پرش به محتوا

عبدالمطلب در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۵: خط ۴۵:
[[مرگ]] ناگوار [[آمنه]] مادر [[حضرت محمد]]{{صل}}، سبب شد تا عبدالمطّلب در [[حفاظت]] وی توجه بیشتری داشته باشد و اظهار علاقه زیادتری به ایشان نماید<ref>ر.ک: [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[عبدالمطلب (مقاله)|عبدالمطلب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۸۲-۸۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۶؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۴۲-۵۴۳؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۱۹۲.</ref>.
[[مرگ]] ناگوار [[آمنه]] مادر [[حضرت محمد]]{{صل}}، سبب شد تا عبدالمطّلب در [[حفاظت]] وی توجه بیشتری داشته باشد و اظهار علاقه زیادتری به ایشان نماید<ref>ر.ک: [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]]، [[عبدالمطلب (مقاله)|عبدالمطلب]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۸۲-۸۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۶؛ [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۵۴۲-۵۴۳؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۱۹۲.</ref>.


===موقعیت [[عبدالمطلب]] در [[قیامت]]===
==موقعیت [[عبدالمطلب]] در [[قیامت]]==
در روایاتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که فرمود: {{متن حدیث|یُحْشَرُ عبدالمطلبُ یوْمَ الْقِیامَةِ أُمَّةً وَاحِدَةً علیهِ سِیمَاءُ الْأَنْبِیاءِ وَ هَیبَةُ الْمُلُوکِ}}؛ “[[روز قیامت]] عبدالمطلب به‌گونه یک [[امت]] [[محشور]] می‌شود که دارای سیمای [[پیامبران]] و [[هیبت]] [[پادشاهان]] است” <ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴۷، ح۲۲، ۲۳ و ۲۴.</ref>. درباره علت دستیابی عبدالمطلب به این [[مقام]] و [[منزلت]] گفته شده که چون وی قایل به [[بداء]] بوده است (در حادثه‌ای که درباره [[پیامبر]] رخ داد). در زمانی عبدالمطلب پیامبر را به سوی ساربانان خود فرستاد تا شتران پراکنده وی را گرد آورد. پیامبر شتران را جمع کرد، ولی دیر بازگشت. عبدالمطلب حلقه درِ [[خانه کعبه]] را گرفته و می‌گفت: “پروردگارا [[اهل]] خود را هلاک می‌کنی؟! اگر چنین کنی، امری ([[بدا]]) از جانب تو ظاهر گشته است” (زیرا من در کتب و [[اخبار]] [[پیغمبران]] گذشته خوانده‌ام که این نوه من [[پیغمبر]] خواهد شد؛ اگر در [[کودکی]] بمیرد، معلوم می‌شود برای [[خدا]] بدا حاصل شده است). سپس پیامبر شترها را آورد و عبدالمطلب به هر جاده و دره‌ای، کسی را به جستجوی پیغمبر فرستاده بود و فریاد می‌زد: “پروردگارا اهل خود را هلاک می‌کنی؟ اگر چنین کنی برای تو بدا حاصل گشته است”؛ چون چشم عبدالمطلب به پیامبر افتاد، او را در برگرفت و بوسید و فرمود: پسرجانم، پس از این تو را دنبال کاری نخواهم فرستاد؛ زیرا می‌ترسم ناگهان گرفتار و کشته شوی<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴۷؛ همو، اصول کافی (ترجمه: سیدجواد مصطفوی)، ج۲، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۱۹۴.</ref>
در روایاتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که فرمود: {{متن حدیث|یُحْشَرُ عبدالمطلبُ یوْمَ الْقِیامَةِ أُمَّةً وَاحِدَةً علیهِ سِیمَاءُ الْأَنْبِیاءِ وَ هَیبَةُ الْمُلُوکِ}}؛ “[[روز قیامت]] عبدالمطلب به‌گونه یک [[امت]] [[محشور]] می‌شود که دارای سیمای [[پیامبران]] و [[هیبت]] [[پادشاهان]] است” <ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴۷، ح۲۲، ۲۳ و ۲۴.</ref>. درباره علت دستیابی عبدالمطلب به این [[مقام]] و [[منزلت]] گفته شده که چون وی قایل به [[بداء]] بوده است (در حادثه‌ای که درباره [[پیامبر]] رخ داد). در زمانی عبدالمطلب پیامبر را به سوی ساربانان خود فرستاد تا شتران پراکنده وی را گرد آورد. پیامبر شتران را جمع کرد، ولی دیر بازگشت. عبدالمطلب حلقه درِ [[خانه کعبه]] را گرفته و می‌گفت: “پروردگارا [[اهل]] خود را هلاک می‌کنی؟! اگر چنین کنی، امری ([[بدا]]) از جانب تو ظاهر گشته است” (زیرا من در کتب و [[اخبار]] [[پیغمبران]] گذشته خوانده‌ام که این نوه من [[پیغمبر]] خواهد شد؛ اگر در [[کودکی]] بمیرد، معلوم می‌شود برای [[خدا]] بدا حاصل شده است). سپس پیامبر شترها را آورد و عبدالمطلب به هر جاده و دره‌ای، کسی را به جستجوی پیغمبر فرستاده بود و فریاد می‌زد: “پروردگارا اهل خود را هلاک می‌کنی؟ اگر چنین کنی برای تو بدا حاصل گشته است”؛ چون چشم عبدالمطلب به پیامبر افتاد، او را در برگرفت و بوسید و فرمود: پسرجانم، پس از این تو را دنبال کاری نخواهم فرستاد؛ زیرا می‌ترسم ناگهان گرفتار و کشته شوی<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۴۷؛ همو، اصول کافی (ترجمه: سیدجواد مصطفوی)، ج۲، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۱۹۴.</ref>


۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش