←سؤال چهارم: تعارض روایات علم غیب اهل بیت {{ع}} با آیات قرآن
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
ببینیم قرآن با توجه به این موضوع چه چیزی برای گفتن دارد؟ | ببینیم قرآن با توجه به این موضوع چه چیزی برای گفتن دارد؟ | ||
#'''آیه ۱:''' پس از روایت داستان حضرت نوح، خداوند در سوره هود به حضرت محمد{{صل}} میگوید: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>. این یک آیه روشن است. خداوند آشکارا میگوید که پیامبر درباره داستان حضرت نوح چیزی نمیدانست پیش از آنکه این داستان در قرآن برای وی نازل شود. خداوند این موضوع را با اضافه کردن عبارت «پیش از این نه تو این را میدانستی و نه قوم تو» روشن و واضح میکند. با در نظر گرفتن آن، محققین مورد نظر در پیچیده کردن معنی این آیهها و تطبیق آن با باورهای خود، بسیار خوب عمل کردهاند. اگر آیه تنها گفته بود که: «تو (ای پیامبر!) این داستان را نمیدانستی...» ممکن بود محققین بگویند که این آیه درباره عالم زر یا عالم ارواح سخن میگوید یعنی حتی پیش از آفرینش حضرت آدم{{ع}}، و آن زمانی است که خداوند داستان نوح را بر پیامبر{{صل}} نازل کرده است. اما خداوند با بیان قید «نه تو و نه مردم تو این داستان را پیش از این نمیدانستند» این موضوع را روشن و تصریح میکند که آشکارا نشان میدهد، خداوند درباره این دنیا صحبت میکند نه قلمرو دیگری از جهان و این نشان میدهد که پیامبر{{صل}} نسبت به قرآن پیش از نزولش در این دنیا، آگاهی نداشته است. | #'''آیه ۱:''' پس از روایت داستان حضرت نوح، خداوند در سوره هود به حضرت محمد{{صل}} میگوید: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>. این یک آیه روشن است. خداوند آشکارا میگوید که پیامبر درباره داستان حضرت نوح چیزی نمیدانست پیش از آنکه این داستان در قرآن برای وی نازل شود. خداوند این موضوع را با اضافه کردن عبارت «پیش از این نه تو این را میدانستی و نه قوم تو» روشن و واضح میکند. با در نظر گرفتن آن، محققین مورد نظر در پیچیده کردن معنی این آیهها و تطبیق آن با باورهای خود، بسیار خوب عمل کردهاند. اگر آیه تنها گفته بود که: «تو (ای پیامبر!) این داستان را نمیدانستی...» ممکن بود محققین بگویند که این آیه درباره عالم زر یا عالم ارواح سخن میگوید یعنی حتی پیش از آفرینش حضرت آدم{{ع}}، و آن زمانی است که خداوند داستان نوح را بر پیامبر{{صل}} نازل کرده است. اما خداوند با بیان قید «نه تو و نه مردم تو این داستان را پیش از این نمیدانستند» این موضوع را روشن و تصریح میکند که آشکارا نشان میدهد، خداوند درباره این دنیا صحبت میکند نه قلمرو دیگری از جهان و این نشان میدهد که پیامبر{{صل}} نسبت به قرآن پیش از نزولش در این دنیا، آگاهی نداشته است. | ||
#'''آیه ۲:''' در سوره | #'''آیه ۲:''' در سوره ص خداوند به پیامبر تعلیم میدهد که به مردم بگوید: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ * أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ * مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلاَّ أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}<ref>«بگو: این خبری سترگ است * که شما از آن رویگردانید * مرا دانشی به گروه (فرشتگان) فراتر نیست، هنگامی که همستیزی میکردند * به من جز این وحی نمیشود که من تنها بیمدهندهای آشکارم» سوره ص، آیه ۶۷-۷۰.</ref>. با توجه به نظر بیشتر مفسرین ملاء اعلی اشاره دارد به واقعهای که در آن از فرشتگان خواسته شد تا در برابر آدم سجده کنند و درباره این موضوع جدالی سرسختانه سر گرفت. صرف نظر از معنای این داستان، یک چیز آشکار است که پیامبر درباره ملاء اعلی آگاهی نداشته، وقتی که این اتفاق رخ داده است، با اینکه با توجه به یک باور معروف، پیامبر{{صل}} بسیار پیش از آفرینش آدم، خلق شده بود؛ بنابراین باید شاهد هر آنچه در ملاء اعلی اتفاق افتاد، میبود. | ||
#'''آیه ۳:''' خداوند در سوره توبه به پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref>. نه تنها گذشته و آینده بلکه مانند هر انسان عادی، پیامبر حتی درباره مردم زمان خود و شهر خود آگاهی کامل نداشت؛ به همین دلیل است که خداوند میفرماید: «تو آنها را نمیشناسی...». | #'''آیه ۳:''' خداوند در سوره توبه به پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref>. نه تنها گذشته و آینده بلکه مانند هر انسان عادی، پیامبر حتی درباره مردم زمان خود و شهر خود آگاهی کامل نداشت؛ به همین دلیل است که خداوند میفرماید: «تو آنها را نمیشناسی...». | ||
#'''آیه ۴:''' پیش از روایت داستان حضرت یوسف، خداوند در سوره یوسف به پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«ما با این قرآن که به تو وحی کردهایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان میگوییم و بیگمان تو پیش از آن از ناآگاهان بودی» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. بحثی به وجود آمده است که واژه «غافل» به معنی ناآگاه نیست بلکه به این معناست که پیامبر از این داستان آگاه بوده ولی به مردم چیزی نگفته بوده است. چرا خداوند باید پیامبر را غافل (که بار معنایی منفی دارد) خطاب کند در حالی که پیامبر{{صل}} تنها چیزهایی را میگوید که خداوند از او خواسته باشد؟ همچنین اگر فرض کنیم که پیامبر همه چیز را میدانسته پس نعوذ باللَّه در حالی از دنیا رفته که غافل بوده است، زیرا او هر چه که میدانسته را در طول حیاتش به مردم نگفته بوده است. این آشکارا غیر منطقی است. همچنین مراجعه کنید به: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ}}<ref>«آن از این روست که (سنّت) پروردگارت (این است که) نابود کننده شهرها به ستم- در حال بیخبری مردم آن (شهر) ها- نبوده است» سوره انعام، آیه ۱۳۱.</ref>، {{متن قرآن|أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ}}<ref>«مبادا بگویید: کتاب (آسمانی، تنها) بر دو گروه پیش از ما فرو فرستاده شده است و به راستی ما از خواندن (و بحث و بررسی) آنان ناآگاه بودیم» سوره انعام، آیه ۱۵۶.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و... که در آنها واژه غافل به معنای ناآگاه بودن به کار رفته است. | #'''آیه ۴:''' پیش از روایت داستان حضرت یوسف، خداوند در سوره یوسف به پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«ما با این قرآن که به تو وحی کردهایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان میگوییم و بیگمان تو پیش از آن از ناآگاهان بودی» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. بحثی به وجود آمده است که واژه «غافل» به معنی ناآگاه نیست بلکه به این معناست که پیامبر از این داستان آگاه بوده ولی به مردم چیزی نگفته بوده است. چرا خداوند باید پیامبر را غافل (که بار معنایی منفی دارد) خطاب کند در حالی که پیامبر{{صل}} تنها چیزهایی را میگوید که خداوند از او خواسته باشد؟ همچنین اگر فرض کنیم که پیامبر همه چیز را میدانسته پس نعوذ باللَّه در حالی از دنیا رفته که غافل بوده است، زیرا او هر چه که میدانسته را در طول حیاتش به مردم نگفته بوده است. این آشکارا غیر منطقی است. همچنین مراجعه کنید به: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ}}<ref>«آن از این روست که (سنّت) پروردگارت (این است که) نابود کننده شهرها به ستم- در حال بیخبری مردم آن (شهر) ها- نبوده است» سوره انعام، آیه ۱۳۱.</ref>، {{متن قرآن|أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ}}<ref>«مبادا بگویید: کتاب (آسمانی، تنها) بر دو گروه پیش از ما فرو فرستاده شده است و به راستی ما از خواندن (و بحث و بررسی) آنان ناآگاه بودیم» سوره انعام، آیه ۱۵۶.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و... که در آنها واژه غافل به معنای ناآگاه بودن به کار رفته است. | ||