پرش به محتوا

بحث:ایمان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۶۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
طبق آیات قرآن کریم و روایات مفسر آن، «ایمان» دو مرحله دارد:  
طبق آیات قرآن کریم و روایات مفسر آن، «ایمان» دو مرحله دارد:  
#یکی ایمانِ همراه [[تصدیق قلبی]]، اما بدون عمل و [[اطاعت]]، در این مرحله [[تصدیق]] هست، اما [[تسلیم]] نیست؛ به این معنا که انسان‎ها در درون خود به وجود [[خدا]] و [[حقانیت]] و [[صدق رسول خدا]]{{صل}} [[علم]] دارند و این [[حقایق]] برای افراد با دلیل و [[برهان]] [[محرز]] است و می‌دانند [[رسول]] در [[ادعای نبوت]] و [[تبلیغ رسالت]] صادق، اما با این همه از او [[متابعت]] نمی‌کنند. این همان مرحله‌ ایمان اول است که در [[قرآن کریم]] فراوان به آن اشاره شده است.  
#یکی ایمانِ همراه [[تصدیق قلبی]]، اما بدون عمل و [[اطاعت]]، در این مرحله [[تصدیق]] هست، اما [[تسلیم]] نیست؛ به این معنا که انسان‎ها در درون خود به وجود [[خدا]] و [[حقانیت]] و [[صدق رسول خدا]]{{صل}} [[علم]] دارند و این [[حقایق]] برای افراد با دلیل و [[برهان]] [[محرز]] است و می‌دانند [[رسول]] در [[ادعای نبوت]] و [[تبلیغ رسالت]] صادق، اما با این همه از او [[متابعت]] نمی‌کنند. این همان مرحله‌ ایمان اول است که در [[قرآن کریم]] فراوان به آن اشاره شده است.  
#اما، در قرآن کریم برای تبیین [[ایمان کامل]]، معمولاً [[ایمان دوم]] در نظر گرفته شده است. ایمان دوم، [[ایمانی]] است که افزون بر تصدیق، همراه با تسلیم است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، این همان ایمان همراه تسلیم است. بحث در ایمان اول است یعنی ایمان همراه با تصدیق، اما عاری از تسلیم<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج [[فقه نظام سیاسی]] با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.
#اما، در قرآن کریم برای تبیین [[ایمان کامل]]، معمولاً [[ایمان دوم]] در نظر گرفته شده است. ایمان دوم، [[ایمانی]] است که افزون بر تصدیق، همراه با تسلیم است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، این همان ایمان همراه تسلیم است. بحث در ایمان اول است یعنی ایمان همراه با تصدیق، اما عاری از تسلیم<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===مراتب ایمان در قرآن===
===مراتب ایمان در قرآن===
خط ۱۰: خط ۱۰:
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref>‏، این [[آیه]] خطاب به کسانی است که صفت ایمان بر آنها صادق است و به ایشان خطاب می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}؛ سپس همین [[اهل]] ایمان را، امر به [[تقوا]] و ایمان می‌کند: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ}}؛ معلوم می‌شود این امر، امر به [[ایمان دوم]] است که همراه با تقوا و [[رحمت الهی]] است. [[امت]] مرحومه‌ای و رحمت الهی وابسته به وجود ایمان دوم است. اول می‌فرماید: {{متن قرآن|يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ}}، دوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ}} و سوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَغْفِرْ لَكُمْ}}. [[نور]] و رحمت الهی و [[قبول توبه]] از سوی [[خداوند متعال]] از [[آثار ایمان]] مرحله‌ دوم است. در قرآن کریم دو نوع توبه‌پذیری ‌جمعی و گروهی آمده است؛ یکی آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>، گروهی که در این آیه‌ به آنها اشاره شده است کسانی هستند که فقط ایمان اول را دارند؛ لذا بعد از [[ارتکاب گناه]]، اهل توبه‌ نیستند و دیگری آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>‏، در این‌ [[آیه]] جمله‌ {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ}} آمده است که مفید [[امید]] به [[توبه]] است و مانند آیه‌ اول «لَو» به کار نرفته است که مفید [[امتناع]] از توبه بود؛ لذا نشان دهنده‌ این مطلب است که ماهیت [[ایمان]] در این آیه با آیه‌ اول متفاوت است و [[اهل]] ایمان در این آیه بر عکس آیه‌ اول، بر ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) توقف نکرده‌اند، بلکه به مرحله‌ [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) ورود نموده‌اند؛ لذا این گروه اهل توبه هستند که مشمول غفران و [[رحمت خداوند]] قرار می‌گیرند.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref>‏، این [[آیه]] خطاب به کسانی است که صفت ایمان بر آنها صادق است و به ایشان خطاب می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}؛ سپس همین [[اهل]] ایمان را، امر به [[تقوا]] و ایمان می‌کند: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ}}؛ معلوم می‌شود این امر، امر به [[ایمان دوم]] است که همراه با تقوا و [[رحمت الهی]] است. [[امت]] مرحومه‌ای و رحمت الهی وابسته به وجود ایمان دوم است. اول می‌فرماید: {{متن قرآن|يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ}}، دوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ}} و سوم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَيَغْفِرْ لَكُمْ}}. [[نور]] و رحمت الهی و [[قبول توبه]] از سوی [[خداوند متعال]] از [[آثار ایمان]] مرحله‌ دوم است. در قرآن کریم دو نوع توبه‌پذیری ‌جمعی و گروهی آمده است؛ یکی آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>، گروهی که در این آیه‌ به آنها اشاره شده است کسانی هستند که فقط ایمان اول را دارند؛ لذا بعد از [[ارتکاب گناه]]، اهل توبه‌ نیستند و دیگری آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>‏، در این‌ [[آیه]] جمله‌ {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ}} آمده است که مفید [[امید]] به [[توبه]] است و مانند آیه‌ اول «لَو» به کار نرفته است که مفید [[امتناع]] از توبه بود؛ لذا نشان دهنده‌ این مطلب است که ماهیت [[ایمان]] در این آیه با آیه‌ اول متفاوت است و [[اهل]] ایمان در این آیه بر عکس آیه‌ اول، بر ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) توقف نکرده‌اند، بلکه به مرحله‌ [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) ورود نموده‌اند؛ لذا این گروه اهل توبه هستند که مشمول غفران و [[رحمت خداوند]] قرار می‌گیرند.
#آیه‌ سومی که به ایمان مرحله‌ دوم (ایمان تسلیمی) اشاره دارد، [[آیات]] آغازین سوره‌ بقره است که در آنها آمده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۴.</ref>. [[ایمان]] مرحله‌ دوم چند [[خصلت]] و ویژگی دارد؛ از جمله ویژگی‌های آن، ایمان به تمام {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است، درحالی‌که در ایمان مرحله‌ اول این ویژگی موجود نیست و ایمان اول همراه ویژگی [[تصدیق]] بعض {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است که [[قرآن]] آن را [[نکوهش]] کرده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>‏. ویژگی ایمان مرحله‌ اول، [[تبعیض]] در ایمان و کتاب است، اما ویژگی ایمان مرحله‌ دوم [[تسلیم]] و ایمان به همۀ {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است. از جمله ویژگی‌های ایمان مرحله‌ دوم، ایمان و [[یقین]] به [[آخرت]] است. اما در ایمان مرحله‌ اول، ویژگی یقین به آخرت موجود نیست. در ایمان مرحله‌ اول تصدیق به [[خدا]] و [[رسول]] است، اما یقین به آخرت مقرون آن نیست. این ویژگی‌هایی است که در [[قرآن کریم]] برای ایمان مرحله‌ دوم بیان شده است. چنان‌که در آیات آغازین سوره‌ بقره ملاحظه می‌شود، در این آیات هر دو مرحله‌ ایمان آمده است و تکرار {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ}} در دو [[آیه]]، تکرار تأکیدی نیست، بلکه تکرار تبیینی است که با {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ سوم، مرحله‌ اول ایمان یعنی «[[ایمان تصدیقی]]» تبیین شده و با {{متن قرآن|والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ چهارم، مرحله‌ دوم ایمان یعنی ایمان تسلیمی بیان شده است؛ لذا بر اساس این [[آیات]]، دو مرحله در فرایند آیمان‌آوری [[انسان]] وجود دارد: مرحله‌ اول، ایمان تصدیقی تنهاست، اما مرحله‌ دوم [[ایمانی]] است که همراه با [[تسلیم]] است و آیه‌ ۶۵ [[سوره نساء]] به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>
#آیه‌ سومی که به ایمان مرحله‌ دوم (ایمان تسلیمی) اشاره دارد، [[آیات]] آغازین سوره‌ بقره است که در آنها آمده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۴.</ref>. [[ایمان]] مرحله‌ دوم چند [[خصلت]] و ویژگی دارد؛ از جمله ویژگی‌های آن، ایمان به تمام {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است، درحالی‌که در ایمان مرحله‌ اول این ویژگی موجود نیست و ایمان اول همراه ویژگی [[تصدیق]] بعض {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است که [[قرآن]] آن را [[نکوهش]] کرده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>‏. ویژگی ایمان مرحله‌ اول، [[تبعیض]] در ایمان و کتاب است، اما ویژگی ایمان مرحله‌ دوم [[تسلیم]] و ایمان به همۀ {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است. از جمله ویژگی‌های ایمان مرحله‌ دوم، ایمان و [[یقین]] به [[آخرت]] است. اما در ایمان مرحله‌ اول، ویژگی یقین به آخرت موجود نیست. در ایمان مرحله‌ اول تصدیق به [[خدا]] و [[رسول]] است، اما یقین به آخرت مقرون آن نیست. این ویژگی‌هایی است که در [[قرآن کریم]] برای ایمان مرحله‌ دوم بیان شده است. چنان‌که در آیات آغازین سوره‌ بقره ملاحظه می‌شود، در این آیات هر دو مرحله‌ ایمان آمده است و تکرار {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ}} در دو [[آیه]]، تکرار تأکیدی نیست، بلکه تکرار تبیینی است که با {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ سوم، مرحله‌ اول ایمان یعنی «[[ایمان تصدیقی]]» تبیین شده و با {{متن قرآن|والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه‌ چهارم، مرحله‌ دوم ایمان یعنی ایمان تسلیمی بیان شده است؛ لذا بر اساس این [[آیات]]، دو مرحله در فرایند آیمان‌آوری [[انسان]] وجود دارد: مرحله‌ اول، ایمان تصدیقی تنهاست، اما مرحله‌ دوم [[ایمانی]] است که همراه با [[تسلیم]] است و آیه‌ ۶۵ [[سوره نساء]] به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>
#آیه‌ چهارم در این موضوع در سوره‌ [[محمد]]{{صل}} آمده است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ}}<ref>«و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید» سوره محمد، آیه ۲.</ref>‏، در این آیۀ شریفه هم {{متن قرآن|آمَنُوا}} تکرار شده است و به این موارد عنایتی است.
#آیه‌ چهارم در این موضوع در سوره‌ [[محمد]]{{صل}} آمده است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ}}<ref>«و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید» سوره محمد، آیه ۲.</ref>‏، در این آیۀ شریفه هم {{متن قرآن|آمَنُوا}} تکرار شده است و به این موارد عنایتی است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===نسبت ایمان تصدیقی و ایمان تسلیمی===
===نسبت ایمان تصدیقی و ایمان تسلیمی===
خط ۱۹: خط ۱۹:
در [[قرآن کریم]] کفرِ بعد از ایمان، معمولاً به معنای کفر به [[ایمان دوم]] و بعد از ایمان اول است؛ یعنی کسانی هستند که به مرحله‌ اول ایمان که همان [[ایمان تصدیقی]] است نائل می‌شوند و [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} را تصدیق می‌کنند، اما از پذیرش مرحله‌ دوم ایمان، یعنی ایمان تسلیمی سر باز زده و نسبت به [[اطاعت از پیامبر]]{{ع}} [[کافر]] هستند: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر سرپیچی کرده‌اند دوست دارند کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>؛ در این‌ آیه کفر و عصیان افراد نسبت به عدم [[اطاعت از رسول]]{{ع}} مطرح شده است؛ به عبارت دیگر، قرآن کریم از [[عدم اطاعت]] و فقدان تسلیم در برابر پیامبر به کفر تعبیر فرموده که به معنای عصیان و [[معصیت]] و [[مخالفت]] با رسول است، نه به معنای عدم تصدیق ایشان. این نوع کفر، کفر [[اطاعت]] است نه کفر ایمان اول و کفر تصدیق؛ به عبارتی، کفر تسلیمی است نه کفر تصدیقی؛ زیرا [[قرآن کریم]] [[اقوام]] و افرادی را [[کافر]] می‌‎خواند که ابتدا نسبت به [[حقانیت]] [[پیامبران]] [[تصدیق]] داشته‌اند، اما سپس در برابر اطاعت از آنها [[عصیان]] و مخالفت کرده‌اند.
در [[قرآن کریم]] کفرِ بعد از ایمان، معمولاً به معنای کفر به [[ایمان دوم]] و بعد از ایمان اول است؛ یعنی کسانی هستند که به مرحله‌ اول ایمان که همان [[ایمان تصدیقی]] است نائل می‌شوند و [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} را تصدیق می‌کنند، اما از پذیرش مرحله‌ دوم ایمان، یعنی ایمان تسلیمی سر باز زده و نسبت به [[اطاعت از پیامبر]]{{ع}} [[کافر]] هستند: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر سرپیچی کرده‌اند دوست دارند کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>؛ در این‌ آیه کفر و عصیان افراد نسبت به عدم [[اطاعت از رسول]]{{ع}} مطرح شده است؛ به عبارت دیگر، قرآن کریم از [[عدم اطاعت]] و فقدان تسلیم در برابر پیامبر به کفر تعبیر فرموده که به معنای عصیان و [[معصیت]] و [[مخالفت]] با رسول است، نه به معنای عدم تصدیق ایشان. این نوع کفر، کفر [[اطاعت]] است نه کفر ایمان اول و کفر تصدیق؛ به عبارتی، کفر تسلیمی است نه کفر تصدیقی؛ زیرا [[قرآن کریم]] [[اقوام]] و افرادی را [[کافر]] می‌‎خواند که ابتدا نسبت به [[حقانیت]] [[پیامبران]] [[تصدیق]] داشته‌اند، اما سپس در برابر اطاعت از آنها [[عصیان]] و مخالفت کرده‌اند.


برای مثال، قرآن کریم سرگذشت افرادی را بازگو می‌کند که به [[حضرت موسی]]{{ع}} می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ}}<ref>«و گفتند: اى جادوگر! پروردگارت را براى ما به عهدى كه نزد تو كرده است، بخوان! (تا عذاب را از ما بردارد) كه ما رهياب شده‌‏ايم و چون عذاب را از آنان برداشتيم ناگاه پيمان مى‌‏شكستند» سوره زخرف، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، این افراد قبول داشتند حضرت موسی{{ع}} خدایی دارد و اگر از خدایش بخواهد خواسته او را برآورده می‌کند. هم‌چنین در آیه‌ دیگر حکایت می‌کند که به حضرت موسی{{ع}} گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و می‌گفتند: هر نشانه‌ای برای ما بیاوری که ما را با آن جادو کنی ما به تو ایمان نمی‌آوریم» سوره اعراف، آیه ۱۳۲.</ref>‏، یعنی تو را اطاعت نمی‌کنیم با اینکه می‌دانیم آنچه آورده‌ای آیه‌ [[الهی]] است. این بحث [[قرآنی]] بسیار مفصل و مهم است؛ زیرا، [[مشکلات]] [[جوامع بشری]] عمدتاً در مرحله‌ [[ایمان دوم]] بوده و [[جنگ]] و [[اختلاف]] بر روی آن است، نه بر روی [[ایمان]] مرحله‌ اول. برای مثال اروپایی‌های می‌دانند که ما بر [[حق]] هستیم اما حاضر نیستند در برابر حقانیت ما [[تسلیم]] شوند.
برای مثال، قرآن کریم سرگذشت افرادی را بازگو می‌کند که به [[حضرت موسی]]{{ع}} می‌گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ}}<ref>«و گفتند: اى جادوگر! پروردگارت را براى ما به عهدى كه نزد تو كرده است، بخوان! (تا عذاب را از ما بردارد) كه ما رهياب شده‌‏ايم و چون عذاب را از آنان برداشتيم ناگاه پيمان مى‌‏شكستند» سوره زخرف، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، این افراد قبول داشتند حضرت موسی{{ع}} خدایی دارد و اگر از خدایش بخواهد خواسته او را برآورده می‌کند. هم‌چنین در آیه‌ دیگر حکایت می‌کند که به حضرت موسی{{ع}} گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و می‌گفتند: هر نشانه‌ای برای ما بیاوری که ما را با آن جادو کنی ما به تو ایمان نمی‌آوریم» سوره اعراف، آیه ۱۳۲.</ref>‏، یعنی تو را اطاعت نمی‌کنیم با اینکه می‌دانیم آنچه آورده‌ای آیه‌ [[الهی]] است. این بحث [[قرآنی]] بسیار مفصل و مهم است؛ زیرا، [[مشکلات]] [[جوامع بشری]] عمدتاً در مرحله‌ [[ایمان دوم]] بوده و [[جنگ]] و [[اختلاف]] بر روی آن است، نه بر روی [[ایمان]] مرحله‌ اول. برای مثال اروپایی‌های می‌دانند که ما بر [[حق]] هستیم اما حاضر نیستند در برابر حقانیت ما [[تسلیم]] شوند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ویژگی‌های [[ایمان تصدیقی]]===
===ویژگی‌های [[ایمان تصدیقی]]===
خط ۲۷: خط ۲۷:
در این دو [[آیه]]، به افراد مخاطب به شکل نکوهش‌گرانه خطاب شده است: [[پدران]]، فرزندان‌، [[برادران]]، [[همسران]]، خویشان‌، [[اموال]]، [[تجارت]]، و خانه‌هایتان برای شما محبوب‌تر از [[خدا]] و [[رسول]] و [[جهاد]] در راه خداست: {{متن قرآن|آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ}}. یعنی از یک طرف ویژگی فقدان [[محبت خدا]] و [[رسول خدا]] برای این گروه [[اثبات]] شده است و از طرف دیگر در هر دو [[آیه]]، با جمله‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} به افراد مخاطب خطاب شده است؛ این نشان می‌دهد این افراد مرتبه‌ اول [[ایمان]] ([[ایمان تصدیقی]]) را داشته‌اند، اما در آن توقف کرده و از مرتبه‌ دوم ایمان (ایمان تسلیمی) سر باز زده‌اند؛ لذا براساس این دو آیه در افراد و گروه‌هایی که در درجه‌ اول ایمان (ایمان تصدیقی) قرار دارند، ویژگی محبت خدا و رسول خدا{{صل}} وجود ندارد.
در این دو [[آیه]]، به افراد مخاطب به شکل نکوهش‌گرانه خطاب شده است: [[پدران]]، فرزندان‌، [[برادران]]، [[همسران]]، خویشان‌، [[اموال]]، [[تجارت]]، و خانه‌هایتان برای شما محبوب‌تر از [[خدا]] و [[رسول]] و [[جهاد]] در راه خداست: {{متن قرآن|آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ}}. یعنی از یک طرف ویژگی فقدان [[محبت خدا]] و [[رسول خدا]] برای این گروه [[اثبات]] شده است و از طرف دیگر در هر دو [[آیه]]، با جمله‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} به افراد مخاطب خطاب شده است؛ این نشان می‌دهد این افراد مرتبه‌ اول [[ایمان]] ([[ایمان تصدیقی]]) را داشته‌اند، اما در آن توقف کرده و از مرتبه‌ دوم ایمان (ایمان تسلیمی) سر باز زده‌اند؛ لذا براساس این دو آیه در افراد و گروه‌هایی که در درجه‌ اول ایمان (ایمان تصدیقی) قرار دارند، ویژگی محبت خدا و رسول خدا{{صل}} وجود ندارد.


در آیه‌ دیگر نسبت به جنبۀ دوم ویژگی ایمان که [[بغض به دشمنان]] خدا و رسول خداست می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>، این ویژگی (حُب فی [[الله]] و [[بغض فی الله]]) از ویژگی‌های مرحله‌ [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) است که [[ایمانی]] تثبیت شده و مکتوب در [[قلب]] است. افراد دارای این مرحله از ایمان، با [[دشمنان خدا]] و [[دشمنان]] رسول خدا{{صل}} [[دوستی]] نمی‌کنند. آیه‌ شریفه می‌فرماید: هر کسی با دشمنان خدا و و دشمنان رسول خدا دوستی کند، خارج از حوزه‌ ایمان دوم است. هیچ‌ کس نیست که [[ایمان به خدا]] و رسول خدا{{صل}} و [[روز قیامت]] داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول خدا دوستی کند. کسانی که با دشمنان خدا و [[رسول خدا]]{{صل}} دوستی نمی‌کنند، [[ایمان]] در دل‌های آنان تثبیت شده است: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ...}} [[دوستی با دوستان خدا]] و رسول خدا و [[دشمنی با دشمنان خدا]] و رسول خدا از ویژگی‌های [[ایمان دوم]] است؛ [[مؤمنان]] به ایمان دوم تأئید شده به [[روح الهی]] هستند.
در آیه‌ دیگر نسبت به جنبۀ دوم ویژگی ایمان که [[بغض به دشمنان]] خدا و رسول خداست می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>، این ویژگی (حُب فی [[الله]] و [[بغض فی الله]]) از ویژگی‌های مرحله‌ [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) است که [[ایمانی]] تثبیت شده و مکتوب در [[قلب]] است. افراد دارای این مرحله از ایمان، با [[دشمنان خدا]] و [[دشمنان]] رسول خدا{{صل}} [[دوستی]] نمی‌کنند. آیه‌ شریفه می‌فرماید: هر کسی با دشمنان خدا و و دشمنان رسول خدا دوستی کند، خارج از حوزه‌ ایمان دوم است. هیچ‌ کس نیست که [[ایمان به خدا]] و رسول خدا{{صل}} و [[روز قیامت]] داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول خدا دوستی کند. کسانی که با دشمنان خدا و [[رسول خدا]]{{صل}} دوستی نمی‌کنند، [[ایمان]] در دل‌های آنان تثبیت شده است: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ...}} [[دوستی با دوستان خدا]] و رسول خدا و [[دشمنی با دشمنان خدا]] و رسول خدا از ویژگی‌های [[ایمان دوم]] است؛ [[مؤمنان]] به ایمان دوم تأئید شده به [[روح الهی]] هستند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


====ویژگی دوم====
====ویژگی دوم====
خط ۴۶: خط ۴۶:
لذا، {{متن قرآن|آمَنُوا}} در آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref> همان ایمان تصدیقی است؛ زیرا، هرکسی که در برابر [[برهان]] قرار گرفت به محض اینکه علم به برهان پیدا می‌کند، به‌صورت قهری علم به نتیجه هم برای او حاصل می‌شود، حتی اگر در زبان منکر باشد. برخی افراد هستند که وقتی برای آنها دلیل آورده می‌شود جوابی ندارند، اما می‌گویند: من قانع نشده‌ام! این عدم تسلیم و فقدان [[قناعت]] به حق، نشانه‌ تکبر است؛ من قانع نشده‌ام، یعنی بر اثر استکبار حاضر نیست در برابر حقی که برهان بر آن اقامه شده است تسلیم شود.  
لذا، {{متن قرآن|آمَنُوا}} در آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref> همان ایمان تصدیقی است؛ زیرا، هرکسی که در برابر [[برهان]] قرار گرفت به محض اینکه علم به برهان پیدا می‌کند، به‌صورت قهری علم به نتیجه هم برای او حاصل می‌شود، حتی اگر در زبان منکر باشد. برخی افراد هستند که وقتی برای آنها دلیل آورده می‌شود جوابی ندارند، اما می‌گویند: من قانع نشده‌ام! این عدم تسلیم و فقدان [[قناعت]] به حق، نشانه‌ تکبر است؛ من قانع نشده‌ام، یعنی بر اثر استکبار حاضر نیست در برابر حقی که برهان بر آن اقامه شده است تسلیم شود.  


لذا، دومین ویژگی از ویژگی‌های ایمان اول، عدم تسلیم در برابر حق است. البته خصوصیت ایمان اول این است، قهری و اجباری است؛ لذا موضوع امر واقع نمی‌شود. هر کجا امر به ایمان آمده است، امر به ایمان ثانی و تسلیم در برابر حق منظور است: {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را فرا می‌گیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان می‌رسند که (گرمای آن) چهره‌ها را بریان می‌کند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است (آن آتش)» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>، جمله‌ {{متن قرآن|فَلْيُؤْمِنْ}} به معنای [[ایمان دوم]] و [[ایمان تسلیمی]] است که یک فعل اختیاری است و با [[اراده]] و خواست [[انسان]] گِرِه خورده است؛ لذا [[خداوند]] فرمود است: {{متن قرآن|فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ}}>
لذا، دومین ویژگی از ویژگی‌های ایمان اول، عدم تسلیم در برابر حق است. البته خصوصیت ایمان اول این است، قهری و اجباری است؛ لذا موضوع امر واقع نمی‌شود. هر کجا امر به ایمان آمده است، امر به ایمان ثانی و تسلیم در برابر حق منظور است: {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را فرا می‌گیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان می‌رسند که (گرمای آن) چهره‌ها را بریان می‌کند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است (آن آتش)» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>، جمله‌ {{متن قرآن|فَلْيُؤْمِنْ}} به معنای [[ایمان دوم]] و [[ایمان تسلیمی]] است که یک فعل اختیاری است و با [[اراده]] و خواست [[انسان]] گِرِه خورده است؛ لذا [[خداوند]] فرمود است: {{متن قرآن|فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ}}><ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>


=====تبیین [[توبه]]، [[کفر]] دوم و نقش اراده در ایمان=====
=====تبیین [[توبه]]، [[کفر]] دوم و نقش اراده در ایمان=====
خط ۵۵: خط ۵۵:
[[ایمان]] و توبه‌ای که جزء عمل اختیاری نباشد قبول نمی‌شود، چنان‌که از نیز [[فرعون]] پذیرفته نشد: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم و فرعون و سپاهش از ستم و دشمنی، سر در پی آنان نهادند تا آنگاه که آب از سرش گذشت؛ گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم» سوره یونس، آیه ۹۰.</ref>، ‏لذا به فرعون خطاب شد: {{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref>، یعنی بعد از فوت [[قدرت]] عمل از فرد، فرصتی برای تحصیل ایمان تسلیمی که عمل اختیاری و مرحله‌ دوم ایمان است برای او باقی نمی‌ماند. اما، اگر چنین فرصتی برای شخص جهت [[پذیرفتن]] ایمان تسلیمی باقی مانده باشد، ایمان و توبه‌ او مقبول است. به عبارتی دیگر، اگر [[فرصت]] [[توبه]] که در اینجا به معنای [[تسلیم]] و ایمان ثانی است، برای شخص باقی باشد و آن شخص به [[ایمان حقیقی]] ثانی و تسلیم در برابر [[خدا]] و [[رسول خدا]] نائل شود، توبه‌ او پذیرفته شده و به صورت طبیعی بدی‌هایش به خوبی تبدیل خواهد شد، زیرا: {{متن قرآن|يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ}}<ref>«خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>؛ چراکه {{متن قرآن|وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>.
[[ایمان]] و توبه‌ای که جزء عمل اختیاری نباشد قبول نمی‌شود، چنان‌که از نیز [[فرعون]] پذیرفته نشد: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم و فرعون و سپاهش از ستم و دشمنی، سر در پی آنان نهادند تا آنگاه که آب از سرش گذشت؛ گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم» سوره یونس، آیه ۹۰.</ref>، ‏لذا به فرعون خطاب شد: {{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref>، یعنی بعد از فوت [[قدرت]] عمل از فرد، فرصتی برای تحصیل ایمان تسلیمی که عمل اختیاری و مرحله‌ دوم ایمان است برای او باقی نمی‌ماند. اما، اگر چنین فرصتی برای شخص جهت [[پذیرفتن]] ایمان تسلیمی باقی مانده باشد، ایمان و توبه‌ او مقبول است. به عبارتی دیگر، اگر [[فرصت]] [[توبه]] که در اینجا به معنای [[تسلیم]] و ایمان ثانی است، برای شخص باقی باشد و آن شخص به [[ایمان حقیقی]] ثانی و تسلیم در برابر [[خدا]] و [[رسول خدا]] نائل شود، توبه‌ او پذیرفته شده و به صورت طبیعی بدی‌هایش به خوبی تبدیل خواهد شد، زیرا: {{متن قرآن|يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ}}<ref>«خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>؛ چراکه {{متن قرآن|وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>.


اگر کسی در فرایند [[زندگی]] قبل از آنکه نشانه‌های [[مرگ]] برای وی ظاهر شود به ایمان تسلیمی گردن نهد، به [[فرامین خدا]] و رسول خدا{{صل}}تسلیم شده و هر عملی که بخواهد انجام دهد بر طبق ایمان تسلیمی انجام می‌دهد و چنین شخصی [[مؤمن حقیقی]] خواهد بود. البته این ایمان، ایمانی اجمالی است؛ بدین صورت که وقتی کسی [[اسلام]] آورد و اجمالاً [[فرمان]] رسول خدا را پذیرفت، لازم نیست تفاصیل [[شریعت]] و [[معارف]] تفصیلی [[عقاید]] و [[کلام]] را بداند، بلکه همین‌که در برابر [[دستورات]] خدا و رسول خدا روحیه‌ [[اطاعت]] و تسلیم داشته باشد کافی است. چنین شخصی اگر با [[اعمال]] اختیاری، ایمان خود را تصدیق کند، آن‌وقت [[ایمان]] مرحله‌ دوم بر او مترتّب می‌شود و از همان اول، یک‌سره از اسلام به ایمان تسلیمی می‌رسد.
اگر کسی در فرایند [[زندگی]] قبل از آنکه نشانه‌های [[مرگ]] برای وی ظاهر شود به ایمان تسلیمی گردن نهد، به [[فرامین خدا]] و رسول خدا{{صل}}تسلیم شده و هر عملی که بخواهد انجام دهد بر طبق ایمان تسلیمی انجام می‌دهد و چنین شخصی [[مؤمن حقیقی]] خواهد بود. البته این ایمان، ایمانی اجمالی است؛ بدین صورت که وقتی کسی [[اسلام]] آورد و اجمالاً [[فرمان]] رسول خدا را پذیرفت، لازم نیست تفاصیل [[شریعت]] و [[معارف]] تفصیلی [[عقاید]] و [[کلام]] را بداند، بلکه همین‌که در برابر [[دستورات]] خدا و رسول خدا روحیه‌ [[اطاعت]] و تسلیم داشته باشد کافی است. چنین شخصی اگر با [[اعمال]] اختیاری، ایمان خود را تصدیق کند، آن‌وقت [[ایمان]] مرحله‌ دوم بر او مترتّب می‌شود و از همان اول، یک‌سره از اسلام به ایمان تسلیمی می‌رسد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


=====[[ابلیس]]، نماد [[ایمان تصدیقی]]=====
=====[[ابلیس]]، نماد [[ایمان تصدیقی]]=====
خط ۶۴: خط ۶۴:
ابلیس، نمونه‌ بارز، برای [[فهم]] تفاوت ایمان اول و دوم است؛ زیرا، او مصداق [[عینی]] و موجودی است که دارای ایمان اول و [[یقین]] به معنای [[تصدیق]] به وجود خدا و [[وجوب اطاعت]] از اوست؛ اما، فاقد ایمان به معنای [[تسلیم]] است؛ لذا در برابر امر خدا [[عصیان]] می‌کند و از [[توبه]] سرباز می‌زند که اینها از ویژگی‌های ایمان اول است و این ایمان برای او [[نجات‌بخش]] و [[سعادت]] آفرین نیست.
ابلیس، نمونه‌ بارز، برای [[فهم]] تفاوت ایمان اول و دوم است؛ زیرا، او مصداق [[عینی]] و موجودی است که دارای ایمان اول و [[یقین]] به معنای [[تصدیق]] به وجود خدا و [[وجوب اطاعت]] از اوست؛ اما، فاقد ایمان به معنای [[تسلیم]] است؛ لذا در برابر امر خدا [[عصیان]] می‌کند و از [[توبه]] سرباز می‌زند که اینها از ویژگی‌های ایمان اول است و این ایمان برای او [[نجات‌بخش]] و [[سعادت]] آفرین نیست.


عصیان مؤمن در ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، لغزشی از روی [[غفلت]] است، نه از روی [[تمرد]]، از این‌روی مؤمن مدام توبه می‌کند؛ لذا عصیان در [[ایمان دوم]] همیشه مقرون به توبه است. از این جهت است که [[ابلیس]] بعد از عصیان، توبه نمی‌کند، زیرا، او دارای [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) است و ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیست؛ لذا، بعد از عصیان از توبه [[محروم]] است.
عصیان مؤمن در ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، لغزشی از روی [[غفلت]] است، نه از روی [[تمرد]]، از این‌روی مؤمن مدام توبه می‌کند؛ لذا عصیان در [[ایمان دوم]] همیشه مقرون به توبه است. از این جهت است که [[ابلیس]] بعد از عصیان، توبه نمی‌کند، زیرا، او دارای [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) است و ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیست؛ لذا، بعد از عصیان از توبه [[محروم]] است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


=====[[حبط اعمال]]=====
=====[[حبط اعمال]]=====
خط ۷۱: خط ۷۱:
این‌ طیف، کسانی هستند که بعد از ایمان، عمل هم دارند، نه اینکه عملی نکرده باشند؛ چنان‌که آیه‌ دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«(خداوند) کردارهای کسانی را که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند بیراه گرداند» سوره محمد، آیه ۱.</ref>، این [[آیه]]، در ابتدای سوره‌ [[محمد]]{{صل}} آمده است که این [[سوره]] مخصوصاً سوره‌ تمییز بین ایمان اول و دوم است و از اول تا آخر آن مربوط به همین جدا‌سازی‌هاست.
این‌ طیف، کسانی هستند که بعد از ایمان، عمل هم دارند، نه اینکه عملی نکرده باشند؛ چنان‌که آیه‌ دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«(خداوند) کردارهای کسانی را که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند بیراه گرداند» سوره محمد، آیه ۱.</ref>، این [[آیه]]، در ابتدای سوره‌ [[محمد]]{{صل}} آمده است که این [[سوره]] مخصوصاً سوره‌ تمییز بین ایمان اول و دوم است و از اول تا آخر آن مربوط به همین جدا‌سازی‌هاست.


نکته‌ بسیار مهم کلیدی که در موضوع حبط أعمال باید مد نظر داشت این است که اگر بعد از ارتکاب، [[رفتاری]] که موجب حبط أعمال فرد می‌شود، توبه (که از ویژگی‌های ایمان دوم است) توسط فرد انجام شود، أعمال او دوباره إحیا می‌شوند و در ترسیم [[سرنوشت]] و [[سعادت]] او اثر می‌گذارند.
نکته‌ بسیار مهم کلیدی که در موضوع حبط أعمال باید مد نظر داشت این است که اگر بعد از ارتکاب، [[رفتاری]] که موجب حبط أعمال فرد می‌شود، توبه (که از ویژگی‌های ایمان دوم است) توسط فرد انجام شود، أعمال او دوباره إحیا می‌شوند و در ترسیم [[سرنوشت]] و [[سعادت]] او اثر می‌گذارند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


====ویژگی سوم: همراهی با [[عصیان]] و [[طغیان]] ====
====ویژگی سوم: همراهی با [[عصیان]] و [[طغیان]] ====
ویژگی سوم ایمان اول (تصدیقی) که به ایمان دوم (تسلیمی) ختم نشود، این است که همیشه همراه با عصیان و طغیان در برابر امر خداست؛ یعنی [[انسان]] در مرحله‌ ایمان اول، علی‌رغم [[تصدیق]]، نسبت به آن عصیان و طغیان می‌کند. در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی اشاره به این ویژگی ایمان اولِ مِنهای از [[ایمان دوم]] دارد: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر سرپیچی کرده‌اند دوست دارند کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>، در ضمنِ {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} ایمانِ [[تصدیقی]] اول نهفته است؛ یعنی {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} به‌رغم اینکه [[ایمان]] تصدیقی به [[رسول]] داشته‌اند و گرنه به کسی که [[ایمان به رسول]] ندارد {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} اطلاق نمی‌شود، بلکه [[قرآن]] به آنان کلمه‌ {{متن قرآن|كَفَرُوا}} اطلاق کرده است: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ}}<ref>«آنگاه کافران برای پروردگار خود همتا می‌تراشند» سوره انعام، آیه ۱.</ref>.
ویژگی سوم ایمان اول (تصدیقی) که به ایمان دوم (تسلیمی) ختم نشود، این است که همیشه همراه با عصیان و طغیان در برابر امر خداست؛ یعنی [[انسان]] در مرحله‌ ایمان اول، علی‌رغم [[تصدیق]]، نسبت به آن عصیان و طغیان می‌کند. در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی اشاره به این ویژگی ایمان اولِ مِنهای از [[ایمان دوم]] دارد: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر سرپیچی کرده‌اند دوست دارند کاش با خاک یکسان می‌شدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>، در ضمنِ {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} ایمانِ [[تصدیقی]] اول نهفته است؛ یعنی {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} به‌رغم اینکه [[ایمان]] تصدیقی به [[رسول]] داشته‌اند و گرنه به کسی که [[ایمان به رسول]] ندارد {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} اطلاق نمی‌شود، بلکه [[قرآن]] به آنان کلمه‌ {{متن قرآن|كَفَرُوا}} اطلاق کرده است: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ}}<ref>«آنگاه کافران برای پروردگار خود همتا می‌تراشند» سوره انعام، آیه ۱.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>


====ویژگی چهارم: [[ایذاء رسول]]====
====ویژگی چهارم: [[ایذاء رسول]]====
خط ۱۱۱: خط ۱۱۱:
روایت دیگری هم می‌خوانیم که از متواترات در [[منابع اهل سنت]] است و عمدتاً در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>‏ آمده است. روزی [[عمر بن خطاب]] با [[حضرت رسول]]{{صل}} راه می‌رفتند، [[عمر]] به حضرت عرضه کرد: {{عربی|یَا رَسُوْلَ اﷲِ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ کُلِّ شَیئٍ إِلاَّ مِنْ نَفْسِی}} یا [[رسول الله]] تو از همه‌ چیز برای من محبوب‌تری مگر خودم که خودم را از تو بیش‌تر دوست دارم. [[رسول خدا]]{{صل}} ـ چنین عبارتی است ـ فرمود: {{متن حدیث|فَوَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَق ِّلَا یُؤْمِنُ اَحَدُکُمْ حَتّی أَکُوْنَ أَحَبَّ إِلَیْکَ مِنْ نَفْسِکَ}} به [[خدا]] [[سوگند]] کسی از شما [[ایمان]] نمی‌آورد مگر آنکه من نزد او محبوب‌تر از خودش باشم. خلیفه‌ دوم چنین گفت: {{عربی|فَقَالَ لَهُ عُمَرُ: فَإِنَّهُ الآنَ، وَاﷲِ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی}} پس حالا که این‌طور شد، شما را حتی از خودم بیش‌تر دوست دارم! بعد در [[روایت]] آمده است ـ همان‌طوری که آنها ذکر کرده‌اند ـ: {{متن حدیث|فَقَالَ النَّبِیُّ{{صل}}: الآنَ یَا عُمَرُ}}. درحالی‌که طبق ظاهر و [[سیاق]] روایت باید «آلآن»<ref>{{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}؛ «آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref> گفت؛ یعنی آیا حالا که من به تو گفتم این را گفتی؟! زیرا، مگر حُب چیزی است که تا من گفتم ایمان چیست، گفتی [[محبت]] من به شما، بیش‌تر از محبت خودم نسبت به خودم است؟!
روایت دیگری هم می‌خوانیم که از متواترات در [[منابع اهل سنت]] است و عمدتاً در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانه‌هایی که می‌پسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوست‌داشتنی‌تر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>‏ آمده است. روزی [[عمر بن خطاب]] با [[حضرت رسول]]{{صل}} راه می‌رفتند، [[عمر]] به حضرت عرضه کرد: {{عربی|یَا رَسُوْلَ اﷲِ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ کُلِّ شَیئٍ إِلاَّ مِنْ نَفْسِی}} یا [[رسول الله]] تو از همه‌ چیز برای من محبوب‌تری مگر خودم که خودم را از تو بیش‌تر دوست دارم. [[رسول خدا]]{{صل}} ـ چنین عبارتی است ـ فرمود: {{متن حدیث|فَوَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَق ِّلَا یُؤْمِنُ اَحَدُکُمْ حَتّی أَکُوْنَ أَحَبَّ إِلَیْکَ مِنْ نَفْسِکَ}} به [[خدا]] [[سوگند]] کسی از شما [[ایمان]] نمی‌آورد مگر آنکه من نزد او محبوب‌تر از خودش باشم. خلیفه‌ دوم چنین گفت: {{عربی|فَقَالَ لَهُ عُمَرُ: فَإِنَّهُ الآنَ، وَاﷲِ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی}} پس حالا که این‌طور شد، شما را حتی از خودم بیش‌تر دوست دارم! بعد در [[روایت]] آمده است ـ همان‌طوری که آنها ذکر کرده‌اند ـ: {{متن حدیث|فَقَالَ النَّبِیُّ{{صل}}: الآنَ یَا عُمَرُ}}. درحالی‌که طبق ظاهر و [[سیاق]] روایت باید «آلآن»<ref>{{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}؛ «آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref> گفت؛ یعنی آیا حالا که من به تو گفتم این را گفتی؟! زیرا، مگر حُب چیزی است که تا من گفتم ایمان چیست، گفتی [[محبت]] من به شما، بیش‌تر از محبت خودم نسبت به خودم است؟!


سیاق روایت اقتضا می‌کند که «آلآن» خوانده شود، نه «الآن» به معنای اینکه پس درست شد؛ به دلیل اینکه محبت چیزی نیست که دفعاً در [[دل]] جای بگیرد. این روایت را همه ذکر کرده‌اند و گویای این مطلب است که حتی اگر «الآن» هم بخوانیم به معنای آن است که تا آن [[روز]] عمر [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) را نداشته است و ایمان او تا آن روز [[ایمانی]] بوده است که مقارن با محبت [[حضرت رسول]]{{صل}} و محبتی که [[پیامبر]]{{صل}} در نزدش «احب من کل شیء» باشد نبوده است. در [[روایات]] زیادی هم در [[منابع اهل سنت]] و هم در [[منابع شیعه]] هم آمده است: {{متن حدیث|لَا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتّی أَکُوْنَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِه وَوَلَدِه وَالنَّاسِ أَجْمَعِیْنَ}}. اینکه گفته شد، از خصایص ایمان دوم (ایمان تسلیمی) مَحبت [[رسول]]{{صل}} است یکی از [[دلایل]] آن همین [[روایت]] است.
سیاق روایت اقتضا می‌کند که «آلآن» خوانده شود، نه «الآن» به معنای اینکه پس درست شد؛ به دلیل اینکه محبت چیزی نیست که دفعاً در [[دل]] جای بگیرد. این روایت را همه ذکر کرده‌اند و گویای این مطلب است که حتی اگر «الآن» هم بخوانیم به معنای آن است که تا آن [[روز]] عمر [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) را نداشته است و ایمان او تا آن روز [[ایمانی]] بوده است که مقارن با محبت [[حضرت رسول]]{{صل}} و محبتی که [[پیامبر]]{{صل}} در نزدش «احب من کل شیء» باشد نبوده است. در [[روایات]] زیادی هم در [[منابع اهل سنت]] و هم در [[منابع شیعه]] هم آمده است: {{متن حدیث|لَا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتّی أَکُوْنَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِه وَوَلَدِه وَالنَّاسِ أَجْمَعِیْنَ}}. اینکه گفته شد، از خصایص ایمان دوم (ایمان تسلیمی) مَحبت [[رسول]]{{صل}} است یکی از [[دلایل]] آن همین [[روایت]] است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


====ویژگی پنجم: تبعیض در عمل و اطاعت====
====ویژگی پنجم: تبعیض در عمل و اطاعت====
خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:
[[خداوند متعال]] در جاهای مختلف قرآن کریم این گروه را [[نکوهش]] کرده است. چنان‌که خطاب به [[بنی‌اسرائیل]] که دچار این [[انحراف]] شده‌اند فرموده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>‏. هم‌چنین در سوره‌ رعد خطاب به [[اهل کتاب]] که همین انحراف مهلک را داشته‌اند فرموده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی می‌کنند؛ و از گروه‌ها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار می‌کند؛ بگو: من فرمان یافته‌ام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا می‌خوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>.
[[خداوند متعال]] در جاهای مختلف قرآن کریم این گروه را [[نکوهش]] کرده است. چنان‌که خطاب به [[بنی‌اسرائیل]] که دچار این [[انحراف]] شده‌اند فرموده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان می‌آورید و به بخشی (دیگر) کفر می‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>‏. هم‌چنین در سوره‌ رعد خطاب به [[اهل کتاب]] که همین انحراف مهلک را داشته‌اند فرموده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی می‌کنند؛ و از گروه‌ها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار می‌کند؛ بگو: من فرمان یافته‌ام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا می‌خوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>.


اما، کسانی که از مرحله‌ ایمان اول (ایمان تصدیقی) گذشته‌اند و به مرحله‌ دوم ایمان (ایمان تسلیمی) رسیده‌اند و به [[دستورات]] خدا و [[رسول خدا]] و احکام دین گردن نهاده‌اند، خداوند متعال در [[قرآن]] [[مقدس]] آنان را [[اهل]] [[فلاح]] و [[رستگاری]] شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«جز این نیست که گفتار مؤمنان چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند این است که می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم و آنانند که رستگارند» سوره نور، آیه ۵۱.</ref>‏ لذا، [[رستگار]] و سعادت‌مند کسانی هستند که از مرحله [[ایمان اول]] گذشته و به مرحله دوم ایمان نائل شده باشند.
اما، کسانی که از مرحله‌ ایمان اول (ایمان تصدیقی) گذشته‌اند و به مرحله‌ دوم ایمان (ایمان تسلیمی) رسیده‌اند و به [[دستورات]] خدا و [[رسول خدا]] و احکام دین گردن نهاده‌اند، خداوند متعال در [[قرآن]] [[مقدس]] آنان را [[اهل]] [[فلاح]] و [[رستگاری]] شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«جز این نیست که گفتار مؤمنان چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند این است که می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم و آنانند که رستگارند» سوره نور، آیه ۵۱.</ref>‏ لذا، [[رستگار]] و سعادت‌مند کسانی هستند که از مرحله [[ایمان اول]] گذشته و به مرحله دوم ایمان نائل شده باشند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


=====مسأله [[ولایت]]، به مثابه تمام قرآن=====
=====مسأله [[ولایت]]، به مثابه تمام قرآن=====
خط ۱۴۱: خط ۱۴۱:
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} می‌فرماید: «وظیفه‌ من این است که به شما بگویم این [[ولایت]]، ولایت چه کسی است و شما باید از چه کسی [[فرمان]] ببرید، اما بر من نیست که شما را مجبور کنم از چه کسی اطاعت کنید؛ زیرا، [[خداوند متعال]]، [[بندگان]] را بر [[پذیرش دین]] و اطاعت فرمان‌روایان الهی مجبور نمی‌کند. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت می‌خواست، تمام آن کسان که روی زمین‌اند همگی ایمان می‌آوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر می‌کنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> یا {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}}<ref>«ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من می‌هراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref>. امثال این موارد این معنا را ندارد که اگر مردم اطاعت کنند یا نکنند فرقی ندارد، بلکه باید اطاعت کنند و تکلیف آنها اطاعت است و افراد در قبال [[والیان]] الهی [[مسئول]] هستند.
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} می‌فرماید: «وظیفه‌ من این است که به شما بگویم این [[ولایت]]، ولایت چه کسی است و شما باید از چه کسی [[فرمان]] ببرید، اما بر من نیست که شما را مجبور کنم از چه کسی اطاعت کنید؛ زیرا، [[خداوند متعال]]، [[بندگان]] را بر [[پذیرش دین]] و اطاعت فرمان‌روایان الهی مجبور نمی‌کند. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت می‌خواست، تمام آن کسان که روی زمین‌اند همگی ایمان می‌آوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر می‌کنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> یا {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}}<ref>«ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من می‌هراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref>. امثال این موارد این معنا را ندارد که اگر مردم اطاعت کنند یا نکنند فرقی ندارد، بلکه باید اطاعت کنند و تکلیف آنها اطاعت است و افراد در قبال [[والیان]] الهی [[مسئول]] هستند.


اما اطاعت از [[اولیای الهی]] و ائمه‌ [[هدی]] ({{عم}}) از دیدگاه [[اسلام]] تنها جنبه‌ [[سیاسی]] ندارد، بلکه جنبه‌ [[عبادی]] نیز دارد. این اطاعت در طول [[اطاعت از خدا]] و رسول خدا و فعل اختیاری است و تنها راه ورود به مرحله‌ [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) است که [[خداوند]] خود در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] به آن [[فرمان]] داده است، چنان‌که در سوره‌ [[نساء]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.
اما اطاعت از [[اولیای الهی]] و ائمه‌ [[هدی]] ({{عم}}) از دیدگاه [[اسلام]] تنها جنبه‌ [[سیاسی]] ندارد، بلکه جنبه‌ [[عبادی]] نیز دارد. این اطاعت در طول [[اطاعت از خدا]] و رسول خدا و فعل اختیاری است و تنها راه ورود به مرحله‌ [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) است که [[خداوند]] خود در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] به آن [[فرمان]] داده است، چنان‌که در سوره‌ [[نساء]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>


====[[حکومت]] اساس [[رسالت]]====
====[[حکومت]] اساس [[رسالت]]====
یکی از مهم‌ترین رسالت‌های «ما انزل إلی الرسول» این است که [[حاکمان]] و [[فرمان‌روایان]] [[الهی]] را برای اقامه‌ [[دین]] و صیانت [[شریعت]] معرفی کند. در [[حقیقت]] [[پیام]] همه‌ [[انبیای الهی]] همین بوده است؛ بیان شد که خداوند در سوره‌ شعراء می‌فرماید [[نوح]] و [[حضرت صالح|صالح]] و [[شعیب]] را فرستادیم و همه‌ آنها گفتند: {{متن قرآن|إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«من برای شما پیامبری امینم پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره شعراء، آیه ۱۰۷ ـ ۱۰۸.</ref>، حتی نفرموده است {{عربی|اطیعوه}} که در آن صورت وظیفه‌ [[پیامبران]] فقط [[ابلاغ]] باشد، بلکه [[کلام]] [[رسولان الهی]] این است: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>؛ یعنی من [[حاکم]] و فرمان‌روای الهی هستم و خداوند من را برای [[فرمان‌روایی]] شما فرستاده است. این رسالت مهمی است که [[رسول خدا]]{{صل}} را برای آن فرستاده است، چنان‌که [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>. در آیه‌ دیگر [[اطاعت]] و [[تسلیم]] در برابر [[احکام]] [[پیامبر]]{{صل}} را معیار [[شناخت]] [[ایمان حقیقی]] از غیر [[حقیقی]] بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>.
یکی از مهم‌ترین رسالت‌های «ما انزل إلی الرسول» این است که [[حاکمان]] و [[فرمان‌روایان]] [[الهی]] را برای اقامه‌ [[دین]] و صیانت [[شریعت]] معرفی کند. در [[حقیقت]] [[پیام]] همه‌ [[انبیای الهی]] همین بوده است؛ بیان شد که خداوند در سوره‌ شعراء می‌فرماید [[نوح]] و [[حضرت صالح|صالح]] و [[شعیب]] را فرستادیم و همه‌ آنها گفتند: {{متن قرآن|إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«من برای شما پیامبری امینم پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره شعراء، آیه ۱۰۷ ـ ۱۰۸.</ref>، حتی نفرموده است {{عربی|اطیعوه}} که در آن صورت وظیفه‌ [[پیامبران]] فقط [[ابلاغ]] باشد، بلکه [[کلام]] [[رسولان الهی]] این است: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۵۰.</ref>؛ یعنی من [[حاکم]] و فرمان‌روای الهی هستم و خداوند من را برای [[فرمان‌روایی]] شما فرستاده است. این رسالت مهمی است که [[رسول خدا]]{{صل}} را برای آن فرستاده است، چنان‌که [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>. در آیه‌ دیگر [[اطاعت]] و [[تسلیم]] در برابر [[احکام]] [[پیامبر]]{{صل}} را معیار [[شناخت]] [[ایمان حقیقی]] از غیر [[حقیقی]] بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>.<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>


====[[احزاب]] در [[ادبیات]] قرآن====
====[[احزاب]] در [[ادبیات]] قرآن====
خط ۱۵۵: خط ۱۵۵:
قرآن کریم در آخر سوره‌ [[مجادله]]، از کسانی که تحت [[ولایت]] [[امر خداوند]] بوده و از [[اولیای الهی]] [[متابعت]] می‌کنند با عنوان «[[حزب الله]]» نام برده است که [[ایمان]] در دل‌های آنان تثبیت و [[تأیید]] شده و پاداش‌های والایی مانند: [[موفقیت]] و [[رستگاری]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[بهشت]] برین و [[رضوان الهی]] شامل آنان است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> ‏. جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ}}، اشاره به [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) و ایمان [[اطاعت]] است، [[ایمانی]] که بعد از آن کفری در کار نیست و [[کفر]] بعدالایمان در آن وجود ندارد.
قرآن کریم در آخر سوره‌ [[مجادله]]، از کسانی که تحت [[ولایت]] [[امر خداوند]] بوده و از [[اولیای الهی]] [[متابعت]] می‌کنند با عنوان «[[حزب الله]]» نام برده است که [[ایمان]] در دل‌های آنان تثبیت و [[تأیید]] شده و پاداش‌های والایی مانند: [[موفقیت]] و [[رستگاری]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[بهشت]] برین و [[رضوان الهی]] شامل آنان است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> ‏. جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ}}، اشاره به [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) و ایمان [[اطاعت]] است، [[ایمانی]] که بعد از آن کفری در کار نیست و [[کفر]] بعدالایمان در آن وجود ندارد.


بنابراین؛ منشأ چند دستگی در [[جامعه]]، تعدّد «مُطاع» و [[حاکمان]] است؛ آنچه منشأ چند دستگی در [[جامعه‌ انسانی]] می‌شود گوناگونی حاکمان و فرمان‌روایانی است که «[[احزاب]]» و گروه‌ها از آنها [[پیروی]] می‌کنند. وقتی [[حاکم]] و فرمان‌روا متعدد شد، بالطبع [[مردم]] هم دسته‌دسته می‌شوند. اما، چون [[اهل ایمان]] [[فرمان‌روایان]] متعدد ندارد، بلکه فرمانروای آنها [[خدا]] و افراد [[منصوب از سوی خداوند]] است، دچار چند دستگی و [[تفرقه]] نمی‌شوند. اصولاً [[وحدت اجتماعی]] در نتیجه‌ [[تبعیت]] از [[فرمان‌روایی]] [[الهی]] حاصل می‌شود.
بنابراین؛ منشأ چند دستگی در [[جامعه]]، تعدّد «مُطاع» و [[حاکمان]] است؛ آنچه منشأ چند دستگی در [[جامعه‌ انسانی]] می‌شود گوناگونی حاکمان و فرمان‌روایانی است که «[[احزاب]]» و گروه‌ها از آنها [[پیروی]] می‌کنند. وقتی [[حاکم]] و فرمان‌روا متعدد شد، بالطبع [[مردم]] هم دسته‌دسته می‌شوند. اما، چون [[اهل ایمان]] [[فرمان‌روایان]] متعدد ندارد، بلکه فرمانروای آنها [[خدا]] و افراد [[منصوب از سوی خداوند]] است، دچار چند دستگی و [[تفرقه]] نمی‌شوند. اصولاً [[وحدت اجتماعی]] در نتیجه‌ [[تبعیت]] از [[فرمان‌روایی]] [[الهی]] حاصل می‌شود<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


====[[تحزب]] مفید و تحزب [[مضر]]====
====[[تحزب]] مفید و تحزب [[مضر]]====
خط ۱۶۴: خط ۱۶۴:
وقتی همه از یک [[حاکم الهی]] تبعیت ‌کنند مصداق آیه‌ شریفه می‌شود: {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}<ref>«که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند» سوره مطففین، آیه ۲۶.</ref>‏، همه در اطاعت از آن فرمان‌روای الهی از یکدیگر [[سبقت]] می‌جویند. اینکه سبقت می‌جویند، تفرقه و مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا، با هم نمی‌جنگند و علیه دیگری جریان‌سازی و خراب‌کاری نمی‌کند، بلکه همه در جهت واحد و برای دست‌رسی به [[آرمان]] [[توحیدی]] تلاش می‌کنند. اگر به این شکل نبود، معلوم می‌شود این تکثّر در جهت [[یاری]] و [[اطاعت]] [[حاکمیت]] و [[رهبری الهی]] نیست.
وقتی همه از یک [[حاکم الهی]] تبعیت ‌کنند مصداق آیه‌ شریفه می‌شود: {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}<ref>«که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند» سوره مطففین، آیه ۲۶.</ref>‏، همه در اطاعت از آن فرمان‌روای الهی از یکدیگر [[سبقت]] می‌جویند. اینکه سبقت می‌جویند، تفرقه و مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ زیرا، با هم نمی‌جنگند و علیه دیگری جریان‌سازی و خراب‌کاری نمی‌کند، بلکه همه در جهت واحد و برای دست‌رسی به [[آرمان]] [[توحیدی]] تلاش می‌کنند. اگر به این شکل نبود، معلوم می‌شود این تکثّر در جهت [[یاری]] و [[اطاعت]] [[حاکمیت]] و [[رهبری الهی]] نیست.


این جریان در [[زمان]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم به همین شکل بوده است؛ [[غالب]] افراد ایشان [[مؤمن]] به [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) بوده‌اند، نه ایمان ثانی (ایمان تسلیمی). اینکه حضرت فرمود: {{متن حدیث|بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا}} و علت [[استنکاف]] و نپذیرفتن [[خلافت]] و [[بیعت مردم]]، نه از این باب بود که حضرت خود را احقّ به [[ولایت]] نمی‌دانستد؛ بلکه از این جهت بود که می‌دانست این دستی که به سمت او کشیده شده است دست اطاعت [[پایدار]] نیست، بلکه دست اطاعت برای [[مصالح]] و [[منافع شخصی]] است؛ لذا، افرادی مانند [[طلحه]] و [[زبیر]] فریاد می‌زدند که [[مردم]] با حضرت [[بیعت]] کنند.
این جریان در [[زمان]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم به همین شکل بوده است؛ [[غالب]] افراد ایشان [[مؤمن]] به [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) بوده‌اند، نه ایمان ثانی (ایمان تسلیمی). اینکه حضرت فرمود: {{متن حدیث|بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا}} و علت [[استنکاف]] و نپذیرفتن [[خلافت]] و [[بیعت مردم]]، نه از این باب بود که حضرت خود را احقّ به [[ولایت]] نمی‌دانستد؛ بلکه از این جهت بود که می‌دانست این دستی که به سمت او کشیده شده است دست اطاعت [[پایدار]] نیست، بلکه دست اطاعت برای [[مصالح]] و [[منافع شخصی]] است؛ لذا، افرادی مانند [[طلحه]] و [[زبیر]] فریاد می‌زدند که [[مردم]] با حضرت [[بیعت]] کنند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


====[[اتحاد]] مصلحتی [[کفار]]====
====[[اتحاد]] مصلحتی [[کفار]]====
خط ۱۷۱: خط ۱۷۱:
در تحقق عینی هم به همین شکل بوده است؛ در جامعه‌ای که [[معاویه]] آن را [[مدیریت]] می‌کرد، تنها ظاهری از اتحاد و [[انسجام اجتماعی]] به چشم می‌آمد و الا همیشه در این [[جامعه]]، [[تبعیض]]، [[جنگ]]، [[ترور]] و [[خونریزی]] بود. [[حضرت زهرا]](س) هم در [[خطبه حضرت زهرا|خطبه‌ خود]] به آن اشاره کرده است: {{متن حدیث|أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ هَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً وَ زَرْعَکُمْ حَصِیدا}} [[اختلاف]] و [[خون‌ریزی]] در [[جامعه‌]] [[اسلامی]] از آن [[روز]] تا به امروز هم‌چنان جریان دارد. [[شهرستانی]] صاحب کتاب «ملل و نحل» می‌گوید: «ما سلّ [[سیف]] فی الاسلام [[علی]] قاعدة دینیة مثل ما سلّ [[علی]] الامامة فی کل [[زمان]]».
در تحقق عینی هم به همین شکل بوده است؛ در جامعه‌ای که [[معاویه]] آن را [[مدیریت]] می‌کرد، تنها ظاهری از اتحاد و [[انسجام اجتماعی]] به چشم می‌آمد و الا همیشه در این [[جامعه]]، [[تبعیض]]، [[جنگ]]، [[ترور]] و [[خونریزی]] بود. [[حضرت زهرا]](س) هم در [[خطبه حضرت زهرا|خطبه‌ خود]] به آن اشاره کرده است: {{متن حدیث|أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ هَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً وَ زَرْعَکُمْ حَصِیدا}} [[اختلاف]] و [[خون‌ریزی]] در [[جامعه‌]] [[اسلامی]] از آن [[روز]] تا به امروز هم‌چنان جریان دارد. [[شهرستانی]] صاحب کتاب «ملل و نحل» می‌گوید: «ما سلّ [[سیف]] فی الاسلام [[علی]] قاعدة دینیة مثل ما سلّ [[علی]] الامامة فی کل [[زمان]]».


در [[جامعه‌ اسلامی]] همیشه [[جنگ]] و [[اختلاف]] به شکل مستمر وجود داشته است و وحدتی در [[جامعه]] به وجود نیامده است. این اختلاف و [[تفرقه]] در جامعه‌ اسلامی در نتیجه کار [[معاویه]] ایجاد شده است و اگر معاویه نبود این همه اختلاف پیش نمی‌آمد. در [[حقیقت]] اساس اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامی را خود معاویه با [[عدم اطاعت]] در برابر [[حاکمیت اسلامی]] پایه‌گذاری کرد و تفرقه از آن [[روز]] به بعد ادامه دارد.
در [[جامعه‌ اسلامی]] همیشه [[جنگ]] و [[اختلاف]] به شکل مستمر وجود داشته است و وحدتی در [[جامعه]] به وجود نیامده است. این اختلاف و [[تفرقه]] در جامعه‌ اسلامی در نتیجه کار [[معاویه]] ایجاد شده است و اگر معاویه نبود این همه اختلاف پیش نمی‌آمد. در [[حقیقت]] اساس اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامی را خود معاویه با [[عدم اطاعت]] در برابر [[حاکمیت اسلامی]] پایه‌گذاری کرد و تفرقه از آن [[روز]] به بعد ادامه دارد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ویژگی ششم: [[اطاعت]] و [[نصرت]]===
===ویژگی ششم: [[اطاعت]] و [[نصرت]]===
خط ۱۹۴: خط ۱۹۴:
ریشه‌ مشکل مسلمین بعد از [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} این بود که ابتدا «[[میثاق]] [[طاعت]]» و بعد هم «میثاق [[نصرت]]» را شکستند. برجسته‌ترین جلوه‌ این [[پیمان‌شکنی]] در جریان [[کربلا]] و مسأله‌ [[شهادت حضرت سیدالشهدا]] ({{ع}}) و [[اصحاب]] ایشان رخ داد؛ لذا، ماجرای [[عاشورا]] و جریان کربلا یک مسأله‌ بنیادین در [[تاریخ اسلام]] و [[سرنوشت]] [[امت اسلامی]] و همه‌ آنچه بعد از [[شهادت]] ایشان در جریان تاریخ اسلام اتفاق افتاده، است. آن همه [[خونریزی‌ها]] و [[ستم‌ها]] و همه‌ آنچه واقع شد، نتیجه‌ آن پیمان‌ شکنی‌هایی است که در کربلا و در رابطه با [[سیدالشهداء]]{{ع}} اتفاق افتاد. ظاهراً آن استغاثه‌ [[حضرت]] در [[روز عاشورا]] ـ [[هل من ناصر]] ینصرنی ـ هم برای [[برانگیختن]] و به یادآوردن «میثاق نصرت» بود.
ریشه‌ مشکل مسلمین بعد از [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} این بود که ابتدا «[[میثاق]] [[طاعت]]» و بعد هم «میثاق [[نصرت]]» را شکستند. برجسته‌ترین جلوه‌ این [[پیمان‌شکنی]] در جریان [[کربلا]] و مسأله‌ [[شهادت حضرت سیدالشهدا]] ({{ع}}) و [[اصحاب]] ایشان رخ داد؛ لذا، ماجرای [[عاشورا]] و جریان کربلا یک مسأله‌ بنیادین در [[تاریخ اسلام]] و [[سرنوشت]] [[امت اسلامی]] و همه‌ آنچه بعد از [[شهادت]] ایشان در جریان تاریخ اسلام اتفاق افتاده، است. آن همه [[خونریزی‌ها]] و [[ستم‌ها]] و همه‌ آنچه واقع شد، نتیجه‌ آن پیمان‌ شکنی‌هایی است که در کربلا و در رابطه با [[سیدالشهداء]]{{ع}} اتفاق افتاد. ظاهراً آن استغاثه‌ [[حضرت]] در [[روز عاشورا]] ـ [[هل من ناصر]] ینصرنی ـ هم برای [[برانگیختن]] و به یادآوردن «میثاق نصرت» بود.


لذا، این از ویژگی مهمِ ایمان اول (ایمان تصدیقی)، مِنهای ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است که ایمان اول با نقض میثاقِ اطاعت و نصرت همراه است و ایمان دوم با [[وفا]] و پایداری بر میثاق اطاعت و نصرت توأم است. [[شناخت]] این ویژگی می‌تواند ما را در جریان‌شناسی [[تاریخی]] و [[کلامی]] آئین [[اسلام]] کمک شایان کند.
لذا، این از ویژگی مهمِ ایمان اول (ایمان تصدیقی)، مِنهای ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است که ایمان اول با نقض میثاقِ اطاعت و نصرت همراه است و ایمان دوم با [[وفا]] و پایداری بر میثاق اطاعت و نصرت توأم است. [[شناخت]] این ویژگی می‌تواند ما را در جریان‌شناسی [[تاریخی]] و [[کلامی]] آئین [[اسلام]] کمک شایان کند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ویژگی هفتم ایمان اول: [[پذیرش ولایت کافر]]===
===ویژگی هفتم ایمان اول: [[پذیرش ولایت کافر]]===
خط ۲۰۵: خط ۲۰۵:
[[تولّی]] و ولایت هم به معنای پذیرش امر و هم به معنای [[پیوستن]] است. اصل ولایت به معنای پیوستن به جمعی است، {{عربی|وَلَیَ فُلانٌ فُلانًآ}}: یعنی فلانی به فلانی پیوست. اساس معنای ولایت، پیوستن است و پیوستن کامل هم [[پیروی]] و [[اطاعت]] است. به گونه‌ای که هر چه آن [[جمعیت]] گفتند [[انسان]] آن را انجام دهد و هر چه آنها [[دوست]] داشتند انسان هم آن را دوست داشته باشد؛ لذا [[قرآن کریم]] با تأکید، [[مؤمنین]] را از [[پذیرش ولایت کفار]] [[نهی]] نموده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ زیرا، اگر کسی بخواهد [[ولایت کفار]] را بپذیرد و امر آنها را [[اطاعت]] کرده و خواسته آنها را عملی کند، در [[حقیقت]] به آنها پیوسته است و از آنها خواهد بود.
[[تولّی]] و ولایت هم به معنای پذیرش امر و هم به معنای [[پیوستن]] است. اصل ولایت به معنای پیوستن به جمعی است، {{عربی|وَلَیَ فُلانٌ فُلانًآ}}: یعنی فلانی به فلانی پیوست. اساس معنای ولایت، پیوستن است و پیوستن کامل هم [[پیروی]] و [[اطاعت]] است. به گونه‌ای که هر چه آن [[جمعیت]] گفتند [[انسان]] آن را انجام دهد و هر چه آنها [[دوست]] داشتند انسان هم آن را دوست داشته باشد؛ لذا [[قرآن کریم]] با تأکید، [[مؤمنین]] را از [[پذیرش ولایت کفار]] [[نهی]] نموده و می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>؛ زیرا، اگر کسی بخواهد [[ولایت کفار]] را بپذیرد و امر آنها را [[اطاعت]] کرده و خواسته آنها را عملی کند، در [[حقیقت]] به آنها پیوسته است و از آنها خواهد بود.


[[آیات قرآن]] در این موضوع ادامه دارد و به روشنی توضیح می‌دهد، آنهایی که [[ولایت]] کافِر را می‌پذیرند، می‌گویند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>‏؛ می‌ترسیم آنها ما را تحت‌فشار قرار داده و یا محاصره کنند؛ اما برخلاف این [[پندار]] [[باطل]] آنان، [[خداوند متعال]] به زودی [[فتح]] و [[پیروزی]] و فرَج و [[گشایش]] را برای مؤمنین می‌آورد. در آن [[روز]]، افرادی که می‌گفتند: می‌ترسیم ما را محاصره کنند یا [[جنگ]] شود و به ما [[حمله]] نمایند و به [[دلیل]] این [[ترس]]، ولایت کفار را پذیرفته‌اند، پشیمان خواهند شد.
[[آیات قرآن]] در این موضوع ادامه دارد و به روشنی توضیح می‌دهد، آنهایی که [[ولایت]] کافِر را می‌پذیرند، می‌گویند: {{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>‏؛ می‌ترسیم آنها ما را تحت‌فشار قرار داده و یا محاصره کنند؛ اما برخلاف این [[پندار]] [[باطل]] آنان، [[خداوند متعال]] به زودی [[فتح]] و [[پیروزی]] و فرَج و [[گشایش]] را برای مؤمنین می‌آورد. در آن [[روز]]، افرادی که می‌گفتند: می‌ترسیم ما را محاصره کنند یا [[جنگ]] شود و به ما [[حمله]] نمایند و به [[دلیل]] این [[ترس]]، ولایت کفار را پذیرفته‌اند، پشیمان خواهند شد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ویژگی هشتم: [[تردید]]، ویژگی انسان‌های ناقص الایمان===
===ویژگی هشتم: [[تردید]]، ویژگی انسان‌های ناقص الایمان===
خط ۲۱۶: خط ۲۱۶:
در بسیاری از [[آیات قرآن]] اشاره به این موضوع شده است؛ مثلاً در سوره‌ حجرات آمده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>‏، افرادی دارای [[ایمان حقیقی]] هستند که ایمان‌شان همراه با تردید و ارتیاب نباشد. برخی ایمان می‌آورند اما در وقت عمل، گرفتار تردید می‌شوند و وقتی [[زمان]] عمل و [[اطاعت]] می‌رسد به شک و ریب می‌افتند، این افراد از ایمان حقیقی محروم‌اند. [[آیات]] سوره‌ [[توبه]] بسیار توضیح دهنده این جنبه است که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴ ـ ۴۵.</ref>. برخی افراد «ایمان اطاعت» داشته‌اند، اما «ایمان [[نصرت]]» نداشته‌اند. این افراد، علی‌رغم [[نقض]] «[[میثاق]] نصرت» می‌خواستند به «میثاق اطاعت» پایبند باشند؛ لذا، با بهانه‌گیری و دلیل تراشی، در موقع نیاز به نصرت، از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] خالی کردن [[جبهه]] را می‌گرفتند و می‌خواستند با [[اذن پیامبر]]{{صل}}، شانه از زیر بار [[نصرت دین]] و رسول خدا{{صل}} خالی کنند!
در بسیاری از [[آیات قرآن]] اشاره به این موضوع شده است؛ مثلاً در سوره‌ حجرات آمده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref>‏، افرادی دارای [[ایمان حقیقی]] هستند که ایمان‌شان همراه با تردید و ارتیاب نباشد. برخی ایمان می‌آورند اما در وقت عمل، گرفتار تردید می‌شوند و وقتی [[زمان]] عمل و [[اطاعت]] می‌رسد به شک و ریب می‌افتند، این افراد از ایمان حقیقی محروم‌اند. [[آیات]] سوره‌ [[توبه]] بسیار توضیح دهنده این جنبه است که می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴ ـ ۴۵.</ref>. برخی افراد «ایمان اطاعت» داشته‌اند، اما «ایمان [[نصرت]]» نداشته‌اند. این افراد، علی‌رغم [[نقض]] «[[میثاق]] نصرت» می‌خواستند به «میثاق اطاعت» پایبند باشند؛ لذا، با بهانه‌گیری و دلیل تراشی، در موقع نیاز به نصرت، از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] خالی کردن [[جبهه]] را می‌گرفتند و می‌خواستند با [[اذن پیامبر]]{{صل}}، شانه از زیر بار [[نصرت دین]] و رسول خدا{{صل}} خالی کنند!


در سوره‌ [[حدید]] به نحو جالبی به همین ماجرا اشاره دارد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان  را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریب می‌دهد» سوره حدید، آیه ۱۳ ـ ۱۴.</ref>، براساس مفاد این آیه‌ شریفه، منافقینی که در [[جهنم]] هستند به [[مؤمنین]] [[حقیقی]] که در [[بهشت]] هستند خطاب می‌کنند: {{متن قرآن|أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ}}، یعنی ما هم همراه شما و مانند شما [[مؤمن]] بودیم. این تعبیر نشان می‌دهد که این طیف از [[منافقان]] [[ایمان]] اول را داشته‌اند. اما مؤمنین در جواب آنها می‌گویند: شما تربّص کردید و [[منتظر]] بودید که چه وقت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[دنیا]] می‌رود. ـ تربصتم یعنی منتظر یک حادثه بودید؛ خود شما [[نفس]] خود را در [[عذاب]] قرار دادید ـ {{متن قرآن|فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} به معنای {{عربی|عذبتم انفسکم}} است ـ؛ سپس {{متن قرآن|وَارْتَبْتُمْ}} به ریب و تردید افتادید و گفتید ما از رسول خدا بهتر می‌فهمیم. این موضوع در [[تاریخ]] آمده است؛ کسانی که [[حق]] [[ولایت اهل‌بیت]] ({{عم}}) را [[غصب]] کردند به [[حضرت زهرا]]{{س}} گفتند: این کاری که ما می‌کنیم برای بقای [[دین]] [[پدر]] تو مفیدتر است. {{متن قرآن|وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}، در آرزوی [[قدرت]] به سر بردید، {{متن قرآن|حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}} تا وقتی که [[مرگ]] شما فرا رسید و در اینجا دیدید که چه بر سر تان آمده و چه اتفاقی برای شما افتاده است!
در سوره‌ [[حدید]] به نحو جالبی به همین ماجرا اشاره دارد: {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد. (منافقان) آنان  را ندا می‌دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، اما شما خود را (با دورویی) به سختی افکندید و چشم به راه (شکست ما مؤمنان) بودید و تردید کردید و آرزوها شما را فریب داد تا آنکه فرمان خداوند در رسید و (شیطان) فریبکار شما را به خداوند فریب می‌دهد» سوره حدید، آیه ۱۳ ـ ۱۴.</ref>، براساس مفاد این آیه‌ شریفه، منافقینی که در [[جهنم]] هستند به [[مؤمنین]] [[حقیقی]] که در [[بهشت]] هستند خطاب می‌کنند: {{متن قرآن|أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ}}، یعنی ما هم همراه شما و مانند شما [[مؤمن]] بودیم. این تعبیر نشان می‌دهد که این طیف از [[منافقان]] [[ایمان]] اول را داشته‌اند. اما مؤمنین در جواب آنها می‌گویند: شما تربّص کردید و [[منتظر]] بودید که چه وقت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[دنیا]] می‌رود. ـ تربصتم یعنی منتظر یک حادثه بودید؛ خود شما [[نفس]] خود را در [[عذاب]] قرار دادید ـ {{متن قرآن|فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ}} به معنای {{عربی|عذبتم انفسکم}} است ـ؛ سپس {{متن قرآن|وَارْتَبْتُمْ}} به ریب و تردید افتادید و گفتید ما از رسول خدا بهتر می‌فهمیم. این موضوع در [[تاریخ]] آمده است؛ کسانی که [[حق]] [[ولایت اهل‌بیت]] ({{عم}}) را [[غصب]] کردند به [[حضرت زهرا]]{{س}} گفتند: این کاری که ما می‌کنیم برای بقای [[دین]] [[پدر]] تو مفیدتر است. {{متن قرآن|وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ}}، در آرزوی [[قدرت]] به سر بردید، {{متن قرآن|حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}} تا وقتی که [[مرگ]] شما فرا رسید و در اینجا دیدید که چه بر سر تان آمده و چه اتفاقی برای شما افتاده است!<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>


===ویژگی نهم: [[اعتقاد]] به [[معاد]] از [[لوازم ایمان]] تسلیمی===
===ویژگی نهم: [[اعتقاد]] به [[معاد]] از [[لوازم ایمان]] تسلیمی===
خط ۲۲۹: خط ۲۲۹:
آیه‌‌ دیگری که بر موضوع مورد نظر ما دلالت دارد، آیه‌ {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref>  است، بر اساس این آیه‌، افرادی که [[اذن]] نرفتن به [[جبهه]] و [[جهاد]] را از [[پیامبر]]{{صل}} می‌گرفتند، کسانی بودند که [[ایمان به روز قیامت]] نداشتند. در مجموع می‌توان با مراجعه به قرآن کریم به روشنی دریافت که [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) با [[ایمان به معاد]] و قیامت [[پیوستگی]] و ملازمت دارد و چگونه [[ایمان]] اول [[تصدیقی]] غیر تسلیمی همیشه با عدم ایمان به [[روز حساب]] ملازمت دارد.
آیه‌‌ دیگری که بر موضوع مورد نظر ما دلالت دارد، آیه‌ {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۵.</ref>  است، بر اساس این آیه‌، افرادی که [[اذن]] نرفتن به [[جبهه]] و [[جهاد]] را از [[پیامبر]]{{صل}} می‌گرفتند، کسانی بودند که [[ایمان به روز قیامت]] نداشتند. در مجموع می‌توان با مراجعه به قرآن کریم به روشنی دریافت که [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) با [[ایمان به معاد]] و قیامت [[پیوستگی]] و ملازمت دارد و چگونه [[ایمان]] اول [[تصدیقی]] غیر تسلیمی همیشه با عدم ایمان به [[روز حساب]] ملازمت دارد.


این نه ویژگی ایمان اولِ تهی از [[ایمان دوم]] بود که عکس این موارد، ویژگی ایمان دوم به شمار می‎رود. در کل، ویژگی بنیادین ایمان اول، «[[تصدیق]]» و ویژگی بنیادین ایمان دوم «[[تسلیم]]» است.
این نه ویژگی ایمان اولِ تهی از [[ایمان دوم]] بود که عکس این موارد، ویژگی ایمان دوم به شمار می‎رود. در کل، ویژگی بنیادین ایمان اول، «[[تصدیق]]» و ویژگی بنیادین ایمان دوم «[[تسلیم]]» است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==خصوصیات ایمان تصدیقی==
==خصوصیات ایمان تصدیقی==
خط ۲۳۸: خط ۲۳۸:
با دقّت در این آیه و آیات هم‌سان و مشابه دیگر روشن می‌شود {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} همان {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} در آیه‌ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است. معنای هر دو [[آیه]] [[تسلیم]] کامل بودن نسبت به [[فرمان]] [[رسول خدا]]{{صل}} است که با [[صلوات]] مقرون است. این رابطه را قبل از این آیه، [[آیات]] سوره‌ [[احزاب]] به خوبی نشان می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر  به پاکی بستایید اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند  آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۱ ـ ۴۴.</ref>. براساس این آیات، [[ایمان دوم]] که [[ایمان]] تسلیمی است و با تسلیم کامل در برابر [[دستورات]] [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} مقرون است، همواره با [[صلوات خدا]] و [[ملائکه]] بر [[مؤمنین]] ملازمت دارد.
با دقّت در این آیه و آیات هم‌سان و مشابه دیگر روشن می‌شود {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} همان {{متن قرآن|سَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} در آیه‌ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است. معنای هر دو [[آیه]] [[تسلیم]] کامل بودن نسبت به [[فرمان]] [[رسول خدا]]{{صل}} است که با [[صلوات]] مقرون است. این رابطه را قبل از این آیه، [[آیات]] سوره‌ [[احزاب]] به خوبی نشان می‌دهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر  به پاکی بستایید اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند  آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۱ ـ ۴۴.</ref>. براساس این آیات، [[ایمان دوم]] که [[ایمان]] تسلیمی است و با تسلیم کامل در برابر [[دستورات]] [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} مقرون است، همواره با [[صلوات خدا]] و [[ملائکه]] بر [[مؤمنین]] ملازمت دارد.


این صلوات، مؤمنین [[حقیقی]] را بالا می‌برد و موجب ترفیع درجه‌ آنان می‌شود. مؤمنینی که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارند بر جای خود نمی‌ایستند و توقف ندارند. به [[دلیل]] اینکه صلوات خدا و [[فرشتگان]] به صورت دائم بر آنان نازل می‌شود و به دلیل اینکه ایمان دوم ملازم با [[ذکر کثیر]] است؛ لذا آنان مدام در حال [[رشد]] و [[تکامل]] و تعالی هستند. به سبب تأثیر همه جانبه‌ ایمان دوم (ایمان تسلیمی) در رشد و [[تربیت]] و [[تکامل انسان]]، در این فراز بحث، برخی از [[خواص]] ایمان دوم را تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنیم.
این صلوات، مؤمنین [[حقیقی]] را بالا می‌برد و موجب ترفیع درجه‌ آنان می‌شود. مؤمنینی که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارند بر جای خود نمی‌ایستند و توقف ندارند. به [[دلیل]] اینکه صلوات خدا و [[فرشتگان]] به صورت دائم بر آنان نازل می‌شود و به دلیل اینکه ایمان دوم ملازم با [[ذکر کثیر]] است؛ لذا آنان مدام در حال [[رشد]] و [[تکامل]] و تعالی هستند. به سبب تأثیر همه جانبه‌ ایمان دوم (ایمان تسلیمی) در رشد و [[تربیت]] و [[تکامل انسان]]، در این فراز بحث، برخی از [[خواص]] ایمان دوم را تجزیه و تحلیل و بررسی می‌کنیم<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ذکر کثیر، علامت ایمان تسلیمی===
===ذکر کثیر، علامت ایمان تسلیمی===
"ذکر کثیر" از [[لوازم ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی) است. فرد مؤمنی که حالت تسلیم به خدا و رسول خدا دارد، به تدریج به حالت "ذکر کثیر" نائل می‌شود که این وضعیت در مقابل حالات [[منافق]] است که همراه با [[غفلت]] و [[نسیان]] است. چنان‌که [[قرآن کریم]] در مورد این وضعیت [[منافقین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، این ویژگی منافقینی است که ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]]) را دارند، اما ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیستند: {{متن قرآن|لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}. در مقابل، [[قرآن کریم]] در حالت افراد مؤمنی که علاوه بر [[ایمان]] اول (ایمان [[تصدیقی]])، به [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) نیز دست یافته‌اند می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>.  
"ذکر کثیر" از [[لوازم ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی) است. فرد مؤمنی که حالت تسلیم به خدا و رسول خدا دارد، به تدریج به حالت "ذکر کثیر" نائل می‌شود که این وضعیت در مقابل حالات [[منافق]] است که همراه با [[غفلت]] و [[نسیان]] است. چنان‌که [[قرآن کریم]] در مورد این وضعیت [[منافقین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند  و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی  می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، این ویژگی منافقینی است که ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]]) را دارند، اما ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیستند: {{متن قرآن|لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}. در مقابل، [[قرآن کریم]] در حالت افراد مؤمنی که علاوه بر [[ایمان]] اول (ایمان [[تصدیقی]])، به [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) نیز دست یافته‌اند می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>.  


افراد [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، در لحظه‌های اساسی و عرصه‌های [[امتحان]]، به [[میثاق]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود پای‌بند و [[پایدار]] هستند. کسانی که واقعاً [[اهل]] ایمان دوم (ایمان تسلیمی) به [[خدا]] و [[رسول خدا]] هستند، در لحظه‌های نیاز همیشه آماده‌ نصرت و تحت [[فرمان]] هستند.
افراد [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، در لحظه‌های اساسی و عرصه‌های [[امتحان]]، به [[میثاق]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود پای‌بند و [[پایدار]] هستند. کسانی که واقعاً [[اهل]] ایمان دوم (ایمان تسلیمی) به [[خدا]] و [[رسول خدا]] هستند، در لحظه‌های نیاز همیشه آماده‌ نصرت و تحت [[فرمان]] هستند<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===مرحله‌ آخر، [[اسلام]] ابراهیمی===
===مرحله‌ آخر، [[اسلام]] ابراهیمی===
خط ۲۵۰: خط ۲۵۰:
«[[ملت]] [[ابراهیم]]» همین اسلام دوم است و مورد توصیه و [[وصیت]] همه‌ [[انبیاء]] در طول [[تاریخ]] بوده است و ابراهیم و [[یعقوب]] و [[فرزندان]] آنها ({{عم}}) همه بر ثبات قدم بر این اسلام توصیه کرده‌اند. در قرآن کریم، اسلام ابراهیمی هم از نظر [[تئوری]] تبیین شده است و هم نمونه‌ عملی آن موجود است؛ نمونه‌ عملی آن در [[آیات]] سوره‌ صافات در جریان حکایت [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل]] {{ع}} بیان شده است: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت.» سوره صافات، آیه ۱۰۱ ـ ۱۰۲.</ref>. براساس این [[آیات شریفه]]، حضرت ابراهیم{{ع}} به [[فرزند]] خود [[اسماعیل]]{{ع}} فرمود: من در [[خواب]] دیدم که تو را سر می‌برم، نظر تو چیست؟ عرض کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>: این «أَسْلَما» به معنای اثبتا و اظهرا است، یعنی هر دو [[اسلام]] خود را [[اثبات]] و [[ظاهر]] کردند. {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>. {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} یعنی ما این‌چنین محسنان را [[پاداش]] می‌دهیم؛ یعنی نیکوکارانی که با [[ایمان دوم]] [[احسان]] می‌کنند، نتیجه‌ احسان آنها این است که در این مرحله از [[ایمان]] [[ظهور]] و [[ثبات]] پیدا می‌کنند.
«[[ملت]] [[ابراهیم]]» همین اسلام دوم است و مورد توصیه و [[وصیت]] همه‌ [[انبیاء]] در طول [[تاریخ]] بوده است و ابراهیم و [[یعقوب]] و [[فرزندان]] آنها ({{عم}}) همه بر ثبات قدم بر این اسلام توصیه کرده‌اند. در قرآن کریم، اسلام ابراهیمی هم از نظر [[تئوری]] تبیین شده است و هم نمونه‌ عملی آن موجود است؛ نمونه‌ عملی آن در [[آیات]] سوره‌ صافات در جریان حکایت [[حضرت ابراهیم]] و [[اسماعیل]] {{ع}} بیان شده است: {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت.» سوره صافات، آیه ۱۰۱ ـ ۱۰۲.</ref>. براساس این [[آیات شریفه]]، حضرت ابراهیم{{ع}} به [[فرزند]] خود [[اسماعیل]]{{ع}} فرمود: من در [[خواب]] دیدم که تو را سر می‌برم، نظر تو چیست؟ عرض کرد: {{متن قرآن|قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)» سوره صافات، آیه ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>: این «أَسْلَما» به معنای اثبتا و اظهرا است، یعنی هر دو [[اسلام]] خود را [[اثبات]] و [[ظاهر]] کردند. {{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴ ـ ۱۰۵.</ref>. {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} یعنی ما این‌چنین محسنان را [[پاداش]] می‌دهیم؛ یعنی نیکوکارانی که با [[ایمان دوم]] [[احسان]] می‌کنند، نتیجه‌ احسان آنها این است که در این مرحله از [[ایمان]] [[ظهور]] و [[ثبات]] پیدا می‌کنند.


{{متن قرآن|كَذَلِكَ}} به کجا و به چه چیزی اشاره دارد؟ در [[آیات]] قبل کجا اشاره به پاداش شده است که اسم اشاره به [[کار]] ‌برده و می‌گوید این‌چنین پاداش می‌دهیم؟! بعد برای ما مشخص شد که «کذلک» اشاره به اسلام ابراهیمی است که نتیجه و پاداش ایمان دوم است. [[برترین]] [[پاداش]] ایمان دوم این است که [[انسان]] [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، به اسلام ابراهیمی دست پیدا می‌کند. این اسلام همراه با «[[رضا]]» و «سلام و «[[امن]]» و «نظر بوجه [[الله]]» و بسیاری از آثار دیگر است.
{{متن قرآن|كَذَلِكَ}} به کجا و به چه چیزی اشاره دارد؟ در [[آیات]] قبل کجا اشاره به پاداش شده است که اسم اشاره به [[کار]] ‌برده و می‌گوید این‌چنین پاداش می‌دهیم؟! بعد برای ما مشخص شد که «کذلک» اشاره به اسلام ابراهیمی است که نتیجه و پاداش ایمان دوم است. [[برترین]] [[پاداش]] ایمان دوم این است که [[انسان]] [[مؤمن]] به ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، به اسلام ابراهیمی دست پیدا می‌کند. این اسلام همراه با «[[رضا]]» و «سلام و «[[امن]]» و «نظر بوجه [[الله]]» و بسیاری از آثار دیگر است<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


===ایمان دوم، شرط [[ولایت امر]] [[مسلمین]]===
===ایمان دوم، شرط [[ولایت امر]] [[مسلمین]]===
بنابر آنچه بیان شد، [[ایمان]] شرط «ولایت امر» است و مراد از ایمان، ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است نه ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]])؛ لذا، وقتی بیان می‌کنیم که ایمان شرط است، یعنی کسی که می‌خواهد به ولایت امر برسد باید خصوصیات ایمان دوم را داشته باشد؛ یعنی مؤمن به کل کتاب باشد، [[اهل]] [[تسلیم]] باشد و ایمان به [[روز حساب]] داشته باشد، [[اهل معصیت]] [[خدا]] و [[ایذاء]] [[رسول]] نباشد، بر [[میثاق]] [[اطاعت]] و [[نصرت]] [[وفادار]] باشد و سایر ویژگی‌هایی که بیان شد. البته در [[آینده]] خواهیم گفت که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تنها شرط [[ولایت مطلقه]] نیست، بلکه شرط هر [[ولایتی]] است؛ لذا، اگر بخواهیم [[حکومت اسلامی]] داشته باشیم و اگر بخواهیم [[سازمان]] [[اداری]] ما [[اسلامی]] باشد، باید هر [[صاحب ولایت]]، [[استاندار]]، [[فرماندار]]، نماینده‌ مجلس و غیره همه [[مؤمن]] به [[ایمان دوم]] ([[ایمان]] تسلیمی) باشند.
بنابر آنچه بیان شد، [[ایمان]] شرط «ولایت امر» است و مراد از ایمان، ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است نه ایمان اول (ایمان [[تصدیقی]])؛ لذا، وقتی بیان می‌کنیم که ایمان شرط است، یعنی کسی که می‌خواهد به ولایت امر برسد باید خصوصیات ایمان دوم را داشته باشد؛ یعنی مؤمن به کل کتاب باشد، [[اهل]] [[تسلیم]] باشد و ایمان به [[روز حساب]] داشته باشد، [[اهل معصیت]] [[خدا]] و [[ایذاء]] [[رسول]] نباشد، بر [[میثاق]] [[اطاعت]] و [[نصرت]] [[وفادار]] باشد و سایر ویژگی‌هایی که بیان شد. البته در [[آینده]] خواهیم گفت که ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تنها شرط [[ولایت مطلقه]] نیست، بلکه شرط هر [[ولایتی]] است؛ لذا، اگر بخواهیم [[حکومت اسلامی]] داشته باشیم و اگر بخواهیم [[سازمان]] [[اداری]] ما [[اسلامی]] باشد، باید هر [[صاحب ولایت]]، [[استاندار]]، [[فرماندار]]، نماینده‌ مجلس و غیره همه [[مؤمن]] به [[ایمان دوم]] ([[ایمان]] تسلیمی) باشند.


ایمان دوم احتیاج به احراز و [[اثبات]] دارد و با [[اصل برائت]] [[ثابت]] نمی‌شود؛ زیرا، اصل برائت به درد [[دادگاه]] می‌خورد؛ وقتی می‌خواهند کسی را [[مجازات]] کنند بر اساس اصل برائت تا [[جرم]] او اثبات نشود مجازات نمی‌شود. اما وقتی می‌خواهند کسی را بر یک [[پست]] [[حکومتی]] بگمارند که می‌خواهد برای [[مردم]] [[تصمیم]] بگیرند، حتماً باید مؤمن به ایمان دوم باشد و همه شرایط و ویژگی‌های ایمان دوم را نیز داشته باشد؛ لذا، در همه‌ [[مراتب ولایت]] و بالأخص در [[ولایت مطلقه]] و [[عامه]] این شرط وجود دارد.
ایمان دوم احتیاج به احراز و [[اثبات]] دارد و با [[اصل برائت]] [[ثابت]] نمی‌شود؛ زیرا، اصل برائت به درد [[دادگاه]] می‌خورد؛ وقتی می‌خواهند کسی را [[مجازات]] کنند بر اساس اصل برائت تا [[جرم]] او اثبات نشود مجازات نمی‌شود. اما وقتی می‌خواهند کسی را بر یک [[پست]] [[حکومتی]] بگمارند که می‌خواهد برای [[مردم]] [[تصمیم]] بگیرند، حتماً باید مؤمن به ایمان دوم باشد و همه شرایط و ویژگی‌های ایمان دوم را نیز داشته باشد؛ لذا، در همه‌ [[مراتب ولایت]] و بالأخص در [[ولایت مطلقه]] و [[عامه]] این شرط وجود دارد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==جمع‌بندی مباحث ویژگی‌های ایمان==
==جمع‌بندی مباحث ویژگی‌های ایمان==
خط ۲۶۸: خط ۲۶۸:
[[قرآن کریم]]، فرق بین ایمان اول و دوم را تبیین می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۳.</ref> اولین خصیصه‌ [[اهل]] ایمان از دیدگاه [[قرآن]]، [[ایمان به غیب]] و [[عالم]] ماوراء ماده است. این خصیصه، بین [[جهان‌بینی مادی]] و [[جهان‌بینی الهی]] تفاوت ایجاد نموده و بستر شکل‌گیری [[تمدن]] [[توحیدی]] را در برابر تمدن‌های مادی فراهم می‌آورد. {{متن قرآن|وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}}<ref>«و نماز را برپا می‌دارند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ دوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن [[مقدس]]، اقامه‌ [[نماز]] و [[زنده کردن]] «[[ذکر خدا]]» در [[زندگی]] و [[زمین]] به عنوان راه [[ارتباط]] [[انسان]] با خداست. {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ سوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[انفاق]] و [[کوشش]] فراگیر در جهت توزیع عادلانه‌ [[ثروت]] به عنوان بستر [[ارتباط]] [[سالم]] با دیگر انسان‌هاست. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>: خصیصه‌ چهارم [[اهل]] [[ایمان]] از دیدگاه [[قرآن]] [[مقدس]]، [[باور]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] ایت به آنچه بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[پیامبران]] قبلی نازل شده است. اینکه در این فراز [[سوره]]، دوبار کلمه‌ «یُؤْمِنُونَ» تکرار ‌شده است، [[شاهد]] بر مدعای ماست که می‌گوییم: هر جا کلمه‌ {{متن قرآن|أُنْزِلَ إِلَيْكَ}} می‌آید به معنای تمام {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} است که متضمن امر «[[ولایت]]» و مسأله‌ «ولایت» نیز هست؛ لذا این فراز [[آیه]]، [[لزوم]] ایمان به ولایت و [[امامت]] را نیز در متن و ضمن خود دارد.
[[قرآن کریم]]، فرق بین ایمان اول و دوم را تبیین می‌کند و می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست،  رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۳.</ref> اولین خصیصه‌ [[اهل]] ایمان از دیدگاه [[قرآن]]، [[ایمان به غیب]] و [[عالم]] ماوراء ماده است. این خصیصه، بین [[جهان‌بینی مادی]] و [[جهان‌بینی الهی]] تفاوت ایجاد نموده و بستر شکل‌گیری [[تمدن]] [[توحیدی]] را در برابر تمدن‌های مادی فراهم می‌آورد. {{متن قرآن|وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}}<ref>«و نماز را برپا می‌دارند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ دوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن [[مقدس]]، اقامه‌ [[نماز]] و [[زنده کردن]] «[[ذکر خدا]]» در [[زندگی]] و [[زمین]] به عنوان راه [[ارتباط]] [[انسان]] با خداست. {{متن قرآن|وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}<ref>«و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref>: خصیصه‌ سوم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[انفاق]] و [[کوشش]] فراگیر در جهت توزیع عادلانه‌ [[ثروت]] به عنوان بستر [[ارتباط]] [[سالم]] با دیگر انسان‌هاست. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ}}<ref>«و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>: خصیصه‌ چهارم [[اهل]] [[ایمان]] از دیدگاه [[قرآن]] [[مقدس]]، [[باور]] و [[اعتقاد]] [[راسخ]] ایت به آنچه بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[پیامبران]] قبلی نازل شده است. اینکه در این فراز [[سوره]]، دوبار کلمه‌ «یُؤْمِنُونَ» تکرار ‌شده است، [[شاهد]] بر مدعای ماست که می‌گوییم: هر جا کلمه‌ {{متن قرآن|أُنْزِلَ إِلَيْكَ}} می‌آید به معنای تمام {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} است که متضمن امر «[[ولایت]]» و مسأله‌ «ولایت» نیز هست؛ لذا این فراز [[آیه]]، [[لزوم]] ایمان به ولایت و [[امامت]] را نیز در متن و ضمن خود دارد.


خصیصه پنجم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[یقین]] و باور راسخ به [[معاد]] و [[قیامت]] است: {{متن قرآن|وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>؛ لذا، بسیاری از آن ویژگی‌هایی که بیان می‌شود، از همین [[آیات]] اول سوره‌ بقره به دست می‌آید.
خصیصه پنجم اهل ایمان از دیدگاه قرآن مقدس، [[یقین]] و باور راسخ به [[معاد]] و [[قیامت]] است: {{متن قرآن|وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۴.</ref>؛ لذا، بسیاری از آن ویژگی‌هایی که بیان می‌شود، از همین [[آیات]] اول سوره‌ بقره به دست می‌آید<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==ادله‌ اشتراط ایمان در "[[ولایت امر]]"==
==ادله‌ اشتراط ایمان در "[[ولایت امر]]"==
خط ۳۰۲: خط ۳۰۲:
دلیل پنجم هم انصراف ادله‌ دال بر [[ولایت فقیه]] از غیر [[مؤمن]] است. نکتۀ انصراف هم این است که در ادلۀ دال بر [[جعل ولایت]] برای [[فقیه]]، اطلاقی که بتواند غیر مؤمن را هم شامل کند، نداریم. به دلیل اینکه اصولاً جعل ولایت برای [[حفظ دین]] و [[حفظ ایمان]] دوم و [[هدایت مردم]] به همان [[ایمان دوم]] است؛ لذا، ادله‌ جعل ولایت، اطلاقی که دال بر «ولایت امر» نسبت به غیر مؤمن باشد نداشته و منصرف از چنین شخصی است.
دلیل پنجم هم انصراف ادله‌ دال بر [[ولایت فقیه]] از غیر [[مؤمن]] است. نکتۀ انصراف هم این است که در ادلۀ دال بر [[جعل ولایت]] برای [[فقیه]]، اطلاقی که بتواند غیر مؤمن را هم شامل کند، نداریم. به دلیل اینکه اصولاً جعل ولایت برای [[حفظ دین]] و [[حفظ ایمان]] دوم و [[هدایت مردم]] به همان [[ایمان دوم]] است؛ لذا، ادله‌ جعل ولایت، اطلاقی که دال بر «ولایت امر» نسبت به غیر مؤمن باشد نداشته و منصرف از چنین شخصی است.


به دلیل اینکه مرتکز عقلایی و مرتکز کسانی که مخاطب این دلیل هستند، قاعدتاً [[اهل]] ایمان هستند و آنها هستند که ولایت امر را می‌پذیرند. «ولایت امر» را مؤمنینِ به ایمان ثانی می‌پذیرند و آنها مخاطب هستند و آنهایی که مؤمن به ایمان ثانی نیستند اصلاً ولایت امر را نمی‌پذیرند. بنابراین وقتی دلیل، خطاب به [[مؤمنین]] به ایمان دوم است، این دلیل اطلاقی ندارد که شامل مؤمن به ایمان اول هم باشد؛ لذا این دلیل از مؤمن به غیر ایمان ثانی انصراف دارد.
به دلیل اینکه مرتکز عقلایی و مرتکز کسانی که مخاطب این دلیل هستند، قاعدتاً [[اهل]] ایمان هستند و آنها هستند که ولایت امر را می‌پذیرند. «ولایت امر» را مؤمنینِ به ایمان ثانی می‌پذیرند و آنها مخاطب هستند و آنهایی که مؤمن به ایمان ثانی نیستند اصلاً ولایت امر را نمی‌پذیرند. بنابراین وقتی دلیل، خطاب به [[مؤمنین]] به ایمان دوم است، این دلیل اطلاقی ندارد که شامل مؤمن به ایمان اول هم باشد؛ لذا این دلیل از مؤمن به غیر ایمان ثانی انصراف دارد<ref>[[محسن اراکی|محسن اراکی]]، درس خارج فقه نظام سیاسی با موضوع ایمان و مراحل آن.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


==مقدمه==
==مقدمه==
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش