سرپرستی]]، لازم و ملزوم یکدیگرند و پذیرش [[دوستی]]، مقدمه پذیرش [[سرپرستی]] است؛ زیرا [[دل سپردن]]، مقدمه [[سر سپردن]] است و [[انسان]] تا به کسی [[دل]] نبندد، نمی‌تواند [[سرسپرده]] او شود و چنان که باید و شاید [[تسلیم]] او گردد<ref>ر.ک: محمد بن مکرم و النشر ابن منظور، لسان العرب، تحقیق: جمال الدین میر دامادی، ۱۵ ج، بیروت، دارالفکر للطباعة والنشر والتوزیع - دار صادر، ۱۴۱۴ ه- ق، ج ۱۵، ص ۴۰۷، ماده "ولی"؛ احمد بن محمد القیومی، المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، صص ۶۷۲ و ۶۷۳. لغت‌نامه دهخدا، ج ۵، ص ۶۲۷۲، ماده "تولی".</ref>. "[[تبری]]" نیز بر همان وزن و از همان مصدر از ماده ابرءا و به معنای [[بیزاری جستن]]، بیزار شدن<ref>باید توجه داشت که "بیزاری جستن" در اینجا به معنای "دوری گزیدن" است، نه "متنفر بودن" که یک حالت نفسانی است؛ زیرا "تبری" از فروع دین است و همه موارد فروع دین مربوط به اعمال انسان است.</ref> و دوری گزیدن آمده است<ref>ر.ک: المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر، همان، صص ۴۶ و ۴۷، ماده "بری"؛ لغت نامه دهخدا، ج ۴، ص ۵۷۵، ماده "تبری".</ref>. در مورد معنای اصطلاحی این دو کلمه نیز گفته‌اند: [[تولی و تبری]]؛ یعنی [[انسان]] از لحاظ [[عاطفی]]، [[قلب]] خود را از [[محبت]] و [[علاقه خدا]]، [[پیامبران]] و [[ائمه معصومین]] و [[جانشینان به حق]] آنان ([[فقیهان]]) و [[مؤمنان]] پر کند و در عین حال، [[بغض]] و [[کینه]] [[دشمنان]] آنها را به [[دل]] بگیرد و از نظر [[سیاسی]] و [[اجتماعی]]، [[سرپرستی]]، [[رهبری]]، [[دوستی]] و [[حکومت الهی]] را بپذیرد و از [[حکومت دشمنان اسلام]] دوری جوید<ref>ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی اسلام، چاپ دوم: قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷، صص ۴۲۹ - ۴۴۶.</ref><ref>[[ابراهیم شفیعی سروستانی|شفیعی سروستانی، ابراهیم]]، [[چشم به راه (کتاب)|چشم به راه]]، ص۸۶.</ref>.
"تولی" بر وزن ترقی مصدر باب تفعل از ماده "ولی" و در لغت به معنای [[پذیرش ولایت]] و کسی را ولی خود قرار دادن است. "ولی" در زبان [[عرب]] به معنای [[دوست]]، [[یاور]] و [[سرپرست]] آمده است. چنان که مصدر آن "[[ولایت]]" نیز به معنای [[دوستی]]، [[یاوری]] و [[سرپرستی]] به کار می‌رود. بنابراین، تولی هم به معنای پذیرش [[دوستی]] و کسی را [[دوست]] خود قرار دادن است و هم به معنای پذیرش [[سرپرستی]] و کسی را [[سرپرست]] خود قرار دادن. با توجه به موارد کاربرد این کلمه در [[آیات]] و [[روایات]] می‌توان گفت که [[دوستی]] و [[سرپرستی]]، لازم و ملزوم یکدیگرند و پذیرش [[دوستی]]، مقدمه پذیرش [[سرپرستی]] است؛ زیرا [[دل سپردن]]، مقدمه [[سر سپردن]] است و [[انسان]] تا به کسی [[دل]] نبندد، نمی‌تواند [[سرسپرده]] او شود و چنان که باید و شاید [[تسلیم]] او گردد<ref>ر.ک: محمد بن مکرم و النشر ابن منظور، لسان العرب، تحقیق: جمال الدین میر دامادی، ۱۵ ج، بیروت، دارالفکر للطباعة والنشر والتوزیع - دار صادر، ۱۴۱۴ ه- ق، ج ۱۵، ص ۴۰۷، ماده "ولی"؛ احمد بن محمد القیومی، المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، صص ۶۷۲ و ۶۷۳. لغت‌نامه دهخدا، ج ۵، ص ۶۲۷۲، ماده "تولی".</ref>. "[[تبری]]" نیز بر همان وزن و از همان مصدر از ماده ابرءا و به معنای [[بیزاری جستن]]، بیزار شدن<ref>باید توجه داشت که "بیزاری جستن" در اینجا به معنای "دوری گزیدن" است، نه "متنفر بودن" که یک حالت نفسانی است؛ زیرا "تبری" از فروع دین است و همه موارد فروع دین مربوط به اعمال انسان است.</ref> و دوری گزیدن آمده است<ref>ر.ک: المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر، همان، صص ۴۶ و ۴۷، ماده "بری"؛ لغت نامه دهخدا، ج ۴، ص ۵۷۵، ماده "تبری".</ref>. در مورد معنای اصطلاحی این دو کلمه نیز گفته‌اند: [[تولی و تبری]]؛ یعنی [[انسان]] از لحاظ [[عاطفی]]، [[قلب]] خود را از [[محبت]] و [[علاقه خدا]]، [[پیامبران]] و [[ائمه معصومین]] و [[جانشینان به حق]] آنان ([[فقیهان]]) و [[مؤمنان]] پر کند و در عین حال، [[بغض]] و [[کینه]] [[دشمنان]] آنها را به [[دل]] بگیرد و از نظر [[سیاسی]] و [[اجتماعی]]، [[سرپرستی]]، [[رهبری]]، [[دوستی]] و [[حکومت الهی]] را بپذیرد و از [[حکومت دشمنان اسلام]] دوری جوید<ref>ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی اسلام، چاپ دوم: قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷، صص ۴۲۹ - ۴۴۶.</ref><ref>[[ابراهیم شفیعی سروستانی|شفیعی سروستانی، ابراهیم]]، [[چشم به راه (کتاب)|چشم به راه]]، ص۸۶.</ref>.
==مقدمه==
*[[خدای متعال]] در [[سوره]] [[مائده]]، جریان [[ولایت]] را [[تبیین]] نموده و [[جایگاه]] و معیارهای آن را نیز مشخص نموده است. آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ * وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع  زکات می‌دهند * و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بی‌گمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۵-۵۶.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...}} فرمودند: {{متن قرآن|إِنَّمَا}} یعنی سزاوارتر به شما، مُحق‌تر به شما و کارهایتان و جانتان و اموالتان تا [[روز قیامت]]، [[خدا]] و رسولش است و کسانی که [[ایمان]] آوردند، یعنی [[علی]] و فرزندانش که امام‌اند <ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ، اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي عَلِيّاً وَ أَوْلَادَهُ الْأَئِمَّةَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۸۸.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} [[آیه]] {{متن قرآن|فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ}}<ref>«نعمت‌های خداوند را به یاد آورید» سوره اعراف، آیه ۶۹.</ref> را [[تلاوت]] فرمودند سپس فرمودند آیا می‌دانید مقصود از {{متن قرآن|آلَاءَ اللَّهِ}} چیست؟ [[اصحاب]] پاسخ دادند: نمی‌دانیم، [[حضرت]] فرمودند: {{متن قرآن|آلَاءَ اللَّهِ}} بزرگ‌ترین [[نعمت]] [[خدای متعال]] بر خلق و آن [[ولایت]] ما [[اهل بیت]]{{عم}} است <ref>{{متن حدیث|هِيَ أَعْظَمُ نِعَمِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ هِيَ وَلَايَتُنَا}}؛ کافی، ج۱، ص۲۱۷.</ref>.
*[[پذیرش ولایت]] [[اهل بیت]]{{عم}} در ردیف [[پذیرش ولایت]] [[خدا]] قرار گرفته است <ref>{{متن حدیث|مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۱۷.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۳.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: [[خداوند]] [[دستور]] به [[پذیرش ولایت]] [[ائمه]]{{عم}} داده که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> به آنها تصریح می‌نماید: و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به [[فرمان]] ما، [[مردم]] را [[هدایت]] می‌کردند. اینهایند که [[ولایت]] و [[اطاعت]] آنها لازم است<ref>{{متن حدیث|فَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِوَلَايَةِ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ سَمَّاهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فِي قَوْلِهِ {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}} وَ هُمُ الَّذِينَ أَمَرَ اللَّهُ بِوَلَايَتِهِمْ وَ طَاعَتِهِمْ}}؛ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۲۳.</ref>.
*[[امام علی]]{{ع}} می‌فرمایند: [[حق]] ما بر عهده [[مردم]]، [[حقّ]] [[فرمانبرداری]] و [[ولایت]] است و از برای [[مردم]] از [[خدا]]، نیکویی جزاست: <ref>{{متن حدیث|لَنَا عَلَى النَّاسِ حَقُّ الطَّاعَةِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ حُسْنُ الْجَزَاءِ}}؛ غررالحکم، ص۱۱۷.</ref>.
===آثار [[ولایت‌پذیری]]===
*[[پذیرش ولایت]] [[اهل بیت]]{{عم}} ثمرات و [[برکات]] بی‌شماری دارد، که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:
#[[تقرب به خدا]]<ref>{{متن حدیث|أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاتِكُمْ وَ مُوَالاةِ وَلِيِّكُمْ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.</ref>.
#به یُمن [[ولایت‌پذیری]] [[اهل بیت]]{{عم}} [[خدا]] رموز دینمان را به ما آموخت و آنچه را از دنیایمان که [[فاسد]] شده بود به [[صلاح]] آورد <ref>{{متن حدیث|بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۴.</ref>.
#از [[برکت]] [[ولایت‌پذیری]] [[اهل بیت]]{{عم}} "کلمه [[توحید]]" کمال یافته و [[نعمت]] [[عظمت]] گرفته و پراکندگی به الفت مبدّل شده است <ref>{{متن حدیث|وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>.
#به [[ولایت‌پذیری]] [[اهل بیت]]{{عم}} است که [[طاعت]] [[واجب]] ما، پذیرفته می‌شود <ref>{{متن حدیث|وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>.
#[[ولایت]] [[اهل بیت]]{{عم}} موجب [[پاکیزگی]] [[خلقت]] ما، [[پاکی]] جان‌های ما، [[تزکیه]] [[نفوس]] ما و [[کفاره گناهان]] ما می‌شوند <ref>{{متن حدیث|وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۵.</ref>.
===[[بیزاری از دشمنان اهل بیت]]{{عم}} ([[تبری]])===
*همان‌گونه که [[پذیرش ولایت]] [[اهل بیت]]{{عم}} [[وظیفه]] است، [[برائت]] از [[دشمنان اهل بیت]] نیز یک [[وظیفه]] به‌شمار می‌آید. بی‌تردید هیچ‌یک از [[تولی و تبری]] بدون دیگری کافی نیست؛ نه با [[تولّی]] محض می‌توان به [[سعادت]] رسید و نه با [[تبرّی]] می‌توان از [[شقاوت]] رهید.
*[[اسماعیل جُعفی]] به [[امام باقر]]{{ع}} عرض کرد: شخصی [[محبّت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را در [[دل]] دارد، ولی از [[دشمن]] او [[تبرّی]] نمی‌جوید و می‌گوید: [[حضرت علی]]{{ع}} نزد من محبوب‌تر است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: چنین کسی پریشان حال و آشفته‌خاطر و [[دشمن]] است. پُشت سر او [[نماز]] نگذار. او [[کرامت]] و ارزشی ندارد، مگر این‌که از او بترسی و [[تقیه]] کنی <ref>{{متن حدیث|قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}: رَجُلٌ يُحِبُّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ لَا يَتَبَرَّأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ يَقُولُ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّنْ خَالَفَهُ. فَقَالَ: هَذَا مِخْلَطٌ وَ هُوَ عَدُوٌّ فَلَا تُصَلِّ خَلْفَهُ وَ لَا كَرَامَةَ إِلَّا أَنْ تَتَّقِيَهُ}}؛ وسائل الشیعة، ج۸ ص۳۰۹.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۵.</ref>.
*[[تبری از دشمنان]] [[اهل بیت]] نیز مراتب و مصادیق متعدد دارد که حضرات [[معصومان]]{{عم}} در [[زیارتنامه‌ها]] و [[احادیث]] خود به آنها اشاره نموده‌اند:
#[[بیزاری از دشمنان]] [[اهل بیت]] <ref>{{متن حدیث|بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِكُمْ}}.</ref>
#[[بیزاری]] از جبت و [[طاغوت]] و از [[شیاطین]] و حزبشان که درباره [[اهل بیت]]{{عم}} [[ستم]] کردند و [[حقّ]] [[اهل بیت]]{{عم}} را منکر شده از [[حوزه]] [[ولایت]] [[اهل بیت]]{{عم}} بیرون رفتند و [[میراث]] [[اهل بیت]]{{عم}} را [[غصب]] کردند و در [[مقامات]] [[اهل بیت]]{{عم}} شکّ و تردید نموده و از [[اهل بیت]]{{عم}} [[منحرف]] شدند <ref>{{متن حدیث|وَ مِنَ الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ الشَّيَاطِينِ وَ حِزْبِهِمُ الظَّالِمِينَ لَكُمُ الْجَاحِدِينَ لِحَقِّكُمْ وَ الْمَارِقِينَ مِنْ وَلَايَتِكُمْ وَ الْغَاصِبِينَ لِإِرْثِكُمْ الشَّاكِّينَ فِيكُمْ الْمُنْحَرِفِينَ عَنْكُمْ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>.
#[[بیزاری]] از هر معتمدی جز [[اهل بیت]]{{عم}} <ref>{{متن حدیث|وَ مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>.
#[[بیزاری]] از هر [[فرمانروایی]] جز [[اهل بیت]]{{عم}} <ref>{{متن حدیث|وَ كُلِّ مُطَاعٍ سِوَاكُمْ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>.
#[[بیزاری]] از پیشوایانی که به [[دوزخ]] [[دعوت]] می‌کنند: <ref>{{متن حدیث|وَ مِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.</ref>.
#[[بیزاری]] از برپاکنندگان [[جنگ]] با [[اهل بیت]]{{عم}} <ref>{{متن حدیث|وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.</ref>.
#[[بیزاری]] از [[پیروان]] و همراهان [[دشمنان اهل بیت]]{{عم}} <ref>{{متن حدیث|بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ}}؛ مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۷۶-۷۷.</ref>.
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
{{پانویس2}}
۱۳۱٬۶۲۶

ویرایش