پرش به محتوا

علمای ابرار: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۴۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = علمای ابرار (پرسش)}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[علمای ابرار در تاریخ اسلامی]] - [[علمای ابرار در کلام اسلامی]] - [[علمای ابرار در فقه سیاسی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[سیره اجتماعی معصومان (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==خلاصه ادعاهای این نظریه==
== خلاصه ادعاهای این نظریه ==
نظریه «علمای ابرار» درباره غالیانه بودن برخی از [[مقامات اهل بیت]]{{عم}} که در [[احادیث]] وارد شده، مبتنی بر پنج ادعاست:
نظریه «علمای ابرار» درباره غالیانه بودن برخی از [[مقامات اهل بیت]] {{عم}} که در [[احادیث]] وارد شده، مبتنی بر پنج ادعاست:
#[[سیر]] تدوین احادیث غیرعلمی و ساده‌اندیشانه بوده است، لذا [[غالیان]] و [[مفوضه]] [[احادیث جعلی]] خود را درباره مقامات اهل بیت{{عم}} در بین [[احادیث شیعه]] وارد کرده‌اند.
# [[سیر]] تدوین احادیث غیرعلمی و ساده‌اندیشانه بوده است، لذا [[غالیان]] و [[مفوضه]] [[احادیث جعلی]] خود را درباره مقامات اهل بیت {{عم}} در بین [[احادیث شیعه]] وارد کرده‌اند.
#قدما همه‌گونه [[حدیثی]] را (درست و غلط) در منقولات خود می‌آوردند، و این [[تفکر]] که گذشتگان [[آگاهی]] بهتری از احادیث داشتند، [[اشتباه]] است؛ اکثر احادیث گذشتگان [[ضعیف]] است.
# قدما همه‌گونه [[حدیثی]] را (درست و غلط) در منقولات خود می‌آوردند، و این [[تفکر]] که گذشتگان [[آگاهی]] بهتری از احادیث داشتند، [[اشتباه]] است؛ اکثر احادیث گذشتگان [[ضعیف]] است.
#بیشتر احادیث مجامع بزرگ حدیثی (مخصوصاً [[کتاب کافی]]) غالیانه یا ضعیف می‌باشد.
# بیشتر احادیث مجامع بزرگ حدیثی (مخصوصاً [[کتاب کافی]]) غالیانه یا ضعیف می‌باشد.
#این [[افکار]] غالیانه حاصل تلاش برخی [[اصحاب]] مثل [[معلی بن خنیس]] می‌باشد، که [[ائمه]] را [[پیامبر]] می‌دانستند.
# این [[افکار]] غالیانه حاصل تلاش برخی [[اصحاب]] مثل [[معلی بن خنیس]] می‌باشد، که [[ائمه]] را [[پیامبر]] می‌دانستند.
#[[ابن ابی یعفور]] و بیشتر [[شیعیان]] [[معتدل]]، ائمه را فقط علمای ابرار می‌دانستند.<ref>[[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]، ص ۵۷.</ref>
# [[ابن ابی یعفور]] و بیشتر [[شیعیان]] [[معتدل]]، ائمه را فقط علمای ابرار می‌دانستند.<ref>[[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، م‍ص‍طف‍ی‌]]، [[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]، ص ۵۷.</ref>


== نقد این نظریه==
== نظریه علمای ابرار ==
بر اساس این نظریه، [[ائمه]] هرگز با [[پیامبر]] {{صل}} قابل [[قیاس]] نیستند؛ چرا که پیامبر {{صل}} اولاً [[منصوب از جانب خداوند]] است، ثانیاً با [[علم لدنّی]] و غیراکتسابی "[[وحی]]" را تلقی کرده است، ثالثاً [[وحی الهی]] و [[سنت نبوی]] با [[ملکه]] [[عصمت]] از جانب [[خدا]] [[حفظ]] می‌شود. بر اساس این نظریه، اولاً ائمه توسط [[امام]] قبل به [[مردم]] و در مورد [[امام اول]] توسط پیامبر معرفی شده‌اند. به عبارت فنی‌تر به [[وصیت]] یا [[نص]] از امام قبل یا پیامبر در مورد [[امام علی]] و با [[اختبار]] و [[امتحان]] علمای شیعه ائمه [[تعیین]] می‌شده‌اند. ثانیاً ائمه فاقد علم لدنّی یا [[علم غیب]] هستند. [[امامان]]، [[معارف دینی]] را به شیوه اکتسابی از امام قبل به دست آورده‌اند و با [[رأی]] و [[اجتهاد]] و [[استنباط]]، [[احکام شرعی]] را تحصیل کرده‌اند و همانند دیگر [[آدمیان]]، خطاپذیرند، اگرچه کم‌خطا‌ترین هستند. ثالثاً اگرچه ائمه از مهذّب‌ترین و پاکیزه‌ترین افراد [[بشر]] به لحاظ دوری از [[معاصی]] هستند، اما عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر {{صل}} است. هرگونه صفت فرابشری برای ائمه [[انکار]] می‌شود و از ایشان با عنوان "علمای ابرار" ([[دانشمندان]] [[پرهیزکار]]) یاد می‌شود. هرگونه [[حق]] ویژه [[الهی]] و [[ارتباط]] اختصاصی با [[خداوند]] را خارج از شخص پیامبر نمی‌پذیرد. تفاوت [[ائمه اهل بیت]] (یعنی علمای ابرار) با دیگر [[عالمان دین]] در [[میزان]] [[علم]] و [[درجه]] [[تهذیب نفس]] و تقریشان به [[حضرت حق]] است.


==[[نظریه]] [[علمای ابرار]]==
از همان [[زمان]] که گرایش‌های غالیانه به [[جامعه]] [[شیعه امامیه]] رخنه کرده و اندک اندک برخی از [[شیعیان]] را به خود جلب می‌نمود، بسیاری از شیعیان و [[اصحاب ائمه]] اطهار به شدت با نسبت هرگونه صفات [[فوق بشری]] به آنان [[مخالف]] بوده و بر این نکته تأکید می‌کردند که آنان فقط دانشمندانی پرهیزکار (علمای ابرار) بوده‌اند. هواداران این [[گرایش]] البته از نظر [[اطاعت]] و [[تبعیت از امام]]، پیرو و [[فرمان‌بردار]] بی‌چون و چرا وتسلیم محض بودند- چه ائمه از نظر آنان [[جانشینان]] بر [[حق پیامبر]] بودند که خود، [[مسلمانان]] را به [[پیروی]] از ایشان به عنوان [[مفسرین]] برحق [[کتاب خدا]] و [[وارث]] [[علم پیامبر]] [[فرمان]] داده بود - و همین، وجه تمایز این گروه از [[اصحاب ائمه]] از سایر مسلمانانی بود که به [[خدمت]] [[ائمه]] برای استفاده [[علمی]] یا [[محبت]] و ولای به [[خاندان پیامبر]] می‌آمدند و از آنان می‌آموختند و [[نقل حدیث]] و [[فتوا]] می‌کردند، اما نه به عنوان [[امام]] مفترض الطاعة، بلکه به عنوان دانشمندانی از خاندان پیامبر، برخی امکاناً ائمه‌ای چون [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} را [[داناترین]] [[عالم دین]] در [[روزگار]] خود می‌دانستند، ولی باز [[اطاعت]] آنان را به [[نص پیامبر]] [[واجب]] نمی‌شمردند؛ اما آن گروه از [[اصحاب]] با آن‌که به شدت تمام با نسبت هرگونه امر [[غیر طبیعی]] مانند [[علم غیب]] به ائمه [[مخالفت]] می‌کردند، [[شیعه]] و [[مطیع]] بی‌چون و چرای آنان بودند و ایشان را امام و [[رهبر]] [[اسلام]] می‌دانستند»<ref>مکتب در فرآیند تکامل، ص۴۸.</ref>.<ref>[[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۱۱۸.</ref>
