پرش به محتوا

بحث:حدیث ثقلین چگونه دلالت بر وجود امام مهدی دارد؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی'
جز (جایگزینی متن - 'امامی' به 'امامی')
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی')
 
خط ۸: خط ۸:
==دلالت‌های [[حدیث ثقلین]] بر [[وجود امام مهدی]]{{ع}}==
==دلالت‌های [[حدیث ثقلین]] بر [[وجود امام مهدی]]{{ع}}==
*[[حدیث ثقلین]] از طرق مختلف دلالت بر [[وجود امام مهدی]]{{ع}} دارد مانند:
*[[حدیث ثقلین]] از طرق مختلف دلالت بر [[وجود امام مهدی]]{{ع}} دارد مانند:
#[[باقی]] گذاشتن [[پیامبر]]{{صل}} پس از خود دو [[جانشین]] را برای [[هدایت]] [[امت]] و مشخص کردن [[هویت]] و مصداق [[عترت]]: [[حدیث شریف]] به روشنی [[هویت]] ثقل دوم را با [[کلام]] رسای [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} که فرمودند: «[[عترت]] و [[اهل بیت]] من» مشخص نموده ‌است؛ زیرا [[عترت]] چنانکه [[دانشمندان]] [[علم]] لغت گفته‌اند به معنای [[نسل]] [[انسان]] است و یا [[عترت]] یعنی پسر یک مرد و ذریه و [[نسل]] او از صلب او و [[عرب]] غیر از این معنای دیگری برای لفظ [[عترت]] نمی‌شناسد<ref>ر.ک: فیومی، مصباح المنیر، ص۳۹۱، مادۀ ۱۷.</ref>.<ref>ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref> در مورد مصداق‌‌های [[اهل بیت]]{{ع}}، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[احادیث]] و سیرۀ مکرر‌‌شان آن را [[بیان]] کرده‌اند، به‌ عنوان مثال [[پیامبر]]{{صل}} ۶ [[ماه]] هر روز بر در [[خانه]] [[فاطمه]]{{س}} می‌‌ایستاد و این جملات را بر زبان می‌آورد: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت  هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: حسنی، سید نذیر، مصلح کل، ص۳۹.</ref> بنابراین افرادی از ذریۀ [[حضرت]] که به درجۀ [[عصمت]] نرسیده باشند از مصداق ثقل دوم خارج می‌شوند و همچنین در [[حدیث]] مشهور "کساء" به اینکه [[اهل بیت]] آن [[حضرت]] تنها این چند تن هستند اشاره شده و آنچه در همۀ این [[روایات]] ثابت و [[مسلم]] است این است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[علی]]{{ع}} را در مصداق [[اهل بیت]] داخل نموده است و واقعیت [[تاریخ]] نیز بعد از [[رسول خدا]]{{صل}}، پیدا شدن شرط [[عصمت]] در [[امام علی]] و یازده [[امام]] از [[اولاد]] آن [[حضرت]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} یعنی از ذریه آن [[حضرت]] دانسته است؛ البته اینکه [[اولاد]] [[امام علی]]{{ع}} و [[حضرت]] [[فاطمه]]{{س}} از ذریۀ [[رسول خدا]] و [[نسل]] او به حساب‌‌آیند امری بی‌‌سابقه نیست و [[پیامبر خدا]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیز در [[قرآن]] از جهت [[مادر]] به عنوان ذریۀ [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} شمرده شده است<ref>ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref>.
#باقی گذاشتن [[پیامبر]]{{صل}} پس از خود دو [[جانشین]] را برای [[هدایت]] [[امت]] و مشخص کردن [[هویت]] و مصداق [[عترت]]: [[حدیث شریف]] به روشنی [[هویت]] ثقل دوم را با [[کلام]] رسای [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} که فرمودند: «[[عترت]] و [[اهل بیت]] من» مشخص نموده ‌است؛ زیرا [[عترت]] چنانکه [[دانشمندان]] [[علم]] لغت گفته‌اند به معنای [[نسل]] [[انسان]] است و یا [[عترت]] یعنی پسر یک مرد و ذریه و [[نسل]] او از صلب او و [[عرب]] غیر از این معنای دیگری برای لفظ [[عترت]] نمی‌شناسد<ref>ر.ک: فیومی، مصباح المنیر، ص۳۹۱، مادۀ ۱۷.</ref>.<ref>ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref> در مورد مصداق‌‌های [[اهل بیت]]{{ع}}، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[احادیث]] و سیرۀ مکرر‌‌شان آن را [[بیان]] کرده‌اند، به‌ عنوان مثال [[پیامبر]]{{صل}} ۶ [[ماه]] هر روز بر در [[خانه]] [[فاطمه]]{{س}} می‌‌ایستاد و این جملات را بر زبان می‌آورد: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت  هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.<ref>ر.ک: حسنی، سید نذیر، مصلح کل، ص۳۹.</ref> بنابراین افرادی از ذریۀ [[حضرت]] که به درجۀ [[عصمت]] نرسیده باشند از مصداق ثقل دوم خارج می‌شوند و همچنین در [[حدیث]] مشهور "کساء" به اینکه [[اهل بیت]] آن [[حضرت]] تنها این چند تن هستند اشاره شده و آنچه در همۀ این [[روایات]] ثابت و [[مسلم]] است این است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[علی]]{{ع}} را در مصداق [[اهل بیت]] داخل نموده است و واقعیت [[تاریخ]] نیز بعد از [[رسول خدا]]{{صل}}، پیدا شدن شرط [[عصمت]] در [[امام علی]] و یازده [[امام]] از [[اولاد]] آن [[حضرت]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} یعنی از ذریه آن [[حضرت]] دانسته است؛ البته اینکه [[اولاد]] [[امام علی]]{{ع}} و [[حضرت]] [[فاطمه]]{{س}} از ذریۀ [[رسول خدا]] و [[نسل]] او به حساب‌‌آیند امری بی‌‌سابقه نیست و [[پیامبر خدا]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیز در [[قرآن]] از جهت [[مادر]] به عنوان ذریۀ [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} شمرده شده است<ref>ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref>.
#مطلق بودن امر [[تمسک]] از نظر زمانی و [[باقی]] بودن هر دو [[جانشین]] تا [[قیامت]]<ref>ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲؛ بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت، ص۱۹ـ۲۱؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۳۰۷.</ref>: عبارت {{متن حدیث|لا یفرق بینهما}} [[دلیل]] بر این است که در هر جا و هر زمانی [[قرآن]] هست و مأمورٌ به و [[مرجع]]، حالا یا صورتاً یا واقعاً یا بعضاً یا تماماً، شارح [[قرآن]] و [[وصی]] [[پیغمبر]] که خود [[خدا]] معین کرده است باید باشد و وجود چنین مرجعی است که طبیعتا می‌‏تواند از عهده‎‏ی صیانت [[دین]] و استمرار بخشیدن به راه و روش [[دینی]] و [[تطبیق]] آن بر [[حیات]] فردی و [[اجتماعی]] [[انسان]]، برآید<ref>ر.ک: حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ص۱۱۸ـ۱۲۱.</ref> و شارح بودن [[اهل بیت]] برای [[آیات]] شریفۀ [[قرآن]] را خود [[اهل تسنن]] نیز [[نقل]] کرده‌اند و این [[دلیل قطعی]] بر [[ولایت]] و [[وصایت]] حضرات [[معصوم]]{{ع}} است<ref>ر.ک: بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت، ص۱۹ـ۲۱.</ref>. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در موقعیت‌های زیاد و مختلف و هریک از این [[امامان]] نیز، [[امام]] پس از خود را معرفی کردند و [[پیامبر]]{{صل}} حتی نام آنها را نیز ذکر کرده است، بنابراین عذری برای نشناختن آن [[امام]] و ندانستن این موضوع [[باقی]] نمی‌ماند و منکران این مسئله تنها به [[علت]] عناد و [[دشمنی]] و [[کفر]] و [[راضی]] شدن به [[مرگ جاهلی]] این موضوع را [[انکار]] کرده‌اند. همچنین گفته شده احادیثی که [[تشویق]] به چنگ زدن به دامن [[اهل بیت]]{{ع}} می‌کنند خود اشاره به این دارد که افراد شایستۀ این [[خاندان]] بدون فاصله تا [[روز قیامت]] وجود خواهند داشت تا [[مردم]] به آنها درآویزند. [[کتاب خداوند]] [[عزیز]] نیز چنین است و به همین [[دلیل]] آنها باعث [[امنیت]] اهل [[زمین]] بوده‌اند<ref>ر.ک: الهیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص ۱۴۹.</ref>. بنابراین، [[حدیث ثقلین]] صراحتا به وجود و [[ولادت امام مهدی]]{{ع}} اشاره کرده است در غیر این صورت چگونه می‌توان جدا نشدن همیشگی [[قرآن]] از [[اهل بیت]]{{ع}} را توجیه کرد و گفت که [[قرآن]] وجود داشته اما [[امام مهدی]]{{ع}} وجود نداشته یا نخواهد داشت<ref>ر.ک: حسنی، سید نذیر، مصلح کل، ص۳۹؛ آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی، ص۹۳ـ۹۶؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۳۰۷.</ref>.
#مطلق بودن امر [[تمسک]] از نظر زمانی و باقی بودن هر دو [[جانشین]] تا [[قیامت]]<ref>ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲؛ بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت، ص۱۹ـ۲۱؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۳۰۷.</ref>: عبارت {{متن حدیث|لا یفرق بینهما}} [[دلیل]] بر این است که در هر جا و هر زمانی [[قرآن]] هست و مأمورٌ به و [[مرجع]]، حالا یا صورتاً یا واقعاً یا بعضاً یا تماماً، شارح [[قرآن]] و [[وصی]] [[پیغمبر]] که خود [[خدا]] معین کرده است باید باشد و وجود چنین مرجعی است که طبیعتا می‌‏تواند از عهده‎‏ی صیانت [[دین]] و استمرار بخشیدن به راه و روش [[دینی]] و [[تطبیق]] آن بر [[حیات]] فردی و [[اجتماعی]] [[انسان]]، برآید<ref>ر.ک: حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ص۱۱۸ـ۱۲۱.</ref> و شارح بودن [[اهل بیت]] برای [[آیات]] شریفۀ [[قرآن]] را خود [[اهل تسنن]] نیز [[نقل]] کرده‌اند و این [[دلیل قطعی]] بر [[ولایت]] و [[وصایت]] حضرات [[معصوم]]{{ع}} است<ref>ر.ک: بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت، ص۱۹ـ۲۱.</ref>. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در موقعیت‌های زیاد و مختلف و هریک از این [[امامان]] نیز، [[امام]] پس از خود را معرفی کردند و [[پیامبر]]{{صل}} حتی نام آنها را نیز ذکر کرده است، بنابراین عذری برای نشناختن آن [[امام]] و ندانستن این موضوع باقی نمی‌ماند و منکران این مسئله تنها به [[علت]] عناد و [[دشمنی]] و [[کفر]] و [[راضی]] شدن به [[مرگ جاهلی]] این موضوع را [[انکار]] کرده‌اند. همچنین گفته شده احادیثی که [[تشویق]] به چنگ زدن به دامن [[اهل بیت]]{{ع}} می‌کنند خود اشاره به این دارد که افراد شایستۀ این [[خاندان]] بدون فاصله تا [[روز قیامت]] وجود خواهند داشت تا [[مردم]] به آنها درآویزند. [[کتاب خداوند]] [[عزیز]] نیز چنین است و به همین [[دلیل]] آنها باعث [[امنیت]] اهل [[زمین]] بوده‌اند<ref>ر.ک: الهیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص ۱۴۹.</ref>. بنابراین، [[حدیث ثقلین]] صراحتا به وجود و [[ولادت امام مهدی]]{{ع}} اشاره کرده است در غیر این صورت چگونه می‌توان جدا نشدن همیشگی [[قرآن]] از [[اهل بیت]]{{ع}} را توجیه کرد و گفت که [[قرآن]] وجود داشته اما [[امام مهدی]]{{ع}} وجود نداشته یا نخواهد داشت<ref>ر.ک: حسنی، سید نذیر، مصلح کل، ص۳۹؛ آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی، ص۹۳ـ۹۶؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۳۰۷.</ref>.
#[[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] باهم<ref>ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref>: [[حدیث شریف]] تصریح دارد تنها راه [[نجات]] از [[گمراهی]] پس از [[وفات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} تنها [[تمسک]] همزمان به [[قرآن و عترت]] [[نبوی]] است: «مادامی که به هر دوی آنها چنگ زنید» و نفرمودند به یکی از آنها چنگ زنید این بدان معناست که [[تمسک]] به یکی از این دو امر هیچگاه تام و تمام و [[حقیقی]] نبوده و ضامن [[نجات]] از [[گمراهی]] نیست مگر اینکه با هم همراه شده و هر کدام، [[مسلمانان]] را به [[تمسک]] به دیگری [[راهنمایی]] می‌‌کند پس هیچگاه کسی که مدعی [[تمسک]] به یکی از این دو رکن بوده دیگری را وا نهد در ادعای خود صادق نخواهد بود<ref>ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref>. همچنین [[تمسک]] به معنای [[پیروی]] و [[طاعت]] است و همین معنای "[[حجت]]" است و اگر [[باقی]] گذاشتن دو چیز گران سنگ را به جدا‌‌نشدن شان از هم پیوند زند اصل مهمی به دست می‌آید و آن اصل این است که در هر زمان [[حجت]] و امامی از [[اهل بیت]]{{ع}} وجود دارد که هرگز از [[کتاب خدا]] جدا نمی‌شود<ref>ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲.</ref>.  
#[[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] باهم<ref>ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref>: [[حدیث شریف]] تصریح دارد تنها راه [[نجات]] از [[گمراهی]] پس از [[وفات]] [[حضرت رسول]]{{صل}} تنها [[تمسک]] همزمان به [[قرآن و عترت]] [[نبوی]] است: «مادامی که به هر دوی آنها چنگ زنید» و نفرمودند به یکی از آنها چنگ زنید این بدان معناست که [[تمسک]] به یکی از این دو امر هیچگاه تام و تمام و [[حقیقی]] نبوده و ضامن [[نجات]] از [[گمراهی]] نیست مگر اینکه با هم همراه شده و هر کدام، [[مسلمانان]] را به [[تمسک]] به دیگری [[راهنمایی]] می‌‌کند پس هیچگاه کسی که مدعی [[تمسک]] به یکی از این دو رکن بوده دیگری را وا نهد در ادعای خود صادق نخواهد بود<ref>ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.</ref>. همچنین [[تمسک]] به معنای [[پیروی]] و [[طاعت]] است و همین معنای "[[حجت]]" است و اگر باقی گذاشتن دو چیز گران سنگ را به جدا‌‌نشدن شان از هم پیوند زند اصل مهمی به دست می‌آید و آن اصل این است که در هر زمان [[حجت]] و امامی از [[اهل بیت]]{{ع}} وجود دارد که هرگز از [[کتاب خدا]] جدا نمی‌شود<ref>ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانی‌های گفتمان سوم، ص ۵۲.</ref>.  
#[[امامت]] بقای [[نبوت]] است: [[حقیقت اسلام]] به [[دلیل]] آیۀ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>« امروز دين شما را به كمال رسانيدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> و امثال اینها در [[ایمان]] است بنابراین [[نبی]] [[وصی]] می‌خواهد و [[وصایت]] تکویناً بقای [[نبوت]] است و ملاک و مقیاس در [[شناخت امام]] در هر زمانی، یکی از این دو راه است: یا یک‏‎جا همگی معین می‏‌گردند یا اینکه هر امامی بر [[امامت]] فرد لاحق، تصریح می‏‌کند و وی را مشخّص می‌‌سازد. راه دوّم، شکل طبیعی و طریقۀ‏ مأنوس و [[شناخت]] شده‌‏ای است که سیرۀ‏ [[انبیا]] و [[اوصیا]]{{ع}} بوده و [[انسان‌‏ها]] نیز از سده‏‌های بسیار دور تا به امروز در [[تدابیر]] و سیاست‌‎های خود از آن [[تبعیت]] کرده‌‏اند. در [[روایات]] به هر دو روش به شکل [[متواتر]] [[نقل]] شده است و کسی که از منظر [[تاریخی]]، نحوه‏ [[رفتار]] و عملکرد ائمه‏{{ع}} را بررسی کند به طور [[قطع]] خواهد دانست که ایشان در عرض [[حاکمان]] عصر، خود را شایستۀ‏ [[منصب]] «[[امامت]]» و [[رهبری]] بر [[امّت]] و همچنین پیشرو و [[رهبر]] حرکت انتقادی و مخالفت‏‌آمیز نسبت به [[حکومت]] وقت می‌‏دانستند، هم‎‏چنان‏که انبوه تودۀ‏ [[پیروان]] ایشان، آن بزرگواران را «[[رهبر]]» خود به شمار می‌‏آوردند و در این حال هر امامی [[پیروان]] خود را به سوی [[امام]] بعدی رهنمون می‏‌گشت<ref>ر.ک: حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ص۱۱۸ـ۱۲۱.</ref>  بنابراین [[دلیل]] بر وجود [[بقیة الله]]{{ع}} در این زمان از ابتدای [[غیبت صغرا]] تاکنون همان [[روایت]] [[ثقلین]] است<ref>ر.ک: بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت، ص۱۹ـ۲۱. </ref>.
#[[امامت]] بقای [[نبوت]] است: [[حقیقت اسلام]] به [[دلیل]] آیۀ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>« امروز دين شما را به كمال رسانيدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا}}<ref>«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> و امثال اینها در [[ایمان]] است بنابراین [[نبی]] [[وصی]] می‌خواهد و [[وصایت]] تکویناً بقای [[نبوت]] است و ملاک و مقیاس در [[شناخت امام]] در هر زمانی، یکی از این دو راه است: یا یک‏‎جا همگی معین می‏‌گردند یا اینکه هر امامی بر [[امامت]] فرد لاحق، تصریح می‏‌کند و وی را مشخّص می‌‌سازد. راه دوّم، شکل طبیعی و طریقۀ‏ مأنوس و [[شناخت]] شده‌‏ای است که سیرۀ‏ [[انبیا]] و [[اوصیا]]{{ع}} بوده و [[انسان‌‏ها]] نیز از سده‏‌های بسیار دور تا به امروز در [[تدابیر]] و سیاست‌‎های خود از آن [[تبعیت]] کرده‌‏اند. در [[روایات]] به هر دو روش به شکل [[متواتر]] [[نقل]] شده است و کسی که از منظر [[تاریخی]]، نحوه‏ [[رفتار]] و عملکرد ائمه‏{{ع}} را بررسی کند به طور [[قطع]] خواهد دانست که ایشان در عرض [[حاکمان]] عصر، خود را شایستۀ‏ [[منصب]] «[[امامت]]» و [[رهبری]] بر [[امّت]] و همچنین پیشرو و [[رهبر]] حرکت انتقادی و مخالفت‏‌آمیز نسبت به [[حکومت]] وقت می‌‏دانستند، هم‎‏چنان‏که انبوه تودۀ‏ [[پیروان]] ایشان، آن بزرگواران را «[[رهبر]]» خود به شمار می‌‏آوردند و در این حال هر امامی [[پیروان]] خود را به سوی [[امام]] بعدی رهنمون می‏‌گشت<ref>ر.ک: حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ص۱۱۸ـ۱۲۱.</ref>  بنابراین [[دلیل]] بر وجود [[بقیة الله]]{{ع}} در این زمان از ابتدای [[غیبت صغرا]] تاکنون همان [[روایت]] [[ثقلین]] است<ref>ر.ک: بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیت‌الله بهجت، ص۱۹ـ۲۱. </ref>.


۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش