بحث:حدیث ثقلین چگونه دلالت بر وجود امام مهدی دارد؟ (پرسش)
نویسنده: آقای پورانزاب
پاسخ تفصیلی
حدیث ثقلین
- حدیث ثقلین روایتی است از رسول اکرم(ص) که به تواتر از ایشان نقل شده و عبارت است از: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض»[۱].[۲]
- محدثان تمامی فرقههای اسلامی بر صحیح بودن آن اجماع و اتفاق نظر دارند و از میان علمای مسلمان کسی نیست که در صحت این روایت و صدور آن از رسول الله(ص) تردید کند. برای اثبات سخن همین بس که افراد زیر آن را نقل کردهاند: ابن حجر در الصواعق المحرقة، مسلم در صحیح، ترمذی و دارمی در سنن، احمد بن حنبل در جاهای متعددی از مسندش، نسایی در خصائص، حاکم در مستدرک، ابوداوود و ابن ماجه در سنن و حافظ ابوالفضل مقدسی معروف به ابن قیسرانی از بزرگان اهل سنت کتابی مخصوص دربارۀ طرق این حدیث شریف تألیف نموده است[۳].
- طُرق و اسناد این حدیث در کتابهای امامیه بیش از آن است که در این مختصر شمارش شود[۴]، نظیر کاری که علامه متتبع میر حامد حسین موسوی در دائرة المعارف بزرگ خود عبقات الانوار انجام داده یا کارهایی که سایر دانشمندان به آن دست زدهاند[۵].
دلالتهای حدیث ثقلین بر وجود امام مهدی(ع)
- حدیث ثقلین از طرق مختلف دلالت بر وجود امام مهدی(ع) دارد مانند:
- باقی گذاشتن پیامبر(ص) پس از خود دو جانشین را برای هدایت امت و مشخص کردن هویت و مصداق عترت: حدیث شریف به روشنی هویت ثقل دوم را با کلام رسای پیغمبر اکرم(ص) که فرمودند: «عترت و اهل بیت من» مشخص نموده است؛ زیرا عترت چنانکه دانشمندان علم لغت گفتهاند به معنای نسل انسان است و یا عترت یعنی پسر یک مرد و ذریه و نسل او از صلب او و عرب غیر از این معنای دیگری برای لفظ عترت نمیشناسد[۶].[۷] در مورد مصداقهای اهل بیت(ع)، پیامبر اکرم(ص) با احادیث و سیرۀ مکررشان آن را بیان کردهاند، به عنوان مثال پیامبر(ص) ۶ ماه هر روز بر در خانه فاطمه(س) میایستاد و این جملات را بر زبان میآورد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۸].[۹] بنابراین افرادی از ذریۀ حضرت که به درجۀ عصمت نرسیده باشند از مصداق ثقل دوم خارج میشوند و همچنین در حدیث مشهور "کساء" به اینکه اهل بیت آن حضرت تنها این چند تن هستند اشاره شده و آنچه در همۀ این روایات ثابت و مسلم است این است که پیامبر اکرم(ص) علی(ع) را در مصداق اهل بیت داخل نموده است و واقعیت تاریخ نیز بعد از رسول خدا(ص)، پیدا شدن شرط عصمت در امام علی و یازده امام از اولاد آن حضرت(ع) و فاطمه زهرا(س) یعنی از ذریه آن حضرت دانسته است؛ البته اینکه اولاد امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) از ذریۀ رسول خدا و نسل او به حسابآیند امری بیسابقه نیست و پیامبر خدا حضرت عیسی(ع) نیز در قرآن از جهت مادر به عنوان ذریۀ حضرت ابراهیم(ع) شمرده شده است[۱۰].
- مطلق بودن امر تمسک از نظر زمانی و باقی بودن هر دو جانشین تا قیامت[۱۱]: عبارت «لا یفرق بینهما» دلیل بر این است که در هر جا و هر زمانی قرآن هست و مأمورٌ به و مرجع، حالا یا صورتاً یا واقعاً یا بعضاً یا تماماً، شارح قرآن و وصی پیغمبر که خود خدا معین کرده است باید باشد و وجود چنین مرجعی است که طبیعتا میتواند از عهدهی صیانت دین و استمرار بخشیدن به راه و روش دینی و تطبیق آن بر حیات فردی و اجتماعی انسان، برآید[۱۲] و شارح بودن اهل بیت برای آیات شریفۀ قرآن را خود اهل تسنن نیز نقل کردهاند و این دلیل قطعی بر ولایت و وصایت حضرات معصوم(ع) است[۱۳]. همچنین پیامبر اکرم(ص) در موقعیتهای زیاد و مختلف و هریک از این امامان نیز، امام پس از خود را معرفی کردند و پیامبر(ص) حتی نام آنها را نیز ذکر کرده است، بنابراین عذری برای نشناختن آن امام و ندانستن این موضوع باقی نمیماند و منکران این مسئله تنها به علت عناد و دشمنی و کفر و راضی شدن به مرگ جاهلی این موضوع را انکار کردهاند. همچنین گفته شده احادیثی که تشویق به چنگ زدن به دامن اهل بیت(ع) میکنند خود اشاره به این دارد که افراد شایستۀ این خاندان بدون فاصله تا روز قیامت وجود خواهند داشت تا مردم به آنها درآویزند. کتاب خداوند عزیز نیز چنین است و به همین دلیل آنها باعث امنیت اهل زمین بودهاند[۱۴]. بنابراین، حدیث ثقلین صراحتا به وجود و ولادت امام مهدی(ع) اشاره کرده است در غیر این صورت چگونه میتوان جدا نشدن همیشگی قرآن از اهل بیت(ع) را توجیه کرد و گفت که قرآن وجود داشته اما امام مهدی(ع) وجود نداشته یا نخواهد داشت[۱۵].
- تمسک به قرآن و عترت باهم[۱۶]: حدیث شریف تصریح دارد تنها راه نجات از گمراهی پس از وفات حضرت رسول(ص) تنها تمسک همزمان به قرآن و عترت نبوی است: «مادامی که به هر دوی آنها چنگ زنید» و نفرمودند به یکی از آنها چنگ زنید این بدان معناست که تمسک به یکی از این دو امر هیچگاه تام و تمام و حقیقی نبوده و ضامن نجات از گمراهی نیست مگر اینکه با هم همراه شده و هر کدام، مسلمانان را به تمسک به دیگری راهنمایی میکند پس هیچگاه کسی که مدعی تمسک به یکی از این دو رکن بوده دیگری را وا نهد در ادعای خود صادق نخواهد بود[۱۷]. همچنین تمسک به معنای پیروی و طاعت است و همین معنای "حجت" است و اگر باقی گذاشتن دو چیز گران سنگ را به جدانشدن شان از هم پیوند زند اصل مهمی به دست میآید و آن اصل این است که در هر زمان حجت و امامی از اهل بیت(ع) وجود دارد که هرگز از کتاب خدا جدا نمیشود[۱۸].
- امامت بقای نبوت است: حقیقت اسلام به دلیل آیۀ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾[۱۹]؛ ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾[۲۰] و امثال اینها در ایمان است بنابراین نبی وصی میخواهد و وصایت تکویناً بقای نبوت است و ملاک و مقیاس در شناخت امام در هر زمانی، یکی از این دو راه است: یا یکجا همگی معین میگردند یا اینکه هر امامی بر امامت فرد لاحق، تصریح میکند و وی را مشخّص میسازد. راه دوّم، شکل طبیعی و طریقۀ مأنوس و شناخت شدهای است که سیرۀ انبیا و اوصیا(ع) بوده و انسانها نیز از سدههای بسیار دور تا به امروز در تدابیر و سیاستهای خود از آن تبعیت کردهاند. در روایات به هر دو روش به شکل متواتر نقل شده است و کسی که از منظر تاریخی، نحوه رفتار و عملکرد ائمه(ع) را بررسی کند به طور قطع خواهد دانست که ایشان در عرض حاکمان عصر، خود را شایستۀ منصب «امامت» و رهبری بر امّت و همچنین پیشرو و رهبر حرکت انتقادی و مخالفتآمیز نسبت به حکومت وقت میدانستند، همچنانکه انبوه تودۀ پیروان ایشان، آن بزرگواران را «رهبر» خود به شمار میآوردند و در این حال هر امامی پیروان خود را به سوی امام بعدی رهنمون میگشت[۲۱] بنابراین دلیل بر وجود بقیة الله(ع) در این زمان از ابتدای غیبت صغرا تاکنون همان روایت ثقلین است[۲۲].
نتیجه گیری
- در نتیجه حدیث شریف به صراحت بر وجود شخصی از عترت پیامبر اکرم(ص) که در عصر حاضر دوشادوش قرآن کریم شایستگی تمسک جستن مردم به او را داشته و معصوم باشد دلالت دارد هر چند که بنابه دلایلی در غیبت باشد، چون این غیبت امکان منفعت بردن مردم را از او از بین نمیبرد چنانکه اگر ابرها خورشید را از چشم مردمان غایب کنند باز هم منفعت خورشید به زمین میرسد[۲۳].
پانویس
- ↑ "من میان شما دو چیز گران سنگ به جا میگذارم آن دو کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم، هستند این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا بر من در حوض کوثر آیند بر آن دو پیشی نگیرید که هلاک میشوید"؛ بحارالانوار، ج۲، ص۱۰۰.
- ↑ ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.
- ↑ ر.ک: طباطبایی، سید عبدالعزیز، اهل البیت فی المکتبة العربیة، ص ۲۷۷ـ ۲۷۹.
- ↑ ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت، سخنرانیهای گفتمان سوم، ص ۵۲.
- ↑ ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.
- ↑ ر.ک: فیومی، مصباح المنیر، ص۳۹۱، مادۀ ۱۷.
- ↑ ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ ر.ک: حسنی، سید نذیر، مصلح کل، ص۳۹.
- ↑ ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.
- ↑ ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانیهای گفتمان سوم، ص ۵۲؛ بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیتالله بهجت، ص۱۹ـ۲۱؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۳۰۷.
- ↑ ر.ک: حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ص۱۱۸ـ۱۲۱.
- ↑ ر.ک: بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیتالله بهجت، ص۱۹ـ۲۱.
- ↑ ر.ک: الهیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص ۱۴۹.
- ↑ ر.ک: حسنی، سید نذیر، مصلح کل، ص۳۹؛ آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی، ص۹۳ـ۹۶؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانیهای گفتمان سوم، ص ۵۲؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۳۰۷.
- ↑ ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانیهای گفتمان سوم، ص ۵۲؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.
- ↑ ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.
- ↑ ر.ک: آصفی، محمد مهدی، درآمدی بر ولادت و غیبت امام مهدی؛ بررسی مفهوم مهدی نوعی و اثبات دیدگاه تشیع در مورد حضرت مهدی، گفتمان مهدویت سخنرانیهای گفتمان سوم، ص ۵۲.
- ↑ « امروز دين شما را به كمال رسانيدم» سوره مائده، آیه ۳.
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ ر.ک: حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ص۱۱۸ـ۱۲۱.
- ↑ ر.ک: بهجت، محمد تقی، امام زمان در کلام آیتالله بهجت، ص۱۹ـ۲۱.
- ↑ ر.ک: حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۹۹ـ۱۱۱.