دعوت علنی پیامبر خاتم در تاریخ اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۰۵:۴۴
، ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۲۱جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'ج۱، ص:' به 'ج۱، ص') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
*بعد از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} نزدیکانش را [[انذار]] کرد، [[امر]] [[نبوت]] [[حضرت]]، بیش از پیش در [[مکه]] منتشر شد. در روایتی آمده است که پس از [[نزول]] این [[آیه شریفه]] و [[انذار]] [[نزدیکان]]، [[پیامبر]]{{صل}} بر بالای [[کوه صفا]] ایستاد و فریاد برآورد: {{متن حدیث|يَا صَبَاحَاهْ}}<ref>اعراب زمانی که میخواستند خبری بسیار مهم را برای دیگران بیان کنند، از این واژه استفاده میکردند.</ref> (خبر مهم). [[قریشیان]] در اطراف [[حضرت]] جمع شدند و گفتند: "چه شده است؟" فرمود: "اگر به شما خبر دهم که امشب یا فردا صبح، [[دشمنی]] به شما حمله میکند، مرا [[تصدیق]] میکنید؟" گفتند: "بله" فرمود: "من ترساننده شما از عذابی دردناک هستم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۱۸۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۲۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۳؛ ابن کثیر، البدایه و التهابه، ج۲، ص۳۸.</ref>. سپس ادامه داد: "ای [[مردم]]! [[رهبر]] و [[پیشوا]]، به اهلش [[دروغ]] نمیگوید، قسم به خدایی که هیچ پروردگاری جز او نیست، من از طرف [[خدا]] به طور خاص برای شما و به طور عام برای تمام [[مردم]] فرستاده شدهام. به [[خدا]] قسم که شما خواهید مرد چنان که میخوابید، بعد از [[مرگ]] برانگیخته خواهید شد چنان که از [[خواب]] بیدار میشوید، [[محاسبه]] میشوید چنان که عمل میکنید. در مقابل [[کارهای نیک]] [[پاداش]] و در مقابل کارهای [[زشت]] [[عذاب]] داده میشوید. [[بهشت و جهنم]] [[ابدی]] است و شما اولین کسانی هستید که [[انذار]] شدهاید"<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۶-۴۷.</ref>. | *بعد از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} نزدیکانش را [[انذار]] کرد، [[امر]] [[نبوت]] [[حضرت]]، بیش از پیش در [[مکه]] منتشر شد. در روایتی آمده است که پس از [[نزول]] این [[آیه شریفه]] و [[انذار]] [[نزدیکان]]، [[پیامبر]]{{صل}} بر بالای [[کوه صفا]] ایستاد و فریاد برآورد: {{متن حدیث|يَا صَبَاحَاهْ}}<ref>اعراب زمانی که میخواستند خبری بسیار مهم را برای دیگران بیان کنند، از این واژه استفاده میکردند.</ref> (خبر مهم). [[قریشیان]] در اطراف [[حضرت]] جمع شدند و گفتند: "چه شده است؟" فرمود: "اگر به شما خبر دهم که امشب یا فردا صبح، [[دشمنی]] به شما حمله میکند، مرا [[تصدیق]] میکنید؟" گفتند: "بله" فرمود: "من ترساننده شما از عذابی دردناک هستم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۵، ص۱۸۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۲۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۳؛ ابن کثیر، البدایه و التهابه، ج۲، ص۳۸.</ref>. سپس ادامه داد: "ای [[مردم]]! [[رهبر]] و [[پیشوا]]، به اهلش [[دروغ]] نمیگوید، قسم به خدایی که هیچ پروردگاری جز او نیست، من از طرف [[خدا]] به طور خاص برای شما و به طور عام برای تمام [[مردم]] فرستاده شدهام. به [[خدا]] قسم که شما خواهید مرد چنان که میخوابید، بعد از [[مرگ]] برانگیخته خواهید شد چنان که از [[خواب]] بیدار میشوید، [[محاسبه]] میشوید چنان که عمل میکنید. در مقابل [[کارهای نیک]] [[پاداش]] و در مقابل کارهای [[زشت]] [[عذاب]] داده میشوید. [[بهشت و جهنم]] [[ابدی]] است و شما اولین کسانی هستید که [[انذار]] شدهاید"<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۴۶-۴۷.</ref>. | ||
*بعد از [[گذشت]] مدتی، با [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۴-۹۵.</ref> [[رسول خاتم]]{{صل}}، مرحلهای دیگر از [[دعوت علنی]] را آغاز کرد. | *بعد از [[گذشت]] مدتی، با [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ}}<ref>«از این روی آنچه فرمان مییابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسندهایم» سوره حجر، آیه ۹۴-۹۵.</ref> [[رسول خاتم]]{{صل}}، مرحلهای دیگر از [[دعوت علنی]] را آغاز کرد. | ||
*با | *با آشکار شدن [[دعوت الهی]]، تمام [[مردم]] درباره [[دعوت]] آن [[حضرت]] صحبت میکردند و این امر بر کسی از [[اهل مکه]] مخفی نمانده بود؛ حتی [[اخبار]] آن به بیرون [[مکه]] نیز سرایت کرده بود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۷۲.</ref>. با این حال در ابتدا با مخالفتهای چندانی از سوی [[قریش]] روبه رو شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۲۳؛ شمس الدین محمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۱، ص۱۴۸.</ref>. | ||
*[[ابناسحاق]] [[نقل]] میکند: "هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[امر الهی]] را | *[[ابناسحاق]] [[نقل]] میکند: "هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[امر الهی]] را آشکار و [[مردم]] را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرد، قومش او را از خود طرد نکردند و به مقابله با او برنخاستند تا اینکه [[بتپرستی]] را [[عیب]] دانست [و نیاکانشان را [[مذمت]] کرد و خبر داد که آنان در [[آتش]] هستند]. [[مشرکان]]، این کار را منکری بزرگ برای خویش برشمردند و دسته جمعی به [[مخالفت]] و [[دشمنی]] با او برخاستند". | ||
*[[دلیل]] [[آشفتگی]] و [[اعتراض]] [[مردم]] [[مکه]]، فهمیدن معنای [[حقیقی]] [[ایمان]] بود؛ چیزی که جز با نفی همه [[خدایان دروغین]] و [[ایمان]] به [[پروردگار]] [[قادر]] و بیهمتا به دست نمیآید. [[ایمان به خدا]]، آن [[سیادت]] و بزرگی حاصل به شیوه [[آیین]] [[جاهلی]] نفی میکرد؛ یعنی سلب تمام اختیارات [[جاهلی]] و [[پذیرش]] [[فرمانبرداری]] کامل از [[خدا]] و رسولش؛ از این رو با تمام توان، به اذیت و [[آزار]] ایشان و دیگر [[مسلمانان]] پرداختند<ref>ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، ص۱۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۲۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۶۴-۲۶۹.</ref>. [[حضرت]] نیز با وجود همه این مخالفتها به [[نرمی]] و [[مدارا]] [[مردم]] را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] میکرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[دعوت علنی (مقاله)|دعوت علنی]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۵۳-۳۵۵.</ref>. | *[[دلیل]] [[آشفتگی]] و [[اعتراض]] [[مردم]] [[مکه]]، فهمیدن معنای [[حقیقی]] [[ایمان]] بود؛ چیزی که جز با نفی همه [[خدایان دروغین]] و [[ایمان]] به [[پروردگار]] [[قادر]] و بیهمتا به دست نمیآید. [[ایمان به خدا]]، آن [[سیادت]] و بزرگی حاصل به شیوه [[آیین]] [[جاهلی]] نفی میکرد؛ یعنی سلب تمام اختیارات [[جاهلی]] و [[پذیرش]] [[فرمانبرداری]] کامل از [[خدا]] و رسولش؛ از این رو با تمام توان، به اذیت و [[آزار]] ایشان و دیگر [[مسلمانان]] پرداختند<ref>ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، ص۱۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۲۸؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۶۴-۲۶۹.</ref>. [[حضرت]] نیز با وجود همه این مخالفتها به [[نرمی]] و [[مدارا]] [[مردم]] را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] میکرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۳۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[دعوت علنی (مقاله)|دعوت علنی]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۳۵۳-۳۵۵.</ref>. | ||