جز
جایگزینی متن - 'دین مسیحیت' به 'دین مسیحیت'
جز (جایگزینی متن - ']]' به ' [[') |
جز (جایگزینی متن - 'دین مسیحیت' به 'دین مسیحیت') |
||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
#"[[پلورالیسم]]" یا "[[تکثرگرایی]]" به این معناست که [[ادیان]] مختلف میتوانند بهصورت نسبی، از [[حقانیت]] بهرهمند باشند. در مباحث پیشرو، بیشتر درباره آن صحبت خواهد شد. | #"[[پلورالیسم]]" یا "[[تکثرگرایی]]" به این معناست که [[ادیان]] مختلف میتوانند بهصورت نسبی، از [[حقانیت]] بهرهمند باشند. در مباحث پیشرو، بیشتر درباره آن صحبت خواهد شد. | ||
#وجه مقابل آن، دیدگاه [[انحصارگرایی]] است که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و [[برگزیده الهی]] میداند و آن، [[دینی]] است که دارای سه ویژگی [[صدق]]، [[حق]] و [[نجات]] باشد. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]] [[دین]] خود [[باور]] دارند. [[مسیحیان]]، به خصوص مبتنی بر [[کتاب مقدس]] این دیدگاه را ارائه میدهند؛ آنجاکه از زبان [[حضرت مسیح]] گفته میشود: من راه [[راستی]] و حیات هستم؛ هیچکس نزد [[پدر]]، جز بهوسیله من نمیآید... اگر مرا میشناختید، [[پدر]] مرا نیز میشناختید... کسی که مرا دید، [[پدر]] را دیده است... آیا [[باور]] نمیکنید که من در [[پدر]] هستم و [[پدر]] در من است؟!<ref>یوحنا، ۱۴، ۱۰ - ۶.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۳.</ref>. | #وجه مقابل آن، دیدگاه [[انحصارگرایی]] است که تنها یک [[دین]] را مصداق [[دین کامل]] و [[برگزیده الهی]] میداند و آن، [[دینی]] است که دارای سه ویژگی [[صدق]]، [[حق]] و [[نجات]] باشد. تقریباً همه [[ادیان]] بر [[انحصارگرایی]] [[دین]] خود [[باور]] دارند. [[مسیحیان]]، به خصوص مبتنی بر [[کتاب مقدس]] این دیدگاه را ارائه میدهند؛ آنجاکه از زبان [[حضرت مسیح]] گفته میشود: من راه [[راستی]] و حیات هستم؛ هیچکس نزد [[پدر]]، جز بهوسیله من نمیآید... اگر مرا میشناختید، [[پدر]] مرا نیز میشناختید... کسی که مرا دید، [[پدر]] را دیده است... آیا [[باور]] نمیکنید که من در [[پدر]] هستم و [[پدر]] در من است؟!<ref>یوحنا، ۱۴، ۱۰ - ۶.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۰۳.</ref>. | ||
#دیدگاه سومی که شاید با نگاه میانه و درعینحال [[برتر]] ماندن [[دین | #دیدگاه سومی که شاید با نگاه میانه و درعینحال [[برتر]] ماندن [[دین مسیحیت]]، از سوی برخی [[اندیشمندان]] غربی ارائه شد، [[نظریه ]]"شمولگرایی" است. | ||
*[[کارل رانر]] که این نظریه به او منسوب است، با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، تنها [[دین حق]] را [[مسیحیت]] به حساب میآورد؛ اما دیگر [[ادیان]]، در عین اینکه مصداق [[دین حق]] نیستند، [[پیروان]] آنها میتوانند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرهمند باشند. | *[[کارل رانر]] که این نظریه به او منسوب است، با تفکیک میان [[حقانیت]] و [[نجات]]، تنها [[دین حق]] را [[مسیحیت]] به حساب میآورد؛ اما دیگر [[ادیان]]، در عین اینکه مصداق [[دین حق]] نیستند، [[پیروان]] آنها میتوانند از [[نجات]] و [[رستگاری]] بهرهمند باشند. | ||
*در [[حقیقت]]، همه [[انسانها]] به هر [[دینی]] که [[باور]] داشته باشند، چون رسماً به [[مسیحیت]] [[معتقد]] نیستند، مسیحیانی بینام و نشان و مانند اعضای افتخاری یک سازمان بوده که مورد [[لطف]] کریمانه [[خدا]]، با [[عنایت]] [[حضرت مسیح]] قرار میگیرند؛ تا جایی که گفته شده کسانی که قبل از [[حضرت مسیح]] زیست میکرده، یا [[غسل]] تعمید نکردهاند، در درجهای از [[بهشت]] به نام "لیمبو"<ref>شبیه همان چیزی که در روایات ما به آن «اعراف» گفته میشود که فرزندان کفار در قیامت یا در آن یا در بهشت جای میگیرند، (مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۶) که نه سختی جهنم و نه آسایش بهشت را داراست.</ref> وارد خواهند شد که نه تنعمات [[بهشت]] را داراست و نه عذابهای [[جهنم]] را<ref>الیاده، دینپژوهی، دفتر دوم، ص۳۴۱؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۸.</ref>. | *در [[حقیقت]]، همه [[انسانها]] به هر [[دینی]] که [[باور]] داشته باشند، چون رسماً به [[مسیحیت]] [[معتقد]] نیستند، مسیحیانی بینام و نشان و مانند اعضای افتخاری یک سازمان بوده که مورد [[لطف]] کریمانه [[خدا]]، با [[عنایت]] [[حضرت مسیح]] قرار میگیرند؛ تا جایی که گفته شده کسانی که قبل از [[حضرت مسیح]] زیست میکرده، یا [[غسل]] تعمید نکردهاند، در درجهای از [[بهشت]] به نام "لیمبو"<ref>شبیه همان چیزی که در روایات ما به آن «اعراف» گفته میشود که فرزندان کفار در قیامت یا در آن یا در بهشت جای میگیرند، (مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۲۹۶) که نه سختی جهنم و نه آسایش بهشت را داراست.</ref> وارد خواهند شد که نه تنعمات [[بهشت]] را داراست و نه عذابهای [[جهنم]] را<ref>الیاده، دینپژوهی، دفتر دوم، ص۳۴۱؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱۸.</ref>. | ||