توحید در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۱٬۱۴۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


 
==[[جایگاه]] و اهمیت [[توحید]]==
*[[توحید]]، [[اعتقاد]] به یکتایی و [[یگانگی خداوند]]، [[اقرار]] به [[خالقیت]] و [[ربوبیت]] مطلق و انحصاری او، [[یکتاپرستی]] و [[پرستش]] و [[ستایش]] خالصانه و دور از [[شرک]] است.[[توحید]] اوّلین و مهم‌ترین اصل [[اعتقادی]] و زیربنای [[نظام اعتقادی]] و ارزشی [[اسلام]] است که بدون [[فهم]] درست آن، بازشناختن [[صفات]] [[خداوند متعال]] ممکن نیست و نخستین [[دعوت]] همۀ [[پیامبران الهی]]، [[دعوت]] [[بشر]] به سوی خدای یگانه است. [[آیین]] صحیح [[عقیده]] به خدای یکتایی است که هم [[جهان]] را [[آفریده]] و هم [[تدبیر]] و ادارۀ آن به دست اوست، [[فرزند]] و شریک و [[همسر]] و همتایی ندارد. [[شعار]] [[توحید]] جملۀ {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> است. به [[یکتاپرستان]] "موحّد" گفته می‌شود. [[قرآن]] به موضوع [[توحید]] اهمیتی ویژه می‌دهد و به هیچ موضوعی بدین پایه توجه نکرده است [[توحید]] نام یکی از [[سوره‌های قرآن]] نیز هست که در آن از یکتایی و بی‌همتایی و بی‌فرزندی [[خداوند]] [[سخن]] به میان آمده است. پایه همۀ [[ادیان آسمانی]] بر [[توحید]] است و اگر [[پیروان]] برخی [[آیین‌ها]] به خدایان متعدّد معتقدند، [[انحرافی]] است که بعدها پدید آمده است<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۴؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۹۹.</ref>.
*[[توحید]] در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و [[حکم]] به یکتایی آن<ref>المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».</ref> و در اصطلاح، [[خدا]] را به [[ربوبیت]] شناختن و به وحدانیتش [[اقرار]] داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است<ref>التعریفات، ص ۹۶.</ref>. [[عارفان]] [[توحید]] را اصل [[علوم]]، سرّ [[معارف]]، مایه [[دین]]، بنای [[مسلمانی]] و فارق [[دوست]] از [[دشمن]] می‌‌دانند و هر طاعتی را بدون [[توحید]]، بی‌ارزش و سرانجام آن را [[تاریکی]] می‌‌شمارند.[[انسان]] با [[توحید]]، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در [[قرب]] و بعد، کمال و [[نقص]]، [[فضیلت]] و [[رذیلت]] و [[شرافت]] و خسّت، به تفاوت مراتب [[توحید]] است، بنابراین مدار [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]]، [[توحید]] و [[شرک]] است<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*[[احادیث]] نیز [[توحید]] را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است: [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمودند: «هیچ بنده‌ای نیست کلمه {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد»<ref>{{متن حدیث|مَا مِنْ عَبْدٍ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ یَمُدُّ بِهَا صَوْتَهُ فَیَفْرُغُ إِلَّا تَنَاثَرَتْ ذُنُوبُهُ تَحْتَ قَدَمَیْهِ کَمَا یَتَنَاثَرُ وَرَقُ الشَّجَرِ تَحْتَهَا}}؛ التوحید صدوق، ص ۱۸ ـ ۳۰.</ref>. همچنین فرمودند: «[[توحید]]،‌ قیمت [[بهشت]] است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} التَّوْحِیدُ ثَمَنُ الْجَنَّةِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۳.</ref>؛ «[[خداوند]] به [[وسیله]] [[توحید]]، بدن‌های [[امّت]] مرا بر جهنّم [[حرام]] گردانید»<ref>{{متن حدیث|فِی خَبَرِ أَسْمَاءِ النَّبِیِّ وَ أَوْصَافِهِ{{صل}}:... فَبِالتَّوْحِیدِ حَرَّمَ أَجْسَادَ أُمَّتِی عَلَی النَّارِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۳.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} نیز فرمود: «[[خداوند]] می‌فرماید: کلمه {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} دژ [[استوار]] من است و هر کس به دژ من [[پناه]] آورد، از [[عذاب]] من‌ ایمن است»<ref>{{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی}}؛ التوحید صدوق، ص ۱۸ ـ ۳۰. </ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۴۰-۳۴۱؛ رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۰.</ref>
*[[توحید]] از ارکان [[اصول اعتقادی]] است، به گونه‏‌ای که در میان تمامی [[صفات الهی]]، تنها [[توحید]] در زمرۀ [[اصول دین]] قرار گرفته است. البته [[توحید]] دارای مراتبی است که ملاحظه تمام مراتب آن، [[توحید کامل]] است و موحد کامل نیز کسی است که به همه مراتب آن، [[اعتقاد]] داشته باشد. چنین [[توحیدی]] است که می‌‏تواند بستر [[نظام سیاسی]] قرار گیرد؛ زیرا کسانی که به [[توحید کامل]] [[معتقد]] شدند این [[اعتقاد]] را در تمام جنبه‌‏های [[زندگی]]، از جمله [[نظام سیاسی]] آن، باید بروز دهند؛ به این معنا که [[نظام]] اداره کنندۀ [[جهان]] را [[نظام]] [[واحد]] بدانند؛ همچنان که به مقتضای [[برهان عقلی]]، کمال [[انسان]] در این است که از کسی [[اطاعت]] کند که بر [[حقیقت انسان]] و [[جهان]] و [[ارتباط]] متقابل [[انسان]] و [[جهان]] [[آگاه]] است و او کسی نیست جز [[خدا]]، پس قهراً [[ولایت]] منحصر به او خواهد شد؛ یعنی تنها ولی [[حقیقی]] [[انسان]] خداست. بنابراین، [[توحید]] تنها یک [[عقیده]] و [[اندیشه]] خنثی نیست که تأثیری در حوزۀ [[رفتار]] و [[کردار]] [[انسانی]] نداشته باشد و در رابطه با سایر اندیشه‏‌ها و تئوری‏های وی قرار گیرد و گسسته از نظامات [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و [[ارزش‌های اخلاقی]] او باشد، بلکه [[توحید]] از یک سو، [[نظام ارزشی]] [[انسان]] موحد را پدید می‌‌‏آورد ([[اخلاق]]) و از سوی دیگر تنظیم کننده مناسبات [[اجتماعی]]، [[حقوقی]] و [[سیاسی]] اوست، بدین ترتیب مقوله [[سیاست]] نیز یکی از ساحت‏‌هایی است که [[اندیشه]] [[توحید]] نسبت ‏به آن تأثیرگذار است؛ یعنی [[اندیشه]] [[توحیدی]] در سه حوزه [[معرفت]]، [[اخلاق]] و [[سیاست]] دخالت می‌‏کند<ref>ر.ک: شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص ۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.
==اقسام و مراتب [[توحید]]==
*[[توحید]] دارای مراتبی است که ملاحظه تمام مراتب آن، [[توحید کامل]] است و موحد کامل کسی است که به همه مراتب آن، [[اعتقاد]] داشته باشد. تقسیماتی که برای [[توحید]] شده عبارت است از:
# [[توحید ذاتی]]: یعنی تمام موجودات، وجودشان از [[خداوند]] است، لذا برخی، [[توحید ذاتی]] را همان معنای عبارت [[شریف]] {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} دانسته‌اند. در [[توحید ذاتی]] گاه نظر به [[یگانگی]] و شریک نداشتن [[خداوند]] است و گاه نظر به احدیت اوست، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن. از [[توحید]] در صورت نخست به "[[توحید واحدی]]" و در صورت دوم به "[[توحید]] أحدی" تعبیر می‌کنند. در [[توحید واحدی]] گاه نظر به [[وحدت]] عددی است که مستلزم [[محدودیت]] و [[تقابل]] [[خداوند]] با دیگر موجودات است و گاه نظر به [[وحدت]] [[حقیقی]] "صمدی" است که با هر محدودیتی در [[تعارض]] و مستلزم احاطۀ وجودی [[خداوند]] بر همۀ کثرات و موجودات است. [[امام علی]]{{ع}} فرمود: «هرچه را [[واحد]] نامند اندک و تنهاست، جز او که یگانه است و بر همگان [[فرمانروا]]»<ref>{{متن حدیث|کُلُّ مُسَمّی بِالْوَحْدَةِ غَیْرَهُ قَلِیل}}؛ ‏نهج البلاغه، خطبه ۶۵. </ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۱؛ رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۱۹.</ref>
# [[توحید صفاتی]]: مراد از "[[توحید صفاتی]]" آن است که [[صفات خداوند]] عین ذات اوست. [[صفات]] [[اثبات]] شده برای [[خدا]]، کثرت بردار نیست بدین معنی که [[علم]] و [[قدرت]] و [[حیات]] و دیگر [[صفات خدا]] همه عبارت از ذات است و از این‌رو ذات او مرکب نبوده و بسیط صرف است؛ او وجود یگانه و یگانه وجودِ عالم است. از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}}[[توحید]]، کمالی دارد که هرکسی به آن کمال نمی‌رسد. ایشان می‌فرماید: «درست [[باور]] داشتن او یگانه انگاشتن اوست و یگانه انگاشتن، او را به سزا [[اطاعت]] کردن و به سزا [[اطاعت]] کردن او، صفت‌ها را از او زدودن»<ref>{{متن حدیث|کَمَالُ التَّصْدِیقِ بِهِ تَوْحِیدُهُ وَ کَمَالُ تَوْحِیدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ کَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْیُ الصِّفَاتِ عَنْه‏}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۲۰؛ رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ – ۱۱۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۱۹.</ref>
# [[توحید افعالی]]: مراد از "[[توحید افعالی]]" آن است که هیچ چیزی به جز از او در عالم وجود مؤثّر نیست و تمامی تأثیرها تنها از آن [[خداوند]] است. عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به [[خدا]] منسوب‌اند و أفعال و تأثیراتی که به دیگران نسبت داده می‌شوند، در [[حقیقت]] از [[خدا]] و [[اراده]] او صادر شده‌اند و بنابر قول مشهورِ {{عربی|لا مؤثّر فی‏ الوجود إلّا اللّه‏‏‏‏‏}}. در دایره هستی کسی جز [[خدا]] اثرگذار نیست که خود به صورت‌های گوناگون تجلّی می‌یابد و عمده آنها عبارت‌اند از: [[توحید در خالقیت]]؛ [[توحید در مالکیت]]؛ [[توحید در حاکمیت]]؛ [[توحید در ربوبیت]]؛ [[توحید در ولایت]]؛[[توحید]] در رازقیت؛ [[توحید در شفاعت]]؛ [[توحید در استعانت]]؛ [[توحید در محبت]] و [[توحید]] در [[خوف و رجاء]]<ref>ر.ک: شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص ۳۲۹ تا ۳۶۹؛ رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۲۱.</ref>.
# [[توحید عبادی]]: یعنی هیچ موجودی جز [[خداوند]]، [[شایستگی]] پرستیده شدن را ندارد. این سخن همان معنی عبارت {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} است که [[انسان]] تنها [[خدا]] را شایستۀ [[پرستش]] می‌‌داند<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۲۰؛ رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۹۹-۲۰۰.</ref>.
==[[توحید در قرآن]]==
*واژه "[[توحید]]" و مشتقات آن در [[قرآن]] به کار نرفته است. [[قرآن]] از [[یگانگی خدا]] با تعابیری نظیر {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}، {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}<ref>«و خدای شما خدایی یگانه است» سوره بقره، آیه ۱۶۳.</ref>و {{متن قرآن|إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ}}<ref> سوره انعام، آیه ۱۹.</ref> یاد کرده است. [[قرآن کریم]] از آنجا که [[کتاب هدایت]] است: {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ}}<ref>«(روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستاده‌اند؛ به  رهنمودی برای مردم و برهان‌هایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل» سوره بقره، آیه ۱۸۵.</ref> و [[انسان‌ها]] را به استوارترین طریقه، یعنی کلمۀ [[توحید]]، [[ایمان به خدا]] و [[پیامبران]] و [[اطاعت]] از او [[هدایت]] می‌کند: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}<ref>«بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> در جای جای آن به نوعی سخن از [[اثبات]] [[توحید]] و نفی [[شرک]] است تا حدّی که برخی غرض نهایی عموم [[آیات قرآن]] را [[اثبات]] [[توحید]] دانسته‌اند، زیرا اصل [[اعتقاد]] به وجود خدای [[خالق]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] امری [[بدیهی]] و [[فطری]] است و به [[اثبات]] نیازی ندارد، از این رو [[عنایت]] ویژۀ [[قرآن]] به [[اثبات]] [[صفات خدا]] و در رأس آنها بارزترین صفت، یعنی [[وحدت]]، معطوف است<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref>.
*[[قرآن]] در [[آیات]] بسیاری به [[بیان]] ابعاد مختلف [[توحید]] پرداخته است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
# [[توحید ذاتی]] به معنای [[یگانگی]]، [[واحد]] بودن و ثانی نداشتن: {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref>«او خداوند یگانه دادفرماست» سوره زمر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ}}<ref>«و نه هیچ کس او را همانند است» سوره اخلاص، آیه ۴.</ref> و [[توحید ذاتی]] به معنای أحدیت، یکتایی، بساطت و جزء نداشتن: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ}}<ref>«بگو او  خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.</ref>.
# [[توحید صفاتی]]: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>.
# [[توحید افعالی]] با همه جلوه‌هایش یعنی:
## [[توحید در خالقیت]]: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«و اوست آن کس که آسمان‌ها و زمین را به درستی آفرید» سوره انعام، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است» سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>؛
## [[توحید در ربوبیت]]: {{متن قرآن|قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«بگو: آیا جز خداوند پروردگاری بجویم حال آنکه او پروردگار هر چیز است» سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و سپاس خداوند پروردگار جهانیان را» سوره انعام، آیه ۴۵.</ref>.
## [[توحید در حاکمیت]]: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و اوست خداوند، هیچ خدایی جز او نیست، سپاس او راست در جهان نخستین و بازپسین و فرمان او راست و به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره قصص، آیه ۷۰.</ref>.
## [[توحید در مالکیت]]: {{متن قرآن|أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«آیا ندانسته‌ای فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و جز خداوند یار و یاوری ندارید؟» سوره بقره، آیه ۱۰۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«از آن خداست فرمانروايى آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست و بازگشت همه به اوست.» سوره مائده، آیه ۱۸.</ref>.
## [[توحید]] در رازقیت: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می‌رساند» سوره یونس، آیه ۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا}}<ref>«و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر که روزی‌اش بر خداوند است» سوره هود، آیه ۶.</ref>؛
## [[توحید در ولایت]]: {{متن قرآن|أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«آیا ندانسته‌ای فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و جز خداوند یار و یاوری ندارید؟» سوره بقره، آیه ۱۰۷.</ref>؛ {{متن قرآن|لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ}}<ref>«در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته نمی شود» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>.
## [[توحید در شفاعت]]: {{متن قرآن|مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}}<ref>«کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>؛ {{متن قرآن|لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ}}<ref>«جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند» سوره انعام، آیه ۵۱.</ref>.<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref>
# [[توحید عملی]] با صورت‌ها و وجوهش یعنی:
## [[توحید در عبادت]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا}}<ref>«بگو: اى اهل كتاب، بياييد از آن كلمه ‏اى كه پذيرفته ما و شماست پيروى كنيم: آنكه جز خداى را نپرستيم و هيچ چيز را شريك او نسازي» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>؛
## [[توحید در حمد]]: {{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان» سوره جاثیه، آیه ۳۶.</ref>.
## [[توحید در دعا]]: {{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ}}<ref>«و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی می‌رساند و نه زیانی» سوره یونس، آیه ۱۰۶.</ref>.
## [[توحید در استعانت]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>.
## [[توحید در اطاعت]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref>«و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>.<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ ـ ۱۱۵.</ref>
==[[فطری]] بودن [[توحید]]==
*[[توحید]] ریشه در [[فطرت انسان‌ها]] دارد. [[اعتقاد]] یا [[رفتار]] غیرتوحیدی نشانۀ [[انحراف]] از [[فطرت]] و ناشی از عوامل [[روانی]]، محیطی، جغرافیایی و [[تاریخی]] است. [[زراره]] می‌‌گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین  روی (دل) را برای این دین راست بدار!  بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> سؤال نمودم. ایشان فرمودند: «[[خداوند]] در [[فطرت]] آنان [[علم]] به اینکه او پروردگارشان است را قرار داد، و اگر چنین نکرده بود، چون از آنان سؤال می‌‌شد که چه کسی [[پروردگار]] آنان است و چه کسی به آنان [[رزق]] می‌‌دهد، هیچ جوابی برای این سؤال نداشتند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ فَطَرَهُمْ عَلَی مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُّهُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَعْلَمُوا إِذَا سُئِلُوا مَنْ رَبُّهُمْ وَ لَا مَنْ رَازِقُهُمْ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref>. همچنین دربارۀ معنای آیۀ {{متن قرآن|حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ}}<ref>«پاک آیینان برای خداوند باشید، نه شرک‌ورزان به او» سوره حج، آیه ۳۱.</ref> سؤال کرد، [[حضرت]] فرمودند: «مراد، فطرتی است که [[مردم]] بر اساس آن [[آفریده]] شده‌اند. [[خداوند]] [[مردمان]] را بر اساس [[شناخت]] خود [[آفریده]] است»<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} مِنْ قَوْلِ اللَّهِ حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ مَا الْحَنِیفِیَّةُ؟ قَالَ هِیَ الْفِطْرَةُ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها فَطَرَ اللَّهُ الْخَلْقَ عَلَی مَعْرِفَتِهِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref>.
*[[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‌فرمایند: «هر طفلی برپایه [[فطرت]] و به همراه آن به [[دنیا]] می‌‌آید، یعنی برپایه [[شناخت خداوند]] به اینکه او [[خالق]] اوست؛ این [[آیه]] نیز اشاره به همین مطلب دارد: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ»<ref>سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>.<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ یَعْنِی عَلَی الْمَعْرِفَةِ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} نیز درباره آیۀ {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> فرمودند: «منظور از این [[فطرت]]، [[توحید]] است»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ! فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا قَالَ: التَّوْحِیدُ}}؛ بحار الأنوار، ج ۳، ص ۲۷۷.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۱، ص ۳۴۱-۳۴۲؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۱۸.</ref>
==رهاوردهای [[توحید]]==
*[[توحید]] خاستگاه همه [[فضایل]] و رهآوردهای مثبت [[علمی]] و عملی و [[شرک]]، ریشه همۀ [[رذایل]]، [[فسادها]] و تباهی‌هاست و همان گونه که [[شرک]]، ظلمی بس بزرگ است: {{متن قرآن|إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ}}<ref>«شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.</ref> و بنیان خوبی و [[فضیلت]] را ویران می‌‌کند، [[توحید]] عدلی است [[عظیم]] که بر پایۀ آن [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[جامعۀ انسانی]] سامان می‌یابند. [[قرآن کریم]] از [[باب]] [[تشبیه]] معقول به محسوس، [[حقیقت توحید]] را به درختی [[پاک]] [[تمثیل]] کرده است که ریشۀ آن به ژرفای [[زمین]] رفته و ساقه و شاخه‌هایش سر به فلک کشیده و هر دم میوه‌ای مناسب می‌دهد و [[آدمیان]] را بهره‌مند می‌سازد: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«آیا درنیافته‌ای  که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد. به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند.» سوره ابراهیم، آیه ۲۴ ـ ۲۵</ref>، [[توحید]] نیز [[حقیقت]] خلل ناپذیری است که اگر فهمیده شود در اعماق [[قلب]] ریشه می‌‌دواند و شاخه‌های خویش را به صورت [[فضایل]] خُلقی و [[اعمال صالح]] می‌‌گستراند و [[زندگی فردی]]، [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] را [[نظم]] بخشیده، در نهایت به [[سعادت ابدی]] می‌انجامد، زیرا صورت [[علمی]] و [[اعتقادی]] و عملی هیچ [[دانش]] و فنی مانند [[اعتقاد]] به اصول [[توحید]] و [[ایمان]] نیست که حقیقتی ثابت و پرثمر داشته باشد و رایحه‌اش در جامعۀ [[اسلامی]] و [[جهان]] انتشار یابد. [[اعتقاد]] به ارکان [[توحید]] والاترین کمال و [[فضیلت]] از [[کمالات]] و [[فضایل]] [[نفسانی]] و درخشان‌ترین صفات اکتسابی است و انسان را با ساحت کبریایی آشنا می‌سازد و او را با [[پروردگار]] و [[عظمت]] و کبریایی او پیوند می‌دهد و در نتیجه صفات [[آدمی]] به صفات [[قدس]] ربوبی تشبّه می‌یابند<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
*رهاوردهای [[توحید]] همواره و برای همگان یکسان نیستند و با توجّه به انواع و مراتب [[توحید]] و استعداد موحّدان، گوناگون می‌گردند و هرکس به [[قدر]] مرتبه و استعداد خویش از [[برکات]] آنها بهره‌مند می‌شود. [[قرآن کریم]] به بسیاری از این رهاوردها اشاره کرده است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
# [[تقوی]] و [[اطاعت الهی]]: [[نظام توحیدی]] ما را مکلّف می‌کند نه فقط در [[عبادات]] خویش تنها او را [[پرستش]] کنیم، بلکه در [[اطاعت]] هم تنها از او [[اطاعت]] کنیم و از هر اطاعتی جز [[اطاعت]] او بپرهیزیم. [[نظام توحیدی]] از ما [[تقوا]] می‌طلبد؛ تقوایی که محصول [[شناخت]] [[ذات خداوند]] است. [[امام علی]]{{ع}} فرمود: «بترسید از خدایی که شما را از موعظت خود بهره‌مند ساخت و با فرستادن پیامبرانش [[پند]] داد و با [[نعمت]] خود، رشتۀ [[منت]] بر گردنتان انداخت. پس خود را با [[پرستش]] او [[خوار]] دارید و [[حق]] اطاعتش را بگزارید»<ref>{{متن حدیث|فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی نَفَعَکُمْ بِمَوْعِظَتِهِ وَ وَعَظَکُمْ بِرِسَالَتِهِ وَ امْتَنَّ عَلَیْکُمْ بِنِعْمَتِهِ فَعَبِّدُوا أَنْفُسَکُمْ لِعِبَادَتِهِ وَ اخْرُجُوا إِلَیْهِ مِنْ حَقِّ طَاعَتِه}}؛‏ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸</ref>.<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲۰.</ref>
#رهایی از [[پریشانی]] و تشویش: بنابر آموزه‌های [[قرآنی]]، [[انسان]] موحّد مانند کسی است که [[تسلیم]] [[فرمان]] یک نفر است که [[مهربان]] بوده، وی را به [[تکالیف]] طاقت‌فرسا وانمی دارد و [[مشرک]] مانند شخصی است که ارباب گوناگونی دارد که همه مخالف یکدیگرند و هر یک از آنها او را به کارهای سخت می‌گمارد: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«خداوند به مردی (برده) مثل می‌زند که چند ارباب ناسازگار  در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره زمر، آیه ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>
# [[توکل]] و [[اعتماد]] به [[خدا]]: هنگامی که اسباب ظاهری به [[موحدان]] پشت می‌کند و همۀ درها را بر روی خویش بسته می‌بینند، [[امید]] خود را از دست نمی‌دهند و به خدای یگانه [[اعتماد]] می‌کنند که بر همۀ موجودات و سراسر هستی "[[عرش]]"[[سلطه]] دارد.[[توکل]] از لوازم و آثار [[توحید افعالی]] است، زیرا وقتی [[انسان]] [[یقین]] کند [[تدبیر امور]] و حوادث [[جهان]] به ارادۀ [[پروردگار]] است و هیچ موجودی در [[شئون]] و آثار خود مستقل نیست، زمام امور خویش را به دست [[خدا]] می‌سپرد و در عین جدّیت و تلاش، بر [[نیروی غیبی]] [[اعتماد]] می‌کند و [[صلاح]] خود را از [[پروردگار]] می‌خواهد، از این رو [[خداوند]] به [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>
# [[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]: بر اساس [[توحید افعالی]] هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به [[اذن]] [[خدا]]. [[قرآن کریم]] به این [[حقیقت]] تصریح و سپس تأکید می‌کند که هرکس به [[خدا]] [[ایمان]] دارد، [[خداوند]] [[قلب]] او را [[هدایت]] می‌کند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمی‌رسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی می‌کند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref>. این مژده‌ای است به اهل [[ایمان]] که هرکس به اصول [[توحید]]، به ویژه [[توحید افعالی]] [[معتقد]] باشد [[پروردگار]] [[قلب]] او را [[هدایت]] می‌کند و هنگام ورود [[مصیبت‌ها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او [[صبر]] می‌دهد. وقتی [[انسان]] [[ایمان]] می‌آورد که [[مصائب]] به [[اذن]] خدایند و درمی یابد [[صلاح]] او در چیزی است که برایش پیش می‌آید، در [[پیشامدهای ناگوار]] [[بی‌تابی]] نمی‌کند و به [[قضای الهی]] [[رضا]] می‌دهد و [[خدا]] نیز او را به [[مقام]] [[رضا]] و [[تسلیم]] راه می‌نماید<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
#دفع و رفع [[بدی‌ها]]:[[توحید]] حسنه‌ای است که همه [[بدی‌ها]] و پلیدی‌ها را دفع می‌کند و اگر [[بدی]] و [[پلیدی]] [[فرصت]] بروز یابد، با وجود [[توحید]] از میان می‌رود، زیرا اساس کژی‌های [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] [[انسان]] [[ظلمت]] [[شرک]] است که با [[نور]] [[توحید]] از صحنۀ [[زندگی]] محو می‌گردد. [[قرآن کریم]] گروهی از [[اهل کتاب]] را که به [[اسلام]] گرویدند، می‌ستاید و می‌فرماید: اینان [[بدی]] را با [[نیکی]] دفع می‌کنند: {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}}<ref>«بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref>.<ref>ر.ک: رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>


==منابع==
==منابع==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش