پرش به محتوا

وحی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ']]' به ' [['
جز (جایگزینی متن - 'رده:مدخل‌' به 'رده:مدخل')
جز (جایگزینی متن - ']]' به ' [[')
خط ۴۴: خط ۴۴:
#'''نظریه روشنفکرانه:''' از منظر برخی روشنفکران، تعبیراتی مانند [[وحی]] و [[نزول]] [[فرشته]] نوعی تعبیرات مجازی است، که با [[مردم]] عوام جز با این تعبیرات نمی‌شود صحبت کرد. این روشنفکران می‌‌گویند: [[پیغمبر]] نابغه‌ای [[اجتماعی]] و [[خیرخواه]] است. اوضاع [[جامعه]] خودش را که می‌‌بیند، می‌‌گوید: [[روح‌القدس]] که همان [[روح]] [[باطن]] خود اوست، به او [[الهام]] می‌‌کند. بنابراین، [[پیغمبر]] از [[باطن]] خود [[الهام]] می‌‌گیرد نه از جای دیگر. پس، [[وحی]] [[پیام]] و مطالبی است که از عمق [[اندیشه]] خود [[پیغمبر]] سرچشمه می‌‌گیرد و به سطح [[اندیشه]] او وارد می‌‌شود. [[سید احمد خان هندی]] که دارای تفسیری است با سبک خاصی تقریبا چنین نظریه‌ای دارد<ref>این دیدگاه همان چیزی است که امروزه تحت عنوان «نظریه تجربه دینی» با خاستگاه تفسیر کتاب مقدس مسیحیت مطرح و گسترده شد. در این رویکرد بدون نگاه به زبان و الفاظ وحی، پیامبر، تجربه مواجهه خود با خدا را تفسیر و به مردم ارائه می‌‌دهد.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۰.</ref>.
#'''نظریه روشنفکرانه:''' از منظر برخی روشنفکران، تعبیراتی مانند [[وحی]] و [[نزول]] [[فرشته]] نوعی تعبیرات مجازی است، که با [[مردم]] عوام جز با این تعبیرات نمی‌شود صحبت کرد. این روشنفکران می‌‌گویند: [[پیغمبر]] نابغه‌ای [[اجتماعی]] و [[خیرخواه]] است. اوضاع [[جامعه]] خودش را که می‌‌بیند، می‌‌گوید: [[روح‌القدس]] که همان [[روح]] [[باطن]] خود اوست، به او [[الهام]] می‌‌کند. بنابراین، [[پیغمبر]] از [[باطن]] خود [[الهام]] می‌‌گیرد نه از جای دیگر. پس، [[وحی]] [[پیام]] و مطالبی است که از عمق [[اندیشه]] خود [[پیغمبر]] سرچشمه می‌‌گیرد و به سطح [[اندیشه]] او وارد می‌‌شود. [[سید احمد خان هندی]] که دارای تفسیری است با سبک خاصی تقریبا چنین نظریه‌ای دارد<ref>این دیدگاه همان چیزی است که امروزه تحت عنوان «نظریه تجربه دینی» با خاستگاه تفسیر کتاب مقدس مسیحیت مطرح و گسترده شد. در این رویکرد بدون نگاه به زبان و الفاظ وحی، پیامبر، تجربه مواجهه خود با خدا را تفسیر و به مردم ارائه می‌‌دهد.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۰.</ref>.
#نظریه [[حس]] [[باطنی]]: برای همه افراد [[بشر]]، غیر از [[عقل]] و [[حس]]، [[حس]] [[باطنی]] دیگری وجود دارد. این [[حس]] در بعضی افراد چنان [[قوی]] و مستعد است که دارنده آن با دنیای دیگر (دنیای خارج از وجود خودش) اتصال و ارتباط پیدا می‌‌کند. این استعداد به [[نص]] [[قرآن]]، به [[پیغمبران]] اختصاص ندارد. [[قرآن]] این‌گونه ارتباط و اتصال با [[جهان]] دیگر را به نحوی بسیار شدید و [[عالی]] برای غیر [[پیغمبران]]، مانند [[حضرت مریم]]{{س}} نیز بیان کرده است. اصطلاحاً به این افراد "[[محدِّث]]" می‌‌گویند. [[محدِّث]] یعنی کسانی که با آنها سخن گفته می‌‌شود. می‌‌توان گفت از مسلّمات [[اسلام]] است که غیر [[پیغمبران]] هم می‌‌توانند [[محدِّث]] باشند. همواره کسانی بوده‌اند که [[خداوند]] با آنها در فکرشان [[مناجات]] می‌‌کرده است. نمونه دیگری از این ارتباط، مطالبی است که در بعضی از خواب‌ها [[ظهور]] می‌‌کند؛ حتی [[فلاسفه]] هم این خواب‌ها را از همین باب ذکر کرده‌اند. در [[حدیث]] هم آمده است که [[رؤیای صادقه]] یک جزء از هفتاد جزء [[نبوت]] است.
#نظریه [[حس]] [[باطنی]]: برای همه افراد [[بشر]]، غیر از [[عقل]] و [[حس]]، [[حس]] [[باطنی]] دیگری وجود دارد. این [[حس]] در بعضی افراد چنان [[قوی]] و مستعد است که دارنده آن با دنیای دیگر (دنیای خارج از وجود خودش) اتصال و ارتباط پیدا می‌‌کند. این استعداد به [[نص]] [[قرآن]]، به [[پیغمبران]] اختصاص ندارد. [[قرآن]] این‌گونه ارتباط و اتصال با [[جهان]] دیگر را به نحوی بسیار شدید و [[عالی]] برای غیر [[پیغمبران]]، مانند [[حضرت مریم]]{{س}} نیز بیان کرده است. اصطلاحاً به این افراد "[[محدِّث]]" می‌‌گویند. [[محدِّث]] یعنی کسانی که با آنها سخن گفته می‌‌شود. می‌‌توان گفت از مسلّمات [[اسلام]] است که غیر [[پیغمبران]] هم می‌‌توانند [[محدِّث]] باشند. همواره کسانی بوده‌اند که [[خداوند]] با آنها در فکرشان [[مناجات]] می‌‌کرده است. نمونه دیگری از این ارتباط، مطالبی است که در بعضی از خواب‌ها [[ظهور]] می‌‌کند؛ حتی [[فلاسفه]] هم این خواب‌ها را از همین باب ذکر کرده‌اند. در [[حدیث]] هم آمده است که [[رؤیای صادقه]] یک جزء از هفتاد جزء [[نبوت]] است.
#[[نظریه ]][[حکمای اسلامی]]: اینان می‌‌گویند: [[روح]] ما دارای دو وجهه است: یک وجهه آن، همین وجهه [[طبیعت]] است. [[علوم]] معمولی‌ای که [[بشر]] از راه حواس می‌‌گیرد. ولی [[روح]] [[انسان]] دارای وجهه دیگری نیز می‌‌باشد که آن وجهه با همان [[جهان]] مابعدالطبیعه سنخیت می‌‌یابد. به هر نسبت که [[روح]] در آن وجهه ترقی کند، می‌‌تواند با ماورای [[طبیعت]] تماس‌های بیشتری داشته باشد.
#[[نظریه ]] [[حکمای اسلامی]]: اینان می‌‌گویند: [[روح]] ما دارای دو وجهه است: یک وجهه آن، همین وجهه [[طبیعت]] است. [[علوم]] معمولی‌ای که [[بشر]] از راه حواس می‌‌گیرد. ولی [[روح]] [[انسان]] دارای وجهه دیگری نیز می‌‌باشد که آن وجهه با همان [[جهان]] مابعدالطبیعه سنخیت می‌‌یابد. به هر نسبت که [[روح]] در آن وجهه ترقی کند، می‌‌تواند با ماورای [[طبیعت]] تماس‌های بیشتری داشته باشد.
*در باب [[وحی]]، ابتدا [[روح]] [[پیغمبر]] [[صعود]] می‌‌کند و میان او و حقایقی که در [[جهان]] دیگر وجود دارد، تلاقی صورت می‌‌گیرد. [[روح]] [[پیغمبر]] با استعداد خاصی که داراست، حقایق را در عالم معقولیت و کلیت می‌‌گیرد. این حقایق از آنجا [[نزول]] می‌‌کند و به مشاعر [[پیغمبر]] پایین می‌‌آید و [[لباس]] محسوسیت می‌‌پوشد، معنای [[نزول وحی]] همین است. به این طریق هر سه جنبه "درونی بودن"، "بیرونی بودن" و "[[الهی بودن وحی]]" توجیه می‌‌شود.
*در باب [[وحی]]، ابتدا [[روح]] [[پیغمبر]] [[صعود]] می‌‌کند و میان او و حقایقی که در [[جهان]] دیگر وجود دارد، تلاقی صورت می‌‌گیرد. [[روح]] [[پیغمبر]] با استعداد خاصی که داراست، حقایق را در عالم معقولیت و کلیت می‌‌گیرد. این حقایق از آنجا [[نزول]] می‌‌کند و به مشاعر [[پیغمبر]] پایین می‌‌آید و [[لباس]] محسوسیت می‌‌پوشد، معنای [[نزول وحی]] همین است. به این طریق هر سه جنبه "درونی بودن"، "بیرونی بودن" و "[[الهی بودن وحی]]" توجیه می‌‌شود.
*به نظر [[استاد مطهری]]، این فرضیه [[بهترین]] فرضیه‌ای است که [[حکمای اسلامی]] گفته‌اند<ref>مطهری، نبوت، ص۲۵ - ۲۰، ۷۷ - ۷۲، ۸۶ - ۸۵ و ۱۳۸؛ همو، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۳، ص۹ - ۸؛ همو، ختم نبوت، ص۸ - ۷؛ همو، فلسفه اخلاقی، ص۱۳۰.</ref>. درباره رابطه [[وحی]] و [[تجربه دینی]] [[رجوع]] شود به اصطلاح [[تجربه دینی]]<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۱.</ref>.
*به نظر [[استاد مطهری]]، این فرضیه [[بهترین]] فرضیه‌ای است که [[حکمای اسلامی]] گفته‌اند<ref>مطهری، نبوت، ص۲۵ - ۲۰، ۷۷ - ۷۲، ۸۶ - ۸۵ و ۱۳۸؛ همو، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ج۳، ص۹ - ۸؛ همو، ختم نبوت، ص۸ - ۷؛ همو، فلسفه اخلاقی، ص۱۳۰.</ref>. درباره رابطه [[وحی]] و [[تجربه دینی]] [[رجوع]] شود به اصطلاح [[تجربه دینی]]<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۹۱.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش