تقیه در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
«[[تقیه]]» از [[باورهای اعتقادی]] انحصاری [[شیعه]] است که هم در گفتار و هم در [[رفتار]] [[امامان معصوم]]{{عم}} به وضوح بر آن تأکید شده است. تقیه نه تنها در مصادر [[روایی]] مورد توجه است؛ بلکه از برخی [[آیات قرآن]] نیز این اصل [[شیعی]] قابل دریافت است. | |||
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر | [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر آیه]] بیست و هشتم [[سوره آلعمران]]<ref>البته ایشان بحث تقیه را در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره نحل {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ...}} نیز طرح میکند.</ref>، درباره این بخش [[آیه]]: {{متن قرآن|إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً...}} میفرماید: [[کتاب و سنت]] فی الجمله تقیه را [[تأیید]] میکنند. [[عقل]] نیز به سبب [[عدم پذیرش ظلم]] در [[دین]] آن را تأیید میکند؛ زیرا تقیه باعث [[حفظ]] [[مصلحت]] دین و حفظ [[حق]] در مقابل [[دشمنان دین]] میشود<ref>طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۵۳.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۸۰.</ref> | ||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
تقیه، یعنی مخفیانه و در حالتی استتاری از خود [[دفاع]] کردن<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۰.</ref>. هرگاه شخص [[مسلمان]] برای دور ماندن از زیان جانی، [[مالی]] یا عِرضی، از اظهار [[عقیده دینی]] [[خویشتنداری]] کند، به کار او تقیه میگویند. [[دانشمندان]] متقدم شیعه، تقیه را چنین تعریف کردهاند که عبارت از [[کتمان حق]] و [[اعتقاد قلبی]] است برای [[پرهیز]] از زیان [[دینی]] و [[دنیوی]]<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲/ ۱۳۶.</ref>. هر چند این تعریف، درست است منتها جامع موارد متعدد تقیه نیست. تعریف جامع و مانع این است که تقیه عبارت از پنهان ساختن حق از دیگران یا اظهار خلاف آن است، برای مصلحتی که از مصلحت اظهار، مهمتر است<ref>نقش تقیه در استنباط، ۵۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص188.</ref> | |||
بهعبارتی دیگر | بهعبارتی دیگر تقیه عبارت است از: به کاربردن تاکتیک معقول در [[مبارزه]] برای حفظ بهتر و بیشتر نیروها و سرمایهها، تا [[جبهه]]، هرچه قویتر و نیرومندتر بماند. [[وظیفه]] فردِ [[مبارز]] تنها این نیست که با حریف مبارزه کند و آن را [[شکست]] بدهد، بلکه حفظ و نگهداری نیروها و سرمایهها از جمله [[وظایف]] اوست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۸۰.</ref>. | ||
==روایات و تقیه== | ==[[روایات]] و [[تقیه]]== | ||
#[[امام صادق]]{{ع}} از | # [[امام صادق]]{{ع}} از [[قول پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ}}. | ||
#[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ آمُرُكَ أَنْ تَسْتَعْمِلَ التَّقِيَّةَ فِي دِينِكَ}}. | # [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ آمُرُكَ أَنْ تَسْتَعْمِلَ التَّقِيَّةَ فِي دِينِكَ}}. | ||
#[[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ يُضْطَرُّ إِلَيْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ}}. | # [[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ يُضْطَرُّ إِلَيْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ}}. | ||
روایات مبتنی بر [[مشروعیت تقیه]] از طرق [[اهل بیت]] به قدری زیاد است که چه بسا به حد [[تواتر]] برسند<ref>بنگرید به: طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۶۳ - ۱۶۲.</ref>.<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۱.</ref> | |||
==تقیه از اعتقادات خاص شیعه== | ==تقیه از [[اعتقادات]] خاص [[شیعه]]== | ||
تقیه از مختصات شناخته شده شیعه است، به طوری که دو واژه شیعه و تقیه لازم و ملزوم یکدیگر شناخته شدهاند. به [[گواهی]] [[تاریخ]]، همه [[ائمه دین]] تقیه میکردهاند؛ مثلاً: شخصی از امام صادق{{ع}} نکتهای را سؤال کرد و [[حضرت]] جوابی دادند. شخص دیگری به آن حضرت گفت: قبلاً همین مسئله از [[پدر]] شما، [[امام باقر]]{{ع}} سؤال شده بود، اما جواب ایشان با جواب شما متفاوت است! کدامیک درست است؟! امام صادق{{ع}} در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته، درست است. بعد اضافه کردند: «[[شیعیان]]، آن وقت که سراغ پدرم میآمدند، با [[خلوص نیت]] میآمدند و قصدشان این بود که [[حقیقت]] را دریابند. او هم عین حقیقت را به آنها میگفت؛ ولی قصد کسانی که از من سؤال میکنند، [[هدایت]] یافتن و عمل به آن نیست، بلکه میخواهند [[فتنه]] به پا کنند و من ناچارم که با تقیه به آنها جواب دهم»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الشِّيعَةَ أَتَوْا أَبِي مُسْتَرْشِدِينَ فَأَفْتَاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ أَتَوْنِي شُكَّاكاً فَأَفْتَيْتُهُمْ بِالتَّقِيَّةِ}}؛ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج4، ص264.</ref>.<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۰.</ref> | |||
علمای [[اهل تسنن]] | علمای [[اهل تسنن]] تقیه را روا نمیدانند مگر تعدادی انگشتشمار همانند [[فخر رازی]]<ref>شیعه و تشیع، ۹۹۹- ۱۹۶.</ref>. بنابراین، میتوان گفت تقیه از ویژگیهای [[اعتقادی]] [[مذهب تشیع]] است. [[شیعیان]] همواره ـ به خصوص در [[عصر امامان]]{{عم}} ـ در تنگنا و فشار [[حکومتها]] بودهاند. از این رو، بیشتر از [[مسلمانان]] دیگر، به [[تقیه]] نیازمند شدهاند. تقیه با [[علم]] یا [[گمان]] [[قوی]] به ضرر، [[واجب]] میشود. اگر خطری نباشد، نه تنها تقیه واجب نیست، بلکه [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز ـ با شرایط خود ـ واجب میشود؛ زیرا اصل اول در [[دفاع از دین]]، امر به معروف و نهی از منکر است و تقیه، پس از آن به میان میآید. تقیه اساساً از امور استثنائی و [[اضطراری]] است<ref>وسائل الشیعه، ۱۱/ باب ۲۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص188.</ref> | ||
==شرایط تقیه== | ==شرایط تقیه== | ||
تقیه شرایطی دارد که بیتوجهی به آنها ممکن است به [[افراط و تفریط]] بینجامد. از این شرایط است: بیفایده بودن اظهار [[حق]]، [[حفظ جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] و [[دین]]، [[مشتاق]] کردن [[مخالفان]] به راه حق و [[حفظ]] [[وحدت اسلامی]]. در برخی [[کارها]] به هیچ روی، تقیه روا نیست؛ مثلًا کسی نمیتواند برای حفظ جان، مال و یا آبروی خویش، در برابر نابودی دین [[سکوت]] کند، یا کسی نمیتواند برای حفظ جان خود، کسی دیگر را به ناحق بکشد. به طور کلی، در کارهایی که موجب [[قتل نفس]] محترم یا رواج [[باطل]] یا [[فساد]] دین یا ضرر مهمی به مسلمانان و [[گمراهی]] آنان و یا رواج [[ظلم و جور]] میان آنان میشود، تقیه جایز نیست<ref>پاسخ به شبهاتی پیرامون مکتب تشیع، ۱۰۶.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص188.</ref> | |||
==اقسام تقیه از نظر حکم== | ==اقسام تقیه از نظر [[حکم]]== | ||
بنابراین، میتوان اقسام | بنابراین، میتوان اقسام تقیه را از نظر [[حکم تکلیفی]] بدینسان تقسیم کرد: | ||
# | # تقیه واجب: هنگام دفع ضرر فوری؛ | ||
# | # تقیه [[مستحب]]: هنگام دفع ضرر تدریجی؛ | ||
# | # تقیه [[مباح]]: هنگامی که تقیه و عدم آن یکسان است؛ | ||
# | # تقیه [[مکروه]]: هنگامی که ترک تقیه و برتابیدن ضرر بهتر است؛ | ||
# | # تقیه [[حرام]]: هنگامی که تقیه موجب ترک امر مهمتر میشود<ref>التقیة، شیخ مرتضی انصاری، ۳۹.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص189.</ref> | ||
==اقسام تقیه از نظر [[انگیزه]]== | |||
تقیه را از نظر انگیزه و علت نیز بر دو گونه دانستهاند: [[تقیه]] حفظی (خوفی) و [[تقیه مداراتی]]. تقیه حفظی آن گاه پیش میآید که پای [[حفظ دین]]، [[جان]]، [[مال]] یا [[آبرو]] در میان باشد. تقیه مداراتی برای فراهم ساختن [[حُسن]] [[معاشرت]] با [[اکثریت]] [[مسلمانان]] و ایجاد [[وحدت]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] انجام میگیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص189.</ref>. | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||