علل پیدایش و رشد فرقههای انحرافی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
علل پیدایش و رشد فرقههای انحرافی چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۳:۱۷
، ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۱جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (added Category:پرسشهای مربوط به فرقههای انحرافی using HotCat) |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
::::##'''سوء استفاده از علاقه [[مردم]] به [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}}:''' در بستر [[جهل]] و [[نادانی]]، مدعیان [[مهدویت]] از ابراز [[عشق]] و علاقه [[مردم]] به [[مهدی موعود]] نیز بهرهگیری میکنند. [[محبّت]] فراوان [[شیعیان]] به [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} و [[اشتیاق]] آنها به [[ظهور]] آن [[حضرت]]، آنگاه که با عدم اطّلاع و [[ناآگاهی]] از موضوع [[مهدویت]] و [[انتظار]] همراه میشود، زمینهای مناسب برای گرایش آنان به مدعیان بابّیت و [[مهدویت]] میگردد و آنها را در تشخیص مصداق درست [[مهدی]] و نائبان او دچار [[خطا]] میکند. یکی از [[عالمان]] معاصر در تحلیل گرایش [[مردم]] به [[فرقههای انحرافی]] مینویسد: [[بابیان]] [[فداکار]] و جانفشان اولیه که در قیامهای خونین زمان باب شرکت داشتند و خود را به [[آب]] و [[آتش]] میزدند، بابی و [[بهایی]] –به معنای رایج آن- نبودند! بلکه شیعیانی [[سادهلوح]] و رهگم کرده بودند که در تشیخص مصداق به [[خطا]] رفته و به [[عشق]] هواداری از [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}} و [[قائم]] [[موعود]]، [[اسیر]] مشتی بازیگران [[سیاسی]] شده بودند.<ref> اندیشه و مبانی مبارزات روحانیت شیعه، ص ۷۲.</ref> به همین [[دلیل]] است که عدهای از مریدان [[علی محمد باب]] –مؤسس [[فرقه گمراه]] بابیت- که حتی در [[جنگها]] و [[شورشها]] به طرفداری از او [[قیام]] کرده بودند پس از اطلاع از ادعای [[مهدویت]] و [[نبوت]] از سوی او، از اطرافش پراکنده شدند.<ref> ظهور الحق، ج ۳، ص ۱۷۴ – ۱۷۳.</ref> | ::::##'''سوء استفاده از علاقه [[مردم]] به [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}}:''' در بستر [[جهل]] و [[نادانی]]، مدعیان [[مهدویت]] از ابراز [[عشق]] و علاقه [[مردم]] به [[مهدی موعود]] نیز بهرهگیری میکنند. [[محبّت]] فراوان [[شیعیان]] به [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} و [[اشتیاق]] آنها به [[ظهور]] آن [[حضرت]]، آنگاه که با عدم اطّلاع و [[ناآگاهی]] از موضوع [[مهدویت]] و [[انتظار]] همراه میشود، زمینهای مناسب برای گرایش آنان به مدعیان بابّیت و [[مهدویت]] میگردد و آنها را در تشخیص مصداق درست [[مهدی]] و نائبان او دچار [[خطا]] میکند. یکی از [[عالمان]] معاصر در تحلیل گرایش [[مردم]] به [[فرقههای انحرافی]] مینویسد: [[بابیان]] [[فداکار]] و جانفشان اولیه که در قیامهای خونین زمان باب شرکت داشتند و خود را به [[آب]] و [[آتش]] میزدند، بابی و [[بهایی]] –به معنای رایج آن- نبودند! بلکه شیعیانی [[سادهلوح]] و رهگم کرده بودند که در تشیخص مصداق به [[خطا]] رفته و به [[عشق]] هواداری از [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}} و [[قائم]] [[موعود]]، [[اسیر]] مشتی بازیگران [[سیاسی]] شده بودند.<ref> اندیشه و مبانی مبارزات روحانیت شیعه، ص ۷۲.</ref> به همین [[دلیل]] است که عدهای از مریدان [[علی محمد باب]] –مؤسس [[فرقه گمراه]] بابیت- که حتی در [[جنگها]] و [[شورشها]] به طرفداری از او [[قیام]] کرده بودند پس از اطلاع از ادعای [[مهدویت]] و [[نبوت]] از سوی او، از اطرافش پراکنده شدند.<ref> ظهور الحق، ج ۳، ص ۱۷۴ – ۱۷۳.</ref> | ||
::::##'''[[نیرنگبازی]] و عوامفریبی:''' میدانداران بازی [[فرقهسازی]] و حقیقتسوزی، در بستر [[جهل]] و [[نادانی]] تودهها، میکوشند با ابزار عوامفریبی و ظاهری [[مردم]] [[فریب]] و دینمدار، آنان را [[گمراه]] سازند. آنها با زهدفروشی و ظاهر ساده و بیتشریفات، مدعی آخرتجویی و [[حقطلبی]] و افکار عممومی را تحت تأثیر [[دعوت]] [[باطل]] خود قرار میدهند؛ بدون اینکه برای سخن خود [[دلیل]] روشن و [[سند]] مستندی بیاورند. البته گاهی با [[نیرنگبازی]] در قالبی عالمانه و پوششی از کلمات موزون و مشابه [[آیات]] و [[روایات]]، سخنان بیپایه و اساس و بافته شده را به عنوان [[کتاب آسمانی]] به خورد توده ناآگاه میدهند. نمونه روشن آن، سخنان سراسر [[باطل]] و پوچ باب شیرازی است.<ref> یکی از بافتههای باطل او این عبارت است: بسم الله الفرد ذي الافراد، بسم الله الفرد ذي الافراد، بسم الله ذي الفرادين، بسم الله ذي المتفارد، بسم الله ذي الفرداء، بسم الله ذي الفرداء، ايضا ذي الفردات، ذي الفردود، قل اللهم انك فراد السموات و الارض و ما بينهما، ليؤتين الفردية من يشاء و لينزعن الفردية عمن يشاء... (بهایی چه میگوید، ج ۱، ص ۲۴، به نقل از دلایل السبقه).</ref> | ::::##'''[[نیرنگبازی]] و عوامفریبی:''' میدانداران بازی [[فرقهسازی]] و حقیقتسوزی، در بستر [[جهل]] و [[نادانی]] تودهها، میکوشند با ابزار عوامفریبی و ظاهری [[مردم]] [[فریب]] و دینمدار، آنان را [[گمراه]] سازند. آنها با زهدفروشی و ظاهر ساده و بیتشریفات، مدعی آخرتجویی و [[حقطلبی]] و افکار عممومی را تحت تأثیر [[دعوت]] [[باطل]] خود قرار میدهند؛ بدون اینکه برای سخن خود [[دلیل]] روشن و [[سند]] مستندی بیاورند. البته گاهی با [[نیرنگبازی]] در قالبی عالمانه و پوششی از کلمات موزون و مشابه [[آیات]] و [[روایات]]، سخنان بیپایه و اساس و بافته شده را به عنوان [[کتاب آسمانی]] به خورد توده ناآگاه میدهند. نمونه روشن آن، سخنان سراسر [[باطل]] و پوچ باب شیرازی است.<ref> یکی از بافتههای باطل او این عبارت است: بسم الله الفرد ذي الافراد، بسم الله الفرد ذي الافراد، بسم الله ذي الفرادين، بسم الله ذي المتفارد، بسم الله ذي الفرداء، بسم الله ذي الفرداء، ايضا ذي الفردات، ذي الفردود، قل اللهم انك فراد السموات و الارض و ما بينهما، ليؤتين الفردية من يشاء و لينزعن الفردية عمن يشاء... (بهایی چه میگوید، ج ۱، ص ۲۴، به نقل از دلایل السبقه).</ref> | ||
::::#'''بیتقوایی و ضعف ایمانی:''' همانطور که [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] و [[ایمان]] به [[عقاید اسلامی]]، سبب [[استواری]] در جاده [[حقیقت]] و [[وفاداری]] به [[مذهب]] [[حق]] میشود، [[سست ایمانی]] و بیتقوایی از عوامل مهم گرایش به راههای [[انحرافی]] و [[مذاهب]] [[باطل]] است. افراد [[سست ایمان]]، [[احکام]] و [[تکالیف دینی]] را مانند غل و زنجیری بر دست و پای خود میدانند و همواره در پی آنند که خود را از قید و بند [[تکلیف]] و [[الزام]] شرعی برهانند. حال اگر این رهایی از چارچوب [[وظایف]] شرعی در قالب تن دادن به یک [[مذهب]] و [[آیین جدید]] باشد، احساس بهتری دارند و دلخوشند که به اسم [[دین]] تازه از تنگناهای [[دین]] گذشته، آزاد شدهاند. بدون [[شک]] یکی از علل گرایش برخی از [[جوانان]] به مسلک [[بابیت]] و [[بهائیت]] همین آسانگیری و بیپروایی [[اخلاقی]] بوده است.[[رهبران]] این فرقهها به نام [[دین]] و [[تمدن]] [[دینی]]، حریمهای شرعی بین [[زن]] و مرد را به سخره گرفته، بلکه برای [[تبلیغ]] مرام [[باطل]] خود و جذب [[جوانان]] به آن، از [[زنان]] استفاده میکردند. نمونۀ | ::::#'''بیتقوایی و ضعف ایمانی:''' همانطور که [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] و [[ایمان]] به [[عقاید اسلامی]]، سبب [[استواری]] در جاده [[حقیقت]] و [[وفاداری]] به [[مذهب]] [[حق]] میشود، [[سست ایمانی]] و بیتقوایی از عوامل مهم گرایش به راههای [[انحرافی]] و [[مذاهب]] [[باطل]] است. افراد [[سست ایمان]]، [[احکام]] و [[تکالیف دینی]] را مانند غل و زنجیری بر دست و پای خود میدانند و همواره در پی آنند که خود را از قید و بند [[تکلیف]] و [[الزام]] شرعی برهانند. حال اگر این رهایی از چارچوب [[وظایف]] شرعی در قالب تن دادن به یک [[مذهب]] و [[آیین جدید]] باشد، احساس بهتری دارند و دلخوشند که به اسم [[دین]] تازه از تنگناهای [[دین]] گذشته، آزاد شدهاند. بدون [[شک]] یکی از علل گرایش برخی از [[جوانان]] به مسلک [[بابیت]] و [[بهائیت]] همین آسانگیری و بیپروایی [[اخلاقی]] بوده است.[[رهبران]] این فرقهها به نام [[دین]] و [[تمدن]] [[دینی]]، حریمهای شرعی بین [[زن]] و مرد را به سخره گرفته، بلکه برای [[تبلیغ]] مرام [[باطل]] خود و جذب [[جوانان]] به آن، از [[زنان]] استفاده میکردند. نمونۀ آشکار آن در بابیّت قرّء العین است. این [[زن]] در محفل بابها، بیحجاب ظاهر شد و در [[سخنرانی]] خود خطاب به [[پیروان]] باب گفت: "امروز [[تکالیف]] شرعیه، یکباره ساقط است و این صوم و صلاة کاری بیهوده است".<ref> تلخیص تاریخ نبیل، ص ۲۷۱ – ۲۷۳.</ref> | ||
::::#'''[[دنیاگرایی]] و منفعتجویی:''' [[دوستی]] [[دنیا]] و مظاهر مادی آن، از مهمترین عوامل [[انحراف]] است. بدون [[شک]] از اصلیترین عوامل شکلگیری [[فرقههای انحرافی]]، دلبستگی بانیان این فرقهها به [[دنیا]] و مادیات است. [[تاریخ اسلام]] نمونههای بسیار را سراغ دارد که از این رهگذر به [[انحراف]] کشیده شده و عامل [[گمراهی]] دیگران شدهاند. بسیاری از [[فرقههای انحرافی]] [[مهدویت]] نیز به [[دلیل]] [[دنیاگرایی]] پدید آمده و ادامه یافتهاند. شمار زیادی از مدعیان [[مهدویت]] و [[بابیت]] برای کسب نام و نان، فرقهای تأسیس نموده و از [[عقاید]] عوام، سوءاستفاده کرهاند. [[فرقه]] [[منحرف]] واقفیّه –که در [[امامت]] [[امام کاظم|امام هفتم]]{{ع}} توقف کردند و او را همان [[مهدی موعود]] دانستند که باز خواهد گشت –نمونهای روشن از [[فرقهگرایی]] به [[دلیل]] [[دنیاخواهی]] و [[سودجویی]] مادّی است؛<ref> یونس بن عبدالرحمن از وکلای امام هفتم میگوید: در زمان شهادت امام کاظم {{ع}} نزد نمایندگان آن حضرت، اموال زیادی بود که طمع در آنها باعث شد در آن امام توقف کنند و وفاتش را انکار کنند (تا اموال را به امام بعدی نپردازند و برای خود بردارند) [[غیبت]] طوسی، ص ۶۴.</ref> چنان که [[محمد بن علی بن بلال]] نیز در زمان [[نایب دوم]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} با همین انگیزه، مدعی [[نیابت خاصه]] شد و گروهی را گرد خود جمع کرد.<ref> غیبت طوسی، ص ۴۰۰.</ref> | ::::#'''[[دنیاگرایی]] و منفعتجویی:''' [[دوستی]] [[دنیا]] و مظاهر مادی آن، از مهمترین عوامل [[انحراف]] است. بدون [[شک]] از اصلیترین عوامل شکلگیری [[فرقههای انحرافی]]، دلبستگی بانیان این فرقهها به [[دنیا]] و مادیات است. [[تاریخ اسلام]] نمونههای بسیار را سراغ دارد که از این رهگذر به [[انحراف]] کشیده شده و عامل [[گمراهی]] دیگران شدهاند. بسیاری از [[فرقههای انحرافی]] [[مهدویت]] نیز به [[دلیل]] [[دنیاگرایی]] پدید آمده و ادامه یافتهاند. شمار زیادی از مدعیان [[مهدویت]] و [[بابیت]] برای کسب نام و نان، فرقهای تأسیس نموده و از [[عقاید]] عوام، سوءاستفاده کرهاند. [[فرقه]] [[منحرف]] واقفیّه –که در [[امامت]] [[امام کاظم|امام هفتم]]{{ع}} توقف کردند و او را همان [[مهدی موعود]] دانستند که باز خواهد گشت –نمونهای روشن از [[فرقهگرایی]] به [[دلیل]] [[دنیاخواهی]] و [[سودجویی]] مادّی است؛<ref> یونس بن عبدالرحمن از وکلای امام هفتم میگوید: در زمان شهادت امام کاظم {{ع}} نزد نمایندگان آن حضرت، اموال زیادی بود که طمع در آنها باعث شد در آن امام توقف کنند و وفاتش را انکار کنند (تا اموال را به امام بعدی نپردازند و برای خود بردارند) [[غیبت]] طوسی، ص ۶۴.</ref> چنان که [[محمد بن علی بن بلال]] نیز در زمان [[نایب دوم]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} با همین انگیزه، مدعی [[نیابت خاصه]] شد و گروهی را گرد خود جمع کرد.<ref> غیبت طوسی، ص ۴۰۰.</ref> | ||
::::#'''مشکلات [[اجتماعی]]:''' نابسامانیهای [[اجتماعی]]، [[زمینهساز]] مناسبی برای رشد و توسعه [[فرقههای انحرافی]] و گرایش [[مردم]] به این فرقههاست. افراد فرصتطلب، از مشکلات معیشتی [[مردم]] [[مسلمان]]، سوءاستفاده نموده، به بهانه رفع نیازهای ایشان، آنان را به فرقههای [[باطل]] جذب میکنند. سالهاست که مبلّغان وهّابی با تکیه بر منابع [[مالی]] [[مسلمین]]، از همین شیوه برای [[ترویج]] و [[تبلیغ]] [[وهابیت]]، استفاده کردهاند. در مواردی نیز مشکل [[اجتماعی]] [[مردم]] به [[دلیل]] [[نظام سیاسی]] نالایقی است که بر [[جامعه]] [[حاکم]] است. این [[انحطاط]] [[سیاسی]] به رشد تفکرات [[باطل]] و [[انحرافی]] کمک میکند و دست آنها را در اقدامات ضد [[دینی]] باز میگذارند. در عصر [[امامان]]{{عم}} به [[دلیل]] بیکفایتی خلفای [[اموی]] و [[عباسی]]، [[فرقههای انحرافی]] زیادی در میان [[مسلمین]] شکل گرفت. نمونه دیگر مشکل [[اجتماعی]] [[مردم]]، کوتاهی [[خواص]] و [[نخبگان]] و عدم موضعگیری مناسب آنها در برابر [[فرقههای انحرافی]] است. روشن است که اگر عناصر تأثیرگذار و [[اندیشوران]] [[جوامع اسلامی]] در برابر [[ظهور]] فرقههای [[باطل]] و بدعتهای آنها در [[دین]]، [[اقدام]] لازم و به موقع را ترک کنند، بستر مناسب برای رشد و توسعه [[فرقههای انحرافی]] پدید خواهد آمد. نمونۀ روشن آن این نابسامانی [[اجتماعی]] در عصر [[امامت]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و در [[جنگ]] صفیّن بود که به [[علت]] کوتاهی [[خواص]] به شکلگیری [[فرقه]] [[انحرافی]] [[خوارج]] انجامید | ::::#'''مشکلات [[اجتماعی]]:''' نابسامانیهای [[اجتماعی]]، [[زمینهساز]] مناسبی برای رشد و توسعه [[فرقههای انحرافی]] و گرایش [[مردم]] به این فرقههاست. افراد فرصتطلب، از مشکلات معیشتی [[مردم]] [[مسلمان]]، سوءاستفاده نموده، به بهانه رفع نیازهای ایشان، آنان را به فرقههای [[باطل]] جذب میکنند. سالهاست که مبلّغان وهّابی با تکیه بر منابع [[مالی]] [[مسلمین]]، از همین شیوه برای [[ترویج]] و [[تبلیغ]] [[وهابیت]]، استفاده کردهاند. در مواردی نیز مشکل [[اجتماعی]] [[مردم]] به [[دلیل]] [[نظام سیاسی]] نالایقی است که بر [[جامعه]] [[حاکم]] است. این [[انحطاط]] [[سیاسی]] به رشد تفکرات [[باطل]] و [[انحرافی]] کمک میکند و دست آنها را در اقدامات ضد [[دینی]] باز میگذارند. در عصر [[امامان]]{{عم}} به [[دلیل]] بیکفایتی خلفای [[اموی]] و [[عباسی]]، [[فرقههای انحرافی]] زیادی در میان [[مسلمین]] شکل گرفت. نمونه دیگر مشکل [[اجتماعی]] [[مردم]]، کوتاهی [[خواص]] و [[نخبگان]] و عدم موضعگیری مناسب آنها در برابر [[فرقههای انحرافی]] است. روشن است که اگر عناصر تأثیرگذار و [[اندیشوران]] [[جوامع اسلامی]] در برابر [[ظهور]] فرقههای [[باطل]] و بدعتهای آنها در [[دین]]، [[اقدام]] لازم و به موقع را ترک کنند، بستر مناسب برای رشد و توسعه [[فرقههای انحرافی]] پدید خواهد آمد. نمونۀ روشن آن این نابسامانی [[اجتماعی]] در عصر [[امامت]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و در [[جنگ]] صفیّن بود که به [[علت]] کوتاهی [[خواص]] به شکلگیری [[فرقه]] [[انحرافی]] [[خوارج]] انجامید |