←روایاتی از اهل بیت{{عم}} درباره علم غیب
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
#به حدیث صحیح مشابهی در رجال کشی، صفحه 298 اشاره شده است. | #به حدیث صحیح مشابهی در رجال کشی، صفحه 298 اشاره شده است. | ||
# در حدیث صحیح دیگری از ابن ابی عمیر، از شعیب از ابی بصیر نقل شده است که بیان کرده است: «من به ابی عبدالله (امام صادق{{ع}}) گفتم: «به حقیقت مدعیاند!!!» امام پرسید: «و به چه چیزی ادعا میکنند؟» من گفتم: «آنها مدعیاند که شما تعداد دانههای باران و تعداد ستارهها و تعداد برگهای درختان و وزن هرچه در دریاست و تعداد ذرات شن و ماسه را میدانید». سپس امام دستانش را به سمت آسمان بالا برد و فرمود: «سبحان الله! سبحان الله! به جز خداوند، هیچ کس همه اینها را نمیداند»<ref>{{متن حدیث|عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ شُعَيْبٍ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّهُمْ يَقُولُونَ! قَالَ: وَ مَا يَقُولُونَ قُلْتُ يَقُولُونَ تَعْلَمُ قَطْرَ الْمَطَرِ وَ عَدَدَ النُّجُومِ وَ وَرَقَ الشَّجَرِ وَ وَزْنَ مَا فِي الْبَحْرِ وَ عَدَدَ التُّرَابِ، فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَ قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ مَا يَعْلَمُ هَذَا إِلَّا اللَّهُ}}؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، النص، ص۲۹۹.</ref>. | # در حدیث صحیح دیگری از ابن ابی عمیر، از شعیب از ابی بصیر نقل شده است که بیان کرده است: «من به ابی عبدالله (امام صادق{{ع}}) گفتم: «به حقیقت مدعیاند!!!» امام پرسید: «و به چه چیزی ادعا میکنند؟» من گفتم: «آنها مدعیاند که شما تعداد دانههای باران و تعداد ستارهها و تعداد برگهای درختان و وزن هرچه در دریاست و تعداد ذرات شن و ماسه را میدانید». سپس امام دستانش را به سمت آسمان بالا برد و فرمود: «سبحان الله! سبحان الله! به جز خداوند، هیچ کس همه اینها را نمیداند»<ref>{{متن حدیث|عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ شُعَيْبٍ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّهُمْ يَقُولُونَ! قَالَ: وَ مَا يَقُولُونَ قُلْتُ يَقُولُونَ تَعْلَمُ قَطْرَ الْمَطَرِ وَ عَدَدَ النُّجُومِ وَ وَرَقَ الشَّجَرِ وَ وَزْنَ مَا فِي الْبَحْرِ وَ عَدَدَ التُّرَابِ، فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَ قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ مَا يَعْلَمُ هَذَا إِلَّا اللَّهُ}}؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، النص، ص۲۹۹.</ref>. | ||
# در نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸؛ در حالی که امام علی برای مردم اتفاقاتی در آینده را فاش میکرد، فردی از یاران گفت: «ای امیرالمؤمنین! به تو دانش غیب عطا شده است». امیرالمؤمنین خندید و به مردی که به قبیله بنی کلب تعلق داشت، گفت: | # در نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸؛ در حالی که امام علی برای مردم اتفاقاتی در آینده را فاش میکرد، فردی از یاران گفت: «ای امیرالمؤمنین! به تو دانش غیب عطا شده است». امیرالمؤمنین خندید و به مردی که به قبیله بنی کلب تعلق داشت، گفت: «ای برادر کلبی! این دانش چیزهای نهان نیست (علم الغیب)؛ بلکه اینها مسائل سادهای هستند که من از صاحب دانش (منظور پیامبر اسلام) که آنها را میدانست، فرا گرفتهام. درباره علم غیب که دانش روز قیامت و چیزهایی است که توسط خداوند در این آیه اشاره شده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref>. بنابراین، فقط خداوند آنچه در ارحام هست را میداند اینکه مذکر است و یا مؤنث؛ زیبا یا زشت است؛ بخشنده است یا بخیل؛ پلید است یا پاکیزه؛ چه کسی سوخت (هیزم) جهنم خواهد بود و چه کسی همراه پیامبر در بهشت خواهد بود. این همان دانش غیب و مسائل پنهانی است که هیچ کس جز خداوند از آن برخوردار نیست. جز اینها (چیزهایی که ما میدانیم)، علمی است که به پیامبرش آموخته و او نیز به من آموخته است و از خداوند خواسته که سینهام آن را در خود حفظ کند و دلم در درون خود جای دهد»<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: لَقَدْ أُعْطِيتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عِلْمَ الْغَيْبِ؛ فَضَحِكَ{{ع}} وَ قَالَ لِلرَّجُلِ وَ كَانَ كَلْبِيّاً: يَا أَخَا كَلْبٍ، لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ وَ إِنَّمَا عِلْمُ الْغَيْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}، فَيَعْلَمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مَا فِي الْأَرْحَامِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ قَبِيحٍ أَوْ جَمِيلٍ وَ سَخِيٍّ أَوْ بَخِيلٍ وَ شَقِيٍّ أَوْ سَعِيدٍ وَ مَنْ يَكُونُ [لِلنَّارِ] فِي النَّارِ حَطَباً أَوْ فِي الْجِنَانِ لِلنَّبِيِّينَ مُرَافِقاً فَهَذَا عِلْمُ الْغَيْبِ الَّذِي لَا يَعْلَمُهُ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِيَّهُ صفَعَلَّمَنِيهِ وَ دَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَهُ صَدْرِي وَ تَضْطَمَّ عَلَيْهِ جَوَانِحِي}}؛ نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۱۸۶.</ref>. این نشان میدهد حتی وقتی امام علی{{ع}} چیزهایی درباره وقایع خاص آینده میگفت هم ناشی از علم غیب نبود بلکه از چیزهایی بود که به وسیله پیامبر برای او روایت شده بود که او نیز به نوبه خود از خداوند دریافتشان کرده بود. | ||
«ای برادر کلبی! این دانش چیزهای نهان نیست (علم الغیب)؛ بلکه اینها مسائل سادهای هستند که من از صاحب دانش (منظور پیامبر اسلام) که آنها را میدانست، فرا گرفتهام. درباره علم غیب که دانش روز قیامت و چیزهایی است که توسط خداوند در این آیه اشاره شده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref>. بنابراین، فقط خداوند آنچه در ارحام هست را میداند اینکه مذکر است و یا مؤنث؛ زیبا یا زشت است؛ بخشنده است یا بخیل؛ پلید است یا پاکیزه؛ چه کسی سوخت (هیزم) جهنم خواهد بود و چه کسی همراه پیامبر در بهشت خواهد بود. این همان دانش غیب و مسائل پنهانی است که هیچ کس جز خداوند از آن برخوردار نیست. جز اینها (چیزهایی که ما میدانیم)، علمی است که به پیامبرش آموخته و او نیز به من آموخته است و از خداوند خواسته که سینهام آن را در خود حفظ کند و دلم در درون خود جای دهد»<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: لَقَدْ أُعْطِيتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عِلْمَ الْغَيْبِ؛ فَضَحِكَ{{ع}} وَ قَالَ لِلرَّجُلِ وَ كَانَ كَلْبِيّاً: يَا أَخَا كَلْبٍ، لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ وَ إِنَّمَا عِلْمُ الْغَيْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}، فَيَعْلَمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مَا فِي الْأَرْحَامِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ قَبِيحٍ أَوْ جَمِيلٍ وَ سَخِيٍّ أَوْ بَخِيلٍ وَ شَقِيٍّ أَوْ سَعِيدٍ وَ مَنْ يَكُونُ [لِلنَّارِ] فِي النَّارِ حَطَباً أَوْ فِي الْجِنَانِ لِلنَّبِيِّينَ مُرَافِقاً فَهَذَا عِلْمُ الْغَيْبِ الَّذِي لَا يَعْلَمُهُ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِيَّهُ صفَعَلَّمَنِيهِ وَ دَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَهُ صَدْرِي وَ تَضْطَمَّ عَلَيْهِ جَوَانِحِي}}؛ نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۱۸۶.</ref>. این نشان میدهد حتی وقتی امام علی{{ع}} چیزهایی درباره وقایع خاص آینده میگفت هم ناشی از علم غیب نبود بلکه از چیزهایی بود که به وسیله پیامبر برای او روایت شده بود که او نیز به نوبه خود از خداوند دریافتشان کرده بود. | |||
#در عیون اخبار الرضا از شیخ صدوق در بخش ۴۶، روایت شده است: «مرد پرسید: «چه چیز نشانگر رهبر الهی است؟» امام{{ع}} پاسخ دادند: «این (نشانهها) دانش و آگاهی و تحقق دعاهایمان (مستجاب الدعوه بودن) است». مرد پرسید: «چگونه میتوانید آنچه در آینده پیش خواهد آمد را بگویید؟» امام پاسخ دادند: «این ناشی از میثاقی قابل اعتماد است که ما از پیامبر خدا به میراث بردهایم». مرد پرسید: «چگونه شما از اهداف پنهان مردم آگاه میشوید؟» امام پرسید: آیا این کلام پیامبر به تو گفته نشده است که «از بصیرت مؤمن بترس زیرا او از میان نوری خداداد به همه چیز مینگرد؟» مرد پاسخ داد: «بله» امام{{ع}} فرمودند: «همه مؤمنان بر اساس میزان ایمانی که دارند، بصیرتی با خود دارند که از طریق آن از میان نوری الهی به همه چیز مینگرند. بصیرت و آگاهی. خداوند به ما (رهبران الهی) همانقدر بصیرت عطا کرده است که به سایر مؤمنان داده است»<ref>{{متن حدیث|...فَقَالَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَيِّ شَيْءٍ تَصِحُّ الْإِمَامَةُ لِمُدَّعِيهَا؟ قَالَ: بِالنَّصِّ وَ الدَّلِيلِ؛ قَالَ لَهُ: فَدَلَالَةُ الْإِمَامِ فِيمَا هِيَ؟ قَالَ: فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ؛ قَالَ: فَمَا وَجْهُ إِخْبَارِكُمْ بِمَا يَكُونُ؟ قَالَ: ذَلِكَ بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَيْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}؛ قَالَ: فَمَا وَجْهُ إِخْبَارِكُمْ بِمَا فِي قُلُوبِ النَّاسِ؟ قَالَ{{ع}} لَهُ: أَ مَا بَلَغَكَ قَوْلُ الرَّسُولِ{{صل}}: «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ»؟ قَالَ: بَلَى؛ قَالَ: وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لَهُ فِرَاسَةٌ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ مَبْلَغِ اسْتِبْصَارِهِ وَ عِلْمِهِ وَ قَدْ جَمَعَ اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ مِنَّا مَا فَرَّقَهُ فِي جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ...}}؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۰۰.</ref>. این نشان میدهد که امام{{ع}} گاهی به واسطه بصیرت و دوراندیشی که خداوند به سایر مؤمنان نیز عطا میکند، چیزهایی را پیشبینی میکرد. این علم غیب نیست. | #در عیون اخبار الرضا از شیخ صدوق در بخش ۴۶، روایت شده است: «مرد پرسید: «چه چیز نشانگر رهبر الهی است؟» امام{{ع}} پاسخ دادند: «این (نشانهها) دانش و آگاهی و تحقق دعاهایمان (مستجاب الدعوه بودن) است». مرد پرسید: «چگونه میتوانید آنچه در آینده پیش خواهد آمد را بگویید؟» امام پاسخ دادند: «این ناشی از میثاقی قابل اعتماد است که ما از پیامبر خدا به میراث بردهایم». مرد پرسید: «چگونه شما از اهداف پنهان مردم آگاه میشوید؟» امام پرسید: آیا این کلام پیامبر به تو گفته نشده است که «از بصیرت مؤمن بترس زیرا او از میان نوری خداداد به همه چیز مینگرد؟» مرد پاسخ داد: «بله» امام{{ع}} فرمودند: «همه مؤمنان بر اساس میزان ایمانی که دارند، بصیرتی با خود دارند که از طریق آن از میان نوری الهی به همه چیز مینگرند. بصیرت و آگاهی. خداوند به ما (رهبران الهی) همانقدر بصیرت عطا کرده است که به سایر مؤمنان داده است»<ref>{{متن حدیث|...فَقَالَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَيِّ شَيْءٍ تَصِحُّ الْإِمَامَةُ لِمُدَّعِيهَا؟ قَالَ: بِالنَّصِّ وَ الدَّلِيلِ؛ قَالَ لَهُ: فَدَلَالَةُ الْإِمَامِ فِيمَا هِيَ؟ قَالَ: فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ؛ قَالَ: فَمَا وَجْهُ إِخْبَارِكُمْ بِمَا يَكُونُ؟ قَالَ: ذَلِكَ بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَيْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}؛ قَالَ: فَمَا وَجْهُ إِخْبَارِكُمْ بِمَا فِي قُلُوبِ النَّاسِ؟ قَالَ{{ع}} لَهُ: أَ مَا بَلَغَكَ قَوْلُ الرَّسُولِ{{صل}}: «اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ»؟ قَالَ: بَلَى؛ قَالَ: وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لَهُ فِرَاسَةٌ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ مَبْلَغِ اسْتِبْصَارِهِ وَ عِلْمِهِ وَ قَدْ جَمَعَ اللَّهُ لِلْأَئِمَّةِ مِنَّا مَا فَرَّقَهُ فِي جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ...}}؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۰۰.</ref>. این نشان میدهد که امام{{ع}} گاهی به واسطه بصیرت و دوراندیشی که خداوند به سایر مؤمنان نیز عطا میکند، چیزهایی را پیشبینی میکرد. این علم غیب نیست. | ||
#در نامهای که امام علی{{ع}} به منذر بن جارود مینویسد، در نهج البلاغه (میخوانیم): «اما بعد، پس به راستی، تقوی و فروتنی و خوبی پدرت، باعث شد تا در مورد تو بد داوری کنم. گمان بردم که تو به راه او میروی و طریقه او را میپیمایی، اما با گزارشی که درباره تو به من رسیده، ناگهان متوجه شدم که تو فرمانبری از هوای نفس خود را رها نمیکنی و آن را فرو نمیگذاری و برای آخرت خود توشه و ذخیرهای آماده نمیسازی و با ویران نمودن آخرت خویش، دنیایت را آباد میکنی و با ارتکاب اعمالی که تو را از دینت جدا میکند، به قوم و عشیرهات، صله و جائزه میدهی، هر آینه و اگر آنچه درباره تو به من رسیده حق و درست باشد، همانا شتر خانوادهات و بند کفشت، از تو بهتر است، و هر کس به صفت و حالت تو باشد، این شایستگی در او نیست که با یاری وی، در مرزی از هجوم دشمن جلوگیری گردد یا کاری با اقدام او به اجرا در آید یا شایستگی داشته باشد که مقام او را بالا ببرند یا در امانتی شرکت داده شود، یا برای جلوگیری از خیانتی، امین به حساب آید، (یا اینکه از خیانت او بتوان ایمن بود) پس چون این نامه من به تو میرسد، به سوی من رو آور، ان شاءالله»<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَّنِي مِنْكَ وَ ظَنَنْتُ أَنَّكَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ وَ تَسْلُكُ سَبِيلَهُ فَإِذَا أَنْتَ فِيمَا رُقِّيَ إِلَيَّ عَنْكَ لَا تَدَعُ لِهَوَاكَ انْقِيَاداً وَ لَا تُبْقِي لِآخِرَتِكَ عَتَاداً تَعْمُرُ دُنْيَاكَ بِخَرَابِ آخِرَتِكَ وَ تَصِلُ عَشِيرَتَكَ بِقَطِيعَةِ دِينِكَ وَ لَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَنِي عَنْكَ حَقّاً لَجَمَلُ أَهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ أَوْ يُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ أَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ أَوْ يُشْرَكَ فِي أَمَانَةٍ أَوْ يُؤْمَنَ عَلَى جِبَايَةٍ فَأَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}؛ نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۴۶۱-۴۶۲، نامه ۷۱.</ref>. | #در نامهای که امام علی{{ع}} به منذر بن جارود مینویسد، در نهج البلاغه (میخوانیم): «اما بعد، پس به راستی، تقوی و فروتنی و خوبی پدرت، باعث شد تا در مورد تو بد داوری کنم. گمان بردم که تو به راه او میروی و طریقه او را میپیمایی، اما با گزارشی که درباره تو به من رسیده، ناگهان متوجه شدم که تو فرمانبری از هوای نفس خود را رها نمیکنی و آن را فرو نمیگذاری و برای آخرت خود توشه و ذخیرهای آماده نمیسازی و با ویران نمودن آخرت خویش، دنیایت را آباد میکنی و با ارتکاب اعمالی که تو را از دینت جدا میکند، به قوم و عشیرهات، صله و جائزه میدهی، هر آینه و اگر آنچه درباره تو به من رسیده حق و درست باشد، همانا شتر خانوادهات و بند کفشت، از تو بهتر است، و هر کس به صفت و حالت تو باشد، این شایستگی در او نیست که با یاری وی، در مرزی از هجوم دشمن جلوگیری گردد یا کاری با اقدام او به اجرا در آید یا شایستگی داشته باشد که مقام او را بالا ببرند یا در امانتی شرکت داده شود، یا برای جلوگیری از خیانتی، امین به حساب آید، (یا اینکه از خیانت او بتوان ایمن بود) پس چون این نامه من به تو میرسد، به سوی من رو آور، ان شاءالله»<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ صَلَاحَ أَبِيكَ غَرَّنِي مِنْكَ وَ ظَنَنْتُ أَنَّكَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ وَ تَسْلُكُ سَبِيلَهُ فَإِذَا أَنْتَ فِيمَا رُقِّيَ إِلَيَّ عَنْكَ لَا تَدَعُ لِهَوَاكَ انْقِيَاداً وَ لَا تُبْقِي لِآخِرَتِكَ عَتَاداً تَعْمُرُ دُنْيَاكَ بِخَرَابِ آخِرَتِكَ وَ تَصِلُ عَشِيرَتَكَ بِقَطِيعَةِ دِينِكَ وَ لَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَنِي عَنْكَ حَقّاً لَجَمَلُ أَهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ أَوْ يُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ أَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ أَوْ يُشْرَكَ فِي أَمَانَةٍ أَوْ يُؤْمَنَ عَلَى جِبَايَةٍ فَأَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}؛ نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۴۶۱-۴۶۲، نامه ۷۱.</ref>. | ||