بر اساس این نظریه، [[ائمه]] هرگز با [[پیامبر]]{{صل}} قابل [[قیاس]] نیستند؛ چرا که پیامبر{{صل}} اولاً [[منصوب از جانب خداوند]] است، ثانیاً با [[علم لدنّی]] و غیراکتسابی "[[وحی]]" را تلقی کرده است، ثالثاً [[وحی الهی]] و [[سنت نبوی]] با [[ملکه]] [[عصمت]] از جانب [[خدا]] [[حفظ]] می‌شود. بر اساس این نظریه، اولاً ائمه توسط [[امام]] قبل به [[مردم]] و در مورد [[امام اول]] توسط پیامبر معرفی شده‌اند. به عبارت فنی‌تر به [[وصیت]] یا [[نص]] از امام قبل یا پیامبر در مورد [[امام علی]] و با [[اختبار]] و [[امتحان]] [[علمای شیعه]] ائمه [[تعیین]] می‌شده‌اند. ثانیاً ائمه فاقد علم لدنّی یا [[علم غیب]] هستند. [[امامان]]، [[معارف دینی]] را به شیوه اکتسابی از امام قبل به دست آورده‌اند و با [[رأی]] و [[اجتهاد]] و [[استنباط]]، [[احکام شرعی]] را تحصیل کرده‌اند و همانند دیگر [[آدمیان]]، خطاپذیرند، اگرچه کم‌خطا‌ترین هستند. ثالثاً اگرچه ائمه از مهذّب‌ترین و پاکیزه‌ترین افراد [[بشر]] به لحاظ دوری از [[معاصی]] هستند، اما عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر{{صل}} است. هرگونه صفت فرابشری برای ائمه [[انکار]] می‌شود و از ایشان با عنوان "علمای ابرار" ([[دانشمندان]] [[پرهیزکار]]) یاد می‌شود. هرگونه [[حق]] ویژه [[الهی]] و [[ارتباط]] اختصاصی با [[خداوند]] را خارج از شخص پیامبر نمی‌پذیرد. تفاوت [[ائمه اهل بیت]] (یعنی علمای ابرار) با دیگر [[عالمان دین]] در [[میزان]] [[علم]] و [[درجه]] [[تهذیب نفس]] و تقریشان به [[حضرت حق]] است.


از همان [[زمان]] که گرایش‌های غالیانه به [[جامعه]] [[شیعه امامیه]] رخنه کرده و اندک اندک برخی از [[شیعیان]] را به خود جلب می‌نمود، بسیاری از شیعیان و [[اصحاب ائمه]] اطهار به شدت با نسبت هرگونه صفات [[فوق بشری]] به آنان [[مخالف]] بوده و بر این نکته تأکید می‌کردند که آنان فقط دانشمندانی پرهیزکار (علمای ابرار) بوده‌اند. هواداران این [[گرایش]] البته از نظر [[اطاعت]] و [[تبعیت از امام]]، پیرو و [[فرمان‌بردار]] بی‌چون و چرا وتسلیم محض بودند- چه ائمه از نظر آنان [[جانشینان]] بر [[حق پیامبر]] بودند که خود، [[مسلمانان]] را به [[پیروی]] از ایشان به عنوان [[مفسرین]] برحق [[کتاب خدا]] و [[وارث]] [[علم پیامبر]] [[فرمان]] داده بود - و همین، وجه تمایز این گروه از [[اصحاب ائمه]] از سایر مسلمانانی بود که به [[خدمت]] [[ائمه]] برای استفاده [[علمی]] یا [[محبت]] و ولای به [[خاندان پیامبر]] می‌آمدند و از آنان می‌آموختند و [[نقل حدیث]] و [[فتوا]] می‌کردند، اما نه به عنوان [[امام]] مفترض الطاعة، بلکه به عنوان دانشمندانی از خاندان پیامبر، برخی امکاناً ائمه‌ای چون [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} را [[داناترین]] [[عالم دین]] در [[روزگار]] خود می‌دانستند، ولی باز [[اطاعت]] آنان را به [[نص پیامبر]] [[واجب]] نمی‌شمردند؛ اما آن گروه از [[اصحاب]] با آن‌که به شدت تمام با نسبت هرگونه امر [[غیر طبیعی]] مانند [[علم غیب]] به ائمه [[مخالفت]] می‌کردند، [[شیعه]] و [[مطیع]] بی‌چون و چرای آنان بودند و ایشان را امام و [[رهبر]] [[اسلام]] می‌دانستند»<ref>مکتب در فرآیند تکامل، ص۴۸.</ref>.<ref>[[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۱۱۸.</ref>
== پیشینه بحث علمای ابرار ==
اینکه برخی از [[اصحاب]]، [[اوصیا]] را علمای ابرار می‌دانستند یا گروهی دیگر آنان را [[انبیا]] می‌دانستند، [[تاریخی]] بلند و شنیدنی دارد. ای کاش نویسنده به مستندات و روایاتی که علمای ابرار در آنها آمده بود مراجعه می‌کرد و علمای ابرار را که یک اصطلاح در میان اصحاب [[امامیه]] و [[اهل بیت]] {{عم}} بود، به «[[دانشمندان]] [[پرهیزگار]]» ترجمه نمی‌کرد. به [[اجمال]] اشاره می‌کنم که از [[زمان]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در میان اصحاب بحثی درگرفت که وقتی آنان می‌دیدند اهل بیت {{عم}} از [[امور غیبی]] خبر می‌دهند یا تصرفات [[تکوینی]] می‌کنند و [[علوم لدنی]] و [[الهی]] را اظهار می‌کنند، پاره‌ای از اصحاب که [[ایمان]] [[ضعیف]] تری داشتند تردید می‌کردند و گروهی دیگر از [[شیعیان]] [[مقام]] آنان را با انبیا برابر می‌شمردند و به ایشان نسبت [[نبوت]] و حتی بالاتر می‌دادند. برای مثال [[ابن عباس]] درباره قضیه [[ذی قار]] نقل می‌کند که [[امیر مؤمنان]] {{ع}} به من فرمودند که الآن نیروهای کمکی از [[کوفه]] به سمت ما آمد، و شمار آنها را نیز گفتند. ابن عباس می‌گوید: این [[لشکر]] کمکی را یکی یکی شمردم و دیدم شمار آنها با عددی که [[حضرت]] فرمودند دقیقاً برابر است. در اینجا [[عمرو بن حریص]] از این [[پیشگویی امام]] در شگفت شد و عرض کرد که شما تهافت دارید.


==پیشینه بحث علمای ابرار==
ماجرا از این قرار بود که اموری از اهل بیت {{عم}} صادر می‌شد و هر چه زمان می‌گذشت، به ویژه در زمان صادقین’ این موارد بیشتر آشکار می‌شد و به تدریج زمینه‌ای پدید آمد که بعضی از اصحاب [[معتقد]] شوند [[ائمه]] با [[پیامبران]] فرقی ندارند. [[عبدالله بن ابی یعفور]] صاحب سرّ است و می‌داند که فرق [[امام]] با [[پیامبر]] در چیست. وقتی [[عبدالله]] می‌گوید [[امامان]]، علمای ابرار ند، منظورش این نیست که ائمه نیز مانند دانشمندان [[پرهیزکار]] و [[متقی]] جامعه‌اند. در این اصطلاح، هم «[[علما]]» معنای خاصی دارد و هم [[ابرار]]. این مستندات در [[روایات]] وجود دارند.
اینکه برخی از [[اصحاب]]، [[اوصیا]] را [[علمای ابرار]] می‌دانستند یا گروهی دیگر آنان را [[انبیا]] می‌دانستند، [[تاریخی]] بلند و شنیدنی دارد. ای کاش نویسنده به مستندات و روایاتی که علمای ابرار در آنها آمده بود مراجعه می‌کرد و علمای ابرار را که یک اصطلاح در میان اصحاب [[امامیه]] و [[اهل بیت]]{{عم}} بود، به «[[دانشمندان]] [[پرهیزگار]]» ترجمه نمی‌کرد. به [[اجمال]] اشاره می‌کنم که از [[زمان]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در میان اصحاب بحثی درگرفت که وقتی آنان می‌دیدند اهل بیت{{عم}} از [[امور غیبی]] خبر می‌دهند یا تصرفات [[تکوینی]] می‌کنند و [[علوم لدنی]] و [[الهی]] را اظهار می‌کنند، پاره‌ای از اصحاب که [[ایمان]] [[ضعیف]] تری داشتند تردید می‌کردند و گروهی دیگر از [[شیعیان]] [[مقام]] آنان را با انبیا برابر می‌شمردند و به ایشان نسبت [[نبوت]] و حتی بالاتر می‌دادند. برای مثال [[ابن عباس]] درباره قضیه [[ذی قار]] نقل می‌کند که [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به من فرمودند که الآن نیروهای کمکی از [[کوفه]] به سمت ما آمد، و شمار آنها را نیز گفتند. ابن عباس می‌گوید: این [[لشکر]] کمکی را یکی یکی شمردم و دیدم شمار آنها با عددی که [[حضرت]] فرمودند دقیقاً برابر است. در اینجا [[عمرو بن حریص]] از این [[پیشگویی امام]] در شگفت شد و عرض کرد که شما تهافت دارید.


ماجرا از این قرار بود که اموری از اهل بیت{{عم}} صادر می‌شد و هر چه زمان می‌گذشت، به ویژه در زمان صادقین’ این موارد بیشتر آشکار می‌شد و به تدریج زمینه‌ای پدید آمد که بعضی از اصحاب [[معتقد]] شوند [[ائمه]] با [[پیامبران]] فرقی ندارند. [[عبدالله بن ابی یعفور]] صاحب سرّ است و می‌داند که فرق [[امام]] با [[پیامبر]] در چیست. وقتی [[عبدالله]] می‌گوید [[امامان]]، علمای ابرار ند، منظورش این نیست که ائمه نیز مانند دانشمندان [[پرهیزکار]] و [[متقی]] جامعه‌اند. در این اصطلاح، هم «[[علما]]» معنای خاصی دارد و هم [[ابرار]]. این مستندات در [[روایات]] وجود دارند.
نکته دیگری که [[میزان]] آشنایی [[شبهه]] افکنان و قائلین به [[نظریه]] علمای ابرار را با [[تاریخ]] [[اندیشه]] [[اسلامی]] روشن می‌سازد این است که به [[عبدالله بن ابی یعفور]] [[تهمت]] زدند که او از [[مرجئه]] [[شیعه]] است. اما با مراجعه به [[رجال]] کشّی می‌بینیم ماجرا از این قرار است که [[امام صادق]] {{ع}} به مفضّل می‌فرمایند: مفضّل، تو در [[تشییع جنازه]] عبدالله بن ابی یعفور در [[کوفه]] شرکت کردی؟ او می‌گوید: آری بودم، [[جمعیت]] بسیار زیادی آمده بود. [[حضرت]] می‌فرمایند: بله، از مرجئه شیعه نیز در آنجا بسیار بودند. لکن نویسنده چون نمی‌خواهد بپذیرد که عبدالله بن ابی یعفور به دلیل همان [[کتمان]] سرّش در بین مرجئه کوفه طرف دارانی داشته است -که البته این نیز ماجرایی [[تاریخی]] دارد- می‌گوید این [[روایت]] ساختگی است و اتهامی است که [[اهل]] [[غلوّ]] زدند و آن را از زبان امام صادق {{ع}} طرح کردند. بر این اساس، نویسنده متوجه نشده است که اساساً مرجئه کوفه چه کسانی بوده‌اند و اصطلاح مرجئه شیعه نیز به چه معنا بوده است. وی نوشته است که این اصطلاح مثل اصطلاح وهابی در [[روزگار]] ماست و گونه‌ای [[فحش]] تلقی می‌شده است. اما [[پرسش]] این است که اگر رجال کشّی معتبر است و همه این [[روایات]] در آن منبع هست، چطور از ده روایتی که در آنجا نقل شده، نه روایت یا نادیده گرفته شده یا توجیه و تأویل‌های غیرعلمی شده است، و نویسنده با یک روایت که به صورت ناقص برداشت شده چنین مدعای بزرگی را مطرح کرده است. نتیجه اینکه اساساً برای این ادعا که [[اصحاب]] [[امامیه]]، [[ائمه]] {{عم}} را تنها علمای ابرار می‌دانستند، هیچ مستند قابل [[دفاعی]] وجود ندارد<ref>پژوهشگران مجمع عالی حکمت اسلامی، [[نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع (کتاب)|نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع]]، ص ۹۱.</ref>.


نکته دیگری که [[میزان]] آشنایی [[شبهه]] افکنان و قائلین به [[نظریه]] [[علمای ابرار]] را با [[تاریخ]] [[اندیشه]] [[اسلامی]] روشن می‌سازد این است که به [[عبدالله بن ابی یعفور]] [[تهمت]] زدند که او از [[مرجئه]] [[شیعه]] است. اما با مراجعه به [[رجال]] کشّی می‌بینیم ماجرا از این قرار است که [[امام صادق]]{{ع}} به مفضّل می‌فرمایند: مفضّل، تو در [[تشییع جنازه]] عبدالله بن ابی یعفور در [[کوفه]] شرکت کردی؟ او می‌گوید: آری بودم، [[جمعیت]] بسیار زیادی آمده بود. [[حضرت]] می‌فرمایند: بله، از مرجئه شیعه نیز در آنجا بسیار بودند. لیکن نویسنده چون نمی‌خواهد بپذیرد که عبدالله بن ابی یعفور به دلیل همان [[کتمان]] سرّش در بین مرجئه کوفه طرف دارانی داشته است -که البته این نیز ماجرایی [[تاریخی]] دارد- می‌گوید این [[روایت]] ساختگی است و اتهامی است که [[اهل]] [[غلوّ]] زدند و آن را از زبان امام صادق{{ع}} طرح کردند. بر این اساس، نویسنده متوجه نشده است که اساساً مرجئه کوفه چه کسانی بوده‌اند و اصطلاح مرجئه شیعه نیز به چه معنا بوده است. وی نوشته است که این اصطلاح مثل اصطلاح وهابی در [[روزگار]] ماست و گونه‌ای [[فحش]] تلقی می‌شده است. اما [[پرسش]] این است که اگر رجال کشّی معتبر است و همه این [[روایات]] در آن منبع هست، چطور از ده روایتی که در آنجا نقل شده، نه روایت یا نادیده گرفته شده یا توجیه و تأویل‌های غیرعلمی شده است، و نویسنده با یک روایت که به صورت ناقص برداشت شده چنین مدعای بزرگی را مطرح کرده است. نتیجه اینکه اساساً برای این ادعا که [[اصحاب]] [[امامیه]]، [[ائمه]]{{عم}} را تنها علمای ابرار می‌دانستند، هیچ مستند قابل [[دفاعی]] وجود ندارد.<ref>پژوهشگران مجمع عالی حکمت اسلامی، [[نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع (کتاب)|نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع]]، ص ۹۱.</ref>.
== پرسش مستقیم ==
* [[مراد از نظریه علمای ابرار چیست؟ (پرسش)]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


==پرسش مستقیم==
== منابع ==
*[[مراد از نظریه علمای ابرار چیست؟ (پرسش)]]
 
==منابع==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100785.jpg|22px]] [[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، مصطفی]]، [[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]
# [[پرونده:1100785.jpg|22px]] [[مصطفی سلیمانیان|سلیمانیان، مصطفی]]، [[مقامات امامان (کتاب)|'''مقامات امامان''']]
# [[پرونده:1100806.jpg|22px]] [[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|'''مکتب در فرآیند نواندیشی''']]
# [[پرونده:1100806.jpg|22px]] [[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|'''مکتب در فرآیند نواندیشی''']]
# [[پرونده:13681415.jpg|22px]] پژوهشگران مجمع عالی حکمت اسلامی، [[نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع (کتاب)|'''نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع''']]
# [[پرونده:13681415.jpg|22px]] پژوهشگران مجمع عالی حکمت اسلامی، [[نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع (کتاب)|'''نقد و بررسی تطور تاریخی تشیع''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:علمای ابرار]]
[[رده:علمای ابرار]]
[[رده:مدخل]]
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش