تفکر در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'متعالی' به 'متعال'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'متعالی' به 'متعال') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
==اهمیت و [[جایگاه]] [[تفکر]]== | ==اهمیت و [[جایگاه]] [[تفکر]]== | ||
*بیشک [[حیات انسانی]] حیاتی [[فکری]] است و آن با ادراکی سامان مییابد که [[فکر]] نامیده میشود. لازمه این سخن آن است که [[فکر]] هرچه صحیحتر و تامتر باشد [[حیات]] و [[زندگی]] استوارتر خواهد بود، بنابراین [[زندگی]] [[استوار]] [[انسانی]]، با [[فکر]] [[استوار]] رابطه مستقیم دارد. این [[حقیقت]] را [[خداوند]] با راههای مختلف و اسلوبهای متنوع بیان کرده است؛ مانند آنجا که در تمثیلی، [[هدایت]] یافتگان را در برابر [[گمراهان]] قرار داده، میفرماید: آیا کسی که مرده [[دل]] بود و زندهاش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان [[مردم]] راه برود، همانند کسی است که گویی در تاریکیها گرفتار است و از آن بیرون شدنی نیست: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>. یا آنجا که دانایان را با نادانان برابر نمیداند: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref>، افزون بر این یادآور میشود که آنچه به آن [[دعوت]] و [[هدایت]] میکند راهی است از راههای [[فکری]]، چون [[قرآن]] را دعوتکننده به [[بهترین]] [[ملّت]] یا [[سنّت]] یا طریقه دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}<ref>«بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> و به هر حال آن طریقه و [[سنت]]، صراطی است حیاتی که استوارتر بودن آن متوقف بر این است که طریق [[فکر]] در آن استوارتر باشد؛ همچنین به [[صراط مستقیم]] و راه روشنی [[هدایت]] میکند که نه مخالف با [[حق]] بوده و نه برخی اجزای آن، مخالف با برخی دیگر است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. | *بیشک [[حیات انسانی]] حیاتی [[فکری]] است و آن با ادراکی سامان مییابد که [[فکر]] نامیده میشود. لازمه این سخن آن است که [[فکر]] هرچه صحیحتر و تامتر باشد [[حیات]] و [[زندگی]] استوارتر خواهد بود، بنابراین [[زندگی]] [[استوار]] [[انسانی]]، با [[فکر]] [[استوار]] رابطه مستقیم دارد. این [[حقیقت]] را [[خداوند]] با راههای مختلف و اسلوبهای متنوع بیان کرده است؛ مانند آنجا که در تمثیلی، [[هدایت]] یافتگان را در برابر [[گمراهان]] قرار داده، میفرماید: آیا کسی که مرده [[دل]] بود و زندهاش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان [[مردم]] راه برود، همانند کسی است که گویی در تاریکیها گرفتار است و از آن بیرون شدنی نیست: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>. یا آنجا که دانایان را با نادانان برابر نمیداند: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref>، افزون بر این یادآور میشود که آنچه به آن [[دعوت]] و [[هدایت]] میکند راهی است از راههای [[فکری]]، چون [[قرآن]] را دعوتکننده به [[بهترین]] [[ملّت]] یا [[سنّت]] یا طریقه دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}<ref>«بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> و به هر حال آن طریقه و [[سنت]]، صراطی است حیاتی که استوارتر بودن آن متوقف بر این است که طریق [[فکر]] در آن استوارتر باشد؛ همچنین به [[صراط مستقیم]] و راه روشنی [[هدایت]] میکند که نه مخالف با [[حق]] بوده و نه برخی اجزای آن، مخالف با برخی دیگر است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. | ||
*[[خداوند]] | *[[خداوند]] متعال در کتاب خویش حتی در یک [[آیه]] از [[بندگان]] نخواسته تا کورکورانه به او و آنچه از جانب اوست [[ایمان]] بیاورند، یا ندانسته در راهی قدم نهند<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>. [[خداوند سبحان]] حتی شرایعی را که برای [[بندگان]] [[جعل]] کرده -با اینکه [[عقل]] به تفاصیل ملاکات آنها راه ندارد- به اموری که به منزله [[استدلال]] است تعلیل کرده؛ مانند اینکه [[نماز]] را بازدارنده از [[فحشا]] و منکر: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...}}<ref>«نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است.».. سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>، [[روزه]] را مایه [[تقوا]]: {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref> و [[وضو]] را [[وسیله]] [[طهارت]] معرفی کرده است: {{متن قرآن|مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>. | ||
*این [[ادراک عقلی]] -یعنی طریقه [[فکر]] صحیح که [[قرآن کریم]] [[مردم]] را در تشخیص [[حق و باطل]]، [[خیر و شر]] و نفع و ضرر به آن ارجاع داده- همان چیزی است که [[انسان]] بر حسب [[فطرت]] خویش از آن [[آگاه]] است<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref> یا بهگفته برخی گاهی با [[تقلید]] و گاهی با ممارست و در [[پیامبران]] با [[نور الهی]] در اصل [[فطرت]] محقق میشود<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>. | *این [[ادراک عقلی]] -یعنی طریقه [[فکر]] صحیح که [[قرآن کریم]] [[مردم]] را در تشخیص [[حق و باطل]]، [[خیر و شر]] و نفع و ضرر به آن ارجاع داده- همان چیزی است که [[انسان]] بر حسب [[فطرت]] خویش از آن [[آگاه]] است<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref> یا بهگفته برخی گاهی با [[تقلید]] و گاهی با ممارست و در [[پیامبران]] با [[نور الهی]] در اصل [[فطرت]] محقق میشود<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>. | ||
*[[قرآن کریم]] به [[تفکر]] و [[تدبر]] بسیار اهمیت داده و شمار فراوانی از [[آیات]] برای [[ترغیب]] به آن آمدهاند، چنان که با جست و جو در [[آیات]] به دست میآید که [[خداوند]] بیش از ۳۰۰ مورد [[انسان]] را به [[تفکر]]، [[تذکر]] و [[تعقل]] [[دعوت]] کرده است<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>. افزون بر این در [[آیات]] بسیاری عدم [[تفکر]] و [[تعقل]] را [[توبیخ]] و ملامت کرده است: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بیگمان برای کسانی که پرهیزگاری میورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref> و برای آنان که در مسیر [[جهل]] و عدم [[تعقل]] گام برمیدارند و از [[سرمایه]] [[فکر]] و [[خرد]] خویش استفاده نمیکنند. [[رجس]] و [[پلیدی]] [[شک و تردید]] قرار داده است، آن چنان که به [[ایمان]] موفق نمیشوند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref><ref>نمونه، ج۸، ص۳۹۰.</ref>. | *[[قرآن کریم]] به [[تفکر]] و [[تدبر]] بسیار اهمیت داده و شمار فراوانی از [[آیات]] برای [[ترغیب]] به آن آمدهاند، چنان که با جست و جو در [[آیات]] به دست میآید که [[خداوند]] بیش از ۳۰۰ مورد [[انسان]] را به [[تفکر]]، [[تذکر]] و [[تعقل]] [[دعوت]] کرده است<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>. افزون بر این در [[آیات]] بسیاری عدم [[تفکر]] و [[تعقل]] را [[توبیخ]] و ملامت کرده است: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بیگمان برای کسانی که پرهیزگاری میورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref> و برای آنان که در مسیر [[جهل]] و عدم [[تعقل]] گام برمیدارند و از [[سرمایه]] [[فکر]] و [[خرد]] خویش استفاده نمیکنند. [[رجس]] و [[پلیدی]] [[شک و تردید]] قرار داده است، آن چنان که به [[ایمان]] موفق نمیشوند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را بر آنان که خرد نمیورزند برقرار میدارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref><ref>نمونه، ج۸، ص۳۹۰.</ref>. | ||